خواهر وایت تصریح کرد که هنگامی که بناهای عظیم شهر نیویورک فرو افکنده شوند، مکاشفه، فصل هجدهم، آیات یک تا سه، به تحقق خواهد پیوست.

اور ان باتوں کے بعد میں نے ایک اور فرشتہ کو آسمان سے اُترتے دیکھا، جس کے پاس بڑا اختیار تھا؛ اور زمین اُس کے جلال سے منور ہو گئی۔ اور اُس نے بڑی قوت کے ساتھ بلند آواز میں پکار کر کہا، عظیم بابل گر گیا، گر گیا، اور وہ شیاطین کا مسکن، اور ہر ناپاک روح کی پناہ گاہ، اور ہر ناپاک اور مکروہ پرندے کا پنجرہ بن گیا ہے۔ کیونکہ سب قومیں اُس کی زناکاری کے غضب کی مے میں سے پی چکی ہیں، اور زمین کے بادشاہوں نے اُس کے ساتھ زناکاری کی ہے، اور زمین کے سوداگروں نے اُس کی عیش و عشرت کی فراوانی سے دولت حاصل کی ہے۔ مکاشفہ 18:1–3۔

تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، «پادشاهان» زمین پیشاپیش با کلیسای روم زنا کرده بودند. پس از جنگ جهانی دوم، رئیس‌جمهور هری اس. ترومن برای نخستین بار در سال ۱۹۵۱ سفیری به واتیکان منصوب کرد. تلاش او برای برقراری رابطه‌ای سیاسی با پاپیّت به‌صراحت از سوی کنگرهٔ ایالات متحده رد شد؛ اما دهه‌ها بعد، هنگامی که رئیس‌جمهور رونالد ریگان در سال ۱۹۸۴ سفیری به واتیکان منصوب کرد، چنین نشد. تا سال ۲۰۰۱، همهٔ ملت‌ها از طریق برقراری رابطه‌ای دیپلماتیک با فاحشهٔ صور، با واتیکان زنا کرده بودند.

تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، تمامی «امت‌ها» از شرابِ خشمِ زنای او نوشیده بودند. شرابِ بابل نمایانگر همهٔ انواع گوناگونِ تعالیم باطل است که از سوی پاپیّت عرضه می‌شود؛ اما آن نوعِ خاص از شراب که در این آیات مشخص شده است، شرابِ خشمِ زنای اوست. خشمِ پاپیّت، همان آزار و جفای او بر کسانی است که با ایشان هم‌عقیده نیست. او آزار خود را از طریق به‌کارگیری قدرتِ دولت برای انجام کارهای ناپاک خویش به انجام می‌رساند. شرابِ خشمِ او، آن شیشهٔ ویژهٔ خطای اوست که نمودارِ اقدامِ به‌کارگیری دولت بر ضد کسانی است که ایشان را بدعت‌گذار می‌شمارد.

در دورهٔ زمانی از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، اَدونتیسمِ میلری، که از قرون تاریک فراخوانده شده بود و از کلیساهای پروتستانی که در آن زمان دخترانِ روم شده بودند جدا گردیده بود، آنگاه به شاخِ حقیقیِ پروتستان بر آن وحشِ زمینیِ تازه‌پدیدار بدل شد. پطرس ویژگی‌های آن قومِ تازه‌برگزیدهٔ خدا را به‌منزلهٔ یک ملت معرفی می‌کند.

لیکن تم ایک برگزیدہ نسل، شاہی کہانت، مقدس قوم، اور خدا کی خاص ملکیت والی اُمت ہو، تاکہ اُس کی فضیلتوں کو ظاہر کرو جس نے تمہیں تاریکی میں سے اپنی عجیب روشنی میں بلایا ہے؛ تم جو پہلے لوگ نہ تھے، مگر اب خدا کے لوگ ہو؛ تم پر پہلے رحم نہ ہوا تھا، مگر اب تم پر رحم ہوا ہے۔ 1 پطرس 2:9، 10

تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، کلیسای ادونتیست روز هفتم پیشاپیش ساختار سیاسی حکومت ایالات متحده را برای حمله به کسانی که آنان را بدعت‌گذار می‌پنداشت، به کار گرفته بود، و این کار را بارها انجام داده بود. بسیار پیش از سال ۲۰۰۱، ادونتیست‌ها از آن شراب خاص بابل که نماد به‌کارگیری قدرت دولت برای حمله به کسانی است که آنان را بدعت‌گذار می‌شمارد، نوشیده بودند.

افرایم نماد شورش یربعام و پادشاهی شمالیِ اسرائیل است، و اشعیا فصل بیست‌وهشت را با خطاب قرار دادن کلیسای ادونتیست روز هفتم به‌عنوان مستانِ افرایم آغاز می‌کند.

