جبرائیل باب نہم میں دانی ایل کے پاس آیا تاکہ اسے اُن دو رُویا کے بارے میں فہم اور ادراک عطا کرے جو باب ہشتم میں پیش کی گئی تھیں۔

و او مرا آگاه ساخت و با من سخن گفت و گفت: ای دانیال، اکنون آمده‌ام تا به تو بصیرت و فهم عطا کنم. در آغاز تضرعات تو، فرمان صادر شد، و من آمده‌ام تا آن را به تو بنمایانم؛ زیرا تو بسیار محبوبی. پس این امر را دریاب و رؤیا را ملاحظه کن. دانیال ۹:۲۲، ۲۳.

برای آن‌که دانیال «فهم» مورد نیاز خود را داشته باشد، جبرئیل به او گفت که هم «کلام» و هم «رؤیا» را درک کند. «کلام» همان رؤیای پایمال شدنِ مقدِس و لشکر بود، و «رؤیا» رؤیای ظهورِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بود. خواهر وایت نیز بر این دو رؤیا تأکید می‌کند، آن‌گاه که به ما آگاه می‌سازد که دانیال در پی آن بود که رابطهٔ میان اسارتِ هفتادساله و دو هزار و سیصد سال را بفهمد. هفتاد سال همان چیزی است که جبرئیل آن را «کلام» معرفی کرد، و «رؤیا» همان دو هزار و سیصد سال بود. دانیال نمایانگرِ «حکیمان» در ایام آخر است، هنگامی که جبرئیل تفسیرِ دو هزار و سیصد سال را ارائه می‌کند. «حکیمان» در تفسیرِ جبرئیل، هم «کلام» و هم «رؤیا» را تشخیص می‌دهند؛ شریران درک نمی‌کنند. میلری‌ها «کلام» و «رؤیا» را فهمیدند، اما تنها به‌گونه‌ای محدود.

چهارصد و نود سالِ زمانِ آزمایشی، دوره‌ای بود که بر چهارصد و نود سالِ عصیان بر ضدِّ عهدِ «هفت زمان» که در لاویان بیست‌وپنج و بیست‌وشش نمایان شده است، بنا شده بود. هفتاد سالِ اسارت، حاصلِ مجموعِ همهٔ سال‌هایی بود که به زمین اجازه داده نشد از آرامشِ خود بهره‌مند گردد.

هفته‌ای که مسیح در آن عهد را با بسیاری استوار ساخت، نمونه‌ای از منازعهٔ عهد او بود، چنان‌که به‌وسیلهٔ دو دورهٔ هزار و دویست و شصت‌روزه بازنموده شده است. آن هفتهٔ نبوی به‌وسیلهٔ صلیب، که مُهر خدا را تمثیل می‌کند، تقسیم شد.

«مُهرِ خدای زنده که بر پیشانی‌های قوم او نهاده می‌شود، چیست؟ آن نشانی است که فرشتگان آن را می‌خوانند، نه دیدگانِ انسان؛ زیرا فرشتهٔ هلاک‌کننده باید این نشانِ رستگاری را ببیند. ذهنِ هوشمند، علامتِ صلیبِ جلجتا را بر پسران و دخترانِ پذیرفته‌شدهٔ خداوند دیده است. گناهِ تعدّی از شریعتِ خدا برداشته شده است. ایشان جامهٔ عروسی را بر تن دارند و نسبت به همهٔ اوامرِ خدا مطیع و امین‌اند.» Manuscript Releases, جلد 21، 52.

آن هفته ممثلِ دو دورهٔ هزار و دویست و شصت‌ساله بود که به‌وسیلهٔ قانون یکشنبهٔ ۵۳۸ ــ (نشان وحش) ــ از یکدیگر جدا می‌شدند؛ دوره‌ای که در آن نخست بت‌پرستی و سپس پاپیّت، مقدِس و لشکر را پایمال کردند. به‌مدت هزار و دویست و شصت روز، مسیح شهادت خود را داد، و سپس برای هزار و دویست و شصت روز دیگر، مسیح همان شهادت را از طریق شاگردان خود داد. به‌مدت هزار و دویست و شصت سال، شیطان از طریق بت‌پرستی شهادت خود را داد، و سپس برای هزار و دویست و شصت سال دیگر، شیطان از طریق پاپیّت شهادت خود را داد.

