رسول پولس میان اسرائیل باستان و اسرائیل روحانی حلقۀ پیوند بود، زیرا خدمت او، نام او، اوضاع شخصی‌اش و کار نبوی‌اش، همگی بر این حقیقت شهادت می‌دهند. او خود را کمترینِ رسولان می‌دانست، زیرا قوم خدا را آزار رسانیده بود.

زیرا من کمترینِ رسولانم، و شایسته نیستم که رسول خوانده شوم، چون بر کلیسای خدا جفا می‌رساندم. اول قرنتیان ۱۵:۱۹.

نامی که هنگام ایمان آوردن به او داده شد، پولس بود، که به معنای کوچک یا اندک است، زیرا او از همهٔ رسولان کوچک‌تر بود. با این حال، نام نخستین او شائول بود، که به معنای «برگزیده» است.

پس حنانیا در پاسخ گفت: خداوندا، از بسیاری دربارهٔ این مرد شنیده‌ام که چه بسیار بدی‌ها به مقدسان تو در اورشلیم کرده است؛ و در اینجا نیز از سرِ کاهنانِ اعظم اختیار دارد تا همهٔ کسانی را که نام تو را می‌خوانند، در بند کشد. اما خداوند بدو گفت: برو، زیرا او برای من ظرفی برگزیده است تا نام مرا پیشِ امت‌ها و پادشاهان و بنی‌اسرائیل حمل کند، اعمال 9:13–15.

شائول «ظرفی برگزیده» بود تا انجیل را نزد امّت‌ها ببرد، امّا نخست می‌بایست دگرگون شود و تا مقام پولُس (کوچک) فروتن گردد، زیرا قرار بود نیرومند باشد. پولُس دریافت که قوّت او در کوچکیِ او، یا در ضعف او، یافت می‌شود.

اور مبادا به سببِ فزونیِ مکاشفات بیش از اندازه سرافراز گردم، خاری در جسم به من داده شد، فرستاده‌ای از شیطان تا مرا سیلی زند، مبادا بیش از اندازه سرافراز گردم. دربارهٔ این امر سه بار از خداوند التماس کردم تا از من دور شود. و او مرا گفت: «فیض من تو را کافی است، زیرا قوت من در ضعف کامل می‌گردد.» پس با کمال شادی بیشتر به ضعف‌های خود فخر خواهم کرد، تا قدرتِ مسیح بر من قرار گیرد. از این‌رو در ضعف‌ها، در اهانت‌ها، در احتیاج‌ها، در آزارها، و در تنگناها به خاطر مسیح خشنودم؛ زیرا هنگامی که ضعیفم، آنگاه نیرومندم. دوم قرنتیان ۱۲:۷–۱۰.

شائول «برگزیده شد»، اما برای آن‌که نیرومند باشد، کوچک گردانیده شد (پولس). او برگزیده شد تا انجیل را به سوی امّت‌ها ببرد، اما تا اندازه‌ای به سبب معرفتش از عهد عتیق انتخاب شده بود.

به‌ویژه از آن رو که می‌دانم تو در همهٔ رسوم و مسائل مربوط به یهودیان بصیرت داری؛ بنابراین، از تو تمنا دارم که مرا با شکیبایی بشنوی. طرز زندگانی من از جوانی، که از آغاز در میان قوم خودم در اورشلیم بوده است، بر همهٔ یهودیان معلوم است؛ آنان که مرا از ابتدا می‌شناختند، اگر بخواهند شهادت دهند، که من بر وفق سخت‌گیرانه‌ترین فرقهٔ دین خود، چون فریسی زیستم. اعمال ۲۶:۳–۵.

شائول گملیئیل کے زیرِ تربیت رہا تھا، جسے عہدِ عتیق کے صحائف کے عظیم ترین اساتذہ میں سے ایک شمار کیا جاتا تھا۔

«درخواست پذیرفته شد، و «پولس بر پله‌ها ایستاد و با دست به سوی مردم اشاره کرد.» آن حرکت توجه ایشان را جلب کرد، و در همان حال، هیئت و وقار او احترام برمی‌انگیخت. «و چون سکوتی عظیم برقرار شد، به زبان عبرانی ایشان را خطاب کرده، گفت: ای مردان، برادران و پدران، دفاع مرا که اکنون نزد شما می‌آورم، بشنوید.» با شنیدن آوای آن واژگان آشنای عبرانی، «بیش از پیش خاموش ماندند»، و او در آن سکوت همگانی چنین ادامه داد: «من در حقیقت مردی یهودی‌ام، در طرسوسِ قیلیقیه زاده شدم، اما در این شهر نزد پای‌های غمالائیل پرورش یافتم، و مطابق طریقه کامل شریعت پدران تعلیم دیدم، و نسبت به خدا غیور بودم، چنان‌که امروز همه شما هستید.» هیچ‌کس نمی‌توانست اظهارات رسول را انکار کند، زیرا حقایقی که او بدان‌ها اشاره می‌کرد، برای بسیاری از کسانی که هنوز در اورشلیم زنده بودند، به‌خوبی شناخته شده بود.» اعمال رسولان، 408.

