کتابهای دانیال و مکاشفه، همان یک کتاباند؛ به همان معنایی که کتابمقدس یک کتاب است و از عهد عتیق و عهد جدید تشکیل شده است.
«تاریخِ حیات، مرگ و رستاخیزِ عیسی، بهعنوان پسرِ خدا، بدونِ شواهدِ موجود در عهدِ عتیق نمیتواند بهطور کامل اثبات شود. مسیح در عهدِ عتیق همانقدر آشکارا مکشوف است که در عهدِ جدید. یکی به نجاتدهندهای که خواهد آمد شهادت میدهد، و دیگری به نجاتدهندهای که مطابقِ آنچه انبیا پیشگویی کرده بودند آمده است. برای آنکه طرحِ رستگاری بهدرستی درک شود، باید کتبِ عهدِ عتیق بهطور کامل فهمیده شوند. این نورِ جلالیافتهای که از گذشتهٔ نبوی میتابد، حیاتِ مسیح و تعالیمِ عهدِ جدید را با وضوح و زیبایی آشکار میسازد. معجزاتِ عیسی دلیلی بر الوهیتِ اوست؛ اما نیرومندترین براهینِ اینکه او فدیهدهندهٔ جهان است، در نبوتهای عهدِ عتیق، در مقایسه با تاریخِ عهدِ جدید، یافت میشود. عیسی به یهودیان گفت: «در کتب تفحص کنید، زیرا گمان میبرید که در آنها حیاتِ جاودانی دارید، و آنها هماناند که بر من شهادت میدهند.» در آن زمان، هیچ نوشتهٔ مقدسِ دیگری جز نوشتههای عهدِ عتیق وجود نداشت؛ ازاینرو، فرمانِ نجاتدهنده روشن است.» روحِ نبوت، جلد ۳، ۲۱۱.
قویترین گواه بر اینکه مسیح کیست و چیست، آنگاه آشکار میشود که نبوتهای عهد عتیق با تحقق آن نبوتها در تاریخ عهد جدید مقایسه شوند. همچنین است در خصوص رابطهٔ کتابهای دانیال و مکاشفه.
«در کتاب مکاشفه، همهٔ کتابهای کتاب مقدس به یکدیگر میپیوندند و به انجام میرسند. اینجا متممِ کتاب دانیال است. یکی نبوت است؛ دیگری مکاشفه.» اعمال رسولان، ۵۸۵.
لفظ «مکمل» کا معنی ہے کمال تک پہنچانا۔ عہدِ عتیق کی نبوتوں کی تکمیل مسیح کی «الوہیت» کا «سب سے مضبوط» «ثبوت» تھی۔ دانی ایل کی کتاب میں مذکور نبوتوں کی الوہیت کا سب سے قوی ثبوت ان نبوتوں کی وہ تکمیل ہے جیسا کہ مکاشفہ کی کتاب میں ظاہر کیا گیا ہے۔ دانی ایل کی نبوتیں کتابِ مکاشفہ میں جاری رہتی ہیں، اور آخری ایام میں، جب یسوع مسیح کا مکاشفہ مُہر سے کھولا جاتا ہے، وہ کمال کو پہنچائی جاتی ہیں۔
«مکاشفه کتابی مُهر و مومشده است، اما در عین حال کتابی گشوده نیز هست. این کتاب رویدادهای شگفتانگیزی را ثبت میکند که در روزهای آخر تاریخ این جهان واقع خواهند شد. تعالیم این کتاب معین و روشناند، نه رازآلود و نامفهوم. در آن، همان رشتهٔ نبوتی دنبال میشود که در دانیال آمده است. خدا برخی نبوتها را تکرار کرده است و بدینسان نشان داده که باید به آنها اهمیت داده شود. خداوند اموری را که هیچ اهمیت بزرگی ندارند تکرار نمیکند.» Manuscript Releases، جلد 9، 8.
در سال سوم سلطنت یهویاقیم، پادشاه یهودا، نبوکدنصر، پادشاه بابل، به اورشلیم آمد و آن را محاصره کرد. دانیال ۱:۱.
نخستین آیهٔ کتاب دانیال، اگر بهدرستی مورد توجه قرار گیرد، سرشار از اطلاعات نبوتی است. بررسی خود را با یهویاقیم آغاز خواهیم کرد.