افسوس بر تاجِ تکبّرِ مستانِ افرایم، که زیباییِ پرجلالِ ایشان چون گلی پژمرده است، و بر سرِ وادی‌های حاصل‌خیزِ آنان قرار دارد که از شراب مغلوب گشته‌اند! اینک، خداوند شخصی نیرومند و مقتدر دارد که همچون تندبادِ تگرگ و توفانی هلاک‌کننده، و همچون سیلابِ آب‌های زورآورِ طغیان‌کننده، آن را با دست بر زمین خواهد افکند. تاجِ تکبّر، مستانِ افرایم، زیر پاها پایمال خواهد شد؛ و آن زیباییِ پرجلال که بر سرِ وادیِ حاصل‌خیز است، چون گلی پژمرده خواهد بود، و همچون میوهٔ نوبرانه پیش از تابستان؛ که هر که بدان بنگرد، چون آن را در دست گیرد، بی‌درنگ آن را می‌خورد. در آن روز، یهوهٔ صبایوت برای باقی‌ماندهٔ قوم خویش تاجِ جلال و افسرِ زیبایی خواهد بود، و روحِ داوری برای آن‌که بر مسندِ داوری می‌نشیند، و قوّت برای آنان که جنگ را تا دروازه بازمی‌گردانند. امّا اینان نیز از راهِ شراب به خطا رفته‌اند، و از بادهٔ مسکر منحرف شده‌اند؛ کاهن و نبی از بادهٔ مسکر به خطا رفته‌اند، شراب ایشان را فروبلعیده است، از بادهٔ مسکر منحرف شده‌اند؛ در رؤیا خطا می‌کنند، و در داوری لغزش می‌ورزند. زیرا همهٔ سفره‌ها از قی و نجاست پُر شده است، چندان‌که هیچ جای پاکی باقی نمانده است. اشعیا 28:1–8.

سومین وای در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، و بر «تاج» فرود آمد؛ تاجی که رهبریِ «میگسارانِ افرایم» را نمایندگی می‌کند. این وای با هواپیمایی آکنده از سوخت به مقرّ کلیسا در مریلند حمله نکرد، امّا ناتوانیِ ایشان را در تشخیص این حقیقت آشکار ساخت که ظهور اسلامِ وایِ سوم، آغازِ پیامِ بارانِ آخرِ فرشتهٔ سوم بود؛ آغازِ همان پیام و کاری که مدّعی‌اند برای اعلام آن برانگیخته شده‌اند. آنان نه تنها به‌عنوان تاج، که نمایانگرِ رهبری است، بلکه به‌عنوان «تاجِ غرور» نیز شناسانده می‌شوند، و بدین‌سان یکی از آن دو گروهِ پرستندگان را معرّفی می‌کنند که در مجادلهٔ باب دومِ حبقوق پدید آمده بود و پدید می‌آید. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، دیده‌بانانِ حبقوق در نبردِ نزدِ دروازه، در جایگاه‌های خود ایستادند.

دروازه‌های اورشلیم جایی بود که تعامل مردم اورشلیم در آن انجام می‌گرفت. نبرد در دروازه‌ها نمایانگر «مجادله» فصل پیشین اشعیا است که در روز بادِ شرقی (روز اسلام) آغاز شد. دو طبقه از عبادت‌کنندگانِ حبقوق در این بخش، به‌وسیلهٔ دو تاج بازنمایی شده‌اند. مستانِ افرایم، که تا آن زمان برای پیروز شدن در استدلال‌های خود بر ضد کسانی که آنان را بدعت‌گذار شمرده بودند، از قدرت دولت بهره گرفته بودند، در تقابل با تاجِ یهوه صبایوت قرار داده شده‌اند. هنگامی که مسیح به‌عنوان یهوه صبایوت بازنمایی می‌شود، این نمادِ کار او به‌مثابهٔ رهبرِ لشکر خویش است. نبرد در دروازه، همان جنگی است که در مجادله بر سر الهیاتِ راستین و کاذب بازنمایی شده است.

نہ صرف جنرل کانفرنس کی قیادت ہی افرائیم کے مَسْتوں کے طور پر پیش کی گئی ہے، بلکہ کاہن بھی (یعنی خادمانِ کلیسیا) اور نبی بھی (یعنی الٰہیات کے ماہرین اور معلّمین) نشہ آور شراب کے باعث راہ سے بھٹک گئے ہیں۔ جیسا کہ یسعیاہ اپنی نبوت کی ابتدائی آیات میں فرماتا ہے، یہ پوری کلیسیا ہے۔

رؤیای اشعیا بن آموص، که آن را دربارهٔ یهودا و اورشلیم در ایام عُزّیا، یوتام، آحاز، و حِزقیا، پادشاهان یهودا، دید. ای آسمان‌ها، بشنوید، و ای زمین، گوش فرا ده: زیرا خداوند سخن گفته است، فرزندانی را پرورانیدم و بزرگ کردم، اما ایشان بر من عصیان ورزیده‌اند. گاو صاحب خود را می‌شناسد، و الاغ آخورِ ارباب خویش را؛ اما اسرائیل نمی‌شناسد، قوم من تأمل نمی‌کند. آه، ای امّتِ گناه‌پیشه، قومی گرانبار از عصیان، نسلِ بدکاران، فرزندانی که فساد می‌ورزند: خداوند را ترک گفته‌اند، قدوسِ اسرائیل را به خشم آورده‌اند، و به عقب برگشته‌اند. چرا دیگر زده شوید؟ شما بیشتر و بیشتر سرکشی خواهید کرد: تمامی سر بیمار است، و تمامی دل ناتوان. اشعیا ۱:۱–۵.

