روشی که از جانب خدا تأیید شده است، بهطور مشخص در فصلهای بیستوهشتم و بیستونهم اشعیا معرفی میشود، جایی که این روش بهصورت «حکم بر حکم» نمایش داده شده است. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آن فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ هجده فرود آمد، و بدینسان، فرودی را که در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ انجام داده بود، تکرار کرد. در هر دو مورد، پس از فرود او، بابل سقوطکرده شناخته شد، و دعوتی صادر گردید، و بهزودی بار دیگر نیز صادر خواهد شد، تا کسانی که هنوز در مشارکت او هستند، از آن بیرون آیند. در هر دو مورد، واقعهای که پیشگویی را تحقق بخشید، تأثیری جهانی داشت؛ زیرا همانگونه که پیام فرشتهٔ اول در سال ۱۸۴۰ به «هر ایستگاه بشارتی در جهان» رسانده شد، تمام جهان نیز از واقعهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ متأثر شد و آن را درک کرد. نبوتی که در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تحقق یافت، نبوتی بود که مهاری را که بر اسلامِ وایِ دوم نهاده میشد مشخص میساخت، و بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیز مهاری بر اسلامِ وایِ سوم نهاده شد.
۱۱ اوت ۱۸۴۰ نمایانگر اقتداربخشیدن به پیامی است که در زمان آخر، در سال ۱۷۹۸، مُهرگشایی شد؛ و ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نمایانگر اقتداربخشیدن به پیامی است که در زمان آخر، در سال ۱۹۸۹، مُهرگشایی شد. قاعدهٔ اصلیِ جنبش فرشتهٔ اول در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تأیید شد، و آن قاعده اصلِ «یک روز بهجای یک سال» بود. قاعدهٔ اصلیِ جنبش فرشتهٔ سوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تأیید شد. این قاعده بدین معناست که حقیقت از طریق آوردن «خط بر خط» استوار میگردد، و نشان میدهد که پایان بهوسیلهٔ آغاز به تصویر کشیده میشود، و تاریخ تکرار میگردد. رویداد نبویِ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نه تنها بهوسیلهٔ سخنان مستقیم خواهر وایت تثبیت میشود، بلکه مهمتر از آن، بهواسطهٔ این واقعیت که آن وقایع بهگونهای کامل با همان نشانهٔ راه در تاریخ میلریتی موازات داشتند. آنچه با رویداد ۱۱ اوت ۱۸۴۰ شناخته شد، چندان تحقق نبوت نبود، بلکه استواریِ روششناسیای بود که میلر و همکارانش اختیار کرده بودند.
«این رویداد دقیقاً پیشگویی را تحقق بخشید. هنگامی که این امر آشکار شد، انبوهی از مردم به درستیِ اصولِ تفسیر نبوی که میلر و همکارانش برگزیده بودند، متقاعد شدند، و تحرکی شگفتانگیز به جنبشِ ظهور داده شد. مردانِ اهلِ دانش و صاحبمنصب با میلر متحد شدند، هم در موعظه و هم در انتشار دیدگاههای او، و از 1840 تا 1844 این کار بهسرعت گسترش یافت.» نبرد عظیم، 335.
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، هنگامی که باران اخیر شروع به اندازهگیری شدن کرد، «مباحثه» بر سر روششناسی درست یا نادرست بود و همچنان هست. نبوتهای جنبش میلری بر هر دو نمودار ۱۸۴۳ و ۱۸۵۰ عرضه شدهاند؛ نمودارهایی که خواهر وایت آنها را بهعنوان اموری که بهوسیله خداوند طراحی شدهاند تأیید میکند، و نیز بهعنوان تحقق فصل دوم حبقوق. پیامی که میلریها ارائه کردند و از طریق «اصول تفسیر نبوی که میلر و همکارانش پذیرفته بودند، و» که پس از آن «شتاب شگفتانگیزی» را پدید آورد که پیام فریاد نیمهشب را توان بخشید، بر آن دو نمودار مقدس به تصویر کشیده شده بود. نبوتهایی که بر آن دو نمودار مقدس به تصویر درآمده بودند، بهوسیله قواعد نبوی میلر شناسایی و تثبیت شده بودند. آن نمودارها تحقق فرمانِ مذکور در حبقوق بودند تا نبوتهایی که بهوسیله روششناسی میلر بر «لوحها»، بهصورت جمع، تثبیت شده بودند، بهگونهای دیداری بازنمایی شوند. فصل دوم حبقوق، «مباحثه» فصل بیستوهفتم اشعیا را معرفی میکند و بهطور مستقیم با آن مرتبط است.
