هنگامی که شاخ کوچکِ روم در آیات نه تا دوازدهِ باب هشتمِ دانیال به تصویر کشیده می‌شود، نمادی فاسد است، زیرا نمادِ تراجنس‌پوشی است؛ جامه‌پوشی که میان مذکر و مؤنث در نوسان است. این امر با فهم میلری از این‌که روم در دو مرحله بازنمایی شده بود، هماهنگ است: مرحلهٔ نخست، کشورداریِ رومی، و مرحلهٔ دوم، کلیساداریِ رومی؛ اما در این نوسانِ جنسیت‌ها در آیات، شاخ کوچک از توالی تاریخی و نبوی بیرون است (فاسد شده است). با این همه، هر یک از آن چهار آیه، تاریخی را بازنمایی می‌کند که مستقیماً با کشورداریِ رومی یا کلیساداریِ رومی مرتبط است. رومِ بت‌پرست همهٔ کسانی را که در برابر اقتدار امپراتوریِ آن مقاومت می‌کردند، آزار می‌داد؛ اما آزارِ رومِ پاپی (مؤنث) در آیهٔ ده، به‌طور خاص متوجه آسمان است.

در فهم میلریتی که رومْ چهارمین و آخرین پادشاهی بود، نوسان از دولت به کلیسا و سپس دوباره از دولت به کلیسا، مایهٔ نگرانی نمی‌بود. آنان آمیزش آهن و گل را در پاهای باب دوم دانیال دیده بودند و آن را صرفاً دو مرحله از روم می‌دانستند، بی‌آنکه دغدغه‌ای برای تعیینِ توالیِ تاریخیِ مشخصی از پادشاهیِ چهارم و پنجم داشته باشند. درک آنان از باب هفتم نیز همین‌گونه بود، جایی که آن شاخی که به ضدِّ حضرتِ اعلی سخنانِ عظیم می‌گفت، سه شاخ را از میانِ ده شاخِ اصلیِ وحشِ روم برکنده بود. حتی اگر میلر نوسانِ جنسیتِ آیاتِ نُه تا دوازده را نیز تشخیص داده بود، این امر برای فهم او از اینکه پادشاهیِ چهارم روم است، اهمیتی نداشت. در فهم میلریتی، پادشاهیِ چهارم در سال 1798 پایان یافت، و رویدادِ نبویِ بعدی، بازگشتِ ثانویِ مسیح بود.

شاخِ مؤنث، آن زنی را مشخص می‌سازد که با شاخِ مذکر مرتکب زنای روحانی می‌شود، و در آیات ده و دوازده به تصویر کشیده شده است.

اور وہ بڑھتے بڑھتے آسمان کے لشکر تک جا پہنچا؛ اور اس نے اس لشکر اور ستاروں میں سے بعض کو زمین پر گرا دیا، اور انہیں پامال کیا۔ دانی ایل 8:10۔

آزار و اذیت قدرت پاپی متوجه مسیحیت (لشکر آسمان) بود، و در آیه دوازده، رومِ پاپی (مؤنث)، این قدرت را می‌یابد که از طریق تعدّیِ زنا کردن با پادشاهان اروپا، کار خون‌ریزانهٔ خود را به انجام رساند.

و به‌سببِ معصیت، لشکری بر ضدِّ قربانیِ دائمی به او سپرده شد؛ و حقیقت را بر زمین افکند؛ و عمل کرد و کامیاب گردید. دانیال ۸:۱۲

اس آیت میں “لشکر” سے مراد وہ فوجی طاقت ہے جو پاپائیت کو “روزانہ” کے خلاف دی گئی۔ لفظ “خلاف” کے معنی “سے” ہیں۔ یورپ کے بت‌پرست بادشاہوں (بت‌پرست روم)، جن کی نمائندگی “روزانہ” سے ہوتی ہے، کی طرف سے فوجی حمایت (ایک لشکر) پاپائیت کو “سرکشی کے سبب” دی گئی۔ کلیسیا اور ریاست کا اتحاد، جس میں کلیسیا اس تعلق پر قابض ہو، وہی “سرکشی” ہے۔ اس سرکشی کی مے مسیحیوں کا خون ہے۔ جب ایک بار پاپائیت کو بت‌پرست روم کی افواج پر اختیار حاصل ہو گیا، تو پاپائی روم (“وہ”) نے “سچائی کو زمین پر گرا دیا؛ اور وہ عمل کرتی رہی، اور کامیاب ہوتی رہی۔”

در دانیال فصل یازدهم، آیهٔ سی‌ویک، سپرده شدن لشکرها به رومِ پاپی نیز به تصویر کشیده شده است:

और उसकी ओर से सेनाएँ खड़ी होंगी, और वे उस पवित्रस्थान को, जो सामर्थ्य का स्थान है, अशुद्ध करेंगी; और वे नित्य बलिदान को हटा देंगी, और वे उस उजाड़ करने वाली घृणित वस्तु को स्थापित करेंगी। दानिय्येल 11:31.

