ضیافتِ بلشصر «ساعت» شریعتِ یک‌شنبه را مشخص می‌سازد، اما تأکید را بر داوریِ شاخِ جمهوری‌خواه قرار می‌دهد. تمثالِ زرینِ نبوکدنصر در بابِ سومِ دانیال، همان تاریخ را در بسترِ قومِ امینِ خدا قرار می‌دهد، که سپس همچون عَلَمی برافراشته می‌شوند. بابِ ششمِ دانیال همان خط را مورد خطاب قرار می‌دهد، اما نقشِ شاخِ پروتستان را بررسی می‌کند. بلشصر نمایندهٔ «دولت» است، و او هزار تن از «سروران» خود را فراخواند.

بلشصرِ پادشاه ضیافتی بزرگ برای هزار تن از بزرگان خود برپا کرد، و در حضور آن هزار تن شراب نوشید. بلشصر، در حالی که شراب می‌چشید، فرمان داد ظروف زرین و سیمینی را که پدرش نبوکدنصر از معبدی که در اورشلیم بود آورده بود، بیاورند، تا پادشاه و امیرانش و زنانش و متعه‌هایش در آنها بنوشند. آنگاه ظروف زرین را که از معبدِ خانهٔ خدا که در اورشلیم بود گرفته شده بود، آوردند؛ و پادشاه و امیرانش و زنانش و متعه‌هایش در آنها نوشیدند. شراب نوشیدند و خدایانِ طلا و نقره و برنج و آهن و چوب و سنگ را ستایش کردند. در همان ساعت، انگشتانِ دستِ انسانی پدیدار شد و برابرِ شمعدان، بر گچِ دیوارِ کاخِ پادشاه نوشت؛ و پادشاه آن بخش از دست را که می‌نوشت دید. دانیال ۵:۱–۵

شمارهٔ «ده» نمایانگر اژدهاست، و یک‌صد و یک‌هزار صرفاً بزرگ‌نماییِ همان نماد است. در باب ششم، یک‌صد و بیست آن شریعتِ فریبنده را پیش می‌رانند، و یک‌صد و بیست نمادی برای کاهنان است. با در نظر گرفتن «حکم بر حکم»، بزمِ بَلعَشَصَّر در حال تصویر کردن داوری بر یک سیاست‌ورزیِ فاسد، و داوری بر یک کلیساسالاریِ فاسد است. بَلعَشَصَّر از شرابِ بابِل مست بود، و سپس تصمیم گرفت ظروفِ مقدّسِ هیکلِ خدا در اورشلیم را بی‌حرمت سازد.

نبی فرماتا ہے، ’’میں نے ایک اور فرشتہ کو آسمان سے اترتے دیکھا، جس کے پاس بڑا اختیار تھا؛ اور زمین اُس کے جلال سے منور ہو گئی۔ اور اُس نے بڑی زور دار آواز سے پکار کر کہا، بڑا بابل گر گیا، گر گیا، اور شیاطین کا مسکن بن گیا ہے‘‘ (مکاشفہ 18:1، 2)۔ یہ وہی پیغام ہے جو دوسرے فرشتہ نے دیا تھا۔ بابل گر گیا ہے، ’’کیونکہ اُس نے اپنی زناکاری کے غضب کی مے سب قوموں کو پلائی‘‘ (مکاشفہ 14:8)۔ وہ مے کیا ہے؟—اُس کی جھوٹی تعلیمات۔ اُس نے دنیا کو چوتھے حکم کے سبت کے بدلے ایک جھوٹا سبت دیا ہے، اور اُس نے اُس جھوٹ کو دہرایا ہے جو شیطان نے عدن میں پہلے پہل حوا سے کہا تھا—یعنی روح کی فطری لافانیت۔ ایسے ہی بہت سے ہم جنس گمراہ کن عقائد اُس نے دور دور تک پھیلا دیے ہیں، ’’آدمیوں کے احکام کو تعلیمات ٹھہرا کر سکھاتے ہیں‘‘ (متی 15:9)۔ Selected Messages, book 2, 118۔