من بر جایگاه دیدبانی خویش خواهم ایستاد، و خویشتن را بر برج قرار خواهم داد، و دیدهبان خواهم بود تا ببینم او به من چه خواهد گفت، و چون توبیخ شوم، چه پاسخ دهم. حبقوق ۲:۱.
در این آیه، واژۀ «توبیخ شد» به معنای «با او مجادله شد» است. حبقوق، که نمایندۀ هر دو گروه دیدبانانِ جنبشِ فرشتۀ اول و فرشتۀ سوم است، قرار بود با او مجادله شود، و او مایل بود بداند هنگامی که مباحثه آغاز میشود چه پاسخی باید بدهد. پاسخ در تاریخ فرشتۀ اول، تهیۀ دو نمودار مقدس بود، و پاسخ در تاریخ جنبشِ فرشتۀ سوم، ارائۀ سلسلۀ نبویای بود که عنوان آن «دو جدول حبقوق» است. نمودارها و آن سلسله بر پایۀ روشی بنا شدند که در هر یک از آن تاریخهای مربوطه به نمایش گذاشته شده است. در حبقوق، این روششناسی بیانگر آن چیزی است که دیدبانان برای استوار ساختن پیام به کار میبرند، و نیز مسئلهای را مشخص میسازد که مورد «مباحثه» قرار میگیرد، و این امر به نوبۀ خود دو طبقۀ پرستندگان را پدید میآورد.
برج مراقبت خویش خواهم ایستاد، و بر برج خواهم ایستاد، و دیدهبان خواهم بود تا ببینم او به من چه خواهد گفت، و چون توبیخ شوم چه پاسخ دهم. و خداوند مرا پاسخ داد و گفت: رؤیا را بنویس و آن را بر لوحها روشن و آشکار بساز، تا هر که آن را میخواند، بدود. زیرا رؤیا هنوز برای زمان معیّن است، اما در پایان سخن خواهد گفت و دروغ نخواهد گفت؛ اگرچه درنگ نماید، منتظرش باش، زیرا یقیناً خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد. اینک جانِ آن که متکبّر شده، در او راست نیست؛ اما عادل به ایمان خود زیست خواهد کرد. حبقوق ۲:۱–۴.
एक वर्ग विश्वास के द्वारा धर्मी ठहराया जाता है, और दूसरा वर्ग आत्मा में घमण्डित हो उठता है, जैसा कि फ़रीसी और चुंगी लेनेवाले के द्वारा निरूपित किया गया है। फ़रीसियों ने ऐसी कार्यप्रणाली पर भरोसा रखा जो रीति और परंपरा पर आधारित थी, और फ़रीसी उस धार्मिक व्यवस्था का भी प्रतिनिधित्व करता था जो अपने झुंड पर नियंत्रण बनाए रखने के लिए एक पदानुक्रमिक तंत्र को लागू करती थी, जिसका शासन उन लोगों के हाथ में था जो अपने को परमेश्वर की चुनी हुई प्रजा और सत्य के रक्षक होने का दावा करते थे, परन्तु अंततः स्वयं सत्य के क्रूस पर चढ़ाए जाने में सहभागी हुए। यशायाह अध्याय सत्ताईस का भविष्यद्वक्तापरक “विवाद” सच्ची और झूठी बाइबिलीय कार्यप्रणाली के विषय में है। इस “विवाद” के प्रतिपक्षी वे हैं जो उस समय के एलिय्याह की कार्यप्रणाली का अनुसरण करते हैं, और धर्मशास्त्रीय विशेषज्ञों की उस दीर्घकाल से स्थापित व्यवस्था के भी, जिसका आदिरूप मसीह के समय की महासभा में पाया जाता है।
فصل بیستوهفتم مشخص میسازد که این «مباحثه» آنگاه آغاز میشود که او «بازمیایستد»، یا هنگامی که خدا «باد سختِ خود» را در «روزِ بادِ شرقی» فرو مینشاند. «به اندازه، چون شاخه برآورد، با آن مباحثه خواهی کرد؛ او باد سختِ خود را در روزِ بادِ شرقی بازمیدارد. پس بدینوسیله عصیانِ یعقوب کفاره خواهد شد.» واژهٔ «کفاره خواهد شد» به معنای آمرزیده شدن است و نمایانگر محو شدن گناه در داوریِ تحقیقی میباشد. آن روشی که مورد مباحثه قرار میگیرد، نمایانگر آزمونی است که اگر قرار باشد گناهانِ قومِ خدا محو گردد، باید از آن سرافراز بیرون آمد. روشِ ایلیا بهمثابهٔ یک آزمون، در تاریخِ مسیح نمود یافته است؛ جایی که از پیش به ما هشدار داده شده است که در آن زمان، کسانی که پیامِ یحییِ تعمیددهنده را رد کردند (که مسیح او را ایلیا معرفی کرد)، نمیتوانستند از تعالیمِ عیسی بهرهمند شوند.
