پس از شورش سال ۱۸۶۳، یکصد و بیست و شش سال بعد، در سال ۱۹۸۹، شش آیهٔ آخرِ دانیال یازده مُهرگشایی شد. معرفتی که نخست در آن سال مُهرگشایی شد، شناختِ خطوطِ اصلاح در تاریخِ مقدس بود، و این مکاشفه که همهٔ آن‌ها با یکدیگر موازی‌اند. سپس در سال ۱۹۹۲، نورِ شش آیهٔ آخر آغاز به گشوده شدن کرد. نخستین ارائه‌های عمومیِ این حقایق در سال ۱۹۹۴ بود، و موضوعْ خطوطِ اصلاح بود. در سال ۱۹۹۶، مجله‌ای با عنوان The Time of the End منتشر شد که شش آیهٔ آخرِ دانیال یازده را شناسایی می‌کرد.

سال ۱۹۹۶ سالی بود که این پیام صورت‌بندی رسمی یافت؛ و این نشانه‌ای است که با صورت‌بندی رسمی پیام ویلیام میلر در سال ۱۸۳۱ موازی است. پیام میلر اعلان گشایش داوری بود، و شش آیهٔ آخرِ دانیال یازده اعلان پایان داوری بود. موضوع پیام میلر، زمان نبوتی بود آن‌گونه که در کتاب‌مقدس آشکار شده است. موضوع شش آیهٔ آخرِ دانیال یازده، رومِ جدید بود (پادشاه شمالِ جعلی). روش‌شناسی‌ای که به میلر آشکار شد، همان ۱۴ قانون او برای تفسیر نبوت بود. روش‌شناسی‌ای که در سال ۱۹۸۹ آشکار شد، «حکم بر حکم»ِ جنبش‌های اصلاحی بود.

د میلر کار په دې کې شامل و چې د خدای کلام یې د واکمن او مقتدر مرجع په توګه ټینګ کړ، د پاپي دودونو او رواجونو په مقابل کې چې د زر او دوه سوه او شپېتو کلونو لپاره یې په نړۍ کې نفوذ درلود. د همدې علت له مخې، د میلر پیغام لومړی ځل په ۱۸۳۱ کال کې خپور شو (او په دې توګه د میلر پیغام رسمي بڼه وموندله)، عیناً دوه سوه او شل کاله وروسته له هغې چې د کینګ جېمز بایبل ترتیب او خپور شوی و. د Future for America کار دا و چې د متحده ایالاتو هغه رول وپېژني چې د پاپۍ د مرګوني زخم په رغولو کې به د نږدې راتلونکي د یکشنبې د قانون پر مهال ولري. د همدې علت له مخې، The Time of the End مجله په ۱۹۹۶ کال کې خپره شوه (او په دې توګه پیغام رسمي بڼه وموندله)، عیناً دوه سوه او شل کاله وروسته له هغه چې متحده ایالات په ۱۷۷۶ کال کې پیل شول.

دو سو بیس سال کی اُس حقیقت کا ادراک، جو ہر اصلاحی تحریک کے مضمون کو ایک تاریخی نقطۂ مرجع سے باندھتا تھا، 11 ستمبر 2001 کے کافی بعد تک نہ ہو سکا؛ کیونکہ اسی تاریخ پر جب تیسری ہلاکت آ پہنچی، تب خداوند نے اپنی قوم کو یرمیاہ باب 6، آیات 16 اور 17 کی قدیم راہوں کی طرف واپس لے گیا۔ وہیں “سات اوقات” کی روشنی از سرِ نو دریافت ہوئی، اور جیسے جیسے وہ روشنی ترقی کرتی گئی، یہ ظاہر ہوتا گیا کہ دو سو بیس وہ عدد ہے جو دانی ایل 8:13 اور 14 کو باہم مربوط کرتا ہے۔ آیت 13 میں نبوی تاریخ کی “chazon” رؤیا کی نشان دہی کی گئی ہے، اور آیت 14 میں “the appearance” کی “mareh” رؤیا کی نشان دہی کی گئی ہے۔ ان دونوں آیات کے درمیان یہی تعلق تھا جسے جبرائیل دانی ایل کو سکھانے کے لیے آیا تھا، اور دانی ایل آخری ایام میں خدا کی اُس قوم کی نمائندگی کرتا ہے جو ان دونوں رؤیاؤں کے باہمی تعلق کو سمجھنے تک پہنچتی ہے۔

