«روزهای آخر» اعلان گشایشِ داوری را در حرکتِ فرشتهٔ اول نمایان می‌سازند، و در حرکتِ فرشتهٔ سوم، اختتامِ داوری اعلام می‌گردد. در «روزهای آخر» قومِ خدا برانگیخته شده‌اند و برانگیخته می‌شوند تا داوریِ خدا را اعلام کنند؛ اما برای آنکه پیام‌آورِ داوریِ خدا باشید، باید داوری را بشناسید. یکی از ویژگی‌های اصلیِ ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای، چه طبقهٔ فرهیخته و چه طبقهٔ نافرهیخته، این است که داوریِ خدا را نمی‌شناسند. همهٔ انبیا، به‌طور خاص‌تر، روزهای آخر را مورد خطاب قرار می‌دهند تا روزگاری را که خود در آن می‌زیستند.

«هر یک از انبیای باستانی کمتر برای زمانِ خود سخن گفتند تا برای زمانِ ما؛ از این‌رو، نبوتِ ایشان برای ما نافذ و جاری است. «و همۀ این امور بر ایشان واقع شد تا عبرت‌ها باشد؛ و برای تنبیهِ ما مکتوب گردید، ما که انتهای عالم‌ها بر ما رسیده است.» 1 Corinthians 10:11.» Selected Messages, book 3, 338.

همۀ انبیا با یکدیگر توافق دارند؛ از این‌رو، تمامی نبوت‌های ایشان یک تصویر واحد را ارائه می‌کنند، و آن تصویر مربوط به ایام آخر است، که همان ایام داوری است.

و ارواحِ انبیا، مطیعِ انبیا هستند. زیرا خدا، پدیدآورندۀ آشفتگی نیست، بلکه خدای سلامتی است؛ چنان‌که در همۀ کلیساهای مقدسین. اول قرنتیان 14:32، 33.

اورشلیم در رؤیای حزقیال، که از باب هشتم آغاز می‌شود، کلیسای خداست، یعنی کلیسای ادونتیست روز هفتمِ لائودکیه در ایام آخر. باب‌های هشتم و نهمِ حزقیال، در پایانِ داوریِ خاندان خدا، دو گروه از عبادت‌کنندگان را مشخص می‌سازند. یک گروه با آن بیست‌وپنج مردِ مشایخ که به خورشید سجده می‌کنند، نمادپردازی شده‌اند؛ اما آنان که برای رجاساتِ به‌عمل‌آمده در کلیسا و زمین آه و ناله می‌کنند، مُهر خدا را دریافت می‌نمایند. در باب یازدهم، رؤیای حزقیال شرحِ تمثیلیِ مجازاتِ آن بیست‌وپنج مردی را که به خورشید سجده می‌کنند، ادامه می‌دهد.

اور روح نے مجھے اُٹھایا اور خداوند کے گھر کے مشرقی پھاٹک تک لے آیا جو مشرق کی طرف رُخ رکھتا تھا؛ اور دیکھو، پھاٹک کے دروازہ پر پچیس آدمی تھے، جن میں میں نے عزور کے بیٹے یعزنیاؔہ اور بنایاؔہ کے بیٹے فلطیاؔہ کو دیکھا، جو قوم کے رئیس تھے۔ پھر اُس نے مجھ سے کہا، اے آدم زاد، یہ وہ لوگ ہیں جو بدی کی تدبیریں کرتے ہیں اور اس شہر میں شریرانہ مشورہ دیتے ہیں؛ جو کہتے ہیں، وقت قریب نہیں؛ آؤ ہم گھر بنائیں؛ یہ شہر دیگ ہے اور ہم گوشت ہیں۔ اس لیے اُن کے خلاف نبوت کر، نبوت کر، اے آدم زاد۔ اور خداوند کی روح مجھ پر نازل ہوئی اور اُس نے مجھ سے کہا، کہہ دے: خداوند یوں فرماتا ہے؛ اے اسرائیل کے گھرانے، تم نے یہی کہا ہے، کیونکہ میں اُن باتوں کو جانتا ہوں جو تمہارے دل و دماغ میں آتی ہیں، ایک ایک کو۔ تم نے اس شہر میں اپنے مقتولوں کی کثرت کی ہے اور اس کی گلیوں کو مقتولوں سے بھر دیا ہے۔ اس لیے خداوند خدا یوں فرماتا ہے: تمہارے مقتول جنہیں تم نے اس کے درمیان ڈال رکھا ہے، وہی گوشت ہیں اور یہ شہر دیگ ہے؛ لیکن میں تم کو اس کے درمیان سے نکال لاؤں گا۔ تم تلوار سے ڈرے ہو؛ اور میں تم پر تلوار لاؤں گا، خداوند خدا فرماتا ہے۔ اور میں تم کو اس کے درمیان سے نکالوں گا اور اجنبیوں کے ہاتھ میں تمہیں سونپ دوں گا، اور تمہارے درمیان عدالتیں جاری کروں گا۔ حزقی ایل 11:1–9۔

