درست پیش از بسته‌شدنِ زمانِ امتحان، آخرین رازِ نبوی به‌وسیلهٔ شیرِ سبطِ یهودا گشوده می‌شود، و این حکیمان‌اند که افزایشِ معرفتی را که از آن گشوده‌شدن پدید می‌آید، درمی‌یابند. دو شاهد در مکاشفه بر بخشی از آنچه در آن زمان گشوده می‌شود، نوری می‌افکنند.

اینجا حکمت است. هر که فهم دارد، عدد وحش را بشمارد؛ زیرا که آن عددِ انسانی است؛ و عدد او ششصد و شصت و شش است. … و در اینجاست ذهنی که حکمت دارد. آن هفت سر، هفت کوه‌اند که زن بر آنها نشسته است. مکاشفه 13:18، 17:9.

«آخرین قدرتی که قرار است علیه کلیسا و شریعت خدا جنگ کند و با حیوانی دارای شاخ‌هایی همچون برّه نمادپردازی شده بود»، ایالات متحده است. این، ششمین مملکتِ نبوتِ کتاب‌مقدّس است، و ساختارِ مملکت آن همان ساختار (صورت) پنجمین مملکتِ نبوتِ کتاب‌مقدّس است. این کشور به مملکتی بدل می‌شود که در آن کلیسا بر دولت حکومت می‌کند، و سپس سراسر زمین را وادار می‌سازد که همان ترتیب را بپذیرد. پیوندِ کلیسا و دولت در ایالات متحده، با قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، به‌طور کامل تحقق می‌یابد.

«تصویرِ حیوان» نمایانگر آن صورتِ پروتستانیسمِ مرتد است که هنگامی پدید خواهد آمد که کلیساهای پروتستان برای اجرای اجباریِ اصولِ اعتقادیِ خود در پیِ یاریِ قدرتِ مدنی برآیند. «نشانِ حیوان» هنوز باقی است تا تعریف شود. جدال عظیم، 445.

تصویرِ درندہ اور درندہ کا نشان دو مختلف علامات ہیں، تاہم اتوار کے قانون ہی پر درندہ کی تصویر اپنی کامل ترقی کو پہنچتی ہے۔

اعمالِ یکشنبه‌نگه‌داری از سوی کلیساهای پروتستان، اعمالِ پرستشِ پاپیّت است—یعنیِ وحش. آنان که با درکِ مطالباتِ فرمانِ چهارم، برمی‌گزینند که به جای سَبَتِ حقیقی، سَبَتِ کاذب را نگاه دارند، بدین‌سان به آن قدرتی ادایِ حرمت می‌کنند که تنها به‌واسطهٔ آن این امر فرمان داده شده است. اما کلیساها، درست در همان عملِ تحمیلِ یک تکلیفِ دینی به‌وسیلهٔ قدرتِ مدنی، خود برای وحش تمثالی خواهند ساخت؛ ازاین‌رو، اعمالِ یکشنبه‌نگه‌داری در ایالات متحده، اعمالِ پرستشِ وحش و تمثالِ او خواهد بود.» جدال عظیم، ۴۴۸، ۴۴۹.

در هنگام قانون یکشنبه، قانون اساسی ایالات متحده به‌طور کامل سرنگون می‌شود و آن ملت به‌تمامی از پارسایی جدا می‌گردد. سپس، تحت سلطهٔ کامل شیطان، ایالات متحده جهان را وادار می‌سازد تا همان نظام کلیسا و دولت را که به‌تازگی در ایالات متحده برقرار شده است، بپذیرد. حکومت جهانی، سازمان ملل متحد است و کلیسای روم، همان کلیسایی است که بر این رابطه حکم می‌راند.

«دنیا از طوفان و جنگ و نزاع آکنده است. با این حال، مردم زیر یک سر—قدرت پاپی—برای مخالفت با خدا در شخصِ شاهدانِ او متحد خواهند شد.» شهادت‌ها، جلد ۷، ۱۸۲.