رؤیای آیهٔ سیزدهم نمایانگر «هفت زمان» (دو هزار و پانصد و بیست سال) است، و رؤیای آیهٔ چهاردهم نمایانگر دو هزار و سیصد روز (سال) است. «هفت زمان» بر ضد پادشاهی جنوبی یهودا، که نمایانگر یهودا، اورشلیم و مقدِس است، در سال ۶۷۷ پیش از میلاد آغاز شد، و دو هزار و سیصد سالی که بازسازی اورشلیم و مقدِس را مشخص می‌کند، در سال ۴۵۷ پیش از میلاد آغاز گردید.

دو صد و بیست سال این دو رؤیا را به یکدیگر پیوند می‌دهد، و عدد دو صد و بیست به‌عنوان نمادی از ارتباط میان پایمال شدن لشکر و مقدِس به‌وسیلهٔ قدرت‌های ویرانگرِ بت‌پرستی و پاپ‌گرایی شناخته شد؛ امری که به‌صورت پراکندگی و خشم خدا به تصویر کشیده شده است. این دو صد و بیست سال، رؤیای کار شیطانیِ پایمال کردن مقدِس را با رؤیای کار خداپسندانهٔ بازسازی همان هیکل به هم پیوند می‌داد. ازاین‌رو، دو صد و بیست سال نمادی است که پیوندی مقدس را نمایندگی می‌کند.

چنان‌که جنبش میلریتی با شورش سال ۱۸۶۳ به پایان رسید، و سپس یکصد و بیست و شش سال بعد جنبش فرشتهٔ سوم فرا رسید، و بدین‌سان تأکید شد که آن دو جنبش به‌واسطهٔ نمادپردازیِ «هفت زمان» (یکصد و بیست و شش) به یکدیگر مرتبط بودند، همان‌گونه نیز دویست و بیست سال، استقرار پیام کتاب‌مقدس به‌وسیلهٔ میلر در ۱۸۳۱ را با انتشار کتاب‌مقدسِ نسخهٔ کینگ جیمز در ۱۶۱۱ مرتبط ساخت، به همان سان همین دورهٔ زمانی Future for America را با آغاز آمریکا پیوند داد، در حالی که پایان آمریکا را نیز معین می‌ساخت.

به تاریخ ۲۲ اکتوبر ۱۸۴۴، رسولِ عهد ناگہاں اُس ہیکل میں آیا جسے اُس نے سنہ ۱۷۹۸ سے، جو پہلی برہمی کے خاتمہ کا وقت تھا، لے کر ۱۸۴۴ تک، جو آخری برہمی کے خاتمہ کا وقت تھا، چھیالیس برس میں برپا کیا تھا۔ اُس کا ہیکل میں داخلہ نیم شب کی فریاد کی تحریک میں روح‌القدس کے انڈیلے جانے سے پیش‌تر ہو چکا تھا، جس کی پیش‌نمائی مسیح کے یروشلیم میں ظفرمندانہ داخلہ سے ہوئی تھی۔ یہ دو گواہ قائم کرتے ہیں کہ جب اخیر ایام میں نیم شب کی فریاد کی تحریک دوبارہ واقع ہوگی، تو مسیح ایک لاکھ چوالیس ہزار کے ہیکل کو برپا کر چکا ہوگا۔ وہ دو تحریکیں جن میں دس کنواریوں کی تمثیل کی نیم شب کی فریاد پوری ہوتی ہے، ایک دوسرے کے متوازی ہیں۔

«اغلب مرا به مَثَلِ ده باکره ارجاع می‌دهند، که پنج تن از ایشان دانا بودند و پنج تن نادان. این مَثَل تا به دقیق‌ترین وجهِ لفظی تحقق یافته است و تحقق خواهد یافت، زیرا کاربردی ویژه برای این زمان دارد و همانند پیام فرشتهٔ سوم، تحقق یافته است و تا پایان زمان همچنان حقیقتِ حاضر خواهد بود.» Review and Herald، 19 اوت 1890.

