در جنبش میلری، افزایشِ معرفت مُهرگشایی شد و در درجۀ نخست، هرچند نه بهطور انحصاری، پروتستانهای معترفِ ایالات متحدۀ آمریکا را مورد آزمون قرار داد. ساردِس، یعنی کلیسایی که از تاریکیِ سیادتِ پاپی بیرون میآمد، به سوی درکی کاملتر از انجیل هدایت میشد؛ همان انجیلی که قرار بود هنگامی آشکار گردد که قُدسِ آسمانی در آسمان گشوده شد. در جنبشِ فرشتۀ سوم، افزایشِ معرفت در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مُهرگشایی شد و اَدونتیسمِ لائودیکیهای را در سراسر جهان آزمود. از اینرو، حقیقتی که در شش آیۀ آخرِ دانیال یازده بازنمایی شده است، و سرچشمۀ افزایشِ معرفت بهشمار میآید، از سوی اَدونتیسمِ لائودیکیهای مورد مقاومت قرار گرفت.
«آن چند بنّای امین بر بنیاد حقیقی (1 Corinthians 3:10, 11) دچار حیرت و بازداشته شده بودند، زیرا آوارِ تعلیمِ کاذب راهِ کار را سد میکرد. مانند بنّایانِ بر حصارِ اورشلیم در روزگارِ نحمیا، برخی آماده بودند که بگویند: “قوتِ حَمّالان سست شده است، و آوار بسیار است؛ بهگونهای که ما قادر به بنا کردن نیستیم.” Nehemiah 4:10. برخی که از کشاکشِ پیوسته با آزار، فریب، شرارت، و هر مانعِ دیگری که شیطان میتوانست برای جلوگیری از پیشرفتِ ایشان پدید آورد، فرسوده شده بودند و بنّایانی وفادار بودند، دلسرد شدند؛ و بهخاطرِ صلح و امنیتِ اموال و جانهای خویش، از بنیادِ حقیقی روی گردانیدند. دیگران، که از مخالفتِ دشمنانِ خود بیمی به دل راه ندادند، بیباکانه اعلام کردند: “از ایشان مترسید؛ یهوه را به یاد آورید، که عظیم و مَهیب است” (verse 14)؛ و کار را ادامه دادند، هر یک با شمشیرِ خویش که بر پهلویش بسته بود. Ephesians 6:17.»
«همان روحِ نفرت و مخالفت با حقیقت، دشمنانِ خدا را در هر عصر برانگیخته است، و از خادمانِ او نیز همان بیداری و وفاداری طلب شده است. سخنانِ مسیح به نخستین شاگردان، دربارهٔ پیروانِ او تا پایانِ زمان نیز صادق است: «آنچه به شما میگویم، به همه میگویم: بیدار باشید.» مرقس 13:37.» نبرد عظیم، 56.
ارائهٔ پیامِ شش آیهٔ پایانیِ دانیال در فضای خدمتهاى خودحمایتگرِ ادونتیسمِ لائودیکیه آغاز شد، و سپس با گذشت زمان در برابر الاهیدانانِ نامدار (عالمان)ِ ادونتیسمِ لائودیکیه قرار گرفت. سلاحهایی که در تلاش برای بیاعتبار ساختنِ این پیام به کار گرفته شدند، بیاستثنا نور و وضوح بیشتری دربارهٔ آیاتی که در معرض بررسی و هجوم بودند پدید آوردند. آن حملات در نهایت به دریافتهای نبویای انجامید که پیش از آن شناخته نشده بودند، اما آنگاه استوار گردیدند و معلوم شد که بخشی از نورِ فزایندهٔ فرشتهٔ سوم هستند.
میلریها تنها چهار پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس را تشخیص میدادند، اما اندکی پس از ۱۸۴۴، دریافتند که ایالات متحده همان وحشِ زمینیِ مکاشفه سیزده است، و این فهم روشن ساخت که پاپیّت صرفاً بخشی از پادشاهی روم نبود، بلکه در واقع پنجمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس بود.