عهدی که بر اثر نافرمانیِ اسرائیلِ باستان به «مخاصمه» خدا بدل شد، همان عهدِ فصل بیست‌وپنجمِ لاویان بود که استراحتِ زمین و یوبیلی را که می‌بایست هر چهل‌ونهمین سال برگزار شود، ترسیم می‌کرد.

و خداوند بر موسی در کوه سینا سخن گفت و فرمود: به بنی‌اسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو: چون به زمینی که من به شما می‌دهم داخل شوید، آنگاه آن زمین برای خداوند سَبَّتی را نگاه خواهد داشت. شش سال مزرعهٔ خود را بکار، و شش سال تاکستان خود را هرس کن و محصول آن را جمع‌آوری نما؛ اما در سال هفتم، برای زمین سَبَّتِ آرامی خواهد بود، سَبَّتی برای خداوند؛ مزرعهٔ خود را مکاری و تاکستان خود را هرس منما. آنچه از حاصل تو خودبه‌خود بروید، درو مکن، و انگور تاکِ هرس‌ناشدهٔ خود را جمع مکن، زیرا آن سال، سالِ آرام برای زمین است. و سَبَّتِ زمین برای شما خوراک خواهد بود؛ برای تو و برای غلامت و برای کنیزت و برای مزدورت و برای غریب تو که نزد تو اقامت دارد، و برای چارپایانت و برای حیواناتی که در زمین تو هستند، تمامی محصول آن خوراک خواهد بود. و برای خود هفت سَبَّتِ سال‌ها را بشمار، هفت بار هفت سال؛ و مدتِ هفت سَبَّتِ سال‌ها برای تو چهل و نه سال خواهد بود. آنگاه در روز دهمِ ماه هفتم، نایِ یوبیل را به صدا درآور؛ در روز کفاره، نای را در تمامی سرزمین خود به صدا درآورید. و سال پنجاهم را تقدیس کنید و در سراسر زمین، برای همهٔ ساکنانش آزادی را اعلام نمایید؛ آن برای شما یوبیل خواهد بود؛ و هر کس به ملک خود بازگردد، و هر کس به خاندان خود رجوع نماید. سال پنجاهم برای شما یوبیل خواهد بود: در آن مکاری، و آنچه در آن از خود می‌روید درو منمایید، و انگور تاکِ هرس‌ناشدهٔ آن را جمع مکنید. زیرا آن یوبیل است؛ برای شما مقدس خواهد بود؛ محصول آن را از صحرا بخورید. در این سال یوبیل، هر کس به ملک خود بازگردد. لاویان 25:1–13.

دورهٔ نخستِ نبوتِ دو هزار و سیصد ساله، همانند هفته‌ای که مسیح در آن عهد را استوار ساخت، و همانند چهارصد و نود سال، به‌طور مستقیم با «هفت زمان» در فصول بیست‌وپنج و بیست‌وششِ لاویان مرتبط است.

پس بدان و درک کن که از زمان صدور فرمان برای بازگردانیدن و بنا کردن اورشلیم تا مسیحِ رئیس، هفت هفته و شصت و دو هفته خواهد بود؛ کوچه و حصار از نو بنا خواهد شد، هرچند در زمان‌های سخت. دانیال ۹:۲.

شصت و نه هفته که از ۴۵۷ پیش از میلاد آغاز می‌شود، شما را به تعمید مسیح و به آغاز آن هفته‌ای می‌رساند که او در آن عهد را استوار ساخت؛ و آن، عهدِ «مخاصمه» خدا بود. اما یک هفته از هفته‌ها (چهل و نه سال) وجود داشت که با عبارتِ «هفت هفته، و شصت و دو هفته» از شصت و نه هفته جدا شده بود. از ۴۵۷ پیش از میلاد، قرار بود چهل و نه سال باشد؛ اشاره‌ای روشن به عهدِ لاویان، فصل بیست و پنجم، و به جشن یوبیل. آن چهل و نه سال نه تنها نمادی از ادوار یوبیل بود، بلکه نمادی از پنتیکاست نیز بود، که روز پنجاهمی است که پس از چهل و نه روزِ عیدِ هفته‌ها فرا می‌رسد.

