ما خطّ البابوية، وخطّ الجمهوريّة المرتدّة، وخطّ البروتستانتيّة المرتدّة، وخطّ المئة والأربعة والأربعين ألفًا ضمن التاريخ الخفيّ للآية الأربعين من الأصحاح الحادي عشر من سفر دانيال. ونحن نعالج حاليًّا حقيقة أنّ المسيح يجمع شعبه مرّتين، وأنّ جميع الصور التوضيحيّة لجمعه شعبه مرّةً ثانية تمثّل عمليّة الختم النهائيّة للمئة والأربعة والأربعين ألفًا.
هنگامی که نماد الهی در یک خطِ اصلاحی فرود میآید، خداوند آنگاه قومی برگزیده را گرد میآورد که پس از آن آزموده میشوند. در پایان فرایندِ آزمون، پراکندگیای رخ میدهد، و پس از آن او آن قومِ برگزیده را برای بار دوم گرد میآورد، هرچند بسیاری به سبب ناکام ماندن در فرایندِ آزمون، بازپس گذاشته میشوند. مسیح گرد آوردنِ شاگردان خود را در تعمید خویش آغاز کرد، و بر صلیب، شاگردان پراکنده شدند. پس از رستاخیز خود، او پیش از پنطیکاست شاگردان خویش را برای بار دوم گرد آورد. این خط نشان داد که گردآوریِ دومی بر صد و چهل و چهار هزار، درست پیش از قانونِ یکشنبه، که بهوسیلهٔ پنطیکاست نمونهوار شده است، به انجام میرسد. صلیب بیانگرِ یک نومیدی است، که در پیِ آن گردآوریِ دومی میآید.
دومین گردآوری پس از صلیب، هنگامی آغاز شد که مسیح پس از رستاخیز خویش، از ملاقات با پدر خود فرود آمد. هنگامی که نماد الهی فرود میآید، قوم خدا باید پیام را بخورند؛ و پس از آنکه مسیح فرود آمد، با شاگردان غذا خورد.
اور یوں ہوا کہ جب وہ اُن کے ساتھ کھانے کے لیے بیٹھا تو اُس نے روٹی لی، اور برکت دی، اور توڑی، اور اُن کو دی۔ تب اُن کی آنکھیں کھل گئیں، اور اُنہوں نے اُسے پہچان لیا؛ اور وہ اُن کی نگاہوں سے اوجھل ہو گیا۔ لوقا 24:30، 31۔
در دومین گردهمایی پس از صلیب، مسیح روحالقدس را بر شاگردان خود «دمید».
«عملِ مسیح در دمیدنِ روحالقدس بر شاگردان خود و بخشیدنِ سلامِ خویش به ایشان، همچون چند قطرهای بود در برابر بارانِ فراوانی که قرار بود در روزِ پنطیکاست عطا شود.» روحِ نبوت، جلد ۳، ۲۴۳.
در دومین گردهمایی پس از نومیدیِ ۱۹ آوریل ۱۸۴۴، مسیح دست خود را از خطای ۱۸۴۳ برداشت.
«آنان وفادارانِ نومیدشده، که نمیتوانستند دریابند چرا خداوندگارشان نیامد، در تاریکی واگذاشته نشدند. بار دیگر به سوی کتابمقدسهای خویش هدایت شدند تا ادوار نبوتی را بررسی کنند. دست خداوند از روی ارقام برداشته شد، و خطا توضیح داده شد. آنان دریافتند که ادوار نبوتی تا سال ۱۸۴۴ امتداد مییابد، و همان شواهدی که برای نشان دادن اینکه ادوار نبوتی در ۱۸۴۳ پایان میپذیرد ارائه کرده بودند، ثابت میکرد که آن ادوار در ۱۸۴۴ خاتمه خواهد یافت.» Early Writings, 237.
در هنگام آن نومیدی، فرشتهٔ دوم با «نوشتهای در دست خود» فرود آمد.
«فرشتهای نیرومندِ دیگر مأمور شد تا به زمین فرود آید. عیسی نوشتهای در دست او نهاد، و چون به زمین آمد، ندا درداد: «بابل سقوط کرده است، سقوط کرده است.»» Early Writings, 247.
