او که را معرفت خواهد آموخت؟ و که را به تعلیم فهم خواهدانید؟ آنان را که از شیر بازگرفته شدهاند و از پستان جدا گردیدهاند. زیرا حکم بر حکم، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اندکی اینجا و اندکی آنجا. زیرا با لبهای لکنتدار و به زبانی دیگر با این قوم سخن خواهد گفت. همانان را که به ایشان گفت: «این است آرامش که با آن میتوانید خسته را آرامی بخشید؛ و این است تازگی و آسایش»؛ با این همه نخواستند بشنوند. اما کلام خداوند برای ایشان حکم بر حکم، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اندکی اینجا و اندکی آنجا شد، تا بروند و به عقب افتند و شکسته شوند و به دام افتند و گرفتار گردند. پس کلام خداوند را بشنوید، ای مردمان استهزاکننده، که بر این قومی که در اورشلیم است حکمرانی میکنید. زیرا گفتهاید: «ما با موت عهد بستهایم، و با هاویه موافقت کردهایم؛ چون تازیانهٔ سرازیر بگذرد، به ما نخواهد رسید؛ زیرا دروغ را پناهگاه خود ساختهایم، و زیر کذب خویشتن را نهان کردهایم.» بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید: «اینک من در صهیون سنگی را بهعنوان بنیاد مینهم، سنگی آزموده، سنگ زاویهای گرانبها، بنیادی استوار؛ هر که ایمان آورد شتاب نخواهد کرد. و داوری را به ریسمان، و عدالت را به شاغول قرار خواهم داد؛ و تگرگ پناهگاه دروغ را خواهد روبید، و آبها مخفیگاه را فرو خواهد گرفت. و عهد شما با موت باطل خواهد شد، و موافقت شما با هاویه برقرار نخواهد ماند؛ چون تازیانهٔ سرازیر بگذرد، آنگاه بهوسیلهٔ آن پایمال خواهید شد.» اشعیا 28:9–18.
در سال 1863، مردان استهزاکنندهای که بر اورشلیم فرمان میراندند، کاری تدریجی را آغاز کردند تا جواهرات میلر را بپوشانند و به جای آنها سکهها و جواهرات تقلبی بنهند. با این کار، ایشان «با مرگ عهد بستند»، «دروغ» را «ملجأ» خود ساختند و «در زیرِ» «باطل» «پنهان شدند». اما مقرر بود که با پیام روزهای آخرِ «آرامی» و «تازگی» آزموده شوند، همان که پطرس در کتاب اعمال از آن سخن میگوید.
लेकिन परमेश्वर ने जिन बातों को अपने सब भविष्यद्वक्ताओं के मुख से पहले से प्रकट किया था कि मसीह दुःख उठाएगा, उन्हें उसने इस प्रकार पूरा किया है। इसलिए मन फिराओ और परिवर्तित हो जाओ, ताकि तुम्हारे पाप मिटा दिए जाएँ, जब प्रभु की उपस्थिति से ताज़गी के समय आएँ; और वह यीशु मसीह को, जो पहले से तुम्हारे लिए प्रचारित किया गया था, भेजे। स्वर्ग को अवश्य है कि वह उसे उन सब बातों की पुनर्स्थापना के समय तक ग्रहण किए रहे, जिनके विषय में परमेश्वर ने जगत के आरम्भ से अपने सब पवित्र भविष्यद्वक्ताओं के मुख से कहा है। क्योंकि मूसा ने सचमुच पितरों से कहा, “प्रभु तुम्हारा परमेश्वर तुम्हारे भाइयों में से तुम्हारे लिए मेरे समान एक भविष्यद्वक्ता उठाएगा; जो कुछ वह तुमसे कहे, उन सब बातों में तुम उसकी सुनना। और ऐसा होगा कि जो कोई उस भविष्यद्वक्ता की न सुनेगा, वह लोगों के बीच से नाश किया जाएगा।” और शमूएल से लेकर उसके बाद आनेवाले सब भविष्यद्वक्ता, जितनों ने भी कहा है, उन्होंने भी इन दिनों का पूर्वकथन किया है। प्रेरितों के काम 3:18–24।
پطرس بیان میدارد که جمیع انبیا از اوقاتِ تازگی و بارانِ آخِر سخن گفتهاند، و اشعیا آن طبقهای را مشخص میسازد که اوقاتِ نهاییِ تازگی را که در پایانِ داوریِ تحقیقی واقع میشود رد میکنند؛ زمانی که گناه محو میگردد و بارانِ آخِر فرو میبارد. در آن هنگام، طبقهای که عهدی با مرگ بستهاند و اشعیا به ایشان اشاره میکند، بنا بر گفتهٔ پطرس، «از میان قوم هلاک خواهند شد.» خواهر وایت بارها به همین زمانِ استراحت و تازگیِ مذکور در اشعیا اشاره میکند.
