در مقالات اخیر، ما به چند عبارت از روح نبوت اشاره کرده‌ایم که دوره‌ای زمانی را از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا هنگامی که میکائیل برمی‌خیزد و مهلت آزمایش بشر پایان می‌یابد، مشخص می‌سازند. در خلال آن دورهٔ زمانی، چند تصویر نبوی وجود دارد که کار نهایی مسیح را در قدس‌الاقداس مشخص می‌کنند.

کار مسیح در قُدس در رؤیای نهر اولای در دانیال باب هشت به تصویر کشیده شده است، و خواهر وایت به ما آگاه ساخته است که رؤیای نهر اولای اکنون در حال تحقق است. آخرین کاری که در قُدس آسمانی انجام می‌شود، و اکنون در حال تحقق است، با اصطلاحات گوناگون نبوی نمایش داده شده است. این کار، از جمله در میان دیگر بازنمایی‌های نبوی، به‌عنوان زمان مُهر شدن، باران آخر، کار پایانی نجات، و تطهیر هیکل معرفی شده است. مهم است که این اصطلاحات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، و نیز آن‌ها را در جایگاه درست تاریخی‌شان بنشانیم.

«در آن زمان، هنگامی که کار نجات به پایان خود نزدیک می‌شود، مصیبت بر زمین خواهد آمد، و امت‌ها خشمگین خواهند شد، اما مهار خواهند گردید تا از کار فرشتهٔ سوم جلوگیری نشود. در آن زمان، «بارانِ آخر»، یا تازگی‌ای از حضور خداوند، خواهد آمد تا به ندای بلند فرشتهٔ سوم قدرت بخشد و مقدّسان را آماده سازد تا در دوره‌ای که هفت بلای آخر فرو ریخته خواهد شد، استوار بایستند.» Early Writings, 85.

«کارِ فرشتۀ سوم» همچنین «کارِ نجات» است، که «مقدّسان را آماده می‌سازد تا در دورانی که هفت بلای آخر ریخته خواهد شد، استوار بایستند.»

اور قومیں غضب ناک ہوئیں، اور تیرا غضب آ پہنچا، اور مُردوں کا وہ وقت بھی آ گیا کہ اُن کی عدالت کی جائے، اور یہ کہ تُو اپنے بندوں یعنی نبیوں کو، اور مُقدّسوں کو، اور اُن کو جو تیرے نام سے ڈرتے ہیں، چھوٹے اور بڑے، اجر دے؛ اور اُنہیں ہلاک کرے جو زمین کو ہلاک کرتے ہیں۔ مکاشفہ 11:18

قومیں آزمائش کی مدت کے اختتام سے پہلے غضب ناک ہوتی ہیں (اور یہی وہ وقت ہے جب خدا کا قہر انڈیلا جاتا ہے)، تاہم جب قومیں غضب ناک ہوتی ہیں تو وہ ساتھ ہی “روکی بھی جاتی ہیں۔” وہ “وقت” جب قومیں غضب ناک ہوتی ہیں، نجات کے اختتامی کام کے آغاز کی نشان دہی کرتا ہے، اور نجات کا اختتامی کام خدا کے لوگوں پر مہر لگایا جانا ہے۔

«مردم حقیقی خدا، که روحِ کارِ خداوند و نجاتِ جان‌ها را در دل دارند، همواره گناه را در سرشت واقعی و گناه‌آلودِ آن خواهند نگریست. آنان همیشه در جانبِ برخوردِ امینانه و صریح با گناهانی خواهند بود که به‌آسانی قومِ خدا را احاطه می‌کند. به‌ویژه در کارِ پایانی برای کلیسا، در زمانِ مهر زدنِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری که باید بی‌عیب در برابر تختِ خدا بایستند، ایشان عمیق‌ترین احساس را نسبت به خطاهای قومِ مدعیِ خدا خواهند داشت. این مطلب به‌گونه‌ای نیرومند از طریقِ تمثیلِ نبی دربارهٔ آخرین کار، تحتِ تصویرِ مردانی که هر یک سلاحِ کُشنده‌ای در دست داشتند، بیان شده است. مردی در میان ایشان جامهٔ کتان بر تن داشت و دواتِ کاتبی بر پهلوی او بود. “و خداوند به او گفت: از میانِ شهر، از میانِ اورشلیم، بگذر و بر پیشانیِ مردانی که برای همهٔ رجاساتِ انجام‌شده در میانِ آن آه می‌کشند و ناله می‌کنند، علامتی بگذار.”» شهادت‌ها، جلد 3، 266.