پیامِ بارانِ آخر بهمنزلهٔ تعالیمِ عیسی به تصویر کشیده شده است، زیرا او کلمه است؛ و افزون بر این، بارانِ آخر بهمنزلهٔ «طراوت» نیز به تصویر کشیده شده است، که چنین تعریف میشود: «حضورِ خداوند».
پس توبه کنید و بازگشت نمایید تا گناهان شما محو گردد، تا اوقات تازگی از حضور خداوند فرا رسد؛ و او عیسی مسیح را که پیش از این به شما موعظه شده بود، خواهد فرستاد. اعمال ۳:۱۹، ۲۰
خواهر وایت تصریح میکند که فرشتهای که در مکاشفه فصل دهم نازل شد، در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، «کسی جز شخصِ عیسی مسیح نبود.» بنابراین، فرشتهای که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نازل شد نیز «کسی جز شخصِ عیسی مسیح» نبود. نزول او در هر یک از این دو تاریخ، آغاز «مباحثه» نبوی دربارهٔ روششناسیِ درست یا نادرست را مشخص میسازد؛ زیرا این امر بهوسیلهٔ کتابی که در دست او بود و قوم خدا مأمور شدند آن را بخورند، به تصویر کشیده شده است. هنگامی که عیسی در جلیل بود، به شاگردان تعلیم داد که باید گوشت او را بخورند و خون او را بنوشند، زیرا در آنجا اعلام کرد که او آن نانی است که از آسمان نازل شده است. او در آنجا بیش از هر مقطع دیگری در خدمت خود، شاگردان بیشتری را از دست داد، و آنان که رفتند، هرگز بازنگشتند. آنان که رفتند، از آن رو رفتند که برگزیدند تعالیم او را با روششناسیِ نادرستِ حملِ سخنان او بر معنای تحتاللفظیشان تحلیل کنند، بهجای آنکه آنها را در معنای روحانیِ صحیح به کار برند. «مباحثه» در اشعیا بیستوهفت، نشانهای نبوی است که برای اثبات اینکه نمایانگرِ یک نظامِ تثبیتشده و معترفِ تحلیل کتابمقدسی در مواجهه با روششناسیِ ممثل در پیامآورِ ایلیا است، چندین شاهد دارد.
این، نقطهای معین را در گذار تدریجیِ عهد پیشین و قوم برگزیدهٔ خدا نشان میدهد، و نیز آغاز رابطهٔ عهدی با کسانی را که «در زمانهای گذشته، قوم خدا نبودند.» «مباحثه»، از همه مهمتر، نمایانگر آغاز آن دورهٔ زمانی است که با قانون یکشنبهٔ قریبالوقوع به پایان میرسد. آلفا و اُمگا همواره پایان را با آغاز نمایندگی میکند، و بدینسان خودِ همان «مباحثه» به نمادی از یکی از گناهان پدران ما بدل میشود که باید بدان اذعان و اعتراف شود، تا دعای لاویان بیستوشش تحقق یابد.
دعای دانیال در فصل نهم، نمایانگر آن دعایی است که باید در پایان سه روز و نیمِ مکاشفه یازده تقدیم گردد. آن دورهٔ زمانی در اشعیا بیستوهفت بهصورت دورهای به تصویر کشیده شده است که در آن «شهرِ حصاردار ویران خواهد شد، و مسکن متروک و چون بیابان رها خواهد گردید؛ در آنجا گوساله خواهد چرید، و در آنجا خواهد خوابید، و شاخههای آن را خواهد خورد. چون شاخههایش خشک شوند، شکسته خواهند شد؛ زنان میآیند و آنها را به آتش میکشند؛ زیرا این قومی بیفهماند؛ ازاینرو آن که ایشان را آفرید بر آنان رحم نخواهد کرد، و آن که ایشان را صورت بخشید، به ایشان التفاتی نشان نخواهد داد.»
دو شاهد را «هیچ التفاتی» نشان داده نمیشود، زیرا پیشگوییِ کاذبی را اعلام کردند که دورهٔ «بیابان»ِ سه روز و نیم را آغاز کرد. سپس آنان «قومی بیفهم» شدند، هرچند پیشتر «شهرِ حصاردار» بودند. آنگاه آن شهر «ویران» شد و «مسکنی» گشت که «متروک» بود. آن به استخوانهای خشکِ مردهای بدل شد که در کوچهٔ شهرِ سدوم و مصر افتاده بودند. سپس هنگامی که به مردگان ندا داده میشود که برخیزند، آنان بهوسیلهٔ گناهانِ پدرانِ خویش آزموده میشوند؛ که این، «مجادله» در آغازِ دورهای را نیز دربر میگیرد که با توانمندسازیِ پیامِ نخست آغاز میشود و با رسیدنِ پیامِ سوم پایان مییابد. موضوعِ مجادله این است که آیا روششناسیِ ممثَّل در ایلیایِ تاریخِ ایشان پذیرفته شود یا رد گردد. در سال 1863، پدرانِ ادونتیسم پیامِ «هفت زمان»ِ موسی را که بهوسیلهٔ ایلیا ارائه شده بود، رد کردند.