«در قالب نمادهای اژدهایی بزرگِ سرخ، جانوری شبیه پلنگ، و جانوری با شاخهایی چون بره، حکومتهای زمینیای که بهویژه در پایمال کردن شریعت خدا و آزار قوم او نقش میداشتند، به یوحنا نشان داده شدند. این جنگ تا پایان زمان ادامه مییابد. قوم خدا، که بهوسیلهٔ زنی مقدس و فرزندانش نمادپردازی شدهاند، بهصورت گروهی بسیار اندکشمار به تصویر کشیده شدند. در ایام آخر، تنها باقیماندهای هنوز وجود داشت. یوحنا دربارهٔ ایشان چنین میگوید که آنان «احکام خدا را نگاه میدارند و شهادت عیسی مسیح را دارند.»»
«از طریق بتپرستی، و سپس از طریق پاپیّت، شیطان در طی قرون متمادی قدرت خود را به کار گرفت تا در تلاشی برای محو کردن شاهدان امین خدا از روی زمین بکوشد. بتپرستان و پیروان پاپ هر دو به همان روح اژدها متحرک بودند. تفاوت آنان تنها در این بود که پاپیّت، با تظاهر به خدمت خدا، دشمنی خطرناکتر و سنگدلتر بود. شیطان بهواسطهٔ رومگرایی جهان را به اسارت گرفت. کلیسای معترفِ خدا به درون صفوف این گمراهی کشانده شد، و قوم خدا بیش از هزار سال زیر خشم اژدها رنج بردند. و هنگامی که پاپیّت، چون از قوت خود محروم شده بود، ناگزیر از دست کشیدن از آزار گردید، یوحنا قدرتی تازه را دید که برمیخاست تا پژواک صدای اژدها باشد و همان عملِ بیرحمانه و کفرآمیز را ادامه دهد. این قدرت، آخرین قدرتی که باید بر ضد کلیسا و شریعت خدا جنگ کند، بهوسیلهٔ حیوانی با شاخهایی همانند برّه نمادپردازی شده بود.»
“امّا ترسیم سخت و بیاغماضِ قلمِ نبوت، دگرگونیای را در این صحنۀ آرام آشکار میسازد. آن وحشِ دارای شاخهای برّهمانند، با آواز اژدها سخن میگوید و «تمام قدرتِ وحشِ اوّل را در حضور او به کار میبرد.» نبوت اعلام میکند که او به ساکنان زمین خواهد گفت که صورتی برای وحش بسازند، و اینکه «همگان را، خرد و بزرگ، دولتمند و فقیر، آزاد و بنده، بر آن میدارد که بر دست راست خود یا بر پیشانیهای خویش نشانی بگیرند؛ و اینکه هیچکس نتواند خرید و فروش کند، مگر آنکه آن نشان، یا نامِ وحش، یا عددِ نامِ او را داشته باشد.» بدینسان پروتستانیسم در گامهای پاپیّت گام مینهد.» Signs of the Times، 1 نوامبر 1899.
وقتی شش آیهٔ پایانیِ دانیال یازدهم گشوده شد، تشخیص داده شد که تمام توالیِ بهتصویرکشیدهشده در آن شش آیه، ناظر بر تعاملاتِ سه قدرتی است که خواهر وایت بهتازگی آنها را «بتپرستی»، «پاپیّت» و «پروتستانتیسم» معرفی کرده بود. دشمن استدلال میکرد که «زمینِ جلال» در آیهٔ چهلویک، نمادی از یا پروتستانتیسم است یا کلیسای ادونتیستِ روز هفتم؛ اما «زمینِ جلال» ایالات متحده است، و در آیهٔ چهلویک، پادشاهِ شمال (پاپیّت) در قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، ایالات متحده را مغلوب میسازد. آن خطای شیطانی که «زمینِ جلال» را چیزی جز ایالات متحده معرفی میکند، به این منظور طراحی شده است که مردان و زنان را از تشخیص این امر بازدارد که رویداد نبوّتیِ بعدی پس از فروپاشیِ اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹، در دورهای که در شش آیهٔ پایانیِ دانیال یازدهم به تصویر کشیده شده است، همان قانونِ یکشنبهای است که بهزودی خواهد آمد.
برای اَدونتیستهای روز هفتم، این بدان معناست که آیهٔ چهلویکم، پایانِ زمانِ آزمونِ کلیسای خدا را مشخص میسازد، و آخرین چیزی که اَدونتیسمِ لائودیکیهای میخواهد بشنود این است که زمانِ آزمونِ ایشان در حال سپری شدن است! خداوند استدلال را به نقطهای هدایت کرد که در آن پذیرفته شد هنگامی که رومِ مشرک در نبردِ آکتیوم در سال 31 پیش از میلاد زمامِ جهان را به دست گرفت، ناگزیر بود نخست سه قدرتِ جغرافیایی را، چنانکه در باب هشتمِ دانیال به تصویر کشیده شدهاند، مغلوب سازد.