قومِ گنہگار بیمار ہے، اور وہ اس وقت سے گزر چکی ہے جہاں کوئی ایسا علاج مہیا کیا جا سکتا ہو جو اس کے دل و ذہن کو بدل دے۔ یسعیاہ نشان دہی کرتا ہے کہ مَے خوار راہ سے بھٹک گئے ہیں، اور یرمیاہ اس راہ کو “قدیم راستے” کے طور پر متعین کرتا ہے۔ 11 ستمبر 2001 کو پچھلی بارش برسنا شروع ہوئی، اور یرمیاہ واضح کرتا ہے کہ جب ہم قدیم راستوں پر چلتے ہیں—جو وہی “راہ” ہے جس سے مَے خوار ہٹ گئے ہیں—تو ہم پچھلی بارش کی راحت پاتے ہیں۔

چنین می‌گوید خداوند: «بر راه‌ها بایستید و بنگرید، و از راه‌های قدیم بپرسید که راه نیکو کدام است؛ پس در آن سلوک نمایید، و برای جان‌های خویش آرامی خواهید یافت.» اما ایشان گفتند: «در آن سلوک نخواهیم کرد.» و نیز دیدبانانی بر شما گماشتم که می‌گفتند: «به آواز کَرِنّا گوش فرا دهید.» اما ایشان گفتند: «گوش نخواهیم داد.» پس بشنوید، ای امت‌ها، و بدان، ای جماعت، آنچه در میان ایشان است. بشنو، ای زمین: اینک من بر این قوم بلا خواهم آورد، یعنی ثمرهٔ اندیشه‌های ایشان را، زیرا به سخنان من گوش فرا ندادند، و شریعت مرا رد کردند و آن را نپذیرفتند. ارمیا ۶:‏۱۶–۱۹

مستیانِ افرایم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از راه منحرف شده‌اند، و در سال ۱۸۶۳، هنگامی که فرایندِ رد کردنِ «طریق‌های قدیم» را آغاز کردند، «به عقب برگشته‌اند». در همان «طریق‌های قدیم» است که آرامش و طراوتِ بارانِ آخر یافت می‌شود، و آن باران درست در همان زمانی آغاز شد که «وای» بر ایشان اعلام گردید. «وای» سومِ اسلام برای تاجِ غرورِ افرایم قابلِ تشخیص نبود، زیرا آنان به‌تدریج حقایقِ بنیادی‌ای را که نقشِ اسلام را در نبوت مشخص می‌سازد رد کرده بودند. ارمیا مشخص می‌سازد که در آن زمان خداوند دیدبانانی برانگیخت، که همان دیدبانانِ حبقوق‌اند، و آنان در نبردِ دروازه‌ها به مستیانِ افرایم اعلام کردند که باید به صدای کرنا گوش فرا دهند. «وای» سوم که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، همان شیپورِ هفتم بود.

ישעיהו مشخص می‌سازد که «از شرابِ مسکر از راه منحرف شده‌اند؛ در رؤیا خطا می‌کنند و در داوری لغزش می‌خورند. زیرا همهٔ سفره‌ها از قی و کثافت پر شده است، به‌طوری‌که هیچ جای پاکی باقی نمانده است.» آن سفرهٔ جعلی که در سال ۱۸۶۳ معرفی شد، که «هفت زمان» را حذف کرد و مستلزم جزوه‌ای توضیحی برای همراهی با آن بود، نمودارِ بدلِ آن دو سفرهٔ مقدسِ حبقوق است؛ اما «سفره‌های» جعلی‌ای که این مستان به کار گرفته‌اند، از قی پُر است و ایشان در رؤیا خطا می‌کنند. به نگهبانانِ حبقوق و ارمیا گفته شد که در مجادلهٔ مربوط به روش‌شناسی، باید «رؤیا» را بر «سفره‌ها» بنویسند؛ اما سفره‌های جعلیِ مستان، رؤیایی خطاآمیز عرضه می‌کند.

جہاں رویا نہ ہو، وہاں لوگ ہلاک ہو جاتے ہیں؛ لیکن جو شریعت پر عمل کرتا ہے، وہ مبارک ہے۔ امثال 29:18۔

مستانِ افرایم شریعتِ خدا را رد کرده‌اند، اما سیاقِ «مجادله»، یعنی نبردِ دروازه، شریعتِ نبویِ خداست، آن‌گونه که در روش‌شناسیِ برقرارشده در جنبشِ فرشتهٔ اول و سوم نمایان شده است. اشعیا، پس از آنکه صحنه را در هشت آیهٔ نخستِ بابِ بیست‌وهشت برقرار می‌سازد، سپس آن روش‌شناسی را که همان بارانِ آخر است مشخص می‌کند، و به‌طور خاص مستان را به‌عنوان «مردانِ استهزاگر، که حکومت می‌کنند» «در اورشلیم» معرفی می‌نماید.

