شهادتِ ایلیاہ اُس وقت آغاز پاتی ہے جب وہ اعلان کرتا ہے کہ ساڑھے تین برس تک، اُس کے کلام کے سوا، بارش نہ ہوگی۔

و ایلیا تِشبی که از ساکنان جِلعاد بود، به اَخاب گفت: «به حیات یهوه، خدای اسرائیل، که به حضور او ایستاده‌ام، در این سال‌ها نه شبنمی خواهد بود و نه بارانی، مگر به فرمان من.» اول پادشاهان 17:1

آن سه سال و نیم، تاریخ طیatira را از سال ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ نمایان می‌سازد. در سال ۱۷۹۸، در پایان دورهٔ خشکسالی، ایلیا اَخاب را به کرمل فرا می‌خواند. پیام فرشتهٔ اول، ساعت داوری خدا را در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ اعلام کرد. پیام فرشتهٔ اول، فرمانی بود به اَخاب تا تمامی اسرائیل را به کرمل فراخواند.

و چنین واقع شد که چون اخاب ایلیا را دید، به او گفت: آیا تویی که اسرائیل را مضطرب می‌سازی؟ و او پاسخ داد: من اسرائیل را مضطرب نساخته‌ام، بلکه تو و خاندان پدرت، از آن رو که اوامر خداوند را ترک کرده‌اید و از بعلیم پیروی نموده‌ای. پس اکنون بفرست و تمامی اسرائیل را نزد من بر کوه کرمل گرد آور، و نیز چهارصد و پنجاه نبیِ بعل و چهارصد نبیِ بیشه‌ها را، که از سفرهٔ ایزابل می‌خورند. پس اخاب نزد تمامی بنی‌اسرائیل فرستاد و انبیا را بر کوه کرمل گرد آورد. و ایلیا نزد تمامی قوم آمد و گفت: تا به کی میان دو رأی مردد خواهید بود؟ اگر خداوند خداست، از او پیروی کنید؛ و اگر بعل، پس از او پیروی کنید. و قوم او را یک کلمه نیز پاسخ ندادند. اول پادشاهان 18:17–21.

تمامی اسرائیل در زمان ایلیا بر کوه کرمل گرد آورده شد، و این نیز به نوبهٔ خود نمایانگر تاریخ ویلیام میلر بود، هنگامی که سه کلیسای مذکور در باب سوم مکاشفه با یکدیگر گرد آورده شدند. کلیسایی که در آغاز، در سال ۵۳۸، برای گریختن از جفای ایزابل به بیابان پناه برده بود، چنان‌که در کلیسای طیاتیرا نمود یافته است، از بیابان بیرون آمد به‌عنوان نسلی که می‌بایست با پیام ایلیا، که در ویلیام میلر نمایانده شده است، مواجه گردد. سپس وحشِ زمین دهان خود را گشود و سیلِ جفایی را که به مدت هزار و دویست و شصت سال بر ضد او فرستاده شده بود، فرو بلعید.

و زمین زن را یاری داد، و زمین دهان خود را گشود و آن سیلابی را که اژدها از دهان خویش بیرون افکنده بود، فرو بلعید. مکاشفه ۱۲:‏۱۶.

در نبوت، «سخن گفتنِ یک ملت» عملِ مقامات تقنینی و قضایی آن است، و در سال ۱۷۸۹ ایالات متحده سند الهی‌ای را که قانون اساسی ایالات متحده است برقرار ساخت؛ بدین‌سان حقوق و آزادی‌های لازم را برای فراهم آوردنِ حمایت در برابر آزار و جفای هم پادشاهان اروپا و هم کلیسای کاتولیکِ مرتد حفظ کرد.

«سخن گفتنِ یک ملت، عملِ مقاماتِ قانون‌گذاری و قضاییِ آن است.» The Great Controversy, 443.

در سال ۱۷۸۹، درست پیش از آن‌که نقش نبوی ایالات متحده به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوت کتاب‌مقدس آغاز شود، آن چون برّه‌ای سخن می‌گفت؛ اما در هنگام قانون یکشنبه، چون اژدهایی سخن خواهد گفت.

و دیدم که حیوانی دیگر از زمین برمی‌آید؛ و او را دو شاخ، مانند برّه بود، و چون اژدها سخن می‌گفت. مکاشفه ۱۳:۱۱.