وہ کلیسیا اور ریاست کا نظام جو نبوت میں حیوان کی تصویر کے طور پر پیش کیا گیا ہے، اژدہا، حیوان اور جھوٹے نبی کے سہ فریقی اتحاد کی صورت بھی ہے۔ مکاشفہ سترہ کے دس بادشاہ، جو ساتواں سر ہیں، اژدہائی قوت کی نمائندگی کرتے ہیں۔

«پادشاهان و حاکمان و فرمانداران، نشانِ ضدّمسیح را بر خویشتن نهاده‌اند، و به‌صورت اژدهایی به تصویر کشیده شده‌اند که می‌رود تا با مقدّسان جنگ کند—با آنان که احکام خدا را نگاه می‌دارند و ایمانِ عیسی را دارند.» Testimonies to Ministers, 38.

«ده پادشاه» نمایانگر سازمان ملل متحد هستند که دین آن روح‌گرایی است؛ و دین نبیِ کاذب، پروتستانتیسمِ مرتد است؛ و دین وحش، کاتولیسیسم است که در حقیقت چیزی جز روح‌گراییِ پوشیده در جامهٔ اقرار به مسیحیت نیست.

«به‌موجب فرمانی که تأسیس پاپیّت را برخلاف شریعت خدا به اجرا گذارد، ملت ما خود را به‌طور کامل از عدالت جدا خواهد ساخت. هنگامی که پروتستانتیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت روم را بفشارد، هنگامی که از فراز این ورطه دست دراز کند تا با روح‌گرایی دست دهد، هنگامی که، تحت تأثیر این اتحاد سه‌گانه، کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را به‌عنوان حکومتی پروتستان و جمهوری‌خواه مردود شمارد و برای گسترش دروغ‌ها و فریب‌های پاپی زمینه فراهم سازد، آنگاه خواهیم دانست که زمان عمل شگفت‌انگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» شهادت‌ها، جلد ۵، ۴۵۱.

در هنگام قانون یکشنبه، اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب به انجام می‌رسد. ایالات متحده سپس جهان را وادار می‌سازد که حکومتِ تک‌جهانیِ سازمان ملل متحد را بپذیرد، زیرا در پیِ قانون یکشنبه، جهان در بحرانی عظیم افکنده می‌شود، آنگاه که اسلام به سببِ تحمیلِ پرستشِ خورشید، داوری را بر ایالات متحده جاری می‌سازد. سپس شیطان ظاهر می‌شود تا خود را به جای مسیح بنمایاند، و همان‌گونه که ایالات متحده جهان را مجبور می‌سازد که ترکیبِ تک‌جهانیِ کلیسا و دولت را بپذیرد، همچنین جهان را وامی‌دارد که یکشنبه را به‌عنوان روزِ استراحت بپذیرد. همان فرایندِ آزمون که در ایالات متحده واقع شده است، آنگاه بر سراسر جهان نیز وارد می‌شود.

«اقوامِ غیر امریکہ کی مثال کی پیروی کریں گی۔ اگرچہ وہ پیش قدمی کرتی ہے، تاہم یہی بحران دنیا کے ہر حصے میں ہماری قوم پر بھی آ پڑے گا۔» Testimonies, volume 6, 395.

اصلِ این‌که ارتدادِ ملّی در پیِ خود ویرانیِ ملّی را به همراه می‌آورد، بر هر کشور هنگامی واقع می‌شود که روزِ خورشید را به‌عنوان روزِ عبادت بپذیرد. بحرانِ فزاینده همان «یک ساعت» است که در آن ده پادشاه با پاپ، «مردِ گناه»، سلطنت می‌کنند. آنان موافقت کردند که پادشاهیِ هفتمِ خود را به اقتدارِ پاپی بسپارند، زیرا به این باور هدایت می‌شوند که اقتدارِ اخلاقیِ پاپیّت برای یکپارچه ساختنِ جهان در برابر جنگِ فزاینده با اسلام ضروری است. در سال ۱۷۹۸، سازمانِ مللِ متحد هنوز وارد صحنهٔ تاریخ نشده بود.

