سرکشیِ ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای در سال ۱۸۶۳، به‌وسیلهٔ لعنتی که بر بازسازی اریحا اعلام شد، به‌صورت نمادین پیش‌نموده شده است.

و یوشع در آن زمان ایشان را سوگند داد و گفت: «ملعون باد آن مرد در حضور خداوند که برخیزد و این شهر اَریحا را بنا کند؛ بنیاد آن را بر نخست‌زادهٔ خود خواهد نهاد، و در کوچک‌ترین پسرش دروازه‌های آن را برپا خواهد ساخت.» یوشع ۶:۲۶.

سرکشیِ ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای در سال ۱۸۶۳، به‌واسطۀ رد شدنِ سنگِ زاویه از سوی بنایان، به‌صورت نمادین به تصویر کشیده شده است.

عیسیٰ نے اُن سے فرمایا، کیا تم نے کتابِ مقدس میں کبھی نہیں پڑھا کہ جس پتھر کو معماروں نے ردّ کر دیا، وہی کونے کے سرے کا پتھر بن گیا؛ یہ خداوند کی طرف سے ہوا، اور ہماری نگاہ میں عجیب ہے؟ پس میں تم سے کہتا ہوں کہ خدا کی بادشاہی تم سے لے لی جائے گی، اور ایسی قوم کو دے دی جائے گی جو اُس کے پھل لائے۔ متی 21:42، 43۔

سرکشیِ ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای در سال ۱۸۶۳، به‌وسیلهٔ گوسالهٔ زرّینِ هارون نمونه‌سازی شده است.

زیرا به من گفتند: برای ما خدایانی بساز که پیشاپیش ما بروند؛ زیرا این موسی، آن مردی که ما را از سرزمین مصر بیرون آورد، نمی‌دانیم بر او چه واقع شده است. و من به ایشان گفتم: هر که طلا دارد، آن را از خود جدا کند. پس آن را به من دادند؛ آنگاه آن را در آتش افکندم، و این گوساله بیرون آمد. و چون موسی دید که قوم عریان‌اند؛ (زیرا هارون آنان را برای رسوایی‌شان در میان دشمنانشان عریان ساخته بود). خروج ۳۲:‏۲۳–۲۵

سرکشیِ اَدونتیسمِ لائودیکیه‌ای در سال ۱۸۶۳ با دو گوسالۀ زرّینِ یَرُبعام به‌صورت نمادین نشان داده شده است.

اگر این قوم برای گذرانیدن قربانی‌ها به خانهٔ خداوند در اورشلیم بروند، آنگاه دل این قوم بار دیگر به سوی آقای خویش، یعنی رَحُبعام، پادشاه یهودا، بازخواهد گشت؛ و مرا خواهند کشت و نزد رَحُبعام، پادشاه یهودا، بازخواهند گشت. پس پادشاه مشورت کرد و دو گوسالهٔ زرین ساخت، و به ایشان گفت: برای شما بسیار دشوار است که به اورشلیم بروید؛ اینک خدایان تو، ای اسرائیل، که تو را از سرزمین مصر بیرون آوردند. و یکی را در بیت‌ئیل نهاد و دیگری را در دان قرار داد. اول پادشاهان 12:27–29.

تمردُ الأدڤنتيةِ اللاودكيةِ في عام 1863 قد مثَّله النبيُّ الذي من يهوذا، الذي مات بين الحمار والأسد.

Y aconteció que, después que hubo comido pan y después que hubo bebido, él le ensilló el asno, a saber, al profeta que había hecho volver. Y cuando se hubo ido, un león le salió al encuentro en el camino, y le mató; y su cadáver quedó tendido en el camino, y el asno estaba junto a él; y también el león estaba junto al cadáver. 1 Reyes 13:23, 24.

سرکشیِ اَدونتیسمِ لائودیکیه‌ای در سال ۱۸۶۳، به‌واسطۀ دهمین آزمونِ اسرائیلِ باستان که آغازگرِ سرگردانیِ ایشان در بیابان بود، نمونۀ پیشین یافته است.