این آیه در حال شناساییِ گذار تاریخی از رومِ بت‌پرست به رومِ پاپی است. در این آیه، «بازوان» همان پادشاهان اروپایی هستند که از زمان کلوویس، پادشاه فرانک‌ها (فرانسه)، در سال 496، به حمایت از پاپیّت برخاستند. «بازوان» همچنین «مقدسِ حصین» (شهر روم) را از طریق جنگ‌های پیوسته از قرن چهارم به بعد تا سال 538 آلوده ساختند. «بازوان» همچنین مقاومتِ بت‌پرستانه را در برابر عروج پاپیّت برطرف کردند، و تا سال 508، مقاومتِ بت‌پرستانه به پایان رسیده بود.

واژه‌ای که به «take away» ترجمه شده است، واژهٔ عبری «sur» است و به معنای «برداشتن» می‌باشد. «بازوان»، «مکروه ویرانگر» (پاپیّت) را در سال ۵۳۸ بر تخت زمین نشاندند. هنگامی که دانیال باب هشت، آیهٔ دوازده، تصریح می‌کند که «لشکری» به شاخ کوچکِ مؤنث داده شد، با شهادت آیهٔ سی‌ویکِ باب یازدهم موافقت دارد. کتاب مکاشفه نیز در باب سیزدهم بر همان حقیقت شهادت می‌دهد.

و آن وحشی را که دیدم، مانند پلنگ بود، و پاهایش همچون پاهای خرس، و دهانش مانند دهان شیر؛ و اژدها قدرت خود، و تخت خویش، و اقتداری عظیم به او بخشید. مکاشفه ۱۳:۲

خواهر وایت به‌صراحت حیوانِ مذکور در آیهٔ دو را پاپیّت معرفی می‌کند، و نیز بیان می‌دارد که اژدهای مذکور در آن آیه، رومِ بت‌پرست است. رومِ بت‌پرست سه چیز به پاپیّت داد: «قدرت خود، و تخت خود، و اقتدار عظیم.»

فوجی طاقت بت‌پرست روم کی طرف سے 496ء میں کلووس کے زمانہ سے دی گئی۔ حکومت کرنے کے لیے “تخت” 330ء میں پاپائیت کو دیا گیا، جب شہنشاہ قسطنطین نے اپنا دارالحکومت قسطنطنیہ منتقل کر دیا، اور اپنے سابق دارالحکومت شہر روم کو پاپائی کلیسیا کے اختیار میں چھوڑ دیا۔ 533ء میں شہنشاہ جسٹنین نے حکم صادر کیا کہ پوپ کلیسیا کا سربراہ اور بدعتیوں کا مصلح ہے، اور اپنی “عظیم قدرت” روم کے پوپ کے حوالے کر دی۔ دانی ایل باب آٹھ کی بارہویں آیت اُس وقت کی نشان دہی کرتی ہے جب ایک “لشکر” دیا گیا، اور اس نبوی سچائی کی گواہی بہت سے گواہوں سے ثابت ہے۔ اُس وقت سے (496ء سے آغاز کرتے ہوئے)، پاپائیت “کامیاب” ہوئی۔

آن تا پایان خشم علیه پادشاهی شمالیِ اسرائیل، که در سال ۱۷۹۸ به پایان رسید و پاپیّت زخمِ مهلکِ خود را دریافت کرد، همچنان به «عمل کردن» و «کامیاب شدن» ادامه می‌داد.

اور بادشاہ اپنی مرضی کے مطابق عمل کرے گا؛ اور وہ اپنے آپ کو سربلند کرے گا، اور ہر معبود سے بڑھ کر اپنی بڑائی کرے گا، اور معبودوں کے خدا کے خلاف عجیب باتیں کہے گا، اور اس وقت تک کامیاب رہے گا جب تک غضب پورا نہ ہو جائے؛ کیونکہ جو کچھ مقرر کیا گیا ہے وہی انجام پائے گا۔ دانی ایل 11:36۔

آیهٔ نهم از باب هشتم، روم مذکر (روم بت‌پرست) را توصیف می‌کند و فرایند سه‌مرحله‌ایِ فتوحات را که روم بت‌پرست به انجام رساند، بازمی‌نمایاند؛ فرایندی که نمونهٔ پیشاپیشِ آن سه ناحیهٔ جغرافیایی بود که می‌بایست فتح شوند تا روم پاپی بر تخت زمین استوار گردد، چنان‌که به‌وسیلهٔ آن سه شاخی که در باب هفتم از جا کنده شدند، نمایش داده شده است. آن دو فتحِ سه‌مرحله‌ایِ روم بت‌پرست و روم پاپی، بازنمایانندهٔ سه مانع جغرافیاییِ روم جدید در آیات چهل تا چهل‌وسه از دانیال یازده بودند. سپس در باب هشتم، آیهٔ یازدهم، شاخ کوچکِ مذکر (روم بت‌پرست) بار دیگر بازنموده می‌شود. در آن آیه، منطقِ تقدیس‌شده چنان استوار است که مردان استهزاکننده‌ای که بر اورشلیم حکومت می‌کنند، ناگزیر شدند برای برپا ساختن بنیانِ جعلیِ خود، چندین دروغِ الهیاتی را وارد سازند.

