چارچوب نبوی‌ای که ویلیام میلر به‌کار برد، ساختارِ دو قدرتِ ویرانگر بود: رومِ بت‌پرست و سپس رومِ پاپی. چارچوب نبوی‌ای که Future for America به‌کار می‌برد، ساختارِ سه قدرتِ ویرانگر است: رومِ بت‌پرست، سپس رومِ پاپی، و آنگاه پروتستانتیسمِ مرتد. این سه تجلیِ روم، همان سه قدرتِ ویرانگرِ اژدها، وحش و نبیِ کاذب‌اند. آن چارچوب، تا حد زیادی، از طریق مقاومتی که در برابر نوری که از شش آیهٔ آخرِ باب یازدهم دانیال برآمد ــ نوری که در زمانِ آخر، در سال ۱۹۸۹، مُهرگشایی شد ــ پدید آمد، شناخته شد.

دو تجلّیِ نخستِ روم، ساختارِ نبوّتیِ رومِ جدید را، که سومین و آخرین تجلّیِ روم است، مشخص می‌سازند. رومِ جدید، ساختارِ قدرتِ نهاییِ سه‌گانه و آزاردهندهٔ ایامِ آخر را معرّفی می‌کند. امّا در عینِ نزدیکیِ بسیار، سه تجلّیِ بابل موضوعی متمایز است. نخستینِ آنها بابِلِ نمرود بود. دومین، بابِلِ نبوکدنصر و بلشصر بود. آن دو شاهدِ نبوّتی، با هم، ویژگی‌های نبوّتیِ بابلِ جدید را مشخص می‌سازند. هرچند در یک سطح، رومِ جدید و بابلِ جدید یک موجودیتِ واحد هستند، سه تجلّیِ بابل، سقوطِ نهاییِ بابل و تکبّرِ مردِ گناه را مشخص می‌سازند.

سقوطِ بابل، جیسا کہ روم کے پوپ کا تکبر، بائبل کی نبوت میں ایک وسیع اور نہایت مخصوص موضوع ہے۔ مکاشفہ کے سترھویں باب میں اُن فرشتوں میں سے ایک، جو سات آخری آفتیں اُنڈیلتے ہیں، خاص طور پر بابل کی عدالت کی نشان دہی کرنے آتا ہے، جو اُس کے سقوط ہی کا ایک اور اظہار ہے۔

اور اُن سات فرشتوں میں سے ایک، جن کے پاس سات پیالے تھے، آیا اور مجھ سے کلام کرتے ہوئے بولا: یہاں آ؛ میں تجھے اُس بڑی کسبی کی عدالت دکھاؤں گا جو بہت سے پانیوں پر بیٹھی ہے؛ جس کے ساتھ زمین کے بادشاہوں نے حرام کاری کی، اور زمین کے باشندے اُس کی حرام کاری کی مے سے متوالے کر دیے گئے۔ پھر وہ مجھے روح میں بیابان میں لے گیا، اور میں نے ایک عورت کو ایک ارغوانی رنگ کے درندے پر بیٹھی دیکھا، جو کفر کے ناموں سے بھرا ہوا تھا، اور اُس کے سات سر اور دس سینگ تھے۔ مکاشفہ 17:1–3۔

کارِ فرشتہ یہ ہے کہ وہ یوحنا کو اُس عورت کی سزا دکھائے جس کے ماتھے پر «راز، بابلِ عظیم» لکھا ہوا ہے۔

او هغه ښځه په ارغواني او سور رنګ سمبال شوې وه، او په سرو زرو، قیمتي ډبرو او ملغلرو آراسته وه، او په خپل لاس کې یې د سرو زرو یوه پیاله لرله، چې د خپلو زناوو له کرکېجنو شیانو او ناپاکۍ څخه ډکه وه. او د هغې په تندي باندې یو نوم لیکل شوی و: «راز، بابلِ عظیم، د فاحشو او د ځمکې د کرکېجنو شیانو مور.» او ما هغه ښځه ولیده چې د مقدسینو په وینو او د عیسی د شاهدانو په وینو مسته وه؛ او کله چې ما هغه ولیده، په ډېرې حیرانتیا سره حیران شوم. مکاشفه 17:4–6.