उहाँले कसलाई ज्ञान सिकाउनुहुने? र कसलाई सिद्धान्त बुझाउनुहुने? तीहरूलाई जो दूधबाट छुटाइएका छन्, र स्तनबाट अलग गराइएका छन्। किनकि आज्ञामाथि आज्ञा, आज्ञामाथि आज्ञा; रेखामाथि रेखा, रेखामाथि रेखा; यहाँ अलिकति, र त्यहाँ अलिकति हुनुपर्छ। किनकि उहाँले हकलिने ओठहरूद्वारा र अर्को भाषामा यस प्रजासित बोल्नुहुनेछ। जसलाई उहाँले भन्नुभयो, “यही विश्राम हो, जसद्वारा तिमीहरू थाकेकालाई विश्राम दिन सक्छौ; र यही ताजगी हो”; तैपनि तिनीहरूले सुन्न चाहेनन्। तर परमप्रभुको वचन तिनीहरूका निम्ति आज्ञामाथि आज्ञा, आज्ञामाथि आज्ञा; रेखामाथि रेखा, रेखामाथि रेखा; यहाँ अलिकति, र त्यहाँ अलिकति भयो; ताकि तिनीहरू जाऊन्, पछाडि ढलून्, टुक्रा-टुक्रा पारिऊन्, पासोमा परून्, र समातिऊन्। यसकारण, हे यरूशलेममा भएका यस प्रजामाथि शासन गर्ने होच्याउने मानिसहरू हो, परमप्रभुको वचन सुन। किनकि तिमीहरूले भनेका छौ, “हामीले मृत्यु-सँग एउटा करार बाँधेका छौं, र पातालसँग हाम्रो सहमति भएको छ; जब प्रबल प्रहार बग्दै जाला, त्यो हामीकहाँ आइपुग्नेछैन; किनकि हामीले झूटलाई आफ्नो शरण बनाएका छौं, र असत्यको मुनि हामीले आफूलाई लुकाएका छौं।” यसकारण परमप्रभु यहोवा यसो भन्नुहुन्छ, “हेर, म सियोनमा जगको निम्ति एउटा ढुङ्गा राख्दछु, जाँचिएको ढुङ्गा, बहुमूल्य कुनाको ढुङ्गा, दृढ जग: जसले विश्वास गर्छ, उसले हतार गर्नेछैन। न्यायलाई पनि म नाप्ने डोरी ठहराउनेछु, र धार्मिकतालाई साहुली; अनि असिनाले झूटको शरणलाई बढारिदिनेछ, र पानीहरूले लुक्ने ठाउँलाई बगाइदिनेछन्। अनि मृत्यु-सँगको तिमीहरूको करार रद्द गरिनेछ, र पातालसँगको तिमीहरूको सहमति ठहरिनेछैन; जब प्रबल प्रहार बग्दै जानेछ, तब तिमीहरू त्यसद्वारा कुल्चिइनेछौ।” यशैया 28:9–18।

«مناظره» در اینجا بدین‌گونه تعریف می‌شود: «او معرفت را به که خواهد آموخت؟ و فهمِ تعلیم را به که خواهد بخشید؟» «که» در اینجا ناظر به شاگردانِ بالقوه است، اما موضوع دربارهٔ فهمِ تعلیم است که همان معرفت است. هنگامی که کتاب دانیال مُهرگشایی می‌شود، افزایشی در معرفت پدید می‌آید که نمایانگر افزایشِ فهمِ حقایقِ کلامِ خداست. واژهٔ «تعلیم» به معنای مجموعه‌ای از باورها، اصول، آموزه‌ها یا قواعدی است که نظامی خاص از اندیشه یا پیکره‌ای از معرفت را تشکیل می‌دهند. برای فهمِ «تعالیم» کتاب‌مقدسی، به‌ناگزیر باید از روش‌شناسیِ کتاب‌مقدسی برای شکل‌دادن به آن پیکرهٔ معرفت استفاده کرد.

این روش‌شناسی چنین معرفی می‌شود: «حکم باید بر حکم باشد، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اندکی اینجا و اندکی آنجا.» روش‌شناسی‌ای که یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ را به‌عنوان فرارسیدن سومین «وای» شناسایی کرد، بر این مبنا استوار است که خط نبویِ نخستین «وای» با خط نبویِ دومین «وای» در کنار یکدیگر قرار داده شود، و بدین‌سان دو شاهد برای خطِ سومین «وای» فراهم آید. آن روش‌شناسی، محکِ «مجادله»‌ای است که دو طبقه از عبادت‌کنندگان را پدید می‌آورد، زیرا «کلام خداوند برای ایشان حکم بر حکم، حکم بر حکم، سطر بر سطر، سطر بر سطر، اندکی اینجا و اندکی آنجا بود، تا بروند و از پشت به زمین افتند و شکسته شوند و در دام گرفتار آیند و به اسارت گرفته شوند.»