بلی، او خویشتن را حتی تا رئیسِ لشکر بزرگ ساخت، و قربانیِ دائمی به‌واسطۀ او برداشته شد، و جایگاهِ مقدس او سرنگون گردید. دانیال ۸:‏۱۱

چون پرداختن به سکّه‌ها و جواهراتِ تقلبی‌ای را که از سال 1863 به ادونتیسم وارد شده‌اند آغاز می‌کنیم، باید توجه داشت که دو عرصۀ اصلیِ به‌اصطلاح تخصص الهیاتی وجود دارد که ادونتیسم به آنها می‌بالد، و آنها را مبنای خود برای پشتیبانی از تعالیم پروتستانیسمِ مرتد و کاتولیسیسم قرار می‌دهد. ادعایی که الهی‌دانان معاصرِ ادونتیسم مطرح می‌کنند این است که یا در تاریخ کتاب‌مقدسی متخصص‌اند، یا در زبان‌های کتاب‌مقدسی. نحوۀ به‌کارگیری آنان از این آیه آشکار می‌سازد که کلام نبوی برای ایشان همچون کتابی مختوم شده است، و نیز آشکار می‌سازد که ادعای آنان مبنی بر متخصص بودن در زبان‌های کتاب‌مقدسی، صرفاً تجلّیِ معاصرِ فریسی‌مسلکی است.

نخست، نادیده‌گرفتن نوسان جنسیت‌ها برای شاخِ کوچک در آیات نه تا دوازده است. اگر ایشان حقیقتاً در زبان عبری صاحب‌نظر بودند، این واقعیت را انکار نمی‌کردند یا از قوت آن نمی‌کاستند که دانیال عمداً در این آیات از نوسان جنسیت بهره برده است. شاخِ کوچک در هر دو جنس نمایانده شده است، و این جنسیت‌ها در خلال آیات پیوسته میان یکدیگر در نوسان‌اند. الاهی‌دانان می‌کوشند این واقعیت را با یاوه‌گویی و سکه‌های تقلبی بپوشانند، زیرا این امر به‌روشنی نشان می‌دهد که آیه یازده به رومِ بت‌پرست اشاره دارد، نه به رومِ پاپی. آنان البته اصرار می‌ورزند که شاخِ کوچکِ آیه یازده پاپ است، حال آنکه در واقع رومِ بت‌پرست است.

پس از آن‌که پذیرفته شود که از میان چهار آیهٔ مربوط به شاخ کوچک، دو آیه مذکر و دو آیه مؤنث‌اند، آنگاه گنجاندن این حقیقت کتاب‌مقدسی آسان می‌شود که زن در نبوت کتاب‌مقدسی نمایانگر یک کلیساست و مرد نمایانگر یک دولت. دانستن این امر برای همگان که مایل به دیدن‌اند آشکار می‌سازد که شاخ کوچکِ آیهٔ یازدهم، رومی مذکر است (رومِ بت‌پرست)، نه رومی مؤنث (رومِ پاپی).

پس این آیه چنین فهمیده می‌شود که رومِ بت‌پرست (او) خود را تا برابرِ رئیسِ لشکر بزرگ ساخت، چنان‌که رومِ بت‌پرست آنگاه که رئیسِ لشکر را بر صلیبِ جلجتا نهاد، چنین کرد. رومِ بت‌پرست نه تنها بر ضد مسیح بر صلیب خویشتن را بزرگ ساخت، بلکه آیه ادامه می‌دهد که به‌وسیلهٔ او (رومِ بت‌پرست) «قربانیِ دائمی برداشته شد.»

در کتاب دانیال دو واژهٔ عبری وجود دارد که هر دو به «برداشتن» ترجمه شده‌اند. این واژه‌ها «sur» و «rum» هستند. هر دو واژه در خدمتِ قدس به‌کار رفته‌اند. «sur» به معنای برداشتن یا برطرف کردن است، و هنگامی که خاکسترها از مذبح در قدس برداشته می‌شدند، واژه‌ای که برای توصیف برداشتنِ خاکسترها به‌کار می‌رفت «sur» بود. واژهٔ «rum» به معنای بالا بردن و exalt کردن است، و هنگامی که کاهن در قدس می‌بایست قربانیِ افراشتنی را بالا برد، می‌بایست قربانی را «rum» (بالا بردن) می‌کرد. در آیهٔ یازدهم، رومِ بت‌پرست («قربانیِ دائمی») بت‌پرستی را با بالا بردن و exalt کردنِ دینِ بت‌پرستی «rum» (برداشتن) می‌کرد.