اورشلیم به‌عنوان «دیگ» معرفی شده است، و مردمِ اورشلیم «گوشت»ی هستند که در آن دیگ، یعنی در ظرف پخته می‌شوند. داوریِ شریران که به‌وسیلهٔ فرشتگان با سلاح‌های هلاک‌کننده در دست‌هایشان، در زمانِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر، به انجام می‌رسد (زیرا خواهر وایت می‌گوید که مهر شدنِ باب نهمِ حزقیال همان مهر شدنِ باب هفتمِ مکاشفه است)، شامل این حقیقت نیز هست که شریران از اورشلیم برچیده می‌شوند. در قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، اورشلیمِ روحانی پاک ساخته خواهد شد و همچون عَلَمی بر فراز همهٔ کوه‌ها برافراشته خواهد گردید.

ו در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانهٔ خداوند بر قلهٔ کوه‌ها استوار خواهد گردید و بر فراز تپه‌ها برافراشته خواهد شد؛ و همهٔ امت‌ها به سوی آن روان خواهند شد. و قوم‌های بسیار روانه شده، خواهند گفت: بیایید، و به کوه خداوند، به خانهٔ خدای یعقوب، بالا رویم؛ و او طریق‌های خویش را به ما خواهد آموخت، و ما در راه‌های او سلوک خواهیم نمود؛ زیرا شریعت از صهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم. اشعیا ۲:۲، ۳

پاک‌سازی‌ای که برای اورشلیم در هنگام قانون یکشنبه به انجام می‌رسد، برکنار شدن ادونتیست‌های لائودیکیه است، به‌گونه‌ای که تنها ادونتیست‌های فیلادلفیه باقی می‌مانند. سپس ساختار حقوقیِ شرکتی به پایان می‌رسد، زیرا دولت ایالات متحده عاملِ حاکم در ترتیبات حقوقی‌ای است که در سال 1863 برقرار شد؛ و هنگامی که دولت ایالات متحده رعایت یکشنبه را بر سراسر سرزمین تحمیل کند، ساختار شرکتیِ کلیسای ادونتیست روز هفتم یا از لحاظ قانونی منحل می‌شود، یا شاید نام آن از نظر قانونی به چیزی در حدّ «کلیسای ادونتیست یکشنبه» تغییر یابد.

هنگامی که شریرانِ اورشلیم به‌وسیلهٔ فرشتگانِ هلاک‌کننده از دیگ بیرون آورده می‌شوند، کلیسای ادونتیستِ لائودیکیه پایان می‌یابد، و جنبشِ فیلادلفیایی به اورشلیمِ روحانی بدل می‌گردد که همچون عَلَمی برافراشته می‌شود. میکاه مردانِ قدیم را مخاطب می‌سازد؛ همانانی که اشعیا آنان را مردانِ استهزاکننده می‌خواند، که روشنایی را تاریکی و تاریکی را روشنایی می‌نامند؛ و از طریقِ پرسشی، مشخص می‌سازد که مردانِ قدیم می‌بایست «داوری» را شناخته باشند. آنان می‌بایست زمانِ تفقّدِ خود را دانسته باشند.