شاؤل به‌طور تصادفی برگزیده نشده بود، و یکی از مقاصد مشخص خدمت پولس این بود که تاریخ مقدس اسرائیلِ تحت‌اللفظی را با تاریخ مقدس اسرائیلِ روحانی پیوند دهد. در ارتباط با این واقعیت، او بخش اعظم عهد جدید را به نگارش درآورد. یکی از فصل‌های نوشته‌های او پشتوانهٔ چارچوب پیام فرشتهٔ اول و نیز چارچوب پیام فرشتگان سوم را مشخص می‌سازد. این بخش، یادمانی در تاریخ ادوِنتیسم است که تمایز میان دانایان و جاهلان را در آغاز و پایان ادوِنتیسم نشان می‌دهد.

अब हम तुमसे, हे भाइयो, हमारे प्रभु यीशु मसीह के आगमन और उसके पास हमारे एकत्र किए जाने के विषय में विनती करते हैं कि तुम मन में शीघ्र चंचल न हो जाओ, और न घबराओ—न किसी आत्मा के द्वारा, न किसी वचन के द्वारा, और न किसी ऐसी पत्री के द्वारा जो मानो हमारी ओर से हो—कि मसीह का दिन आ पहुँचा है। किसी प्रकार कोई तुम्हें धोखा न दे; क्योंकि वह दिन तब तक न आएगा जब तक पहले धर्मत्याग न हो जाए, और वह पाप का पुरुष, अर्थात् विनाश का पुत्र, प्रगट न हो; जो हर एक उस वस्तु का विरोध करता और अपने आप को उसके ऊपर बढ़ाता है जो परमेश्वर कहलाती है या पूजी जाती है; यहाँ तक कि वह परमेश्वर के मन्दिर में परमेश्वर बनकर बैठता है और अपने आप को परमेश्वर ठहराता है। क्या तुम्हें स्मरण नहीं कि जब मैं अभी तुम्हारे साथ था, तब मैं ये बातें तुमसे कहा करता था? और अब तुम जानते हो कि कौन-सी वस्तु उसे रोक रही है, जिससे वह अपने ही समय में प्रगट हो। क्योंकि अधर्म का भेद तो अब भी कार्य कर रहा है; परन्तु जो अब रोकता है, वह तब तक रोके रहेगा जब तक वह मार्ग से हटा न दिया जाए। और तब वह दुष्ट प्रगट होगा, जिसे प्रभु अपने मुँह की श्वास से नाश करेगा और अपने आगमन की प्रभा से मिटा डालेगा। उसका आना शैतान के कार्य के अनुसार सब प्रकार की सामर्थ्य, चिन्हों और झूठे अद्भुत कामों के साथ, और नाश होनेवालों के लिये अधर्म के सब प्रकार के छल के साथ होता है; क्योंकि उन्होंने सत्य के प्रेम को ग्रहण नहीं किया, जिससे उनका उद्धार होता। इसी कारण परमेश्वर उन पर प्रबल भ्रम भेजेगा, ताकि वे झूठ की प्रतीति करें; जिससे वे सब दण्ड के भागी हों जिन्होंने सत्य की प्रतीति न की, परन्तु अधर्म से प्रसन्न रहे। 2 थिस्सलुनीकियों 2:1–12।

سیاقِ این عبارت، بررسیِ این موضوع است که مسیح بارِ دوم چه زمانی بازخواهد گشت. پولس به تسالونیکیان یادآوری می‌کند که او پیش‌تر نیز به این نگرانی پاسخ داده بود، آنگاه که گفت: «آیا به یاد نمی‌آورید که چون هنوز نزد شما بودم، این چیزها را به شما می‌گفتم؟» پولس می‌کوشید برادران را از فریب خوردن دربارهٔ موضوعِ «آمدنِ خداوند ما عیسی مسیح، و جمع شدنِ ما نزد او» بازدارد.

مورخان تصدیق می‌کنند که نیمی از پیام ویلیام میلر بر مبنای تشخیص او از دو هزار و سیصد سالِ مذکور در دانیال، باب هشتم، آیهٔ چهاردهم، استوار بود. نیمهٔ دیگرِ پیام او، که گاه بدان توجه نمی‌شود، کوشش او در ردّ تعالیم باطل دربارهٔ بازگشتِ ثانویِ مسیح بود.

بر مبنای روش‌شناسی کاذب یسوعی، تعلیمی باطل و برجسته وجود داشت (و هنوز نیز وجود دارد) که ویلیام میلر پیوسته با آن مخالفت می‌ورزید. آن تعلیم باطل این بود که آمدن دوم خداوند، مسبوق به هزار سال صلحی است که «هزارهٔ زمانی» نامیده می‌شود و خواهر وایت نیز با آن مخالفت کرد.

کارِ میلر همچنین حقیقتِ بازگشتِ واقعیِ مسیح را، در تقابل با گوناگون اندیشه‌های کاذب دربارهٔ هزاره که در دوران او رواج داشت، استوار می‌ساخت. پولس در دوم تسالونیکیان دربارهٔ آمدنِ دوباره سخن می‌گوید؛ ازاین‌رو، آن بخش از درکِ میلر از آمدنِ دوبارهٔ واقعیِ مسیح به‌شمار می‌رفت. این فصل برای میلر «حقیقتِ حاضر» بود.