یہویاقیم یہوداہ کے آخری تین بادشاہوں میں پہلا تھا۔ اس حیثیت سے وہ پہلے فرشتے کے پیغام کی نمائندگی کرتا ہے۔ اُس کا بیٹا یہویاکین، جو یکنیاہ یا کنیاہ کے نام سے بھی معروف تھا، دوسرے فرشتے کے پیغام کی نمائندگی کرتا تھا۔ یہویاکین کے بعد صدقیاہ آیا، جو یہوداہ کے آخری تین بادشاہوں میں آخری تھا۔ صدقیاہ تیسرے فرشتے کے پیغام کی نمائندگی کرتا ہے۔ کئی نبوتی گواہیاں ایسی ہیں جو اس بات کو قائم رکھتی ہیں کہ یہویاقیم پہلے فرشتے کے پیغام کی علامت ہے۔ ان دلائل کو سمجھنا اہم ہے، کیونکہ یہی واضح کرتا ہے کہ دانی ایل کے پہلے باب کی پہلی آیت پہلے فرشتے کے پیغام کی نشان دہی کر رہی ہے، اور یہ حقیقت ایک ایسا لنگر ہے جو پہلے باب کو مکاشفہ چودہ کے پہلے فرشتے کے پیغام کے طور پر سمجھنے کی اجازت دیتی ہے۔ ہم ابتدا دوم تواریخ سے کریں گے۔
اور آنان را که از شمشیر جان به در برده بودند، به بابل به اسیری برد؛ و ایشان برای او و پسرانش بندگان بودند تا زمان سلطنت پادشاهی فارس؛ تا کلام خداوند به زبان ارمیا تحقق یابد، تا هنگامی که زمین سَبَتهای خود را بهجا آورَد؛ زیرا تمام مدتی که ویران افتاده بود، سَبَت را نگاه داشت، تا هفتاد سال کامل شود. ۲ تواریخ ۳۶:۲۰، ۲۱
اسیری در بابل به مدت هفتاد سال بود تا زمین بتواند سَبَتهایی را که مطابق لاویان بیستوپنج بهجا آورده نشده بود، برخوردار شود. هفتاد سالِ سَبَتها برابر است با چهارصد و نود سال که اسرائیلِ باستان رهنمودِ لاویان بیستوپنج را نادیده گرفته بود. چهارصد و نود سالِ عصیان، پیش از هفتاد سالِ اسارت روی داده بود. در پایان آن چهارصد و نود سال، سه پادشاه به دست نبوکدنصر مطیع گردانیده میشدند.
در پایان هفتاد سال اسارت، خداوند کورش را برانگیخت؛ او نخستینِ آن سه پادشاهی بود که فرمان دادند اسرائیل بتواند بازگردد و اورشلیم را بازسازی کند. اردشیر سومینِ آن سه پادشاه بود و او سومین فرمان را در سال ۴۵۷ پیش از میلاد صادر کرد. فرمان سوم، آغازِ دو هزار و سیصد سالِ دانیال باب هشت، آیه چهارده بود. در سال ۱۷۹۸، نخستین پایانِ غضب به پایان رسید، کتاب دانیال از مُهر گشوده شد و نخستینِ سه فرشته فرا رسید. فرشته سوم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ فرا رسید.
سه پادشاه آخر یهودا همگی با نبوکدنصر روبهرو شدند، و با اسارت یهویاقیم، هفتاد سال آغاز گردید. این دوره تا زمان نابودی بابل ادامه یافت، و آن سردار (کوروش) که بابل را نابود کرده بود و اندکی پس از آن پادشاه شد، نخستینِ سه فرمان را صادر کرد. فرمان سوم، نبوت شامها و صبحها را آغاز کرد که با آمدن سومینِ سه فرشته به پایان رسید. مسیح همواره پایان را با آغاز یکی میشمارد.
آغاز هفتاد سال با نخستین یورش نبوکدنصر به اورشلیم واقع شد. پایان هفتاد سال با نابودی بابل مشخص گردید. نابودی نهایی و کامل اورشلیم بر سومینِ آن سه پادشاه واقع شد که همگی مورد هجوم نبوکدنصر قرار گرفته بودند. ویرانی اورشلیم تدریجی بود. آن سه پادشاهِ آخر، از این جهت یک نماد نبوی را نمایندگی میکنند که همگی مورد هجوم نبوکدنصر قرار گرفته بودند. آنان نمونهٔ آن سه فرمان بودند که همگی یک نماد واحد محسوب میشدند، همانگونه که آن سه فرشته در پایانِ دو هزار و سیصد روز نیز یک نماد بودند.
