ما در حال بررسی «تاریخ پنهان» آیهٔ چهلِ دانیال باب یازدهم هستیم، آنگاه که شهادت مکتوب آن در زمان آخر، در سال ۱۹۸۹، متوقف می‌شود، تا به قانون یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویک برسد. این تاریخ پنهان، ساختاری را نمایان می‌سازد که تمامی خطوط نبویِ ایام آخر باید بر آن منطبق گردند، زیرا مُهر شدنِ یکصد و چهل‌وچهار هزار در درون همان تاریخ پنهان واقع می‌شود. آن تاریخ، جایی است که آزمونِ مرتبط با شکل‌گیریِ تصویرِ وحش در آن رخ می‌دهد. از این‌رو، همان تاریخی است که در آن رؤیای پنهانِ نبوکدنصر دربارهٔ تصویرِ وحوش گشوده می‌شود. آن تاریخ پنهان، همان‌جاست که تاریخ پنهانِ برخاسته از نخستین دورهٔ ریاست‌جمهوریِ دونالد ترامپ، در آیهٔ دومِ دانیال یازده، به پایان می‌رسد و به آیهٔ سوم می‌انجامد. آن تاریخ پنهان، بخشی از نبوتِ دانیال است که به ایام آخر مربوط می‌شود، و همان مکاشفهٔ عیسی مسیح است که اندکی پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش، در قانون یکشنبه، گشوده می‌گردد. تمامی این خطوطِ حقیقت، به‌صورت برداشته شدنِ مُهر هفتم و نهایی بازنمایی شده‌اند.

آیات ده تا پانزدهِ دانیال یازده باید با آن تاریخِ پنهان منطبق دانسته شوند، و سه آیهٔ پایانیِ آن بخش سه خطّ نبوی را عرضه می‌کنند. این آیات مشخص می‌سازند که چه زمانی پاپیّت بار دیگر به تاریخ مداخله می‌کند، همان‌گونه که در سال ۲۰۰ پیش از میلاد رخ داد، زمانی که رومِ مشرک نخستین بار وارد تاریخِ نبویِ به‌تصویرکشیده‌شده در دانیال باب یازده، آیهٔ چهارده شد. آن آیه، و تحقق آن آیه در تاریخِ رومِ مشرک، رؤیا را استوار ساخت، زیرا رومِ مشرک نمادِ آن قدرتی بود که خویشتن را برکشید، قومِ خدا را غارت کرد و سپس سقوط نمود. پروتستانیسمِ مرتد آن آیه را بر آنتیوخوس اپیفانس تطبیق داد، اما میلری‌ها آن را بر رومِ مشرک منطبق ساختند و آن آیه را در تاریخِ میلری حقیقتی آزمون‌گر شناسایی کردند. امروز نیز الهی‌دانانِ ادونتیسمِ نوینِ لائودیکیه‌ای دوباره تعلیم می‌دهند که آن آنتیوخوس اپیفانس است؛ پس این نیز بار دیگر حقیقتی آزمون‌گر است.

نه تنها این یک حقیقتِ آزمون‌کننده است، بلکه این آیه و تحقق آن در سال ۲۰۰ پیش از میلاد، مشخص می‌سازد که فاحشهٔ صور (رومِ جدید) از چه هنگام سرودهای شیطانیِ خود را آغاز به خواندن می‌کند، و به ورود پاپیّت به تاریخ ایام آخر اشاره دارد؛ و از این‌رو، حقیقتِ اصلیِ آزمون‌کنندهٔ ایام آخر را نمایندگی می‌کند، که با حقیقتِ آزمون‌کننده‌ای که در مناقشهٔ تاریخ میلری نمایان شد، هم‌راستا است.