پنج لغزشِ آن مردانِ استهزاگر که بر اورشلیم حکم می‌رانند، نمایانگرِ پنج باکرهٔ نادان است. این روش به‌وضوح آزمونی است، زیرا مستانِ افرایم طریق‌های قدیمِ ارمیا را رد کردند، از گوش فرا دادن به هشدارِ شیپورِ دیدبانان سر باز زدند، سفره‌های تقلبی پدید آوردند، و با مرگ عهد بستند؛ درست در همان زمان که آنان که در نبردِ دروازه تاجِ یهوه صبایوت را بر سر داشتند، عهدِ حیات می‌بستند.

در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، بارانِ آخر، که همان آرامش و تازگی است، آغاز به باریدن کرد، و مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر آغاز شد. این امر مناظره‌ای را دربارهٔ روش‌شناسیِ مستانِ افرایم و روش‌شناسی‌ای که توسط پیام‌آورِ الیاس نمایندگی می‌شود، آغاز کرد. «بسیاری» با مستان سقوط خواهند کرد، اما آن اندکانی که برگزیده خواهند شد، کسانی هستند که منتظرِ خداوند می‌مانند.

زیرا خداوند با دستی نیرومند با من سخن گفت و مرا تعلیم داد که در راه این قوم سالک نشوم، و فرمود: به هر آنچه این قوم آن را فتنه‌انگیزی بخوانند، شما فتنه‌انگیزی مگویید؛ و از آنچه ایشان از آن می‌ترسند، مترسید و هراسان مباشید. یهوه صبایوت را تقدیس نمایید؛ و او ترس شما باشد و او هراس شما. و او برای شما مقدس خواهد بود؛ لیکن برای هر دو خاندان اسرائیل سنگ لغزش و صخرهٔ مصادم، و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد بود. و بسیاری از ایشان لغزیده، خواهند افتاد و شکسته خواهند شد، و در دام گرفتار آمده، اسیر خواهند گردید. شهادت را ببند و شریعت را در میان شاگردان من مُهر کن. و من برای خداوندی که روی خود را از خاندان یعقوب پنهان می‌دارد، انتظار خواهم کشید، و بر او توکل خواهم نمود. اشعیا ۸:۸‏–۱۷

کمالِ یقین سے یسعیاہ اپنی ہی باتوں کی تائید کرتا ہے؛ پس اٹھائیسویں باب میں جو بہت سے لوگ گرتے ہیں، وہی ہیں جو آٹھویں باب میں گرتے ہیں۔ آٹھویں باب میں ہم پاتے ہیں کہ اُن کا گِرنا مُہر کیے جانے کے وقت میں واقع ہوتا ہے، جو 11 ستمبر 2001 کو شروع ہوا۔ آٹھویں باب کی تنبیہ یہ ہے کہ اس قوم کی “راہ” پر نہ چلو، کیونکہ یہی وہ لوگ ہیں جنہوں نے یرمیاہ کی اُن قدیم راہوں پر چلنے سے انکار کیا، جہاں بارانِ آخِر کا پیغام موجود ہے۔ جو لوگ آٹھویں باب میں گرتے ہیں، وہی ہیں جو اُس اتحاد پر بھروسا رکھتے ہیں جو بابل کی اُس مخصوص مے کی نمائندگی کرتا ہے، اور جو بدعتی قرار دیے جانے والوں کی مخالفت کے مقصد سے کلیسیا اور ریاست کے اتحاد کی نمائندگی کرتا ہے۔ آٹھویں باب میں اُن کے لغزش کھانے کا سبب ٹھوکر کا پتھر ہے، جو 1863 میں بنیادی سچائی کے اولین ردِّ عمل کی نمائندگی کرتا ہے، یعنی احبار چھبیس کے “سات زمانے”، جسے 1863 میں “معماروں” نے رد کر دیا۔ اُس ردِّ عمل میں وہ فرشتوں کے ذریعہ ولیم ملر کو دیا گیا پیغام رد کرنے کے لیے مرتد پروٹسٹنٹ طرزِ استدلال کی طرف لوٹ گئے۔

در فصل بیست‌وهشت، رد شدنِ سنگ، داوریِ تازیانهٔ طغیان‌کننده را پدید می‌آورد؛ که نمادِ کتاب‌مقدسیِ نشانِ وحش است، نشانی که با قانونِ یکشنبه در ایالات متحده آغاز می‌شود و سپس سراسر جهان را فرامی‌گیرد. در هنگامِ قانونِ یکشنبه، عهدی که کلیسای ادونتیست با «موت» و «هاویه» بسته است، برچیده خواهد شد. با برچیده شدنِ عهدِ مستانِ افرایم با موت، «ملجأِ دروغ‌های» ایشان نیز برداشته خواهد شد. «ملجأِ دروغ‌ها» را رسولْ پولُس به‌صورتِ همان دروغی معرفی می‌کند که گمراهیِ شدید را به‌بار می‌آورد، و آن گمراهیِ شدید که بر مردانِ استهزاکننده‌ای که بر اورشلیم حکم می‌رانند ریخته می‌شود، پاسخی است به نفرتِ ایشان از حقیقت.