چهل و نه سال نخست از دو هزار و سیصد سال، یعنی چهارصد و نود سال، و آن هفته‌ای که عهد در آن استوار گردید، همگی به‌طور مستقیم با دو هزار و پانصد و بیست سال، که در لاویان بیست و شش به‌صورت «هفت زمان» نشان داده شده است، مرتبط‌اند. هر جزء از نبوت دو هزار و سیصد ساله به‌طور مستقیم با «هفت زمان» مرتبط است؛ همان «هفت زمان»ی که اَدوِنتیسم در سال ۱۸۶۳ آن را کنار نهاد و رد کرد. «هفت زمان» نمادی از عهد یوبیل است، و از این‌رو نیز باید توجه داشت که هنگامی که دو هزار و سیصد سال در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به پایان رسید، دو هزار و پانصد و بیست سال نیز در همان روز به پایان رسید؛ زیرا موسی در باب بیست و پنجم لاویان چنین ثبت کرده است:

اور تو اپنے لیے برسوں کے سات سبت شمار کرنا، یعنی سات مرتبہ سات برس؛ اور برسوں کے ان سات سبتوں کی مدت تیرے لیے انچاس برس ہوگی۔ پھر ساتویں مہینے کی دسویں تاریخ کو تُو جوبلی کے نرسنگے کی آواز بلند کرانا؛ کفّارے کے دن تم اپنے سارے ملک میں نرسنگا بجواؤ۔ احبار 25:8، 9۔

ہر نبوی مدت جو تئیس سو برسوں کے اندر ہے، لاویوں کی کتاب چھبیس کے "سات زمانوں" کے ساتھ براہِ راست وابستہ ہے، بشمول اُس دن کے جب دونوں نبوی مدتیں اختتام پذیر ہوئیں۔ پہلے اُنچاس برسوں نے یروشلم کی تعمیرِ نو اور بحالی کے اُس کام کی نشان دہی کی جو اُس وقت تک تکمیل کو پہنچنا تھا جب خدا کے لوگ بابل سے نکل آتے۔ ہیکل تیسرے فرمان سے پہلے مکمل ہو چکی تھی، جس طرح میلریوں کی ہیکل بھی تیسرے فرشتے کے آنے سے پہلے مکمل ہو چکی تھی۔ تاہم 457 ق م کے بعد، "سڑک" کو اب بھی "پھر سے تعمیر کیا جانا" تھا، "اور فصیل کو بھی، اگرچہ مصیبت کے زمانوں میں۔" الفا اور اومیگا ہونے کے ناطے، یسوع ہمیشہ کسی چیز کے انجام کو اُس کے آغاز کے ساتھ واضح کرتا ہے، اور 22 اکتوبر 1844 کے بعد، میلریوں کو "سڑک" اور "فصیل" کو "مصیبت کے زمانوں میں" مکمل کرنا تھا۔

وایت‌خواهر دیوارِ حقیقیِ حفاظت پیرامون اورشلیم را نمادی از شریعت خدا معرفی می‌کند، و بلافاصله پس از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، وفاداران به قدس آسمانی هدایت شدند و شریعت خدا (دیوار) را شناختند. برای آن‌که شریعت خدا، از جمله سبت، را بشناسند، میلری‌ها به عهدِ اسرائیلِ باستان بازگردانده شدند. احیای «کوچه»ی حقیقی، همان احیایی است که به‌صورت روحانی هنگامی تحقق یافت که میلری‌ها به «راه‌های قدیم» ارمیا بازگشتند. «زمان‌های پرآشوبی» که می‌بایست در دوره‌ای که دیوار و کوچه برپا می‌شدند وجود داشته باشد، قرار بود پس از ۱۸۴۴ تحقق یابد، و جنگ داخلی که در آن زمان در حال نزدیک شدن بود و به‌زودی در همان تاریخ آغاز شد، نمایانگر آن زمان‌های پرآشوب بود.

اگر آنان وفادار می‌ماندند، به سال نمادین پنجاهمِ یوبیل می‌رسیدند (جایی که غلامان آزاد می‌شوند)، که همچنین به‌وسیلهٔ روز پنجاهمِ پنتیکاست نیز بازنمایی می‌شد (جایی که پیام رهایی به تمام جهان می‌رسد). اما پس از ۱۸۴۴، اکثر ایشان با نور سَبَّت مخالفت کردند، و در ۱۸۶۳ نیز پیام موسی («هفت زمان») را که به‌وسیلهٔ ایلیا (ویلیام میلر) به آنان رسانده شده بود، رد کردند. به‌عبارت دیگر، آنان از «راه» (طُرُق قدیم) که می‌بایست آن را مرمت کرده، در آن سلوک کنند، روی گردان شدند.