این سه آیه همچنین نمایانگر خطّ شاخِ جمهوری‌خواهِ حیوانِ زمین هستند، و گام‌های نبوّتیِ دونالد ترامپ را مشخص می‌کنند، آنگاه که او به‌عنوان هشتمین رئیس‌جمهورِ برخاسته از میانِ هفت رئیس‌جمهور، وارد دومین دورهٔ ریاست‌جمهوریِ خود می‌شود؛ در سلسله‌ای از رؤسای‌جمهور که در زمانِ آخر، در سال 1989، با رونالد ریگان آغاز شد. پس از نبردِ رافیه در آیهٔ دوازدهم، «آنتیوخوس» نخست شورشی را در درونِ ایالات متحده سرکوب می‌کند، سپس برای جنگی علیه جهانی‌گرایی، که در نبردِ پانیوم به‌وسیلهٔ مصر نمایانده شده است، آماده می‌شود. ترامپ در آن جنگ پیروز می‌شود، اما آن جنگ جنگ جهانی سوم (Actium) را آغاز می‌کند. این فعالیت‌ها به‌وسیلهٔ آنتیوخوس سوم مگنوس نمونه‌سازی شده بودند، که در نبردِ رافیه از مصر شکست خورده بود، اما در نبردِ پانیوم با پیروزی تلافی کرد.

در آیهٔ سیزدهم، «پس از چند سال»، آنتیوخوس ماگنوس، چنان‌که اوریا اسمیت بیان می‌کند، «آنتیوخوس، پس از آن‌که شورش را در پادشاهی خود فرونشاند، و نواحی شرقی را به اطاعت و انقیاد درآورد و استوار ساخت، برای هرگونه اقدام و لشکرکشی فراغت یافت، آنگاه که اپیفانسِ جوان به تخت مصر نشست؛ و چون این را فرصتی بس مناسب برای گسترش سلطنت خویش دید که نباید از دست برود، سپاهی عظیم‌تر از پیشین فراهم آورد.» ترامپ نخست شورشی را در پادشاهی خود فرونشانده خواهد ساخت، و سپس سپاهی بزرگ‌تر از آنچه در هنگام شکست پیشین خود داشت مهیا خواهد کرد. ترامپ در سال ۲۰۲۰ شکست خورد، در تحقق مکاشفه باب یازدهم، آنگاه که وحشِ الحاد، که نمایانگر جهانی‌گراییِ سراسر جهان است، و جهانی‌گرایانِ هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، انتخابات را ربودند؛ و نیز، به‌عنوان نیروی نیابتی اصلی فاحشهٔ صور، هنگامی که پوتین بر اوکراین پیروز شود، آن نیز شکستی خواهد بود.

سومین خط نبوی در این سه آیه‌ای که در نظر داریم، خطِ پروتستانتیسمِ مرتد است، چنان‌که با خطِ مکابیان و شورش آنان بر ضدِ تلاش‌های آنتیوخوس اِپیفانِس برای تحمیلِ دینِ یونان بر یهودیان نمایان می‌شود. خطِ ترامپ و خطِ پروتستانتیسمِ مرتد، نمایندهٔ آن دو قدرت‌اند که سرانجام در آن شاخی که به‌صورتِ تصویرِ وحش معرفی شده است، با یکدیگر ادغام خواهند شد. آیات سیزده تا پانزده نمایانگرِ تاریخی هستند که به قانونِ یکشنبه منتهی می‌شود، و دو خطِ پروتستانتیسمِ مرتد و جمهوری‌خواهیِ مرتد، تعاملِ آن دو قدرت را، هنگامی که برای برپاییِ اتحادِ کلیسا و دولت پیش از قانونِ یکشنبه به یکدیگر نزدیک شده و در هم می‌آمیزند، به تصویر می‌کشند.

در مقالات پیشین مشخص ساخته‌ایم که سه رویدادی که با تاریخ‌های 1776، 1789 و 1798 نمایش داده می‌شوند، و به‌ترتیب نمایانگر اعلامیۀ استقلال، قانون اساسی، و قوانین بیگانگان و فتنه هستند، دوره‌ای را شناسایی می‌کنند که به آغاز حیوانِ زمین به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس انجامید. از این‌رو، آن سه نشانۀ راه، سه نشانۀ راهی را نیز نمایندگی می‌کنند که به پایان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس منتهی می‌شوند. همچنین مشخص ساخته‌ایم که بیست‌ودو سالی که از 1776 تا 1798 امتداد دارد، نماد زمانِ مُهر شدنِ یک‌صد و چهل‌وچهار هزار نفر است، زیرا عدد بیست‌ودو نمادی از ترکیبِ الوهیت با انسانیت است.

