در تاریخ حرکتِ هر دو فرشتهٔ اول و سوم، این پیام را می‌توان در پیامِ فرشتهٔ دوم خلاصه کرد.

और उसके पीछे-पीछे एक और स्वर्गदूत आया, जो कहता था, “बाबुल गिर गया, गिर गया, वह महान नगर; क्योंकि उसने अपनी व्यभिचार की प्रचण्डता की दाखमधु सब जातियों को पिलाई है।” प्रकाशितवाक्य 14:8॥

فرشتهٔ دوم، برای آنان که می‌خواهند ببینند، کاربرد سه‌گانهٔ نبوت را مشخص می‌سازد. فرشتهٔ دوم پیامی نبوی را عرضه می‌کند، و آن پیام این است که بابل دو بار سقوط کرده است. او بابل را به‌عنوان آن «شهر عظیم» معرفی می‌کند که در باب‌های هفدهم و هجدهم به‌عنوان بابلِ مدرن شناخته شده است. بابلِ مدرن دو بار سقوط کرده است، و سقوط او از آن رو پدید آمد که همهٔ امت‌ها را واداشت تا «از خشم زنای او بنوشند.» زنای او با پادشاهان زمین به انجام رسید. آن رابطه به او اجازه داد تا نیروی پادشاهانی را که با ایشان زنا کرده بود، برای اجرای «خشم» خود به کار گیرد، که همان جفایی است که او بر قوم امینِ خدا وارد می‌آورد.

شرابْ یَک آموزه است، و آموزه‌ای که او همهٔ ملت‌ها را به نوشیدن آن می‌کشاند، آن آموزهٔ دروغینی است که ادعا می‌کند پرستش خورشید صلح را پدید خواهد آورد. همهٔ ملت‌ها «نشان» اقتدار او را می‌پذیرند، که همان پرستش خورشید است، چنان‌که در عبادت روز یکشنبه نمود یافته است. پذیرفتن آن «نشان» از سوی همهٔ ملت‌ها، به‌واسطهٔ قدرت ایالات متحده تحقق می‌یابد، اما این امر در زمانی انجام می‌شود که جنگِ فزاینده‌ای به‌وسیلهٔ سومین وایِ اسلام بر سیارهٔ زمین وارد می‌گردد. ملت‌ها «شراب» غضب او را بر پایهٔ وعدهٔ «صلح و امنیت» می‌پذیرند.

«اکنون این سخن از کجا آمده است که گویا من اعلام کرده‌ام نیویورک باید به‌وسیلهٔ موجی عظیم روبیده شود؟ من هرگز چنین چیزی نگفته‌ام. آنچه گفته‌ام این بوده است که، هنگامی که به ساختمان‌های عظیمی که در آنجا طبقه بر طبقه برپا می‌شدند می‌نگریستم، می‌گفتم: “چه صحنه‌های هولناکی رخ خواهد داد هنگامی که خداوند برخیزد تا زمین را به‌شدت بلرزاند! آنگاه سخنان مکاشفه ۱۸:‏۱–۳ به انجام خواهد رسید.” تمام باب هجدهم مکاشفه هشداری است دربارهٔ آنچه بر زمین خواهد آمد. اما من به‌طور خاص نوری در خصوص آنچه بر نیویورک خواهد آمد ندارم، جز این‌که می‌دانم روزی ساختمان‌های عظیم آنجا به‌وسیلهٔ چرخش و واژگونیِ قدرت خدا فرو افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده است، می‌دانم که هلاکت در جهان است. یک کلام از جانب خداوند، یک لمس از قدرت عظیم او، و این بناهای سترگ فرو خواهند ریخت. صحنه‌هایی رخ خواهد داد که هراس‌انگیزیِ آنها را نمی‌توانیم تصور کنیم.» Review and Herald، 5 ژوئیهٔ 1906.

پیام فرشتهٔ دوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تکرار شد، هنگامی که ساختمان‌های عظیم شهر نیویورک با لمسه‌ای از دست خدا فرو افکنده شدند.