رومِ بت‌پرست، دینِ بت‌پرستی را برافراشته و تمجید می‌کرد. الهی‌دانان ادونتیست که مدعی تخصص در زبان‌های کتاب‌مقدسی هستند، برمی‌گزینند که هر مورد از عبارت «take away» را در کتاب دانیال به‌معنای «remove» تلقی کنند. آنان از به‌رسمیت‌شناختن نگارش متمایز و دقیق دانیال قصور می‌ورزند، و بدین‌سان خود را برتر از نبی دانیال قرار می‌دهند.

الهی‌دانانی که مدعی‌اند زبان‌های کتاب‌مقدس را درک می‌کنند، استدلال‌هایی عرضه می‌دارند تا توجیه کنند چرا دانیال، هنگامی که از دو واژهٔ متفاوت استفاده کرد، قصد داشت همان یک چیز را برساند. آنان برای پشتیبانی از ادعاهای باطل خود، پژوهش‌های واژگانیِ طولانی و ملال‌آور ارائه می‌کنند. الهی‌دانانی که مدعی‌اند تاریخ کتاب‌مقدسی را می‌فهمند، استدلال می‌کنند که این کاربرد نادرست بر این تشخیص مبتنی است که در دوره‌های مختلف تاریخ، یک واژهٔ واحد ممکن است معنایی متفاوت داشته باشد؛ و از این‌رو، هنگامی که دانیال از دو واژهٔ متفاوت استفاده کرد، تنها یک متخصصِ تاریخ می‌تواند تشخیص دهد که دانیال در واقع چه منظوری داشته است. شناسایی این دو روش باطل اهمیت دارد، زیرا الهی‌دانانی که می‌کوشند از روش‌شناسیِ «حکم بر حکم» پنهان شوند، غالباً از آن‌ها بهره می‌گیرند.

آری، او خویشتن را حتی تا به رئیسِ لشکر بزرگ ساخت، و قربانیِ دائمی به‌واسطهٔ او برداشته شد، و مکانِ مقدسِ او فرو افکنده گردید. دانیال ۸:۱۱.

لفظی که در این آیه به «برداشته شد» ترجمه شده است، به‌معنای «بلند کردن و تعظیم نمودن» است. این واژه به‌معنای حذف کردن نیست. این حقیقت برای الهی‌دانان ادونتیست موجب سردرگمی و تناقض می‌شود، زیرا مفروضات ایشان، هنگامی که تعریف واقعی واژه‌ای که دانیال به‌کار برده است بر آیه اِعمال گردد، در برابر یک ارزیابی ساده از آیه تاب نمی‌آورد. آنان استدلال می‌کنند که شاخ کوچکِ مذکور در آیه، رومِ پاپی است؛ و از این‌رو آیه چنین خوانده می‌شود که «به‌وسیلهٔ او» (روم پاپی) «قربانیِ دائمی برداشته شد.»

آنان البته هیچ مشکلی در گنجاندنِ آن واژۀ افزوده ندارند؛ واژه‌ای که خواهر وایت صراحتاً بیان می‌کند به‌وسیلۀ حکمت انسانی افزوده شده است و بر متن انطباق ندارد.

«سپس دیدم، در ارتباط با «دائمی» (دانیال ۸:۱۲)، که واژۀ «قربانی» به‌وسیلهٔ حکمت انسان افزوده شده است و به متن تعلق ندارد، و اینکه خداوند دیدگاه درست آن را به کسانی عطا فرمود که ندای ساعتِ داوری را اعلام کردند.» Early Writings, 74.

آنان «دائمی» را خدمتِ مسیح در قدس او می‌شناسند؛ ازاین‌رو، «قربانیِ دائمی» این مفهوم را تأیید می‌کند که «دائمی» همان کارِ قربانیِ مسیح در قدس آسمانی است. اما الهام تصریح می‌کند که واژهٔ «قربانی» «به متن تعلق ندارد».

