کاربرد سهگانۀ ایلیا نمایانگر عناصر بیرونیِ ایلیای ایام آخر است. ایلیا نمایندۀ یک مرد است، اما همچنین نمایندۀ جنبشی از مردم نیز هست. جنبش مردمی که با پیامآور، ایلیا، متحد میشوند، از وضعیت و تجربۀ نمادینِ لائودیکیه بیرون آورده میشوند.
اور ایلیاہ تمام لوگوں کے پاس آیا اور کہا: تم کب تک دو راؤں میں ڈگمگاتے رہو گے؟ اگر خداوند ہی خدا ہے تو اُس کی پیروی کرو؛ لیکن اگر بعل ہے تو پھر اُسی کی پیروی کرو۔ اور لوگوں نے اُس کے جواب میں ایک لفظ بھی نہ کہا۔ تب ایلیاہ نے لوگوں سے کہا: میں، بلکہ میں ہی اکیلا، خداوند کا نبی باقی رہ گیا ہوں؛ لیکن بعل کے نبی ساڑھے چار سو آدمی ہیں۔ 1 سلاطین 18:21، 22
خواه در جنبش فرشتهٔ اول باشد یا فرشتهٔ سوم، کسانی که با پیامآور آن دوره همراه شدند، یا از تاریخی که بهوسیلهٔ کلیسای ساردِس نمایانده شده است بیرون آورده شدند، یا از کلیسای لائودیکیه. هر یک از این دو کلیسا با پرسش ایلیا نمایانده میشود، دربارهٔ اینکه قوم تا به کی میان دو رأی مردّد خواهند ماند. آن دو رأیی که میانشان توقّف میکنند، بهوسیلهٔ «مباحثه»ی حبقوق نمایانده شده است. «مباحثه» در حبقوق باب دو، مباحثهای است میان روششناسیِ درست یا نادرست. مردمی که هنگامی که زمان آن مباحثه فرا میرسد وجود دارند، چه در تاریخ میلریتی و چه آنان که در تاریخ ایّام آخر هستند، مردّدند که آیا از روی حصار پایین بیایند یا نه، و اگر چنین کنند، مردّدند که به کدام سوی حصار فرود آیند. ازاینرو، کلمهای در پاسخ نمیگویند.
خداوند در تاریخ فرشتۀ اول و در تاریخ فرشتۀ سوم، آزمونی را مقرر داشت که آشکار سازد آیا یک سوی این منازعه، که بهوسیلۀ روششناسی الهیاتیِ پروتستانیسم مرتد نمایندگی میشود، یا روششناسیِ قواعد میلر در تفسیرهای نبوی، از جمله قواعدی که Future for America پذیرفته است، همان پیامِ باران آخر است یا نه. آزمونِ کوه کرمل که قرار است با قانون یکشنبهایِ قریبالوقوع در ایالات متحدۀ آمریکا آغاز شود، اقتضا میکند که خدا مشخص سازد پیامآورِ نمایندۀ او کیست، همانگونه که در مورد ایلیا و در تاریخ میلریِ 1844 چنین کرد. همانگونه که در مورد ایلیا و کسانی که نظاره میکردند اما مایل نبودند موضعی اتخاذ کنند، روششناسی از طریق تحقق پیشگوییهای علنی تأیید شد و خواهد شد.
«نبوتهای دانیال و یوحنا باید فهمیده شوند. آنها یکدیگر را تفسیر میکنند. آنها حقایقی را به جهان عرضه میدارند که هر کس باید آنها را درک کند. این نبوتها باید در جهان شهادت باشند. با تحققشان در این ایام آخر، خود را تبیین خواهند کرد.» Kress Collection, 105.
هنگامی که آتش فرود آمد و قربانیِ ایلیا را فرو بُرد، خداوند برای آنان که خاموشانه نظاره میکردند تأیید میکرد که ایلیا نمایندهٔ اوست؛ اما تا آن زمان، برای اخاب، ایزابل و انبیای کاذبِ او بسیار دیر شده بود. این امر همچنین پیش از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ در تاریخ میلری نیز رخ داد، و بار دیگر نیز پیش از قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد رخ خواهد داد؛ قانونی که ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ نمونهٔ آن است. متأسفانه، آنان که تا وقوع آن رویداد برای تصمیمگیری درنگ میکنند، در عمل از پیش در سوی نادرستِ این مسئله تصمیم خود را گرفتهاند. برگزیده شدنِ رسولِ ایلیا باید پیش از رویارویی او با اخاب، ایزابل و انبیای کاذبِ ایشان صورت پذیرد. پس از آنکه این تأیید با فروبردنِ قربانیِ ایلیا بهوسیلهٔ آتش تحقق یافت، ایلیا انبیای کاذب را کشت.