اور وہ دس سینگ جو تُو نے دیکھے، دس بادشاہ ہیں، جنہوں نے ابھی تک بادشاہی نہیں پائی؛ لیکن وہ درندہ کے ساتھ ایک گھڑی کے لیے بادشاہوں کی مانند اختیار پاتے ہیں۔ یہ ایک ہی رائے رکھتے ہیں، اور اپنی قدرت اور اختیار درندہ کو دے دیتے ہیں۔ یہ برّہ کے ساتھ جنگ کریں گے، اور برّہ اُن پر غالب آئے گا، کیونکہ وہ ربّ الارباب اور بادشاہوں کا بادشاہ ہے؛ اور جو اُس کے ساتھ ہیں وہ بلائے ہوئے، برگزیدہ، اور وفادار ہیں۔ مکاشفہ 17:12–14۔

همان‌گونه که همواره در مورد پاپ چنین بوده است، پادشاهان قدرت لازم را برای پاپیّت فراهم خواهند کرد تا آزار و جفا را بر ضدّ قوم خدا به اجرا درآورد، و این ده پادشاه‌اند که با برّه جنگ می‌کنند، امّا این کار را به تحریکِ «مردِ گناه» انجام می‌دهند. «مردِ گناه» همان «مردی» نیز هست که هفت کلیسا در فصل چهارمِ کتاب اشعیا به او تمسّک می‌جویند.

و در آن روز، هفت زن به یک مرد چنگ خواهند زد و خواهند گفت: «نانِ خود را خواهیم خورد و جامهٔ خود را خواهیم پوشید؛ فقط بگذار به نام تو خوانده شویم تا ننگِ ما برداشته شود.» در آن روز، شاخهٔ خداوند زیبا و جلال‌آفرین خواهد بود، و ثمرهٔ زمین برای بازماندگانِ اسرائیل نیکو و دلپسند خواهد بود. اشعیا ۴:۱، ۲

“سات عورتیں” اس بات کی نمائندگی کرتی ہیں کہ پاپائیت (گناہ کا آدمی) زمین کی تمام کلیسیاؤں پر اختیار رکھتی ہے، جس طرح وہ تمام اقوام پر بھی اختیار رکھتی ہے۔ جس “ملامت” سے کلیسیائیں بچنا چاہتی ہیں، وہ اتوار کے دن عبادت کرنے کے مطالبہ کو رد کرنے کی “ملامت” ہے۔ وفادار سبت ماننے والے اپنی وفاداری کے سبب ایذا دیے جائیں گے، اور اسلام بھی سورج کے دن کو ماننے سے انکار کرے گا۔ وہ معاہدہ جو ریاست ہائے متحدہ پاپائیت اور اقوامِ متحدہ کے درمیان ترتیب دیتی ہے، یہ ہے کہ گناہ کے آدمی کی اخلاقی اتھارٹی ہی وہ چیز ہے جو دنیا کو اسلام کے خلاف جنگ کو قبول کرنے کی طرف لے جانے کے لیے درکار ہے تاکہ زمین پر امن قائم کیا جا سکے۔

لیکن اَوقات اور زمانوں کے بارے میں، اے بھائیو، تمہیں اِس کی کچھ حاجت نہیں کہ میں تمہیں لکھوں۔ کیونکہ تم خود بخوبی جانتے ہو کہ خداوند کا دن اِسی طرح آتا ہے جیسے رات کو چور۔ کیونکہ جب وہ کہیں گے، سلامتی اور اَمن ہے؛ تو اُس وقت ناگہانی ہلاکت اُن پر آ پڑے گی، جیسے دردِ زہ حاملہ عورت کو؛ اور وہ ہرگز نہ بچیں گے۔ لیکن اے بھائیو، تم تاریکی میں نہیں ہو کہ وہ دن تم پر چور کی مانند آ پڑے۔ تم سب نور کے فرزند ہو اور دن کے فرزند: ہم نہ رات کے ہیں نہ تاریکی کے۔ 1 تھسلنیکیوں 5:1–5۔

پیام «صلح و امان» در نبوت کتاب‌مقدس، که همواره به‌عنوان پیامی کاذب تصویر می‌شود، تنها در دوره‌ای از زمان منطقی است که در آن صلح و امان وجود نداشته باشد. هنگامی که صلح و امان برقرار است، هیچ دلیلی برای عرضهٔ پیام «صلح و امان» وجود ندارد. اسلام هرگونه صلح و امان را از میان برمی‌دارد. «هلاکت ناگهانی»ِ مرتبط با آن پیام کاذب، هلاکتی است که شدت می‌گیرد، زیرا همچون «زنی» در «درد زایمان» است. نخستین دردِ زایمانِ وایِ سوم، ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود.