آزمونی که با آمدن فرشتهٔ دوم آغاز شد، در گردهمایی اردوییِ اکستر به پایان رسید، هنگامی که روحالقدس افاضه شد و پیام همچون موجی خروشان به پیش رفت. این فرایند آزمون، پس از صلیب بهروشنی مشخص شد، آنگاه که دورهٔ زمانیِ منتهی به افاضهٔ روحالقدس در پنتیکاست، مسبوق به دورهای پنجاهروزه بود که خود از دورهای چهلروزه، و در پی آن دورهای دهروزه تشکیل میشد که در پنتیکاست به پایان میرسید.
„Lud Boży ma ustawicznie wznosić się do Niego w modlitwie. Dopiero gdy pierwsi uczniowie spędzili dziesięć dni w błaganiu, gdy wszelkie różnice zostały usunięte, i zjednoczyli się w głębokim badaniu serca, w wyznawaniu i porzucaniu grzechów oraz w zbliżeniu się do siebie w świętej społeczności, Duch Święty zstąpił na nich i obietnica Chrystusa została spełniona. Nastąpiło cudowne wylanie Ducha Świętego. Nagle dał się słyszeć z nieba szum, jakby gwałtownego, potężnego wiatru, i napełnił cały dom, gdzie siedzieli. «I tego dnia przyłączyło się do nich około trzech tysięcy dusz».” Review and Herald, 11 marca 1909 r.
در طول آن چهل روز، مسیح حاضر بود و به شاگردان تعلیم میداد، و سپس صعود کرد. ده روزی که پس از آن آمد، دورهای از آمادگی پیش از ریزش روحالقدس در پنطیکاست بود. آن چهل روز تعلیم که پس از صلیب آمد، با فاصلهٔ زمانی از ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ تا آغاز گردهمایی اردویی اکستر در ۱۲ اوت ۱۸۴۴ منطبق است. آن ده روزی که پیش از پنطیکاست بود، نمایانگر ۱۲ تا ۱۷ اوت ۱۸۴۴ است، هنگامی که میلریها بر پیام فریاد نیمهشب که بهوسیلهٔ ساموئل اسنو آورده شد، متحد شدند. در آن گردهمایی اردویی، دو طبقه آشکار شدند، و تنها یک طبقه در پایان گردهمایی، ریزش پنطیکاستی را دریافت کرد. در آن دورهای که بهوسیلهٔ چهل روز نمایانده شده است، یک طبقه تعلیم را دریافت کرد، و طبقهٔ دیگر تعلیم را رد نمود. هنگامی که فریاد نیمهشب فرا رسید، یک طبقه روغن داشت و طبقهٔ دیگر نداشت.
«“در حالی که داماد تأخیر نمود، همه چرت زدند و به خواب رفتند.” از تأخیر داماد، گذشتِ زمانی که انتظار میرفت خداوند در آن بیاید، نومیدی، و آنچه بهظاهر تأخیر مینمود، مقصود است. در این دورهٔ عدمِ قطعیت، علاقهٔ کسانی که سطحی و نیمدل بودند، بهزودی رو به سستی نهاد و کوششهایشان فروکش کرد؛ اما آنان که ایمانشان بر شناختی شخصی از کتابمقدس استوار بود، صخرهای زیر پای خود داشتند که امواجِ نومیدی نمیتوانست آن را بشوید و از میان ببرد. “همه چرت زدند و به خواب رفتند؛” یک گروه در بیاعتنایی و وانهادنِ ایمان خویش، و گروه دیگر با شکیبایی در انتظار تا نورِ روشنتری عطا شود. با این حال، در شبِ آزمایش، گروه دوم نیز تا اندازهای شور و اخلاص خود را از دسترفته مینمودند. نیمدلها و سطحینگران دیگر نمیتوانستند بر ایمانِ برادران خود تکیه کنند. هر کس باید برای خود بایستد یا سقوط کند.» نبرد عظیم، 395.
در خلال ده روزِ منتهی به پنطیکاست، و در دورهٔ اجتماع اردوییِ اکستر، مسیح برای بار دوم قوم خود را، پیش از آنکه آن قوم پیام او را به جهان حمل کنند، گرد آورد. هنگامی که فرشتهٔ سوم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ فرود آمد، آن گلهٔ کوچک بار دیگر مأیوس و پراکنده شد، اما از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، همزمان با آنکه مسیح قوم خود را به قدسالاقداس هدایت میکرد، دورهای از تعلیم آغاز گردید. در سال ۱۸۴۹، خداوند بار دیگر دست خود را دراز کرد تا آنان را که از یأسهای ۱۹ آوریل و ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ گرد آورده بود، دوباره جمع کند.