«آن فرشتهای که در اعلام پیام فرشتهٔ سوم متحد میشود، باید تمام زمین را با جلال خویش روشن سازد. در اینجا کاری با گسترهای جهانی و قدرتی بیسابقه پیشگویی شده است. نهضت ادونتیِ سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ جلوهای باشکوه از قدرت خدا بود؛ پیام فرشتهٔ اول به هر مرکز بشارتی در جهان رسانده شد، و در برخی کشورها عظیمترین علاقهٔ دینی که از زمان اصلاحات سدهٔ شانزدهم در هیچ سرزمینی مشاهده شده بود پدید آمد؛ اما اینها باید بهوسیلهٔ جنبش نیرومندِ زیر آخرین هشدارِ فرشتهٔ سوم پشت سر گذاشته شوند.»
«این کار مشابه روزِ پنتیکاست خواهد بود. همانگونه که «بارانِ اوّل» در ریزشِ روحالقدس در آغازِ انجیل عطا شد تا سببِ رویشِ بذرِ گرانبها گردد، همچنین «بارانِ آخر» در پایانِ آن عطا خواهد شد تا محصول برای درو رسیدگی یابد. «پس اگر در پیِ شناختنِ خداوند باشیم، آنگاه خواهیم شناخت؛ خروجِ او همچون سپیدهدم مقرّر است، و او برای ما مانند باران خواهد آمد، مانند بارانِ آخر و اوّل بر زمین.» هوشع ۶:۳. «پس ای فرزندانِ صهیون، شادمان باشید و در یهوه خدای خود وجد نمایید، زیرا او بارانِ اوّل را به اندازه به شما داده است، و برای شما باران را فرو خواهد فرستاد، بارانِ اوّل و بارانِ آخر را.» یوئیل ۲:۲۳. «خدا میگوید: در ایامِ آخر از روحِ خود بر تمامیِ بشر خواهم ریخت.» «و چنین خواهد شد که هر که نامِ خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت.» اعمال ۲:۱۷، ۲۱.»
«کار بزرگ انجیل نباید با ظهوری کمتر از قدرت خدا نسبت به آنچه آغاز آن را مشخص ساخت، به پایان رسد. نبوتهایی که در ریزش باران اول در آغاز انجیل تحقق یافتند، بار دیگر در باران آخر در پایان آن نیز تحقق خواهند یافت. اینک همان «اوقات تازگی» است که رسول پطرس به آن نظر داشت، آنگاه که گفت: «پس توبه کنید و بازگشت نمایید تا گناهان شما محو گردد، وقتی که اوقات تازگی از حضور خداوند فرا رسد؛ و او عیسی را خواهد فرستاد.» اعمال ۳:۱۹، ۲۰.» نبرد عظیم، ۶۱۱.
یہ آزمائش آخری بارش کی اس منہج پر مبنی ہے جس کی نمائندگی “line upon line” کے طور پر کی گئی ہے۔ آزمائشی پیغام ایسے نگہبانوں کے ذریعے پہنچایا جاتا ہے جو “another tongue” کے ہیں، اور جنہیں “stammering lips” رکھنے والوں کے طور پر پیش کیا گیا ہے۔ آخری بارش کا آزمائشی پیغام ایسے نگہبانوں کے ذریعے دیا جائے گا جنہیں مرتد پروٹسٹنٹ ازم اور کیتھولک ازم کی اس منہج میں تربیت نہیں دی گئی ہوگی، جسے ایڈونٹ ازم نے اپنی بغاوت کی تمام تاریخ کے دوران اختیار کیے رکھا ہے۔
«آن زمان چندان دور نیست که آزمون بر هر جانى وارد خواهد شد. نشانِ وحش بر ما تحمیل خواهد گردید. آنان که قدم به قدم در برابر مطالبات جهان تسلیم شده و با رسوم دنیوى همشکل گشتهاند، به جاى آنکه خود را در معرض استهزا، اهانت، تهدید به زندان و مرگ قرار دهند، دشوار نخواهند یافت که در برابر قدرتهاى حاکم سر فرود آورند. این کشمکش میان احکام خدا و احکام انسان است. در آن هنگام، طلا از ناخالصى در کلیسا جدا خواهد شد. دیندارى راستین بهروشنى از ظاهر و زَرْقوبرق آن متمایز خواهد گردید. بسیارى از ستارگانى که به سبب درخشششان مورد تحسین ما بودهاند، آنگاه در تاریکى خاموش خواهند شد. کاه همچون ابرى بر باد خواهد رفت، حتى از جاهایى که ما در آن جز خرمنگاههاى گندمِ فربه نمىبینیم. همه کسانى که زیورهاى قدس را بر خود مىآویزند، اما به عدالتِ مسیح ملبّس نیستند، در شرمسارىِ عریانىِ خود ظاهر خواهند شد.»