با آغاز ژوئیهٔ ۲۰۲۳، شاخههای خشکیدهٔ اشعیا بیستوهفت باید تصمیم بگیرند که آیا گناهان کلیسا در جلیل، و تاریخ ۱۸۶۳، و نیز تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را تکرار خواهند کرد یا نه. رد کردن روششناسیای که در حبقوق باب دو، و اشعیا بیستوهفت، و در ایلیا، یحیی تعمیددهنده و ویلیام میلر نمود یافته است، یعنی تکرار کردن گناهان پدران ما، بهجای آنکه از نمونههای مقدسی که برای کسانی که انتهای جهانها بر ایشان رسیده است به ثبت رسید، بهرهمند گردیم.
اکنون همهٔ این امور بهعنوان نمونهها بر آنان واقع شد؛ و برای تنبیه ما مکتوب گردید، ما که پایانهای عالم بر ما رسیده است. پس آنکه گمان میبرد ایستاده است، برحذر باشد مبادا سقوط کند. هیچ آزمایشی شما را فرانگرفته است جز آنچه برای انسان عادی است؛ لیکن خدا امین است، که نخواهد گذاشت بیش از طاقت خود آزموده شوید؛ بلکه همراهِ آزمایش، راهِ رهایی را نیز فراهم خواهد ساخت تا بتوانید آن را تحمل کنید. بنابراین، ای بسیار عزیزان من، از بتپرستی بگریزید. با شما چونان با خردمندان سخن میگویم؛ خود دربارهٔ آنچه میگویم داوری کنید. ۱ قرنتیان ۱۰:۱۱–۱۵
مقدّس طرزِ کار نصفُ اللیل کے نعرے کا پیغام قائم کرتا ہے، جو بارانِ اخیر کا پیغام ہے۔ یہ پیغام، جب روحانی طور پر کھایا جائے، تو لازماً اُس کے مطابق ایک تجربہ پیدا کرتا ہے، جس طرح دانی ایل اور اُس کے تین رفیقوں کی دال کی غذا نے زیادہ شاداب اور فربہ چہرہ پیدا کیا۔ لیکن حبقوق باب دو میں، اُن لوگوں کے لیے جو ایمان کے وسیلہ سے راستباز ٹھہرائے جانے کی پیشکش کو رد کرتے ہیں، ٹھوکر کا باعث تکبّر ہے، جو اُنہیں خداوند کو جاننے کے لیے آگے بڑھنے سے باز رکھتا ہے۔ اگر کبھی ایسا وقت ہے کہ خدا کے لوگ سچے مقدّس طرزِ کار کو قبول کرنے کے کام کو ملتوی نہیں کر سکتے، اور فرشتے کے ہاتھ سے پیغام کو نہیں کھا سکتے، تو وہ اب ہے!
“ما نباید در انتظار بارانِ آخر بمانیم. این باران بر همهٔ کسانی میآید که شبنم و بارشهای فیض را که بر ما فرو میریزد، تشخیص دهند و آن را از آنِ خود سازند. هنگامی که پارههای نور را گرد میآوریم، هنگامی که رحمتهای یقینیِ خدا را—که دوست دارد ما بر او توکل کنیم—گرامی میداریم، آنگاه هر وعدهای تحقق خواهد یافت. «زیرا چنانکه زمین غنچهٔ خود را بیرون میآورد، و باغ چیزهای کاشتهشده در آن را میرویاند، همچنین خداوند یهوه عدالت و حمد را در برابر همهٔ امتها خواهد رویانید.» اشعیا ۶۱:۱۱. تمامی زمین باید از جلال خدا پر شود.” تفاسیر کتابمقدس ادونتیستهای روز هفتم، جلد ۷، ص. ۹۸۴.
کلام نبویِ خدا آشکار ساخته است که هنگامی که بناهای عظیم شهر نیویورک فرو افکنده شوند، فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده فرود خواهد آمد و «مکاشفه هجده، آیات یک تا سه، به انجام خواهد رسید.» اشعیا بیستوهفت آن زمان را «روزِ باد شرقی» معرفی میکند، و آن زمانی است که «بادِ تند» بازداشته میشود. «به اندازه، چون آن را روانه سازد، با آن محاجّه خواهی کرد؛ او بادِ تند خود را در روزِ باد شرقی بازمیدارد.» خواهر وایت همان زمان را نیز معیّن میسازد.