لیکن جیسا کہ میں زندہ ہوں، تمام زمین خداوند کے جلال سے بھر جائے گی۔ کیونکہ وہ سب آدمی جنہوں نے میرا جلال، اور میرے وہ معجزات دیکھے جو میں نے مصر اور بیابان میں کیے، اور اب یہ دس بار مجھے آزما چکے ہیں، اور میری آواز نہیں سنی؛ یقیناً وہ اس ملک کو نہ دیکھیں گے جس کی میں نے ان کے باپ دادا سے قسم کھائی تھی، اور نہ ہی ان میں سے کوئی جس نے مجھے غضبناک کیا ہے اسے دیکھے گا۔ لیکن میرا بندہ کالب، چونکہ اُس کے ساتھ ایک اور ہی روح تھی، اور اُس نے پوری طرح میری پیروی کی، اُسے میں اُس ملک میں لے آؤں گا جہاں وہ گیا تھا؛ اور اُس کی نسل اُس پر قبضہ کرے گی۔ گنتی 14:21–23۔

رسولِ پولُس نے تعلیم دی:

پس همهٔ این امور بر ایشان واقع شد تا نمونه‌ها باشند؛ و برای تنبیه ما مکتوب گردید، ما که پایان‌های عالم بر ما رسیده است. اول قرنتیان ۱۰:‏۱۱

در توضیح آن اصل نبوی، خواهر وایت گفت:

«هر یک از انبیای باستانی کمتر برای زمان خود سخن گفتند تا برای زمان ما؛ ازاین‌رو نبوتِ ایشان برای ما نافذ و معتبر است. «و این همه بدیشان به‌جهتِ نمونه‌ها واقع شد، و برای تنبیهِ ما مکتوب گردید که اواخرِ عالم بر ما رسیده است.» 1 Corinthians 10:11. «که نه برای خود، بلکه برای ما خدمت می‌نمودند در این امور که الحال به شما اعلام شده است، به‌واسطهٔ آنان که به روح‌القدسِ فرستاده‌شده از آسمان، انجیل را به شما بشارت دادند؛ اموری که فرشتگان آرزومندند در آن‌ها بنگرند.» 1 Peter 1:12....»

«کتاب‌مقدس گنجینه‌های خود را برای این نسل آخر فراهم آورده و یک‌جا گرد آورده است. همهٔ رویدادهای عظیم و معاملات خطیرِ تاریخ عهد عتیق در این ایام آخر، در کلیسا تکرار شده‌اند و در حال تکرار شدن هستند.» Selected Messages, book 3, 338, 339.

پیام بارانِ آخر، بنا بر اشعیا، پیامی است؛ زیرا او تصریح می‌کند که شریران از شنیدن آن سر باز خواهند زد، و آن پیام را «حکم بر حکم» توصیف می‌کند.

به که معرفت را تعلیم خواهد داد؟ و به که فهمِ تعلیم را خواهد فهمانید؟ به آنان که از شیر بازگرفته شده‌اند و از پستان‌ها جدا گردیده‌اند. زیرا حکم باید بر حکم باشد، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اینجا اندکی و آنجا اندکی. زیرا با لب‌های لکنت‌دار و به زبانی دیگر با این قوم سخن خواهد گفت. که به ایشان گفت: این است آرامشی که با آن می‌توانید خسته را آرامش بخشید؛ و این است تازگی و فرح‌بخشی؛ اما نخواستند بشنوند. لیکن کلام خداوند برای ایشان حکم بر حکم شد، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اینجا اندکی و آنجا اندکی؛ تا بروند و از پشت به عقب افتند و شکسته شوند و در دام گرفتار آیند و گرفته شوند. اشعیا 28:9–13.

از میان آن شش خطی که همین اکنون شناسایی کرده‌ایم ــ و البته خطوط دیگری نیز هستند که به آن‌ها اشاره نکرده‌ایم ــ یکی بر سال 1863 تأکید می‌ورزد، به‌عنوان پایانِ آزمونی تدریجی که به سرگردانی در بیابان انجامید. دو خط بر این امر تأکید دارند که قومی که پیش‌تر اهلِ عهد بودند کنار گذاشته شدند و قومی برگزیدهٔ جدید جایگزین ایشان گردید. یکی لعنتی را برای بازسازیِ چیزی مشخص می‌سازد که مقصود این بود که ویران و متروک، زیر لعنت خدا، به همان حال واگذار شود؛ و دیگری لعنتی را برای بازگشتن به جایی معین می‌سازد که از رفتن بدان منع شده بودید. دو خط نیز نمونه‌هایی از بدل‌های آن دو لوحِ ده فرمان را فراهم می‌آورند، که نمایانگرِ دو لوحِ حبقوق بودند.