عیسی همواره پایان را به‌وسیلهٔ آغاز تصویر می‌کند، و هنگامی که مَثَلِ ده باکره در ایام آخر تکرار می‌شود، کارِ بازسازیِ اورشلیم بار دیگر باید به انجام برسد. «کوچه و حصار» در «زمان‌های تنگی» بنا خواهد شد. ما اکنون در حال ورود به همان زمان‌های تنگی هستیم. ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ نمونهٔ پیشگویانهٔ قانون یکشنبهٔ قریب‌الوقوع است؛ بنابراین، هنگامی که «ساعتِ زلزلهٔ عظیمِ» مکاشفهٔ یازده فرامی‌رسد، کوچه و حصار در زمان‌های تنگی بنا خواهد شد. اکنون این زمان‌های تنگی را به‌عنوان «خشمگین شدنِ امت‌ها» که از جنگ‌افروزیِ فزایندهٔ اسلام پدید می‌آید، شناسایی خواهیم کرد.

در حالی که آنچه را که پیش‌تر دربارهٔ «زمانِ تنگی» نوشته شده بود توضیح می‌داد، توضیحی ارائه کرد که در کتاب Early Writings ثبت شده است.

«۱. در صفحهٔ ۳۳ چنین آمده است: “دیدم که سبتِ مقدّس، هست و خواهد بود، دیوارِ جدایی میان اسرائیلِ حقیقیِ خدا و بی‌ایمانان؛ و اینکه سبت مسئلهٔ عظیمی است برای متحد ساختن دل‌های مقدّسانِ عزیزِ خدا که در انتظارند. دیدم که خدا فرزندانی دارد که سبت را نمی‌بینند و نگاه نمی‌دارند. ایشان نوری را که دربارهٔ آن است رد نکرده‌اند. و در آغازِ زمانِ تنگی، هنگامی که بیرون رفتیم و سبت را به‌گونه‌ای کامل‌تر اعلام کردیم، از روح‌القدس پر شدیم.”»

“Este punto de vista fue dado en 1847, cuando había muy pocos de los hermanos adventistas que observaban el sábado; y aun de estos, pocos suponían que su observancia tuviera suficiente importancia como para trazar una línea divisoria entre el pueblo de Dios y los incrédulos. Ahora comienza a verse el cumplimiento de aquella visión. ‘El comienzo de aquel tiempo de angustia’ aquí mencionado no se refiere al tiempo cuando las plagas comenzarán a ser derramadas, sino a un corto período justamente antes de que sean derramadas, mientras Cristo está en el santuario. En ese tiempo, mientras la obra de salvación está llegando a su fin, la angustia vendrá sobre la tierra, y las naciones se airarán, aunque serán refrenadas de modo que no impidan la obra del tercer ángel. En ese tiempo vendrá la ‘lluvia tardía’, o refrigerio procedente de la presencia del Señor, para dar poder a la gran voz del tercer ángel y preparar a los santos para mantenerse firmes en el período cuando las siete últimas plagas sean derramadas.” Primeros Escritos, 85.

«مدتی کوتاه» وجود دارد که پیش از بسته‌شدن زمانِ فیض فرا می‌رسد؛ زمانی که «امت‌ها خشمگین خواهند شد، اما مهار خواهند گردید.» هم‌زمان، «بارانِ آخر» نیز فرامی‌رسد. «خشمگین‌شدنِ امت‌ها» نمادی است که در باب یازدهمِ مکاشفه معرفی شده است.

و امّت‌ها خشمگین شدند، و غضب تو فرارسیده است، و زمان مردگان که داوری شوند، و تا به بندگان خود، انبیا، و مقدّسان، و آنان که از نام تو می‌ترسند، خرد و بزرگ، پاداش عطا فرمایی؛ و آنان را که زمین را هلاک می‌کنند، هلاک سازی. مکاشفه 11:18.

خواهر وایت دربارهٔ این آیه اظهار نظر می‌کند.