تاریخ میلری‌ها (جنبش فرشتۀ اول)، نمایانگر تجلیِ فزایندۀ قدرت خداست که از زمانی آغاز شد که کتاب دانیال در سال 1798 گشوده شد. این قدرت زمانی افزایش یافت که فرشتۀ مکاشفه 10 در 11 اوت 1840 فرود آمد. سپس نخستین نومیدیِ 19 آوریل 1844 فرا رسید، و سرانجام به افاضۀ روح‌القدس در اجتماع اردوییِ اکستر، که از 12 اوت 1844 آغاز شد، انجامید و همچون موجی خروشان بر سراسر سرزمین گسترش یافت تا 22 اکتبر 1844.

تاریخچهٔ Future for America (جنبش فرشتهٔ سوم)، نموداری از تجلّی فزایندهٔ قدرت خداست که از زمانی آغاز شد که کتاب دانیال در سال ۱۹۸۹ گشوده شد. این قدرت هنگامی افزایش یافت که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نزول کرد. سپس نخستین نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ فرا رسید، که در نهایت به افاضهٔ روح‌القدس خواهد انجامید؛ افاضه‌ای که همچون آتشی مهارنشدنی در سراسر زمین گسترش خواهد یافت تا زمانی که میکائیل برخیزد و مهلتِ آزمونِ بشر به پایان برسد.

در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، چندین نبوت تحقق یافت؛ و از این‌رو آشکار می‌گردد که در قانون یکشنبه‌ایِ قریب‌الوقوع نیز چندین نبوت بار دیگر تحقق خواهد یافت. یکی از آن نبوت‌ها، درنگِ رؤیا است، چنان‌که در فصل دوم حبقوق به تصویر کشیده شده است. فصل دوم حبقوق تجربهٔ هر دو جنبشِ فرشتهٔ اول و فرشتهٔ سوم را مشخص ساخت. هر دو جنبش با مناقشه‌ای دربارهٔ روش‌شناسیِ صحیحِ کتاب‌مقدسی روبه‌رو می‌شوند؛ مناقشه‌ای که میان نمایندگان آن جنبش و قومِ برگزیدهٔ پیشین، که در جریان این مناظره کنار گذارده می‌شوند، به انجام می‌رسد.

پیامی که نگهبانانِ تاریخِ فرشتهٔ اول می‌بایست از آن دفاع کنند، عبارت بود از شناساییِ حقایق (جواهراتِ میلر) که سرانجام بر دو نمودارِ مقدسِ سال‌های 1843 و 1850 به تصویر درآمدند. در فرایندِ این مجادله، نومیدی‌ای پدید می‌آمد که جدایی از دو طبقهٔ متخاصم را رقم می‌زد، و برای وفاداران، دعوتی به تخصیصِ عمیق‌ترِ خویشتن به خدا در پی داشت.

سپس حبقوق تمایز میان دو گروهی را که در فرایند آزمون حقایق بنیادی درگیر بودند، مشخص می‌سازد. آن فرایند آزمون، که شامل مناظره میان آن دو گروه بود و در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ خاموش شد، درست در همان‌جا پایان یافت که باب دوم حبقوق پایان می‌یابد.

لكنّ الربّ في هيكل قدسه؛ فلتصمت الأرض كلّها أمامه. حبقوق 2:20.

خداوند ناگهان به هیکل میلریِ خود وارد شد، و در آن هنگام تمامی زمین می‌بایست خاموشی گزیند، زیرا روزِ کفارهٔ ضدنمونه‌ای فرارسیده بود و داوریِ مردگان آغاز شده بود. تاریخِ نبویِ حبقوق فصل دو در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به پایان رسید، و عیسی همواره پایانِ یک چیز را با آغازِ یک چیز یکی می‌شناساند. آغازِ آن دو رؤیا، یعنی دو هزار و پانصد و بیست سالِ پایمال شدنِ مقدس و لشکر، و رؤیای اعادهٔ مقدس و لشکر، با هم آغاز شدند، اما به فاصلهٔ دویست و بیست سال از یکدیگر جدا بودند، و هنگامی که به پایان رسیدند، پایان‌یافته شناسانده شدند، در حبقوق فصل دو آیهٔ بیست.