«هنگامی که درختان بیثمر، چون بارِ زائدِ زمین، بریده میشوند، و آنگاه که انبوهی از برادرانِ کاذب از برادرانِ حقیقی متمایز میگردند، آن پنهانان به منظر خواهند آمد و با هوساناها زیرِ درفشِ مسیح صف خواهند بست. آنان که ترسو و بیاعتماد به خویشتن بودهاند، آشکارا خود را برای مسیح و حقیقتِ او اعلام خواهند کرد. ضعیفترین و مرددترین افراد در کلیسا همچون داود خواهند بود—آماده برای عمل و جرأت. هرچه شب برای قومِ خدا عمیقتر باشد، ستارگان درخشانتر خواهند بود. شیطان بهسختی امینان را آزار خواهد داد؛ اما آنان، به نامِ عیسی، بیش از غالبان پیروز بیرون خواهند آمد. آنگاه کلیسای مسیح «زیبا چون ماه، روشن چون آفتاب، و هولناک چون لشکری با درفشها» ظاهر خواهد شد.»
بذرهای حقیقت که بهوسیلهٔ تلاشهای بشارتی افشانده میشوند، آنگاه خواهند رویید و شکوفه خواهند داد و میوه خواهند آورد. جانها حقیقت را خواهند پذیرفت؛ جانهایی که محنت را تحمل خواهند کرد و خدا را ستایش خواهند نمود که ایشان را لایق شمرده است تا برای عیسی رنج بکشند. «در جهان برای شما زحمت خواهد بود؛ لیکن خاطر جمع دارید، من بر جهان غالب شدهام.» هنگامی که تازیانهٔ سرازیرشونده از میان زمین بگذرد، آنگاه که بادبیزن در حال پاککردن خرمنگاه یهوه باشد، خداوند یاور قوم خود خواهد بود. غنیمتهای شیطان ممکن است به بلندا برافراشته شوند، اما ایمان پاکان و مقدسان هرگز مرعوب نخواهد شد.
«ایلیا، الیشع را از گاوآهن برگرفت و ردای تقدیس خویش را بر او افکند. دعوت به این کار بزرگ و خطیر به مردانی دانشمند و صاحبمنصب عرضه شده بود؛ اگر آنان در نظر خود خُرد میبودند و بهتمامی بر خداوند توکل میکردند، او ایشان را سرافراز میساخت تا عَلَم او را ظفرمندانه تا پیروزی حمل کنند. اما آنان از خدا جدا شدند، تسلیم نفوذ جهان گشتند، و خداوند ایشان را رد کرد.»
«بسیاری علم را exalted کردهاند و خدای علم را از نظر دور داشتهاند. اما در خالصترین دورانها، در مورد کلیسا چنین نبود.»
«خدا در روزگار ما کاری خواهد کرد که جز اندکی آن را انتظار دارند. او در میان ما کسانی را برخواهد انگیخت و سرافراز خواهد ساخت که تعلیمیافتهٔ مسحِ روح اویند، بیش از آنکه از آموزش ظاهریِ مؤسسات علمی بهره گرفته باشند. این امکانات را نباید خوار شمرد یا محکوم کرد؛ آنها به فرمان خدا مقرر شدهاند، اما تنها میتوانند شایستگیهای ظاهری را فراهم آورند. خدا آشکار خواهد ساخت که به انسانهای فاضل و خودبزرگبینِ فانی وابسته نیست.» شهادتها، جلد ۵، ۸۱، ۸۲.