قوموں کو روکے رکھا جاتا ہے تاکہ وہ ایک لاکھ چوالیس ہزار کی مہر لگائے جانے کے عمل کو نہ روک سکیں۔ مکاشفہ باب سات میں، وہ غضبناک قومیں جنہیں روکے رکھا گیا ہے، اسی عین مدت کے دوران روکی ہوئی چار ہواؤں کے طور پر ظاہر کی گئی ہیں، اور اس وقت کو خاص طور پر ایک مدتِ وقت کے طور پر متعین کیا گیا ہے۔

«شیطان اکنون در این زمانِ مُهرگذاری از هر حیله‌ای استفاده می‌کند تا ذهن‌های قوم خدا را از حقیقت حاضر بازدارد و ایشان را به تزلزل اندازد. دیدم که خدا پوششی بر قوم خود می‌کشید تا آنان را در زمانِ تنگی محافظت کند؛ و هر نفسی که بر حقیقت استوار بود و در دل پاک می‌بود، می‌بایست به پوششِ قادرِ مطلق پوشانیده شود.»

«شیطان این را می‌دانست، و با قدرتی عظیم در کار بود تا ذهن‌های هرچه بیشترِ مردم را، تا آنجا که ممکن بود، نسبت به حقیقت مردّد و بی‌ثبات نگاه دارد. …»

"من دیکھا کہ شیطان اِن طریقوں سے سرگرمِ عمل تھا تاکہ اِس مُہر لگائے جانے کے وقت میں خدا کے لوگوں کو منتشر کرے، فریب دے، اور بہکا کر دور لے جائے۔ میں نے دیکھا کہ بعض ایسے تھے جو موجودہ سچائی کے لیے ثابت قدمی کے ساتھ کھڑے نہ تھے۔ اُن کے گھٹنے کانپ رہے تھے، اور اُن کے پاؤں پھسل رہے تھے، کیونکہ وہ سچائی پر مضبوطی سے قائم نہ تھے، اور قادرِ مطلق خدا کی اوٹ اُن پر اُس وقت تک نہیں تان دی جا سکتی تھی جب تک وہ اِس طرح لرزتے رہتے۔"

«شیطان با به‌کار بردن هر حیلهٔ خود می‌کوشید ایشان را در همان جایی که بودند نگاه دارد، تا مُهر شدن سپری شود، تا پوشش بر قوم خدا کشیده شود، و آنان بی‌پناهی در برابر غضب سوزان خدا، در هفت بلای آخر، باقی بمانند. خدا آغاز کرده است که این پوشش را بر قوم خود فروکشد، و به‌زودی آن بر همهٔ کسانی که در روز کشتار باید پناهی داشته باشند کشیده خواهد شد. خدا برای قوم خود با قدرت عمل خواهد کرد؛ و به شیطان نیز اجازه داده خواهد شد که عمل کند.» Early Writings, 43, 44.