نبی کہتا ہے، ’’میں نے ایک اور فرشتہ کو آسمان سے اترتے دیکھا، جس کے پاس بڑا اختیار تھا؛ اور زمین اُس کے جلال سے منور ہو گئی۔ اور اُس نے زور سے بلند آواز میں پکار کر کہا، بڑا بابل گر گیا، گر گیا، اور شیاطین کا مسکن بن گیا‘‘ (مکاشفہ 18:1، 2)۔ یہ وہی پیغام ہے جو دوسرے فرشتہ نے دیا تھا۔ بابل گر گیا ہے، ’’کیونکہ اُس نے اپنی زناکاری کے غضب کی مے تمام قوموں کو پلائی‘‘ (مکاشفہ 14:8)۔ یہ مے کیا ہے؟—اُس کے جھوٹے عقائد۔ اُس نے چوتھے حکم کے سبت کی جگہ دنیا کو ایک جھوٹا سبت دیا ہے، اور اُس جھوٹ کو بھی دہرایا ہے جو شیطان نے ابتدا میں عدن میں حوا سے کہا تھا—یعنی روح کی طبعی لافانیت۔ اسی طرح کی بہت سی خویش دار گمراہیاں اُس نے دور دور تک پھیلا دی ہیں، ’’اور آدمیوں کے احکام کو تعلیم دے کر عقائد ٹھہراتی ہے‘‘ (متی 15:9)۔

«وقتی عیسی خدمتِ علنیِ خود را آغاز کرد، هیکل را از بی‌حرمتیِ کفرآمیز آن پاک ساخت. در شمارِ آخرین اعمالِ خدمتِ او نیز دومین پاک‌سازیِ هیکل بود. بدین‌سان، در آخرین کار برای هشدار دادن به جهان، دو دعوتِ متمایز به کلیساها داده می‌شود. پیامِ فرشتهٔ دوم این است: «بابل سقوط کرده است، سقوط کرده است، آن شهرِ عظیم، زیرا همهٔ امت‌ها را از شرابِ خشمِ زنای خود نوشانیده است» (مکاشفه 14:8). و در فریادِ بلندِ پیامِ فرشتهٔ سوم، صدایی از آسمان شنیده می‌شود که می‌گوید: «از او بیرون آیید، ای قومِ من، مبادا در گناهانش شریک شوید، و مبادا از بلاهایش نصیبی یابید. زیرا گناهانش تا به آسمان رسیده است، و خدا بی‌انصافی‌های او را به یاد آورده است» (مکاشفه 18:4، 5).» Selected Messages, book 2, 118.

میان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد، سه آیهٔ نخستِ مکاشفهٔ هجده تحقق می‌یابند، زیرا فراخوانِ خروج از بابل از زمانِ قانون یکشنبه آغاز می‌شود.

«مکاشفه ۱۸ به زمانی اشاره دارد که در نتیجهٔ ردِّ هشدار سه‌گانهٔ مکاشفه ۱۴:۶–۱۲، کلیسا به‌طور کامل به وضعیتی خواهد رسید که فرشتهٔ دوم آن را پیشگویی کرده بود، و قوم خدا که هنوز در بابل هستند فراخوانده خواهند شد تا خود را از مشارکت با او جدا سازند. این پیام آخرین پیامی است که هرگز به جهان داده خواهد شد؛ و کار خود را به انجام خواهد رساند. هنگامی که آنان که «حق را نپذیرفتند، بلکه از ناراستی خشنود شدند» (۲ تسالونیکیان ۲:۱۲)، واگذاشته شوند تا دچار گمراهیِ شدید گردند و دروغ را باور کنند، آنگاه نورِ حقیقت بر همهٔ کسانی خواهد تابید که دل‌هایشان برای پذیرش آن گشوده است، و همهٔ فرزندان خداوند که در بابل باقی مانده‌اند، به این ندا گوش خواهند سپرد: «از او بیرون آیید، ای قوم من» (مکاشفه ۱۸:۴).» نبرد عظیم، ۳۸۹، ۳۹۰.

در قانون یک‌شنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، قومِ عهدِ پیشین دچار ضلالتِ شدید خواهند شد. از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا زمانی که در قانون یک‌شنبه ضلالتِ شدید فرو ریخته شود، پیامِ فرشتهٔ دوم تکرار می‌شود، و این رد کردن، نمایانگرِ ردِّ «هشدارِ سه‌گانهٔ مکاشفهٔ چهارده، آیاتِ شش تا دوازده» است. از این لحاظ، سه فرشته به‌وسیلهٔ پیامِ فرشتهٔ دوم نمایانده می‌شوند. پیامِ فرشتهٔ دوم این است: «بابل سقوط کرده است، سقوط کرده است»، و پیامِ فرشتهٔ دوم میانِ پیامِ اول و سوم قرار داده شده است.