«تازیانۀ طغیانکننده» نمادی از قانون یکشنبه است که در ساعتِ زلزلۀ عظیمِ مذکور در مکاشفۀ یازده آغاز میشود. این، زمانِ آزمونِ تدریجیِ قانون یکشنبه را نمایان میسازد.
«اقوامِ غیر ملکی ریاستہائے متحدہ کی مثال کی پیروی کریں گی۔ اگرچہ وہ پیش قدمی کرتی ہے، تاہم یہی بحران دنیا کے ہر حصے میں ہمارے لوگوں پر بھی آئے گا۔» Testimonies، جلد 6، ص 395۔
درست پیش از قانون یکشنبه، سکههای تقلبیِ رؤیای میلر از پنجره به بیرون جاروب میشوند، همانگونه که ادونتیستهای لاودیکیه از دهان خداوند بیرون افکنده میشوند. آنگاه کلیسا چون عَلَمی برافراشته میشود، «زیبا چون ماه، روشن چون آفتاب، و هراسانگیز چون لشکری با درفشها». پیام اشعیا که از «زبانی دیگر» و «لبهای لکنتدار» صادر میشود، نمایانگر کسانی است که برافراشته و سرافراز گردانیده میشوند و بهجای تعلیم بیرونیِ مؤسسات علمی، به مسحِ روح او تعلیم مییابند. مستانِ افرایم در آزمونِ «حکم بر حکم» مردود میشوند، زیرا حکمتِ حکیمانشان نابود شده است. نبوت برای ایشان همچون کتابی مُهرشده شده است.
وہ تاریخ جس کے بارے میں پطرس کے مطابق سموئیل سے لے کر تمام نبیوں نے کلام کیا ہے، اُن ایڈونٹسٹوں کی ہلاکت کی کئی مثالیں فراہم کرتی ہے جو بارِشِ آخِر کے پیغام کو رد کرتے ہیں؛ لیکن اتوار کے قانون کے وقت جو موت اُن پر واقع ہوتی ہے وہ جسمانی موت نہیں، بلکہ ایک روحانی موت ہے، اور اس کے ساتھ اس حقیقت کا ادراک بھی شامل ہوتا ہے کہ وہ ابدیت کے لیے کھو چکے ہیں، جیسا کہ بیوقوف کنواریوں سے ظاہر ہے، جو عاموس کی کتاب میں اس حقیقت پر بیدار ہوتی ہیں کہ وہ کھو چکی ہیں۔
ببینید، ایامی میآید، خداوند یهوه میگوید، که من قحطیای بر زمین خواهم فرستاد؛ نه قحطیِ نان و نه تشنگیِ آب، بلکه قحطیِ شنیدنِ کلام خداوند. و ایشان از دریا تا دریا سرگردان خواهند شد، و از شمال تا مشرق به هر سو خواهند دوید تا کلام خداوند را بطلبند، اما آن را نخواهند یافت. در آن روز، دوشیزگانِ زیبا و جوانان از تشنگی بیحال خواهند شد. آنان که به گناه سامره قسم میخورند و میگویند: «ای دان، خدای تو زنده است»، و «طریقتِ بئرشبع زنده است»، همانان خواهند افتاد و دیگر هرگز برنخواهند خاست. عاموس ۸:۱۱–۱۴.
پس از اشاره به ساعتِ قانونِ یکشنبه با نمادِ «تازیانهٔ جاری»، اشعیا به هراس و اضطرابِ مداومِ کسانی میپردازد که با مرگ عهد بسته بودند.