آغاز و پایانِ وحشِ زمین با سخن گفتنِ آن مشخص می‌شود. در سال 1798، اخاب تمامی اسرائیل را به کوه کرمل فرا می‌خوانَد، جایی که ایلیا می‌خواهد آزمونی را پیش نهد تا بر کسانی که نظاره می‌کنند ثابت شود که آیا خدای عبرانیان خدای حقیقی است یا خدای ایزابل. ایزابل چهارصد و پنجاه نبیِ بعل و چهارصد نبیِ بیشه داشت. خدای دروغینِ بعل، الوهیتی مذکر بود و خدای دروغینِ عشتاروت، الوهیتی مؤنث.

آن دو طبقهٔ انبیای کاذب، اتحاد کلیسا و دولت را نمایان می‌سازند؛ زیرا در نبوت، هنگامی که مرد و زنی با هم تصویر می‌شوند، زن نمایندهٔ یک کلیسا و مرد نمایندهٔ دولت است. ایلیا، هنگامی که با این اتحاد نامقدسِ کلیسا و دولت روبه‌رو شد، هشتصد و پنجاه در برابر یک نفر در اقلیت بود؛ اتحادی که هم به‌وسیلهٔ الوهیت‌های کاذبِ مؤنث و مذکر، و هم به‌وسیلهٔ ازدواج اخاب و ایزابل به تصویر کشیده شده است. نمونهٔ اخاب و ایزابل از کلیسا و دولت، فسادِ شاخِ جمهوری‌خواهی را نشان می‌دهد، و بَعل و عَشتاروت فسادِ شاخِ پروتستان را نمایان می‌سازند.

مسئله، اعتراضِ ایلیاہ کا تھا اُس فاسد مذہب کے خلاف جس کی نمائندگی مکاشفہ باب دو میں تھیاتیرہ کرتا ہے۔ ایلیاہ ایک پروٹسٹنٹ کی نمائندگی کرتا تھا، کیونکہ پروٹسٹنٹ کی واحد تعریف یہی ہے کہ وہ رُوم کے خلاف احتجاج کرنے والا ہو۔ ایلیاہ کا احتجاج کلیسیا اور ریاست کے اُس امتزاج کے خلاف احتجاج کی نمائندگی کرتا ہے جو ایک فاسد ریاست اور ایک فاسد کلیسیا کے درمیان ناپاک اتحاد کے ذریعے وجود میں آتا ہے۔

لیکن مجھے تجھ سے چند باتوں کی شکایت ہے، اس لیے کہ تو اُس عورت اِیزِبل کو، جو اپنے آپ کو نبیہ کہتی ہے، میرے بندوں کو تعلیم دینے اور بہکانے دیتی ہے تاکہ وہ زنا کریں اور بتوں کے نام کی قربانیوں میں سے کھائیں۔ اور میں نے اسے مہلت دی کہ وہ اپنے زنا سے توبہ کرے، مگر اُس نے توبہ نہ کی۔ دیکھ، میں اسے بسترِ بیماری میں ڈال دوں گا، اور جو اُس کے ساتھ زنا کرتے ہیں اُن کو بڑی مصیبت میں مبتلا کروں گا، اگر وہ اپنے کاموں سے توبہ نہ کریں۔ مکاشفہ 2:20–22۔

خوردن نمایانگر پیامی است که می‌پذیرید، و پیامی که به بت‌ها تقدیم شده باشد، نمایانگر تعالیم کاتولیسیسم است؛ همان نمادِ راستینِ پرستشِ مکروهِ بت‌ها. قوم خدا در اعصار تاریک به پذیرش بسیاری از تعالیم مشرکانۀ کاتولیسیسم روی آورده بودند، و به‌ویژه پرستش خورشید را پذیرفته بودند.

زنا رابطه‌ای نامشروع است و از منظر نبوی، همان جوهرهٔ چیزی را نمایندگی می‌کند که قانون اساسی آن را منع می‌نماید؛ یعنی آمیزش کلیسا و دولت. اخاب در رابطه‌ای نامشروع با ایزابل بود، زیرا او به‌عنوان پادشاه اسرائیل نباید با شاهزاده‌ای بت‌پرست ازدواج می‌کرد. عیسی، یحییِ تعمیددهنده را ایلیا معرفی کرد، و یحیی نیز همان رابطهٔ ناپاک را مورد مواجهه قرار داد، آنگاه که هیرودیس را به سبب ازدواج با هیرودیا، زنِ برادرش، توبیخ نمود.