خواهر وایت این سخنان را در سال ۱۸۵۱ نوشت، پنج سال پیش از آن‌که قوم خدا به وضعیت لائودیکیه داخل شوند و با رد کردن نورِ افزودهٔ «هفت زمان»، فرایند مُهر شدن را به تأخیر اندازند. آن نور، عمل خدا را در پوشانیدن قوم خویش پیش از هفت بلای آخر افزایش می‌داد و به انجام می‌رسانید. اما در عوض، قوم خدا عصیان ورزیدند و محکوم شدند که در بیابانِ لائودیکیه سرگردان شوند، چنان‌که این امر در عصیان و سرگردانیِ قوم اسرائیلِ باستان در بیابان، به‌صورت نمونه ظاهر شده بود. چه تعداد از عاصیانِ اسرائیلِ باستان به سرزمین موعود داخل شدند؟ کدام آیه در کتاب‌مقدس، یا روح نبوت، حتی یک لائودیکیه‌ای را که نجات خواهد یافت معرفی می‌کند؟ پاسخ این است: «هیچ‌کدام!» زیرا یک لائودیکیه‌ای به همان اندازه گمشده است که آنان از اسرائیلِ باستان که در بیابان مردند.

مهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار، دوره‌ای از زمان است، و آن هنگام آغاز می‌شود که چهار فرشته چهار باد را بازمی‌دارند؛ همان زمانی که امت‌ها نیز به خشم می‌آیند، اما در مهار نگاه داشته می‌شوند. در طی زمانِ مهر شدن، خدا قوم خود را برای ایستادگی در زمانِ هفت بلای آخر آماده می‌سازد، و این آمادگی چنین بازنموده شده است که «پوششی» بر قوم خود می‌کشد؛ و نیز به‌صورت به انجام رساندنِ کارِ نجات و به انجام رساندنِ کارِ فرشتهٔ سوم تصویر شده است. آمادگی‌ای که به‌وسیلهٔ همهٔ این تمثیل‌ها بازنموده شده، بر پذیرشِ «حقیقتِ حاضر» مبتنی است.

آنانی که «به‌استواری برای حقیقتِ حاضر» نخواهند ایستاد، همان کسانی‌اند که «متزلزل» بودند، زیرا ذهن‌هایشان بر «حقیقتِ حاضر» متمرکز نبود. او می‌نویسد که «دیدم بعضی را که برای حقیقتِ حاضر به‌استواری نمی‌ایستادند. زانوهایشان می‌لرزید، و پاهایشان می‌لغزید، زیرا بر حقیقت استوار نایستاده بودند، و پوششِ خدای قادر مطلق نمی‌توانست بر ایشان کشیده شود، مادام که چنین لرزان بودند.»

«حقیقتِ حاضر» وہ ہے جو «پردۂ حفاظت» فراہم کرتی ہے، اور یہی «پردۂ حفاظت» «خدا کی مہر» کے طور پر بھی ظاہر کیا گیا ہے۔ «خدا کی مہر» کی تمثیل اُس خون سے کی گئی تھی جس نے عبرانیوں کے دروازوں کو ڈھانپ لیا تھا، اور جس کے باعث ہلاک کرنے والا فرشتہ اُن گھروں کے اوپر سے گزر گیا جہاں دروازہ خون سے «ڈھانپا» گیا تھا۔ «پردۂ حفاظت» ہی «مہر لگنا» ہے، اور یہ «مہر لگنا» «حقیقتِ حاضر» کے وسیلہ سے انجام پاتا ہے۔

آنان را به‌واسطهٔ حقیقتِ خود تقدیس فرما؛ کلام تو حق است. یوحنا 17:17.

هر جنبشِ اصلاحی مضمونِ خاصِ خود را داشته است، و مضمونِ جنبشِ اصلاحیِ صد و چهل و چهار هزار نفر، «اسلامِ وایِ سوم» است. «حقیقتِ حاضر» در ایامِ آخر، اسلامِ وایِ سوم است.

«کلامِ مقدس پیوسته بر قومِ خدا گشوده می‌شود. همواره حقیقتی بوده است و همواره خواهد بود که به‌طور ویژه بر هر نسل قابلِ انطباق است.» Review and Herald، 29 ژوئن 1886.