دستگاه ژئوپولیتیکی‌ای که پاپیّت در ایام آخر برای آزار و جفای کسانی به کار می‌گیرد که آنان را بدعت‌گذار می‌شمارد، به‌صورت «وحشی سرخ‌فام، مملو از نام‌های کفر، که هفت سر و ده شاخ داشت» به تصویر کشیده شده است. این واقعیت که او بر آن وحش سوار است نشان می‌دهد که بر آن وحش تسلط دارد، همان‌گونه که سوار بر اسب بر اسب خود مسلط است.

او آن زنی که دیدی، همان شهر بزرگ است که بر پادشاهان زمین سلطنت می‌کند. مکاشفه 17:8.

«وحشِ سرخ‌فام با هفت سر و ده شاخ»، رومِ معاصر است و ساختار ژئوپولیتیکی‌ای را نمایندگی می‌کند که زن در ایام آخر، هنگامی که بر وفادارانِ خدا جفا می‌رساند، از آن بهره می‌گیرد. آن زن، بابلِ معاصر است، آن شهرِ عظیم که زنا می‌کند و بر پادشاهانِ زمین فرمان می‌راند. دو تجلیِ نخستِ بابل که در بابِل در فصل یازدهمِ پیدایش، و بابل در فصل‌های چهارم و پنجمِ دانیال نمایان شده‌اند، تکبر و سقوطِ بابلِ معاصر را در ایام آخر توصیف می‌کنند. آن زنی که در فصل هفدهمِ مکاشفه داوری می‌شود، بابلِ معاصر است، و آن وحشی که بر آن سلطنت می‌کند، رومِ معاصر است. او با پادشاهان زنا کرده است، و آنان با هم یک تن هستند.

ازاین‌رو مرد، پدر و مادر خود را ترک خواهد کرد و به زن خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند بود. پیدایش ۲:۲۴.

اگرچه آن دو یکی هستند، برخی عناصر نبویِ رومِ معاصر و بابلِ معاصر در کلام خدا به‌طور مجزا بیان شده‌اند. سرگذشت بابلِ معاصر، آن‌گونه که به‌واسطهٔ دو شاهدِ بابل و بابِل برقرار شده است، دربارهٔ تکبّر او و سقوط نهایی اوست. در شش آیهٔ پایانیِ دانیال یازدهم، پادشاه شمال برای نمایندگیِ پاپیّت به‌کار گرفته شده است. پاپِ روم نمایندهٔ زمینیِ شیطان است.

«دنيايي لاسته راوړنې او عزتونه د خوندي کولو لپاره، کلیسا دې ته وهڅول شوه چې د ځمکې د سترو سړو مهرباني او ملاتړ ولټوي؛ او په دې توګه، چې مسیح یې رد کړ، هغه دې ته راکاږل شوه چې د شیطان استازي—د روم اسقف—ته وفاداري وښيي.» لویه شخړه، 50.

شیطان می‌خواست خدا باشد، و آرزوی او این بود که تخت‌های سیاسی و مذهبیِ خدا را تصاحب کند.

¡Cómo caíste del cielo, oh Lucero, hijo de la mañana! ¡Cómo fuiste derribado por tierra, tú que debilitabas a las naciones! Porque tú dijiste en tu corazón: Subiré al cielo; en lo alto, junto a las estrellas de Dios, levantaré mi trono; y me sentaré también sobre el monte de la congregación, a los lados del norte; sobre las alturas de las nubes subiré, y seré semejante al Altísimo. Isaías 14:12–14.