شَرابی که بَلعَشَصَّر می‌نوشید، سَبَّتِ بُت‌گونهٔ پاپیّت بود، زیرا آن ضیافت نمایانگر «ساعتِ» نبویِ قانون یکشنبه بود. ظروفِ مقدّسی که او به تالارِ بزم آورد، نه تنها نمایانگر طغیان بر ضدّ خدا بودند، بلکه ظروفِ مقدّس همچنین قومِ خدا را نیز نمایندگی می‌کنند، زیرا امرِ لفظی نمایانگر امرِ روحانی است، و مردم ظروف‌اند.

بااین‌همه، بنیادِ خدا استوار می‌ماند و این مُهر را دارد: «خداوند کسانی را که از آنِ اویند می‌شناسد.» و نیز: «هر که نامِ مسیح را بر زبان می‌آورد، از ناراستی کناره گیرد.» امّا در خانه‌ای بزرگ، نه فقط ظرف‌های زرّین و سیمین هست، بلکه ظرف‌های چوبین و گِلین نیز هست؛ و برخی برای حرمت، و برخی برای بی‌حرمتی. پس اگر کسی خویشتن را از اینها پاک سازد، ظرفی برای حرمت خواهد بود، تقدیس‌شده و برای استفادهٔ خداوندگار شایسته، و برای هر کار نیکو آماده. دوم تیموتائوس ۲:‏۱۹–۲۱

در میان هتکِ حرمتِ قومِ خدا از طریق تحمیلِ عبادتِ روزِ یکشنبه، دست‌خطِ آتشین، هلاکتِ بلشصر را رقم می‌زند.

در همان ساعت، انگشتانِ دستِ انسانی پدیدار شد و بر گچِ دیوارِ قصرِ پادشاه، در برابرِ شمعدان، نوشت؛ و پادشاه آن بخش از دست را که می‌نوشت دید. آنگاه چهرهٔ پادشاه دگرگون شد و اندیشه‌هایش او را مضطرب ساخت، چندان‌که بندهای کمرش سست گردید و زانوهایش به یکدیگر می‌خورد. پادشاه با صدای بلند فرمان داد تا منجمان، کلدانیان و فالگیران را بیاورند. و پادشاه خطاب به حکیمانِ بابل گفت: هر که این نوشته را بخواند و تعبیر آن را برای من بیان کند، جامهٔ ارغوانی بر او پوشانده خواهد شد و زنجیری از طلا بر گردنش نهاده خواهد شد، و در مملکت، سومین فرمانروا خواهد بود. دانیال ۵:‏۵–۷

از دیدگاه تاریخی، این بخش چنین فهمیده شده است که پدرِ بلشصر تختِ سیاسی را به بلشصر واگذار کرده بود، و از این‌رو، بیشترین چیزی که پسرش می‌توانست در برابر تعبیرِ نوشته عرضه کند، مقامی به‌عنوان سومین حاکم بود. در آستانهٔ قانون یکشنبه در ایالات متحده، رهبری سیاسی در موضعی تابعِ رهبری مذهبی قرار خواهد داشت؛ رهبری‌ای که در کارِ معرفیِ شکلی جدید از عبادت خواهد بود. صورتِ حیوان نمایانگرِ اتحادِ کلیسا و دولت است، با این که کلیسا زمامِ این رابطه را در دست دارد، و در هنگامِ قانون یکشنبه، بلشصر پادشاهِ سیاسی بود و بدین‌سان نمادِ دولت به‌شمار می‌رفت، اما او تنها نفرِ دوم تحتِ اقتدارِ مذهبیِ پدرش بود. بهترین چیزی که او می‌توانست به دانیال عرضه کند این بود که نفرِ سوم باشد.