اور تمہارا موت کے ساتھ عہد منسوخ کر دیا جائے گا، اور پاتال کے ساتھ تمہارا معاہدہ قائم نہ رہے گا؛ جب وہ اُمڈتا ہوا عذاب گزرے گا، تب تم اُس سے پامال کیے جاؤ گے۔ جب سے وہ نکلے گا، وہ تمہیں آ لے گا؛ کیونکہ صبح بہ صبح وہ گزرے گا، دن کو بھی اور رات کو بھی؛ اور صرف یہ خبر سمجھنا ہی دہشت کا باعث ہوگا۔ یسعیاہ 28:18، 19۔
در آن هنگام، فهمِ افزایشِ معرفتی که بهوسیلهٔ جواهراتِ میلر نمایان شده است، دیگر در دسترس نخواهد بود؛ اما «فهمِ» گزارشِ بحرانِ تدریجیِ قانونِ یکشنبه آشکار خواهد ساخت که عهدِ ایشان با موت باطل گردیده است. آنان که خود را «زیرِ دروغ» پنهان ساختهاند، آنگاه درخواهند یافت که «یهوه خداوند» «در صهیون، برای بنیاد، سنگی نهاده بود، سنگی آزموده، سنگِ زاویهای گرانبها، بنیادی استوار»؛ اما دیگر بسیار دیر خواهد بود. دروغهایی که ایشان در طول سیرِ تاریخ در زیرِ آنها پنهان شده بودند، آنگاه روبیده خواهد شد. بسیاری از آن دروغهای آشکار را میتوان بهآسانی در رؤیای نهرِ اولای بازشناخت.
میلیریها، مطابق با فهم خود از باب دوم دانیال، پادشاهیهای مذکور در دانیال هشت را همان پادشاهیهایی دانستند که در باب هفتم به تصویر کشیده شدهاند. تمایز میان این دو باب در آن است که باب هفتم عناصر سیاسیِ پادشاهیها را بازنمایی میکند، و باب هشتم عناصر دینیِ پادشاهیها را. از اینرو، باب هشتم دانیال با اصطلاحاتِ مربوط به مَقْدِس به تصویر کشیده شده است.
دانیال، باب هشتم، از نمادهای قُدس برای بازنمایی پادشاهیها بهره میگیرد، اما هر نماد قُدسی که در این باب به تصویر کشیده شده، فاسد گردیده است؛ و بدینسان تمایزی میان دینِ راستینِ مسیح و دینِ باطلِ شیطان آشکار میشود. قوچ حیوانی بود که بهعنوان قربانی در قُدسِ خدا به کار میرفت، اما هر قربانیِ قُدسی میبایست کامل و بیعیب باشد. قوچِ باب هشتم از آنرو برای استفاده بهعنوان قربانی در قُدسِ خدا فاقد صلاحیت بود که شاخهایش همانند و یکسان نبودند.
پس چشمان خود را بلند کردم و نگریستم، و اینک در برابر نهر، قوچی ایستاده بود که دو شاخ داشت؛ و آن دو شاخ بلند بودند، اما یکی از دیگری بلندتر بود، و آن که بلندتر بود، پس از آن دیگری برآمد. دانیال ۸:۳
قوچی با دو شاخِ نابرابر برای قربانی در مَقدِسِ خدا پذیرفته نمیشد؛ اما این نماد، از دینِ راستینِ خدا نیست، بلکه از دینِ جعلیِ شیطان، یعنی بتپرستی، سخن میگوید. پادشاهیِ بعدی بهوسیلهٔ بُزی نمایش داده شد که آن نیز از قربانیهای مَقدِس است؛ اما بار دیگر، بُز تباه شده بود، زیرا شاخی میان چشمان خود داشت و از تقارنِ کمالی که برای قربانیِ مَقدِس لازم است، بیبهره بود.
اور میں غور ہی کر رہا تھا کہ دیکھو، ایک بکرا مغرب کی طرف سے تمام روئے زمین پر آ نکلا، اور زمین کو چھوتا نہ تھا؛ اور اُس بکرے کی آنکھوں کے درمیان ایک نمایاں سینگ تھا۔ دانی ایل 8:5۔
در نهایت، شاخِ بز شکسته شد و چهار شاخ پدید آورد، و این نیز آن را از اینکه قربانیای در قدسِ خدا باشد، ساقط میسازد.