حتّی او که ظهورش بر وفق عملِ شیطان است، با هر گونه قدرت و آیات و عجایبِ دروغین، و با هر فریبِ ناراستی در آنان که هلاک می‌شوند؛ زیرا محبتِ حق را نپذیرفتند تا نجات یابند. و از این سبب، خدا برای ایشان ضلالتی سخت خواهد فرستاد تا دروغ را باور کنند؛ تا همهٔ آنان که به حق ایمان نیاوردند، بلکه از ناراستی خشنود شدند، محکوم گردند. اما ما پیوسته خود را ملزم می‌دانیم که برای شما، ای برادرانِ محبوبِ خداوند، خدا را شکر گوییم، زیرا خدا شما را از ابتدا برای نجات برگزید، به‌واسطهٔ تقدیسِ روح و ایمان به حق؛ و شما را به این امر به‌وسیلهٔ انجیلِ ما فراخواند، تا به جلالِ خداوند ما عیسی مسیح نائل شوید. پس، ای برادران، استوار بایستید و سنت‌هایی را که آموخته‌اید، خواه به کلام و خواه به رسالهٔ ما، نگاه دارید. ۲ تسالونیکیان ۲:‏۹–۱۵.

«پناهگاهِ دروغ‌ها» که «گمراهیِ شدید» را پدید آورد، در نهایت مجازاتِ قانونِ یکشنبه را که به‌زودی خواهد آمد، به همراه می‌آورد. رسول، پولس، آن گروهی را که محبتِ حق را نمی‌پذیرند، و نیز گروهی را که به‌وسیلهٔ حق تقدیس شده‌اند، مشخص می‌سازد؛ و بدین‌سان به دو گروهِ مطرح‌شده در مجادلهٔ بابِ دومِ حبقوق اشاره می‌کند. در بابِ بیست‌ونهم، اشعیا سخن خود را با تکرارِ واژهٔ «آریل» آغاز می‌کند، که نامی دیگر برای اورشلیم است.

افسوس بر اَریئیل، بر اَریئیل، آن شهری که داود در آن ساکن بود! سال را بر سال بیفزایید؛ بگذارید قربانی‌ها را ذبح کنند. اشعیا 29:1

دوچندان‌شدنِ نمادینِ «اریئیل» (شهر اورشلیم)، بار دیگر به‌وسیلهٔ یک «وای» محکوم می‌شود. کشتنِ قربانی‌ها از «سال به سال» نمایانگرِ شورشِ فزاینده‌ای است که در سال 1863 آغاز شد. آیاتِ بعدی داوری‌ای را ترسیم می‌کنند که بر کلیسای ادونتیستِ روزِ هفتم در دورهٔ بحرانِ قانونِ یکشنبه واقع خواهد شد. در آیهٔ نهم، یک «شگفتی» مشخص می‌شود که بر مناقشهٔ روش‌شناسی تأکید دارد، و در عین حال وضعیتِ شورشیِ ادونتیسم را نیز به‌عنوان عنصری از پیامِ فریادِ نیمه‌شب مشخص می‌سازد؛ پیامی که همچنین با فرشتهٔ دوم مرتبط است، چنان‌که در دوچندان‌شدنِ «اریئیل» در آیهٔ نخست بازنموده شده است.

اپنے آپ پر ٹھہر جاؤ اور حیران ہو؛ فریاد کرو، ہاں فریاد کرو: وہ مَست ہیں، لیکن مے سے نہیں؛ وہ لڑکھڑاتے ہیں، لیکن نشہ آور مشروب سے نہیں۔ کیونکہ خداوند نے تم پر گہری نیند کی روح اُنڈیل دی ہے، اور تمہاری آنکھیں بند کر دی ہیں؛ نبیوں اور تمہارے سرداروں کو، یعنی غیب بینوں کو، اُس نے ڈھانپ دیا ہے۔ اور سب کی رُویا تمہارے لیے اُس مُہر بند کتاب کے الفاظ کی مانند ہو گئی ہے جسے لوگ ایک عالم کے پاس لا کر کہتے ہیں، “مہربانی کر کے اسے پڑھو؛” اور وہ کہتا ہے، “میں نہیں پڑھ سکتا، کیونکہ یہ مُہر بند ہے۔” پھر وہی کتاب اُس کے پاس دی جاتی ہے جو پڑھا لکھا نہیں، اور کہا جاتا ہے، “مہربانی کر کے اسے پڑھو؛” اور وہ کہتا ہے، “میں پڑھا لکھا نہیں ہوں۔” پس خداوند نے فرمایا، “چونکہ یہ لوگ اپنے منہ سے میرے نزدیک آتے ہیں، اور اپنے ہونٹوں سے میری تعظیم کرتے ہیں، لیکن اپنا دل مجھ سے دور رکھتے ہیں، اور اُن کا مجھ سے خوف آدمیوں کی سکھائی ہوئی تعلیم پر مبنی ہے، اِس لیے دیکھو، میں اِس قوم کے درمیان ایک عجیب کام، بلکہ ایک نہایت عجیب کام اور ایک تعجب خیز امر کروں گا؛ کیونکہ اُن کے حکیموں کی حکمت نابود ہو جائے گی، اور اُن کے فہیموں کی فہم پوشیدہ ہو جائے گی۔” یسعیاہ 29:9–14۔