در خطوط نبویِ ایلیا و یحیای تعمیددهنده، فریبِ قدرتِ پاپی به تصویر کشیده شده است. هنگامی که اخاب به سامره بازگشت تا به ایزابل اطلاع دهد که خدای ایلیا خدای حقیقی است، زیرا از آسمان آتش فرو فرستاده بود، آنگاه اخاب دریافت که ایزابل دربارهٔ نفرتش نسبت به ایلیا او را فریب داده است. همین نفرت و فریب نیز آنگاه به تصویر کشیده شد که هیرودیس در جشنِ زادروزش به سالومه وعدهٔ نیمی از پادشاهی خود را داد. سالومه دخترِ هیرودیا بود؛ ازاین‌رو هیرودیس اژدها بود، هیرودیا پاپیت بود، و سالومه نبیِ کاذب بود.

در این حکایت، قدرت فریبندۀ رقص سالومه به کار گرفته شد تا هیرودیس (ده پادشاه) را برانگیزد که نیمی از پادشاهی خود را به کلیسایی (زنی) واگذارد. آن زن (سالومه) تحت هدایت مادر خود (کاتولیسیسم) بود، و هیرودیس بسیار دیر دریافت که نگرش هیرودیا نسبت به یوحنا همان بود که ایزابل نسبت به ایلیا داشت. در هر دو مورد، نگاه‌داران سَبَّت باید بمیرند.

اسلام به‌تدریج، اما با شتاب، صلح و امنیت را از سیارهٔ زمین می‌زداید و بدین‌سان بشر را علیه اسلام متحد می‌سازد. جنگ‌افروزیِ به‌سرعت فزایندهٔ اسلام، مبیّنِ همان استدلالی است که برای برپا ساختنِ تصویرِ جهانیِ وحش در ایام آخر به کار گرفته می‌شود. فریبی که بر جهان (ده پادشاه) آورده می‌شود، به‌وسیلهٔ ایالات متحده (سالومه) آورده می‌شود، و جهان را به این باور می‌کشاند که باید علیه اسلام متحد شوند؛ اما بسیار دیر درمی‌یابند که آن ترتیب جز نیرنگی نبود تا برای آزارِ نگاه‌دارانِ سَبَت به کار رود. این فریب بخشی از علتِ آن است که ده پادشاه از فاحشه نفرت دارند، هرچند هنگامی که تحت فشار بودند، موافقت کردند که پادشاهیِ هفتمِ خود را به او بسپارند.

و آن ده شاخی که بر آن وحش دیدی، از فاحشه نفرت خواهند داشت، و او را ویران و عریان خواهند ساخت، و گوشتش را خواهند خورد، و او را به آتش خواهند سوزانید. زیرا خدا در دل‌های ایشان نهاده است که ارادهٔ او را به‌جا آورند، و هم‌داستان شوند، و پادشاهیِ خود را به آن وحش بسپارند، تا کلام‌های خدا به انجام رسد. مکاشفه 17:16، 17.

گلوبالیست‌های سازمان ملل متحد صرفاً «پادشاهان» زمین نیستند، بلکه به‌عنوان «تاجران» نیز به تصویر کشیده شده‌اند؛ از این‌رو، گلوبالیست‌ها از قدرت‌های سیاسی و اقتصادی تشکیل می‌شوند. دلیل آن‌که فرشته‌ای که رؤیای مکاشفهٔ هفده و هجده را برای یوحنا آورد، این بود که داوریِ فاحشهٔ عظیمِ صور را به یوحنا نشان دهد. هر دو دستهٔ گلوبالیست‌ها بر مرگ پاپیت سوگواری می‌کنند.