گوساله‌های زرّینِ هارون و یَربُعام، نمودارِ تصویری جعلی از غیرت‌اند که نمایانگرِ نمودارِ جعلیِ ۱۸۶۳ بود. هنگامی که این دو در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، دو شاهدِ هارون و یَربُعام تعلیم می‌دهند که دو لوحِ حبقوق، یک لوح را نمایندگی می‌کنند؛ درست به همان‌گونه که دو لوحِ ده فرمان، یک شریعتِ خدا را نمایندگی می‌کنند. آنان با هم یک نماد می‌شوند، نمادی که چون در کنار هم نهاده شوند از دو جزء تشکیل شده است. همان پویایی‌های نبوّتیِ دو لوحِ شریعتِ خدا در دو لوحِ حبقوق نیز وجود دارد، و جعلیاتِ هارون و یَربُعام، با هم، به آن پدیدهٔ نبوّتی می‌پردازند.

پہلی نسلِ ایڈونٹ ازم کو حزقی ایل کے آٹھویں باب میں مذکور غیرت کی مورت کے ذریعہ ممثل کیا گیا ہے۔ وہ رؤیا جو حزقی ایل کے آٹھویں باب میں چھٹے سال کے چھٹے مہینے کی پانچویں تاریخ کو شروع ہوتی ہے، نویں باب تک جاری رہتی ہے، جہاں ایک لاکھ چوالیس ہزار کی مہر بندی کی تمثیل پیش کی گئی ہے۔ جب سسٹر وائٹ نویں باب کی مہر بندی کی تمثیل پر کلام کرتی ہیں، تو وہ خدا کے کردار کی اُس صفت کو شامل کرتی ہیں جو یہ ظاہر کرتی ہے کہ خدا نافرمانوں کا انصاف تیسری اور چوتھی پشت میں کرتا ہے۔ اس طرح وہ اُس سچائی کو بھی شامل کرتی ہیں جو براہِ راست دوسرے حکم کے ساتھ متعلق ہے، اور وہی وہ حکم ہے جو بُتوں کی پرستش سے منع کرتا ہے، جیسے ہارون اور یربعام کے سونے کے بچھڑے تھے۔

«او آن مردِ ملبّس به کتان را که دواتِ کاتب بر پهلوی خود داشت، فراخواند؛ و خداوند به او گفت: از میان شهر، از میان اورشلیم، عبور کن و بر پیشانی‌های مردانی که به سبب همهٔ رجاساتی که در میان آن واقع می‌شود، آه می‌کشند و ناله می‌کنند، علامتی بگذار. و به دیگران، در حالی که من می‌شنیدم، گفت: از پیِ او در شهر بگذرید و بزنید؛ چشمتان شفقت نورزد و ترحّم مکنید: پیر و جوان را، دوشیزگان و کودکان و زنان را، یکسره بکشید؛ امّا به هیچ کس که آن علامت بر اوست نزدیک مشوید؛ و از مَقْدَسِ من آغاز کنید. پس ایشان از پیرانِ پیشِ خانه آغاز کردند.»

«عیسی در شُرُف آن است که کرسیِ رحمتِ قدسِ آسمانی را ترک گوید تا جامه‌های انتقام را بر تن کند و خشم خود را در داوری‌ها بر کسانی فرو ریزد که به نوری که خدا به ایشان عطا کرده است پاسخ نداده‌اند. “از آنجا که حکمِ عملِ شریرانه به‌سرعت اجرا نمی‌شود، دلِ بنی‌آدم به‌تمامی در ایشان بر انجامِ بدی استوار می‌گردد.” به‌جای آنکه به‌سبب صبر و حلمِ درازمدتی که خداوند نسبت به آنان به‌کار برده است نرم شوند، آنان که نه از خدا می‌ترسند و نه حقیقت را دوست می‌دارند، دل‌های خود را در راهِ شرارتِ خویش سخت‌تر می‌سازند. اما حتی برای حلمِ خدا نیز حد و مرزی هست، و بسیاری از این حدود فراتر می‌روند. آنان از حدودِ فیض گذشته‌اند، و ازاین‌رو خدا باید مداخله کند و حرمتِ خویش را اعاده نماید.»