اور میں نے کہا: اے یعقوب کے سردارو اور اے اسرائیل کے گھرانے کے امیرو، میری التماس ہے، سنو! کیا انصاف کو جاننا تمہارے لیے لازم نہیں؟ تم نیکی سے عداوت رکھتے ہو اور بدی سے محبت؛ تم ان کی کھال ان پر سے نوچ لیتے ہو اور ان کا گوشت ان کی ہڈیوں پر سے اتار لیتے ہو؛ تم میرے لوگوں کا گوشت بھی کھاتے ہو، اور ان کی کھال ان پر سے ادھیڑ ڈالتے ہو؛ اور ان کی ہڈیاں توڑتے ہو اور انہیں ٹکڑے ٹکڑے کرتے ہو، جیسے ہانڈی کے لیے، اور جیسے دیگ کے اندر کا گوشت۔ میکاہ 3:1–3۔

خدا اراده کرده بود، و هنوز نیز اراده دارد، که قومِ آخرالزمانیِ او «داوری را بدانند»، و داوری مفهومی یگانه نیست. داوری تاریخی تدریجی است که دارای چندین عنصر و نشانه‌های مشخص است. این، دوره‌ای نبوتی است که در سال 1798 آغاز شد و تا پایان هزاره ادامه می‌یابد. هم تحقیقی است و هم اجرایی. بر هر انسانی که تاکنون بر سیارهٔ زمین زیسته است انجام می‌شود، و نیز بر فرشتگانی که از آسمان اخراج شدند. ادوارِ داوری، برای وفادارانِ خدا در ایام آخر، دانشی اساسی است، زیرا پاسخ به پرسش میکاه این است: «آری، اسرائیل باید داوری را بفهمد.»

یرمیاہ نشاندہی کرتا ہے کہ آخری ایّام میں یروشلم کے قدیم مرد اُس “ہمیشگی کی برگشتگی” کے نقطۂ کمال کی نمائندگی کرتے ہیں، جس کی تصویر بڑھتی ہوئی بغاوت کی چار نسلوں کے ذریعے دکھائی گئی ہے، اور جس کی علامت حزقی ایل باب آٹھ کی چار بتدریج بڑھتی ہوئی مکروہات ہیں۔ یرمیاہ واضح کرتا ہے کہ یہ قدیم مرد روحانیت کے فریب میں جکڑے ہوئے ہیں، کیونکہ وہ “سورج، چاند اور تمام لشکرِ آسمان” کی “پرستش” کرتے ہیں۔ وہ یہ بھی بتاتا ہے کہ انہیں “گرنا ہے، اور پھر نہ اٹھنا،” کیونکہ “انہوں نے خداوند کے کلام کو ردّ کر دیا ہے۔” اِن خصوصیات کے ذریعے یرمیاہ یہ ظاہر کرتا ہے کہ “یہ لوگ خداوند کی عدالت کو نہیں جانتے۔”

در آن زمان، خداوند می‌فرماید، استخوان‌های پادشاهان یهودا و استخوان‌های سروران ایشان و استخوان‌های کاهنان و استخوان‌های انبیا و استخوان‌های ساکنان اورشلیم را از قبرهایشان بیرون خواهند آورد؛ و آنها را در برابر آفتاب و ماه و تمامی لشکر آسمان خواهند گسترانید، که آنها را دوست داشته‌اند و آنها را خدمت کرده‌اند و از پیِ آنها رفته‌اند و آنها را طلب کرده‌اند و آنها را پرستش نموده‌اند؛ آنها جمع نخواهند شد و دفن نخواهند گردید؛ بلکه بر روی زمین چون سرگین خواهند بود. و تمامی بازماندگانی که از این خاندان شریر باقی مانده‌اند، در همه جاهایی که ایشان را بدان‌جا رانده‌ام، مرگ را بر حیات برخواهند گزید، خداوندِ لشکرها می‌فرماید. و نیز به ایشان بگو: خداوند چنین می‌فرماید: آیا چون بیفتند، برنمی‌خیزند؟ آیا اگر کسی روی بگرداند، بازنمی‌گردد؟ پس چرا این قومِ اورشلیم به ارتدادی دائمی برگشته‌اند؟ به فریب سخت چسبیده‌اند و از بازگشت امتناع می‌ورزند. من گوش فرادادم و شنیدم، اما ایشان به راستی سخن نگفتند؛ هیچ‌کس از شرارت خود توبه نکرده، نگفت: «چه کرده‌ام؟» هر یک به راه خود برگشته است، همچون اسبی که به‌سوی جنگ یورش می‌برد. آری، لک‌لک در آسمان اوقات معیّن خویش را می‌شناسد؛ و قمری و درنا و پرستو زمان آمدن خود را نگاه می‌دارند؛ اما قوم من حکم خداوند را نمی‌شناسند. چگونه می‌گویید: «ما حکیم هستیم، و شریعت خداوند با ماست»؟ اینک، یقیناً آن را به باطل ساخته است؛ قلم کاتبان باطل است. حکیمان خجل شده‌اند، مدهوش و گرفتار گردیده‌اند؛ اینک، کلام خداوند را رد کرده‌اند؛ پس در ایشان چه حکمتی است؟ ارمیا 8‏:1–9.