و از یکی از آنها شاخی کوچک بیرون آمد که بهغایت بزرگ شد، بهسوی جنوب و بهسوی مشرق و بهسوی سرزمینِ دلانگیز. دانیال ۸:۹.
یہ ایک مسلمہ حقیقت تھی کہ “جنوب”، “مشرق” اور “خوشنما سرزمین” اُن تین جغرافیائی علاقوں کی نمائندگی کرتے تھے جن پر بت پرست روم نے اُس وقت اختیار حاصل کیا جب وہ بائبل کی نبوت کے چوتھے بادشاہت کے طور پر زمین کے تخت پر متمکن ہوا۔ اس حقیقت کے ساتھ یہ امر بھی مربوط تھا کہ پاپائی روم کو بھی تین جغرافیائی قوتوں پر غالب آنا تھا، جب وہ دانی ایل کے ساتویں باب میں مذکور بائبل کی نبوت کی پانچویں بادشاہت کے طور پر زمین کے تخت پر متمکن ہوا۔
میں ان سینگوں پر غور کر ہی رہا تھا کہ دیکھو، اُن کے درمیان ایک اور چھوٹا سا سینگ نمودار ہوا، جس کے سامنے پہلے سینگوں میں سے تین جڑ سے اکھاڑ دیے گئے؛ اور دیکھو، اُس سینگ میں انسان کی آنکھوں جیسی آنکھیں تھیں، اور ایک منہ تھا جو بڑی بڑی باتیں کرتا تھا۔ دانی ایل 7:8۔
در جدالی که بر سر «سرزمین جلیل» در آیهٔ چهلویک درگرفت، خداوند آشکار ساخت که در نبوت، سه ظهور از روم وجود داشته است. رومِ بتپرست، که پس از آن رومِ پاپی آمد، و سپس رومِ ایام آخر وجود داشت که آن را «رومِ مدرن» نامیدیم. بر بنیاد دو حقیقتِ استوار و تثبیتشدهٔ نبوت—نخست اینکه خدا هرگز تغییر نمیکند، و دیگر اینکه حقیقت بر شهادتِ دو شاهد استوار میشود—بیهیچ تردید نتیجه گرفتیم که سه مانعِ پادشاهِ شمال در شش آیهٔ پایانیِ باب یازدهمِ دانیال، باید نمایندهٔ سه قدرتِ جغرافیاییِ مدرن باشند.
یسوع المسيح هو هو أمسًا واليوم وإلى الأبد. عبرانیین ۱۳:۸.
در شریعتِ شما نیز مکتوب است که شهادتِ دو مرد راست است. یوحنا ۸:۱۷۔
این شناخت آنچه را که پیشتر بدان رسیده بودیم تأیید کرد، زیرا ما «سرزمین جلال» را بهعنوان قدرتی جغرافیایی (ایالات متحده) شناسایی کرده بودیم و اندیشۀ نابخردانهای را که آن را نمایندۀ یک کلیسا میدانست، رد میکردیم؛ کلیسا قدرتی روحانی است. ما این موضع را بر اساس این اعتقاد اتخاذ کردیم که همواره تأیید شده است: در کلام خدا هیچ امر اتفاقی وجود ندارد. بر پایۀ گواهان بسیار، آشکار است که کلیسای خدا در ایام آخر، کوهی است.
اور آخری ایام میں یوں ہوگا کہ خداوند کے گھر کا پہاڑ پہاڑوں کی چوٹی پر قائم کیا جائے گا، اور ٹیلوں سے بلند کیا جائے گا؛ اور سب قومیں اس کی طرف رواں ہوں گی۔ اور بہت سے لوگ جائیں گے اور کہیں گے، آؤ، ہم خداوند کے پہاڑ پر، یعقوب کے خدا کے گھر کو چڑھ چلیں؛ اور وہ ہمیں اپنی راہوں کی تعلیم دے گا، اور ہم اس کے راستوں پر چلیں گے: کیونکہ شریعت صیون سے صادر ہوگی، اور خداوند کا کلام یروشلیم سے۔ یسعیاہ 2:2، 3۔
کسانی که پیشنهاد کردند «سرزمینِ جلال» یک کلیساست، و غالباً ادعا میکردند که آن کلیسای ادونتیست روز هفتم است، چنین کردند زیرا دانیال این سرزمین را «جلال» میخوانَد، و استدلال سطحیِ ایشان به این نتیجه رسید که چون «کوهِ مقدّسِ جلال» در آیهٔ چهلوپنج بیتردید کلیسای ایّام آخرِ خداست، پس «سرزمینِ جلال» نیز باید کلیسا باشد. گذشته از این، هر دو شامل صفتِ «جلال» هستند.