«در باب هفتمِ عزرا، فرمان یافت میشود. آیات ۱۲ تا ۲۶. این فرمان در کاملترین صورتِ خود بهوسیلهٔ اردشیر، پادشاهِ فارس، در سال ۴۵۷ پیش از میلاد صادر شد. اما در عزرا ۶:۱۴ گفته شده است که خانهٔ خداوند در اورشلیم «بر حسب فرمان [«حکم»، در حاشیه] کوروش و داریوش و اردشیر، پادشاهِ فارس» بنا گردید. این سه پادشاه، با آغاز کردن، تأییدِ مجدد، و تکمیلِ فرمان، آن را به کمالی رساندند که نبوت برای تعیینِ آغازِ ۲۳۰۰ سال اقتضا میکرد. با در نظر گرفتنِ سال ۴۵۷ پیش از میلاد، یعنی زمانی که فرمان تکمیل شد، بهعنوان تاریخِ صدورِ فرمان، آشکار شد که هر جزء از پیشگوییِ مربوط به هفتاد هفته به انجام رسیده بود.» The Great Controversy, 326.
خواهر وایت تصریح میکند که آن سه فرمان برای کمالِ نبوت ضروری بودند. او نسبتِ آنها را با یکدیگر تبیین میکند، و بدینسان ویژگیهای دستوریِ واژهٔ عبریِ «حقیقت» را مشخص میسازد. او میگوید فرمان نخست پدید آورد، فرمان دوم تأییدِ مجدد کرد، و فرمان سوم «هر مشخصهٔ نبوت را دربارهٔ هفتاد هفته» کامل ساخت. واژهٔ عبریِ «حقیقت» از ترکیبِ حرفِ اول، سیزدهم، و آخرِ الفبای عبری ساخته میشود. فرمان نخست آغاز کرد، فرمان دوم تأییدِ مجدد نمود، و فرمان آخر نبوت را کامل ساخت. آن سه فرمان دربردارندهٔ امضای آلفا و اُمگا هستند، و در پایانِ نبوتِ هفتادسالهٔ اسارت در بابل به انجام رسیدند، هرچند فرمان سوم بسیار پس از پایانِ آن هفتاد سال صادر شد. آن سه فرمان تدریجی بودند، و با آنکه سه فرمان بودند، همچنان یک نمادِ نبوی بهشمار میرفتند.
فرشتۂ اوّل 1798 میں آیا، فرشتۂ دوم بہارِ 1844 میں آیا، اور فرشتۂ سوم 22 اکتوبر 1844 کو آیا۔ یہ تینوں فرشتے ایک ہی نبوتی علامت ہیں، جو مکاشفہ باب چودہ کی ابدی خوشخبری کی نمائندگی کرتے ہیں۔
«پیامهای اوّل و دوم در سالهای ۱۸۴۳ و ۱۸۴۴ داده شدند، و اکنون ما تحت اعلامِ پیام سوم هستیم؛ امّا هر سه پیام هنوز باید اعلام شوند. اکنون نیز همچون هر زمان دیگر، به همان اندازه ضروری است که این پیامها برای کسانی که در جستوجوی حقیقتاند، تکرار شوند. ما باید با قلم و زبان این اعلام را طنینانداز سازیم، نظم آنها و کاربردِ نبوتهایی را که ما را به پیام فرشتهٔ سوم میرسانند، نشان دهیم. بدون اوّل و دوم، سومی نمیتواند وجود داشته باشد. این پیامها را باید از طریق انتشارات و در مواعظ به جهان برسانیم، و در امتدادِ تاریخ نبوی، آنچه را بوده است و آنچه را خواهد بود، نشان دهیم.» Selected Messages, book 2, 104, 105.
سه پادشاه آخر یهودا یک نماد بودند، زیرا همگی به درجات گوناگون به بندگیِ پادشاه بابل درآورده شدند. سه پادشاه آخر یهودا، سه فرمان و سه فرشته، هرچند بهطور مشخص سهتا هستند، همچنین بهصورت یک نماد نبوی واحد نیز نمایانده شدهاند.