پیامبرِ کاذب، ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس است، و فرمانرواییِ خود را بهعنوان پادشاهیِ ششم با قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد به پایان میرساند؛ همانجا که ایلیا پیامبرانِ کاذب را کشت. پس از آن، ریزشِ کاملِ باران آغاز شد. در تاریخِ میلریتی، قاصد و پیامِ او در تقابل با کسانی شناخته شدند که در آن بستر، آغاز به ایفایِ نقشِ خود بهعنوان پروتستانتیسمِ مرتد کردند (که همان پیامبرِ کاذبِ شهادتِ ایلیا است)، و یکی از آن سه قدرتی هستند که جهان را بهسوی هارمَجِدّون رهبری میکنند. خدا مقدر فرموده بود که پس از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، جنبشِ راستینِ نبویِ تازهشناختهشده، کارِ او را بر زمین به پایان برساند، اما آن جنبش به لائودیکیه انتقال یافت و اندکی پس از آن از آنکه یک «جنبش» باشد بازایستاد، زیرا به کلیسایی تبدیل شد که از نظر قانونی به رسمیت شناخته شده بود.
با در نظر داشتن این عناصرِ مربوط به ایلیای نخست، اکنون به ویژگیهای نبویِ ایلیای دوم خواهیم پرداخت تا بدینوسیله مشخص سازیم و تثبیت کنیم که ایلیای سومِ ایام آخر کیست. عیسی، یحییِ تعمیددهنده را همان کسی معرفی کرد که آخرین نبوتِ عهد عتیق را به انجام رساند.
देखो, मैं यहोवा के महान और भयानक दिन के आने से पहले तुम्हारे पास भविष्यद्वक्ता एलिय्याह को भेजूँगा। और वह पितरों का हृदय पुत्रों की ओर, और पुत्रों का हृदय उनके पितरों की ओर फेरेगा, ऐसा न हो कि मैं आकर पृथ्वी को शाप से मारूँ। मलाकी 4:5, 6.
اگرچه عیسی، یوحنا را همان الیای موعودِ آینده معرّفی کرد، یوحنا بهطور کامل تمامی اجزای پیشگویی مربوط به الیای آینده را محقّق نساخت، زیرا الیای سوم و نهایی پیش از روز عظیم و هولناک خداوند میآید، که همان زمان هفت بلای آخر است، بلایایی که با آمدنِ دوبارۀ مسیح به پایان میرسند. با این همه، یوحنا الیای دوم بود، و شهادت او در پیوند با الیای نخست، الیای سوم و نهایی را معرّفی و تثبیت میکند.
همانگونه که ایلیا با نمودی سهگانه از اژدها، وحش و نبی کاذبِ بابِلِ جدید روبهرو شد، یوحنا نیز با اقتدارِ رومیای (هیرودیس)، زنی ناپاک (هیرودیا) و دختر او (سالومه) مواجه گردید. کوه کرمل مُبیّنِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بود، که آن نیز بهنوبهٔ خود نمایانگر قانون یکشنبه در ایالات متحده است. در بحرانِ قانون یکشنبه، اتحادِ سهگانه پدید آورده میشود.
«با فرمانی که اجرای نهاد پاپی را بر خلاف شریعت خدا الزامآور میسازد، ملت ما خود را بهطور کامل از عدالت جدا خواهد کرد. هنگامی که پروتستانتیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت روم را بفشارد، هنگامی که از فراز این پرتگاه دست خود را دراز کند تا با روحگرایی دست اتحاد دهد، هنگامی که، تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را بهمثابه حکومتی پروتستان و جمهوریخواه مردود شمارد، و برای گسترش دروغها و فریبهای پاپی تمهیداتی فراهم سازد، آنگاه خواهیم دانست که زمانِ کار شگفتانگیز شیطان فرارسیده و پایان نزدیک است.» Testimonies, volume 5, 451.