زیرا هیرودیس یوحنا را گرفته، او را بسته و به سبب هیرودیا، زنِ برادرش فیلیپُس، در زندان افکنده بود. زیرا یوحنا بدو گفته بود: «تو را حلال نیست که او را داشته باشی.» متی ۱۴:‏۳، ۴

مواجههٔ ایلیا با اَخاب و ایزابل، مواجههٔ یحیی با هیرودیس و هیرودیا را از پیش مصور ساخت، زیرا هر دو رابطه، نمایانگر پیوندی نامشروع میان کلیسا و دولت بودند. این هر دو، با هم، پیام ایلیاییِ صد و چهل و چهار هزار را نمایندگی می‌کنند که با پاپیّت (ایزابل و هیرودیا)، ده پادشاهی که نمایندهٔ سازمان ملل متحد هستند (اَخاب و هیرودیس)، و ایالات متحده که نمایندهٔ نبی کاذب است (انبیای کاذبِ کَرْمِل و سالومه، دختر هیرودیا) روبه‌رو می‌شود.

پس‌منظرِ نبوی در کرمل شاملِ دفاعِ ایلیاہ از آئینِ ریاستہائے متحدۂ امریکا ہے، جو کلیسیا اور ریاست کی علیحدگی کے اصول کو آئینی تحفظ دیتا ہے۔

و چنین واقع شد که چون اخاب ایلیا را دید، اخاب به او گفت: آیا تویی که اسرائیل را به آشوب افکنده‌ای؟ و او پاسخ داد: من اسرائیل را به آشوب نیفکنده‌ام؛ بلکه تو و خاندان پدرت، از آن‌رو که اوامر خداوند را ترک کرده‌اید و تو از بعلیم پیروی کرده‌ای. اول پادشاهان 18:17، 18.

قانونِ دستور نے یہ قائم کیا تھا کہ جمہوریت اور پروٹسٹنٹ ازم کے دو سینگ ہمیشہ ایک دوسرے سے جدا رہیں گے۔ لیکن مکاشفہ یہ ظاہر کرتا ہے کہ جب ریاستہائے متحدہ بالآخر اژدہا کی مانند کلام کرے گا، تو یہ اُس وقت ہوگا جب ریاستہائے متحدہ کی مرتد کلیسیاۓں اقتدار پر قابض ہو جائیں گی اور مرتد حکومت کے ساتھ متحد ہو جائیں گی۔

«اما “تمثالِ وحش” چیست؟ و چگونه باید ساخته شود؟ تمثال را آن وحشِ دوشاخ می‌سازد، و آن تمثالی برای وحش است. همچنین آن را تمثالِ وحش نیز می‌نامند. پس، برای آنکه بدانیم این تمثال چگونه است و چگونه باید ساخته شود، باید ویژگی‌های خودِ وحش—یعنی پاپیّت—را بررسی کنیم. »

«Cuando la iglesia primitiva se corrompió al apartarse de la sencillez del evangelio y aceptar ritos y costumbres paganos, perdió el Espíritu y el poder de Dios; y, a fin de dominar las conciencias del pueblo, procuró el apoyo del poder secular. El resultado fue el papado, una iglesia que controlaba el poder del Estado y lo empleaba para promover sus propios fines, especialmente para el castigo de la “herejía”. Para que los Estados Unidos formen una imagen de la bestia, el poder religioso debe de tal manera controlar al gobierno civil que la autoridad del Estado sea también empleada por la iglesia para lograr sus propios fines». The Great Controversy, 443.

ایلیا بر کوه کرمل نمایانگر کار میلری‌ها بود، و میلری‌ها در تقابل با کسانی که به‌تازگی از زیر نفوذ کاتولیسیسم بیرون آمده بودند، اما به سبب ردّ نورِ فرشتهٔ اول بازگشت به روم را برگزیدند، به‌عنوان نبیِ حقیقی برقرار شدند. ازاین‌رو، پیامِ فرشتهٔ دوم در بهار ۱۸۴۴ عبارت بود از شناساییِ فرقه‌های پروتستان به‌عنوان دخترانِ بابل، و میلری‌ها به‌عنوان شاخِ راستینِ پروتستان.

چون خداوند اسرائیلِ باستان را از بندگیِ مصر بیرون آورد و از میان آب‌های دریای سرخ گذرانید، فرایندی تدریجی از آزمون را آغاز کرد که با آزمونِ مَنّای آسمانی شروع شد.