سه پادشاهِ آخر بخشی از زمینهٔ نبویِ آغازِ نبوتِ هفتاد سالِ اسارت هستند، و از اینرو جزئی از آن آغاز میشوند که پایانِ هفتاد سالِ اسارت را به تصویر میکشد. اسارت با مطیعساختهشدنِ تدریجیِ سه پادشاه آغاز شد و با نابودیِ پادشاهی و شهرِ پایتختِ آن به پایان رسید. پایانِ این نبوت، نابودیِ ملت و پایتختِ بابل را نشان میدهد، و این امر بیانگرِ فرارسیدنِ سه فرمانِ تدریجی است. آغازِ نبوتِ دوهزار و سیصد ساله با سه فرمانِ تدریجی مشخص میشود، و این آغاز، پایانِ نبوتِ دوهزار و سیصد ساله را به تصویر میکشد، که از سه پیامِ تدریجی تشکیل شده است.
سه فرشته، و سه پیامِ مربوط به هر یک از ایشان، بهوسیلهٔ سه پادشاه و سه فرمانِ تدریجیِ آنان بهطور نمادین پیشنموده شده بودند. آن سه پادشاه که هر یک سه فرمانِ مربوط به خود را اعلام کردند، بهوسیلهٔ سه پادشاهِ تدریجی نمادین شده بودند که هر کدام پیامهای خویش را دربارهٔ عصیان بر ضدّ نبوکدنصر عرضه کرده بودند. سه پیامِ عصیان، بهطور نمادین سه فرمان را پیشنموده بودند، که آن فرمانها نیز به نوبهٔ خود سه پیام را نمادین میساختند. یکی، نبوتِ هفتاد سال را آغاز میکند، که آن نیز به نوبهٔ خود با آغاز نبوتِ دوهزار و سیصد سال به پایان میرسد، و آن نبوت در هنگامِ ظهورِ فرشتهٔ سوم در سال ۱۸۴۴ پایان مییابد. هفتاد سالی که زمین میبایست سَبَّتِ خود را از آن برخوردار شود، از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ جداییپذیر نیست.
یهویاقیم نمایانگر نخستین فرمان کورش و نیز پیام فرشتهٔ اولِ مکاشفه باب چهارده است. افزون بر این، سه شاهدِ سه پادشاهِ واپسین یهودا، سه فرمان، و سه پیام فرشتگان، اطلاعاتی دقیق دربارهٔ نماد یهویاقیم فراهم میآورند؛ زیرا تاریخِ نبویِ سه فرشته بهغایت با دقت بهوسیلهٔ الهام مشخص شده است. هر سه پیام، دارای ظهوری تاریخیاند و پس از آن، تمکینی تاریخی مییابند.
فرشتۂ اوّل 1798 میں آیا، اور 11 اگست 1840 کو اسے اُس اُصول کی تصدیق کے ساتھ قدرت بخشی گئی کہ ایک دن ایک سال کے برابر ہے۔
«در سال 1840 تحقق شگفتانگیز دیگری از نبوت، توجهی گسترده را برانگیخت. دو سال پیش از آن، جوزایا لیچ، یکی از برجستهترین خادمانِ موعظهکنندهٔ آمدنِ ثانوی، تفسیری بر مکاشفه 9 منتشر کرد و سقوط امپراتوری عثمانی را پیشگویی نمود. بر پایهٔ محاسبات او، این قدرت میبایست... در 11 اوت 1840 سرنگون شود، زمانی که میتوان انتظار داشت قدرت عثمانی در قسطنطنیه درهم شکسته شود. و من بر این باورم که چنین خواهد شد.»
«در همان زمانی که تعیین شده بود، ترکیه، از طریق سفیران خود، حمایت قدرتهای متحد اروپا را پذیرفت و بدینسان خود را تحت کنترل ملتهای مسیحی قرار داد. این واقعه دقیقاً پیشگویی را تحقق بخشید. هنگامی که این امر معلوم شد، انبوهی از مردم به درستی اصول تفسیر نبوی که میلر و همکارانش اختیار کرده بودند، متقاعد شدند، و جنبش ظهور شتابی شگفتانگیز یافت. مردانِ اهل دانش و صاحبمنصب با میلر متحد شدند، هم در موعظه و هم در انتشار دیدگاههای او، و از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ این کار بهسرعت گسترش یافت.» جدال عظیم، ۳۳۴، ۳۳۵.