در سال ۱۸۴۴، رهنمود دربارهٔ پیامی بود که فرشتهٔ سوم هنگام فرود آمدن در دست داشت؛ اما در «دوران شک و عدم اطمینان» که پس از ناکامی بزرگ پدید آمد، بسیاری راه خود را گم کردند. تا سال ۱۸۴۹، کارِ گرد آوردن آن گلهٔ کوچکِ پراکنده آغاز شد، اما آنچه در آن تاریخ به تصویر کشیده شده بود، شکستِ سال ۱۸۶۳ و نخستین قادِش برای اسرائیلِ جدید بود. پیروزیِ آیندهٔ یکصد و چهل و چهار هزار نفر و کار آنان در قادِشِ دوم، به تأخیر افتاد.
جب خُداوند در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نازل شد، قومِ ایّامِ آخرِ خود را گرد آورد، خوراکِ روحانیِ خود را به ایشان داد تا بخورند، روحِ خود را بر آن قوم دمید، آنگاه که بارانِ آخر را آغاز به پاشیدن کرد، و نیز فرایندِ آزمونی را آغاز نمود که به ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ انجامید؛ زمانی که قومِ ایّامِ آخرِ او نومید و پراکنده شدند. آنان به مدتِ سه روز و نیم در کوچه مرده بودند. هم سه روز و نیم، و هم دورهٔ چهلروزه در زمانِ مسیح، نمایانگرِ بیابان است. این امر همچنین بهوسیلهٔ دورهٔ ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ تا ۱۲ اوت ۱۸۴۴، و نیز دورهٔ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ تا ۱۸۴۹ بازنموده میشود.
از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ تا قانون یکشنبه، که همان ده روزی است که پیش از پنتیکاست قرار داشت، و نیز گردهمایی اردوییِ اکستر از ۱۲ اوت تا ۱۷ اوت، و دورهٔ ۱۸۴۹ تا ۱۸۶۳، همگی با یکدیگر همراستا هستند. اینها نمایانگر دورهٔ دومین گردآوری قوم خدا در ایام آخرند. دورهٔ میان ناکامی بزرگ تا افاضهٔ روحالقدس به دو دورهٔ متمایز تقسیم میشود.
در تاریخ پنهانِ آیهٔ چهلِ فصل یازدهمِ دانیال، خطِ پروتستانیسمِ مرتد (کلیسای اسمی)، خطِ ادونتیسمِ لاودیکیهایِ روز هفتم (ادونتیسمِ اسمی)، خطِ کاتولیسیزم، و خطِ پروتستانیسمِ حقیقی، همگی بازنمایی شدهاند. این چهار خط، پروتستانیسمِ حقیقی را در مجادله با اتحادی سهگانهٔ اژدها (یهودا)، وحش (کاتولیسیزم) و نبیِ کاذب (پروتستانیسمِ مرتد) به تصویر میکشند.
در همان تاریخ پنهان، خطِ جمهوریخواهیِ مرتد نیز به تصویر کشیده شده است. در درون آن خط، مجادلهای میان حزب دموکرات (اژدها) و حزب جمهوریخواه (تمثالِ وحش) نشان داده میشود. حزب جمهوریخواه باید در تشکیل تمثال برای وحش پیشگام شود، و با انجام این کار، ویژگیهای نبویِ وحش (پاپیّت) را آشکار میسازد. در کلام خدا، به پاپیّت که پادشاه شمال و نیز همان وحش است، مصر (اژدها) بهعنوان مزدِ خدماتِ انجامشده، به سبب آنکه خدا او را همچون ابزاری برای داوری به کار برده است، داده میشود.