در قانون یکشنبه که به‌زودی فرا خواهد رسید، چندین نبوت به انجام خواهد رسید. یکی از آن نبوت‌ها، درنگِ رؤیاست، چنان‌که در باب دوم حبقوق به تصویر کشیده شده است. باب دوم حبقوق تجربهٔ هر دو جنبشِ فرشتهٔ اول و فرشتهٔ سوم را مشخص می‌سازد. هر دو جنبش با جدالی دربارهٔ روش‌شناسی درستِ کتاب‌مقدسی روبه‌رو می‌شوند؛ جدالی که میان آن نمایندگانِ جنبش و قومِ برگزیدهٔ پیشین که در جریان این مباحثه از آنان عبور می‌شود، واقع می‌گردد.

پیامی که دیده‌بانانِ تاریخِ فرشتهٔ سوم باید از آن دفاع کنند، شناساییِ حقایقْ (جواهراتِ میلر) است که در نهایت بر دو نمودارِ مقدسِ ۱۸۴۳ و ۱۸۵۰ بازنمایی شد. در جریانِ این مناظره، نومیدی‌ای پدید آمد که جدایی‌ای میانِ دو طبقهٔ متخاصم را مشخص ساخت، و برای وفاداران دعوتی به تقدیسِ عمیق‌تر به همراه آورد. سپس حبقوق تمایزِ میانِ دو طبقه‌ای را که در فرایندِ آزمونِ حقایقِ بنیادی درگیر بودند، مشخص می‌سازد. آن فرایندِ آزمون، که به‌وسیلهٔ مناظرهٔ میانِ آن دو طبقه بازنمایی شده بود، به‌طور کامل در قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد پایان خواهد یافت، درست در همان‌جا که بابِ دومِ حبقوق پایان یافت.

اما خداوند در هیکلِ مقدّسِ خویش است؛ تمامیِ زمین به حضور او خاموش بماند. حبقوق ۲:۲۰

El Señor entrará de repente en el templo de los ciento cuarenta y cuatro mil, y entonces toda la tierra guardará silencio, porque el Día de la Expiación antitípico llegará al juicio de los vivos. La historia profética de Habacuc capítulo dos concluye en la ley dominical de pronta promulgación, y Jesús siempre identifica el fin de una cosa con el comienzo de otra.

داوری زندگان در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، اما داوری یک فرایند است. آن فرایند از خاندان خدا آغاز می‌شود، و سپس به نقطه‌ای می‌رسد که داوری بر کسانی واقع می‌شود که بیرون از خاندان خدا هستند. هنگامی که ساختمان‌های عظیم شهر نیویورک فرو افکنده شدند، داوری‌ای که به‌وسیلهٔ فرشتهٔ مُهرزن، در حال عبور از اورشلیم و نهادن علامت بر کسانی که برای مکروهاتی که در کلیسا انجام می‌شود، و نیز برای مکروهاتی که در سرزمین به‌عمل می‌آید، آه و ناله می‌کنند، نمادپردازی شده بود، آغاز شد. در قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، مسیح کار برپا ساختن هیکلِ صد و چهل و چهار هزار تن را به پایان رسانده خواهد بود، و فرشتگان هلاک‌کننده داوری را بر اورشلیم خواهند آورد.

پس آن صد و چهل و چهار هزار نفر به‌عنوان عَلَمی برافراشته می‌شوند، و داوریِ زندگان برای آن گلّهٔ دیگر، که در دانیال باب یازدهم، آیهٔ چهل و یکم، به‌وسیلهٔ ادوم و موآب و سرآمدِ بنی‌عمون نمایانده شده است، آغاز می‌گردد.