پولُس توالی مهمی از رویدادهای مربوط به آمدنِ دوم را معین می‌سازد، و نیز منطقِ این را بیان می‌کند که چرا تسالونیکیان نباید انتظار داشته باشند که بازگشتِ خداوند در دوران زندگیِ ایشان واقع شود. پولُس می‌گوید: «اکنون ای برادران، دربارهٔ آمدنِ خداوند ما عیسی مسیح و گرد آمدنِ ما نزد او، از شما استدعا داریم.» واژهٔ «استدعا» به معنای بازخواست کردن است. پولُس عناصرِ مرتبط با آمدنِ دوم را به شیوه‌ای استدلالی بررسی می‌کند و مخاطبانِ خود را از خلال نوعی بازخواست پیش می‌برد؛ بازخواستی که مقصود از آن این است که شنوندگانش منطقِ او را تحلیل کنند.

نظامُ منطقه این است که پیش از آن‌که مسیح بارِ دوم بازگردد، پاپیّت باید شناخته شود و به سلطنت برسد، و پیش از آن‌که پاپیّت در تاریخ پدید آید، نخست باید ارتدادی واقع شود. آن ارتداد هنوز در آینده بود، پس ظهور پاپیّت از آن نیز فراتر قرار داشت. بنابراین، چگونه ممکن بود کسی فریب خورده، گمان کند که بازگشت مسیح نزدیک است؟ او برای آن‌که دقیقاً معیّن سازد آن قدرتی که پس از ارتداد آشکار می‌شود چیست، از چندین نماد برای پاپیّت استفاده می‌کند. او پاپیّت را «مردِ گناه»، آن «شریر»، «پسرِ هلاکت» و «سرِّ بی‌دینی» می‌نامد. خواهر وایت به‌روشنی بیان می‌کند که همهٔ این‌ها نمادهایی هستند که پاپیّت را مشخص می‌سازند.

«اما پیش از آمدن مسیح، تحولات مهمی در جهان دینی، که در نبوت پیشگویی شده بود، می‌بایست رخ دهد. رسول اعلام کرد: “به‌زودی در ذهن خود متزلزل نشوید و مضطرب نگردید، نه به‌وسیلهٔ روح، نه به‌وسیلهٔ سخن، و نه به‌وسیلهٔ نامه‌ای که گویی از جانب ما باشد، چنان‌که روز مسیح فرا رسیده است. هیچ‌کس به هیچ‌وجه شما را فریب ندهد؛ زیرا آن روز نخواهد آمد، مگر آنکه نخست ارتداد واقع شود و آن مرد گناه، آن پسر هلاکت، ظاهر گردد؛ همان که مخالفت می‌ورزد و خویشتن را برتر از هر آنچه خدا خوانده می‌شود یا پرستیده می‌شود، برمی‌افرازد، به‌طوری‌که او چون خدا در معبد خدا می‌نشیند و خود را چنین می‌نمایاند که خداست.”»

«سخنان پولس نباید بد تعبیر می‌شد. نباید تعلیم داده می‌شد که او، به‌واسطهٔ مکاشفه‌ای خاص، به تسالونیکیان دربارهٔ آمدنِ فوریِ مسیح هشدار داده است. چنین موضعی موجب آشفتگی در ایمان می‌گردید؛ زیرا ناامیدی غالباً به بی‌ایمانی می‌انجامد. ازاین‌رو رسول برادران را هشدار داد که هیچ پیامِ از این‌گونه را چنان‌که از جانب او باشد نپذیرند، و سپس بر این حقیقت تأکید ورزید که قدرت پاپی، که نبی دانیال آن را با چنان روشنی توصیف کرده بود، هنوز می‌بایست برخیزد و بر ضد قوم خدا جنگ کند. تا هنگامی که این قدرت کارِ مرگبار و کفرآمیزِ خود را به انجام نرسانده باشد، برای کلیسا عبث می‌بود که در انتظار آمدنِ خداوندِ خویش باشد. پولس پرسید: «آیا به یاد ندارید که وقتی هنوز با شما بودم، این امور را به شما می‌گفتم؟»

«هراس‌انگیز بود آزمون‌هایی که قرار بود کلیسای راستین را فرو گیرد. حتی در همان زمانی که رسول می‌نوشت، «سرّ بی‌دینی» از پیش آغاز به کار کرده بود. تحولاتی که قرار بود در آینده رخ دهد، می‌بایست «بر حسب عمل شیطان، با همهٔ قوّت و آیات و عجایب دروغین، و با هر فریبِ ناراستی در آنان که هلاک می‌شوند» باشد.»

«به‌ویژه جدی و هراس‌انگیز است سخنِ رسول دربارهٔ کسانی که از پذیرفتنِ «محبتِ حقیقت» سر باز می‌زنند. او دربارهٔ همهٔ کسانی که عمداً پیام‌های حقیقت را رد می‌کنند، اعلام داشت: «و از این سبب، خدا ایشان را به عملِ ضلالت خواهد فرستاد تا دروغ را باور کنند؛ تا همهٔ آنانی که حقیقت را باور نکردند، بلکه از ناراستی خوشنود شدند، محکوم گردند.» انسان‌ها نمی‌توانند بی‌کیفر هشدارهایی را که خدا از سرِ رحمت برای ایشان می‌فرستد، رد کنند. خدا روحِ خود را از کسانی که در روی‌گردانی از این هشدارها پافشاری می‌ورزند، بازمی‌گیرد و آنان را به فریب‌هایی که دوست می‌دارند، وا می‌گذارد.» اعمال رسولان، ۲۶۵، ۲۶۶.