"මම දැක්කෙමි ජාතීන්ගේ කෝපයද, දෙවියන්වහන්සේගේ උදහසද, මළවුන් විනිශ්චය කිරීමට නියමිත කාලයද එකිනෙකෙන් වෙන්වූත් පැහැදිලිව වෙනස්වූත් දේවල් බවත්, එකක් අනෙක පසුපස පැමිණෙන බවත්ය; තවද මිකායෙල් තවම නැඟී නොසිටි බවත්, කිසිදා නොවූ විපත්කාලය තවම ආරම්භ නොවූ බවත්ය. ජාතීන් දැන් කෝපයට පත්වෙමින් සිටිති; එහෙත් අපගේ මහෝත්තම පූජකයා ශුද්ධස්ථානයේ තමන්ගේ සේවය අවසන් කළ කල, උන්වහන්සේ නැඟී සිටිමින් පළිගැනීමේ වස්ත්‍ර පැළඳ ගන්නා සේක; එවිට අවසාන වසංගත හත වගුරුවනු ලැබේ."

«من دیدم که آن چهار فرشته، چهار باد را نگاه خواهند داشت تا کار عیسی در قُدس به انجام رسد، و آنگاه هفت بلای آخر خواهد آمد.» نوشته‌های آغازین، 36.

«خشمگین شدنِ امت‌ها» درست پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش رخ می‌دهد، زیرا پس از آن «غضبِ خدا» می‌آید. «غضبِ خدا» هنگامی واقع می‌شود که زمانِ آزمایش بسته می‌شود، و «وقتِ داوریِ مردگان» به داوری‌ای اشاره دارد که در خلالِ هزاره انجام می‌گیرد، و به داوریِ مردگان که در سال 1844 آغاز شد اشاره ندارد.

اور میں نے ایک فرشتہ کو آسمان سے اُترتے دیکھا، جس کے ہاتھ میں تہِ پاتال کی کنجی اور ایک بڑی زنجیر تھی۔ اور اُس نے اژدہے کو، یعنی اُس پُرانے سانپ کو، جو ابلیس اور شیطان ہے، پکڑ لیا اور اُسے ایک ہزار برس کے لیے باندھ دیا، اور اُسے تہِ پاتال میں ڈال دیا، اور اُسے بند کر دیا، اور اُس پر مہر کر دی، تاکہ وہ قوموں کو پھر گمراہ نہ کرے، یہاں تک کہ وہ ایک ہزار برس پورے ہو جائیں؛ اور اُس کے بعد ضروری ہے کہ وہ تھوڑے عرصہ کے لیے چھوڑ دیا جائے۔ اور میں نے تخت دیکھے، اور لوگ اُن پر بیٹھ گئے، اور عدالت اُن کے سپرد کی گئی؛ اور میں نے اُن کی روحیں دیکھیں جن کے سر یسوع کی گواہی اور خدا کے کلام کے سبب کاٹے گئے تھے، اور جنہوں نے نہ اُس وحشی کی پرستش کی تھی، نہ اُس کی مورت کی، اور نہ اُس کا نشان اپنے ماتھوں پر یا اپنے ہاتھوں پر لیا تھا؛ اور وہ زندہ ہوئے اور مسیح کے ساتھ ایک ہزار برس تک بادشاہی کرتے رہے۔ مکاشفہ 20:1–4۔

داوری‌ای که «به» مقدسان «سپرده می‌شود»، نشان می‌دهد که آنان در طول هزاره بر شریران داوری خواهند کرد، نه اینکه خودشان داوری شوند.

«در خلال هزار سال میان قیام نخست و قیام دوم، داوری شریران انجام می‌گیرد. رسولْ پولس به این داوری به‌عنوان رویدادی اشاره می‌کند که پس از آمدنِ دوم واقع می‌شود. «پیش از وقت، هیچ چیز را داوری مکنید تا خداوند بیاید، که هم امور پنهانِ تاریکی را آشکار خواهد ساخت و هم نیّت‌های دل‌ها را ظاهر خواهد نمود.» ۱ قرنتیان ۴:۵. دانیال اعلام می‌دارد که هنگامی که قدیم‌الایام آمد، «داوری به مقدسینِ حضرتِ اعلی داده شد.» دانیال ۷:۲۲. در این زمان، پارسایان چونان پادشاهان و کاهنان برای خدا سلطنت می‌کنند. یوحنا در مکاشفه می‌گوید: «تخت‌ها دیدم و بر آنها نشستند، و داوری به ایشان سپرده شد.» «ایشان کاهنانِ خدا و مسیح خواهند بود و با او هزار سال سلطنت خواهند کرد.» مکاشفه ۲۰:۴، ۶. در همین زمان است که، چنان‌که پولس پیشگویی کرده بود، «مقدسین جهان را داوری خواهند کرد.» ۱ قرنتیان ۶:۲. آنان در اتحاد با مسیح، شریران را داوری می‌کنند، اعمال ایشان را با کتابِ قانون، یعنی کتاب‌مقدس، می‌سنجند و هر قضیه را بر حسب اعمالی که در جسم انجام داده شده است، تعیین می‌نمایند. سپس سهمی که شریران باید متحمل شوند، بر وفق اعمالشان اندازه‌گیری می‌شود؛ و آن بر ضد نام‌های ایشان در کتابِ مرگ ثبت می‌گردد.»

