چارچوب پیام نبوی ویلیام میلر بر دو قدرت ویرانگرِ بت‌پرستی، که پس از آن پاپیّت می‌آید، استوار بود؛ و چارچوب پیام نبوی Future for America بر سه قدرت ویرانگرِ بت‌پرستی، سپس پاپیّت، و پس از آن پروتستانتیسم مرتد استوار است، با این حال همه در پایان به‌طور هم‌زمان حضور دارند. یکی از کلیدهای اصلی نبوی برای فهم نبوی میلر این بود که «قربانیِ دائمی» در کتاب دانیال نمادی از بت‌پرستی است، زیرا این امر پیوندِ دو قدرت ویرانگر را برقرار ساخت که به چارچوب فهم نبوی او تبدیل شد. یکی از کلیدهای اصلی نبوی برای فهم نبوی Future for America نیز این است که «قربانیِ دائمی» در کتاب دانیال نمادی از بت‌پرستی است، زیرا تحقق تاریخیِ بت‌پرستی توالیِ وقایع را در دانیال باب یازده، آیات چهل و چهل و یک، برقرار ساخت، و این امر به چارچوب فهم نبوی Future for America تبدیل شد.

همان‌گونه که همواره در مورد نور تازه چنین است، پیشرفت حقیقتی که در سال ۱۹۸۹، هم‌زمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مُهرگشایی شد، از سوی صداهای گوناگون بسیاری مورد ستیز قرار گرفت. مقاومتی که بر ضد این حقیقت برانگیخته شد، همواره به پدید آمدن درکی روشن‌تر از حقیقت انجامید. در آن مجادلات آغازین بر ضد حقیقتی که در شش آیهٔ پایانی دانیال یازده یافت می‌شود، چندین قاعدهٔ نبوی که در کتاب مقدس قرار دارند، به‌عنوان براهین اساسی برای پشتیبانی از افزایش دانشی که هنگامی رخ داد که کتاب دانیال در سال ۱۹۸۹ مُهرگشایی شد، شناخته شدند. ما اکنون در حال بررسی یکی از آن قواعد هستیم که آن را «کاربرد سه‌گانهٔ نبوت» می‌نامیم.

ما با بررسی دو کاربرد سه‌گانه آغاز کردیم که در یک سطح، همان یک خط هستند، اما در سطحی دیگر با یکدیگر متفاوت‌اند. دو ظهور نخستِ روم (بت‌پرست و پاپی)، ظهور سوم، یعنی رومِ مدرن، را برقرار کردند. دو ظهور نخستِ بابل (بابِل و بابِلون)، ظهور سوم، یعنی بابلِ مدرن، را برقرار کردند. رومِ مدرن همان وحشِ مکاشفه هفده است که بابلِ مدرن بر آن سوار می‌شود و بر آن سلطنت می‌کند. آن دو به همان اندازه از یکدیگر متمایزند که یک گاوچران از اسبش، اما همچنین با یکدیگر زناکاریِ روحانی می‌کنند؛ پس در آن سطح، یکی هستند. دو کاربرد سه‌گانه دیگر نیز در نبوت وجود دارد که دارای رابطه‌ای مشابه‌اند.

نخستین دو ظهور الیاس (الیاس و یحییِ تعمیددهنده)، الیاسِ سومِ ایام آخر را برقرار می‌سازند. همچنین، دو رسول نخست که راه را برای رسولِ عهد آماده می‌کنند (یحییِ تعمیددهنده و ویلیام میلر)، رسولی را که در ایام آخر راه را برای رسولِ عهد آماده می‌سازد، برقرار می‌کنند. در ارتباط با این دو سلسله از کاربردهای سه‌گانهٔ نبوت، سه نکتهٔ مهم وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.