«هنگامی که کلیسای اولیه با دور شدن از سادگیِ انجیل و پذیرفتن آیین‌ها و رسوم بت‌پرستانه فاسد شد، روح و قدرت خدا را از دست داد؛ و برای آن‌که بر وجدان‌های مردم تسلط یابد، در پیِ حمایتِ قدرتِ دنیوی برآمد. نتیجه، پاپیّت بود؛ کلیسایی که قدرتِ دولت را در اختیار گرفت و آن را برای پیشبردِ مقاصدِ خویش به کار برد، به‌ویژه برای مجازاتِ «بدعت». برای آن‌که ایالات متحده صورتی از وحش پدید آورد، قدرتِ دینی باید چنان بر حکومتِ مدنی تسلط یابد که اقتدارِ دولت نیز به وسیلهٔ کلیسا برای تحققِ مقاصدِ خود به کار گرفته شود....»

«تحمیل نگاه‌داشت یکشنبه از سوی کلیساهای پروتستان، تحمیل پرستش پاپیّت است—یعنی پرستش وحش. آنان که با درک ادعاهای فرمان چهارم، به‌جای سَبَتِ حقیقی، سَبَتِ کاذب را نگاه می‌دارند، بدین‌سان به همان قدرتی ادای احترام می‌کنند که تنها به فرمان آن، چنین چیزی مقرر شده است. اما کلیساها، درست در همان عملِ تحمیل یک تکلیف دینی به‌وسیلهٔ قدرتِ مدنی، خود تصویری برای وحش پدید می‌آورند؛ ازاین‌رو، تحمیل نگاه‌داشت یکشنبه در ایالات متحده، تحمیل پرستشِ وحش و تصویر او خواهد بود.» نبرد عظیم، 443، 448، 449.

در بحران است که منش انسان آشکار می‌شود، و پیام اسرارآمیز بر دیوار در تجربهٔ بلشصر بحرانی پدید آورد و پایان پادشاهی او را رقم زد، و بدین‌سان پایان پادشاهیِ وحشِ زمین را نمادپردازی کرد. بلشصر در همان شب مُرد، که نمایانگر قانون یکشنبه است؛ آنگاه که ایالات متحده، به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، در هنگام قانون یکشنبه سرنگون می‌شود، اما ایالات متحده بی‌درنگ به پادشاه برترِ ده پادشاه انتقال می‌یابد. ده پادشاه، هفتمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس هستند، و آنان بی‌درنگ موافقت می‌کنند که پادشاهیِ هفتم خود را به وحش بسپارند.

زیرا خدا در دل‌های ایشان نهاده است که ارادهٔ او را به‌جا آورند، و هم‌رأی شوند، و پادشاهی خود را به آن وحش بسپارند، تا کلام‌های خدا به انجام رسد. مکاشفه 17:17.

حرکات نهایی، حرکاتی شتابان‌اند، و گذار از پادشاهی ششم به هفتم، و سپس به هشتم، سریع است، زیرا جهان در آن هنگام در بحرانی عظیم به سر می‌برد. سرنگونیِ وحشِ زمین‌خاسته، بلشصر را به هراس می‌افکند، و او، به‌عنوان پادشاهِ برترِ ده پادشاه، نمایانگر هراسی است که همهٔ پادشاهانِ زمین در هنگام سرنگونیِ ایالات متحده تجربه خواهند کرد. در مکاشفه فصل یازدهم، «ساعتی» که دست‌خط بر دیوار ظاهر می‌شود، همان «ساعتِ» زلزلهٔ عظیم است. در آن هنگام، سه نمادِ اسلام مشخص می‌شوند، و این اسلام است که در ایام آخر موجب هراسِ پادشاهان می‌گردد.

زیرا اینک پادشاهان گرد آمدند؛ با یکدیگر گذشتند. آن را دیدند، و پس در شگفت شدند؛ مضطرب گشتند و شتابان گریختند. ترس در آنجا ایشان را فراگرفت، و درد، همچون دردِ زنِ در حالِ زایمان. تو کشتی‌های ترشیش را به بادِ شرقی درهم می‌شکنی. چنان‌که شنیده‌ایم، همان‌گونه نیز در شهر یهوه صبایوت، در شهر خدای خود، دیده‌ایم: خدا آن را تا ابد استوار خواهد ساخت. سلاه. مزمور 48:4–8.