جب افرائیم کے مے خوار لوگ “روزانہ” کو مسیح کی مقدِس میں خدمت کے طور پر پہچانتے ہیں، تو پھر آیت یوں پڑھے گی: “اور اُس کے وسیلہ سے” (پاپائی روم) “روزانہ موقوف کر دیا گیا،” یا یوں پڑھے گی: “پاپائی اقتدار کے ذریعہ، مسیح کی مقدِس کی خدمت چھین لی گئی۔” وہ درحقیقت اسی جھوٹ کی تعلیم دیتے ہیں۔ وہ اصرار کرتے ہیں کہ پاپائی حکومت کی تاریکی کے ذریعے مسیح کی مقدِس کی خدمت کی حقیقی سمجھ لوگوں کے ذہنوں سے دور کر دی گئی۔

بااین‌حال، واژه‌ای که به «برداشتن» ترجمه شده است، به معنای حذف کردن نیست؛ بلکه به معنای برافراشتن و متعالی ساختن است. اگر متخصصانِ مدعیِ زبان‌های کتاب‌مقدسی، معنای واژهٔ عبریِ «rum» را به‌درستی بر این عبارت اِعمال می‌کردند، ترجمهٔ آنان می‌بایست چنین می‌بود: «به‌واسطهٔ قدرت پاپی، خدمتِ قدسگاهیِ مسیح برافراشته و متعالی گردید.» پاپیّت چه زمانی هرگز مسیح را برافراشت و متعالی ساخت؟

آنان می‌کوشند تعریف واژۀ عبری «sur» را بر واژۀ عبری «rum» تحمیل کنند. دانیال در دو آیۀ دیگر، واژۀ «sur» را که به معنای برداشتن یا زائل کردن است، در ارتباط با «قربانیِ دائمی» به‌کار می‌برد؛ اما در آیۀ یازدهم، دانیال واژۀ «rum» را برگزید که به معنای برافراشتن و تمجید کردن است. نه‌تنها مجموعۀ افسانه‌پردازی‌ها دربارۀ این آیه، به سبب تحریف معنای واژه‌ای که «take away» ترجمه شده، حماقت است، بلکه هرگز زمانی وجود نداشته است که خدمت مسیح در قدس به هیچ وجه از انسان‌ها سلب شده باشد.

لیکن یہ شخص، چونکہ ہمیشہ قائم رہتا ہے، ایک اٹل کہانت رکھتا ہے۔ پس وہ اُنہیں بھی جو اُس کے وسیلہ سے خدا کے پاس آتے ہیں، کامل طور پر نجات دینے پر قادر ہے، کیونکہ وہ ہمیشہ زندہ ہے تاکہ اُن کی شفاعت کرے۔ عبرانیوں 7:24، 25۔

این ادعا که الهی‌دانان ادونتیست، در تلاشی برای سرپا نگه‌داشتن تطبیق نادرست خود از این آیه، مطرح می‌کنند که دوره‌ای از زمان وجود داشته است که در آن پاپیّت نوعی قدرت اعمال می‌کرد تا شفاعتِ مسیح را در قُدس او از میان بردارد، absurd است!

لیکن الٰہیات کے علما یہ تعلیم نہیں دیتے کہ یہ آیت اس امر کی نشاندہی کرتی ہے کہ پاپائیت نے مسیح کی مقدِس گاہ کی خدمت کو بلند اور سرفراز کیا۔ وہ دانی ایل کے الفاظ کے مفہوم اور ایلن وائٹ کی الہامی نصیحت سے گریز کرتے ہیں، تاکہ دانی ایل کے کلمات کی گواہی کے باوجود وہی تعلیم دیں جو وہ خود دینا چاہتے ہیں۔

بلکه خویشتن را تا به رئیسِ لشکر نیز بزرگ نمود، و قربانیِ دائمی به‌واسطهٔ او برداشته شد، و جایگاهِ مقدس او سرنگون گردید. دانیال ۸:۱۱.

الٰہیات کے علما یہ تعلیم دیتے ہیں کہ اس آیت کا مطلب یہ ہے کہ ’’پاپائی اقتدار کے ذریعے مسیح کی مقدِس خدمتی منادی کو موقوف کر دیا گیا،‘‘ اور انسانوں کے اذہان سے مسیح کی مقدِس خدمتی خدمت کے ہٹا دیے جانے کی تائید اس حقیقت سے ہوتی ہے کہ اس ہٹائے جانے کے ساتھ ساتھ مسیح کے ’’مقدِس کی جگہ ڈھا دی گئی۔‘‘ خدا کے کلام میں ایک بھی ایسی آیت نہیں جو آسمانی مقدِس کو—جہاں مسیح اپنی شفاعت انجام دیتا ہے—کبھی ڈھایا گیا قرار دے۔ نہ ہی کوئی ایسا بائبلی مقام ہے جو خود آسمان کو، جو ’’اس کے مقدِس کی جگہ‘‘ ہے، کبھی ڈھایا گیا بتاتا ہو۔ ایک بار پھر، الٰہیات کے علما اپنے آپ کو نبی دانی ایل سے بالا رکھتے ہیں، کیونکہ وہ اصرار کرتے ہیں کہ آیت میں ’’اس کے مقدِس کی جگہ‘‘ سے مراد خدا کا مقدِس ہے، باوجود اس کے کہ دانی ایل براہِ راست اس تصور کے برعکس تعلیم دیتا ہے۔