اعلامِ صدای نخست در باب هجدهمِ مکاشفه، تکرارِ پیامِ فرشتهٔ دوم است، اما نمایانگرِ ردّ هر سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده می‌باشد. پیامِ فرشتهٔ دوم نمایندهٔ هر سه پیام است، و مُهرِ آلفا و اُمگا را در خود دارد، زیرا در تاریخِ جنبشِ فرشتهٔ اول اعلام شد، و سپس بار دیگر در جنبشِ فرشتهٔ سوم اعلام خواهد شد. این پیام تصریح می‌کند که بابل دو بار سقوط کرده است، و در این معنای نبوی، به «کاربردِ سه‌گانهٔ نبوت» اشاره می‌کند.

تُشير المرّتان الأوليان لسقوط بابل، كما تُمثِّلهما بابل وبرج بابل، إلى السقوط النهائي لبابل الحديثة. وإن الإعلان المزدوج عن سقوط بابل يكتنفه أولُ رسائل الملائكة الثلاثة وآخرُها. وتحمل بنية رسائل الملائكة الثلاثة سِمة الألف والياء، لأن الرسالة الأولى تُعرَف بأنها «الإنجيل الأبدي»، الذي يعني بحكم تعريفه أنه الإنجيل الأزلي، أو رسالة الإنجيل عينُها في كل زمان. أما رسالة الملاك الثالث فهي رسالة الإنجيل التي تُحذِّر من قبول سِمة الوحش، ولذلك فإن الرسالة الأولى والرسالة الثالثة، وهما الرسالتان الأولى والأخيرة، هما الرسالة نفسها، لأن كلتيهما هما الإنجيل.

الفا و اُمِگا امضای «حقیقت» را بر این سه پیام نهاد، زیرا واژۀ عبریِ ترجمه‌شده به «حقیقت» به‌وسیلۀ آن زبان‌دان شگفت‌انگیز، از ترکیب نخستین، سیزدهمین، و آخرین حروف الفبای عبری پدید آورده شد. «سیزده» به‌عنوان نماد، نمایانگر عصیان است، و در پیام دوم است که عصیانِ بابل، آن‌گونه که به‌وسیلۀ تعالیم کاذب و زنای او بازنمایی می‌شود، مشخص می‌گردد. چنان‌که پیش‌تر نیز اشاره شد، پیام دوم همچنین حامل امضای الفا و اُمِگاست، زیرا آن پیامی که در تاریخ میلری برای اعلام گشایش داوری اعلام شد، در جنبش فرشتۀ سوم تکرار می‌شود تا پایان داوری را مشخص سازد.

سقوطِ بابل در باب یازدهمِ پیدایش، نخستین اشاره به سقوطِ بابل است، و شهادتِ طغیانِ گستاخانهٔ نمرود، مُهرِ پیامِ فرشتهٔ اول را در خود دارد. چنان‌که در مقالات پیشین نشان داده شد، هر سه پیامِ سه فرشته نیز در درونِ پیامِ فرشتهٔ اول قرار دارند. در پیامِ فرشتهٔ اول، عبارتِ «از خدا بترسید» نمایانگرِ پیامِ اول است، و عبارتِ «او را جلال دهید» نمایانگرِ پیامِ فرشتهٔ دوم است. پیامِ سوم نیز در پیامِ اول یافت می‌شود، آن‌گاه که اعلام می‌دارد: «ساعتِ داوریِ او فرا رسیده است.»

در سقوط نمرود، که نخستین سقوط بابل است، سه گامِ سه فرشته نیز مشخص می‌شود. این امر با عبارت «برو به» نشان داده شده است.