اربابان، یا پادشاهان، در ضیافت بلشصر گرد آمده بودند، شراب بابل را می‌نوشیدند و ظروف مقدس قدسِ خدا را در دست می‌گرفتند و بر آنها می‌نگریستند، آنگاه هراس ایشان را فرا گرفت؛ چنان‌که این امر در هراس بلشصر، هنگامی که نوشته بر دیوار ظاهر شد، نمود یافت. هراس بلشصر آغازِ هراسی فزاینده بود که به‌وسیلهٔ زنی در حالِ دردِ زایمان به تصویر کشیده شده است؛ و «ساعت» در مکاشفهٔ یازده به باب دوازده راه می‌برد، جایی که آن علامت به‌صورت زنی که در شرفِ زاییدن است نشان داده می‌شود. نخستین دردِ زایمان همان نوشته بر دیوارِ تالارِ ضیافت است. این هراس از «بادِ شرقی» اسلام ناشی می‌شود، که «کشتی‌های ترشیش را می‌شکند.»

در تالار ضیافتِ بَلعَشَصَّر، «هزار امیر» مشغول نوشیدنِ شرابِ بابل‌اند، که نمایانگرِ تحمیلِ یکشنبه است. در آن هنگام، ارکسترِ نَبوکدنصر آغاز به نواختنِ موسیقی می‌کند، در حالی که بَلعَشَصَّر فرمان می‌دهد زیورهای مَقدِس را بیاورند. فاحشهٔ صور آغاز به سرودن می‌کند، و اسرائیلِ مرتد به رقصیدن گردِ بتِ زرّینِ نَبوکدنصر می‌پردازد. اما این بزم با «بادِ شرقی» درهم می‌شکند، که همان «وایِ سوم» است که به‌زودی می‌آید، و همان «شیپورِ هفتم» است. هنگامی که اسلام این بزم را بر هم می‌زند، «امّت‌ها خشمگین می‌شوند.» ایشان خشمگین می‌شوند، زیرا کشتی‌های ترشیش، که نمادِ ساختارِ اقتصادیِ سیارهٔ زمین است، آنگاه در میانِ دریا غرق می‌شوند.

ترشیش به سبب فراوانیِ همه‌گونه توانگری‌ها، بازرگان تو بود؛ با نقره، آهن، قلع و سرب در بازارهایت تجارت می‌کردند. یاوان و توبال و ماشَک، ایشان بازرگانان تو بودند؛ ایشان در بازار تو به جان‌های آدمیان و ظرف‌های برنجین تجارت می‌کردند. اهلِ خاندانِ تُوجَرْمَه در بازارهایت با اسبان و سواران و قاطران تجارت می‌کردند. مردانِ دِدان بازرگانان تو بودند؛ جزایرِ بسیار، متاعِ دستِ تو بود؛ آنان عاج و آبنوس را به‌عنوان هدیه برای تو می‌آوردند. سوریه به سبب فراوانیِ مصنوعاتت، بازرگان تو بود؛ ایشان در بازارهایت با زمرد، ارغوان، کارِ سوزندوزی، کتانِ لطیف، مرجان و عقیق دادوستد می‌کردند. یهودا و سرزمینِ اسرائیل، ایشان بازرگانان تو بودند؛ ایشان در بازار تو گندمِ مِنّیت، و پَنّاج، و عسل، و روغن، و بلسان تجارت می‌کردند. دمشق به سبب فراوانیِ مصنوعاتت و کثرتِ همه‌گونه توانگری‌ها، بازرگان تو بود؛ با شرابِ حِلبون و پشمِ سفید. دان نیز و یاوانِ رفت‌وآمدکننده در بازارهایت دادوستد می‌کردند؛ آهنِ صیقلی، دارچین و نیِ خوشبو در بازار تو بود. دِدان بازرگان تو بود در جامه‌های نفیس برای ارابه‌ها. عربستان و همه سرورانِ قیدار با تو در بره‌ها و قوچ‌ها و بزها معامله می‌کردند؛ در اینها ایشان بازرگانان تو بودند. بازرگانانِ سبا و رَعماه، ایشان بازرگانان تو بودند؛ ایشان در بازارهایت با بهترینِ همه ادویه‌ها، و با هرگونه سنگ‌های گران‌بها، و طلا دادوستد می‌کردند. حَران و کَنّه و عِدن، بازرگانانِ سبا، آشور و کِلمَد، بازرگانان تو بودند. اینان بازرگانان تو بودند در هرگونه کالا، در جامه‌های لاجوردی و سوزندوزی، و در صندوق‌های جامه‌های فاخر که با ریسمان‌ها بسته و از چوبِ سدر ساخته شده بود، در میانِ امتعه‌ات. کشتی‌های ترشیش در بازار تو از تو ترنّم می‌کردند؛ و تو در میانِ دریاها مملو شدی و به‌غایت باشکوه گشتی. پاروزنانت تو را به آب‌های عظیم درآوردند؛ بادِ شرقی تو را در میانِ دریاها درهم شکست. توانگری‌هایت، و بازارهایت، و امتعه‌ات، و ملّاحانت، و ناخدایانت، و مرمّت‌کنندگانت، و بازرگانانِ امتعه‌ات، و همه مردانِ جنگیِ تو که در تو هستند، و تمامی جماعتی که در میانِ تو هستند، در روزِ هلاکتت به میانِ دریاها فرو خواهند افتاد. حزقیال 27:12–26.