«در آن زمان، هنگامی که کار نجات به پایان خود نزدیک میشود، مصیبت بر زمین خواهد آمد، و امتها خشمگین خواهند شد، با این حال مهار خواهند گردید تا از کار فرشتهٔ سوم جلوگیری نکنند. در آن زمان، «باران آخر»، یا تازگی و انتعاش از حضور خداوند، خواهد آمد تا به صدای بلند فرشتهٔ سوم قوت بخشد و مقدسان را آماده سازد تا در دورهای که هفت بلای آخر فرو ریخته خواهد شد، پایدار بمانند.» Early Writings, 85.
قدرتی که ملتها را به خشم آورد، هنگامی پدیدار شد که بارانِ آخر آغاز به باریدن کرد. اما بهمحض آنکه آن قدرت ملتها را به خشم آورد، مهار شد، زیرا اشعیا ثبت کرده است که او «بادِ سختِ خود را بازمیدارد». بادِ سخت، همان بادِ شرقی است، و آن باد زمانی بازداشته میشود که بارانِ آخر آغاز به باریدن میکند و کارِ نجات در حال پایان یافتن است. کارِ پایانیِ نجات، زمانِ مُهر کردن است. «حکم بر حکم» آن بادِ سخت، یا بادِ شرقی، که در هنگامِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر بازداشته میشود، همان چهار بادِ مذکور در مکاشفه فصل هفت است.
اور ان باتوں کے بعد میں نے چار فرشتے زمین کے چاروں کونوں پر کھڑے دیکھے، جو زمین کی چاروں ہواؤں کو تھامے ہوئے تھے، تاکہ نہ ہوا زمین پر چلے، نہ سمندر پر، اور نہ کسی درخت پر۔ پھر میں نے ایک اور فرشتہ مشرق کی طرف سے اوپر آتا ہوا دیکھا، جس کے پاس زندہ خدا کی مہر تھی؛ اور اُس نے بلند آواز سے اُن چار فرشتوں کو، جنہیں زمین اور سمندر کو نقصان پہنچانے کا اختیار دیا گیا تھا، پکار کر کہا، زمین کو نقصان نہ پہنچاؤ، نہ سمندر کو، اور نہ درختوں کو، جب تک ہم اپنے خدا کے بندوں کی پیشانیوں پر مہر نہ کر لیں۔ مکاشفہ 7:1–3۔
مُهر شدنِ یکصد و چهلوچهار هزار تن، بهواسطهٔ ورودِ ظفرمندانهٔ مسیح به اورشلیم بهصورت نمادین پیشنمایانده شد. در آنجا، مسیح تنها برای همان یک بار در سراسر زندگی خویش، بر الاغی سوار شد (نمادی از اسلام)، و ایلعازر پیشاپیشِ کاروان، آن را به درون اورشلیم رهبری کرد. خواهر وایت، ایلعازر را در آن واقعه نمادِ مُهر معرفی میکند.
«در تأخیر کردنِ آمدن نزد ایلعازر، مسیح مقصودی از رحمت نسبت به کسانی داشت که او را نپذیرفته بودند. او درنگ کرد تا با برخیزانیدنِ ایلعازر از مردگان، به قومِ سرکش و بیایمانِ خویش بار دیگر گواهی دهد که بهراستی «قیامت و حیات» است. او اکراه داشت که هر امیدی را نسبت به آن قوم، آن گوسفندانِ فقیر و سرگردانِ خاندانِ اسرائیل، از دست بدهد. دل او از سببِ بیتوبگیِ ایشان در حال شکستن بود. او در رحمتِ خود قصد داشت یک گواهیِ دیگر به آنان بدهد که او احیاکننده است، آن یگانه کسی که تنها او میتواند حیات و جاودانگی را آشکار سازد. این میبایست گواهیای باشد که کاهنان نتوانند آن را بد تعبیر کنند. این علتِ تأخیر او در رفتن به بیتعنیا بود. این معجزهٔ تاجگذار، یعنی برخیزانیدنِ ایلعازر، میبایست مُهرِ خدا را بر کار او و بر ادعای او نسبت به الوهیت بنهد.» آرزوی اعصار، 528، 529.