مفروضہ ماہرینِ زبانِ عبرانی اصرار کرتے ہیں کہ اس آیت میں عبرانی لفظ “rum” کو عبرانی لفظ “sur” کے مفہوم کے ساتھ سمجھا جائے۔ وہ یہ بھی اصرار کرتے ہیں کہ عبرانی لفظ “miqdash” کو عبرانی لفظ “qodesh” کے معنی میں سمجھا جائے۔ کتابِ دانی ایل میں “miqdash” اور “qodash” دونوں کا ترجمہ محض “مقدِس” کیا گیا ہے، تاہم ان کے معانی مختلف ہیں۔ “Miqdash” کسی بھی مقدِس کو ظاہر کرتا ہے، خواہ وہ خدا کا مقدِس ہو یا کسی مشرکانہ مذہب کا مقدِس۔ یہ مقدِس کے لیے عام لفظ ہے، لیکن “qodesh” بائبل میں صرف خدا کے مقدِس کے لیے استعمال ہوتا ہے۔

دانیال تفاوت میان قدسگاهی بت‌پرستانه و قدسگاه خدا را می‌دانست. اگر دانیال می‌خواست قدسگاهی بت‌پرستانه را مشخص کند، از واژهٔ «miqdash» استفاده می‌کرد. برای من شگفت‌آور است که به‌اصطلاح کارشناسان زبان عبری هرگز به این واقعیت نمی‌پردازند که دانیال در چهار آیهٔ پیاپی، هر دو واژه را سه بار به کار می‌برد. کاربرد دانیال از این دو واژهٔ عبری، که هر دو به «قدسگاه» ترجمه شده‌اند، معنایی را که دانیال قصد داشت فهمیده شود، تعریف می‌کند.

بلى، قد تعظَّم حتى إلى رئيس الجند، وبواسطته أُبطلت المحرقة الدائمة، وطُرح مكان مقدسه. وأُعطي له جندٌ على المحرقة الدائمة بسبب المعصية، فطرح الحق إلى الأرض، وفعل ونجح. ثم سمعتُ قدوسًا واحدًا يتكلم، فقال قدوسٌ آخر لذاك القدوس المتكلم: إلى متى تكون الرؤيا من جهة المحرقة الدائمة، ومعصية الخراب، لبذل المقدس والجند كليهما للدوس؟ فقال لي: إلى ألفين وثلاثمئة يوم؛ فعندئذٍ يتطهر المقدس. دانيال 8:11–14.

در همان عبارتی که اساس ادونتیسم را در بر می‌گیرد، دانیال از دو واژۀ متفاوت عبری استفاده می‌کند که هر دو به «مقدس» ترجمه شده‌اند. در آیات سیزده و چهارده، دانیال واژۀ عبریِ «مقدس» را برگزید که در کتاب‌مقدس تنها برای اشاره به مقدسِ خدا به کار می‌رود؛ اما در آیۀ یازده، دانیال از واژۀ عبریِ عام یا کلی استفاده کرد که می‌تواند به مقدسِ خدا اشاره داشته باشد، یا می‌تواند به یک مقدسِ بت‌پرستانه دلالت کند.

اگر دانیال می‌خواست «مقدس» را در آیهٔ یازده به‌عنوان مقدسِ خدا معرفی کند، همان واژهٔ عبری را به کار می‌برد که در سه آیهٔ بعد، دو بار از آن استفاده کرده است. کاملاً روشن است که دانیال میان یک مقدسِ بت‌پرستانه در آیهٔ یازده و مقدسِ خدا در آیات سیزده و چهارده تمایز قائل بوده است! اما مستانِ افرایم استدلال می‌کنند که «جایگاهِ مقدسِ او» که در آیهٔ یازده «سرنگون شد»، جایگاهِ مقدسِ خدا بوده است، هرچند از به‌کار بردن واژهٔ «جایگاه» پرهیز می‌کنند.

آنان تعلیم می‌دهند که پاپیّت خدمت شفاعتِ مسیح را از میان برداشت و حقیقتِ قُدسِ آسمانی را به زیر افکند. امّا دانیال به‌روشنی بیان کرده بود که «قُدس» در آیهٔ یازدهم، نه قُدسِ خدا، بلکه قُدسی بت‌پرستانه بود. دانیال همچنین به همان اندازه روشن ساخته بود که آنچه به زیر افکنده شد، خودِ «قُدس» نبود، بلکه «جایگاهِ» قُدسِ او بود.