پہلا فرشتہ 1798 میں عدالت کے آغاز کا اعلان کرتے ہوئے آیا، لیکن یہ پیغام اس بنیاد پر قائم تھا کہ ولیم ملر کی یہ تعیین درست ہے کہ بائبلی نبوت میں ایک دن ایک سال کی نمائندگی کرتا ہے۔ اس اصول کی تصدیق “11 اگست 1840” کو ہوئی، اور پہلے پیغام کو قدرت بخشی گئی۔ مسیح کی واپسی کی پیش گوئی کے بائبلی سال 1843 میں، جو 1844 تک ممتد ہوا، پورا نہ ہونے پر، مکاشفہ باب چودہ کا دوسرا فرشتہ آ پہنچا۔ 1844 کے موسمِ بہار میں اس پیش گوئی کے پورا نہ ہونے کے بعد، پروٹسٹنٹ کلیسیاؤں نے ملر کے ایک دن برابر ایک سال کے اصول کو رد کر دیا، اور بابل کی بیٹیاں بن گئیں۔ اس کے بعد 1844 کے موسمِ گرما میں اس پیغام کو قوت بخشی گئی، جب یہ نصفُ اللیل کی صدا کے پیغام کے ساتھ مل گیا۔ 22 اکتوبر 1844 کو نصفُ اللیل کی صدا کے پیغام کی تکمیل کے ساتھ، تیسرا فرشتہ اپنے پیغام سمیت آ پہنچا۔
به سبب نافرمانی ادونتیسمِ لائودیکیهای در سال ۱۸۶۳، قوم خدا مأمور شدند تاریخ سرگردانی اسرائیلِ کهن در بیابان را تکرار کنند. تقویتِ پیامِ سوم تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به تعویق افتاد. هر یک از این سه پیام در تاریخ وارد میشوند و سپس اقتدار مییابند.
یہویاقیم اور کورش پہلے فرشتے کی آمد نہیں بلکہ اُس کی تقویت کی نمائندگی کرتے ہیں۔ اگرچہ یہویاقیم یہوداہ کے آخری تین بادشاہوں میں پہلا تھا، اور اگرچہ وہ پہلے فرشتے کے پیغام کی نمائندگی کرتا ہے، تاہم وہ نبوتی خصوصیات جو اُس میں، اور نیز کورش میں، ظاہر ہوتی ہیں، یہ ثابت کرتی ہیں کہ وہ دونوں پہلے فرشتے کی تقویت کی علامات ہیں، نہ کہ پہلے فرشتے کی آمد کی علامات۔ یہویاقیم کی تاریخ میں پہلے پیغام کی آمد منسیؔ تھا، جو یہوداہ کے آخری سات بادشاہوں میں پہلا تھا۔
هفت پادشاه پیش از ویرانی کامل و نهایی اورشلیم آمدند. آن هفت پادشاه نمایانگر تاریخی تدریجی هستند، همانگونه که تاریخی که از سال ۱۷۹۸ تا ۱۸۴۴ مظهر آن بودند نیز چنین بود. فرشتهٔ اول در سال ۱۷۹۸ آمد، و فرشتهٔ سوم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ وارد شد. تاریخِ ۱۷۹۸ تا ۱۸۴۴، تاریخِ فرشتهٔ اول و دوم است. تاریخِ فرشتهٔ سوم در سال ۱۸۴۴ آغاز شد. هنگامی که خواهر وایت نمادپردازیِ هفت رعدِ باب دهم مکاشفه را مشخص میکند، میگوید که هفت رعد نمایانگر تاریخِ فرشتهٔ اول و دوم هستند، اما نه فرشتهٔ سوم.
«نوری ویژه که به یوحنا عطا شد و در هفت رعد بیان گردید، ترسیمی از رویدادهایی بود که تحت پیامهای فرشتهٔ اول و دوم به وقوع میپیوست.» تفسیری بر کتابمقدس ادونتیستهای روز هفتم، جلد ۷، ۹۷۱.