ہم نے اس تاریخ کو “Truth” کے دستخط کی حامل کے طور پر شناخت کیا ہے، کیونکہ پہلا اور آخری نشانِ راہ اس آزادی کی نمائندگی کرتے ہیں جو قائم کی گئی اور اس آزادی کی بھی جو سلب کر لی گئی۔ یہ تینوں نشانِ راہ زمین کے درندہ کی بنیادی علامت کی نمائندگی کرتے ہیں، کیونکہ یہ سب ریاستہائے متحدہ کے بولنے کی نمائندگی کرتے ہیں، اس لیے کہ “کسی قوم کا بولنا اس کے قانون ساز اور عدالتی حکام کے عمل کا نام ہے۔” 1789 کا درمیانی نشانِ راہ اور آئین تیرہ نوآبادیات کے ذریعہ توثیق کیا گیا، اور عبرانی لفظ “Truth” میں درمیانی حرف تیرھواں ہے۔ 1776 سے 1798 تک کے بائیس برس بھی ان بائیس حروف کے مطابق ہیں جو عبرانی حروفِ تہجی کو تشکیل دیتے ہیں۔

ہم نے یہ بھی شناخت کیا ہے کہ 1798ء کے ایلیئن اینڈ سیڈیشن ایکٹس اُس مقام کی نمائندگی کرتے ہیں جہاں ریاستہائے متحدہ اژدہا کی مانند بولتا ہے۔ روم کے ساتھ یہودیوں کے اتحاد کی تاریخ—جو دانی ایل گیارہ کی آیات تیرہ سے پندرہ میں مرتد پروٹسٹنٹ ازم کی لکیر کا حصہ ہے—اُس دور کی نمائندگی کرتی ہے جب حیوان کی شبیہ قائم کی جاتی ہے، اور اُس شبیہ کی تشکیل ایک لاکھ چوالیس ہزار کے لیے آخری آزمائش ہے۔ یہی وہ آزمائش ہے جسے اُنہیں مُہر کیے جانے سے پہلے ضرور سر کرنا ہے۔ لہٰذا 161 قبل مسیح سے 158 قبل مسیح تک یہودیوں کا اتحاد اُس آزمائش کا ایک نہایت سنجیدہ جزو ہے جس میں اُن لوگوں کا کام پورا ہوتا ہے جو ایک لاکھ چوالیس ہزار میں شامل ہونے کے لیے بلائے گئے ہیں۔

پذیرفتنِ این‌که ۱۶۱ ق.م. تا ۱۵۸ ق.م. دوره‌ای از زمان را نشان می‌دهد که به‌وسیلهٔ پیمانِ یهودیان نمادین شده است، با تعلیمِ تاریخ در تعارض است؛ زیرا مورخان تعلیم می‌دهند که آن پیمان در ۱۶۱ ق.م. بوده است، حال آن‌که میلری‌ها تعلیم می‌دادند که در ۱۵۸ ق.م. بوده است، و یقینِ ایشان به آن واقعیت بر هر دو نمودارِ مقدس به تصویر کشیده شده است.

پرسش صرفاً این نیست که آیا مورخان در تعیین سال 161 پیش از میلاد برای اتحاد یهودیان درست می‌گویند، یا اینکه میلری‌ها در شناسایی سال 158 پیش از میلاد بر حق بوده‌اند. در هر یک از این دو انتخاب، گروهی وجود دارد که با انتخاب شما موافقت خواهد کرد. پرسش این است که آیا هم مورخان و هم میلری‌ها هر دو درست می‌گویند، و اینکه حقیقتِ مربوط به اتحاد با یهودیان در واقع نمایانگر یک دورهٔ زمانی است، نه یکی از دو نقطهٔ منفردِ ممکن در تاریخ.