اے ابنِ آدم، نبوکدرضر، بابل کے بادشاہ نے اپنی فوج سے صور کے خلاف بڑی سخت خدمت لی؛ ہر سر گنجا ہو گیا، اور ہر کندھا چھل گیا؛ لیکن نہ اسے اور نہ اس کی فوج کو صور کے خلاف اس خدمت کی کوئی مزدوری ملی جو اُس نے اُس کے خلاف انجام دی تھی۔ اس لیے خداوند خدا یوں فرماتا ہے: دیکھ، میں مصر کی سرزمین نبوکدرضر، بابل کے بادشاہ کو دے دوں گا؛ اور وہ اُس کی کثرت کو لے جائے گا، اور اُس کا مالِ غنیمت لے گا، اور اُس کی لوٹ لے جائے گا؛ اور یہ اُس کی فوج کی مزدوری ہوگی۔ میں نے مصر کی سرزمین اُسے اُس محنت کے عوض دی ہے جو اُس نے اُس کے خلاف کی، کیونکہ انہوں نے میرے لیے کام کیا، خداوند خدا فرماتا ہے۔ اُس دن میں اسرائیل کے گھرانے کے سینگ کو پھوٹنے دوں گا، اور میں اُن کے درمیان تجھے منہ کھولنے کی قدرت دوں گا؛ اور وہ جان لیں گے کہ میں ہی خداوند ہوں۔ حزقی ایل 29:18–21۔
نبوکدنصر، که در این متن پادشاه شمال است، سرزمین مصر را بهعنوان مزد خود دریافت میکند؛ و بدینسان نمونهوار نشان میدهد که در ایام آخر، پاپیّت مصر را، که همان اژدهاست، که همان ده پادشاه، یعنی سازمان ملل متحد است، دریافت میکند؛ همانانی که موافقت میکنند پادشاهی هفتم خویش را برای مدتی کوتاه به وحش بسپارند.
Y las diez astas que viste sobre la bestia, éstas aborrecerán a la ramera, y la dejarán desolada y desnuda, y devorarán sus carnes, y la quemarán con fuego. Porque Dios ha puesto en sus corazones el ejecutar su voluntad, y ponerse de acuerdo, y dar su reino a la bestia, hasta que se cumplan las palabras de Dios. Apocalipsis 17:16, 17.
این پرداختِ نبوی همچنین در دانیال، فصل یازدهم، آیهٔ چهلودو، به تصویر کشیده شده است.
او دست خود را نیز بر کشورهای دیگر دراز خواهد کرد، و سرزمین مصر نیز رهایی نخواهد یافت. دانیال ۱۱:۴۲.
پاپیت در زمان بارانِ آخر بر قدرتِ اژدها غلبه مییابد، زیرا این پرداخت «در» آن «روزی» به انجام میرسد که خدا «سبب میشود شاخِ خاندانِ اسرائیل بشکفد». این باران است که اسرائیلِ خدا را به شکفتن وامیدارد، و آن روز در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، که روزِ بادِ شرقی بود.
او سبب خواهد شد که آنان که از یعقوباند ریشه بدوانند؛ اسرائیل شکوفه خواهد آورد و جوانه خواهد زد، و روی جهان را از میوه پر خواهد ساخت. آیا او را زده است، چنانکه زنندگان او را زده بود؟ یا آیا او کشته شده است، موافق کشتارِ کسانی که به دست او کشته شدند؟ به اندازه، آنگاه که سر برآورد، با آن محاجّه خواهی کرد؛ او در روزِ بادِ شرقی، بادِ تندِ خود را بازمیدارد. پس بدینوسیله عصیانِ یعقوب پاک خواهد شد؛ و تمامیِ ثمر این است که گناه او برداشته شود؛ آنگاه که او همهٔ سنگهای مذبح را چون سنگهای گچ که خرد و متلاشی شدهاند قرار دهد، بیشهها و تمثالها برپا نخواهند ماند. اشعیا 27:6–9.
مصر در زمانی به وحشِ پاپی سپرده میشود که بارانِ آخِر در حالِ فرو ریختن است. بارانِ آخِر هنگامی آغاز به باریدنِ خفیف کرد که بادِ شرقی، که نمایانگرِ اسلامِ وایِ سوم است، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ «بازداشته شد» یا مهار گردید. سپس باران بر اسرائیل، آنگاه که ایشان آغاز به شکوفا شدن کردند، به اندازه سنجیده شد (بهصورت پاششی بارید). در زمانِ قانونِ یکشنبه، هنگامی که وایِ سوم بار دیگر فرا میرسد، بارانِ آخِر بیاندازه فرو ریخته میشود. در فاصله میان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، «گناهِ یعقوب» زدوده میشود، و واژه عبریِ «زدوده» به معنای «کفارهشده» است. در زمانِ قانونِ یکشنبه، مصر (اژدها) به وحشِ پاپی سپرده میشود، زیرا آن ده پادشاه با تشکیلِ تصویری جهانی از وحش، با پاپیّت زنا میکنند.