«شیطان نیز و فرشتگان شریر به‌وسیلهٔ مسیح و قوم او داوری می‌شوند. پولس می‌گوید: “آیا نمی‌دانید که ما فرشتگان را داوری خواهیم کرد؟” آیهٔ ۳. و یهودا اعلام می‌دارد که “فرشتگانی را که مقام نخستین خود را نگاه نداشتند، بلکه مسکن خویش را ترک گفتند، او در زنجیرهای جاودانی، زیر ظلمت، برای داوریِ روز بزرگ محفوظ داشته است.” یهودا ۶.»

"در پایانِ هزار سال، قیامتِ دوم واقع خواهد شد. آنگاه شریران از مردگان برخیزانیده خواهند شد و برای اجرای «داوریِ مکتوب» در حضور خدا ظاهر خواهند گشت. بدین‌سان، مکاشفه‌نگار، پس از توصیف قیامِ عادلان، می‌گوید: «و سایرِ مردگان زنده نشدند تا آن‌که هزار سال به انجام رسید.» مکاشفه ۲۰:۵. و اشعیا دربارهٔ شریران اعلام می‌دارد: «و ایشان، چنان‌که اسیران در حُفره جمع می‌شوند، جمع خواهند شد، و در زندان محبوس خواهند گردید، و پس از روزهای بسیار از ایشان بازخواست خواهد شد.» اشعیا ۲۴:۲۲." نبرد عظیم، ۶۶۰، ۶۶۱.

پس روشن است که «به خشم آمدنِ امّت‌ها» به «اوقاتِ پرآشوب» اشاره دارد که پیش از پایانِ زمانِ آزمایش بر جهان فرامی‌آید، و اینکه هنگامی که «امّت‌ها به خشم می‌آیند»، در همان حال «مهار نیز شده‌اند».

“میں نے دیکھا کہ قوموں کا غضب، خدا کا قہر، اور مُردوں کی عدالت کا وقت الگ الگ اور ممتاز تھے، اور ایک کے بعد دوسرا آنے والا تھا۔” اوّلین تحریریں، 36۔

در زمانی که «قوم‌ها به خشم می‌آیند»، بارانِ آخر آغاز به باریدن می‌کند.

«در آن زمان، هنگامی که کار نجات به پایان خود نزدیک می‌شود، مصیبت بر زمین خواهد آمد، و امت‌ها خشمگین خواهند شد، اما مهار خواهند شد تا از کار فرشتهٔ سوم جلوگیری نکنند. در آن زمان، «باران آخر»، یا تازگی‌ای از حضور خداوند، خواهد آمد تا به آواز بلند فرشتهٔ سوم قدرت ببخشد و مقدسان را آماده سازد تا در دوره‌ای که هفت بلای آخر فرو ریخته خواهد شد، استوار بمانند.» Early Writings, 85.

زمانی فرا می‌رسد که «امت‌ها به خشم می‌آیند»، اما در همان حال «مهار شده‌اند». در همان هنگام است که مسیح ملکوت جلال خویش را برپا می‌سازد، زیرا او ملکوت خویش را در ایام بارانِ آخر برپا می‌دارد.

«بارانِ آخر بر آنان که پاک هستند می‌بارد—آنگاه همگان آن را همانند پیش از این دریافت خواهند کرد.»

«چون آن چهار فرشته رها کنند، مسیح پادشاهی خویش را برپا خواهد ساخت. هیچ‌کس باران اخیر را دریافت نمی‌کند مگر آنان که هر آنچه از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند.» Spalding and Magan, 3.