نخستین نکته آن است که نمایندگان واقعیِ تاریخیِ دو سلسله از کاربردهای سه‌گانهٔ نبوت، در اساس همان شخصیت‌های تاریخی‌اند؛ اما کارکرد آنان در این دو بازنمایی، به‌گونه‌ای آشکار متفاوت است. نکتهٔ دوم، تشخیص این تمایز میان دو کاربرد سه‌گانهٔ نبوت است که با وجود پیوند نزدیک با یکدیگر، از هم متمایزند. این تمایز در آن است که ایلیا نمایانگرِ یک کارِ بیرونی در ایام آخر است، و آن رسولی که راه را برای رسولِ عهد مهیا می‌سازد، نمایانگرِ یک کارِ درونی در ایام آخر است.

نکتهٔ سومی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که عیسی، به‌عنوان آلفا و امگا، ایلیای سوم را، و نیز سومین پیام‌آوری را که راه را مهیا می‌سازد، با هم یک ایلـیای نخستین و یک ایلـیای آخرینِ پیام‌آور، و یک پیام‌آور نخستین و آخرین که راه را برای رسولِ عهد مهیا می‌سازد، مشخص می‌کند. پیام‌آورِ ایلیای فرشتهٔ اول و پیام‌آورِ ایلیای فرشتهٔ سوم، با هم سومین تحققِ ایلیا را تشکیل می‌دهند، و پیام‌آوری که راه را مهیا می‌سازد، به‌عنوان پیام‌آورِ جنبش‌های هر دو فرشتهٔ اول و سوم بازنمایی می‌شود.

ایلیاہ نبی کوہِ کرمل کے مقابلے میں خدا کے لوگوں اور جدید روم کے سہ گُنا اتحاد کے درمیان آخری ایّام کی کشمکش کی ایک تمثیل فراہم کرتا ہے۔

کوه کرمل در شمال اسرائیل، نزدیک به ساحل دریای مدیترانه، واقع شده است. این کوه تقریباً از شمال‌غربی به جنوب‌شرقی امتداد می‌یابد و رشته‌کوهی برجسته را تشکیل می‌دهد که حدود ۳۹ مایل (۶۳ کیلومتر) امتداد دارد. درهٔ مجدّو، که به نام درهٔ یزرعیل نیز شناخته می‌شود، در جنوب‌شرقی کوه کرمل قرار دارد. کوه کرمل و درهٔ مجدّو از لحاظ فاصله نسبتاً به یکدیگر نزدیک‌اند. فاصلهٔ میان آن دو، به خط مستقیم (به‌اصطلاح «فاصلهٔ پرواز کلاغ»)، تقریباً ۲۰ تا ۲۵ مایل (۳۲ تا ۴۰ کیلومتر) است. در غربِ کوه کرمل، دریای مدیترانه قرار دارد، و در شرقِ درهٔ مجدّو و درهٔ یزرعیل، دریای جلیل واقع است که با نام‌های دریاچهٔ طبریه یا دریاچهٔ کنّرت نیز شناخته می‌شود.

در مکاشفه، نبرد آرماگدون به وادیِ مِجِدّو اشاره دارد، و الهام نمی‌خواست دانشجویان نبوت بر این باور باشند که کتاب مکاشفه پیام خود را به‌صورت تحت‌اللفظی معرفی می‌کند؛ ازاین‌رو، هنگامی که آرماگدون (مِجِدّو) را به‌عنوان آرماگدون معرفی کرد، از واژهٔ «har» استفاده نمود که به‌معنای کوه است، تا آشکار سازد که این نبرد، نموداری روحانی از نبرد نهایی‌ای بود که اژدها، وحش و نبیِ کاذب جهان را به‌سوی آن رهبری می‌کنند.

جان با شناساییِ مَجِدّو به‌عنوان آرمگدون، اطمینان داد که آن نباید به‌مثابه مکانی جغرافیاییِ تحت‌اللفظی فهمیده شود، زیرا مجدّو دره‌ای است و هیچ کوهی ندارد. در نزدیکیِ آن، کوه کرمل قرار دارد؛ جایی که رویاروییِ ایلیا با اَخاب و انبیای ایزابل رخ داد؛ ازاین‌رو، هم مجدّو و هم کوه کرمل، هر دو، نمونه‌هایی از نبرد نهاییِ آرمگدون‌اند.