اگرچه خواهر وایت به‌طور مستقیم «مرد گناه»، آن «شریر»، «پسر هلاکت» و «سرّ بی‌دینی» را از نوشتهٔ پولس مشخص می‌سازد و آن را «قدرت پاپی» می‌نامد، اما او بیش از این نیز می‌گوید. او مشخص می‌سازد که این نمادهایی که پولس برای شناسایی پاپ روم به‌کار برد، از کتاب دانیال اخذ شده بود، آن‌گاه که اظهار داشت: «پس رسول، برادران را هشدار داد که هیچ‌گونه پیامی را به‌عنوان صادرشده از جانب او نپذیرند، و سپس بر این حقیقت تأکید کرد که قدرت پاپی، که نبی دانیال آن را به‌روشنی توصیف کرده بود، هنوز می‌بایست برخیزد و بر ضد قوم خدا جنگ نماید. تا زمانی که این قدرت کار مرگبار و کفرآمیز خود را به انجام نرسانیده باشد، چشم دوختن کلیسا به آمدن خداوندشان بیهوده خواهد بود.» پولس آن بخش از پیام خود به تسالونیکیان را که پاپیّت را شناسایی می‌کرد، بر دانیال فصل یازدهم، و آیهٔ سی‌وشش، مبتنی ساخته بود.

اور بادشاہ اپنی مرضی کے مطابق عمل کرے گا؛ اور وہ اپنے آپ کو سرفراز کرے گا، اور اپنے آپ کو ہر معبود سے بڑھا کر بڑا ٹھہرائے گا، اور خداؤں کے خدا کے خلاف عجیب باتیں کہے گا، اور اُس وقت تک کامیاب رہے گا جب تک غضب پورا نہ ہو جائے، کیونکہ جو کچھ مقرر کیا گیا ہے وہی انجام پائے گا۔ دانی ایل 11:36۔

پولس هنگامی که پاپ را چنین معرفی می‌کند که «با هر آنچه خدا خوانده می‌شود یا مورد پرستش است، مخالفت می‌ورزد و خود را برتر از آن می‌افرازد؛ به‌گونه‌ای که او چون خدا در هیکل خدا می‌نشیند و خود را خدا می‌نمایاند»، در واقع توصیف دانیال نبی از آن «پادشاه» را بازگو می‌کرد که «بر وفق ارادهٔ خود» عمل می‌نمود و «خود را» برمی‌افراشت و «خود را برتر از هر خدا» بزرگ می‌ساخت. پاپ همان پادشاهی است که «سخنان شگفت‌انگیز بر ضدّ خدای خدایان» می‌گوید، و پاپ همان قدرتی است که «تا زمانی که» نخستین «غضب» در سال 1798 «به انجام رسد»، «کامیاب خواهد شد».

دانیال باب یازدهم، آیهٔ سی‌وشش، برای آن‌که افزایشِ معرفت در سال ۱۹۸۹ به‌درستی فهمیده شود، absolutely essential است که به‌درستی فهمیده شود. از این‌رو، تعلیمِ کاذبی که می‌گفت پادشاهِ مذکور در آن آیه فرانسه است—چنان‌که اوریا اسمیت مطرح کرد—در نسلِ نخستِ اَدونتیسم (۱۸۶۳ تا ۱۸۸۸) وارد شد. اسمیت متنِ آیهٔ سی‌وشش را از «آن» پادشاه (که همان پاپیّت است که در آیاتِ پیشین توصیف می‌شد) به «یک» پادشاه (هر پادشاهی) تغییر داد تا ویژگی‌های سبکِ عبادتِ روم را به فرانسهٔ بی‌خدا نسبت دهد؛ اما این صرفاً نقطهٔ آغاز و سکوی پرتابی بود برای پیش نهادنِ نظریهٔ محبوبِ خود دربارهٔ این‌که ترکیه در آیهٔ چهل و پس از آن، پادشاهِ شمال است.

شیطان از همان آغاز کوشید این حقیقت را پنهان سازد که پادشاهِ مذکور در آن آیه، پاپیت است، و این رسول پولُس است که برای این حقیقت، بر شهادتِ دانیال شاهدی دوم فراهم می‌آورد. خواهر وایت شاهدِ سوم را فراهم ساخت.

شیطان نه تنها کوشید حقیقتِ این‌که پادشاهِ مذکور در آن آیه همان پاپ است را تیره و مبهم سازد، بلکه با منحرف کردن حقیقتِ مندرج در آن آیه، اهمیتِ آنچه «غضب» در آن آیه نمایندگی می‌کرد را نیز مبهم ساخت. پاپیّت در آن آیه می‌بایست تا سال 1798 کامیاب گردد، زمانی که زخمِ مهلکِ خود را دریافت کرد. سال 1798 پایانِ دو هزار و پانصد و بیست سالِ غضبِ خداست که بر ضدّ پادشاهیِ شمالیِ اسرائیل اِعمال شد، و آغاز آن به سال 723 پیش از میلاد بازمی‌گردد.