زمانِ تأخیری که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ آغاز شد، با درنگِ مسیح پیش از آنکه ایلعازر را برخیزاند، نمود یافته است. زمانِ تأخیریِ مکاشفه فصل یازدهم، در پایانِ سه روز و نیم به سر میرسد. در طی آن ایام، آن دو شاهد در کوچه افتاده و مرده بودند. و همانگونه که قرار بود ایلعازر پس از زمانی از تأخیر برخیزانده شود، همچنین دو شاهدِ یوحنا نیز چنین بودند. چون برخیزانده شدند، پیشاپیشِ کاروان به سوی اورشلیم رهبری میکنند، و نمایانگر «مُهرِ خدا» و «معجزهٔ تاجبخش» هستند که بر الوهیتِ مسیح شهادت میدهد. این رستاخیز، پایانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار را مشخص میسازد، که در زمانی واقع میشود که چهار باد، بادِ شرقی، بادِ سخت، که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ وزیدن گرفت، بازداشته شده است.
در ساعتی که همان قانون یکشنبه است، آن بادها رها میشوند تا داوریِ کیفردهنده را بر وحشِ زمینیِ مکاشفه سیزده نازل سازند. آنان هماکنون نیز از میان انگشتان آن چهار فرشتهای که در دوران مُهر کردن ایشان را بازمیدارند، بهتدریج در حال لغزیدناند. یکی از عمیقترین اشارات در روحِ نبوت، در ارتباط با روزِ بادِ شرقی، در جلد نهمِ «شهادتها» یافت میشود. آن جلد، سخنانِ الهامشده را از صفحه یازده آغاز میکند؛ از اینرو، بهطور نمادین بر «نه-یازده» آغاز میگردد. عنوانِ آن فصل «بحران نهایی» است، اما همچنین نخستین فصل از بخشی با عنوانِ «برای آمدنِ پادشاه» نیز هست.
هیچ شواهدی وجود ندارد که بخش و عنوانِ فصل عمداً از سوی ویراستارانی که آن مجلد را گردآوری کردند دستکاری شده باشد؛ با این همه، آمدنِ پادشاه بهآسانی بهمنزلهٔ آمدنِ داماد شناخته میشود؛ همان امری که در مَثَلِ ده باکره، با بحرانِ نیمهشب رخ میدهد؛ بحرانی که در باکرهها، بهواسطهٔ وجود یا فقدانِ روغن در ظرفهایشان، پدید میآید. بحرانِ نیمهشبی که اکنون در حال فرا رسیدن است، همان است که عنوان نشان میدهد—آخرین بحران برای ده باکره. در آن بحران، ایشان آشکار میسازند که آیا روغن دارند یا ندارند. روغن صرفاً روحالقدس نیست، بلکه بهطور دقیق بهعنوان روحالقدس، و نیز بهعنوان پیامِ درست، و نیز بهعنوان سیرتِ درست، تعریف شده است.
روش درست، پیام درستِ فریاد نیمهشب را برقرار میسازد، و آن پیام، هنگامی که پذیرفته شود و بر طبق آن عمل گردد، شخصیتِ درست را پدید میآورد. آن شخصیت در بحرانِ آخر، همان شخصیتی است که مُهر خدا را دریافت میکند. فرایندِ مُهر نهادن بر قومِ خدا با فرارسیدنِ روزِ بادِ شرقی، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آغاز شد. پیامِ آن زمان میبایست سپس خورده شود. اینکه بخورند یا نخورند، بهوسیلهٔ «مباحثه»ی اشعیا نشان داده شده است، و نیز بهوسیلهٔ پرسشِ حبقوق دربارهٔ اینکه دیدهبانان در آن مجادله چه پاسخی باید بدهند. زمانِ تأخیرِ متی بیستوپنج و حبقوق با نمودار شدنِ دو طبقه از پرستندگان به پایان میرسد. زمانِ تأخیر، که در باب یازدهم مکاشفه بهوسیلهٔ سه روز و نیم به تصویر کشیده شده است، نزدیک به پایان است.
آن زمانِ تأخیر همچنین در آغاز آن فصل در جلد نهم، با عبارتی از عبرانیان، نمایانده شده است؛ جایی که پولس آیهٔ چهارِ باب دومِ حبقوق را بهگونهای بازگویی میکند. ارجاع پولس، حبقوق ۲ را در جنبشِ فرشتهٔ سوم قرار میدهد، زیرا در همان تاریخ بود که مسیح به مکانِ اقدس داخل شد، و در همان تاریخ نورِ خدمتِ کهانتِ اعظمِ او آشکار گردید، و در کتابِ عبرانیان است که پولس روشنترین مکاشفه از خدمتِ کهانتِ اعظمِ مسیح را در کلامِ خدا آشکار میسازد.