در مقالات پیشین، آنچه را ما بر این باوریم که منطقِ تقدیس‌شده و معتبری است، ارائه کرده‌ایم مبنی بر اینکه اتحاد با روم و یهود، دوره‌ای از ۱۶۱ پیش از میلاد تا ۱۵۸ پیش از میلاد را نمایندگی می‌کند، و اینکه این دوره، نمونه‌وار بر شکل‌گیریِ صورتِ وحش دلالت دارد. با این وصف، حتی همین تعیینِ پذیرشِ اینکه اتحاد یهود با روم یک دورهٔ زمانی است نیز به یک آزمون بدل می‌شود، و در آن مفهومِ نبوی، با این واقعیت هماهنگ است که شکل‌گیریِ صورتِ وحش «آزمون بزرگ برای قوم خدا» است.

با این همه، سال ۱۵۸ پیش از میلاد زمانی را مشخص می‌کند که اتحاد میان یهودیان مرتد، معروف به مکابیان، با روم به‌طور استوار برقرار شد، و از این‌رو نمونهٔ شریعت یکشنبه را به تصویر می‌کشد؛ زیرا کتاب‌مقدس این پرسش بلاغی را مطرح می‌سازد: «آیا دو نفر می‌توانند با هم راه بروند، مگر آنکه با یکدیگر موافقت داشته باشند؟» سال ۱۵۸ پیش از میلاد محل و زمانی را مشخص می‌کند که در آن پروتستانتیسم مرتد با قدرت پاپی دست اتحاد می‌دهد، و دوره‌ای که در سال ۱۶۱ پیش از میلاد آغاز شد و به سال ۱۵۸ پیش از میلاد انجامید، دوره‌ای از زمان را مشخص می‌سازد که نمایانگر تشکیل صورت وحش است. شناخت این نکته ضروری است که این دوره زمانی را مشخص می‌کند که در آن پروتستانتیسم مرتد با جمهوری‌خواهی مرتد متحد خواهد شد. هر دوی این قدرت‌های مرتد در آیات سیزده تا پانزده به تصویر کشیده شده‌اند؛ از این‌رو برخی نشانه‌های راه مشترک را با یکدیگر سهیم‌اند.

کاربردِ سال‌های 1776، 1789 و 1798 به‌مثابه نمادهایی از 11 سپتامبر 2001، سپس محاکمات پلوسیِ جنبشِ پرچمِ دروغینِ مرتبط با 6 ژانویه 2021، و دورهٔ آغازینِ انتخاباتِ ربوده‌شدهٔ بایدن که به قانون یکشنبه منتهی می‌شود، صحیح است. در این تطبیق، قانون پاتریوتِ 2001، در هم‌سویی با اعلامیهٔ استقلال، نشانه‌ای راهی را ارائه می‌کند که آغازِ سلبِ استقلال را مشخص می‌سازد. سپس دومین نشانهٔ راهی، یعنی دادگاه نمایشیِ پلوسی و شیف، که با تصویبِ قانون اساسی هم‌راستا است، بدین‌سان آغازِ واژگون‌سازیِ قانون اساسی را نمونه‌وار می‌نمایاند، و پس از آن سومین نشانهٔ راهی، یعنی قوانین بیگانگان و فتنه، قرار دارد که نمایانگرِ سخن گفتنِ ایالات متحده همچون اژدها است. به‌کار بردنِ این نشانه‌های راهی به این شیوه، به‌منزلهٔ شناساییِ نشانه‌های راهیِ پروتستانیسمِ مرتد است، چنان‌که به‌وسیلهٔ مکابیان نمایانده شده است.