خواہ پہلے فرشتے کی میلرائٹ تحریک کو مدنظر رکھا جائے یا تیسرے فرشتے کی عظیم الشان تحریک کو، اصلاحی تحریک کی مکمل تاریخ حق کے ایک بتدریج بڑھتے ہوئے انکشاف کی نمائندگی کرتی ہے، جو روحُ القدس کے انڈیلے جانے پر منتج ہوتی ہے۔ روحُ القدس کا انڈیلے جانا آخری ایام کی پیشین گوئیوں کا مرکزی موضوع ہے۔ یہی وجہ ہے کہ نادان کنواریوں کے پاس تیل نہیں، اور دانشمند کنواریوں کے پاس ہے۔ تیل بارش ہے۔

کہتے ہیں، اگر کوئی مرد اپنی بیوی کو طلاق دے دے اور وہ اس کے پاس سے چلی جائے اور کسی دوسرے مرد کی ہو جائے، تو کیا وہ پھر اس کے پاس لوٹ آئے گا؟ کیا وہ ملک بہت زیادہ ناپاک نہ ہو جائے گا؟ لیکن تُو نے بہت سے عاشقوں کے ساتھ زنا کیا ہے؛ پھر بھی میری طرف رجوع کر، خداوند فرماتا ہے۔ اپنی آنکھیں اونچی جگہوں کی طرف اٹھا کر دیکھ، کہاں ہے وہ جگہ جہاں تُو سے مباشرت نہ کی گئی ہو؟ تُو راستوں میں ان کے لیے بیٹھی رہی، مانندِ عربی کے جو بیابان میں گھات لگائے بیٹھا ہو؛ اور تُو نے اپنی زناکاریوں اور اپنی شرارت سے ملک کو ناپاک کر دیا۔ اس لیے مینہ روک لیا گیا، اور پچھلی بارش نہ ہوئی؛ لیکن تیرا ماتھا فاحشہ کا سا تھا، تُو نے شرمندہ ہونا قبول نہ کیا۔ کیا اب سے تُو مجھے نہ پکارے گی، اے میرے باپ، تُو میری جوانی کا راہنما ہے؟ یرمیاہ 3:1–4۔

در این بخش (و همهٔ انبیا از ایام آخر سخن می‌گویند)، خدا آشکار می‌سازد که قوم او زنا کرده‌اند، تا آنجا که پیشانیِ فاحشه‌ای یافته‌اند. فاحشهٔ ایام آخر همان قدرت پاپی است، و پیشانی نمایانگر تصمیمی آگاهانه و عامدانه است. قوم خدا در ایام آخر شریرند، اما خداوند هنوز دعوتی نهایی عرضه می‌دارد، هرچند آنان به نقطه‌ای رسیده‌اند که به همان تصمیمی دست یافته‌اند که فاحشه بدان رسیده است. آنان خصلتی را پرورانده‌اند که به‌وسیلهٔ نسل چهارم بازنمایی می‌شود، جایی که آماده‌اند خورشید را عبادت کنند، چنان‌که در نسل چهارمِ فصل هشتمِ حزقیال نشان داده شده است.

«Հասել է ժամանակը, որ ճշմարիտ լույսը շողա բարոյական խավարի մեջ։ Երրորդ հրեշտակի պատգամը ուղարկվել է աշխարհին՝ մարդկանց զգուշացնելու, որ չընդունեն գազանի կամ նրա պատկերի նշանը իրենց ճակատների վրա կամ իրենց ձեռքերի վրա։ Ընդունել այս նշանը նշանակում է գալ այն նույն որոշմանը, որին եկել է գազանը, և պաշտպանել նույն գաղափարները՝ ուղիղ հակադրությամբ Աստծո խոսքին։ Բոլոր նրանց մասին, ովքեր ընդունում են այս նշանը, Աստված ասում է. «Նա ևս պիտի խմի Աստծո բարկության գինուց, որ առանց խառնուրդի լցված է նրա զայրույթի բաժակի մեջ, և պիտի տանջվի կրակով ու ծծմբով սուրբ հրեշտակների առաջ և Գառան առաջ»։» Review and Herald, July 13, 1897.