حبقوق ٢ في حركة الملاك الأول لم يكن قد أدرك بعدُ حركة المسيح إلى قدس الأقداس، لأن ذلك لم يحدث إلا عند نهاية إعلان صراخ نصف الليل. ووقت الإبطاء الذي أشار إليه بولس هو وقت الإبطاء المذكور في حبقوق ومتى، لكنه هو وقت الإبطاء الذي كان سيبدأ في 18 يوليو 2020. وتمثل الآية الأخيرة من حبقوق ٢ ختام صراخ نصف الليل في التاريخ الميليري، ومجيء الملاك الثالث:
لیکن خداوند در هیکلِ مقدّسِ خویش است؛ تمامیِ زمین پیشِ روی او خاموش بماند. حبقوق ۲:۲۰.
شهادات، جلد نهم، از صفحه یازده (نه-یازده) آغاز کرده، بر مَثَلِ ده باکره، زمانِ تأخیر و ارتباط آن با حبقوق و متی، و نیز بحران نهایی و یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، هنگامی که مناظرهٔ نبوی فرا رسید، تأکید میورزد.
"سیکشن 1—بادشاہ کی آمد کے لیے"
«زیرا اندکی دیگر، و آنکه باید بیاید خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد.» عبرانیان ۱۰:۳۷.
«بحرانِ آخری»
«ما در زمان آخر زندگی میکنیم. نشانههای زمان که بهسرعت در حال تحققاند، اعلام میدارند که آمدن مسیح نزدیک است. روزهایی که در آنها زندگی میکنیم، ایامِ خطیر و مهمی هستند. روح خدا بهتدریج اما بهطور یقین از زمین برداشته میشود. بلاها و داوریها هماکنون نیز بر خوارشمارندگانِ فیض خدا فرود میآیند. مصیبتهای خشکی و دریا، وضعیت ناپایدار جامعه، و هشدارهای جنگ، شوم و هشداردهندهاند. اینها از رویدادهای نزدیکشوندهای با عظیمترین اهمیت خبر میدهند.»
عواملِ شر اپنی قوتوں کو یکجا اور مستحکم کر رہی ہیں۔ وہ آخری عظیم بحران کے لیے اپنی طاقت بڑھا رہی ہیں۔ ہماری دنیا میں جلد ہی بڑے بڑے تغیرات رونما ہونے والے ہیں، اور آخری حرکات نہایت تیز ہوں گی۔
“وضعیت امور در جهان نشان میدهد که زمانهای پرآشوب درست بر ما فرارسیده است. روزنامههای روزانه آکنده از نشانههای نبردی هولناک در آیندهای نزدیکاند. دزدیهای جسورانه بهکرات رخ میدهد. اعتصابها رایج است. دزدیها و قتلها از هر سو ارتکاب مییابند. مردانی که گرفتار دیوها شدهاند، جان مردان، زنان، و کودکان خردسال را میگیرند. انسانها شیفتهٔ فساد شدهاند، و هر نوع شرارت حاکم است.
«دشمن در منحرف ساختن عدالت و آکنده کردن دلهای انسانها از میل به سودجوییِ خودخواهانه کامیاب شده است.»
«“عدالت از دور ایستاده است، زیرا راستی در کوچهها افتاده است، و انصاف نمیتواند داخل شود.” اشعیا 59:14. در شهرهای بزرگ، انبوهی از مردم در فقر و تیرهروزی زندگی میکنند و نزدیک به آناند که از خوراک، سرپناه و پوشاک بیبهره باشند؛ حال آنکه در همان شهرها کسانی هستند که بیش از آنچه دل آرزو تواند کرد در اختیار دارند، در تجمل زندگی میکنند، و پول خود را صرف خانههای مجلل و آراسته، زینت شخصی، یا بدتر از آن، ارضای امیال نفسانی، مشروبات الکلی، تنباکو، و چیزهای دیگری میکنند که قوای مغز را از میان میبرد، ذهن را از تعادل خارج میسازد، و جان را به فساد میکشاند. فریادهای بشریت گرسنه به حضور خدا برمیخیزد، در حالی که انسانها با هر گونه ظلم و باجستانی، ثروتهای عظیم بر هم میانبازند.»
«در یک occasion، هنگامی که در شهر نیویورک بودم، در season شب فراخوانده شدم تا ببینم ساختمانهایی طبقه بر طبقه به سوی آسمان سر برمیآورند. این ساختمانها بهعنوان نسوز تضمین شده بودند، و برای جلال بخشیدن به مالکان و سازندگانشان برپا شده بودند. این ساختمانها بالاتر و باز هم بالاتر اوج میگرفتند، و در آنها گرانبهاترین مصالح به کار رفته بود. آنان که این ساختمانها از آنِ ایشان بود، از خود نمیپرسیدند: «چگونه میتوانیم خدا را به بهترین وجه جلال دهیم؟» خداوند در اندیشههای ایشان نبود.»