لہٰذا وہ بکرا نہایت عظیم ہو گیا؛ اور جب وہ زور آور تھا تو وہ بڑا سینگ ٹوٹ گیا؛ اور اس کی جگہ چار نمایاں سینگ آسمان کی چاروں ہواؤں کی طرف نکل آئے۔ دانی ایل 8:8۔
دانیال کے آٹھویں باب کا آغاز بابِلی سلطنت کے کسی نشان کے ذریعے ذکر کے بغیر ہوتا ہے۔ بائبل کی نبوت کی پہلی سلطنت، یعنی بابل، پہلے ہی باب دوم اور باب ہفتم کے دو گواہوں کی بنیاد پر کتابِ مقدس کے مطابق قائم کی جا چکی ہے؛ لیکن باب ہشتم میں بابل کو جان بوجھ کر پوشیدہ رکھا گیا ہے تاکہ پاپائیت کی اُس نبوتی صفت پر زور دیا جائے کہ وہ ایک مہلک زخم پاتی ہے جو بالآخر شفا پا جاتا ہے۔ اپنے مہلک زخم کے زمانے سے لے کر اس کے شفا پانے تک، پاپائیت نبوتی طور پر پوشیدہ، یا فراموش، رہتی ہے۔ یہ پوشیدگی نبوکدنضر کی سلطنت کے ہٹا دیے جانے اور پھر اس کے بعد بحال کیے جانے کے ذریعے بھی ظاہر کی گئی تھی۔
دانیال بابِ ہشت کا آغاز دوسری مملکت کی ایک براہِ راست علامت سے ہوتا ہے، جہاں مینڈھا مادی-فارسی سلطنت کی نمائندگی کرتا ہے، اور اس کے بعد بگڑا ہوا بکرا آتا ہے جو یونان کی مملکت کی نمائندگی کرتا ہے۔ پھر اُن چار ہواؤں میں سے ایک کی جانب سے، جن میں یونان کے چار سینگ ٹوٹ کر بکھر گئے تھے، دانیال ایک چھوٹا سا سینگ دیکھتا ہے جو روم کی چوتھی مملکت کی نمائندگی کرتا ہے۔ یہ چھوٹا سینگ روم کے دونوں ادوار کی نمائندگی کرتا ہے، اور یہ نمائندگی چار آیات میں کی گئی ہے۔ مشرکانہ روم کی نمائندگی یہ چھوٹا سینگ مذکر صیغے میں کرتا ہے، اور پاپائی روم کی بطورِ چھوٹا سینگ مؤنث صیغے میں۔
और उनमें से एक में से एक छोटा सींग निकला, जो दक्षिण की ओर, और पूर्व की ओर, और उस मनोहर देश की ओर अत्यन्त बड़ा होता गया। और वह इतना बड़ा हुआ कि स्वर्ग की सेना तक पहुँच गया; और उसने उस सेना और तारों में से कुछ को भूमि पर गिरा दिया, और उन्हें पैरों तले रौंदा। हाँ, उसने अपने आप को सेना के प्रधान तक भी बड़ा ठहराया, और उसके द्वारा नित्य बलिदान हटा दिया गया, और उसके पवित्रस्थान का स्थान गिरा दिया गया। और अपराध के कारण नित्य बलिदान के विरुद्ध एक सेना उसे सौंप दी गई, और उसने सत्य को भूमि पर पटक दिया; और वह कार्य करता रहा, और सफल हुआ। दानिय्येल 8:9–12॥
شاخِ کوچکِ روم که در آیهٔ نهم وارد روایت میشود، در صیغهٔ مذکر بیان شده است؛ سپس در آیهٔ دهم، شاخِ کوچک در صیغهٔ مؤنث بیان میشود؛ آنگاه در آیهٔ یازدهم، شاخِ کوچک در صیغهٔ مذکر بیان شده است؛ و سپس در آیهٔ دوازدهم، شاخِ کوچک بار دیگر در صیغهٔ مؤنث بیان میگردد.
دانیال باب هشت، نخستین پادشاهی را پنهان میدارد؛ سپس دو پادشاهی بعدی بهصورت حیواناتِ فاسدِ حَرَمِ مقدّس بازنمایی میشوند، و پادشاهی چهارم بهصورت شاخی نمایان میگردد. این شاخ از نظر نبوی فاسد است، زیرا گاه به هیئت مردی ظاهر میشود، سپس زنی، آنگاه مردی و سپس زنی.
زن نباید آنچه به مرد تعلق دارد بر تن کند، و مرد نیز نباید جامهٔ زنانه بپوشد؛ زیرا هر که چنین کند، نزد یهوه، خدای تو، مکروه است. تثنیه 22:5.