یرمیاہ آخری ایّام میں خدا کے لوگوں کو اس طور پر شناخت کرتا ہے کہ گویا وہ پہلے ہی کسبی کی پیشانی رکھتے ہیں۔ وہ حیوان کا نشان حاصل کرنے کے دہانے پر ہیں، کیونکہ وہ “شریر” ہیں۔ ابھی جس اقتباس کا حوالہ دیا گیا ہے، اس میں سسٹر وائٹ مزید یوں جاری رکھتی ہیں:

«اگر نور حقیقت بر شما تابانیده شده باشد، به‌گونه‌ای که سبتِ فرمان چهارم را بر شما آشکار ساخته، و نشان داده باشد که در کلام خدا هیچ بنیادی برای نگاه‌داشت یکشنبه وجود ندارد، و با این همه شما همچنان به سبتِ دروغین بچسبید و از مقدّس شمردنِ آن سبتی که خدا آن را “روز مقدّس من” می‌خواند سر باز زنید، نشانِ وحش را دریافت می‌کنید. این امر چه زمانی روی می‌دهد؟—آنگاه که از فرمانی اطاعت می‌کنید که به شما امر می‌کند در روز یکشنبه از کار دست بکشید و خدا را عبادت کنید، در حالی که می‌دانید در تمام کتاب‌مقدّس حتی یک کلمه نیز وجود ندارد که نشان دهد یکشنبه چیزی جز یک روز عادیِ کار باشد؛ بدین‌سان رضایت می‌دهید که نشانِ وحش را دریافت کنید، و مُهر خدا را رد می‌کنید. اگر این نشان را بر پیشانی‌های خود یا بر دست‌های خود بپذیریم، داوری‌هایی که بر ضد نافرمانان اعلام شده است، ناگزیر بر ما فرود خواهد آمد. امّا مُهر خدای زنده بر کسانی نهاده می‌شود که با وجدان بیدار، سبتِ خداوند را نگاه می‌دارند.»

«و خدا دید که شرارتِ انسان در زمین عظیم است، و این‌که هر تصورِ افکارِ دلِ او دائماً جز شرارت نیست…. زمین نیز در حضور خدا فاسد شده بود، و زمین از ظلم پر شده بود…. و خدا به نوح گفت: پایانِ تمامیِ بشر به حضور من رسیده است؛ زیرا زمین به‌سبب ایشان از ظلم پر شده است؛ و اینک من آنان را همراه با زمین هلاک خواهم کرد.» ایشان می‌بایست منقطع می‌شدند، زیرا زمینی را که خدا آفریده بود تا قومی عادل از آن بهره‌مند شوند، آلوده ساخته بودند.

«“چنان‌که در ایام نوح بود،” مسیح اعلام فرمود، “در ایام پسر انسان نیز چنین خواهد بود.” و آیا چنین نیست؟ هر کسی که به روزنامه‌های روزانه نظر افکند، می‌تواند فهرستی بلند از جنایات را ببیند—مستی، دزدی، راهزنی، اختلاس، قتل. گاه تمام خانواده‌ها به قتل می‌رسند، تا امیال آن انسان برای تصاحب پول یا اموالی که از آنِ او نیست ارضا شود. جهان به‌راستی در حال تبدیل شدن به همان وضعی است که در ایام نوح بود، زیرا انسان‌ها آشکارا اوامر خدا را نادیده می‌گیرند.» Review and Herald، 13 ژوئیه 1897.

یرمیاہ آخری ایّام میں خدا کے اُن لوگوں کی نشان دہی کر رہا ہے جو عنقریب سورج کو سجدہ کرنے والے ہیں، اور جب وہ ایسا کرتا ہے تو وہ یہ بھی واضح کرتا ہے کہ “بارش رُک گئی، اور پچھلی بارش نہ ہوئی؛ اور تیرا ماتھا کسبی کے ماتھے کی مانند ہو گیا؛ تُو نے شرم کرنا قبول نہ کیا۔” خدا کے لوگوں میں سے آخری ایّام کے “شریر” پچھلی بارش سے محروم ہیں، اور وہ شرمندہ ہونے سے انکار کرتے ہیں، کیونکہ اُن کے خیالات برابر بدی ہی کی طرف مائل ہو گئے ہیں، جیسا کہ نوح کی سرگزشت سے ظاہر ہے، اور نیز حزقی ایل کے آٹھویں باب کی دوسری مکروہت میں تصویری کمروں کے ذریعے بھی۔

ارمیا شریرانِ بی‌شرمِ قومِ خدا را در ایامِ آخر متوجّه می‌سازد که از آن «زمان» به «راهنمای» «جوانیِ» خویش «فریاد» برآورند. راهنمایِ جوانیِ ادونتیسم همان دو لوحِ حبقوق و جواهراتی بود که بر آن‌ها نمودار گردیده بود. یگانه امید برای رهایی از آن شرارتی که نزدیک است مرگِ ابدی را بر شریرانِ قومِ خدا در ایامِ آخر فرود آورد، این است که به سوی خدایی فریاد برآورند که در آغاز راهنما بود؛ آغازی که در سال 1798 به «زمانِ آخر» رسید.