اگر شما مثلثی را با اورشلیم، کوه کرمل و وادیِ مجدّو ترسیم کنید، اورشلیم در گوشهٔ جنوب‌شرقیِ آن مثلث قرار خواهد گرفت، در حالی که کوه کرمل در شمال‌غربی و وادیِ مجدّو در شمال‌شرقی واقع است. منطقه‌ای که به‌طور نمادین نمایانگر نبرد آرماگدون است، میان دو دریا قرار دارد، و پادشاه شمال (فاحشهٔ بابلِ مدرن) میان دریاها و کوه جلالِ مقدس به پایان خود می‌رسد. و در آن زمان مهلتِ آزمونِ انسان بسته می‌شود.

لیکن مشرق اور شمال کی طرف سے خبریں اسے مضطرب کریں گی؛ اس لیے وہ بڑے قہر کے ساتھ نکلے گا تاکہ بہتوں کو ہلاک کرے اور بالکل نیست و نابود کر دے۔ اور وہ اپنے شاہی خیمے سمندروں کے درمیان اُس جلیل القدر مقدس پہاڑ پر نصب کرے گا؛ توبھی وہ اپنے انجام کو پہنچے گا، اور کوئی اس کی مدد نہ کرے گا۔ اور اُس وقت میکائیل اُٹھ کھڑا ہوگا، وہ عظیم فرشتہ جو تیرے لوگوں کی اولاد کی حمایت میں قائم رہتا ہے؛ اور ایسی مصیبت کا وقت آئے گا جیسا اُس وقت تک، جب سے کوئی قوم برپا ہوئی، کبھی نہ آیا تھا؛ اور اُس وقت تیرے لوگ رہائی پائیں گے، یعنی ہر ایک جو کتاب میں لکھا ہوا پایا جائے گا۔ دانی ایل 11:44–12:1۔

ایلیا در کاربرد سه‌گانه‌اش نمایانگر رویارویی بیرونی قوم خدا با پادشاه شمال است؛ همان که سرِ اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب است که جهان را به هارمجدون رهنمون می‌سازد. سه دشمنِ ایلیا که نمونهٔ اتحاد سه‌گانه بودند، عبارت بودند از: اخاب، که پادشاه ده قبیلهٔ شمالی بود و نمایندهٔ ده پادشاهِ مکاشفهٔ هفده است، که با فاحشهٔ بابل زنا می‌کنند و موافقت می‌نمایند که پادشاهیِ خود را برای «یک ساعت» به آن فاحشه بسپارند، که همان «آن ساعتِ» بحرانِ قانونِ یکشنبه است. فاحشهٔ بابل به‌وسیلهٔ ایزابل نمایانده شد، و انبیای بَعَلِ ایزابل و کاهنانِ بیشه نمایندهٔ نبیِ کاذب هستند.

بحرانِ قانونِ یک‌شنبه با قانونِ یک‌شنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده پدید خواهد آمد آغاز می‌شود و هنگامی پایان می‌یابد که میکائیل برمی‌خیزد. هنگامی که آن قانونِ یک‌شنبه فرا رسد، صدای دومِ مکاشفه باب هجده، دیگر گلهٔ خدا را از بابل فرا می‌خواند. فاصلهٔ زمانی از آن فراخوانِ خروج از بابل تا بسته شدنِ مهلتِ توبه، دورهٔ داوریِ فاحشهٔ بابل است. این همچنین همان دوره‌ای است که در آن روح‌القدس بی‌حد و اندازه افاضه می‌شود. این همان «ساعت»ی است که ده پادشاه موافقت می‌کنند با فاحشهٔ صور، که دیگر فراموش‌شده نیست، به‌طور مشترک سلطنت کنند. این همان «ساعتِ» «زلزلهٔ» عظیمِ مکاشفه یازده است، هنگامی که یکصد و چهل و چهار هزار نفر همچون عَلَمی برافراشته می‌شوند.