اگر ادونتیسم در سال ۱۸۶۳ از «هفت زمان» دفاع کرده و آن را استوار نگاه داشته بود، برای اوریاه اسمیت عملاً محال می‌بود که دربارهٔ آیهٔ سی‌وشش چنین حماقتی را پیش ببرد؛ زیرا «خشم» به‌عنوان نمودِ نخستین خشمِ خدا در «هفت زمان» فهمیده می‌شد و بدین‌سان هیچ‌گونه ارتباطی با فرانسه نمی‌داشت. افزایشِ معرفت در سال ۱۹۸۹ در آن بخش به‌وسیلهٔ پولس تأیید می‌شود، و از همین‌رو، هشدارِ پولس در آن بخش دربارهٔ کسانی که محبتِ حقیقت را نمی‌پذیرند، بلکه دچارِ گمراهیِ شدید می‌شوند، از رهگذرِ ردّ حقایقی است که پولس در آن بخش عرضه می‌دارد. یکی از آن حقایق، تشخیصِ درستِ پادشاهِ شمال در دانیال باب یازدهم، آیات چهل تا چهل‌وپنج است.

در این فراز، پس از آن‌که پولس پاپِ روم را شناسایی می‌کند، توالی‌ای از رویدادها را در پایان جهان، منتهی به آمدنِ دومِ مسیح، که موضوع این فراز است، مشخص می‌سازد. او می‌گوید: «آنگاه آن شریر آشکار خواهد شد.» آن «شریر» همان پاپ است، «که خداوند او را به نفَسِ دهانِ خود هلاک خواهد کرد و به ظهورِ آمدنِ خویش نابود خواهد ساخت.» سپس پولس می‌گوید: «همان که آمدنش بر وفقِ عملِ شیطان، با همهٔ قدرت و آیات و عجایبِ دروغین است.» عیسی همان کسی است «که آمدنش بر وفقِ عملِ شیطان است.»

کارِ معجزه‌آسای شیطان دوره‌ای از زمان است که از قانون یکشنبه‌ایِ به‌زودی‌آمدنی آغاز می‌شود و تا هنگامی که میکائیل برخیزد و مهلتِ آزمایشِ بشر به پایان رسد ادامه می‌یابد. شیطان در خلال هفت بلای آخر، که از پایانِ مهلتِ آزمایش تا بازگشتِ مسیح فرو ریخته می‌شوند، هیچ معجزه‌ای به‌عمل نمی‌آورد.

«ਮਸੀਹ ਆਖਦਾ ਹੈ, “ਤੁਸੀਂ ਉਹਨਾਂ ਨੂੰ ਉਹਨਾਂ ਦੇ ਫਲਾਂ ਨਾਲ ਜਾਣੋਗੇ।” ਜੇ ਉਹ ਲੋਕ ਜਿਨ੍ਹਾਂ ਰਾਹੀਂ ਚੰਗਿਆਈਆਂ ਕੀਤੀਆਂ ਜਾਂਦੀਆਂ ਹਨ, ਇਨ੍ਹਾਂ ਪ੍ਰਗਟਾਵਾਂ ਦੇ ਕਾਰਨ ਪਰਮੇਸ਼ੁਰ ਦੀ ਵਿਵਸਥਾ ਦੀ ਆਪਣੀ ਉਪੇਖਾ ਨੂੰ ਜਾਇਜ਼ ਠਹਿਰਾਉਣ ਵੱਲ ਝੁਕਦੇ ਹਨ ਅਤੇ ਅਣਆਗਿਆਕਾਰਿਤਾ ਵਿੱਚ ਬਣੇ ਰਹਿੰਦੇ ਹਨ, ਭਾਵੇਂ ਉਹਨਾਂ ਕੋਲ ਕਿਸੇ ਵੀ ਹੱਦ ਤੱਕ ਸ਼ਕਤੀ ਹੋਵੇ, ਤਾਂ ਇਸ ਤੋਂ ਇਹ ਨਹੀਂ ਨਿਕਲਦਾ ਕਿ ਉਹਨਾਂ ਕੋਲ ਪਰਮੇਸ਼ੁਰ ਦੀ ਮਹਾਨ ਸ਼ਕਤੀ ਹੈ। ਇਸ ਦੇ ਉਲਟ, ਇਹ ਮਹਾਨ ਭਰਮਾਉਣ ਵਾਲੇ ਦੀ ਅਚਰਜ-ਕਾਰੀ ਸ਼ਕਤੀ ਹੈ। ਉਹ ਨੈਤਿਕ ਵਿਵਸਥਾ ਦਾ ਉਲੰਘਣਕਰਤਾ ਹੈ, ਅਤੇ ਮਨੁੱਖਾਂ ਦੀਆਂ ਅੱਖਾਂ ਉਸ ਦੇ ਅਸਲ ਸਰੂਪ ਤੋਂ ਅੰਨ੍ਹੀਆਂ ਕਰਨ ਲਈ ਉਹ ਹਰ ਉਸ ਉਪਾਅ ਦਾ ਪ੍ਰਯੋਗ ਕਰਦਾ ਹੈ ਜਿਸ ਉੱਤੇ ਉਹ ਕਾਬੂ ਪਾ ਸਕਦਾ ਹੈ। ਸਾਨੂੰ ਚੇਤਾਵਨੀ ਦਿੱਤੀ ਗਈ ਹੈ ਕਿ ਅੰਤਿਮ ਦਿਨਾਂ ਵਿੱਚ ਉਹ ਚਿੰਨ੍ਹਾਂ ਅਤੇ ਝੂਠੇ ਅਚਰਜਾਂ ਨਾਲ ਕਾਰਜ ਕਰੇਗਾ। ਅਤੇ ਉਹ ਇਹ ਅਚਰਜ ਪਰਖ-ਕਾਲ ਦੇ ਸਮਾਪਤ ਹੋਣ ਤੱਕ ਕਰਦਾ ਰਹੇਗਾ, ਤਾਂ ਜੋ ਉਹਨਾਂ ਨੂੰ ਇਸ ਗੱਲ ਦੇ ਸਬੂਤ ਵਜੋਂ ਪੇਸ਼ ਕਰ ਸਕੇ ਕਿ ਉਹ ਅੰਧਕਾਰ ਦਾ ਨਹੀਂ, ਪਰ ਜੋਤ ਦਾ ਦੂਤ ਹੈ।” The Seventh-day Adventist Bible Commentary, volume 7, 911.