شیطان آرزو داشت تخت خویش را ـ که نماد فرمانروایی پادشاهانه است ـ «فرازتر از ستارگان خدا» برکشد. ستارگان خدا فرشتگان‌اند، و نمایانگر سازوکار حکومت خدا هستند. شیطان همچنین آرزو داشت که «بر کوه جماعت، در اقصای شمال» بنشیند. جماعت، کلیساست، و در اورشلیم واقع است، که در اقصای شمال قرار دارد. نشستن بر تختی در «اقصای شمال»، به معنای پادشاه شمال بودن است. مسیح، پادشاه راستین شمال است، که همچنین پادشاه بر حکومت خداست. شیطان آرزو داشت که «مانند حضرتِ اعلی» باشد.

سرود و مزموری برای پسران قورح. خداوند بزرگ است و در شهر خدای ما، بر کوه قدس او، بس شایستهٔ ستایش است. کوه صهیون، زیبا در رفعت، شادیِ تمامیِ زمین است؛ در جوانب شمال، شهرِ پادشاه عظیم. خدا در قصرهای آن به‌عنوان ملجأ شناخته شده است. مزمور ۴۸:‏۱–۳

نمائندهٔ زمینیِ شیطان، اسقفِ روم (پاپ) است. در شش آیهٔ پایانیِ دانیال باب یازدهم، عروج و سقوط نهاییِ پاپِ روم به تصویر کشیده شده است، و پاپ در آنجا به‌عنوان پادشاهِ شمال معرفی می‌شود. او رئیسِ کلیسای کاتولیک است، و واژهٔ «کاتولیک» به معنای جهانی است. برای آنکه شیطان بتواند از دو تختِ مسیح (سیاسی و مذهبی) جعل و تقلبی بسازد، کلیسای کاتولیک را پدید آورد تا هنگامی که در ایامِ آخر، تظاهرِ مسیح را آغاز می‌کند، یک نظامِ مذهبیِ جهانی در اختیار داشته باشد.

«این سازش میان بت‌پرستی و مسیحیت به پیدایشِ “مردِ گناه” انجامید؛ همان‌که در نبوت پیشگویی شده بود که با خدا مخالفت ورزد و خویشتن را برتر از او برافرازد. آن نظام عظیمِ دینِ باطل، شاهکارِ قدرتِ شیطان است—یادمانی از تلاش‌های او برای نشستن بر تخت و حکومت کردن بر زمین مطابق ارادهٔ خویش.» جدال عظیم، 50.

شیطان یک نظام مذهبی جهانی و نیز یک ساختار سیاسی جهانی بنا کرد، به‌منظور جعل و بدل‌سازیِ دو تختِ اقتداری که پادشاه حقیقیِ شمال بر آن‌ها نشسته است. ده پادشاهِ مکاشفه هفده، که آن فاحشه در ایام آخر با ایشان زنا می‌کند و بر آنان حکومت می‌راند، نمایانگر آن وحشِ دارای هفت سر و ده شاخ هستند که آن زن، که بر پیشانی‌اش «بابل» نوشته شده است، بر آن فرمان می‌راند. در باب هفده، آن ده پادشاه «از فاحشه نفرت خواهند داشت، و او را ویران و عریان خواهند ساخت، و گوشتش را خواهند خورد، و او را به آتش خواهند سوزانید.» بدین‌سان، داوری او به تصویر کشیده می‌شود. سه ظهورِ بابل، سقوط نهاییِ بابل را مشخص می‌سازند. سه ظهورِ روم، ساختار سیاسی‌ای را مشخص می‌کنند که او بر آن حکومت می‌راند.

سه فرشتهٔ پیام‌های مکاشفه، باب چهاردهم، سقوط نهاییِ بابلِ معاصر را مورد خطاب قرار می‌دهند؛ همان‌گونه که دانیال، باب یازدهم، آیات چهل‌وچهار و چهل‌وپنج نیز چنین می‌کند. به سقوط نهاییِ او در باب هفدهمِ مکاشفه اشاره شده است، اما این امر در باب هجدهم حتی به‌گونه‌ای مشخص‌تر تفصیل یافته است. ترسیمِ دانیال یازده از سقوط نهاییِ بابلِ معاصر، همراه با تصویرسازیِ سه فرشتهٔ باب چهاردهم، و توصیفِ سقوط نهایی در باب‌های هفدهم و هجدهم، باید سطر بر سطر در کنار یکدیگر نهاده شوند. در دانیال یازده، سقوط نهاییِ بابلِ معاصر چنین مشخص شده است که هنگامی رخ می‌دهد که او هیچ یاوری دریافت نمی‌کند.