این «پیامِ» حقیقتِ حاضر است که قومِ خدا را در ایامِ آخر مُهر می‌نهد، و زمانِ مُهرگذاری چنین به تصویر کشیده شده است که از هنگامی آغاز می‌شود که چهار باد مهار شده‌اند. امت‌ها در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به خشم آمدند، و در آن هنگام مُهرگذاریِ صد و چهل و چهار هزار تن آغاز شد، زیرا بارانِ آخر، که «یک پیام» است، آغاز به گشوده شدن کرد.

«بر یوحنا صحنه‌هایی از علاقه‌ای ژرف و هیجان‌انگیز در تجربهٔ کلیسا گشوده شد. او موقعیت، خطرات، کشمکش‌ها و رهایی نهایی قوم خدا را دید. او پیام‌های پایانی را ثبت می‌کند که باید محصول زمین را به کمال برسانند، خواه همچون دسته‌هایی برای انبار آسمانی، یا همچون هیزم‌بسته‌هایی برای آتش‌های هلاکت. موضوعاتی بس عظیم‌الاهمیت بر او مکشوف گردید، به‌ویژه برای آخرین کلیسا، تا آنان که از گمراهی به حقیقت بازمی‌گردند، دربارهٔ مخاطرات و کشمکش‌هایی که در پیش روی ایشان است، تعلیم یابند. هیچ‌کس لازم نیست نسبت به آنچه بر زمین خواهد آمد در تاریکی بماند.» جدال عظیم، 341.

آن‌گاه که امت‌ها به خشم آمدند، در همان حال مهار شدند، و «باران آخر» آغاز به باریدن کرد؛ و باران آخر همان پیامِ «حقیقتِ حاضر» است که قوم خدا را مُهر می‌زند.

“کام در بتل کریک از همان نوع است. رهبران در آسایشگاه با بی‌ایمانان درآمیخته‌اند و آنان را کمابیش به شوراهای خود راه داده‌اند؛ اما این همچون آن است که با چشمان بسته به کار پردازند. ایشان از بصیرت لازم برای دیدن آنچه ممکن است هر لحظه بر ما فرود آید، بی‌بهره‌اند. روحی از نومیدی، از جنگ و خون‌ریزی وجود دارد، و آن روح تا واپسین پایان زمان فزونی خواهد گرفت. به‌محض آنکه قوم خدا بر پیشانی‌های خود مُهر شوند—و این نه مهر یا نشانی است که بتوان آن را دید، بلکه استقراری در حقیقت، هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ روحانی، به‌گونه‌ای که نتوان آنان را جنباند—به‌محض آنکه قوم خدا مُهر شوند و برای تکان دادن آماده گردند، آن فرا خواهد رسید. در حقیقت، هم‌اکنون نیز آغاز شده است. داوری‌های خدا اکنون بر این سرزمین است تا به ما هشدار دهد، تا بدانیم چه چیزی در راه است.” Manuscript Releases، جلد 10، 252.

«مُهر شدن» یعنی «استقرار یافتن در حقیقت». او در زمینهٔ زمانِ مُهر شدن می‌نویسد: «روحی از درماندگی، از جنگ و خون‌ریزی وجود دارد، و آن روح تا واپسین لحظه‌های زمان پیوسته افزایش خواهد یافت.» هنگامی که ملت‌ها به خشم آیند، مهار خواهند شد، اما «جنگ و خون‌ریزی» که به صورتِ چهار باد به تصویر کشیده شده است، «تا واپسین لحظه‌های زمان» افزایش خواهد یافت. اسلامِ وایِ سوم، جنگ‌افروزیِ خود را به‌تدریج تا همان واپسین لحظه‌های زمان تشدید می‌کند، و فهمِ نبویِ اسلام به‌عنوان «موضوع» در اصلاحِ یکصد و چهل و چهار هزار، هم‌زمان در همان دورهٔ زمانی افزایش می‌یابد. این تشدیدِ تدریجی که به‌وسیلهٔ اسلام تحقق می‌یابد، به موازاتِ فرو‌ریزیِ بارانِ آخر در همان دورهٔ زمانیِ یکسان پیش می‌رود، زیرا بارانِ آخر یک «پیام» است.