دربارهٔ اموریان، خداوند فرمود: «در نسل چهارم به اینجا بازخواهند گشت، زیرا گناه اموریان هنوز به کمال نرسیده است.» با آنکه این قوم به سبب بت‌پرستی و فساد خویش آشکارا ممتاز بود، هنوز پیمانهٔ گناه خود را لبریز نکرده بود، و خدا فرمان نابودی کامل ایشان را صادر نمی‌کرد. مردم می‌بایست قدرت الهی را به‌گونه‌ای آشکار مشاهده کنند، تا هیچ عذری برای ایشان باقی نماند. آفریدگارِ رحیم مایل بود تا نسل چهارم بر گناه ایشان شکیبایی ورزد. سپس، اگر هیچ دگرگونیِ رو به بهبودی دیده نمی‌شد، داوری‌های او بر آنان فرود می‌آمد.

«با دقتی خطاناپذیر، آن وجود نامتناهی همچنان با همهٔ ملت‌ها حسابی نگاه می‌دارد. تا هنگامی که رحمت او با دعوت‌ها به توبه عرضه می‌شود، این حساب باز خواهد ماند؛ اما چون ارقام به حدّ معینی برسد که خدا آن را مقرر کرده است، خدمتِ خشم او آغاز می‌گردد. حساب بسته می‌شود. شکیبایی الهی پایان می‌پذیرد. دیگر هیچ التماسِ رحمتی به سود ایشان نخواهد بود.»

نبی نے زمانوں پر نظر ڈالتے ہوئے اس وقت کو اپنے رویا کے سامنے حاضر دیکھا۔ اس زمانہ کی قومیں بے مثال رحمتوں کی وارث رہی ہیں۔ آسمان کی برکات میں سے بہترین برکتیں انہیں عطا کی گئی ہیں، لیکن بڑھتا ہوا تکبر، لالچ، بت پرستی، خدا کی تحقیر، اور پست ناشکری اُن کے خلاف قلم بند ہیں۔ وہ تیزی سے خدا کے ساتھ اپنا حساب بند کر رہی ہیں۔

«اما آنچه مرا به لرزه می‌افکند این واقعیت است که کسانی که از بیشترین نور و امتیازات برخوردار بوده‌اند، به ناپاکیِ رایج آلوده شده‌اند. بسیاری، حتی از میان آنان که به حقیقت اقرار می‌کنند، تحت تأثیر ناراستکارانِ پیرامون خود، سرد شده‌اند و به‌وسیلهٔ جریان نیرومند شر فروکوبیده می‌شوند. تمسخر فراگیری که بر پارسایی و قدوسیتِ راستین روا داشته می‌شود، سبب می‌گردد کسانی که با خدا پیوندی نزدیک ندارند، حرمت خود را نسبت به شریعت او از دست بدهند. اگر آنان از نور پیروی می‌کردند و از صمیم دل مطیع حقیقت بودند، این شریعت مقدس، هنگامی که بدین‌سان خوار شمرده و کنار گذاشته می‌شود، در نظر ایشان حتی گرانبهاتر می‌نمود. هرچه بی‌حرمتی نسبت به شریعت خدا آشکارتر می‌گردد، خط تمایز میان نگاه‌داران آن و جهان مشخص‌تر می‌شود. محبت به فرامین الهی در یک گروه، به همان نسبت افزایش می‌یابد که تحقیر آن در گروهی دیگر افزایش می‌گیرد.»

«بحران به‌سرعت نزدیک می‌شود. ارقامِ به‌شتاب فزاینده نشان می‌دهد که زمانِ بازدیدِ خداوند تقریباً فرارسیده است. هرچند او به مجازات کردن مایل نیست، بااین‌همه مجازات خواهد کرد، و آن هم به‌زودی. آنان که در نور گام برمی‌دارند، نشانه‌های خطرِ نزدیک‌شونده را خواهند دید؛ اما نباید در آرامش و بی‌اعتنایی بنشینند و در انتظارِ ویرانی بمانند، و خود را با این باور تسلّی دهند که خدا در روزِ بازدید، قومِ خود را پناه خواهد داد. هرگز چنین نیست. آنان باید دریابند که وظیفهٔ ایشان است که با کوششی پیگیر برای نجاتِ دیگران کار کنند و با ایمانی استوار برای یاری به خدا بنگرند. «دعای مؤثر و پرحرارتِ مردِ عادل، بسیار اثر می‌بخشد.»