در سرگذشتِ هیرودیس، درمییابیم که او، بهعنوان نمایندهٔ رومِ بتپرست، نمایندهٔ «ده پادشاه» رومِ بتپرست نیز هست، و ازاینرو نمادِ آن ده پادشاهِ مکاشفهٔ هفده است که برای یک ساعت پادشاهیِ خود را به فاحشه میبخشند. هیرودیس بهوسیلهٔ اَخاب تمثیل شده بود. هر دو در ازدواجهایی بودند که نامشروع بود. اَخاب، که از اسرائیل بود، از ازدواج با زنی که اسرائیلی نبود منع شده بود، و هیرودیس نیز زنِ برادرِ خود را گرفته بود تا با او ازدواج کند. زنای فاحشهٔ صور و بابل با پادشاهانِ زمین، در رابطهٔ نامشروعِ اَخاب و هیرودیس با ایزابل و هیرودیا نمایش داده شده است.
ٹلِ کرمل پر اخی اب کے ساتھ جو مُقابلہ تھا، اُسے ہیرودیس کے لیے ایک سالگرہ کی ضیافت کے طور پر پیش کیا گیا۔ سنڈے لا کے وقت ریاستہائے متحدہ بائبل کی نبوت کے چھٹے مملکت ہونے سے باز آتا ہے، اور دس بادشاہ ساتویں مملکت بن جاتے ہیں۔ ساتویں مملکت کے طور پر اپنی سالگرہ کے موقع پر، ہیرودیس نشے کی ضیافت میں سلومی کو، جو ہیرودیاس کی بیٹی تھی، اپنے آدھے مملکت تک دینے پر راضی ہو جاتا ہے۔ دس بادشاہ بھی اپنے مملکت کو وحش کے حوالے کرنے پر متفق ہوتے ہیں، اور وہ ایسا اس لیے کرتے ہیں کہ جھوٹے نبی (ریاستہائے متحدہ) نے انہیں فریب دیا ہے اور وہ روحانی طور پر “مدہوش” ہیں۔
در کوه کرمل، انبیای کذبه تمام روز رقصیدند تا فریب دهند، و در جشن تولد هیرودیس، سالومه، دختر هیرودیا، نیز رقصی انجام داد تا آن پادشاه مست را بفریبد. بدینسان، دختر هیرودیا اقتدار اَخاب را برای کشتن یحیای تعمیددهنده بهدست آورد. در هنگام قانون یکشنبه در ایالات متحده، ایالات متحده تمام جهان را خواهد فریفت تا تصویری جهانی از وحش را بپذیرد که از پادشاهیای تشکیل شده است که نیمی کلیساسالاری و نیمی دولتسالاری است. فریب جهان بهوسیلهٔ ایالات متحده، که نبی کاذبِ اتحاد سهگانه است، بهوسیلهٔ رقص انبیای ایزابل و دختر ایزابل (سالومه) از پیش به تصویر کشیده شد؛ زیرا ایزابل کاتولیسیسم است و پروتستانتیسمِ مرتد دختران اوست (چون سالومه).
آزار و جفا با قانون یکشنبهایِ قریبالوقوعی آغاز میشود که مرگ را در بر دارد؛ چنانکه در این نماد نشان داده شده است که سرِ ایلیای دوم بریده شده و در سبدی برای پاپیّت نهاده میشود، که بهوسیلهٔ هیرودیا نمودار گردیده است. در آن هنگام، زخمِ مهلکِ پاپیّت بهطور کامل شفا مییابد، او دیگر از یادرفته نیست، و باران آخِر بیاندازه فرو ریخته میشود، هنگامی که عَلَمِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر برافراشته میگردد. در آن هنگام، اسلامِ وایِ سوم ضربه میزند، و داوریِ تدریجیِ فاحشهٔ عظیمی که بر آبهای بسیار نشسته است آغاز میشود. داوریِ او دو چندان میگردد.
اور میں نے آسمان سے ایک اور آواز سنی جو کہہ رہی تھی، اے میرے لوگو، اس میں سے نکل آؤ، تاکہ تم اس کے گناہوں میں شریک نہ ہو جاؤ اور اس کی آفتوں میں سے کچھ نہ پاؤ۔ کیونکہ اس کے گناہ آسمان تک پہنچ گئے ہیں، اور خدا نے اس کی بدکرداریوں کو یاد کیا ہے۔ جیسا اس نے تمہیں بدلہ دیا، ویسا ہی تم بھی اسے دو، بلکہ اس کے اعمال کے مطابق اسے دوگنا دو؛ جس پیالہ کو اس نے بھرا، اسی میں اس کے لیے دوگنا بھر دو۔ مکاشفہ 18:4–6۔
قضای او دوچندان است، زیرا هنوز به سبب قتلهایی که در دوران قرون تاریک از سال 538 تا 1798 مرتکب شد، داوری نشده بود. در مُهر پنجم، کسانی که پاپیّت آنان را به قتل رسانده بود، بهگونهای نمادین در زیر مذبح تصویر شدهاند که میپرسند خدا تا به کی فاحشهٔ روم را داوری خواهد کرد؛ و به آنان گفته میشود که در قبرهای خود بیارامند تا آن گروه دومِ شهیدانی که باید همانگونه که ایشان کشته شدند به قتل برسند، کامل شوند. هنگامی که داوری او فرا رسد، دوچندان خواهد بود، زیرا او قوم امین خدا را دو بار به قتل رسانده خواهد بود.