ازاین‌رو بلاهای او در یک روز خواهد آمد: مرگ و ماتم و قحطی؛ و او به‌کلی به آتش سوخته خواهد شد، زیرا نیرومند است خداوندْ خدا که او را داوری می‌کند. و پادشاهان زمین، که با او زنا کرده و در عیش و عشرت با او زیسته‌اند، چون دود سوختن او را ببینند، برای او خواهند گریست و نوحه خواهند کرد؛ و از بیم عذاب او دور ایستاده، خواهند گفت: وای، وای بر آن شهر عظیم، بابل، آن شهر زورآور! زیرا داوری تو در یک ساعت فرارسید. و بازرگانان زمین بر او خواهند گریست و ماتم خواهند گرفت، زیرا دیگر هیچ‌کس کالاهای ایشان را نمی‌خرد. مکاشفه 18:8–11.

تاجران و پادشاهان هر دو از دور می‌ایستند و فریاد می‌زنند: «وای، وای.» واژۀ «alas» در زبان یونانی، در باب هشتم مکاشفه، به «وای» ترجمه شده است.

و دیدم و شنیدم فرشته‌ای را که در میان آسمان پرواز می‌کرد و به آواز بلند می‌گفت: وای، وای، وای بر ساکنان زمین، از سبب دیگر صداهای کرناهای آن سه فرشته‌ای که هنوز باید بنوازند! مکاشفه ۸:۱۳.

سه وای نمایانگر شیپورهای پنجم، ششم و هفتم‌اند، و نمادهای اسلام هستند. پادشاهان، بازرگانان و ناخدایان کشتی همگی در باب هجدهم سه بار فریاد برمی‌آورند: «وای، وای».

و پادشاهانِ زمین که با او زنا کرده و با او به عیش و تنعّم زیسته‌اند، چون دودِ سوختنِ او را ببینند، بر او خواهند گریست و برایش نوحه خواهند کرد؛ و از بیمِ عذابِ او دور ایستاده، خواهند گفت: وای، وای، بر آن شهرِ عظیمِ بابل، آن شهرِ نیرومند! زیرا در یک ساعت، داوریِ تو فرارسید. … بازرگانانِ این چیزها، که از او دولتمند شده بودند، از بیمِ عذابِ او دور خواهند ایستاد، در حالی که می‌گریند و ماتم می‌کنند، و می‌گویند: وای، وای، بر آن شهرِ عظیم، که به کتانِ لطیف و ارغوان و قرمزِ روشن ملبّس بود، و به طلا و سنگ‌های گرانبها و مرواریدها آراسته شده بود! زیرا در یک ساعت، این همه ثروت به نیستی گرایید. و هر ناخدا، و همهٔ مسافرانِ کشتی‌ها، و ملّاحان، و هر که به دریا تجارت می‌کند، دور ایستادند، و چون دودِ سوختنِ او را دیدند، فریاد برآوردند و گفتند: کدام شهر همانندِ این شهرِ عظیم است؟ و خاک بر سرِ خود ریختند و در حالی که می‌گریستند و ماتم می‌کردند، فریاد زده، گفتند: وای، وای، بر آن شهرِ عظیم، که به سببِ نفاستِ آن، همهٔ آنان که در دریا کشتی داشتند، دولتمند شدند! زیرا در یک ساعت، ویران گردید. مکاشفه 18:9-10، 15–19.

وہ “گھنٹہ” جس میں پاپائیت پر عدالت پوری کی جاتی ہے، مکاشفہ گیارہ کا وہی “گھنٹہ” ہے، یعنی “بڑے زلزلے کا گھنٹہ”، اور یہ اتوار کے قانون کی اُس مدت کی نمائندگی کرتا ہے جو ریاستہائے متحدہ میں اتوار کے قانون کے نفاذ سے شروع ہوتی ہے اور اُس وقت تک جاری رہتی ہے جب تک میکائیل کھڑا نہ ہو اور انسانی مہلتِ آزمائش ختم نہ ہو جائے۔ وہ عالمگیر قوتیں جنہوں نے کسبی سے نفرت کی، لیکن پھر بھی ایک گھڑی کے لیے اپنی بادشاہی اُسے دینے پر متفق ہوئیں، نہ صرف “ہائے، ہائے” (افسوس، افسوس) تین بار دہراتی ہیں، بلکہ یہ سوال بھی کرتی ہیں: “اس بڑے شہر کی مانند کون سا شہر ہے؟” کتابِ حزقی ایل میں بھی انہوں نے یہی سوال کیا تھا۔