پیش از قانون یکشنبه، در زمان مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر، شاخِ مرتدِ جمهوریخواه همراه با شاخِ مرتدِ پروتستان، تصویری برای وحش میسازد؛ و در آن خطّ نبوی، حزب جمهوریخواه بر حزب دموکرات غلبه مییابد، زیرا حزب دموکرات قدرتی اژدهایى است و حزب جمهوریخواه آن قدرتی است که تصویر پاپیّت را پدید میآورد.
در درون تاریخ نبویِ وحشِ زمین، پایانِ حزب دموکرات و پایانِ حزب جمهوریخواه مشخص شده است. این دو حزب، شاخِ جمهوریخواهی را تشکیل میدهند، اما در عین حال کشمکشی درونی را نشان میدهند که در سراسر تاریخِ وحشِ زمین جریان دارد. آن شاخ (جمهوریخواه) در درون خود ریزجهانی از دو شاخِ وحشِ زمین را در بر دارد.
در شهادتِ پادشاهی مادها و پارسها، این آخرین شاخ بود که بلندتر برآمد؛ و حزب دموکرات در تاریخ آمریکا نخست آغاز کرد، اما در پایان، حزب جمهوریخواه بلندتر برمیآید و بر دموکراتها غلبه میکند. در تاریخ بارانِ آخر، که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، دموکراتهای جهانیگرا و الهامگرفته از اژدها از هاویهِ بیانتها در مکاشفه فصل یازدهم برآمدند و با دزدیدن انتخابات ۲۰۲۰، جمهوریخواهان را کشتند. جنگ آنان علیه ترامپ (و جمهوریخواهان) هنگامی آغاز شد که او در سال ۲۰۱۵ نامزدی خود را اعلام کرد، و از آن نقطه به بعد فقط شدت یافت.
जब डेमोक्रेटों ने 2020 में चुनाव चुरा लिया, तब उन्होंने पेलोसी ट्रायल्स आरम्भ किए; परन्तु जब ट्रम्प ने 2022 में अपने तीसरे अभियान की घोषणा की, तब डेमोक्रेटों पर भय छा गया, और उनका क्रोध केवल और बढ़ गया; तब वे बड़े प्रकोप के साथ ट्रम्प और उसके समर्थकों के विरुद्ध आए, क्योंकि वे जानते थे कि उनका समय थोड़ा रह गया है। उन्होंने उसकी मृत्यु का उत्सव मनाया, परन्तु जब वह खड़ा हो गया, तब उन पर बड़ा भय आ पड़ा।
و چون شهادتِ خود را به پایان رسانند، آن وحش که از هاویه برمیآید با ایشان جنگ خواهد کرد و بر ایشان غلبه خواهد یافت و ایشان را خواهد کشت. و اجساد ایشان در کوچهٔ آن شهرِ عظیم خواهد افتاد؛ شهری که از حیث معنوی، سدوم و مصر نامیده میشود، جایی که خداوند ما نیز در آن مصلوب شد. و مردمانی از قومها و قبایل و زبانها و امتها، اجساد ایشان را سه روز و نیم خواهند دید و نخواهند گذاشت که اجساد ایشان در قبرها نهاده شود. و ساکنان زمین بر ایشان شادی خواهند کرد و به عیش و سرور خواهند پرداخت و برای یکدیگر هدایا خواهند فرستاد؛ زیرا این دو نبی، ساکنان زمین را عذاب میدادند. و پس از سه روز و نیم، روحِ حیات از جانب خدا به ایشان درآمد، و بر پاهای خود ایستادند؛ و ترسِ عظیمی بر آنان که ایشان را دیدند مستولی شد. مکاشفه ۱۱:۷–۱۱.