در «مباحثه‌ای» که در فصل بیست‌وهفت ثبت شده و نمایانگر استدلالِ روش‌شناسیِ صحیح در برابر روش‌شناسیِ کاذب است، مستیِ مردانِ استهزاگری که بر اورشلیم حکومت می‌کنند، به‌عنوان کوری‌ای شناسایی می‌شود که رهبریِ ادونتیسم را از فهمِ کتابِ مُهرشده بازمی‌دارد. کتاب‌های دانیال و مکاشفه یک کتاب واحدند، و آن بخشی از کتاب که اندکی پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش گشوده می‌شود، «مکاشفهٔ عیسی مسیح» است. این، معمایِ «هشتمی که از آن هفت است» را در بر می‌گیرد. این همان چیزی است که با «راز»ی که در فصلِ دو به دانیال داده شد تا آن را درک کند، به تصویر کشیده شده است. این «تاریخِ پنهانِ» هفت رعد است. این، پیامِ اسلامِ «وای» سوم، و پیامِ «ندای نیمه‌شب» است.

کتاب واحد دانیال و مکاشفه به کسانی داده شده است که در زمان مسیح به‌وسیلهٔ سنهدرین نمایانده شدند؛ کسانی که نماد نظامی از رهبری هستند که ادعا می‌کند حقیقت خدا را پاس می‌دارد و از آن دفاع می‌کند، اما در نهایت در مصلوب ساختنِ حقیقت مشارکت می‌ورزد. نظامی که به‌وسیلهٔ سنهدرین نمونه‌وار شناسانده شده است، همان مردان استهزاگرند که بر اورشلیم حکم می‌رانند. به آنان آن کتابِ مُهرشده داده می‌شود، و پاسخ ممتازانه و تعلیم‌یافته و دانشورانهٔ ایشان دربارهٔ معنای آن کتاب این است که نمی‌توانند آن را بخوانند، زیرا مُهر شده است. سپس همان کتاب به گله‌ای داده می‌شود که تربیت شده است تا تنها از کسانی پیروی کند که به‌عنوان رهبران ممتاز گردیده‌اند، و پاسخ ایشان این است که فقط در صورتی آن را خواهند فهمید که مردان استهزاگرِ حاکم بر اورشلیم، یعنی سنهدرینِ ایام آخر، به آنان بگویند که معنای آن چیست.

هغه مېتودولوژي چې ویلیام مېلر ته ورکړل شوه، او وروسته Future for America ته، د نبوي تاریخ یوه نښه ده. دا یوه نښه ده چې د ژوند او مرګ د ازمویښتي پوښتنې پېژندنه کوي. له سمې مېتودولوژۍ پرته، د وروستي باران پیغام «د هغه کتاب د ویناوو په شان دی چې مُهر شوی وي.» د وروستي باران له پیغام پرته، هغه تجربه چې د دې پیغام له خوا رامنځته کېږي، ترلاسه کول یې ناشونی دي. هماغه مېتودولوژي دا بهیر دی چې یوه نبوي کرښه پر بلې نبوي کرښې راوستل شي، له دې ځایه په انجیل کې، او له هغه ځایه په انجیل کې. د مېتودولوژۍ په اړه مناظره هغه وخت پیل شوه کله چې لومړی پیغام ځواکمن کړای شو، هم د وروستیو ورځو د پیل په تاریخونو کې او هم د هغو د پای په تاریخونو کې.

در تاریخ آغازین جنبش میلریتی، این مناظره در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ آغاز شد، و در پایان آن تاریخ، در دوره‌ای که جنبش میلریتیِ فیلادلفیایی به جنبش میلریتیِ لائودکیه‌ای انتقال یافت، تکرار گردید. این مناظره بار دیگر در تاریخ جنبش لائودکیه‌ایِ فرشتهٔ سوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، و در پایان آن جنبش نیز، هنگامی که جنبش لائودکیه‌ایِ فرشتهٔ سوم به جنبش فیلادلفیاییِ صد و چهل و چهار هزار انتقال می‌یابد، تکرار می‌شود. در آزمون آغازین میلریتی‌ها، و در آزمون پایانی میلریتی‌ها، این آزمون به‌واسطهٔ روش‌شناسیِ پیام‌آورِ الیاس به تصویر کشیده شد. عیسی، به‌عنوان آلفا و امگا، همواره پایان را با آغاز به تصویر می‌کشد.