در باب پنجم، اِرْمیا کسانی را که داوریِ خداوند را نمی‌شناسند «نادان» می‌خواند.

در کوچه‌های اورشلیم به هر سو بگردید، و اکنون ببینید و بدانید، و در میدان‌های آن جست‌وجو کنید که آیا می‌توانید انسانی بیابید، آیا کسی هست که عدالت را به‌جا آورد و طالب راستی باشد؛ و من آن را خواهم بخشود. و اگرچه می‌گویند: «به حیاتِ خداوند»؛ یقیناً به دروغ سوگند می‌خورند. ای خداوند، آیا چشمان تو بر راستی نیست؟ ایشان را زده‌ای، اما اندوهگین نشده‌اند؛ ایشان را نابود کرده‌ای، اما از پذیرفتن تأدیب سر باز زده‌اند: روی‌های خویش را از سنگ سخت‌تر ساخته‌اند؛ از بازگشت امتناع ورزیده‌اند. پس گفتم: یقیناً اینان فقیرند؛ ایشان جاهل‌اند؛ زیرا طریق خداوند و داوریِ خدای خویش را نمی‌شناسند. ارمیا ۵:۱–۴.

در ایام آخر، ادونتیسمِ لائودیکیایی، که کسانی که در مَثَلِ ده باکره به‌مثابۀ باکرگانِ جاهل معرفی شده‌اند نمایندۀ آن هستند ــ و خواهر وایت تصریح می‌کند که این مَثَل «تجربۀ قوم ادونتیست» را بازنمایی می‌کند ــ «طریقِ خداوند و داوریِ خدای خویش را نمی‌شناسند.» در فصل بعد، ارمیا مشخص می‌سازد که «طریقِ» خداوند همان «راه‌های کهن» است؛ اما ادونتیست‌های لائودیکیاییِ جاهل از سلوک در آن، یا از گوش فرادادن به صدای کرنا، سر باز می‌زنند. «کرنا» نماد داوری است، که البته ادونتیست‌های لائودیکیاییِ جاهل آن را نمی‌شناسند.

اینگونه خداوند می‌فرماید: «بر راه‌ها بایستید و بنگرید، و از راه‌های کهن بپرسید که راه نیکو کدام است، و در آن سلوک نمایید، تا برای جان‌های خویش آرامی بیابید.» اما ایشان گفتند: «در آن سلوک نخواهیم کرد.» نیز دیدبانانی بر شما گماشتم که می‌گفتند: «به آواز کرنا گوش فرا دهید.» اما ایشان گفتند: «گوش فرا نخواهیم داد.» پس ای امت‌ها، بشنوید، و ای جماعت، بدانید که در میان ایشان چیست. ای زمین، بشنو: اینک من بر این قوم بلا خواهم آورد، یعنی ثمره افکار ایشان را، زیرا به سخنان من گوش فرا نداده‌اند، و شریعت مرا رد کرده‌اند. ارمیا ۶:‏۱۶–۱۹

آن «شرّی» که بر «جماعتی» وارد می‌شود که از «گوش فرا دادن به صدای شیپور» و «راه رفتن» در «طریق‌های قدیم»—جایی که «آرامش» باران آخر در آن یافت می‌شد—سرباز زد، زمانی رخ می‌دهد که «جماعت» در قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، «شریعت او را رد می‌کند».