و چون مُهرِ پنجم را گشود، زیرِ مذبح، جانهای آنانی را دیدم که بهسببِ کلامِ خدا و بهسببِ شهادتی که بر آن استوار بودند، کشته شده بودند. و ایشان به آوازِ بلند فریاد برآوردند و گفتند: «ای خداوندِ قدوس و حق، تا به کی داوری نمیکنی و خونِ ما را از ساکنانِ زمین انتقام نمیگیری؟» و به هر یک از ایشان جامهای سفید داده شد؛ و بدیشان گفته شد که اندک زمانی دیگر بیاسایند، تا همخادمانِ ایشان نیز و برادرانشان که میبایست همچون آنان کشته شوند، کامل گردند. مکاشفه ۶:۹–۱۱.
خواهر وایت، فراز مربوط به شهیدانِ مُهر پنجم را در قانونِ یکشنبه قرار میدهد؛ همانجا که گلهٔ دیگرِ خدا از بابل فراخوانده میشود، و این همان جشنِ زادروزِ هیرودیس است، هنگامی که آن ده پادشاه موافقت میکنند که هفتمین پادشاهیِ خود را به پادشاهیِ هشتم، که از آن هفت است، بسپارند.
«هنگامی که مُهر پنجم گشوده شد، یوحنای مکاشفهگر در رؤیا جماعتی را که به سبب کلام خدا و شهادت عیسی مسیح کشته شده بودند، در زیر مذبح دید. پس از این، صحنههایی که در باب هجدهم مکاشفه توصیف شده است، فرا رسید؛ آنگاه آنان که امین و راستیناند، از بابل فراخوانده میشوند. [مکاشفه ۱۸:۱–۵، نقل شده.]» Manuscript Releases، جلد ۲۰، ص. ۱۴.
آنان که از بابل فراخوانده میشوند، گروه دومِ شهیدانی را تشکیل میدهند که پاپیّت آنان را به قتل میرساند، همانگونه که هیرودیا به ایلیای دوم چنین کرد. خواهر وایت نیز مُهر پنجم را در گشایشِ مُهر نهایی قرار میدهد.
«و چون مُهرِ پنجم را گشود، زیرِ مذبح، جانهای کسانی را دیدم که به سببِ کلامِ خدا و به سببِ شهادتی که بر آن پایدار بودند کشته شده بودند؛ و ایشان به آوازِ بلند فریاد برآوردند و گفتند: ای خداوندِ قدّوس و حق، تا به کِی داوری نمیکنی و خونِ ما را از ساکنانِ زمین انتقام نمیگیری؟ و به هر یک از ایشان جامهای سفید داده شد [آنان پاک و مقدّس اعلام شدند]؛ و به ایشان گفته شد که اندک زمانی دیگر بیارامند، تا همخدمتگانِ ایشان نیز و برادرانشان که میبایست همچون ایشان کشته شوند، کامل گردند» [مکاشفه 6:9–11]. در اینجا صحنههایی به یوحنّا نشان داده شد که در آن زمان واقعیت نداشت، بلکه آنچه بود که در دورهای از زمان در آینده به وقوع میپیوست.
«مکاشفهٔ ۸:۱–۴ نقل شد.» Manuscript Releases، جلد ۲۰، ص. ۱۹۷.
دعاهای کسانی که در دوران قرون تاریک بهدست پاپیّت به قتل رسیدند، در هنگام گشایش «مهر هفتم» «به یاد آورده میشوند»، و این نشان میدهد که «مهر هفتم» در قانون یکشنبهایِ نزدیکالوقوع گشوده میشود، زیرا در آنجاست که خدا گناهان او را به یاد میآورد.