«با خود اندیشیدم: “آه، کاش آنان که بدینگونه دارایی خود را صرف میکنند، میتوانستند راه و روش خویش را آنگونه که خدا میبیند ببینند! ایشان بناهای باشکوه بر هم میافرازند، اما برنامهریزی و تدبیرشان در نظر فرمانروای جهان چه اندازه ابلهانه است. آنان با تمامی قوای دل و ذهن در پی آن نیستند که چگونه خدا را جلال دهند. این را، که نخستین وظیفهٔ انسان است، از نظر دور داشتهاند.”»
«چون این بناهای بلند برپا میشد، مالکان با غروری جاهطلبانه شادمان بودند که پولی دارند تا آن را در ارضای نفسِ خویش و برانگیختن حسدِ همسایگانشان به کار برند. بخش بزرگی از پولی که بدینسان سرمایهگذاری کردند، از راه اجحاف، از راه در تنگنا نهادن و فرسودن فقرا به دست آمده بود. آنان فراموش کردند که در آسمان حسابِ هر معاملهٔ تجاری نگاه داشته میشود؛ هر دادوستدِ ناعادلانه، هر عملِ متقلبانه، در آنجا ثبت میگردد. زمانی فرا میرسد که انسانها در فریبکاری و گستاخیِ خود به نقطهای خواهند رسید که خداوند اجازه نخواهد داد از آن فراتر روند، و خواهند آموخت که برای بردباریِ یَهُوَه حدّی هست.»
«صحنهای که سپس در برابر من گذشت، هشداری از آتشسوزی بود. مردان به ساختمانهای بلند و بهاصطلاح ضدّ حریق مینگریستند و میگفتند: “آنها کاملاً در اماناند.” امّا این ساختمانها چنان سوختند که گویی از قیر ساخته شده بودند. ماشینهای آتشنشانی هیچ کاری نمیتوانستند برای جلوگیری از ویرانی انجام دهند. آتشنشانان قادر به بهکار انداختن ماشینها نبودند.» Testimonies, volume 9, 11–13.
«مباحثهای» که در آغاز دورهای که باب اول دانیال آن را به تصویر میکشد رخ داد؛ و نیز در آنچه بابهای اول تا سوم دانیال نمایندگی میکنند؛ و نیز در تاریخی که از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ آغاز میشود؛ و نیز در تاریخِ باب ششم یوحنا، در بحران جلیل؛ و نیز در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ (تا ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰) بازنمایی شده است، اکنون بار دیگر تکرار میشود؛ نه در درون ادوِنتیسم بهطور کلی، بلکه در میان استخوانهای خشکِ مردهای که بهوسیلهٔ «آوازی» که در بیابان ندا میدهد از رخوت خویش بیدار میشوند.
ما در مقالۀ بعدی به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که روششناسی، همان بارانِ آخر است، چنانکه در فصلهای بیستوهشت و بیستونهمِ کتاب اشعیا به تصویر کشیده شده است.
اور میں نے خداوند کی آواز سنی جو فرما رہا تھا، میں کسے بھیجوں، اور ہماری طرف سے کون جائے گا؟ تب میں نے عرض کیا، میں حاضر ہوں؛ مجھے بھیج۔ اور اُس نے فرمایا، جا، اور اس قوم سے کہہ، تم سچ مچ سنو گے، پر نہ سمجھو گے؛ اور سچ مچ دیکھو گے، پر نہ بوجھو گے۔ اس قوم کے دل کو موٹا کر دے، اور اُن کے کانوں کو گراں کر دے، اور اُن کی آنکھیں بند کر دے؛ ایسا نہ ہو کہ وہ اپنی آنکھوں سے دیکھیں، اور اپنے کانوں سے سنیں، اور اپنے دل سے سمجھیں، اور رجوع لائیں، اور شفا پائیں۔ تب میں نے عرض کیا، اے خداوند، کب تک؟ اور اُس نے جواب دیا، جب تک شہر بے باشندہ ویران نہ ہو جائیں، اور گھر آدمی سے خالی نہ ہوں، اور ملک بالکل سنسان نہ ہو جائے، اور خداوند آدمیوں کو دُور ہٹا دے، اور ملک کے بیچوں بیچ بڑی ویرانی واقع ہو۔ لیکن اُس میں ابھی ایک دسواں حصہ باقی رہے گا، اور وہ پھر لوٹے گا، اور کھایا جائے گا؛ جیسے بطم اور بلوط، جن کا تنا اُس وقت بھی باقی رہتا ہے جب وہ اپنے پتے گرا دیتے ہیں: اسی طرح مُقدّس نسل اُس کا تنا ہوگی۔ یسعیاہ 6:8–13۔