در کلام خدا هیچ اشتباهی وجود ندارد، و هنگامی که دانیال واژهٔ «زمین» را در پیوند با واژهٔ «جلال» بهکار میبرد، و چهار آیه بعد واژهٔ «کوهِ مقدس» را در پیوند با واژهٔ «جلال» بهکار میگیرد، دانیال بهگونهای هدفمند تمایزی میان یک زمین و یک کوه مشخص میسازد. سرزمینِ جلالِ تحتاللفظی، یهوداست، و در شهر اورشلیم بود که هیکل خدا برپا شد. اورشلیم، یا هیکل، میتواند بهعنوان کلیسای خدا فهمیده شود، اما قلمرویی که اورشلیم در آن واقع است، سرزمین یهوداست. با افزایش معرفت در نور فزایندهٔ فرشتهٔ سوم، حقایق بسیاری بهمنزلهٔ معرفت استقرار یافت؛ اما ما در اینجا صرفاً پیشزمینهٔ نبوت را بیان میکنیم که سه ظهورِ روم را مشخص میسازد.
هنگامی که دریافتیم رومِ بتپرست و رومِ پاپی دو شاهدی را فراهم کردند که ویژگیهای نبویِ رومِ مدرن را تثبیت مینمودند، اصلی تفسیری را تشخیص دادیم که من آن را «کاربرد سهگانهٔ نبوت» نامیدم. دیگرانی نیز بودند که اندیشههای مشابهی دربارهٔ تکرار سهبارهٔ برخی نبوتها بهکار برده بودند، اما تعریفی که ما به شناخت آن رسیدیم همان تعریفی است که هنوز از آن استفاده میکنیم. شایان اهمیت است که دانسته شود قاعدهٔ نبویِ کاربرد سهگانهٔ نبوت، که Future for America آن را بسیار بهکار میبرد، در جریان استدلالِ مربوط به شش آیهٔ پایانیِ دانیال یازده آشکار شد؛ اما به همان اندازه مهم این است که آن استدلال به نخستین تشخیص این حقیقت انجامید که کاربرد سهگانهٔ نبوت دربارهٔ روم بود. در تاریخ میلری، یکی از مباحث این بود که آیا آنتیوخوس اپیفانِس «غارتگران» قومِ دانیال بود، یا آنگونه که میلریها میفهمیدند، «غارتگران» روم بود. دلیل اهمیت این موضوع آن است که روم، بهعنوان «غارتگران» قومِ دانیال، همان کسی است که در دانیال یازده، آیهٔ چهارده، «رؤیا را برقرار» میساخت.
و در آن زمانها بسیاری بر ضد پادشاه جنوب برخواهند خاست؛ و نیز ستمگرانِ قوم تو سر برخواهند افراشت تا رؤیا را برقرار سازند، لیکن فرو خواهند افتاد. دانیال ۱۱:۱۴.
لومړی ځل چې موږ د نبوت درېګونې تطبیق درک کړ، دا د دې حقیقت له مخې وپېژندل شو چې د بایبل په نبوت کې د روم درې څرګندونې شته. روم د درېیمې فرښتې د مخ پر وړاندې روانې رڼا د رؤیا بنسټ کېښود، لکه څنګه چې یې د مېلرایټ په تاریخ کې هم وکړل. د مېلرایټ په تاریخ کې دا پوهه وه چې بتپرستي او پاپيت هغه ځواکونه دي چې مقدس ځای او لښکر یې تر پښو لاندې کړل، او همدا هغه د حقیقت چوکاټ شو چې مېلر پرې خپلې “ټولې” نبوي پوهېدنې جوړې کړې. د دانیال د یوولسم فصل وروستي شپږ آیتونه د حقیقت داسې یو چوکاټ ټینګوي چې Future for America خپلې ټولې نبوي تطبیقونه پرې ودان کړي دي. دغه چوکاټ د اژدها، وحش، او دروغجن نبي هغه درې ورانوونکي ځواکونه دي چې نړۍ آرمګېدون ته بیایي.