او از آسمان صدای دیگری شنیدم که میگفت: «ای قوم من، از او بیرون آیید، مبادا در گناهانش شریک شوید و از بلاهایش نصیبی یابید. زیرا گناهان او تا به آسمان رسیده است، و خدا بیعدالتیهای او را به یاد آورده است. او را همانگونه که شما را جزا داد، جزا دهید، و موافق اعمالش دو چندان به او بازپرداخت کنید؛ در جامی که او پر کرده است، برای او دو چندان پر سازید.» مکاشفه ۱۸:۴–۶
نخستین ایلیا بر تقابلی شهادت میدهد که میان آن یکصد و چهل و چهار هزار و اتحاد سهگانهای رخ میدهد که جهان را در ایام آخر به سوی آرماگدون میکشاند. دومین ایلیا (یوحنای تعمیددهنده)، شهادت نخستین ایلیا را تکرار کرده و بسط میدهد و آن دو با هم (حکم بر حکم)، ویژگیهای نبویِ سومین و آخرین ایلیا را شناسایی و تثبیت میکنند. سومین ایلیا با یک ایلیای آغازین (میلر) و یک ایلیای پایانی بازنمایی میشود، زیرا حرکت فرشتهٔ اول در حرکت فرشتهٔ سوم تکرار میگردد.
خداوند برای پیامهای مکاشفهٔ ۱۴ جایگاه آنها را در سلسلهٔ نبوت مقرر کرده است، و کار آنها نباید تا پایان تاریخ این جهان متوقف شود. پیامهای فرشتهٔ اول و دوم هنوز برای این زمان حقیقتاند، و باید به موازات پیامی که در پی میآید، پیش روند.» The 1888 Materials, 803, 804.
الیاسِ سوم مُہرِ الفا اور اومیگا کا حامل ہے، کیونکہ وہ آغاز اور انجام کے الیاس کی نمائندگی کرتا ہے۔ پہلا اور آخری، دونوں الیاس ایک تحریک کی نمائندگی کرتے ہیں، خواہ وہ مکاشفہ چودہ کے پہلے فرشتے کی ہو یا تیسرے فرشتے کی۔
„कार्य यूहन्ना बपतिस्मा देनेवाले का, और उन लोगों का कार्य जो अंतिम दिनों में एलियाह की आत्मा और सामर्थ्य में लोगों को उनकी उदासीनता से जगाने के लिये निकलते हैं, अनेक दृष्टियों से एक ही है। उसका कार्य उस कार्य का प्रतिरूप है जो इस युग में किया जाना चाहिए। मसीह दूसरी बार धार्मिकता के साथ संसार का न्याय करने के लिये आनेवाला है। परमेश्वर के वे दूत, जो संसार को दी जानेवाली अंतिम चेतावनी का सन्देश ले जाते हैं, मसीह के दूसरे आगमन के लिये मार्ग तैयार करनेवाले हैं, जैसे यूहन्ना ने उसके प्रथम आगमन के लिये मार्ग तैयार किया था। इस तैयारी के कार्य में, ‘हर एक तराई ऊँची की जाएगी, और हर एक पर्वत और पहाड़ नीचा किया जाएगा; और टेढ़ी बातें सीधी, और ऊबड़-खाबड़ स्थान चौरस किए जाएंगे,’ क्योंकि इतिहास की पुनरावृत्ति होनी है, और एक बार फिर ‘यहोवा का तेज प्रगट होगा, और सब प्राणी उसे एक साथ देखेंगे; क्योंकि यहोवा के मुख से यह वचन निकला है।’ Southern Watchman, March 21, 1905.”
کاربرد سهگانۀ ایلیا نمایانگر رویارویی میان ایلیا و جنبشی است که با ایلیا مرتبط است، و نیز اتحاد سهگانۀ بابلِ مدرن را نشان میدهد. این موضوع بهگونهای نزدیک با کاربرد سهگانۀ آن رسولی که راه را برای رسولِ عهد مهیا میسازد مرتبط است، اما آن خطْ پویاییهای درونیِ جنبش و رسول را نمایندگی میکند. در هر دو کاربرد سهگانه، سومین و نهاییترین تحققِ رسول و جنبش، بهوسیلۀ آلفا و اُمگا بهعنوان نمایانگرِ تحققی آغازین و تحققی پایانی نشان داده میشود.