اور ساری زمین کی ایک ہی زبان تھی اور ایک ہی بولی۔ اور یوں ہوا کہ جب وہ مشرق کی طرف سے کوچ کرتے ہوئے آئے تو اُنہوں نے ملکِ شنعار میں ایک میدان پایا، اور وہیں بس گئے۔ پھر اُنہوں نے ایک دوسرے سے کہا، آؤ، ہم اینٹیں بنائیں اور اُنہیں خوب پکائیں۔ چنانچہ اُن کے پاس پتھر کی جگہ اینٹ تھی، اور گارے کی جگہ اُن کے پاس رال تھی۔ پھر اُنہوں نے کہا، آؤ، ہم اپنے لیے ایک شہر اور ایک برج بنائیں جس کی چوٹی آسمان تک پہنچے؛ اور ہم اپنے لیے ایک نام پیدا کریں، ایسا نہ ہو کہ ہم تمام زمین کی سطح پر پراگندہ کر دیے جائیں۔ تب خداوند اُس شہر اور اُس برج کو دیکھنے کے لیے اُترا جسے بنی آدم بنا رہے تھے۔ اور خداوند نے کہا، دیکھو، لوگ ایک ہیں اور اُن سب کی زبان بھی ایک ہی ہے؛ اور یہ اُن کے کام کا آغاز ہے؛ اور اب جو کچھ وہ کرنے کا ارادہ کریں گے اُس میں سے کچھ بھی اُن سے باز نہ رکھا جائے گا۔ آؤ، ہم اُتریں اور وہاں اُن کی زبان میں ایسی گڑبڑ ڈال دیں کہ وہ ایک دوسرے کی بات نہ سمجھ سکیں۔ پس خداوند نے اُنہیں وہاں سے تمام زمین کی سطح پر پراگندہ کر دیا؛ اور اُنہوں نے شہر بنانا چھوڑ دیا۔ اسی سبب سے اُس کا نام بابل رکھا گیا، کیونکہ وہاں خداوند نے تمام زمین کی زبان میں گڑبڑ ڈال دی؛ اور وہیں سے خداوند نے اُنہیں تمام زمین کی سطح پر پراگندہ کر دیا۔ پیدایش 11:1–9۔

سقوط نخست بابل، که به‌صورت بابل نمایانده شده است، در عبارت «بیا» سه بار بیان شده است. هر سه فرشته همگی در فرشتهٔ اول بازنمایی شده‌اند. باب نخست دانیال نیز پیام فرشتهٔ اول را بازنمایی می‌کند، و چنان‌که پیش‌تر در این مقالات مشخص شده است، فرایند سه‌مرحله‌ایِ آزمونِ انجیل جاودانی در مرحلهٔ نخست یافت می‌شود؛ آنگاه که دانیال از خوردن خوراک بابلی امتناع ورزید و در عوض برگزید که خدا را جلال دهد. نخستین آزمون او، آزمونِ فرشتهٔ اول بود که در تاریخ میلریتی، در 11 اوت 1840، با کتابچه‌ای کوچک نازل شد، همان کتابچه‌ای که به یوحنا فرمان داده شد آن را بخورد.

سپس آزمونی دیداری به مدت ده روز به او داده شد که تمایزی را میان کسانی که خوراک بابلی را می‌خوردند و کسانی که، مانند دانیال، بر آن شدند که بقولات بخورند، آشکار ساخت. آزمون دوم دو طبقه پدید آورد، همان‌گونه که آمدن فرشتهٔ دوم در سال 1844 نیز چنین کرد. این آزمون دوم با آزمایش پایانِ سه سال دنبال شد، جایی که نبوکدنصر داوری خود را ظاهر ساخت، چنان‌که با آمدن فرشتهٔ سوم در 22 اکتبر 1844 به تصویر کشیده شده است.

پس از طوفان، به نوح دستور داده شد که مذبح‌ها بنا کند، و چون چنین می‌کرد، هرگز نباید سنگ‌هایی را که به کار می‌برد می‌برید یا می‌تراشید، و نیز نباید برای مذبح خود از ملاط استفاده می‌کرد. نمرودِ یاغی از آجر و ملاط استفاده کرد و بدین‌سان مذبحِ رابطهٔ عهدی را که مقرر شده بود کسانی که زمین را دوباره مسکون می‌سازند از آن بهره گیرند، جعل و بدلی ساخت. نخستین «برو تا» در شهادت نمرود، نمایانگر «عهدی با مرگ» است که در طغیان بر ضد نخستین پیام بسته شد. دومین «برو تا» نمایانگر ساختن برجی (یک کلیسا) و شهری (یک دولت) است. دومین «برو تا» در شهادت نمرود، ترکیب کلیسا و دولت بود، که همان زناکاریِ پیام فرشتهٔ دوم است. سومین «برو تا» نمایانگر داوریِ پراکنده ساختن قوم و مشوش کردن زبان بود.