«کشتی‌های ترشیش» نمادِ ساختار اقتصادیِ سیارۀ زمین‌اند، و به‌وسیلهٔ «بادِ شرقی» در میانۀ دریا غرق می‌شوند. حزقیال ما را آگاه می‌سازد که این امر در «روزِ هلاکتِ تو» واقع می‌شود، و موضوعِ بابِ بیست‌وهفتمِ حزقیال، مرثیه‌ای برای صور است.

پھر مجھ پر خداوند کا کلام نازل ہوا کہ، اَے ابنِ آدم، صور کے لیے نوحہ کر؛ اور صور سے کہہ، اَے تو جو سمندر کے دہانے پر واقع ہے، اور بہت سے جزائر کے لوگوں کی سودا گر ہے، یوں فرماتا ہے خداوند خدا: اَے صور، تُو نے کہا ہے، مَیں کامل حُسن کی مالک ہوں۔ حزقی ایل 27:1–3۔

روز خرابی صور موضوع این مرثیه است. روز خرابی صور همان قانون یکشنبه است، زیرا صور نمادی از پاپیّت است؛ حکمی که بر آن جاری می‌شود در آن «ساعت» آغاز می‌گردد که ندای دومِ مکاشفه هجده شروع می‌کند مردم را از بابل فراخوانَد.