«ممسوحانی که نزد خداوندِ تمامی زمین ایستاده‌اند، همان مقامی را دارند که زمانی به شیطان به‌عنوان کروبیِ سایه‌گستر داده شده بود. خداوند به‌وسیلهٔ موجودات مقدسی که پیرامون تخت او هستند، ارتباطی پیوسته با ساکنان زمین برقرار می‌دارد. روغنِ طلایی نمایانگر آن فیضی است که خدا به‌وسیلهٔ آن چراغ‌های ایمانداران را پیوسته فراهم می‌سازد تا سوسو نزنند و خاموش نشوند. اگر این روغنِ مقدس در پیام‌های روحِ خدا از آسمان فرو ریخته نمی‌شد، عواملِ شرّ به‌طور کامل بر انسان‌ها تسلط می‌یافتند.»

«خدا هنگامی بی‌حرمت داشته می‌شود که پیام‌هایی را که برای ما می‌فرستد، دریافت نکنیم. بدین‌سان، آن روغنِ طلایی را که او می‌خواهد در جان‌های ما بریزد تا به آنان که در تاریکی‌اند رسانیده شود، رد می‌کنیم. هنگامی که آن ندا دررسد: “اینک، داماد می‌آید؛ به استقبال او بیرون روید”، آنان که روغنِ مقدس را دریافت نکرده‌اند و فیضِ مسیح را در دل‌های خود گرامی نداشته‌اند، همچون باکره‌های نادان خواهند یافت که برای ملاقات با خداوند خویش آماده نیستند. آنان در خود توانِ به‌دست آوردنِ آن روغن را ندارند، و زندگی‌هایشان تباه می‌شود. اما اگر روح‌القدسِ خدا را بطلبیم، اگر همان‌گونه که موسی التماس کرد، ما نیز بگوییم: “جلال خود را به من بنما”، محبتِ خدا در دل‌های ما ریخته خواهد شد. از طریق لوله‌های زرین، آن روغنِ طلایی به ما رسانیده خواهد شد. “نه به قوت، و نه به قدرت، بلکه به روح من، یَهُوَه صبایوت می‌گوید.” فرزندانِ خدا با دریافتِ پرتوهای درخشانِ آفتابِ عدالت، همچون نورها در جهان می‌درخشند.» Review and Herald, July 20, 1897.

باران آخر با «بارش خفیف» آغاز می‌شود و سرانجام به ریزشی کامل و فراگیر شدت می‌یابد. «بارش خفیف»ِ باران آخر به‌عنوان بارانی شناخته می‌شود که «به اندازه» داده می‌شود، و ریزش کامل آن زمانی است که «بی‌حد و اندازه» فرو ریخته می‌شود. خواهر وایت به‌روشنی زمانی را مشخص می‌کند که باران آخر در حال باریدن است، و برخی آن را دریافت می‌کنند و برخی دریافت نمی‌کنند. در آن زمان، باران «به اندازه» داده می‌شود، یا در حال «بارش خفیف» است.

بعضُ الناسِ سيدركون أنَّ شيئًا ما يحدث، لكنَّ ذلك لن يُحدث فيهم إلا الخوف.

«در کلیساها باید ظهوری شگفت‌انگیز از قدرت خدا پدید آید، اما این ظهور بر کسانی اثر نخواهد گذاشت که خویشتن را در حضور خداوند فروتن نساخته‌اند و درِ دل خود را با اعتراف و توبه نگشوده‌اند. در تجلیِ آن قدرتی که زمین را با جلال خدا روشن می‌سازد، آنان جز چیزی نخواهند دید که در کوریِ خود آن را خطرناک می‌پندارند؛ چیزی که ترس‌های ایشان را برخواهد انگیخت، و خود را برای مقاومت در برابر آن آماده خواهند ساخت. چون خداوند مطابق انتظارات و آرمانِ آنان عمل نمی‌کند، با این کار به مخالفت برخواهند خاست. می‌گویند: «چرا ما نباید روح خدا را بشناسیم، حال آنکه این همه سال در خدمت بوده‌ایم؟» زیرا به هشدارها و استغاثه‌های پیام‌های خدا پاسخ ندادند، بلکه مصرّانه گفتند: «من دولتمندم و مال اندوخته‌ام و به هیچ چیز محتاج نیستم.»» Maranatha, 219