و آواز خود را بر ضدّ تو بلند خواهند کرد، و به تلخی فریاد خواهند زد، و خاک بر سرهای خویش خواهند افشاند، و در میان خاکستر خواهند غلطید. و برای تو خویشتن را یکسره کَل خواهند ساخت، و پلاس بر کمر خواهند بست، و برای تو با تلخیِ دل و نوحه‌ای جانکاه خواهند گریست. و در نوحه‌سراییِ خویش برای تو مرثیه‌ای برخواهند گرفت، و بر تو ماتم خواهند کرد و خواهند گفت: کدام شهر مانند صور است، مانند آن که در میان دریا هلاک گردیده است؟ هنگامی که کالاهایت از دریاها بیرون می‌رفت، قوم‌های بسیار را سیر می‌کردی؛ و پادشاهان زمین را با فراوانیِ دولت و تجارت خویش توانگر می‌ساختی. امّا در زمانی که به‌وسیلهٔ دریاها در اعماق آب‌ها شکسته شوی، تجارت تو و تمامی جماعتت که در میان تو هستند فرو خواهند افتاد. همهٔ ساکنان جزایر از تو مبهوت خواهند شد، و پادشاهان ایشان سخت هراسان خواهند گشت، و چهره‌هایشان پریشان خواهد شد. تاجران در میان قوم‌ها بر تو سوتِ استهزا خواهند زد؛ تو مایهٔ وحشت خواهی شد، و دیگر تا ابد نخواهی بود. حزقیال 27:30–36.

حزقی‌ایل این شهر را «صور» معرفی می‌کند، که «در میان دریا هلاک شده است؟» اشعیا، در سخن از فاحشهٔ صور («طروس»)، که همان فاحشهٔ عظیمِ مکاشفه نیز هست، که کلیسای کاتولیک است، او را همچنین به‌عنوان شهر تاج‌بخش معرفی می‌کند.

آیا این است آن شهرِ شادمانِ شما، که دیرینگی‌اش از روزگارِ باستان است؟ پاهای خودِ او وی را به دوردست خواهد برد تا در غربت اقامت گزیند. چه کسی این تدبیر را بر ضدِ صور، آن شهرِ تاج‌بخش، گرفته است؛ شهری که بازرگانانش شاهزادگان‌اند و سوداگرانش از شریفانِ زمین؟ یهوه صبایوت این را اراده فرموده است، تا غرورِ هر جلالی را بیالاید و همهٔ شریفانِ زمین را به خواری کشاند. اشعیا 23:7–9

پاپائیت «شهرِ تاج‌گذار» است، زیرا این اوست که ادعا می‌کند همچون ملکه‌ای بر آن اتحاد سه‌گانه تکیه زده است.

به همان اندازه که خویشتن را جلال داده و به ناز و نعمت زیسته است، به همان اندازه به او عذاب و ماتم بدهید؛ زیرا در دل خود می‌گوید: «چون ملکه‌ای نشسته‌ام، و بیوه نیستم، و هرگز ماتم نخواهم دید.» مکاشفه ۱۸:۷

حِزقی‌ئیل در مرثیهٔ خود برای صور گفت که داوریِ آن فاحشه در «میانِ دریا» به انجام می‌رسد.

پھر مجھ پر خُداوند کا کلام نازل ہوا کہ، اے ابنِ آدم، صور کے لیے نوحہ اُٹھا۔ … ترسیس کے جہاز تیری منڈی میں تیرے گیت گاتے تھے؛ اور تُو سمندروں کے وسط میں معمور ہوئی اور نہایت جلالی بنی۔ تیرے ملاح تجھے بڑے پانیوں میں لے آئے؛ مشرقی ہوا نے تجھے سمندروں کے وسط میں توڑ ڈالا۔ حزقی ایل 27:1، 2، 25، 26۔

این «بادِ شرقی» است که داوری را بر فاحشهٔ صور، شهرِ تاج‌بخش، می‌آورد، و «بادِ شرقی» نمادی از اسلام است. جنگی که از سوی ده پادشاه علیه اسلام برانگیخته می‌شود، همان است که پاپیّتِ ایامِ آخر را نابود می‌سازد. همچنین، دریافتِ این حقیقت از سوی ده پادشاه که فریب خورده‌اند، در دل‌های ایشان نیز ترس پدید می‌آورد.