هغه دوره چې د دیموکرات ګوند پای مشخصوي، د ۲۰۲۱ کال د بایډن له لوړې څخه د ۲۰۲۵ کال د ټرمپ تر لوړې پورې ده. دغه دوره د پلوسي په محاکمو پیل شوه، چې په بشپړه توګه د اساسي قانون خلاف او په بشپړ ډول سیاسي ماهیت لرونکې وې. دغه تاریخ، چې د ۱۹۸۹ کال د پای د وخت راهیسې د شپږم ولسمشر له مړینې څخه تر اتم ولسمشر پورې چې «له هغو اوو څخه دی» استازیتوب کوي، له سیاسي محاکمو (د پلوسي محاکمو) سره پیل شو، او د دیموکرات ګوند په مړینه او د پلوسي د محاکمو په دویمه ټولګه پای ته رسېږي، ځکه چې سیاسي هدفونه په معکوس ډول اوښتي دي.
تمثیلِ تاریخ مکاشفہ کے باب گیارہ میں واقع ہے، جس کی پہلی تکمیل فرانس کے انقلاب میں ہوئی۔ انقلابِ فرانس گلوٹین طرز کی سیاسی جنگ کا کلاسیکی تاریخی نمونہ ہے، جو اس حقیقت کی نشان دہی کرتا ہے کہ ایک حکمران جماعت دوسری کو قتل کرتی ہے، اور پھر وہی حکمران قوت خود بھی معزول کی جاتی اور ستائی جاتی ہے۔
د بایډن له لوړې او د پلوسي د محاکمو څخه نیولې، د ټرمپ تر دویمې لوړې او د پلوسي د محاکمو تر بېرته راګرځولو پورې موده د ډیموکرات ګوند پای څرګندوي، او همدارنګه هغه وخت هم ښيي چې ټرمپ پکې د اجرائیوي فرمانونو د یوې ټولګې پلي کول بیا تکراروي، کومه چې د پردیو او فتنې د قوانینو له خوا تمثیل شوې وه. د دغو اجرائیوي فرمانونو پلي کېدل به د پلوسي دویمې محاکمې پیل کړي او د هغې دورې د پیل نښه به وي چې پکې د ځناور انځور په رښتینې او جدي توګه پیلېږي. دغه دوره د یکشنبې د قانون په نافذېدو پای ته رسېږي؛ نو دغه دوره له هغو اجرائیوي فرمانونو سره پیلېږي چې د پردیو او فتنې د قوانینو سره موازي دي، او د یکشنبې په قانون پای ته رسېږي. هماغلته د جمهوري غوښتونکي ګوند پای راځي.
هر دو دوره که نمایانگر پایان حزب دموکرات و سپس حزب جمهوریخواه هستند، از نظر نبوی به یکدیگر مرتبطاند و بهوسیلهٔ دورهٔ بیستودو ساله از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ نشان داده میشوند. آن دوره سه نشانِ راه دارد: اعلامیهٔ استقلال در ۱۷۷۶، سیزده سال بعد قانون اساسی، و پس از آن قوانین بیگانگان و فتنهٔ ۱۷۹۸. این سه نشانِ راه در خط حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه تحقق مییابند، هرچند کاربرد نشانِ راه دوم و سوم در هر خط در نقطهای متفاوت قرار دارد.
ما این راهنشانها و تحققهای آنها را در مقالهٔ بعدی توضیح خواهیم داد.
“تنها دو گروه وجود دارند؛ شیطان با قدرت کجرو و فریبندهٔ خود عمل میکند، و بهوسیلهٔ گمراهیهای شدید، همهٔ کسانی را که در حقیقت پایدار نمیمانند، که گوشهای خود را از حقیقت برگرداندهاند و به افسانهها گراییدهاند، به دام میاندازد. خودِ شیطان نیز در حقیقت نایستاد؛ او سِرِّ بیدینی است. او بهواسطهٔ مکر خویش، به خطاهای جانهلاککنندهٔ خود، ظاهرِ حقیقت میبخشد. قدرت فریبندگی آنها در همین است. از آنرو که آنها بدلِ حقیقتاند، روحگرایی، تئوسوفی، و فریبهای مشابه، چنین قدرتی بر اذهان آدمیان مییابند. مهارت شیطان در عمل، در همینجا آشکار میشود. او خود را نجاتدهندهٔ انسان، نیکوکارِ نوع بشر، وانمود میکند، و بدینسان، قربانیان خود را آسانتر به سوی هلاکت میکشاند.”