با امتناع از اذعان به نوسانِ جنسیتیِ هدفمندِ آیات نهم تا دوازدهم، الهی‌دانانِ معاصر تعریفی را از «دائمی» پذیرفتند که منشأ آن در پروتستانتیسمِ مرتد بود، و آغاز کردند به بنا نهادنِ بنیادی بر ریگِ حدسِ انسانی، سنّت و عرف. هنگامی که به آیهٔ یازدهم می‌رسند، حتی رهنمودِ الهام‌شدهٔ خواهر وایت را نیز که تصدیق می‌کرد فهمِ میلر از «دائمی» به‌منزلهٔ بت‌پرستی درست بوده است رد می‌کنند، و شروع می‌کنند به به‌کار گرفتنِ هنرِ گمراه‌سازی و حدس و گمان تا دلبستگیِ خود به الهیاتِ کاتولیکی و پروتستانی را دفاع کنند.

ایشان در آن آیه، رومِ مشرک را به رومِ پاپی بدل می‌سازند، و معنای «برداشتن» را بر واژه‌ای تحمیل می‌کنند که معنی آن «برافراشتن و exalt نمودن» است. آنان نماد شیطانیِ «قربانیِ دائمی» را نمادی الهی تعریف می‌کنند، و سپس اصرار می‌ورزند که معبدی مشرکانه، معبد خداست، در حالی که از اشارهٔ مستقیم به «مکان»ِ مقدِس اجتناب می‌کنند. و «نادانان» (چنان‌که اشعیا آنان را معرفی می‌کند) که تنها در صورتی خواهند فهمید که «عالمان» به آنان بگویند چنین است، این خوانِ افسانه‌ها را می‌پذیرند تا به هلاکت خویش گرفتار آیند.

ما در مقالهٔ بعدی به بررسیِ ادامهٔ افزایشِ معرفتی که در رؤیای میلر به صورتِ جواهرات به تصویر کشیده شده است، خواهیم پرداخت.

«رسول پولُس ما را هشدار می‌دهد که “بعضی از ایمان برگشته، به ارواحِ گمراه‌کننده و تعالیمِ شیاطین گوش خواهند سپرد.” این همان چیزی است که باید انتظارش را داشته باشیم. بزرگ‌ترین آزمایش‌های ما از جانبِ آن گروه خواهد آمد که زمانی از حقیقت دفاع می‌کردند، اما از آن روی برمی‌گردانند و آن را با نفرت و استهزا زیر پای خود لگدمال می‌کنند. خدا برای خادمانِ وفادارِ خود کاری دارد تا انجام دهند. حملاتِ دشمن باید با حقیقتِ کلامِ او پاسخ داده شود. باطل باید بی‌نقاب گردد، ماهیتِ واقعیِ آن باید آشکار شود، و نورِ شریعتِ یَهُوَه باید در تاریکیِ اخلاقیِ جهان بتابد. ما باید مطالباتِ کلامِ او را اعلام کنیم. اگر از این وظیفهٔ خطیر غفلت ورزیم، بی‌گناه شمرده نخواهیم شد. اما در حالی که در دفاع از حقیقت می‌ایستیم، نباید در دفاع از خود بایستیم و چون فراخوانده شده‌ایم که ملامت و بدفهمی را تحمل کنیم، هیاهوی بسیار برپا سازیم. بر خویشتن ترحم نکنیم، بلکه نسبت به شریعتِ حضرتِ اعلی بسیار غیور باشیم.»

رسول می‌گوید: «زمانی خواهد آمد که مردم تعلیم صحیح را تحمّل نخواهند کرد؛ بلکه مطابق شهوات خویش، برای خود معلّمان گرد خواهند آورد، زیرا گوش‌هایشان خارش دارد؛ و گوش‌های خود را از حقیقت برخواهند گردانید و به سوی افسانه‌ها منحرف خواهند شد.» از هر سو می‌بینیم که مردم به‌آسانی اسیر خیالات فریبندهٔ کسانی می‌شوند که کلام خدا را باطل می‌شمارند؛ امّا هنگامی که حقیقت در برابر آنان قرار داده می‌شود، از بی‌صبری و خشم آکنده می‌گردند. امّا اندرز رسول به خادم خدا این است: «تو در همه‌چیز هشیار باش، سختی‌ها را تحمّل کن، کار مبشّر را انجام بده، خدمت خود را به‌کمال به انجام رسان.» در روزگار او نیز برخی، آرمان خداوند را ترک کردند. او می‌نویسد: «دیماس مرا ترک گفته است، زیرا این جهان حاضر را دوست داشته»؛ و باز می‌گوید: «اسکندر مسگر به من شرارت بسیار رسانید: خداوند او را برحسب اعمالش جزا دهد: تو نیز از او برحذر باش، زیرا او با سخنان ما بسیار مقاومت کرده است.»