اور میں نے آسمان سے ایک اور آواز سنی، جو کہہ رہی تھی: اے میری قوم، اُس میں سے نکل آؤ، تاکہ تم اُس کے گناہوں میں شریک نہ ہو، اور اُس کی آفتوں میں سے کچھ تم پر نہ آئے۔ کیونکہ اُس کے گناہ آسمان تک پہنچ گئے ہیں، اور خدا نے اُس کی بدکرداریوں کو یاد کیا ہے۔ اُس کو ویسا ہی بدلہ دو جیسا اُس نے تمہیں دیا، اور اُس کے اعمال کے مطابق اُسے دُگنا بلکہ دُگنا دو؛ جس پیالے میں اُس نے بھرا، اُسی میں اُس کے لیے دُگنا بھر دو۔ جس قدر اُس نے اپنے آپ کو جلال دیا اور عیش و عشرت میں زندگی بسر کی، اُسی قدر اُسے عذاب اور ماتم دو؛ کیونکہ وہ اپنے دل میں کہتی ہے: میں ملکہ بن کر بیٹھی ہوں، بیوہ نہیں ہوں، اور ہرگز غم نہ دیکھوں گی۔ اِس لیے اُس کی آفتیں ایک ہی دن میں آ پڑیں گی: موت، اور ماتم، اور قحط؛ اور وہ آگ میں بالکل جلائی جائے گی، کیونکہ وہ خداوند خدا جو اُس کی عدالت کرتا ہے، زورآور ہے۔ اور زمین کے بادشاہ، جنہوں نے اُس کے ساتھ حرام کاری کی اور عیش و عشرت سے رہے، جب اُس کے جلنے کا دھواں دیکھیں گے تو اُس پر روئیں گے اور نوحہ کریں گے، اور اُس کے عذاب کے خوف سے دُور کھڑے ہو کر کہیں گے: ہائے، ہائے، اے بابل، اے عظیم شہر، اے زبردست شہر! کیونکہ ایک ہی گھڑی میں تیری سزا آ پہنچی۔ اور زمین کے سوداگر اُس پر روئیں گے اور ماتم کریں گے، کیونکہ اب کوئی اُن کا مالِ تجارت نہیں خریدتا۔ مکاشفہ 18:4–11۔

لفظی که در کتاب دانیال پنج بار به صورت «ساعت» به‌کار رفته است، همواره نمایانگر نوعی داوری است. نوع این داوری از بافتِ عبارتی که در آن به‌کار رفته تعیین می‌شود. در باب چهارم دانیال، واژهٔ «ساعت» نخست برای اعلام فرارسیدن داوری به‌کار رفته است، خواه داوریِ تحقیقی‌ای باشد که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آغاز شد، یا داوریِ اجرایی‌ای که با قانون یکشنبه آغاز می‌شود. در هر دو مورد، داوریِ تحقیقی یا اجرایی تدریجی است. داوریِ اجراییِ پاپیّت با قانون یکشنبه در ایالات متحده آغاز می‌شود. این، همان «ساعت»ی را نشان می‌دهد که داوریِ اجراییِ پاپیّت آغاز می‌گردد، و آن «ساعت» همان «ساعت» زلزلهٔ عظیمِ مکاشفهٔ یازده است، هنگامی که آن دو شاهد، که به‌وسیلهٔ شدرک، میشک و عابدنغو نمایانده شده‌اند، به‌عنوان آن درفشی که برافراشته می‌شود، چونان لشکر عظیمِ حزقیال، در کوره افکنده می‌شوند. آن «ساعت» هنگامی است که نوشته بر دیوارِ بلشصر پدیدار می‌شود.

«کشتی‌های ترشیش» که نمایانگر ساختار خطوط تدارکات اقتصادیِ سیارهٔ زمین هستند، در آن زمان در میان دریاها غرق می‌شوند، و این امر باعث می‌شود بازرگانان و پادشاهان زمین، چنان‌که در بلشصر بازنموده شده است، به هراس افتند.

در مکاشفهٔ یازدهم، «ساعت» زمانی است که «وایِ» سومِ اسلام به‌سرعت فرامی‌رسد، و شیپور هفتم به صدا درمی‌آید، و امت‌ها به خشم می‌آیند. هر سهِ آن نمادها به اسلام اشاره دارند، به‌عنوان ابزارِ مشیّت‌آمیزی که خداوند برای به انجام رساندنِ هلاکتِ بلشصر در همان «ساعت» به کار می‌برد. بلشصر به دستِ دشمنانی کشته شد که پنهانی از راهِ دروازه‌هایی که از سرِ بی‌مبالاتی باز گذاشته شده بود، به قلمرو او درآمده بودند؛ همان‌گونه که دیوارِ مرزی میان مکزیک و ایالات متحده نیز از سرِ بی‌مبالاتی باز گذاشته شده است، در حالی که «ساعت»ِ «زلزلهٔ عظیم» نزدیک می‌شود.