यह रूपरेखा इस पहचान पर आधारित है कि मूर्तिपूजक रोम, और उसके पश्चात् पोपीय रोम, दो ऐसे साक्षी प्रदान करते हैं जो आधुनिक रोम को स्थापित करते हैं; और यह कि आधुनिक रोम आत्मवाद के अजगर (संयुक्त राष्ट्र), कैथोलिकवाद के पशु (पोपतंत्र), और धर्मत्यागी प्रोटेस्टेंटवाद के झूठे भविष्यद्वक्ता (संयुक्त राज्य अमेरिका) का त्रिगुणात्मक संघ है। यही वह रूपरेखा है जिसे हम भविष्यवाणी के त्रिविध अनुप्रयोग के रूप में पहचानते हैं। आगामी लेखों में हम भविष्यवाणी के उन विभिन्न त्रिविध अनुप्रयोगों पर विचार करेंगे जिन्हें पहचाना गया है, और जो तीन स्वर्गदूतों के प्रगतिशील प्रकाश की रूपरेखा का निर्माण करते हैं।
ما به کاربرد سهگانهٔ سه تجلّیِ روم خواهیم پرداخت، که ساختار سیاسی و مذهبیِ رومِ معاصر را شناسایی میکنند؛ همان ساختاری که خواهر وایت آن را «صنعت کلیسایی» و «تدبیر حکومتی» نامید. این ساختار از رهگذرِ کنار هم نهادنِ ویژگیهای نبویِ رومِ بتپرست با ویژگیهای نبویِ رومِ پاپی، بهمنظورِ شناسایی و تثبیتِ همان ویژگیها در رومِ معاصر، شناخته میشود.
ما به بررسی کاربرد سهگانهٔ سه تجلّیِ بابل، آنگونه که بهوسیلهٔ نمرود، نبوکدنصر و بلشصر نمایان شدهاند، خواهیم پرداخت؛ تجلّیاتی که تکبّرِ آن مردِ گناه را که در هیکل خدا نشسته و اعلام میکند که خداست، شناسایی میکنند؛ همان کسی که اشعیا او را «آشوریِ متکبّر» نامید. تکبّرِ پاپی، که موضوعی از نبوتِ کتابمقدّس است، از رهگذرِ گرد آوردنِ ویژگیهای نبوّتیِ بابِل با ویژگیهای نبوّتیِ بابل، بهمنظورِ شناسایی و تثبیتِ ویژگیهای بابلِ جدید، شناخته میشود.
ہم ایلیاہ کی تین ظہورات کے سہ گانہ اطلاق کا جائزہ لیں گے، جیسا کہ ایلیاہ اور یوحنا اصطباغی کے ذریعہ ظاہر کیا گیا ہے، جو آخری ایّام میں "بیابان میں پکارنے والی آواز" کی شناخت کرتے ہیں۔ آخری ایّام میں بیابان میں پکارنے والی آواز ایک مخصوص نگہبان کی نمائندگی کرتی ہے، جو ایک تحریک ہے، اور ایک ایسی تحریک میں دوہرے گواہ کی نشان دہی کرتی ہے جس کی ابتدا اور انتہا مماثل ہیں۔ ہمیں بتایا گیا ہے کہ پہلے اور دوسرے فرشتے کے بغیر تیسرا فرشتہ ہو ہی نہیں سکتا؛ لہٰذا ایک سطح پر پہلے فرشتے کی تحریک کو تیسرے فرشتے کی تحریک سے جدا کرنا ناممکن ہے، اور دونوں تحریکوں کی نمائندگی ایک ایسے نگہبان کے ذریعہ ہوتی ہے جس کی مثال ایلیاہ اور یوحنا اصطباغی میں پائی جاتی ہے۔
«ما باید با قلم و صدا این اعلام را طنینانداز سازیم، و ترتیب آنها و نیز کاربرد نبوتهایی را که ما را به پیام فرشتهٔ سوم میرسانند، نشان دهیم. فرشتهٔ سوم نمیتواند بدون فرشتهٔ اول و دوم وجود داشته باشد. این پیامها را باید از طریق انتشارات و در مواعظ به جهان ابلاغ کنیم، و در امتداد تاریخ نبوی، اموری را که بودهاند و اموری را که خواهند بود، آشکار سازیم.» Selected Messages, book 2, 105.