اور زمین کے بادشاہ، جنہوں نے اُس کے ساتھ حرام‌کاری کی اور عیش‌و‌عشرت سے زندگی گزاری، جب اُس کے جلنے کا دھواں دیکھیں گے تو اُس پر روئیں گے اور ماتم کریں گے، اور اُس کے عذاب کے خوف سے دور کھڑے ہو کر کہیں گے، ہائے! ہائے! اے عظیم شہر بابل، اے زبردست شہر! کیونکہ ایک ہی گھڑی میں تجھ پر عدالت آ پہنچی۔ مکاشفہ 18:9، 10

چنان‌که یوحنا مَجِدّو را به‌عنوان کوه («har») مَجِدّو معرفی کرد تا حقیقتی روحانی و نه لفظی را مشخص سازد، داوریِ فاحشهٔ بابل و صور نیز چنین معرفی شده است که در «ساعت» واقع می‌شود، و نیز در «یک روز».

لہٰذا اُس پر ایک ہی دن میں یہ آفتیں آئیں گی: موت، اور ماتم، اور قحط؛ اور وہ آگ میں بالکل بھسم کر دی جائے گی، کیونکہ زورآور ہے وہ خداوند خدا جو اُس کی عدالت کرتا ہے۔ مکاشفہ 18:8۔

پس از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، زمان نبوی دیگر نباید به‌صورت نبوی به کار برده شود؛ ازاین‌رو، داوریِ قدرت پاپی هم به‌گونه‌ای واقع‌شونده در یک «ساعت» و نیز در یک «روز» به تصویر کشیده می‌شود. «ساعت» داوریِ او، دوره‌ای نبوی است از زمانِ قانون یکشنبه در ایالات متحده تا هنگامی که مهلتِ آزمایش پایان یابد. توجه به این دوره، هنگام بررسیِ ایلیایِ روزهای آخر، اهمیت دارد؛ زیرا نبردِ ایلیا در کوه کرمل پس از آزمونِ درونیِ قومِ خدا در روزهای آخر رخ می‌دهد، و دورهٔ آزمون برای کلیسا و نیز برای جهان، هر دو، شامل همان آغازها و پایان‌های نبوی است.

دو آوازهای مکاشفه هجده، نمایانگر دو فراخوانِ متمایز به دو کلیسا هستند. کلیسای نخست، صد و چهل و چهار هزارِ مکاشفه فصل هفت است، و کلیسای دوم که فراخوانده می‌شود، جماعت عظیمِ مکاشفه فصل هفت است. فراخوان به صد و چهل و چهار هزار، در زمانی داده می‌شود که روح‌القدس به اندازه‌ای معین افاضه می‌گردد، و فراخوان به جماعت عظیم، هنگامی داده می‌شود که روح‌القدس بی‌حد و اندازه افاضه می‌گردد.

نبی فرماتا ہے، “میں نے ایک اور فرشتہ کو آسمان سے اُترتے دیکھا، جس کے پاس بڑا اختیار تھا؛ اور زمین اُس کے جلال سے روشن ہو گئی۔ اور اُس نے زور سے بلند آواز میں پکار کر کہا، بڑا بابل گر گیا، گر گیا، اور بدروحوں کا مسکن بن گیا ہے” (مکاشفہ 18:1, 2)۔ یہی وہی پیغام ہے جو دوسرے فرشتے کے ذریعہ دیا گیا تھا۔ بابل گر گیا ہے، “کیونکہ اُس نے اپنی زنا کے غضب کی مے تمام قوموں کو پلائی” (مکاشفہ 14:8)۔ وہ مے کیا ہے؟—اُس کی جھوٹی تعلیمات۔ اُس نے چوتھے حکم کے سبت کے بجائے دنیا کو ایک جھوٹا سبت دیا ہے، اور اُس جھوٹ کو بھی دہرایا ہے جو شیطان نے ابتدا میں عدن میں حوا سے کہا تھا—یعنی روح کی فطری لافانیت۔ اِس نے اور بھی بہت سی ہم جنس گمراہیاں دور دور تک پھیلا دی ہیں، “آدمیوں کے احکام کو تعلیمات بنا کر سکھاتے ہیں” (متی 15:9)۔