पौलुस संकेत करता है कि एक पतन होना था, जो पोपसत्ता के प्रकट होने से पहले घटित होता, और यह कि मसीह का दूसरा आगमन शैतान के अद्भुत कार्य के “बाद” होगा। शैतान का अद्भुत कार्य संयुक्त राज्य अमेरिका में रविवार-व्यवस्था से आरम्भ होता है, और परीक्षाकाल के समापन तथा अन्तिम सात विपत्तियों के आगमन पर समाप्त होता है। शैतान का अद्भुत कार्य संयुक्त राज्य अमेरिका में रविवार-व्यवस्था से आरम्भ होता है।

«به‌موجب فرمانی که به‌زور اجرای نهاد پاپیّت را در نقض شریعت خدا برقرار می‌سازد، ملت ما خود را به‌طور کامل از پارسایی جدا خواهد کرد. هنگامی که پروتستانیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت روم را بفشارد، هنگامی که از فراز این مغاک دست دراز کند تا با روح‌باوری دست دهد، هنگامی که تحت تأثیر این اتحاد سه‌گانه، کشور ما هر اصلِ قانون اساسی خود را به‌عنوان حکومتی پروتستان و جمهوری‌خواه مردود شمارد، و برای گسترش دروغ‌ها و فریب‌های پاپی تمهید فراهم آورد، آنگاه خواهیم دانست که زمانِ عملکرد شگفت‌انگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» Testimonies, volume 5, 451.

قانون یک‌شنبه پایان پادشاهی ششم است، همان وحشِ زمینِ مذکور در باب سیزدهم مکاشفه. وحشِ زمین در پایانِ هزار و دویست و شصت سالِ حاکمیت پاپی، در سال ۱۷۹۸، به سلطنت آغاز کرد. ازاین‌رو، پاپیّت در سال ۵۳۸ آشکار گردید، هرچند کار او برای به دست گرفتن زمام جهان، هنگامی که پولُس این سخنان را نگاشت، از پیش در جریان بود. پیش از سال ۵۳۸، ارتدادی می‌بایست روی دهد که بر آشکار شدن مردِ گناه، که در هیکل خدا می‌نشیند، مقدّم می‌بود.

سقوطِ ارتداد کی نمائندگی برگامس کی کلیسیا نے کی، جب مسیحی کلیسیا نے بت‌پرستی کے مذہب کے ساتھ مفاہمت کی، جیسا کہ شہنشاہ قسطنطین کی علامت میں ظاہر کیا گیا ہے۔ پولس اُن نبوتی سنگِ میلوں کی نشان دہی کر رہا تھا جن کا مسیح کی دوسری آمد سے پہلے واقع ہونا ضروری تھا۔ تھسلنیکیوں کو اُس تعلیم کی یاد دہانی کرانے کے بعد جو وہ پہلے انہیں دے چکا تھا، پھر وہ پوچھتا ہے کہ کیا انہیں یاد نہیں کہ اُس نے پہلے بھی انہیں یہ حقائق سکھائے تھے؟ پھر وہ انہیں یاد دلاتا ہے کہ انہیں یہ بھی یاد رکھنا چاہیے کہ اُس نے انہیں سکھایا تھا کہ ایک قوت پاپائیت کو “روکے ہوئے ہے” “تاکہ” پاپائیت “اپنے وقت میں ظاہر کی جائے؟” لفظ “روکے ہوئے ہے” کے معنی ہیں باز رکھنا۔ اسی عبارت میں بعد میں لفظ “روکے ہوئے ہے” کا ترجمہ “اب مانع ہے” کے طور پر کیا گیا ہے۔