खूबसूरत उसकी स्थिति, समस्त पृथ्वी का आनंद, उत्तर की ओर स्थित सिय्योन पर्वत, उस महान राजा का नगर है। उसके महलों में परमेश्वर शरणस्थान के रूप में जाना जाता है। क्योंकि देखो, राजा इकट्ठे हुए; वे एक साथ आगे बढ़े। उन्होंने उसे देखा, और तब वे विस्मित रह गए; वे घबरा उठे, और शीघ्र भाग गए। वहाँ भय ने उन्हें पकड़ लिया, और पीड़ा ने भी, जैसे प्रसववेदना से तड़पती हुई स्त्री को। तू पूर्वी पवन से तर्शीश के जहाज़ों को तोड़ देता है। जैसा हमने सुना था, वैसा ही हमने सेनाओं के यहोवा के नगर में, अपने परमेश्वर के नगर में देखा है: परमेश्वर उसे सदा सर्वदा के लिए स्थिर करेगा। सेला। भजन संहिता 48:2–8।

جهانی‌گرایان به ملکوت خدا، آن‌گونه که در شهر اورشلیم نمود یافته است، نگریستند، اما «آن شهر عظیم» یعنی بابل را به عنوان سرِ خویش برگزیدند. هنگامی که خدا آن شهر عظیم را داوری می‌کند، آنان فریاد و ماتم سر می‌دهند، زیرا درمی‌یابند که هلاک شده‌اند؛ چون آن شهر عظیمی که برگزیده بودند، در میان دریا به‌واسطهٔ جنگی که اسلام (بادِ شرقی) بر ایشان آورده است، درهم شکسته می‌شود. و این جنگ، جنگی است که پیوسته شدت می‌یابد، زیرا همچون زنی در حالِ دردِ زایمان است.

پادشاهیِ خدا که آنان آن را به خاطر پاپیّت مورد آزار و تعقیب قرار داده‌اند، در باب دومِ دانیال به تصویر کشیده شده است؛ جایی که به ما اعلام می‌شود که در «ایّامِ این پادشاهانِ [جهانی‌گرا]»، خداوند پادشاهیِ جاودانیِ خویش را برپا خواهد کرد.

Y en los días de estos reyes el Dios del cielo levantará un reino que no será jamás destruido; y el reino no será dejado a otro pueblo, sino que desmenuzará y consumirá a todos estos reinos, y permanecerá para siempre. Daniel 2:44.

میلری‌ها بر این باور بودند که در «ایام این پادشاهان» زندگی می‌کنند، اما ده پادشاهِ مکاشفهٔ هفده هنوز وارد صحنهٔ تاریخ نشده بودند؛ بلکه در حقیقت، تنها اکنون است که در حال پدیدار شدن‌اند. میلری‌ها درست می‌گفتند، اما رؤیای ایشان محدود بود. ملکوت خدا که در ایام پادشاهانِ مکاشفهٔ هفده و هجده برپا می‌شود، همان دورهٔ زمانیِ باران آخر است.

«دیدم که همه‌چیز با شدّت تمام در انتظار است و اندیشه‌های خود را به سوی بحران قریب‌الوقوعی که در پیش روی ایشان است، کشیده است. گناهان اسرائیل باید پیش از آن به داوری برده شود. هر گناه باید در قُدس اعتراف گردد، آنگاه کار پیش خواهد رفت. این کار باید اکنون انجام شود. باقی‌ماندگان در زمان تنگی فریاد خواهند زد: خدای من، خدای من، چرا مرا واگذاشته‌ای؟»

“بارانِ آخر بر آنان که پاک هستند نازل می‌شود—آنگاه همه آن را همچون سابق دریافت خواهند کرد.”