او خیمه‌های قصر خویش را میان دریاها بر کوه مقدّسِ جلال برپا خواهد کرد؛ امّا به پایان خود خواهد رسید، و هیچ‌کس او را یاری نخواهد داد. دانیال 11:45.

در آیهٔ بعد، میکائیل برمی‌خیزد و مهلتِ آزمایشِ انسان پایان می‌یابد. آیه با این عبارت آغاز می‌شود: «و در آن زمان». هنگامی که بابِلِ جدید سقوط می‌کند، مهلتِ آزمایشِ انسان بسته می‌شود و او تنها می‌میرد. فرشتهٔ سوم پایانِ مهلتِ آزمایش را معیّن می‌سازد، زیرا آشکار می‌کند که جهان به دو طبقه از مردم تقسیم شده است: آنان که نشانِ وحش را دارند و آنان که مُهرِ خدا را دارند. در آن زمان، غضبِ خدا بر بابِلِ جدید و بر آنان که نشانِ اقتدارِ او را پذیرفته‌اند، فرو ریخته می‌شود.

اور تیسرے فرشتہ نے اُن کے پیچھے آ کر بلند آواز سے کہا، اگر کوئی شخص اُس حیوان اور اُس کی مورت کی پرستش کرے، اور اُس کی چھاپ اپنے ماتھے یا اپنے ہاتھ پر لے، تو وہ بھی خدا کے غضب کی اُس مے میں سے پئے گا جو اُس کے قہر کے پیالہ میں بے آمیزش انڈیلی گئی ہے؛ اور وہ مقدس فرشتوں کے سامنے اور برّہ کے سامنے آگ اور گندھک کے ساتھ عذاب دیا جائے گا۔ اور اُن کے عذاب کا دھواں ابدالآباد اُٹھتا رہے گا؛ اور جو اُس حیوان اور اُس کی مورت کی پرستش کرتے ہیں، اور جو کوئی اُس کے نام کی چھاپ لیتا ہے، اُنہیں نہ دن کو آرام ہے نہ رات کو۔ یہیں مقدسوں کا صبر ہے: یہی وہ ہیں جو خدا کے حکموں پر عمل کرتے ہیں اور یسوع کے ایمان کو قائم رکھتے ہیں۔ مکاشفہ 14:9–12۔

در باب هجدهم مکاشفه، داوریِ فاحشهٔ عظیم به‌صورت داوری‌ای تدریجی به تصویر کشیده شده است که با قانون یکشنبهٔ قریب‌الوقوع آغاز می‌شود، آنگاه که صدای دوم، سایر گلهٔ خدا را از بابل فرا می‌خواند. تا آیهٔ بیست‌ویک، ختمِ مهلتِ آزمایش مشخص می‌گردد؛ بدین‌سان روشن می‌شود که از قانون یکشنبهٔ قریب‌الوقوع در ایالات متحده تا هنگامی که میکائیل برخیزد، دوره‌ای زمانی است که داوریِ بابلِ مدرن، در میانهٔ زمانِ جفایی عظیم، واقع می‌شود.