در سطحی دیگر، شناساییِ سه نشانِ راه در پیوند با جمهوری‌خواهیِ مرتد، کاربردی اندکی متفاوت پدید می‌آورد. یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ با ۱۷۷۶ هم‌تراز است؛ اما ۱۷۸۹، برای جمهوری‌خواهیِ مرتد، با قوانینِ بیگانگان و فتنه هم‌تراز می‌شود و تمایزی میان آن «قوانین» و سخن گفتنِ اژدها برقرار می‌سازد، که به‌وسیلهٔ اجرای قانونِ یکشنبه بازنمایی شده است. هنگامی که این دو خط در چارچوبِ آزمونِ تصویرِ وحش در کنار یکدیگر قرار داده شوند، ساختارِ نبوتیِ برپا شدنِ تصویرِ وحش را تشکیل می‌دهند، و آزمونِ عظیم برای قومِ خدا، شکل‌گیریِ تصویرِ وحش است. برای قومِ خدا، شکل‌گیریِ تصویرِ وحش، باید نخست چنان‌که در کلامِ خدا بازنمایی شده است شناخته شود، تا آن قومِ آخرالزمانی بتوانند آن شکل‌گیری را در جهانِ سیاسی و مذهبی تشخیص دهند.

پس محاکمات پلوسی در ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ چگونه می‌تواند با قوانین بیگانگان و فتنه همسو باشد؟ محاکمات پلوسی نشانِ جشن و شادمانیِ وحشِ برآمده از هاویه است که به‌تازگی آن رئیس‌جمهورِ ثروتمند را که جهانی‌گرایی را برانگیخته بود، کشته بود. آن تاریخِ شادمانی با دورهٔ تحلیف بایدن آغاز شد و نمایانگر دوره‌ای است که با دومین تحلیف ترامپ پایان می‌یابد. باید توجه داشت که ترامپ سه بار برای ریاست‌جمهوری کارزار می‌کند، و در نخستین و آخرینِ آنها پیروز می‌شود، اما در میانه، پیروزیِ او به‌وسیلهٔ آن قدرتی که کتاب مقدس آن را پدرِ دروغ‌ها می‌نامد، ربوده شد. محاکمات پلوسی که با انتخاباتِ ربوده‌شده آغاز شد، دومین مجموعه از محاکماتِ انتقام‌جویانهٔ پلوسی را مشخص می‌کند که هنگامی آغاز می‌شود که ترامپ در ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵ تحلیف می‌شود.

دورانِ مدتِ ریاست‌جمهوریِ جو بایدن با سلسله‌ای از محاکماتِ پلوسی آغاز می‌شود و با سلسله‌ای از محاکماتِ پلوسی پایان می‌یابد. هر دو، محاکماتِ سیاسی‌اند، اما کسانی که در مجموعهٔ دومِ محاکمات تحت پیگرد قرار می‌گیرند، همان کسانی هستند که در محاکماتِ نخست پیشگام بودند. در دومین مراسمِ تحلیفِ ترامپ، سالِ 164 پیش از میلاد مشخص می‌گردد. دومین مراسمِ تحلیفِ ترامپ به‌واسطهٔ سالِ 164 پیش از میلاد نمونه‌سازی شده است، و تجدیدِ تقدیسِ معبدِ یهودی نمایانگرِ تجدیدِ تقدیسِ معبدِ سیاسی برای بارِ دوم است.

یہی وہ سال تھا جب انطیوخس اپیفینس مر گیا، اور وہی وہ قوت تھا جس نے یونان کی مذہبی رسومات یہودیوں پر مسلط کیں، اور یوں 167 قبلِ مسیح کی مکابی بغاوت کا سبب بنا۔ 2025 میں ٹرمپ کی دوسری تقریبِ حلف برداری کے وقت، یونان کا مذہب (عالمگیریت) ریاستہائے متحدہ میں پوری طرح مغلوب کر دیا جائے گا، اور شیطانی معجزات کلیسیا اور ریاست کو ایک ساتھ لانے کے کام کو قوت بخشنا شروع کریں گے۔ اسی موقع پر ٹرمپ ایسے انتظامی احکام پر دستخط کرے گا جو Alien and Sedition Acts کے مماثل ہوں گے، یوں حیوان کے بت کی تشکیل (161 قبلِ مسیح) کے آغاز کو نشان زد کرتے ہوئے، اور وہ Pelosi Trials کے دوسرے سلسلے کا آغاز کرے گا۔ Alien and Sedition Acts حیوان کے بت کی تشکیل کے دور کے آغاز کو نشان زد کرتے ہیں، اور وہ دور اتوار کے قانون پر اختتام پذیر ہوتا ہے، جیسا کہ 158 قبلِ مسیح سے ممثل ہے۔