کاربرد سه‌گانهٔ ایلیا، کارِ یک رسول و یک جنبش را در زمانِ داوریِ اجرایی مشخص می‌سازد؛ داوری‌ای که با قانون یکشنبهٔ قریب‌الوقوع آغاز می‌شود. به‌طور نزدیک با کاربرد سه‌گانهٔ ایلیا، کاربرد سه‌گانهٔ آن رسولی مرتبط است که راه را برای رسولِ عهد مهیا می‌سازد. کاربرد سه‌گانهٔ آن رسولی که راه را مهیا می‌کند، در حال شناساییِ کاری به‌وسیلهٔ یک رسول و یک جنبش در زمانِ داوریِ تحقیقی است. آن رسولی که راه را مهیا می‌کند، و ایلیا، کاربردهای سه‌گانه‌ای هستند که به‌طور نزدیک با یکدیگر ارتباط دارند؛ همان‌گونه که کاربرد سه‌گانهٔ روم با کاربرد سه‌گانهٔ سقوطِ بابِل چنین است، اما این‌ها تمایزات مهمی را دارا هستند که با داوریِ خدا مرتبط‌اند.

سه‌گانه‌بودنِ کاربردهای ایلیا و کاربردِ سه‌گانۀ آن رسولی که راه را برای رسولِ عهد مهیا می‌سازد، با دو کارِ متمایزِ داوری مرتبط است که خدا آن‌ها را به‌واسطۀ رسولِ برگزیدۀ خود و جنبشی که به پیامِ آن رسول می‌پیوندد، به انجام می‌رساند. این دو کار با دو دورۀ متمایزِ داوری مرتبط‌اند، هرچند میان این نمادها هم‌پوشانی وجود دارد.

کارِ ایلیای سوم و نهایی، در ارتباط با داوری اجراییِ اتحاد سه‌گانهٔ بابلِ مدرن است؛ و کارِ آن پیام‌آوری که راه را مهیا می‌سازد، در ارتباط با داوری تحقیقی و تطهیرِ قومِ خداست. باب سومِ ملاکی، با آخرین آیهٔ باب دوم آغاز می‌شود.

شما خداوند را با سخنان خود به ستوه آورده‌اید. اما می‌گویید: «او را در چه چیز به ستوه آورده‌ایم؟» هنگامی که می‌گویید: «هر که بدی می‌کند در نظر خداوند نیکوست، و او از ایشان خشنود است»؛ یا: «خدای داوری کجاست؟» اینک، رسول خود را می‌فرستم، و او راه را پیش روی من مهیا خواهد ساخت؛ و آن خداوندی که شما طالب او هستید، ناگهان به هیکل خویش خواهد آمد، یعنی آن رسول عهد که از او مسرورید؛ اینک او خواهد آمد، یهوه صبایوت می‌گوید. اما چه کسی روز آمدن او را تاب خواهد آورد؟ و چه کسی هنگامی که ظاهر شود خواهد ایستاد؟ زیرا او مانند آتشِ گدازنده و مانند صابونِ گازران است. و او چون پالاینده و مصفّی‌کنندهٔ نقره خواهد نشست؛ و پسران لاوی را طاهر خواهد ساخت و ایشان را چون طلا و نقره پاک خواهد گردانید، تا هدیه‌ای به عدالت برای خداوند تقدیم کنند. آنگاه هدیهٔ یهودا و اورشلیم برای خداوند پسندیده خواهد بود، چنان‌که در ایام قدیم و در سال‌های گذشته بود. ملاکی 2:17–3:4.

در ایام آخر، مطابق با شهادت ملاکی، خدا از ادونتیسم لائودیکیه‌ای که به شورش ۱۸۸۸ چنگ زده است، به ستوه آمده است. شورش ۱۸۸۸ به‌واسطهٔ شورش قورح، داتان و ابیرام تمثیل یافته بود، و محور استدلال تعلیمیِ شورش قورح این بود که آیا آنان که بدی می‌کنند، همچنان در نظر خداوند عادل محسوب می‌شوند یا نه.