«هنگامی که عیسی خدمت عمومی خود را آغاز کرد، هیکل را از بی‌حرمتی کفرآمیز آن پاک ساخت. در میان واپسین اعمال خدمت او، دومین تطهیر هیکل قرار داشت. همچنین در آخرین کار برای هشدار دادن به جهان، دو دعوت متمایز به کلیساها داده می‌شود. پیام فرشتهٔ دوم این است: “بابل سقوط کرده است، سقوط کرده است، آن شهر عظیم، زیرا که همهٔ امت‌ها را از شراب غضب زنای خود نوشانیده است” (Revelation 14:8). و در فریاد بلندِ پیام فرشتهٔ سوم، صدایی از آسمان شنیده می‌شود که می‌گوید: “از او بیرون آیید، ای قوم من، مبادا در گناهانش شریک شوید، و مبادا از بلاهایش نصیبی یابید. زیرا گناهانش تا به آسمان رسیده است، و خدا بی‌انصافی‌های او را به یاد آورده است” (Revelation 18:4, 5).» Selected Messages, book 2, 118.

فرشتهٔ نیرومند در تحققِ باب هجدهمِ مکاشفه فرود آمد، آنگاه که بناهای عظیمِ شهر نیویورک در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، با رسیدنِ «بادِ شرقیِ» اسلام، فرو ریخته شدند. سپس او «به آوازِ بلند و نیرومند ندا درداد و گفت: بابِلِ عظیم سقوط کرد، سقوط کرد، و مسکنِ دیوان شده است.» و سپس در آیهٔ چهارم، آوازِ دیگری «از آسمان شنیده می‌شود که می‌گوید: “از او بیرون آیید، ای قومِ من.”» این دو آواز، «دو دعوتِ متمایز هستند که به کلیساها داده شده‌اند.» دو کلیسای متمایزِ خدا در ایامِ آخر به عنوانِ صد و چهل و چهار هزار و جماعتِ عظیم شناسانده می‌شوند.

دورۀ آزمون برای یکصد و چهل و چهار هزار تن با اسلامِ وایِ سوم آغاز می‌شود، که اشعیا آن را «روزِ بادِ شرقی» معرفی می‌کند. آن دورۀ آزمون با قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده پدید خواهد آمد و با اجرای نشانِ وحش به پایان می‌رسد. وحش، پادشاهِ شمالِ جعلی و رأسِ بابلِ جدید است. بابل همان شیر در باب هفتم دانیال است، و نبیِ نافرمان از یهودا، که نمایندۀ ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای است، در دوره‌ای می‌میرد که با «الاغ»ِ اسلام (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱) آغاز می‌شود و با «شیر» (بابلِ جدید) پایان می‌پذیرد.

در دورهٔ زمانی‌ای که به‌عنوان «قبر» نبیِ نافرمانِ اَدونتیسمِ لائودیکیه‌ای بازنمایی شده است، بارانِ آخر به اندازه مقرر می‌گردد، زیرا ندایی متمایز به کلیسای صد و چهل و چهار هزار تن داده می‌شود. هنگامی که آن دوره پایان می‌یابد، در «ساعتِ» «زلزلهٔ عظیم» که نمایانگر قانون یکشنبه در ایالات متحده است، دورهٔ صدای دومِ مکاشفه هجده، با اجرای نشانِ وحش که همان نشانِ پادشاهِ شمال است، فرا می‌رسد. هم‌زمان، اسلامِ وایِ سوم به کار گرفته می‌شود تا داوری‌ای تدریجی و فزاینده را بر جهانی مرتد وارد سازد. پیامی که در خلال آن ندای متمایزِ دوم به کلیسای «جماعت عظیم»، به‌وسیلهٔ «درفشِ» صد و چهل و چهار هزار تن اعلام می‌گردد، «نشانِ» «پادشاهِ شمال» و نقشِ اسلامِ وایِ سوم را که به‌صورت «فرزندانِ مشرق» بازنمایی شده است، مشخص می‌سازد.