بدین‌سان، دوره‌ای که شکل‌گیریِ صورتِ وحش است، با «اقداماتی» آغاز می‌شود که به ترامپ امکان می‌دهد رسانه‌های جریان اصلی را تعطیل کند، بیگانگانِ غیرقانونی را اخراج نماید و کسانی را که در توطئهٔ حزب دموکرات دخیل‌اند بازداشت کرده، به محاکمه بسپارد. آغاز این دوره نشانِ آزار و اذیتِ سیاسی‌ای است که از سوی ترامپ اعمال می‌شود، و پایان آن با آزار و اذیتِ دینی همراه است.

در این معنا، نشان میانیِ 1789 و قانون اساسی، محاکمات پلوسیِ 2021 است که نمایانگر دوره‌ای است که با همان تاریخی که در آغاز بود به پایان می‌رسد؛ اما آخرین سلسلهٔ محاکمات پلوسی، وارونگی‌ای سیاسی است نسبت به کسانی که اکنون تحت پیگرد قرار گرفته و زندانی می‌شوند. دومین نشان در خط پروتستانیسم مرتد، محاکمات پلوسی است که ریاست‌جمهوری جو بایدن را در بر می‌گیرد، و این دوره در ژانویهٔ 2025 پایان می‌یابد؛ زمانی که نشان 1789، در خط جمهوری‌خواهی مرتد، در 20 ژانویهٔ 2025، با فرمان‌های اجرایی‌ای که بی‌درنگ پس از دومین تحلیف ترامپ صادر می‌شوند، فرا می‌رسد. این، دوره‌ای را آغاز می‌کند که در آن ملت همچون اژدها سخن می‌گوید (قوانین بیگانگان و فتنه)، و به قانون یکشنبه منتهی می‌شود، جایی که ملت همچون اژدها سخن می‌گوید. در آن دوره، قانون اساسی، که به‌واسطهٔ 1789 نمایانده شده است، به‌تدریج واژگون می‌شود.

در دومین مراسم تحلیف ترامپ، او هشتمین رئیس‌جمهوری می‌شود که از آن هفت است، و شکل‌گیریِ تصویرِ وحش آشکار می‌سازد که چگونه شاخ‌های مرتدِ پروتستانیسم و جمهوری‌خواهی در مقام یک شاخ به هم می‌پیوندند، در حالی که پروتستان‌ها زمام این رابطه را در دست دارند. در همان تاریخ، کسانی که فراخوانده شده‌اند تا یک‌صد و چهل‌وچهار هزار تن باشند، پیش از آن‌که در قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد به‌عنوان شاخِ پروتستانیسمِ راستین برافراشته شوند، مُهر می‌شوند.

پیامِ مُهرشدن که همان مکاشفهٔ عیسی مسیح است، و اندکی پیش از بسته شدن زمانِ فیض گشوده می‌شود، آن بخشی از دانیال است که به ایامِ آخر مربوط می‌گردد. آن بخشی که گشوده می‌شود، تاریخِ پنهانِ دانیال یازده آیهٔ چهل است، و آیات سیزده تا پانزده با آن تاریخِ پنهان همسو هستند. ازاین‌رو، پیامی که اندکی پیش از بسته شدن زمانِ فیض گشوده می‌شود، و به‌وسیلهٔ پیامِ نبویِ پنهانِ تمثالِ نبوکدنصر از حیوانات نمونه‌سازی شده است، همان پیامِ پیوستنِ دو چوبِ شاخ‌های مرتدِ پروتستانیسم و جمهوری‌خواهی است که در آیات سیزده تا پانزده به‌وسیلهٔ مکابیان و آنتیوخوسِ سوم نمایانده شده‌اند.