«خمیرمایهٔ دینداری یکسره قدرت خود را از دست نداده است. در زمانی که خطر و افسردگیِ کلیسا به اوج خود می‌رسد، آن گروهِ کوچک که در نور ایستاده‌اند، برای مکروهاتی که در سرزمین به‌جا آورده می‌شود، آه و ناله خواهند کرد. اما به‌ویژه دعاهای ایشان به‌خاطر کلیسا برخواهد خاست، زیرا اعضای آن به شیوهٔ جهان رفتار می‌کنند. »

«دعاهای fervent این اندکِ وفادار بیهوده نخواهد بود. هنگامی که خداوند به‌عنوان انتقام‌گیرنده ظاهر شود، همچنین به‌عنوان محافظِ همهٔ کسانی خواهد آمد که ایمان را در پاکیِ آن حفظ کرده و خویشتن را از آلودگیِ جهان بی‌لکه نگاه داشته‌اند. در همین زمان است که خدا وعده داده است از برگزیدگانِ خود که شب و روز نزد او فریاد برمی‌آورند، هرچند مدتی در حق ایشان درنگ کند، انتقام بگیرد.»

“دستور این است: «از میان شهر، از میان اورشلیم بگذر، و بر پیشانی‌های مردانی که برای همهٔ رجاساتی که در میان آن به‌عمل می‌آید، آه می‌کشند و فریاد برمی‌آورند، نشانی بگذار.» این آه‌کشان و فریادکنندگان، کلمات حیات را عرضه می‌داشتند؛ توبیخ می‌کردند، پند می‌دادند، و التماس می‌نمودند. برخی که خدا را بی‌حرمت ساخته بودند، توبه کردند و دل‌های خود را در حضور او فروتن ساختند. اما جلال خداوند از اسرائیل رخت بربسته بود؛ و هرچند بسیاری هنوز به صورت‌های ظاهری دیانت ادامه می‌دادند، قدرت و حضور او مفقود بود.” شهادت‌ها، جلد ۵، ۲۰۷–۲۱۰.

برای آن‌که رؤیای مُهر شدن، آن‌گونه که حزقیال آن را بیان کرده است، به‌درستی تقسیم گردد، ضروری است که چهار نسل ادونتیسم شناخته شود. خواهر وایت متن برگزیدهٔ ما را با اشاره‌ای مستقیم به باب نهمِ حزقیال آغاز می‌کند، و بخشی که ما برگزیده‌ایم نیز با ارجاعی مستقیم به باب نهمِ حزقیال پایان می‌یابد. او در آن متن دربارهٔ حزقیال می‌گوید: «نبی، در حالی که در امتداد اعصار می‌نگریست، این زمان را در برابر رؤیای خود مشاهده کرد.» حزقیال اوضاع و احوالی را دید که در هنگام مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن در جریان است.

در مقالۀ پیشین، با استناد به سه فراز مشخص از روح نبوت نشان دادیم که «میگسارانِ افرایم» در نبوت اشعیا، که در این فراز به‌عنوان «مشایخ» معرفی شده‌اند و در هر دو فراز نمایندۀ رهبری اورشلیم (ادونتیسم) هستند، نمی‌توانند ببینند که قرار است ظهوری عظیم از قدرت خدا همچون سال‌های پیشین پدید آید. در این فراز، همان ظهورِ قدرتِ خدا که آنان از دیدن آن سر باز می‌زنند، به‌عنوان بخشی از داوری الهی که بر ایشان وارد می‌شود، واقع خواهد شد؛ زیرا گفته شده است که «مردم می‌بایست قدرت الهی را به‌طرزی آشکار مشاهده کنند، تا برای ایشان هیچ عذری باقی نماند.»