और कोरह, जो इजहार का पुत्र, कोहात का पुत्र, लेवी का पुत्र था, तथा दातान और अबीराम, जो एलीआब के पुत्र थे, और ओन, जो पेलेत का पुत्र था, अर्थात रूबेन के पुत्रों में से, लोगों को लेकर उठ खड़े हुए। और वे मूसा के साम्हने इस्राएल की सन्तान में से कुछ जनों के साथ, अर्थात सभा के दो सौ पचास प्रधान, जो मण्डली में प्रसिद्ध और नामी पुरुष थे, उठे। और वे मूसा और हारून के विरुद्ध इकट्ठे होकर उनसे कहने लगे, “तुम अपने ऊपर बहुत कुछ लेते हो, क्योंकि सारी मण्डली पवित्र है, उनमें से हर एक, और यहोवा उनके बीच में है; फिर तुम यहोवा की मण्डली के ऊपर अपने आप को क्यों बढ़ाते हो?” गिनती 16:1–3॥

در ایام آخر، خدا از ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای که به شورشِ ۱۹۵۷ چسبیده است، خسته و ملول است؛ شورشی که صرفاً تجلّیِ شورشِ ۱۸۸۸ است که در قالب بیانیه‌ای رسمی تدوین شد. کتابِ Questions on Doctrine شورشِ ۱۸۸۸ را نهادینه کرد؛ شورشی که، بنا بر شهادتِ آن فرشته‌ای که به خواهر وایت دستور داد باید در کنفرانسِ ۱۸۸۸ بماند تا تکرارِ تاریخِ شورشِ قورح، داتان و ابیرام را ثبت کند، تکرارِ شورشِ قورح، داتان و ابیرام بود. در آن شورش، دویست و پنجاه مردِ نامدار همراه با قورح، داتان و ابیرام، بر ضدّ موسی، نمایندهٔ خدا، گرد آمدند.

بیست‌وپنج مردی که در حزقیال، باب هشت، در برابر خورشید سجده می‌کنند، نمایانگر عشر، یا یک‌دهمِ آن دویست‌وپنجاه مردی هستند که در شورش قورح، داتان و ابیرام بخور تقدیم کردند؛ شورشی که به‌گونه‌ای نمادین بر رهبران شورش سال ۱۸۸۸ دلالت داشت، همان کسانی که طغیان اعتقادی‌شان در سال ۱۹۵۷ با انتشار کتاب Questions on Doctrine رسمیت یافت.

بغاوتِ قورح، داتان اور ابیرام نے اُس “فیصلہ” کو رد کر دیا تھا جو خدا نے اُن کے بارے میں صادر کیا تھا، یعنی یہ کہ وہ چالیس برس تک بیابان میں آوارہ پھرتے رہیں۔ لاؤدیقیہ ادونٹ ازم نے 1863 میں لاؤدیقیہ کے بیابان میں بھٹکنا شروع کیا، جب اُنہوں نے 1856 میں پیش کیے گئے لاؤدیقیہ کے پیغام کو رد کر دیا؛ اُس ردّ کے نتیجے میں اُن کی بے ایمانی کے سبب بہت سے مزید برسوں تک بیابان میں بھٹکتے رہنے کا فیصلہ صادر ہوا۔ 1888 کی بغاوت میں بھی وہ اب تک لاؤدیقیہ کے اُس پیغام کو قبول کرنے پر آمادہ نہ تھے جو ایلڈر جونز اور ویگنر کے ذریعے لایا گیا تھا۔

کسانی که در سال ۱۸۸۸ عصیان کردند، نه تنها مرجعیت روحانی مشایخ جونز و واگنر را رد کردند، بلکه مرجعیت نبیّه الن وایت و نیز مرجعیت روح‌القدس را هم رد نمودند، زیرا آنان این اندیشه را به عمل درآوردند که تمامی جماعت به‌یکسان مقدس است.