دو بخش پیشین از کتاب *نوشته‌های نخستین* نشان می‌دهند که هنگامی که امت‌ها به خشم می‌آیند و هم‌زمان «مهار می‌شوند»، چهار فرشته چهار باد را بازمی‌دارند. از این‌رو، به خشم آمدن امت‌ها به‌منزلهٔ «چهار باد» به تصویر کشیده شده است. او همچنین خاطرنشان ساخت که در زمانی که چهار فرشته امت‌های خشمگین را مهار می‌کنند، باران آخر خواهد آمد. دورهٔ زمانی‌ای که با آمدن باران آخر آغاز می‌شود، که همان زمانی نیز هست که امت‌ها به خشم می‌آیند، بااین‌حال مهار می‌شوند، تا هنگامی ادامه می‌یابد که میکائیل برمی‌خیزد و مهلت آزمون بشری پایان می‌پذیرد. آن دورهٔ زمانی، دوره‌ای است که در آن نجات رو به پایان می‌رود، و بنابراین نمایانگر آخرین کار مسیح در مکان اقدس است، که به‌عنوان دورهٔ زمانی‌ای شناخته می‌شود که در آن او یا گناهان مردم را محو می‌کند یا نام‌های ایشان را از کتاب‌های داوری. آن دورهٔ زمانی، هنگامی که فرشتگان چهار باد را بازمی‌دارند، زمان مهر شدن آن یکصد و چهل و چهار هزار تن است.

اسلامِ بلایِ سوم همان قدرتی است که «ملت‌ها را به خشم می‌آورد»، و بلایِ سوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، اما اسلام بی‌درنگ «مهار شد». «بادِ شرقی» نمادی از اسلام است، و اشعیا «بادِ شرقی» را همان «بادِ سخت» معرفی می‌کند که خدا آن را «بازمی‌دارد» (مهار می‌کند). جنگِ اسلام بارها به‌صورت زنی در حالِ زایمان به تصویر کشیده شده است، زیرا این جنگی فزاینده است که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد؛ آنگاه که فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ هجده فرود آمد، چنان‌که با فرو افکندنِ بناهای عظیمِ شهرِ نیویورک نشان داده شد.

«آیا اکنون این سخن منتشر شده است که من اعلام کرده‌ام نیویورک باید به‌وسیلهٔ موجی عظیم از میان برداشته شود؟ من هرگز چنین نگفته‌ام. آنچه گفته‌ام این است که، هنگامی که به ساختمان‌های عظیمی که در آنجا طبقه بر طبقه بالا می‌رفتند می‌نگریستم، می‌گفتم: “چه صحنه‌های هولناکی رخ خواهد داد آنگاه که خداوند برخیزد تا زمین را به‌شدت به لرزه درآورد! آنگاه کلمات مکاشفه ۱۸:‏۱–۳ به انجام خواهد رسید.” تمام فصل هجدهم مکاشفه هشداری است دربارهٔ آنچه بر زمین خواهد آمد. اما دربارهٔ آنچه به‌طور خاص بر نیویورک خواهد آمد، هیچ نور ویژه‌ای ندارم، جز اینکه می‌دانم روزی ساختمان‌های عظیم آنجا به‌واسطهٔ گردش و واژگونیِ قدرت خدا فرو افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده است، می‌دانم که هلاکت در جهان است. یک کلام از سوی خداوند، یک لمس از قدرت عظیم او، و این بناهای سترگ فرو خواهند ریخت. صحنه‌هایی رخ خواهد داد که هولناکیِ آنها را نمی‌توانیم تصور کنیم.» Review and Herald, July 5, 1906.

بر نمودارهای 1843 و 1850، اسلام به‌صورت «اسب‌های جنگی» نمایش داده شده است. در باب نهم مکاشفه، جایی که اسلامِ وای نخست و دوم بیان شده است، شخصیت اسلام با نام پادشاه اسلام مشخص می‌گردد.

و ایشان را پادشاهی بر خود بود، که همان فرشتهٔ هاویه است، که نامش در زبان عبرانی اَبَدّون است، اما در زبان یونانی نامش اَپُلیّون است. مکاشفه ۹:۱۱.