شفای زخمِ مهلکِ پاپیّت در شش آیهٔ پایانیِ فصل یازدهمِ دانیال بیان شده است. در آن آیات، سه مانع شناسایی می‌شود که هم‌زمان با شفای زخمِ مهلکِ پاپیّت از میان برداشته می‌شوند. پادشاهِ شمال در مسیر دستیابی به قدرتِ برتر، همواره سه مانع را مغلوب می‌سازد، و این امر همیشه به این ترتیب رخ می‌دهد: نخست دشمنِ او، دوم هم‌پیمانِ او، و سرانجام قربانیِ او. نخستین مغلوب‌شده پادشاهِ جنوب بود که نمایانگرِ اتحاد جماهیر شوروی، آخرین دشمنِ روم، است؛ همان که در سال 1989 از صحنه برچیده شد. دومین مانع، سرزمینِ جلال است، یعنی هم‌پیمانِ روم که برای روم اتحاد جماهیر شوروی را مغلوب ساخت، یعنی ایالات متحده، که در همان «ساعت»ی که اکنون در نظر داریم مغلوب می‌شود. پس از آن، سومین مانع که به صورت مصر به تصویر کشیده شده است، نمایانگرِ زمانی است که پاپیّت کنترلِ قربانیِ خود، یعنی سازمان ملل متحد، را به دست می‌گیرد.

در سال ۱۹۸۹، هنگامی که گشوده شدنِ مُهرِ آن آیات واقع شد و پس از آن معرفتِ مربوط به آن آیات افزایش یافت، این امر شناخته شد که رومِ بت‌پرست، رومِ پاپی، و سپس رومِ جدید ــ که در شش آیهٔ آخرِ باب یازدهمِ دانیال به‌عنوان پادشاهِ شمال معرفی شده است ــ هر یک پیش از آن‌که به‌صورت یک پادشاهی استقرار یابند، می‌بایست بر سه مانعِ جغرافیایی غلبه کنند. برای رومِ بت‌پرست، آن سه مانع به‌صورت سه جهت به تصویر کشیده شده بودند.

و از یکی از آنها شاخکی کوچک برآمد، که به‌غایت عظیم شد، به‌سوی جنوب و به‌سوی مشرق و به‌سوی سرزمینِ خوش‌منظر. دانیال ۸:۹.

برای رومِ پاپی، آنان سه شاخی بودند که می‌بایست از ریشه برکنده شوند.

میں اُن سینگوں پر غور کر ہی رہا تھا کہ دیکھو، اُن کے درمیان ایک اور چھوٹا سا سینگ نمودار ہوا، جس کے آگے پہلے سینگوں میں سے تین جڑ سے اکھاڑ دیے گئے؛ اور دیکھو، اُس سینگ میں انسان کی آنکھوں جیسی آنکھیں تھیں، اور ایک منہ تھا جو بڑی بڑی باتیں کرتا تھا۔ دانی ایل 7:8۔

برای رومِ مدرن (پادشاهِ شمال)، که در شش آیهٔ پایانیِ دانیال یازده به تصویر کشیده شده است، سه مانع وجود داشت: پادشاهِ جنوب، سرزمینِ جلال، و مصر. همان‌گونه که در مورد رومِ بت‌پرست و رومِ پاپی نیز چنین بود، این سه مانع، موانع جغرافیایی را نمایندگی می‌کردند. رومِ مدرن، که در شش آیهٔ پایانیِ دانیال یازده به‌عنوان پادشاهِ شمال معرفی شده است، می‌بایست بر سه «دیوار» غلبه کند، و همراه با دیوارِ نخست، یک «دیوار» فلسفی نیز وجود داشت که هم‌زمان با برداشته شدنِ یک دیوارِ واقعی، از میان برداشته شد. در سال ۱۹۸۹، هنگامی که پادشاهِ شمال اتحادِ جماهیرِ شوروی (پادشاهِ جنوب) را فرو افکند، «دیوار» فلسفیِ «پردهٔ آهنین» نیز، هم‌زمان با برچیده شدنِ دیوارِ برلین، از میان برداشته شد.