ما به کاربرد سهگانۀ سه تجلّیِ آن پیامآوری خواهیم پرداخت که راه را برای آن فرستادۀ عهد آماده میسازد تا ناگهان به معبد خویش بیاید، چنانکه در یحییِ تعمیددهنده و ویلیام میلر به تصویر کشیده شده است. دیدبان نهایی موضوعی نبوی است که با گرد آوردن ویژگیهای نبویِ یحییِ تعمیددهنده و ویلیام میلر برای شناسایی تحقق نهایی باب سوم ملاکی شناخته میشود.
हेर, म मेरो दूतलाई पठाउनेछु, र उसले मेरो सामु मार्ग तयार पार्नेछ; अनि तिमीहरूले खोज्ने प्रभु अचानक आफ्नो मन्दिरमा आउनुहुनेछ, अर्थात् करारका दूत, जसमा तिमीहरू आनन्द मान्दछौ: हेर, उहाँ आउनुहुनेछ, सेनाहरूका परमप्रभु भन्नुहुन्छ। मलाकी ३:१
ما به کاربرد سهگانهٔ سه تجلّیِ اسلام خواهیم پرداخت، آنگونه که بهوسیلهٔ ویژگیهای نبویِ اسلام در بلای اوّل و دومِ کتاب مکاشفه، در فصلهای هشت و نه، به تصویر کشیده شدهاند؛ ویژگیهایی که خصائص نبویِ اسلامِ بلای سوم را، که در فصلهای ده و یازدهٔ مکاشفه معرّفی شده است، مشخص میسازند.
ما این مطالب را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«نگذارید هیچکس بهجای شما مغز شما باشد؛ نگذارید هیچکس اندیشیدن، تحقیق کردن و دعا کردنِ شما را برایتان انجام دهد. این همان تعلیمی است که امروز باید آن را به دل بگیریم. بسیاری از شما یقین دارید که گنج گرانبهای پادشاهی خدا و عیسی مسیح در کتابمقدسی است که در دست خود دارید. شما میدانید که هیچ گنج زمینی بدون کوششِ طاقتفرسا به دست نمیآید. پس چرا باید انتظار داشته باشید که بدون جستوجوی diligente در کتب مقدس، گنجهای کلام خدا را درک کنید؟»
«مطالعۀ کتابمقدس شایسته و درست است؛ اما وظیفۀ شما در همانجا پایان نمیپذیرد؛ زیرا باید خودتان صفحات آن را به دقت بجویید. معرفت خدا بدون کوشش ذهنی، و بدون دعا برای حکمت تا بتوانید از دانۀ پاکِ حقیقت، کاهی را که انسانها و شیطان بهوسیلهٔ آن تعالیم حقیقت را نادرست جلوه دادهاند، جدا سازید، به دست نمیآید. شیطان و همدستان او از میان عاملان انسانی کوشیدهاند کاهِ گمراهی را با گندمِ حقیقت درآمیزند. ما باید با جدیت در پی گنج پنهان باشیم، و از آسمان حکمت بطلبیم تا بتوانیم ابداعات انسانی را از اوامر الهی جدا کنیم. روحالقدس جویندۀ حقایق بزرگ و گرانبهایی را که به نقشۀ رستگاری مربوطاند، یاری خواهد داد. میخواهم این واقعیت را بر همگان تأکید کنم که خواندن سطحیِ کتب مقدس کافی نیست. ما باید جستوجو کنیم، و این یعنی بهجا آوردن همۀ آنچه این واژه در بر دارد. همانگونه که معدنکاو با اشتیاق زمین را میکاود تا رگههای طلا را کشف کند، شما نیز باید کلام خدا را برای یافتن آن گنج پنهانی بکاوید که شیطان از دیرباز کوشیده است آن را از انسان پنهان سازد. خداوند میفرماید: «اگر کسی بخواهد ارادۀ او را بهجا آورد، از این تعلیم آگاه خواهد شد.» یوحنا 7:17.» Fundamentals of Christian Education, 307.