روشِ آوردنِ «حکم بر حکم» همان روشی است که اکنون به کار خواهیم گرفت، آنگاه که در مقالهٔ بعدی به بررسیِ دانیال باب‌های چهار و پنج می‌پردازیم.

“هیچ‌کس پیامی حقیقی برای تعیین زمان آمدن یا نیامدن مسیح ندارد. یقین بدانید که خدا به هیچ‌کس اختیار نمی‌دهد که بگوید مسیح آمدن خود را پنج سال، ده سال، یا بیست سال به تأخیر می‌اندازد. «پس شما نیز آماده باشید: زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، پسر انسان می‌آید» (متی 24:44). این است پیام ما، همان پیامی که آن سه فرشته که در وسط آسمان پرواز می‌کنند اعلام می‌دارند. کاری که اکنون باید انجام شود، این است که این آخرین پیام رحمت را به جهانی سقوط‌کرده طنین‌انداز سازیم. حیاتی تازه از آسمان می‌آید و تمام قوم خدا را در بر می‌گیرد. اما در کلیسا جدایی‌ها پدید خواهد آمد. دو گروه شکل خواهند گرفت. گندم و کرکاس با هم تا موسم درو می‌رویند.

«یہ کام وقت کے بالکل آخری کنارے تک مزید گہرا ہوتا جائے گا اور زیادہ سنجیدہ اور پُرجوش بنتا جائے گا۔ اور جو سب خدا کے ساتھ مل کر محنت کرنے والے ہیں، وہ اُن مقدسوں کے سپرد کی گئی اُس ایمان کے لیے نہایت جانفشانی سے جدوجہد کریں گے۔ وہ موجودہ پیغام سے، جو پہلے ہی اپنی جلالت سے زمین کو روشن کر رہا ہے، برگشتہ نہ کیے جائیں گے۔ خدا کے جلال کے سوا کوئی چیز ایسی نہیں جس کے لیے نزاع کی جائے۔ واحد چٹان جو قائم رہے گی، زمانوں کی چٹان ہے۔ یسوع میں جیسی حق ہے، وہی ان ایامِ گمراہی میں پناہ گاہ ہے….»

«نبوت، سطر به سطر، در حال تحقق بوده است. هرچه استوارتر زیر پرچم پیام فرشتهٔ سوم بایستیم، نبوت دانیال را روشن‌تر درک خواهیم کرد؛ زیرا مکاشفه، متمم دانیال است. هرچه کامل‌تر نوری را که روح‌القدس به‌واسطهٔ خادمان تقدیس‌شدهٔ خدا عرضه کرده است بپذیریم، حقایق نبوت کهن برای ما عمیق‌تر و یقینی‌تر، همچون تخت جاودانی، آشکار خواهد شد؛ و یقین خواهیم یافت که مردان خدا سخن گفتند، آنگاه که از روح‌القدس متأثر و به حرکت آورده می‌شدند. انسان‌ها خود باید تحت تأثیر روح‌القدس باشند تا بتوانند بیانات روح را از طریق انبیا درک کنند. این پیام‌ها نه برای آنان که نبوت‌ها را بر زبان آوردند، بلکه برای ما که در میان صحنه‌های تحقق آنها زندگی می‌کنیم، داده شده بود.»

«اگر خداوند این کار را به من نسپرده بود، احساس نمی‌کردم که بتوانم این امور را مطرح کنم. غیر از شما، دیگرانی نیز هستند—و نه فقط یک یا دو نفر—که همچون شما می‌پندارند نور تازه‌ای دارند و کاملاً آماده‌اند آن را به مردم عرضه کنند. اما برای خدا پسندیده خواهد بود که آنان نوری را که پیش‌تر داده شده است بپذیرند و در آن سلوک کنند، و ایمان خود را بر کتاب‌مقدس استوار سازند؛ همان کتابی که مواضعی را که قوم خدا سالیان بسیار بر آن ایستاده‌اند تأیید می‌کند. انجیل جاودانی باید به‌وسیله عاملان انسانی اعلام شود. ما باید پیام‌های فرشتگان را که چنین به تصویر کشیده شده‌اند که در وسط آسمان پرواز می‌کنند، با آخرین هشدار به جهانی سقوط‌کرده، به صدا درآوریم. اگر ما به نبوت کردن فراخوانده نشده‌ایم، به ایمان آوردن به نبوت‌ها و همکاری با خدا در رساندن نور به ذهن‌های دیگر فراخوانده شده‌ایم. این همان کاری است که می‌کوشیم انجام دهیم.» Selected Messages, book 2, 113, 114.