«بسیاری تا حد زیادی در دریافت بارانِ نخستین ناکام مانده‌اند. آنان همهٔ برکاتی را که خدا بدین‌سان برای ایشان فراهم کرده است، به دست نیاورده‌اند. انتظار دارند که این کمبود به‌وسیلهٔ بارانِ آخر جبران شود. هنگامی که غنی‌ترین فراوانیِ فیض عطا گردد، قصد دارند دل‌های خود را بگشایند تا آن را دریافت کنند. آنان مرتکب اشتباهی هولناک می‌شوند. کاری که خدا با بخشیدن نور و معرفت خویش در دل انسان آغاز کرده است، باید پیوسته ادامه یابد. هر فرد باید ضرورتِ شخصیِ خود را دریابد. دل باید از هر آلودگی تهی شود و برای سُکنای روح پاک گردد. شاگردان نخستین با اعتراف و ترکِ گناه، با دعای جدّی و وقفِ خویشتن به خدا، خود را برای ریزش روح‌القدس در روز پنطیکاست آماده ساختند. اکنون نیز همان کار، اما به درجه‌ای بیشتر، باید انجام شود. آنگاه عاملِ انسانی تنها می‌بایست برکت را درخواست کند و منتظر خداوند بماند تا کار مربوط به او را کامل سازد. این خداست که کار را آغاز کرده، و او کار خویش را به انجام خواهد رسانید و انسان را در عیسی مسیح کامل خواهد ساخت. اما نباید از فیضی که بارانِ نخستین نمایندهٔ آن است، غفلت شود. تنها کسانی که مطابق نوری که دارند زندگی می‌کنند، نورِ بیشتر را دریافت خواهند کرد. مگر آنکه ما روزانه در نمودار ساختنِ فضایلِ فعالِ مسیحی پیشرفت کنیم، ظهوراتِ روح‌القدس را در بارانِ آخر تشخیص نخواهیم داد. ممکن است آن بر دل‌های اطراف ما در حال باریدن باشد، اما ما نه آن را تشخیص خواهیم داد و نه دریافت خواهیم کرد.» شهادت‌ها برای خادمان، 506، 507.

در این بخش، او مشخص می‌سازد که زمانی فرا می‌رسد که «غنی‌ترین فراوانیِ فیض عطا خواهد شد»، و بدین‌سان زمانی را معیّن می‌کند که بارانِ آخِر بدون اندازه فرو ریخته می‌شود. در پیوند با این حقیقت، او تصریح می‌کند که تنها کسانی که مطابق نوری که دارند زندگی می‌کنند، نورِ بیشتری دریافت خواهند کرد. در این اصل، آشکار است که نور (که همان حقیقتِ حاضر است) به‌تدریج افزایش می‌یابد. در آخرین جمله، او زمانی را معیّن می‌کند که بارانِ آخِر در حال باریدن است، و برخی آن را تشخیص داده و می‌پذیرند، و برخی دیگر نه. اگر پیام را، که همان بارانِ آخِر است، تشخیص ندهید، آن را دریافت نخواهید کرد.

«نباید در انتظار باران آخر بمانیم. این باران بر همهٔ کسانی می‌آید که شبنم و بارش‌های فیضی را که بر ما فرو می‌ریزد، بازشناسند و آن را از آنِ خود سازند. هنگامی که پاره‌های نور را گرد می‌آوریم، هنگامی که رحمت‌های یقینیِ خدا را، که دوست دارد ما به او اعتماد کنیم، ارج می‌نهیم، آنگاه هر وعده به انجام خواهد رسید. [اشعیا 61:11 نقل شده است.] تمامی زمین باید از جلال خدا پر گردد.» The Seventh-day Adventist Bible Commentary, volume 7, 984.