نخستین سقوط بابل، پیام فرشتهٔ اول را نمونه‌وار می‌نمایاند، و دومین سقوط بابل در آن دو ظهوری که عناصر سقوط بابلِ جدید را پدید می‌آورند، پیام فرشتهٔ دوم را نمونه‌وار می‌سازد. چنین است، زیرا سقوط بابل، آن‌گونه که در کتاب دانیال ثبت شده است، نمایانگر آغاز و پایان است؛ همان‌گونه که پیام فرشتهٔ دوم نیز در آغاز و پایان ادونتیسم اعلام می‌شود. خواهر وایت به‌طور مشخص بیان کرده است که داوری‌ای که بر بلشصر وارد آمد، به‌وسیلهٔ داوری‌ای که بر نبوکدنصر وارد شده بود، از پیش به‌صورت نمونه تصویر شده بود.

«برای واپسین فرمانروای بابل، همان‌گونه که به‌صورت نمونه‌ای برای نخستین فرمانروای آن آمده بود، حکمِ دیده‌بانِ الهی صادر شد: “ای پادشاه، ... به تو گفته می‌شود که سلطنت از تو برچیده شده است.” دانیال 4:31.» انبیا و پادشاهان، 533.

دومین سقوط بابل، همانند پیام فرشتهٔ دوم، مُهرِ آلفا و اُمگا را بر خود دارد. این مُهر در سقوط نخستین و آخرین پادشاهان بابل نمود یافته است. داوری و سقوط نبوکدنصر به‌صورت «هفت زمان» نمایش داده شده است که اشاره‌ای به «هفت زمان» لاویان بیست‌وشش است، و «پراکنده شدن» در داوری و سقوط نمرود نیز اشاره‌ای است به «هفت زمان» لاویان بیست‌وشش. داوری و سقوط بلشصر به‌وسیلهٔ حروف آتشینی نمایش داده شده است که جمع آن‌ها به دو هزار و پانصد و بیست می‌رسد، و بدین‌سان آن نیز اشاره‌ای به «هفت زمان» لاویان بیست‌وشش را مشخص می‌سازد.

یک «کاربست سه‌گانهٔ نبوت» به‌وسیلهٔ دو شاهد نخست برقرار می‌شود؛ همان دو شاهدی که ویژگی‌های تحقق سوم و نهایی را شناسایی و تثبیت می‌کنند. با سه سقوط بابل، همان پیامی که سقوط بابل را شناسایی می‌کند، همچنین اصلی را که کاربست سه‌گانهٔ نبوت بر آن مبتنی است، شناسایی می‌نماید. دو سقوط نخست بابل، ویژگی‌های نبویِ سقوط سوم و نهایی را مشخص می‌کنند.

تاریخ میلری‌ها به‌تمامِ معنیِ کلمه در تاریخِ Future for America تکرار می‌شود. در تاریخ میلری، مجموعه‌ای از قواعد که ویلیام میلر با آن‌ها آشنا شد و برای استوار ساختن چارچوب حقیقتی که به‌واسطهٔ آن پیام فرشتهٔ اوّل را ارائه می‌کرد به کار گرفت، یکی از علائم راهِ آن تاریخ بود. «کاربرد سه‌گانهٔ نبوت» یکی از قواعدی است که در این ایّام آخر گردآوری شده است تا چارچوب حقیقتی را استوار سازد که در آن پیام فرشتهٔ سوم شناسایی می‌شود.

تجلّیات سه‌گانۀ روم، همراه با سه تجلّی سقوط بابل، با یکدیگر رابطۀ تنگاتنگ دارند، امّا در عین حال متمایزند. فاحشۀ صور، یا بابل، که با پادشاهان زمین زنا می‌کند، با ایشان یک تن است؛ لیکن بر آن پادشاهان سلطنت می‌کند، همان‌گونه که ایزابل بر اَخابِ پادشاه سلطنت می‌کرد. رومِ جدید همان وحشِ مکاشفۀ هفده است که فاحشۀ بابلِ جدید بر آن سوار می‌شود و بر آن فرمان می‌راند.