«در کلام خدا به ما هشدار داده شده است که بیدارباشِ بیخواب، بهای امنیت است. تنها در راه راستِ حقیقت و عدالت است که میتوانیم از قدرتِ وسوسهگر بگریزیم. اما جهان در دام افتاده است. مهارتِ شیطان در طرحریزی نقشهها و شیوههای بیشمار برای تحقق مقاصدش به کار گرفته میشود. دورویی نزد او به هنری کامل بدل شده است، و او در هیئتِ فرشتهای از نور عمل میکند. تنها چشمِ خداست که نیرنگهای او را برای آلوده ساختن جهان به اصولی دروغین و هلاکآور که بر چهرهٔ خود نمودِ نیکیِ راستین را دارند، تشخیص میدهد. او میکوشد آزادی دینی را محدود سازد، و گونهای بندگی را به جهانِ دینی وارد کند. سازمانها و مؤسسات، اگر به قدرتِ خدا محفوظ نگاه داشته نشوند، تحتِ فرمانِ شیطان عمل خواهند کرد تا انسانها را زیر سلطهٔ انسانها درآورند؛ و فریب و مکر، صورتِ ظاهریِ غیرت برای حقیقت و برای پیشرفتِ ملکوتِ خدا را به خود خواهد گرفت. هر آنچه در عملِ ما چون روز آشکار نباشد، به شیوههای رئیسِ شرارت تعلق دارد. روشهای او حتی در میان ادونتیستهای روز هفتم نیز به کار بسته میشود، آنان که مدعیاند حقیقتِ مترقی را پذیرفتهاند.»
«هرگاه مردان در برابر هشدارهایی که خداوند برای ایشان میفرستد مقاومت کنند، حتی خود به پیشوایان اعمال شریرانه بدل میشوند؛ چنین مردانی بر آن میشوند که امتیازات مختص به خدا را به کار گیرند—آنها جسارت میورزند کاری را انجام دهند که خودِ خدا در پیِ تسلط بر اذهان انسانها هرگز انجام نمیدهد. آنان روشها و نقشههای خود را وارد میکنند، و بهواسطه برداشتهای نادرستشان از خدا، ایمان دیگران را به حقیقت سست میسازند، و اصولی کاذب را وارد میکنند که همچون خمیرمایه عمل خواهد کرد تا مؤسسات و کلیساهای ما را آلوده و فاسد سازد. هر چیزی که تصور انسان را از عدالت، و انصاف، و داوری بیطرفانه فرو بکاهد، هر تدبیر یا اصلی که عاملان انسانیِ خدا را زیر سلطه اذهان بشری قرار دهد، ایمان آنان را به خدا تضعیف میکند؛ جان را از خدا جدا میسازد، زیرا از راه راستیِ کامل و عدالت منحرف میگرداند.»
“خدا هیچ وسیلهای را که بهموجب آن انسان، هرچند به کمترین درجه، بر همنوع خود حکم براند یا او را تحت ستم قرار دهد، تأیید نخواهد کرد. تنها امیدِ انسانِ ساقطشده آن است که به عیسی نظر افکند و او را بهعنوان یگانه نجاتدهنده بپذیرد. بهمحض آنکه انسان آغاز کند برای دیگر انسانها قانونی آهنین وضع کردن، و بهمحض آنکه شروع کند انسانها را بر وفق اندیشهٔ خویش مهار زده براند، خدا را بیحرمت میسازد و جانِ خود و جانهای برادرانش را به خطر میافکند. انسانِ گناهکار تنها در خدا میتواند امید و پارسایی بیابد؛ و هیچ انسانی بیش از آن هنگام پارسا نیست که به خدا ایمان داشته باشد و پیوندِ حیاتی با او را محفوظ نگاه دارد. گلِ صحرا باید ریشهاش در خاک باشد؛ باید هوا، شبنم، باران، و آفتاب داشته باشد. تنها هنگامی شکوفا خواهد شد که این مزایا را دریافت کند، و همه از خدا هستند. در مورد انسان نیز چنین است. ما از خدا آنچه را دریافت میکنیم که خدمتگزارِ حیاتِ جان است. به ما هشدار داده شده است که بر انسان توکل نکنیم و بشر را بازوی خویش نسازیم. لعنت بر همهٔ کسانی اعلام شده است که چنین میکنند.” The 1888 Materials, 1432–1434.