دانیالچه ده مێژووی حهوت ههورەکانیی ئاشکراکردن، مێژووی توانابەخشینی فریشتەی یەکەم لە 11ی ئاگۆستی 1840 هەتا ناڕەزایەتیی گەورە لە 22ی ئۆکتۆبری 1844 جەخت دەکاتەوە، بەڵام هەرچەندە وایە، مێژووی تەواوی فریشتەی یەکەم و دووەمیش لەخۆ دەگرێت. بەکارهێنانی گشتیی حهوت ههورەکان ئەوەیە کە نێوان 1798 هەتا 22ی ئۆکتۆبری 1844 نیشان دەدات. مێژووی هاتنی فریشتەی یەکەم لە 1798 هەتا ناڕەزایەتیی گەورە، مێژووی فریشتەی یەکەم و دووەمە، و بە شێوەیەکی پێشبینانە وەک حهوت ههورە نیشان دراوە. حهوت ههورەکان هەروەها بە حەوت پاشای دوایی یەهودا نموونەیان پێشکەش کراوە. سێی دوایی ئەو پاشایانە تەنها پاشاکانی لەدوای یەک ناساندن نەبوون، بەڵکو بەیەکەوە یەک هێما بوون کە لە یەکەم، ناوەڕاست و کۆتایی پێکهاتووە.
در تاریخِ سه فرشته، پیامِ نخست در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ با قدرت تأیید شد، و هم یهویاقیم و هم کورش نمونهٔ آن رویداد بودند.
ما در مقالهٔ بعدی به شناسایی این مهمترین حقایق ادامه خواهیم داد.
«درستیِ سختگیرانه باید از سوی هر دانشجو عزیز داشته شود. هر ذهن باید با توجهی آمیخته به حرمت به سوی کلامِ مکشوفِ خدا معطوف گردد. به کسانی که بدینگونه از خدا اطاعت میکنند، نور و فیض عطا خواهد شد. ایشان از شریعت او چیزهای شگفت خواهند دید. حقایق عظیمی که از روز پنتیکاست تاکنون بیاعتنا مانده و دیده نشدهاند، از کلام خدا در پاکیِ ذاتیِ خویش خواهد درخشید. روحالقدس برای آنان که حقیقتاً خدا را محبت میورزند، حقایقی را آشکار خواهد ساخت که از ذهن محو شدهاند، و نیز حقایقی را که بهکلی تازهاند، مکشوف خواهد نمود. آنان که گوشت و خونِ پسر خدا را میخورند و مینوشند، از کتابهای دانیال و مکاشفه حقیقتی را بیرون خواهند آورد که از روحالقدس الهام یافته است. آنان نیروهایی را به حرکت درخواهند آورد که نتوان آنها را فرو نشاند. لبهای کودکان گشوده خواهد شد تا اسراری را اعلام کنند که از ذهنهای آدمیان پنهان مانده است. خداوند چیزهای جاهلانهٔ این جهان را برگزیده است تا حکیمان را رسوا سازد، و چیزهای ضعیفِ جهان را تا نیرومندان را رسوا گرداند.»
«کتابِ مقدس نباید به مدارس ما آورده شود تا در میانِ بیایمانی گنجانیده گردد. کتابِ مقدس باید اساس و مادهٔ تعلیم و تربیت قرار داده شود. درست است که ما اکنون از کلامِ خدای زنده بسیار بیش از گذشته میدانیم، اما هنوز بسیارِ دیگری هست که باید آموخته شود. باید از آن همچون کلامِ خدای زنده استفاده شود، و در همهچیز بهعنوان نخستین، آخرین، و بهترین ارج نهاده شود. آنگاه رشدِ حقیقیِ روحانی دیده خواهد شد. دانشآموزان خصلتهای دینیِ سالم پرورش خواهند داد، زیرا گوشتِ پسرِ خدا را میخورند و خونِ او را مینوشند. اما اگر مراقبت و پرورش نیابد، سلامتِ جان رو به زوال میگذارد. در مجرای نور باقی بمانید. کتابِ مقدس را مطالعه کنید. آنان که خدا را با وفاداری خدمت میکنند برکت خواهند یافت. او که هیچ کارِ وفادارانهای را بیپاداش نمیگذارد، هر عملِ وفاداری و درستکاری را با نشانههای ویژهای از محبت و خشنودیِ خویش تاجگذاری خواهد کرد.» Review and Herald, August 17, 1897.