اور ایک زورآور فرشتہ ایک بڑے چکّی کے پاٹ کے مانند ایک پتھر اُٹھا کر سمندر میں ڈال دیا اور کہا، اِسی طرح اُس بڑے شہر بابل کو زور کے ساتھ گرا دیا جائے گا، اور وہ پھر ہرگز نہ پایا جائے گا۔ اور بربط نوازوں، اور موسیقاروں، اور بانسری بجانے والوں، اور نرسنگا پھونکنے والوں کی آواز تجھ میں پھر ہرگز نہ سنی جائے گی؛ اور کسی بھی پیشے کا کوئی کاریگر تجھ میں پھر ہرگز نہ پایا جائے گا؛ اور چکّی کے پاٹ کی آواز تجھ میں پھر ہرگز نہ سنی جائے گی؛ اور چراغ کی روشنی تجھ میں پھر ہرگز نہ چمکے گی؛ اور دُلہے اور دُلہن کی آواز تجھ میں پھر ہرگز نہ سنی جائے گی: کیونکہ تیرے سوداگر زمین کے بڑے لوگ تھے؛ کیونکہ تیری جادوگری سے سب قومیں گمراہ کی گئیں۔ اور اُسی میں نبیوں، اور مُقدّسوں، اور اُن سب کا خون پایا گیا جو زمین پر قتل کیے گئے تھے۔ مکاشفہ 18:21–24۔

فرو افکندنِ سنگ، خاموش شدنِ نوای موسیقی‌دانان و کارگران، خاموشیِ چراغ، و خاموش شدنِ صدای عروس و داماد، همگی تعابیری برگرفته از عهد عتیق‌اند که پایانِ مهلتِ آزمون را نمایان می‌سازند.

هنگامی که باب یازدهم دانیال، به‌گونه‌ای نبوی بر باب‌های سیزدهم و چهاردهم مکاشفه منطبق گردد، و سپس آن دو بخش بر باب‌های هفدهم و هجدهم مکاشفه نهاده شوند، سه خط نبوت را می‌یابیم که، در میان دیگر حقایق، سقوط نهایی بابلِ مدرن را به تصویر می‌کشند. هر یک از این سه خط، نمایانگر یکی از سه قدرتِ سه‌گانه‌ای است که جهان را به سوی هارمجدون رهبری می‌کنند. باب یازدهم دانیال، وحش را شناسایی می‌کند (پاپیت). باب‌های سیزدهم و چهاردهم مکاشفه، همان تاریخ را عرضه می‌کنند، اما از منظر نبی کاذب (ایالات متحده). باب‌های هفدهم و هجدهم مکاشفه، همان خط نبوی را مشخص می‌سازند، اما تاریخی که در آنجا به تصویر کشیده شده است، بر اژدها (سازمان ملل متحد) متمرکز است.

هر یک از این سه خط در زمانِ آخر، یعنی در سال ۱۷۹۸، آغاز می‌شود. آیهٔ چهلمِ فصل یازدهمِ دانیال با این عبارت آغاز می‌شود: «و در زمانِ آخر.» «زمانِ آخر» در ابتدای این آیه، سال ۱۷۹۸ است، و هنگامی که این آیه در ۱۹۸۹ تحقق یافت، آن نیز «زمانِ آخر» بود؛ زیرا عیسی، هرگاه بخواهد امضای خویش را بر حقیقتی مهم بنهد، پایان را با آغاز به تصویر می‌کشد. خواهر وایت به ما اطلاع می‌دهد که فصل سیزدهمِ مکاشفه نیز در سال ۱۷۹۸ آغاز می‌شود.

«Y cuando el Papado, despojado de su poder, fue obligado a desistir de la persecución, Juan contempló un nuevo poder que se levantaba para hacerse eco de la voz del dragón y continuar la misma obra cruel y blasfema. Este poder, el último que ha de hacer guerra contra la iglesia y la ley de Dios, fue simbolizado por una bestia con cuernos semejantes a los de un cordero». Signs of the Times, 1 de noviembre de 1899.