پیامی که شکل‌گیریِ تصویرِ وحش را مشخص می‌سازد، همان پیامی است که تقدیسی را منتقل می‌کند که شاخِ پروتستانِ حقیقی را مُهر می‌زند.

در آیهٔ چهاردهم، در سال ۲۰۰ پیش از میلاد، رومِ بت‌پرست نخستین‌بار در روایت نبوی معرفی می‌شود، هنگامی که برای حمایت از پادشاهِ نوبالغِ جدیدِ مصر، در برابر اتحادی علیه مصر که به‌وسیلهٔ آنتیوخوس سوم و فیلیپِ مقدونی تشکیل شده بود، برخاست. در آن سال، نبردِ پانیوم به‌وسیلهٔ آنتیوخوس سوم بر ضد بطلمیوس پنجم انجام شد. معرفیِ «غارتگرانِ قومِ تو» که رؤیا را استوار می‌سازند، اتحادی میان آنتیوخوس و فیلیپ، و نبردِ پانیوم، همگی در همان سال رخ دادند. ازاین‌رو، این نشانهٔ راه، اتحادی میان آنتیوخوس را، که نمونهٔ شاخِ جمهوری‌خواهِ وحشِ زمین است، و فیلیپِ مقدونی را، که نامِ باستانیِ یونان است و نمونهٔ سازمانِ مللِ متحد می‌باشد، مشخص می‌سازد.

در سطح نبوتی، در نبرد پانیوم، اتحادی میان اژدها (مقدونیه) و نبیِ کاذب (ایالات متحدهٔ آمریکا) شکل می‌گیرد. انگیزهٔ زیربنایی این اتحاد، تقسیم قلمرو مصر بود، که نمایانگر روسیهٔ در حال فروپاشی می‌بود.

هنگامی که عیسی شاگردان خود را به پانیوم برد، آن مکان در آن زمان قیصریهٔ فیلیپی نامیده می‌شد. هیرودیس فیلیپی، نوهٔ هیرودیس کبیر، بازسازی شهر را به انجام رسانده و آن را به نام قیصر آگوستوس و خویشتن نام‌گذاری کرده بود؛ ازاین‌رو، قیصریهٔ فیلیپی. رابطهٔ آن دو، نمایانگر روم با روم است، اما فیلیپی در قیاس با قیصر، رومی فروتر است، و در سطح نبوی، هیرودیس فیلیپی نمایندهٔ سالومه، دختر هیرودیاس، می‌باشد. بنابراین، در نام قیصریهٔ فیلیپی، هیرودیس فیلیپی را می‌یابیم که نمایندهٔ نبیِ کاذب است، و قیصر نمایندهٔ پاپیّت است.

لہٰذا پانیئم کی نبوی تاریخ دو اتحادوں کو پیش کرتی ہے: ایک وہ جس میں جھوٹا نبی (Trump) اژدہے (United Nations) کے ساتھ ہاتھ ملاتا ہے، اور دوسرا وہ جس میں جھوٹا نبی (Trump) پاپائیت (Caesar) کے ساتھ ہاتھ ملاتا ہے۔ آیت سولہ میں اتوار کے قانون کی نمائندگی کی گئی ہے، اور وہیں اس سہ رُکنی اتحاد کو نافذ کیا جاتا ہے؛ لیکن یہ ترتیب درحقیقت اتوار کے قانون سے پہلے، آیت پندرہ اور پانیئم کی لڑائی میں قائم کر دی گئی تھی۔

«به‌موجب فرمانی که برپایی نهاد پاپیّت را در نقض شریعت خدا الزام‌آور می‌سازد، ملت ما خود را به‌طور کامل از پارسایی جدا خواهد کرد. هنگامی که پروتستانتیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت رومی را بفشارد، هنگامی که بر فراز این ورطه دست دراز کند تا با روح‌گرایی دست دهد، هنگامی که کشور ما، تحت تأثیر این اتحاد سه‌گانه، هر اصل قانون اساسی خود را به‌عنوان حکومتی پروتستان و جمهوری‌خواه انکار کند، و برای گسترش دروغ‌ها و فریب‌های پاپی تمهیداتی فراهم آورد، آن‌گاه خواهیم دانست که زمانِ کار شگفت‌انگیز شیطان فرارسیده و پایان نزدیک است.» Testimonies, جلد 5، 451.