در «ساعت» داوریِ بلشصر، هنگامی که نوشته بر دیوار پدیدار است و دشمنانش پنهانی از دروازه‌های بی‌نگهبان وارد می‌شوند، «دیوار» فلسفیِ جداییِ کلیسا و دولت برداشته می‌شود، حال آنکه اسلامِ وایِ سوم پنهانی از طریق «دیوار» بی‌پاسدارِ مرز جنوبیِ سرزمینِ جلال داخل شده است.

هنگامی که «مصر» ـ که نمایانگر سازمان ملل متحد است ـ مغلوب گردد، و «دیوارِ فلسفیِ حاکمیت ملی» برداشته شود، آنگاه که هر ملت مجبور شود حکومت واحد جهانی را که از سوی فاحشهٔ صور هدایت می‌شود بپذیرد، در آن زمان فروپاشی مالی‌ای رخ خواهد داد که حکومت نظامی و استبدادِ ایام آخر را پدید می‌آورد. بسیار محتمل است که چیزی در خیابانی که «وال‌استریت» نامیده می‌شود به وقوع پیوندد.

«همان وسایلی که اکنون با بخل و اندک‌مایگی در راه خدا صرف می‌شود و به‌گونه‌ای خودخواهانه نگاه داشته می‌شود، دیری نخواهد پایید که همراه با همهٔ بت‌ها نزد موش‌کورها و خفاش‌ها افکنده خواهد شد. ارزش پول به‌زودی و به‌طرزی بسیار ناگهانی سقوط خواهد کرد، هنگامی که واقعیتِ صحنه‌های ابدی بر حواس انسان گشوده شود.» Welfare Ministry, 266.

ما در مقالهٔ بعدی به مطالعهٔ خود دربارهٔ بلشصر ادامه می‌دهیم.

«امروز، همان‌گونه که در ایام ایلیا بود، خط تمایز میان قومِ نگاه‌دارندهٔ احکامِ خدا و پرستندگانِ خدایانِ باطل به‌روشنی ترسیم شده است. ایلیا ندا درداد: «تا به کِی میان دو عقیده مردّد خواهید بود؟ اگر خداوند خداست، از او پیروی کنید؛ و اگر بَعْل، پس از او پیروی کنید.» ۱ پادشاهان ۱۸:۲۱. و پیامِ امروز این است: «بابلِ عظیم سقوط کرده است، سقوط کرده است... از او بیرون آیید، ای قومِ من، مبادا در گناهانش شریک شوید، و مبادا از بلاهایش نصیبی یابید. زیرا گناهانش تا به آسمان رسیده است، و خدا بی‌عدالتی‌های او را به یاد آورده است.» مکاشفه ۱۸:۲، ۴، ۵.»

„هغه وخت لېرې نه دی چې ازموینه به پر هر نفس راشي. د دروغجن سبت مراعت به پر موږ ټینګار سره وتپل شي. شخړه به د خدای د حکمونو او د انسانانو د حکمونو ترمنځ وي. هغه کسان چې ګام په ګام یې د نړۍ غوښتنو ته غاړه ایښې او د نړۍ له رواجونو سره یې ځان عیار کړی دی، نو په هغه وخت کې به د سپکاوي، توهین، د بند ګواښ او مرګ د منلو پر ځای حاکمو ځواکونو ته تسلیم شي. په هغه وخت کې به سره زر له خیرې څخه جلا شي. رښتینې دینداري به په څرګند ډول د هغې له ظاهري بڼې او ځلا څخه بېله وپېژندل شي. ډېر هغه ستوري چې موږ یې د خپل ځلا له امله ستایلي دي، نو په هغه وخت کې به د تیارې په منځ کې مړه شي. هغه کسان چې د مقدس ځای زیورونه یې پر ځان اچولي دي، خو د مسیح په عدالت نه دي پوښل شوي، نو په هغه وخت کې به د خپلې لوڅۍ په شرم کې راڅرګند شي.“ Prophets and Kings, 187, 188.