«آنگاه که آن چهار فرشته رها کنند، مسیح پادشاهی خویش را برپا خواهد ساخت. هیچ‌کس باران آخر را دریافت نخواهد کرد مگر آنان که هر آنچه را در توان دارند انجام می‌دهند. مسیح ما را یاری خواهد کرد. همه می‌توانند به‌وسیله فیض خدا و از طریق خون عیسی غالب شوند. تمامی آسمان به این کار علاقه‌مند است. فرشتگان نیز علاقه‌مندند.» Spalding and Magan, 3.

در زمانِ بارانِ آخِر، هنگامی که فرشتگان چهار باد را رها می‌کنند، در «ایامِ این پادشاهان» مسیح پادشاهیِ خویش را برپا می‌سازد. بارانِ آخِر تدریجی است، و آغازِ باریدنِ آن در 11 سپتامبر 2001 بود، هنگامی که وایِ سوم واردِ تاریخ شد، اما خشمگین شدنِ امت‌ها بی‌درنگ مهار گردید. شدتِ آن پیوسته افزایش می‌یابد تا هنگامِ قانونِ یکشنبه در ایالات متحده، که آن را موجبِ ویرانیِ ملی می‌گرداند. سپس آن داوریِ فزاینده ادامه می‌یابد، زیرا هر ملتِ دیگری از نمونهٔ ایالات متحده پیروی می‌کند، و ازاین‌رو همان داوری‌ها را متحمل می‌شود. این شدت یافتن تا پایانِ مهلتِ فیض ادامه می‌یابد. این روند همچون زنی در حالِ زایمان پیش می‌رود.

در مقالهٔ بعدی، بررسی هشتمینِ آن هفت را ادامه خواهیم داد.

«تا زمانی که کسانی که به حق اعتراف می‌کنند در خدمتِ شیطان باشند، سایۀ دوزخیِ او دیدگاه آنان را نسبت به خدا و آسمان خواهد پوشاند. آنان همچون کسانی خواهند بود که محبت نخستین خود را از دست داده‌اند. ایشان قادر نخواهند بود واقعیاتِ ابدی را مشاهده کنند. آنچه خدا برای ما مهیا ساخته است، در زکریا، باب‌های ۳ و ۴، و ۴:۱۲–۱۴ چنین به تصویر کشیده شده است: “و بار دیگر پاسخ داده، به او گفتم: این دو شاخۀ زیتون که از طریقِ دو لولۀ زرین، روغنِ طلایی را از خود جاری می‌سازند، چیستند؟ و او در پاسخ به من گفت: آیا نمی‌دانی اینها چیستند؟ و گفتم: نه، ای سرورم. پس گفت: اینان آن دو مسح‌شده‌اند که در حضورِ خداوندِ تمامیِ زمین می‌ایستند.”»

«خداوند سرشار از امکانات است. او هیچ کمبودی در وسایل ندارد. این به سبب کمبود ایمان ما، دنیازدگی ما، سخنان سست و بی‌ارزش ما، و بی‌ایمانی ماست که در گفتارمان آشکار می‌شود، که سایه‌های تاریک بر گرد ما گرد می‌آیند. مسیح در کلام یا منش آشکار نمی‌گردد به‌عنوان آن یگانه سراپا دل‌انگیز و ممتازتر از ده‌هزار. هنگامی که جان خشنود است که خود را به سوی بطالت برافرازد، روح خداوند برای آن اندک کاری می‌تواند انجام دهد. دید کوتاه‌بین ما سایه را می‌بیند، اما جلالِ آن‌سوتر را نمی‌تواند ببیند. فرشتگان چهار باد را نگاه داشته‌اند، که به اسبی خشمگین تشبیه شده است که می‌کوشد رها شود و بر سراسر روی زمین بتازد و در مسیر خود ویرانی و مرگ به بار آورد.»

«آیا بر لبۀ همان جهان جاودان به خواب رویم؟ آیا کُند و سرد و مرده باشیم؟ آه، کاش در کلیساهای ما روح و نَفَسِ خدا در قوم او دمیده شود، تا بر پای‌های خود بایستند و زنده گردند. ما نیاز داریم ببینیم که راه تنگ است و دروازه باریک. اما هنگامی که از آن دروازۀ تنگ می‌گذریم، فراخیِ آن را حدّی نیست.» Manuscript Releases, volume 20, 217.