لهٰذا اس عبارت کی درست ترجمانی یوں ہے: “اور اب تم جانتے ہو کہ پاپائیت کو کیا روکے ہوئے ہے، تاکہ پاپائیت اپنے وقت میں ظاہر ہو۔ کیونکہ بدکاری کا بھید (یعنی پاپائیت) تو اب ہی سے عمل میں ہے؛ فقط وہ جو اب پاپائیت کو روکے ہوئے ہے، پاپائیت کو روکتا رہے گا، جب تک کہ وہ راستے سے ہٹا نہ دیا جائے۔” جب ولیم ملر نے تھیسلنیکیوں میں اس عبارت کو پہچانا تو اُس نے سمجھ لیا کہ وہ قوت جس نے سن 538 میں پاپائیت کو زمین کے تخت پر متمکن ہونے سے روکے رکھا، بت‌پرست روم تھا، اور یہ کہ بت‌پرست روم پاپائی قوت کے عروج کو اُس وقت تک روکے رکھے گا جب تک کہ بت‌پرست روم “راستے سے ہٹا” نہ دیا جائے۔

«در طی دوازده سالی که دئیست بودم، هر کتاب تاریخی را که می‌توانستم بیابم می‌خواندم؛ اما اکنون کتاب‌مقدس را دوست می‌داشتم. این کتاب از عیسی تعلیم می‌داد! با این همه، هنوز بخش قابل‌توجهی از کتاب‌مقدس برای من تاریک بود. در سال ۱۸۱۸ یا ۱۹، هنگامی که با دوستی که به دیدارش رفته بودم گفتگو می‌کردم، و او مرا در زمانی که دئیست بودم شناخته بود و سخنانم را شنیده بود، با لحنی نسبتاً پرمعنا پرسید: «دربارهٔ این آیه و آن آیه چه فکر می‌کنی؟» و به همان آیاتی اشاره داشت که در زمان دئیست بودنم بر آنها اعتراض می‌کردم. مقصود او را دریافتم و پاسخ دادم—اگر به من فرصت بدهی، به تو خواهم گفت که معنای آنها چیست. «چه مقدار فرصت می‌خواهی؟» نمی‌دانم، اما به تو خواهم گفت، پاسخ دادم؛ زیرا نمی‌توانستم باور کنم که خدا مکاشفه‌ای عطا کرده باشد که قابل فهم نباشد. آنگاه مصمم شدم کتاب‌مقدسم را مطالعه کنم، با این باور که می‌توانم دریابم منظور روح‌القدس چه بوده است. اما همین که این تصمیم را گرفتم، این اندیشه به ذهنم آمد—«فرض کن به بخشی برخورد کنی که نتوانی آن را بفهمی؛ چه خواهی کرد؟» سپس این شیوهٔ مطالعهٔ کتاب‌مقدس به ذهنم رسید:—واژگان چنین بخش‌هایی را برخواهم گرفت، و آنها را در سراسر کتاب‌مقدس دنبال خواهم کرد، و از این راه معنای آنها را خواهم یافت. «همخوانیِ کرودن» را در اختیار داشتم، که به گمانم بهترینِ آنها در جهان است؛ پس آن را با کتاب‌مقدسم برداشتم و پشت میزم نشستم، و دیگر هیچ چیز نخواندم، جز اندکی روزنامه، زیرا مصمم بودم بدانم کتاب‌مقدسم چه معنایی دارد.»

«من از پیدایش آغاز کردم و به‌آهستگی پیش رفتم؛ و هنگامی که به متنی می‌رسیدم که نمی‌توانستم آن را درک کنم، در سراسر کتاب‌مقدس جست‌وجو می‌کردم تا دریابم معنای آن چیست. پس از آنکه بدین‌گونه از سراسر کتاب‌مقدس گذشتم، آه، حقیقت چه درخشان و جلال‌آمیز بر من ظاهر شد! آنچه را که به شما موعظه کرده‌ام یافتم. قانع شدم که هفت زمان در سال 1843 پایان می‌پذیرد. سپس به 2300 روز رسیدم؛ آنها مرا به همان نتیجه رهنمون شدند؛ اما هرگز در اندیشهٔ آن نبودم که زمان آمدن نجات‌دهنده را دریابم، و نمی‌توانستم آن را باور کنم؛ ولی نور چنان با قوت بر من تابید که نمی‌دانستم چه باید بکنم. آنگاه با خود گفتم، اکنون باید مهمیز و لگام بر خود نهم؛ از کتاب‌مقدس تندتر نخواهم رفت، و از آن نیز عقب نخواهم ماند. هر چه کتاب‌مقدس تعلیم دهد، بدان متمسک خواهم شد. اما هنوز آیاتی بود که نمی‌توانستم آنها را درک کنم.»