مظهرُ القرنِ الصغير الذكوريّ لروما الوثنية يقع في الآيتين التاسعة والحادية عشرة، بينما يقع مظهرُ القرنِ الصغير الأنثويّ لروما البابوية في الآيتين العاشرة والثانية عشرة. ويُعرَف جنسُ القرن الصغير بالنظر في ألفاظ دانيال على مستوى النص الأصلي، وهو أمرٌ لم يكن ميلر ليستطيع أن يراه، لأنه لم يستخدم إلا «فهرس كرودن»، و«فهرس كرودن» لا يقدّم أي معلومات عن اللغة الأصلية. وقد أدرك مترجمو ترجمة الملك جيمس تذبذب الأجناس عبر الآيات الأربع، وحافظوا فعلًا على الأجناس في هذا المقطع، إن كنتَ تعرف ما الذي ينبغي أن تبحث عنه.
مترجمان تفاوت میان شاخِ کوچکِ مذکر و شاخِ کوچکِ مؤنثِ آیات نه تا دوازده را تشخیص دادند، و این تمایز را با واژۀ «آن» نشان دادند. واژۀ «آن» برای شاخِ کوچک هنگامی به کار رفته است که در حالتِ مؤنثِ خود باشد. بنگرید به دانیال، باب هشت، آیۀ ده:
اور وہ بڑھتے بڑھتے آسمان کے لشکر تک جا پہنچا، اور اُس نے لشکر اور ستاروں میں سے بعض کو زمین پر گرا دیا اور اُنہیں پاؤں تلے روند ڈالا۔ دانی ایل 8:10۔
آن «بزرگ شد» و «فرو افکند»، و بدینسان شاخِ کوچک را بهعنوان آن زن معرفی میکند. آیهٔ دوازده بیان میدارد:
اور بسببِ معصیت اُس کے خلاف قربانیِ دائمی پر ایک لشکر مقرر کیا گیا، اور اُس نے سچائی کو زمین پر پٹخ دیا؛ اور وہ اپنی مرضی چلاتا رہا اور کامیاب ہوا۔ دانی ایل 8:12۔
در آیهٔ دوازدهم، واژهٔ «him» افزوده شده است و بهدرستی نمایانگر شاخِ کوچک نیست، زیرا شاخِ کوچک در آن آیه دو بار با ضمیر «it» مشخص شده است و بدینسان مؤنث را بازنمایی میکند. مترجمان آشکارا تمایزِ جنسیتیِ دانیال را تشخیص داده بودند، اما دربارهٔ آنچه دانیال قصد داشته است یقین نداشتند؛ ازاینرو کوشیدند با افزودن واژهٔ مورّبِ «him»، شاخِ کوچکِ مذکور در آیه را از نظر جنسیت مذکر سازند، حال آنکه این امر با الفاظِ واقعیِ دانیال تأیید نمیشود. الفاظِ او شاخِ کوچک را مؤنث معرفی میکند و «it» (شاخِ کوچکِ مؤنث) حقیقت را بر زمین افکند، و «it» (شاخِ کوچکِ مؤنث) عمل کرد و کامیاب شد.
در آیهٔ نهم، عبارتِ «شاخی کوچک» در جنسِ مذکر است و نمایانگرِ رومِ بتپرست میباشد. این شاخ از یکی از «چهار باد»ی برآمد که امپراتوریِ یونان به آنها تجزیه شده بود. در این آیه، مطابق با تاریخ، رومِ بتپرست در حالی که جایگاهِ خود را بر تختِ زمین استوار میساخت، سه ناحیهٔ جغرافیایی را فتح کرد.
و از یکی از آنها شاخ کوچکی بیرون آمد که بهغایت بزرگ شد، به سوی جنوب، و به سوی مشرق، و به سوی سرزمینِ زیبا. دانیال ۸:۹.
در آیهٔ یازدهم (که یکی از مهمترین میدانهای نزاع دربارهٔ «قربانیِ دائمی» در آن یافت میشود)، شاخِ کوچک با ضمایر «او»، «وی» و «ـش» معرفی شده است.
آری، او خویشتن را تا به رئیسِ لشکر بزرگ ساخت، و قربانیِ دائمی بهواسطهٔ او برداشته شد، و مکانِ مقدسِ او سرنگون گردید. دانیال ۸:۱۱.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«در کلام خدا هر اصلی جایگاه خود را دارد، و هر واقعیتی دلالت خاص خود را. و کل این ساختار، هم در طرح و هم در اجرا، به پدیدآورندۀ خود شهادت میدهد. ساختاری چنین را هیچ ذهنی جز ذهن نامتناهی نمیتوانست تصور کند یا پدید آورد.» Education, 123.