مسئله در تاریخِ فرشتهٔ اول یا سوم این است که آیا بارانِ آخر را دریافت می‌کنید یا دریافت نمی‌کنید. بارانِ آخر از زمانی آغاز شد که امت‌ها در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به خشم آمدند.

«En aquel tiempo, mientras la obra de salvación esté llegando a su fin, vendrá tribulación sobre la tierra, y las naciones se airarán, aunque serán contenidas para no impedir la obra del tercer ángel. En aquel tiempo vendrá la “lluvia tardía”, o refrigerio de la presencia del Señor, para dar poder a la gran voz del tercer ángel y preparar a los santos para mantenerse firmes en el período cuando las siete últimas plagas sean derramadas». Primeros Escritos, 85.

“باران آخر”، که همچنین به‌عنوان «تازگی‌بخشی» شناخته می‌شود، هنگامی آغاز شد که امت‌ها به خشم آمدند، و در آن زمان «کار نجات» رو به بسته‌شدن نهاد. چهار فرشتهٔ مکاشفه هفت، چهار باد را بازمی‌دارند تا مُهر کردنِ صد و چهل و چهار هزار به انجام رسد، و در فصل نهم حزقیال، آن کار به‌وسیلهٔ فرشتگانی نمودار شده است که بر کسانی که به‌سبب رجاست‌هایی که در اورشلیم به‌جا آورده می‌شود آه و ناله می‌کنند، نشانی می‌گذارند. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، فرشتگان کار پایانیِ نهادنِ نشانی بر پیشانی‌های صد و چهل و چهار هزار را آغاز کردند.

کارِ پایانیِ فرشتهٔ سوم در هنگامِ باریدنِ بارانِ آخر انجام می‌یابد؛ همان که «تازه‌سازی» نیز هست، و آن پیامی است.

او كه به ایشان گفت: «این است آرامش كه با آن می‌توانید خسته را آرام بخشید؛ و این است تازگی‌بخشی»؛ با این همه، نخواستند بشنوند. اشعیا ۲۸:۱۲.

پیامی که آنان در اشعیا از شنیدنِ آن سر باز می‌زنند، همان پیامی است که به‌وسیلهٔ زبان‌های لکنت‌آلود ابلاغ می‌شود، و همان پیامِ آزمون‌کننده‌ای است که روش‌شناسیِ «حکم بر حکم» را نمایندگی می‌کند.

परमप्रभुको वचन तिनीहरूका निम्ति आदेशमाथि आदेश, आदेशमाथि आदेश; पङ्क्तिमाथि पङ्क्ति, पङ्क्तिमाथि पङ्क्ति; यहाँ अलिकति, र त्यहाँ अलिकति भयो; ताकि तिनीहरू जाऊन्, र पछाडि तर्फ लडून्, र टुक्राटुक्रा पारिऊन्, र पासोमा परून्, र समातिऊन्। यसकारण, हे यरूशलेममा भएका यस प्रजामाथि शासन गर्ने ठट्टा गर्ने मानिसहरू हो, परमप्रभुको वचन सुन। किनकि तिमीहरूले भनेका छौ, हामीले मृत्यु-सँग करार बाँधेका छौँ, र अधोलोकसँग हामीले सम्झौता गरेका छौँ; जब उम्लँदो कोर्रा भएर आउने विपत्ति बग्दै जानेछ, त्यो हामीसम्म आइपुग्नेछैन; किनकि हामीले झूटलाई आफ्नो शरण बनाएका छौँ, र असत्यको आडमा हामीले आफूलाई लुकाएका छौँ। यशैया 28:13–15।

کلام خداوند، که همان پیامِ آسایش و تازگی‌بخشی (بارانِ آخر) است و آنان را سبب می‌شود که «بروند و به عقب بیفتند و شکسته شوند و به دام افتند و گرفتار گردند»، به «مردانِ استهزاگر که بر این قومِ ساکنِ اورشلیم حکم می‌رانند» داده می‌شود. اورشلیم همان‌جاست که فرشتگان، کسانی را که آه و ناله سر می‌دهند نشان می‌گذارند، و پیرانِ کهنسال که به امانتِ سپرده‌شده به ایشان خیانت کرده‌اند، نخستین کسانی هستند که فرو می‌افتند.