«این نیز از شیوهٔ کلی او در مطالعهٔ کتاب مقدّس. در موقعیتی دیگر، شیوهٔ خود را در تعیین معنای متن مورد بحث ما—معنای «قربانی دائمی»—بیان کرد. او گفت: «به خواندن ادامه دادم و هیچ مورد دیگری نیافتم که این اصطلاح در آن آمده باشد، جز در دانیال. سپس آن واژگانی را که در ارتباط با آن قرار داشتند، یعنی «برداشته شود»، در نظر گرفتم. او قربانی دائمی را برمی‌دارد، «از زمانی که قربانی دائمی برداشته شود»، و غیره. به خواندن ادامه دادم و گمان کردم که هیچ نوری بر این متن نخواهم یافت؛ سرانجام به 2 Thessalonians 2:7–8 رسیدم. «زیرا سرّ بی‌دینی هم‌اکنون عمل می‌کند، فقط آن که اکنون مانع است، مانع خواهد بود تا از میان برداشته شود، و آنگاه آن شریر ظاهر خواهد شد»، و غیره. و چون به آن متن رسیدم، آه، حقیقت چه روشن و جلال‌انگیز ظاهر شد! اینک آنجاست! آن است «قربانی دائمی»! بسیار خوب، اکنون پولس از «آن که اکنون مانع است» یا بازمی‌دارد، چه مراد می‌کند؟ از «مرد گناه» و «شریر»، پاپیّت مراد است. بسیار خوب، پس آن چیست که مانع آشکار شدن پاپیّت می‌شود؟ چرا، آن بت‌پرستی است؛ پس بنابراین، «قربانی دائمی» باید به معنای بت‌پرستی باشد.» William Miller, Apollos Hale, The Second Advent Manual, 65, 66.

اگر این درک وجود نمی‌داشت که «قربانی دائمی» در کتاب دانیال نمادی از بت‌پرستی است، برای میلر بسیار دشوار می‌بود که چارچوبی را که بنای ساختار نبوی خود را بر آن استوار کرد، پدید آورد. «قربانی دائمی» پنج بار در کتاب دانیال آمده است، و هر بار همواره به دنبال آن نمادی از پاپ‌گرایی می‌آید. شواهدی که نشان می‌دهد «قربانی دائمی» در کتاب دانیال همان بت‌پرستی است، در رسالهٔ پولس به تسالونیکیان یافت می‌شود. یکی از سخت‌ترین هشدارها در کلام خدا در آنجا آمده است، زیرا پولس در آنجا به‌روشنی بیان می‌کند که آنان که محبتِ حقیقت را نمی‌پذیرند، به ضلالتِ قوی سپرده خواهند شد. حقیقتی که عمداً در تسالونیکیان جای داده شده بود، شناساییِ پیوندِ بت‌پرستی با پاپ‌گرایی بود، و رد کردن آن حقیقت، تضمین می‌کند که ضلالتِ قوی پیامدِ آن رد خواهد بود.

ما این موضوع را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

ٹھہر جاؤ اور حیران رہو؛ فریاد کرو اور چیخو: وہ متوالے ہیں، مگر مَے سے نہیں؛ وہ لڑکھڑاتے ہیں، مگر نشہ آور مشروب سے نہیں۔ کیونکہ خداوند نے تم پر گہری نیند کی روح انڈیل دی ہے، اور تمہاری آنکھیں بند کر دی ہیں؛ نبیوں اور تمہارے حاکموں کو، یعنی غیب بینوں کو، اُس نے ڈھانپ دیا ہے۔ اور سب کی رویا تمہارے لیے اُس مُہرشدہ کتاب کے کلام کی مانند ہو گئی ہے جسے لوگ کسی عالم کو دے کر کہتے ہیں، مہربانی کرکے اسے پڑھ؛ اور وہ کہتا ہے، میں نہیں پڑھ سکتا، کیونکہ یہ مُہرشدہ ہے۔ پھر وہی کتاب ایک ناخواندہ کو دے کر کہتے ہیں، مہربانی کرکے اسے پڑھ؛ اور وہ کہتا ہے، میں پڑھا لکھا نہیں ہوں۔ پس خداوند نے فرمایا، چونکہ یہ لوگ اپنے منہ سے میرے نزدیک آتے ہیں اور اپنے لبوں سے میری تعظیم کرتے ہیں، لیکن اپنا دل مجھ سے دور رکھتے ہیں، اور ان کا مجھ سے خوف انسانوں کی سکھائی ہوئی تعلیم پر مبنی ہے؛ اس لیے دیکھو، میں اس قوم کے درمیان ایک عجیب کام، بلکہ ایک نہایت عجیب کام اور حیرت انگیز نشان ظاہر کروں گا؛ کیونکہ ان کے حکیموں کی حکمت نابود ہو جائے گی، اور ان کے فہیموں کی فہم پوشیدہ کر دی جائے گی۔ افسوس اُن پر جو خداوند سے اپنی مشورت کو گہرائی میں چھپانے کی کوشش کرتے ہیں، اور جن کے کام تاریکی میں ہوتے ہیں، اور وہ کہتے ہیں، کون ہمیں دیکھتا ہے؟ اور کون ہمیں جانتا ہے؟ یقیناً تمہارا سب کچھ الٹ پلٹ کر دینا کمہار کی مٹی کے مانند ٹھہرے گا؛ کیونکہ کیا کوئی کاریگری اپنے بنانے والے کے بارے میں کہہ سکتی ہے، اُس نے مجھے نہیں بنایا؟ یا کوئی بنائی ہوئی چیز اپنے صانع کے بارے میں کہہ سکتی ہے، اُسے کچھ سمجھ نہ تھی؟ یسعیاہ 29:9–16۔