ما این بررسی را در نوشتار بعدی خود ادامه خواهیم داد.

«مکاشفه آفرینش یا اختراعِ چیزی نو نیست، بلکه ظهورِ آن چیزی است که تا پیش از آشکار شدن، بر انسان‌ها ناشناخته بود. حقایق عظیم و جاودانه‌ای که در انجیل نهفته است، از راهِ جست‌وجوی مجدّانه و فروتن ساختنِ خویشتن در حضور خدا آشکار می‌گردد. آموزگارِ الهی ذهنِ جویندهٔ فروتنِ حقیقت را هدایت می‌کند؛ و به راهنماییِ روح‌القدس، حقایقِ کلام بر او معلوم می‌شود. و هیچ راهی برای معرفت، یقینی‌تر و کارآمدتر از آن نیست که انسان بدین‌سان هدایت شود. وعدهٔ نجات‌دهنده چنین بود: «اما چون او، یعنی روحِ راستی، آید، شما را به تمامیِ راستی هدایت خواهد کرد.» از طریقِ افاضهٔ روح‌القدس است که ما به فهمِ کلامِ خدا قادر می‌گردیم.»

«مزمور نویس می‌نویسد: “جوان چگونه می‌تواند راه خود را پاک سازد؟ با نگاه داشتن آن موافق کلام تو. با تمامی دل خود تو را طلبیده‌ام؛ آه، مگذار که از اوامر تو منحرف شوم.... چشمان مرا بگشا، تا عجایب شریعت تو را ببینم.”»

«ما اندرز داده شده‌ایم که حقیقت را همچون گنجی نهفته بجوییم. خداوند فهمِ جویندهٔ راستینِ حقیقت را می‌گشاید؛ و روح‌القدس او را قادر می‌سازد تا حقایقِ مکاشفه را دریابد. این همان چیزی است که مزمورنویس بدان نظر دارد، آنگاه که درخواست می‌کند چشمانش گشوده شود تا چیزهای شگفت‌انگیز را از شریعت مشاهده کند. هنگامی که جانْ مشتاقِ کمالاتِ عیسی مسیح است، ذهن توانا می‌شود که جلال‌های جهانِ بهتر را دریابد. تنها به یاریِ معلّم الهی است که می‌توانیم حقایقِ کلامِ خدا را بفهمیم. در مکتبِ مسیح، می‌آموزیم که حلیم و فروتن باشیم، زیرا به ما فهمِ اسرارِ دینداری عطا می‌شود.»

«وہی جس نے کلام کو الہام بخشا، کلام کا حقیقی مُفسِّر تھا۔ مسیح نے اپنی تعلیمات کو واضح کرتے ہوئے اپنے سننے والوں کی توجہ فطرت کے سادہ قوانین اور اُن مانوس اشیا کی طرف دلائی جنہیں وہ روزانہ دیکھتے اور استعمال کرتے تھے۔ یوں اُس نے اُن کے ذہنوں کو طبعی سے روحانی کی طرف رہنمائی دی۔ بہت سے لوگ اُس کی تمثیلوں کے مفہوم کو فوراً نہ سمجھ سکے؛ لیکن جیسے جیسے وہ دن بہ دن اُن اشیا کے ساتھ سابقہ رکھتے رہے جن کے ساتھ اُس عظیم معلّم نے روحانی حقائق کو وابستہ کیا تھا، بعض نے اُس الٰہی سچائی کے اسباق کو پہچان لیا جنہیں وہ اُن کے دلوں پر نقش کرنا چاہتا تھا، اور یہ لوگ اُس کے مامور ہونے کی صداقت پر قائل ہوئے اور انجیل کی طرف رجوع لے آئے۔» Sabbath School Worker، 1 دسمبر 1909۔