El mensaje que enfurece al poder papal en el versículo cuarenta y cuatro del capítulo once de Daniel, y el mensaje que da inicio al derramamiento de sangre papal final, se representa como “noticias del oriente” (el islam) y “del norte” (la marca de la bestia). En ese período, como en el período anterior, el islam del “viento oriental” trae juicio sobre los Estados Unidos para dar comienzo al período, y el período termina cuando el rey del norte llega a su fin, “entre los mares y el glorioso monte santo”, en el valle de Meguido y el monte Carmelo.

دورانِ داوریِ بابلِ جدید که نمادِ بسترِ مرگِ او (قبر) است، با نمادِ شرق آغاز می‌شود و با نمادِ شمال پایان می‌یابد؛ همان‌گونه که بسترِ مرگِ آن نبیِّ نافرمانِ لائودیکیه در نخستین ندای متمایز به کلیساها پایان یافت. قبری (بسترِ مرگ) که هم نبیِّ دروغگویِ بیت‌ئیل و هم نبیِّ نافرمانِ یهودا در آن دفن شده‌اند، در میانِ یک «الاغ» و یک «شیر» به تصویر کشیده شده است.

ایلیا نمایانگر قوم خدا در ایام آخر است که با دشمنی سه‌گانه روبه‌رو بودند که به‌وسیلهٔ اخاب، ایزابل و انبیای ایزابل نمایانده می‌شد. ایزابل نماد قدرت پاپی در کلیسای چهارم، یعنی طیاتیرا، است، و انبیای او در کرمل به‌وسیلهٔ انبیای بعل و کاهنان بیشه نمایانده شدند. بعل نمایانگر الوهیتی مذکر است و کاهنان بیشه نمایانگر عشتاروت، الوهیتی مؤنث، بودند؛ ازاین‌رو، انبیای کاذب ایزابل از مرد و زن تشکیل می‌شدند و بدین‌سان نمایانگر اتحاد کلیسا و دولت بودند که در کتاب مکاشفه به‌وسیلهٔ تصویر وحش نمایانده شده است.

ایالات متحده است که نخست تمثالِ وحش را در ایالات متحده، و پس از آن در جهان، برپا می‌سازد؛ و این ایالات متحده است که نبیِ کاذبِ آن اتحادِ سه‌گانه می‌باشد. اخاب، پادشاهِ ده سبط، نمایندهٔ ده پادشاهِ مکاشفهٔ هفده است، یعنی اژدها؛ و ایزابل همان وحش است. ایلیا در کوهِ کرمل با اتحادِ سه‌گانهٔ بابلِ مدرن رویارو بود، جایی که فاحشهٔ بابل به پایانِ خود می‌رسد و هیچ‌کس به یاری‌اش نمی‌آید. کاربردِ سه‌گانهٔ ایلیا نمایانگرِ رویاروییِ بیرونی‌ای است که بر ضدِ قومِ آخرالزمانیِ خدا آورده می‌شود، و ایلیا نمایندهٔ آن نبی‌ای است که در رویاروییِ مستقیم با آن سه قدرت قرار دارد.