در زمانی که امت‌های خشمگین در بازداشت نگاه داشته می‌شوند، باران آخر آغاز می‌کند که «به اندازه» سنجیده شود. هنگامی که «فراوان‌ترین وفورِ فیض عطا خواهد شد»، این بیان معرّف زمانی است که باران آخر بی‌اندازه فرو ریخته می‌شود.

در زمانی که امت‌ها خشمگین می‌شوند، اما مهار شده نگاه داشته می‌شوند، بارانِ آخر آغاز به باریدن می‌کند، اما «پیمانه‌شده» است، زیرا کلیسا در آن مقطع با گندم و کرکاس درآمیخته است. این همان بارانی است که هم گندم و هم کرکاس را به کمال می‌رساند، و بارانِ آخر همان پیامِ حقیقتِ حاضر است که یا شناخته و پذیرفته می‌شود، یا نمی‌شود. همهٔ این مفاهیم نبوی به‌روشنی در کتب مقدس مشخص شده‌اند. در 11 سپتامبر 2001، بارانِ آخر آغاز به «پاشیدن» کرد، و به‌تدریج شدت می‌گیرد تا آن‌گاه که پیامِ فریادِ نیمه‌شب فرا رسد و باکره‌های دانا و نادان برای همیشه از هم جدا شوند.

پس حکیمان همچون عَلَمی برافراشته می‌شوند تا گلهٔ دیگرِ خدا را از بابل فراخوانند، و آن‌گاه بارانِ آخر بی‌پیمانه فرو ریخته می‌شود و پیوسته می‌بارد تا میکائیل برخیزد و مهلتِ آزمایشِ انسان به پایان رسد.

«من دیدم که آن چهار فرشته، چهار باد را نگاه خواهند داشت تا کار عیسی در قدس به انجام رسد، و آنگاه هفت بلای آخر خواهد آمد.» Early Writings, 36.

نگه‌داشتنِ چهار باد، نمودارِ مهارِ مشیت‌آمیزِ خدا بر داوری‌های فزاینده‌ای است که او اجازه می‌دهد در ایام آخر واقع شوند. آن چهار فرشته، چهار باد را در زمانِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نگاه می‌دارند، اما در آن دورهٔ زمانی «روحِ درماندگی، جنگ و خون‌ریزی» وجود دارد، و آن روح افزایش خواهد یافت. هنگامی که آخرینِ فرزندانِ خدا مُهر شده باشند، میکائیل برخواهد خاست و چهار باد به‌طور کامل رها خواهند شد، و هفت بلای آخر فرا خواهد رسید.

در «ساعتِ زلزلۀ عظیم» مذکور در مکاشفه، باب یازدهم، در «ایام سخت»ِ دانیال، باب نهم، هنگامی که کوچه و حصار به انجام رسیده باشد، همان زمانی است که «امت‌ها خشمگین خواهند شد.» در آن دورۀ زمانی، باران آخر در «پیمانه» ریخته خواهد شد. اشعیا زمانی را که باران آخر سنجیده می‌شود مشخص می‌سازد، و آن زمان را «روزِ باد شرقی» می‌نامد. «روزِ باد شرقی» یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ بود.

ما در مقالهٔ بعدی به بررسی «اندازه‌گیری» بارانِ آخر ادامه خواهیم داد، اما باید به یاد داشت که آن گوهرِ رؤیای میلر که بر لوح‌های مقدّسِ حبقوق به صورتِ سه وایِ اسلام به تصویر کشیده شده است، باید در ایّامِ آخر ده بار درخشان‌تر از زمانی بدرخشد که نخستین بار به وسیلهٔ میلر گرد آورده شد.