यह पद, जो अध्याय नौ और पद ग्यारह है, भविष्यवाणीपूर्ण रीति से यह पहचान कराता है कि चाहे पुराना नियम (इब्रानी) में प्रस्तुत किया गया हो या नया नियम (यूनानी) में, इस्लाम का चरित्र अबद्दोन अथवा अपोल्ल्योन है। दोनों नामों का अर्थ है “विनाश और मृत्यु।”

«فرشتگان چهار باد را نگاه داشته‌اند؛ بادهایی که به اسبی خشمگین تشبیه شده‌اند که می‌کوشد خود را رها سازد و بر سراسر روی زمین بتازد، در حالی که در مسیر خود ویرانی و مرگ را حمل می‌کند.» Manuscript Releases، جلد 20، 217.

چهار بادها همان اسب خشمگینِ نبوتِ کتاب‌مقدس‌اند که می‌کوشد بند بگسلد. یکی از ویژگی‌های نبویِ این اسب خشمگین آن است که مهار شده است، اما در پی آن است که رها شود و «ویرانی و مرگ» را بر سراسر زمین فرو آورد.

ما در مقالۀ بعدی به بررسی این موضوعات ادامه خواهیم داد.

«کاش قوم خدا از نابودی قریب‌الوقوعِ هزاران شهر، که اکنون تقریباً به بت‌پرستی سپرده شده‌اند، آگاه بودند! اما بسیاری از آنان که باید حقیقت را اعلام کنند، برادران خود را متهم می‌سازند و محکوم می‌کنند. هنگامی که قدرتِ تبدیل‌کنندهٔ خدا بر ذهن‌ها فرود آید، تغییری آشکار پدید خواهد آمد. انسان‌ها دیگر میلی به انتقاد کردن و ویران ساختن نخواهند داشت. آنان در موضعی نخواهند ایستاد که مانع تابیدن نور به جهان شود. انتقاد ایشان، اتهام‌زنی ایشان، پایان خواهد یافت. نیروهای دشمن برای نبرد بسیج می‌شوند. کشاکش‌های سخت در پیش روی ماست. به هم نزدیک شوید، ای برادران و خواهران من، به هم نزدیک شوید. با مسیح پیوند یابید. «شما مگویید: فتنه،... و از آنچه ایشان از آن می‌ترسند مترسید و هراسان مشوید. یهوه صبایوت را مقدس شمارید، و او ترس شما باشد و او بیم شما. و او قدس خواهد بود؛ اما برای هر دو خاندان اسرائیل سنگِ لغزش و صخرهٔ مصادمَه، و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد شد. و بسیاری از ایشان لغزش خواهند خورد و خواهند افتاد و شکسته خواهند شد و در دام خواهند افتاد و گرفتار خواهند شد.»

«دنیا صحنهٔ نمایش است. بازیگران آن، یعنی ساکنانش، خود را آماده می‌سازند تا نقش خویش را در آخرین نمایش بزرگ ایفا کنند. خدا از نظرها دور شده است. در میان توده‌های عظیم بشریت هیچ یگانگی‌ای وجود ندارد، مگر آن‌گاه که انسان‌ها برای تحقق مقاصد خودخواهانهٔ خویش با یکدیگر هم‌پیمان می‌شوند. خدا ناظر است. مقاصد او دربارهٔ رعایای سرکشِ خویش تحقق خواهد یافت. جهان به دست انسان‌ها سپرده نشده است، هرچند خدا برای مدتی به عناصر آشفتگی و بی‌نظمی اجازه می‌دهد که مسلط باشند. قدرتی از زیر در کار است تا آخرین صحنه‌های بزرگ این نمایش را پدید آورد—یعنی شیطان که همچون مسیح می‌آید و با نهایت فریبِ ناراستی در میان کسانی عمل می‌کند که خود را در انجمن‌های سری به یکدیگر پیوند می‌دهند. آنان که تسلیم شورِ هم‌پیمانی می‌شوند، نقشه‌های دشمن را به اجرا درمی‌آورند. علت، معلول خود را در پی خواهد داشت.»

«تجاوز تقریباً به حدّ نهایی خود رسیده است. آشفتگی جهان را فرا گرفته است، و به‌زودی هراسی عظیم بر آدمیان عارض خواهد شد. پایان بسیار نزدیک است. ما که حقیقت را می‌شناسیم، باید خود را برای آنچه به‌زودی همچون شگفتی‌ای سهمگین بر جهان فرود خواهد آمد، آماده سازیم.» Review and Herald, September 10, 1903.