عنصری مهم در داستان ایلیا «باران» است که نمایانگر بارانِ آخر است که در تاریخِ رویارویی فرو ریخته می‌شود. ایلیا پیش از رویارویی بر کوه کرمل، به‌روشنی اعلام کرده است که هیچ بارانی نخواهد بود مگر به کلام او. دوره‌ای که به «ساعت» داوری ایزابل منتهی می‌شود، همان دوره‌ای است که به‌وسیلهٔ نخستین «صدا»ی مشخصی که به کلیساها داده شد، بازنمایی می‌گردد. آن «صدا» در 11 سپتامبر 2001 رسید، و در آن دوره «باران» تنها «اندازه‌گیری» شد، و در آن دوره دو پیامِ رقیبِ بارانِ آخر درگیرِ مجادلهٔ حبقوق بودند. یکی پیامِ جعلیِ نوحه‌گری برای تموز بود که نمایانگرِ «پیامِ صلح و امنیت» بود، و دیگری پیامِ راستینِ سومین وایِ اسلام.

پیام حقیقیِ «باران آخِر» بر نقشِ اسلامِ وایِ سوم استوار بود. آن پیام از یک منشأ پدید آمد (که «Future for America» بود)، و آن دو پیام بر سر برتری با یکدیگر منازعه داشتند تا آن‌که تاریخ، اعتبارِ پیامِ حقیقی را تأیید کرد، و نیز حماقتِ پیامِ «سلامتی و ایمنی» را در چنین زمانی به اثبات رسانید.

«پیشگویی‌های دانیال و یوحنا باید فهمیده شوند. آن‌ها یکدیگر را تفسیر می‌کنند. آن‌ها حقایقی را به جهان عرضه می‌دارند که هر کس باید آن‌ها را درک کند. این پیشگویی‌ها باید در جهان شاهد باشند. با تحقق خود در این ایام آخر، خود را تبیین خواهند کرد.» Kress Collection, 105.

نخستین تحققِ ایلیا در کاربردِ سه‌گانۀ ایلیا، به‌واسطۀ ایلیای دوم تأیید می‌شود؛ همان که عیسی او را یحیای تعمیددهنده معرفی کرد. آن دو شاهد، با هم، ایلیای سوم را تثبیت می‌کنند.

और जब वे चले गए, तो यीशु ने यूहन्ना के विषय में भीड़ से कहना आरम्भ किया, तुम जंगल में क्या देखने गए थे? क्या हवा से हिलता हुआ सरकंडा? पर तुम क्या देखने गए थे? क्या कोमल वस्त्र पहने हुए किसी मनुष्य को? देखो, जो कोमल वस्त्र पहनते हैं, वे राजाओं के भवनों में रहते हैं। पर तुम क्या देखने गए थे? क्या किसी भविष्यद्वक्ता को? हाँ, मैं तुम से कहता हूँ, वरन् भविष्यद्वक्ता से भी बढ़कर। क्योंकि यह वही है, जिसके विषय में लिखा है, देख, मैं अपना दूत तेरे सामने भेजता हूँ, जो तेरे आगे तेरा मार्ग तैयार करेगा। मैं तुम से सच कहता हूँ, स्त्रियों से जन्मे हुओं में यूहन्ना बपतिस्मा देनेवाले से बड़ा कोई नहीं उठा; तौभी जो स्वर्ग के राज्य में सबसे छोटा है, वह उससे बड़ा है। और यूहन्ना बपतिस्मा देनेवाले के दिनों से अब तक स्वर्ग का राज्य बलपूर्वक आगे बढ़ रहा है, और बलवन्त उसे बल से ले लेते हैं। क्योंकि सब भविष्यद्वक्ताओं और व्यवस्था ने यूहन्ना तक भविष्यद्वाणी की। और यदि तुम इसे ग्रहण करना चाहो, तो आनेवाला एलियाह यही है। जिसके सुनने के कान हों, वह सुन ले। मत्ती 11:7–15।