سومین و آخرین ایلیا نمایانگر حرکت فرشتهٔ سوم است؛ همان حرکتی که به صد و چهل و چهار هزار تعلق دارد، که چون عَلَمی برافراشته خواهند شد تا هنگامی که ساعتِ زلزلهٔ عظیمِ مکاشفهٔ یازده فرا رسد، جماعتِ عظیم را از بابل فراخوانند. پیش از آن ساعت، آن رسول و آن حرکت، در تقابل با حرکتِ جعلیای که پیامِ بارانِ آخرِ جعلیِ صلح و ایمنی را عرضه میدارد، شناخته خواهند شد.
امتیاز میان پیام و پیامآورِ راستین و دروغین باید از راهِ تحققِ پیام شناخته شود. این مقالات در پایان ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شدند، و بسیار پیش از کشتارِ ۷ اکتبر، این مقالات مشخص ساخته بودند که پیامِ راستینِ بارانِ آخِر، اسلامِ وایِ سوم را شناسایی میکند، و اینکه این پیام در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد. این مقالات همچنین مشخص کردند که به خشم آمدنِ امتها، که بنا بر الهام از همان زمان آغاز شد، همچون زنی در دردِ زایمان بود؛ و ازاینرو، این به خشم آمدن و مصیبتهایی که بر سیارهٔ زمین وارد آمد، تا پایانِ زمانِ بسته شدنِ درِ رحمت، همچنان پیوسته شدت خواهد گرفت.
در مقالۀ بعدی به ادامۀ این مطالعه خواهیم پرداخت.
«کاش قوم خدا احساسی از ویرانی قریبالوقوع هزاران شهر میداشتند که اکنون تقریباً به بتپرستی سپرده شدهاند! اما بسیاری از کسانی که باید حقیقت را اعلام کنند، برادران خود را متهم میسازند و محکوم میکنند. هنگامی که قدرتِ توبهآورِ خدا بر اذهان فرود آید، تغییری آشکار پدید خواهد آمد. انسانها دیگر میلی به عیبجویی و ویران کردن نخواهند داشت. آنان در موضعی نخواهند ایستاد که مانع تابیدن نور به جهان شود. عیبجویی ایشان، اتهامزنی ایشان، پایان خواهد یافت. قوای دشمن برای نبرد بسیج میشوند. کشمکشهای سخت در پیش روی ماست. ای برادران و خواهران من، به یکدیگر نزدیک شوید، به یکدیگر نزدیک شوید. با مسیح پیوند یابید. «نگویید: فتنهای است... و از آنچه ایشان از آن میترسند، مترسید و هراسان مباشید. یهوه صبایوت را او را تقدیس نمایید، و او ترس شما باشد و او وحشت شما. و او مقدسی خواهد بود؛ لیکن برای هر دو خاندان اسرائیل، سنگِ لغزش و صخرهٔ مصادمۀ، و برای ساکنان اورشلیم، دام و تله خواهد شد. و بسیاری از ایشان خواهند لغزید و افتاد و شکسته خواهند شد، و در دام گرفتار آمده، اسیر خواهند شد.»
دنیا صحنهٔ تئاتری است. بازیگران آن، یعنی ساکنانش، خود را آماده میسازند تا نقش خویش را در آخرین نمایش بزرگ ایفا کنند. خدا از نظرها محو شده است. در میان تودههای عظیم بشریت هیچ یگانگیای وجود ندارد، مگر آنگاه که انسانها برای تحقق مقاصد خودخواهانهٔ خویش با یکدیگر همپیمان میشوند. خدا ناظر است. مقاصد او دربارهٔ اتباع سرکش خود به انجام خواهد رسید. جهان به دست انسانها سپرده نشده است، هرچند خدا برای مدتی به عناصر آشفتگی و بینظمی اجازه میدهد که فرمانروایی کنند. قدرتی از زیر در کار است تا آخرین صحنههای بزرگ این نمایش را پدید آورد—یعنی شیطان که بهصورت مسیح ظاهر میشود و با تمام فریبکاری ناراستی در میان کسانی عمل میکند که در انجمنهای سری خود را به یکدیگر پیوند میدهند. آنان که تسلیم شورِ همپیمانی میشوند، در حال به اجرا درآوردن نقشههای دشمناند. علت، معلول را در پی خواهد داشت.
«گناه تقریباً به حد نهایی خود رسیده است. آشفتگی جهان را فراگرفته، و بهزودی هراسی عظیم بر انسانها نازل خواهد شد. پایان بسیار نزدیک است. ما که حقیقت را میشناسیم، باید خود را برای آنچه بهزودی چون شگفتیای سهمگین بر جهان فرود خواهد آمد، آماده سازیم.» Review and Herald, September 10, 1903.