ہم اس مطالعے کو اگلے مضمون میں جاری رکھیں گے۔

«پھر میری آنکھیں اُس جلال سے ہٹا دی گئیں، اور مجھے زمین پر باقی ماندہ جماعت کی طرف متوجہ کیا گیا۔ فرشتہ نے اُن سے کہا، “کیا تم سات آخری آفتوں سے بچنا چاہتے ہو؟ کیا تم جلال میں جانا اور اُن سب نعمتوں سے متمتع ہونا چاہتے ہو جو خدا نے اُن کے لیے تیار کی ہیں جو اُس سے محبت رکھتے ہیں اور اُس کی خاطر دُکھ اٹھانے پر آمادہ ہیں؟ اگر ایسا ہے تو تمہیں مرنا ہوگا تاکہ تم زندہ رہو۔ تیار ہو جاؤ، تیار ہو جاؤ، تیار ہو جاؤ۔ تمہیں اُس تیاری سے بڑھ کر تیاری درکار ہے جو اب تمہارے پاس ہے، کیونکہ خداوند کا دن آتا ہے، غضب اور سخت قہر کے ساتھ، تاکہ زمین کو ویران کرے اور اُس کے گنہگاروں کو اُس میں سے ہلاک کرے۔ سب کچھ خدا کے لیے قربان کر دو۔ سب کچھ اُس کے مذبح پر رکھ دو—اپنی ذات، اپنی ملکیت، اور سب کچھ—ایک زندہ قربانی کے طور پر۔ جلال میں داخل ہونے کے لیے سب کچھ درکار ہوگا۔ اپنے لیے آسمان میں خزانہ جمع کرو، جہاں نہ کوئی چور نزدیک آ سکتا ہے اور نہ زنگ بگاڑتا ہے۔ اگر تم بعد میں اُس کے جلال میں اُس کے ساتھ شریک ہونا چاہتے ہو، تو یہاں تمہیں مسیح کے دُکھوں میں شریک ہونا ہوگا۔”»

«آسمان، اگر آن را از راه رنج به‌دست آوریم، به‌قدر کافی ارزان خواهد بود. ما باید در سراسر راه، نفس را انکار کنیم، هر روز نسبت به نفس بمیریم، بگذاریم تنها عیسی ظاهر شود، و جلال او را پیوسته در نظر داشته باشیم. دیدم که آنان که اخیراً حقیقت را پذیرفته‌اند، باید بدانند که رنج کشیدن به‌خاطر مسیح چیست؛ و باید از آزمایش‌هایی عبور کنند که سخت و جان‌سوز خواهد بود، تا از طریق رنج، تطهیر شده و مهیا گردند تا مُهر خدای زنده را دریافت کنند، از زمان تنگی بگذرند، پادشاه را در جمالش ببینند، و در حضور خدا و فرشتگان پاک و مقدس ساکن شوند.»

«وقتی دیدم که برای وارث شدنِ جلال، باید چه باشیم، و سپس دیدم که عیسی چه اندازه رنج کشیده بود تا برای ما چنین میراثِ گران‌بهایی را به دست آورد، دعا کردم که ما در رنج‌های مسیح تعمید یابیم، تا در برابر آزمایش‌ها عقب‌نشینی نکنیم، بلکه آن‌ها را با صبر و شادی متحمّل شویم، زیرا می‌دانیم که عیسی چه رنج‌هایی کشید تا ما به‌واسطهٔ فقر و رنج‌های او دولتمند گردیم. فرشته گفت: «نَفس را انکار کنید؛ باید با شتاب گام بردارید.» برخی از ما فرصت داشته‌ایم که حقیقت را دریابیم و گام‌به‌گام پیش برویم، و هر گامی که برداشته‌ایم، به ما نیرو داده است تا گام بعدی را برداریم. اما اکنون زمان نزدیک به پایان است، و آنچه ما سال‌ها صرفِ آموختنش کرده‌ایم، آنان باید در چند ماه بیاموزند. آنان همچنین چیزهای بسیاری را باید از نو وانَهند و بسیار چیزها را دوباره بیاموزند. کسانی که نمی‌خواهند هنگامی که فرمان صادر می‌شود، نشان وحش و تمثال او را بپذیرند، باید اکنون این قاطعیت را داشته باشند که بگویند: نه، ما نهادِ وحش را به رسمیت نخواهیم شناخت.» Early Writings, 67.