«انبیاء اور رسولوں نے مخالفت اور ملامت کی یکساں آزمائشوں کا سامنا کیا، اور حتیٰ کہ خدا کا بے عیب برّہ بھی ہر بات میں ہماری مانند آزمایا گیا۔ اُس نے گنہگاروں کی طرف سے اپنے خلاف مخالفت برداشت کی۔»

«هر هشدارِ مربوط به این زمان باید امینانه ابلاغ شود؛ اما “بندهٔ خداوند نباید ستیزه‌جو باشد، بلکه با همگان ملایم، آمادهٔ تعلیم، بردبار؛ و با فروتنی کسانی را که با خود مخالفت می‌ورزند، تأدیب کند.” ما باید کلام خدای خود را با دقت نگاه داریم، مبادا به‌واسطهٔ عملکردهای فریبندهٔ کسانی که ایمان را ترک گفته‌اند، آلوده شویم. ما باید در برابر روح و نفوذ آنان با همان سلاحی مقاومت کنیم که سرور ما هنگامی که از سوی رئیس تاریکی مورد هجوم قرار گرفت به کار برد، یعنی: «مکتوب است.» ما باید بیاموزیم که چگونه از کلام خدا به‌مهارت استفاده کنیم. اندرز این است: «جدّ و جهد کن تا خویشتن را مقبولِ خدا ظاهر سازی، کارگری که از چیزی شرمنده نباشد و کلامِ حق را به‌درستی تقسیم کند.» برای مقابله با خطای پیچاپیچِ معلّمانِ دروغین و فریبندگان، باید کوششِ مجدّانه و دعای پرشور و ایمان وجود داشته باشد؛ زیرا «در ایام آخر، زمان‌های سخت فرا خواهد رسید. زیرا مردمْ خویشتن‌دوست، زرپرست، لاف‌زن، متکبّر، کفرگو، نافرمانِ والدین، ناسپاس، ناپاک، بی‌عاطفه، پیمان‌شکن، افترازن، بی‌مهار، خشن، دشمنِ نیکان، خائن، بی‌پروا، خودپسند، عشرت‌دوست و نه خدادوست خواهند بود؛ صورتی از دینداری خواهند داشت، اما قوّت آن را انکار خواهند کرد؛ از چنین کسان روی بگردان.» این سخنان، خصلتِ مردانی را ترسیم می‌کند که خادمان خدا ناگزیر خواهند بود با آنان روبه‌رو شوند. «افترازنان» و «دشمنانِ نیکان» به کسانی حمله خواهند کرد که در این عصرِ فاسد، نسبت به خدای خود وفادارند. اما سفیرِ آسمان باید همان روحی را ظاهر سازد که در سرور تجلّی یافت. او باید در فروتنی و محبت، برای نجات انسان‌ها کار کند.»

«Պողոսը շարունակում է խոսել Աստծո գործին հակառակվողների մասին՝ նրանց համեմատելով այն մարդկանց հետ, որոնք պատերազմեցին հավատարիմների դեմ հին Իսրայելի ժամանակներում։ Նա ասում է. «Եվ ինչպես Յաննեսն ու Յամբրեսը հակառակ կանգնեցին Մովսեսին, այնպես էլ սրանք են դիմադրում ճշմարտությանը՝ ապականված միտք ունեցող մարդիկ, հավատքի նկատմամբ անարժան։ Բայց նրանք այլևս առաջ չեն գնա, որովհետև նրանց անմտությունը կհայտնվի բոլոր մարդկանց, ինչպես և այն մարդկանցը հայտնվեց»։ Մենք գիտենք, որ գալիս է այն ժամանակը, երբ Աստծո դեմ պատերազմելու անմտությունը պիտի բացահայտվի։ Մենք կարող ենք մեզ թույլ տալ սպասել հանդարտ համբերությամբ և վստահությամբ, որքան էլ որ զրպարտված և արհամարհված լինենք. որովհետև «գաղտնի ոչինչ չկա, որ հայտնի չդառնա», և նրանք, ովքեր պատվում են Աստծուն, պիտի պատվվեն Նրանից մարդկանց և հրեշտակների առաջ։ Մենք պետք է մասնակից լինենք բարենորոգիչների չարչարանքներին։ Գրված է. «Քեզ նախատողների նախատինքները ինձ վրա ընկան»։ Քրիստոսը հասկանում է մեր վիշտը։ Մեզնից ոչ մեկը կոչված չէ միայնակ կրել խաչը։ Գողգոթայի Չարչարանքի Մարդը զգում է մեր վշտերի ցավը, և քանի որ Ինքը փորձվելով չարչարվեց, կարող է նաև օգնել նրանց, ովքեր Նրա համար գտնվում են վշտի և փորձության մեջ։ «Այո՛, և բոլոր նրանք, որ կամենում են աստվածապաշտ ապրել Քրիստոս Հիսուսով, հալածանք պիտի կրեն։ Բայց չար մարդիկ և խաբեբաները ավելի ու ավելի կվատթարանան՝ մոլորեցնելով և մոլորվելով։ Իսկ դու մնա այն բաների մեջ, որոնք սովորել ես»։ Review and Herald, January 10, 1888.»