هغه د نبوت کرښه چې د دانيال يوولسم باب په څلوېښتم آيت کې په 1798 کال پيلېږي، تر هغه وخته دوام کوي چې د انسانانو د ازموينې موده پای ته رسېږي، کله چې ميکائيل راپاڅي. هغه د نبوت کرښه چې په 1798 کال کې پيلېږي، «کله چې پاپي نظام، له خپل ځواک څخه بې‌برخې شوی، اړ شو چې له ځورونې لاس واخلي،» او پای يې هلته دی چې د خدای قهر پر هغو تویېږي چې د پاپي اقتدار «نښه» يې منلې وي. د مکاشفې په اوولسم باب کې، کله چې فرښته يوحنا ته راځي څو د پاپي فاحشې قضاوت ور وښيي، يوحنا د «دښتې» تر هماغه وروستي پای پورې وړل کېږي، کومه چې د 538 کال څخه تر 1798 کال پورې د تاريخ استازولي کوي. يوحنا، چې په روحاني ډول په 1798 کال کې ايښوول شوی، د عصري بابل قضاوت ثبتوي، کوم چې د مکاشفې اتلسم باب د دويم غږ په اعلان سره پيلېږي، چې څرګندوي پاپي نظام د خپلې ازموينيزې مودې پياله ډکه کړې ده، او بيا يې قضاوت تر هغه وخته دوام کوي چې د ازموينې موده پای ته رسېږي، کله چې د ژرندې تيږه سمندر ته غورځول کېږي.

سطرًا على سطر، تُحدِّد هذه السطور الثلاثة السقوطَ النهائيَّ لبابل الحديثة، التي ارتكبت الزنا مع ملوك روما الحديثة. يشهد الإصحاح الحادي عشر من دانيال للبابوية، الممثَّلة بملك الشمال. ويشهد الإصحاحان الثالث عشر والرابع عشر من سفر الرؤيا للنبي الكذَّاب، وتشهد الأصحاحات السابع عشر والثامن عشر بدور التنين (الملوك العشرة). والإطار النبوي الذي تعتمده Future for America قائمٌ على القوى الثلاث التي تقود العالم إلى هرمجدون.

شاهدانِ بابل و بابِلُون، ویژگی‌های نبویِ بابِلُونِ معاصر را مشخص می‌کنند. آن دو شاهد از تکبّرِ رهبری پاپی سخن می‌گویند که مدّعیِ مسیحی بودن است، در هیکلِ خدا می‌نشیند و خود را خدا اعلام می‌کند. آن دو شاهد همچنین سقوط نهاییِ او را نیز معرّفی می‌کنند. خودبرتری‌بخشیِ پاپ و سقوط نهاییِ او، آن‌گونه که در سه ظهورِ بابِلُون نمایان شده است، همان چیزی است که رؤیای تاریخِ نبوی را استوار می‌سازد.

و در آن زمان‌ها بسیاری بر ضد پادشاه جنوب برخواهند خاست؛ و نیز عُصاتِ قوم تو برای برپا داشتن رؤیا سر برخواهند افراشت؛ لیکن ایشان فرو خواهند افتاد. دانیال ۱۱:۱۴.

ما بررسی خود را از سه تجلّیِ بابل در مقالۀ بعدی ادامه خواهیم داد.

و صدای دیگری از آسمان شنیدم که می‌گفت: «ای قوم من، از او بیرون آیید، مبادا در گناهانش شریک شوید و از بلاهایش نصیبی ببرید. زیرا گناهان او تا به آسمان رسیده است و خدا بی‌عدالتی‌های او را به یاد آورده است. او را همان‌گونه جزا دهید که او جزا داد، و بر حسب اعمالش دو چندان به او بدهید؛ در جامی که او پر کرده است، برای او دو چندان پر کنید. به همان اندازه که خود را جلال داده و در عیش و تنعّم زیسته است، به همان اندازه عذاب و ماتم بدو دهید؛ زیرا در دل خود می‌گوید: به‌سان ملکه‌ای نشسته‌ام و بیوه نیستم و هرگز ماتم نخواهم دید. از این‌رو بلاهایش در یک روز فرا خواهد رسید: موت و ماتم و قحطی؛ و او به‌کلی در آتش سوخته خواهد شد، زیرا نیرومند است خداوندْ خدا که او را داوری می‌کند.» مکاشفه 18:4–8