«نشانِ رستگاری بر آنان نهاده شده است که “برای همهٔ رجاست‌هایی که انجام می‌شود، آه می‌کشند و فریاد برمی‌آورند.” اکنون فرشتهٔ مرگ به پیش می‌رود، چنان‌که در رؤیای حزقیال به‌وسیلهٔ مردانی با سلاح‌های کُشنده نمود یافته است؛ همانان که این فرمان به ایشان داده شد: “پیر و جوان را، دوشیزگان و اطفال و زنان را بالکل بکشید؛ اما به هیچ‌کس که نشان بر اوست نزدیک نشوید، و از مقدس من آغاز کنید.” نبی می‌گوید: “پس از مشایخ که پیشِ خانه بودند آغاز کردند.” حزقیال ۹:‏۱–۶. کارِ هلاکت از میان کسانی آغاز می‌شود که دعوی کرده‌اند پاسداران روحانیِ قوم‌اند. دیدبانانِ دروغین نخستین کسانی‌اند که فرو می‌افتند. کسی نیست که ترحم کند یا دریغ دارد. مردان، زنان، دوشیزگان و اطفال، جملگی با هم هلاک می‌شوند.» نبرد عظیم، ۶۵۶.

ما در مقالهٔ بعدی به بررسیِ ادامه‌دارِ افزایشِ معرفتی که در سال ۱۹۸۹ پدید آمد، خواهیم پرداخت.

«آن که به زیرِ سطح می‌نگرد و دل‌های همهٔ آدمیان را می‌خواند، دربارهٔ کسانی که از نور عظیم برخوردار بوده‌اند، می‌گوید: “از وضعیت اخلاقی و روحانیِ خود نه مبتلا به اندوه‌اند و نه دچار حیرت.” آری، راه‌های خود را برگزیده‌اند، و جانشان به مکروهات خویش رغبت می‌ورزد. “من نیز اوهام ایشان را بر ایشان برخواهم گزید، و آنچه را از آن می‌ترسند بر ایشان خواهم آورد؛ زیرا چون خواندم، هیچ‌کس پاسخ نداد؛ چون سخن گفتم، نشنیدند؛ بلکه آنچه را در نظر من بد بود به‌جا آوردند، و آنچه را که بدان رغبت نداشتم برگزیدند.” “و خدا عملِ گمراهی را برای ایشان خواهد فرستاد تا دروغ را باور کنند”، زیرا “محبتِ راستی را نپذیرفتند تا نجات یابند”، “بلکه به ناراستی رغبت داشتند.” اشعیا 66:3، 4؛ 2 تسالونیکیان 2:11، 10، 12.»

«معلم آسمانی پرسید: “چه فریبی نیرومندتر از این می‌تواند ذهن را اغوا کند که انسان وانمود کند بر بنیاد درست بنا می‌کند و خدا اعمال او را می‌پذیرد، حال آنکه در واقع بسیاری امور را بر وفق سیاست دنیوی به انجام می‌رساند و بر ضد یهوه گناه می‌ورزد؟ آه، این فریبی عظیم است، ضلالتی افسونگر، که بر ذهن‌ها چیره می‌شود، آنگاه که کسانی که زمانی حقیقت را شناخته‌اند، صورت دینداری را با روح و قدرت آن اشتباه می‌گیرند؛ هنگامی که می‌پندارند دولتمند شده و از نعمت‌ها افزون گشته‌اند و به هیچ چیز محتاج نیستند، در حالی که در حقیقت به همه چیز محتاج‌اند.”» Testimonies, جلد 8، 249، 250.