«در یک موقعیت، هنگامی که در شهر نیویورک بودم، در ساعات شب فراخوانده شدم تا بناهایی را مشاهده کنم که طبقه بر طبقه به سوی آسمان سر برمی‌آوردند. این بناها به‌عنوان ضدّ حریق تضمین شده بودند، و برای جلال بخشیدن به مالکان و سازندگان خود برپا می‌شدند. این بناها بالاتر و باز هم بالاتر می‌رفتند، و در آنها گران‌بهاترین مصالح به کار رفته بود. آنان که این بناها از آنِ ایشان بود، از خود نمی‌پرسیدند: “چگونه می‌توانیم به بهترین وجه خدا را جلال دهیم؟” خداوند در اندیشه‌های ایشان نبود.»

«با خود اندیشیدم: “آه، کاش آنان که بدین‌گونه اموال خویش را سرمایه‌گذاری می‌کنند، می‌توانستند مسیر خود را آنگونه که خدا آن را می‌بیند، ببینند! آنان بناهای باشکوه بر هم می‌نهند، اما طرح‌ریزی و تدبیرشان در نظر فرمانروای جهان چه اندازه احمقانه است. ایشان با تمامی قوای دل و ذهن در پی آن نیستند که چگونه خدا را جلال دهند. آنان این حقیقت را، که نخستین وظیفه انسان است، از نظر دور داشته‌اند.”»

“جب یہ بلند و بالا عمارتیں تعمیر ہوئیں تو اُن کے مالکان نے بلندپرواز تکبر کے ساتھ خوشی منائی کہ اُن کے پاس اتنا مال ہے کہ اپنی نفسانی خواہشات کی تسکین کریں اور اپنے پڑوسیوں میں حسد بھڑکائیں۔ اُس مال کا بڑا حصہ، جسے اُنہوں نے اس طرح صرف کیا، ناحق وصولی اور غریبوں کو کچلنے کے ذریعے حاصل کیا گیا تھا۔ وہ بھول گئے کہ آسمان میں ہر کاروباری معاملے کا حساب رکھا جاتا ہے؛ ہر ناروا سودا، ہر فریب آمیز عمل، وہاں قلم بند ہے۔ وہ وقت آ رہا ہے جب انسان اپنے فریب اور گستاخی میں اُس حد تک پہنچ جائیں گے جس سے آگے خداوند اُنہیں گزرنے نہ دے گا، اور وہ جان لیں گے کہ یہوواہ کی درگزر کی بھی ایک حد ہے۔”

«صحنه‌ای که سپس در برابر من گذشت، هشدارِ آتشی بود. مردان به ساختمان‌های بلند و به‌گمانِ خود نسوز نگریستند و گفتند: “آن‌ها کاملاً ایمن‌اند.” اما این ساختمان‌ها چنان سوختند که گویی از قیر ساخته شده بودند. خودروهای آتش‌نشانی هیچ کاری از پیش نبردند تا ویرانی را متوقف سازند. آتش‌نشانان نتوانستند تجهیزات را به کار اندازند.»

«به من تعلیم داده شده است که هنگامی که وقت خداوند فرا رسد، اگر در دل‌های انسان‌های مغرور و جاه‌طلب هیچ تغییری پدید نیامده باشد، آدمیان خواهند یافت که همان دستی که برای نجات نیرومند بوده است، برای هلاک کردن نیز نیرومند خواهد بود. هیچ قدرت زمینی نمی‌تواند دست خدا را بازدارد. هیچ مصالحی را نمی‌توان در برپایی ساختمان‌ها به کار برد که بتواند آنها را از ویرانی محفوظ دارد، آنگاه که زمان مقررشدهٔ خدا فرا رسد تا به سبب بی‌اعتنایی انسان‌ها به شریعت او و به سبب جاه‌طلبی خودخواهانهٔ آنان، جزا را بر ایشان فرو فرستد.» شهادت‌ها، جلد ۹، ۱۲، ۱۳.