در سال ۱۸۶۳، آنان بازگشته بودند تا با نبیِ دروغینِ بیت‌ئیل هم‌سفره شوند، و بدین‌سان سرانجام آن تعریفِ نجات را که در عصیانِ قورح مجسم شده بود پذیرفتند، و سپس آن تعلیمِ باطل را به‌طور رسمی در کتابِ Questions on Doctrine ثبت و تثبیت کردند. آن تعلیم، تعریفی کاذب از «توجیه به‌وسیلهٔ ایمان» است.

شورش سال ۱۸۶۳ آغازِ ردّ جواهراتِ میلر بود که بر دو لوحِ حبقوق بازتاب یافته بودند. در باب دومِ حبقوق، «مباحثه»‌ی آیهٔ یک، در نهایت دو طبقه از پرستندگان را پدید می‌آورد که بر اثر اختلافشان دربارهٔ پیامی که درنگ نمود، آشکار می‌گردند.

نگاه کنید، جانِ او که مغرور شده است، در وی راست نیست؛ اما عادل به ایمانِ خویش زیست خواهد کرد. حبقوق ۲:۴

«ایمانِ» «عادلان» در «مجادله»‌ی باب دوم حبقوق، بر «رؤیا»یی مبتنی بود که به‌روشنی بر لوح‌ها نوشته شده بود. در شورشِ ۱۸۶۳، نخستین گام برای زدودن آنچه بر لوح‌ها نوشته شده بود، به‌وسیله‌ی کسانی برداشته شد که دیگر ایمانِ «عادلان» را در اختیار نداشتند. شورشِ ۱۸۶۳، نخستین بذرِ آن شورشی را نمایندگی می‌کرد که سرانجام در سال ۱۹۵۷ تعریفی کاذب از آموزه‌ی عادل‌شمردگی به‌وسیله‌ی ایمان را رسمیت می‌بخشید.

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

«خداوند در رحمت عظیم خود، از طریق مشایخ واگنر و جونز، پیامی بس گران‌بها برای قوم خویش فرستاد. این پیام برای آن بود که نجات‌دهندۀ برکشیده را، که قربانی برای گناهان تمامی جهان است، به گونه‌ای برجسته‌تر در برابر جهان قرار دهد. این پیام، آمرزیدگی از راه ایمان به ضامن را عرضه می‌کرد؛ مردم را دعوت می‌نمود تا عدالت مسیح را بپذیرند، عدالتی که در اطاعت از همۀ احکام خدا آشکار می‌شود. بسیاری عیسی را از نظر دور داشته بودند. آنان نیاز داشتند که چشمانشان به سوی شخص الهی او، شایستگی‌های او، و محبت تغییرناپذیر او نسبت به خانوادۀ بشری متوجه گردد. تمام قدرت به دستان او سپرده شده است تا عطایای غنی را به انسان‌ها ببخشد و بخشش بی‌قیمت عدالت خود را به عامل بشریِ درمانده عطا نماید. این همان پیامی است که خدا فرمان داد به جهان داده شود. این همان پیام فرشتۀ سوم است که باید با آواز بلند اعلام گردد و با ریزش روح او به اندازه‌ای عظیم همراه باشد.» Testimonies to Ministers, 91.

«حقیقتِ مخصوصِ این زمان، یعنی پیامِ فرشتهٔ سوم، باید با آوازی بلند اعلام شود»، یعنی با قدرتی فزاینده، هرچه به آزمون عظیمِ نهایی نزدیک‌تر می‌شویم. The 1888 Materials, 1710.

«زمانِ امتحان درست بر ما فرارسیده است، زیرا فریادِ بلندِ فرشتهٔ سوم پیشاپیش در آشکار شدنِ عدالتِ مسیح، آن فدیه‌دهندهٔ آمرزندهٔ گناه، آغاز شده است. این آغازِ نورِ آن فرشته‌ای است که جلالش تمامی زمین را پر خواهد ساخت.» Selected Messages، کتاب 1، 362.

«بارانِ آخِر بر قومِ خدا خواهد بارید. فرشته‌ای توانا از آسمان فرود خواهد آمد، و تمامی زمین از جلال او روشن خواهد شد.» Review and Herald، 21 آوریل 1891.