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

امروز، در روح و قوتِ ایلیا و یحییِ تعمیددهنده، پیام‌آورانی که به تعیین خدا منصوب شده‌اند، توجهِ جهانی را که محکوم به داوری است به رویدادهای خطیری که به‌زودی در ارتباط با ساعات پایانیِ مهلتِ فیض و ظهورِ مسیحْ عیسی به‌عنوان پادشاهِ پادشاهان و خداوندگارِ خداوندگاران به وقوع خواهد پیوست، جلب می‌کنند. به‌زودی هر انسان برای اعمالی که در جسم انجام داده است داوری خواهد شد. ساعتِ داوریِ خدا فرا رسیده است، و بر اعضای کلیسای او بر زمین این مسئولیتِ خطیر قرار دارد که به کسانی که، به‌مثابه، بر لبِ پرتگاهِ هلاکتِ جاودانی ایستاده‌اند هشدار دهند. برای هر انسان در سراسر جهان که گوش فرا دهد، باید اصولی که در این نبردِ عظیمِ منازعه در میان است، اصولی که سرنوشتِ همهٔ نوع بشر بدان‌ها وابسته است، آشکار ساخته شود.

«در این واپسین ساعاتِ مهلتِ آزمون برای پسرانِ آدم، هنگامی که سرنوشتِ هر جان بسیار زود برای همیشه تعیین خواهد شد، خداوندِ آسمان و زمین از کلیسای خود انتظار دارد که همچون هرگز پیش از این، به اقدام برخیزد. آنان که به‌واسطۀ معرفتِ حقیقتِ گران‌بها، در مسیح آزاد گردیده‌اند، از سوی خداوندْ عیسی به‌منزلۀ برگزیدگانِ او به شمار می‌آیند، که برتر از همۀ دیگر مردمانِ روی زمین مورد التفات قرار گرفته‌اند؛ و او بر آنان حساب می‌کند تا ستایش‌های آن کس را اعلام دارند که ایشان را از تاریکی به نورِ شگفت‌انگیزِ خود فراخوانده است. برکاتی که چنین سخاوتمندانه ارزانی شده‌اند، باید به دیگران منتقل شوند. بشارتِ نجات باید به هر امت و قبیله و زبان و قوم برسد.»

«در رؤیاهای انبیای روزگاران گذشته، خداوندِ جلال چنین ترسیم شده بود که در ایام تاریکی و بی‌ایمانیِ پیش از آمدنِ دوبارۀ خویش، نوری ویژه بر کلیسای خود می‌بخشد. او، همچون آفتابِ عدالت، می‌بایست بر کلیسای خود طلوع کند، «و شفا در بال‌های وی خواهد بود.» ملاکی ۴:۲. و از هر شاگردِ حقیقی می‌بایست تأثیری برای حیات، شجاعت، یاری‌رسانی، و شفای راستین منتشر شود.»

«Մسیহի գալուստը տեղի կունենա այս երկրի պատմության ամենախավար ժամանակաշրջանում։ Նոյի և Ղովտի օրերը պատկերում են աշխարհի վիճակը Մարդու Որդու գալուստից անմիջապես առաջ։ Սուրբ Գրությունները, մատնանշելով այդ ժամանակը, հայտարարում են, որ սատանան պիտի գործի ամբողջ զորությամբ և «ամենայն խաբեությամբ անիրաւութեան»։ 2 Թեսաղոնիկեցիս 2:9, 10։ Նրա գործունեությունը հստակ կերպով բացահայտվում է այս վերջին օրերի արագորեն խտացող խավարով, բազմապիսի մոլորություններով, հերետիկոսություններով և խաբկանքներով։ Սատանան ոչ միայն աշխարհն է գերեվարում, այլև նրա խաբեությունները խմորում են մեր Տեր Հիսուս Քրիստոսի անունը կրող եկեղեցիները։ Մեծ ուրացությունն աճելով պիտի վերածվի կեսգիշերային խորության խավարի։ Աստծու ժողովրդի համար դա կլինի փորձության գիշեր, լացի գիշեր, ճշմարտության համար հալածանքի գիշեր։ Բայց այդ խավարի գիշերից Աստծու լույսը պիտի շողա»։ Մարգարեներ և թագավորներ, 716, 717։