ادونتیسمِ لائودیکیه از دیدنِ ظهورِ بارانِ آخر که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز به باریدن کرد، سر باز می‌زند؛ اما هنگامی که پیامِ ندای نیمه‌شب در ایامِ آخر تکرار شود، اوجِ آن بارش را خواهند دید. آن پیام، اسلامِ وایِ سوم است. آیا رهبریِ اسرائیلِ باستان، که به‌تازگی مسیحِ خود را مصلوب کرده بودند، نریستند که روح‌القدس در پنطیکاست فرو ریخته شد؟

این بخش، کلیسا را شناسایی می‌کند که بنا بر سیاق، حزقیال آن را به‌صورت اورشلیم نمایان می‌سازد؛ و اعضای درون کلیسا (اورشلیم) با «گروهی کوچک» در تقابل قرار داده می‌شوند، که آنان نیز همان کسانی معرفی می‌شوند که «در نور سلوک می‌کنند» و «اندکِ امین» هستند. کتاب‌مقدس تعلیم می‌دهد که «بسیاران» خوانده می‌شوند، اما «اندکان» برگزیده می‌گردند. موضوع این بخش، غضب خدا را نیز در بر می‌گیرد که بر قوم او فرود آورده می‌شود. قوم، داوری خویش را بر خود آورده‌اند، اما خدا به‌طور مشخص تأکید می‌کند که این فرشتگان او هستند که کار هلاکت را به انجام می‌رسانند. خدا هرگز دروغ نمی‌گوید، و او وعده داده است که این خودِ اوست که گناه مردمان را تا پشت سوم و چهارم تفقد می‌کند. نسبت دادن اجرای داوری به هر کسی جز خدا، انکار شخصیت اوست و دلالت بر آن دارد که او دروغگوست.

یہ عبارت واضح کرتی ہے کہ جب حزقی ایل کے ہلاک کرنے والے فرشتے یروشلم میں گزرنا شروع کرتے ہیں، تو اُسی وقت "اُس کے غضب کی خدمت شروع ہوتی ہے۔" خدا کا غضب یروشلم سے شروع ہوتا ہے، جو اُس کی کلیسیا ہے، یعنی لاؤدیقیہ ادونٹزم۔

زیرا وقت آن رسیده است که داوری از خانهٔ خدا آغاز شود؛ و اگر نخست از ما آغاز گردد، فرجام آنان که از انجیل خدا اطاعت نمی‌کنند چه خواهد بود؟ اول پطرس ۴:‏۱۷

غضبُ خدا به‌وسیلهٔ فرشتگانِ خدا به انجام می‌رسد، و هنگامی که کارِ ایشان آغاز می‌شود، به آنان فرمان داده می‌شود که «بزنید»، همگان را، و «چشمِ شما شفقت نکند، و ترحّم منمایید: پیر و جوان، دوشیزگان و کودکانِ خردسال و زنان را به‌کلّی بکشید؛ امّا به هیچ مردی که نشان بر اوست نزدیک مشوید؛ و از مقدّسِ من آغاز کنید.» غضبِ خدا به‌دستِ فرشتگانِ مقدّس اجرا می‌شود، و نکته‌ای که در اینجا می‌خواهیم معیّن سازیم این است که آغازِ خدمتِ غضبِ خدا در نسلِ چهارم به انجام می‌رسد.

موږ به دا مطالعه په راتلونکې لیکنه کې دوام ورکړو.

و در روز قربانیِ خداوند واقع خواهد شد که من بر سروران، و پسرانِ پادشاه، و بر همهٔ آنان که جامهٔ بیگانه در بر کرده‌اند، عقوبت خواهم آورد. و در همان روز، بر همهٔ کسانی که از آستانه می‌جهند، که خانه‌های سرورانِ خویش را از ظلم و فریب پر می‌سازند، عقوبت خواهم آورد. و در آن روز واقع خواهد شد، خداوند می‌گوید، که از دروازهٔ ماهی، صدای فریاد برخواهد خاست، و از محلهٔ دوم شیون، و از تپه‌ها شکستنی عظیم. ای ساکنانِ مَکتیش، زاری کنید، زیرا تمامی قومِ بازرگان نابود شده‌اند؛ همهٔ حاملانِ نقره منقطع گردیده‌اند. و در آن زمان واقع خواهد شد که اورشلیم را با چراغ‌ها تفتیش خواهم کرد، و مردانی را که بر دُردِ خویش آرام گرفته‌اند مجازات خواهم نمود؛ آنان که در دلِ خود می‌گویند: خداوند نه نیکی خواهد کرد و نه بدی. صفنیا ۱:‏۸–۱۲