«بر ما نور انباشتهٔ اعصار گذشته می‌تابد. گزارش فراموشکاری اسرائیل برای روشن‌ساختن ما محفوظ نگاه داشته شده است. در این عصر، خدا دست خود را دراز کرده است تا برای خویش قومی را از هر ملت و قبیله و زبان گرد آورد. در جنبش ظهور، او برای میراث خویش عمل کرده است، همان‌گونه که برای اسرائیلیان عمل کرد آنگاه که ایشان را از مصر بیرون می‌برد. در نومیدی بزرگِ سال ۱۸۴۴، ایمان قوم او آزموده شد، چنان‌که ایمان عبرانیان در کنار دریای سرخ آزموده شده بود.» شهادت‌ها، جلد ۸، صص. ۱۱۵، ۱۱۶.

سرخوردگیِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به درکِ قُدسِ آسمانی انجامید، و آنگاه همان‌گونه که آزمونِ مَنّا نخستینِ سلسله‌ای از ده آزمون برای اسرائیلِ باستان شد، آزمونِ سَبَّت را پیش نهاد.

خداوند در سال ۱۸۴۷، هنگامی که برادران در روز سبت در تاپشامِ ایالت مین گرد آمده بودند، رؤیای زیر را به من عطا فرمود.

«ما روحی غیرمعمول از دعا را احساس کردیم. و چون دعا می‌کردیم، روح‌القدس بر ما نازل شد. بسیار شادمان بودیم. دیری نپایید که از امور زمینی بریده شدم و در رؤیایی از جلال خدا فرو رفتم. دیدم که فرشته‌ای با شتاب به سوی من پرواز می‌کند. او مرا به‌سرعت از زمین به شهر مقدس برد. در آن شهر، هیکلی دیدم که بدان داخل شدم. پیش از آنکه به حجاب نخستین برسم، از دری گذشتم. آن حجاب بالا برده شد و من به مکان مقدس داخل شدم. در آنجا مذبح بخور، شمعدان با هفت چراغ، و میزی را دیدم که نانِ حضور بر آن بود. پس از آنکه جلالِ مکان مقدس را مشاهده کردم، عیسی حجاب دوم را بالا برد و من به قدس‌الاقداس داخل شدم.»

در اقدس‌الاقداس، تابوتی دیدم؛ بر فراز و اطراف آن، ناب‌ترین طلا بود. بر هر انتهای تابوت، کَروبی زیبا قرار داشت که بال‌هایش را بر آن گسترانیده بود. چهره‌های ایشان به سوی یکدیگر بود و به پایین می‌نگریستند. در میان فرشتگان، بخوردانی زرین بود. بر فراز تابوت، آنجا که فرشتگان ایستاده بودند، جلالی بس درخشان بود که چونان تختی می‌نمود که خدا در آن ساکن است. عیسی در کنار تابوت ایستاده بود، و چون دعاهای مقدسان به نزد او برمی‌آمد، بخور در بخوردان دود می‌کرد، و او دعاهای ایشان را با دود بخور به پدر خود تقدیم می‌نمود. در درون تابوت، قدح زرینِ مَنّ، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و لوح‌های سنگی‌ای بود که همچون کتابی بر هم تا می‌شدند. عیسی آنها را گشود، و من دیدم که ده فرمان با انگشت خدا بر آنها نوشته شده بود. بر یک لوح، چهار فرمان بود، و بر دیگری شش فرمان. آن چهار فرمانِ لوح نخست، درخشان‌تر از آن شش فرمان دیگر می‌درخشیدند. اما فرمان چهارم، یعنی فرمان سَبَّت، از همه آنها درخشان‌تر بود؛ زیرا سَبَّت جدا شده بود تا به حرمت نام قدوس خدا نگاه داشته شود. سَبَّتِ مقدس، پرجلال می‌نمود—هاله‌ای از جلال سراسر آن را فرا گرفته بود. دیدم که فرمان سَبَّت بر صلیب میخکوب نشد. اگر چنین شده بود، آن نه فرمان دیگر نیز چنین شده بودند؛ و ما آزاد می‌بودیم که همه آنها را بشکنیم، همان‌گونه که فرمان چهارم را. دیدم که خدا سَبَّت را تغییر نداده است، زیرا او هرگز تغییر نمی‌کند. بلکه پاپ آن را از روز هفتم به روز نخست هفته تغییر داده بود؛ زیرا او می‌بایست اوقات و شریعت را تغییر دهد.» Early Writings, 32.

هنگامی که پروتستان‌ها در سال ۱۷۹۸ از اعصار ظلمت بیرون آمدند و کتاب دانیال مُهرگشایی شد، ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، یعنی وحشِ زمینیِ دوشاخِ مکاشفه سیزدهم، حرکت خود را در مسیر تاریخِ نبوی آغاز کرد. پروتستانتیسم بر سندِ مقدسی که کتاب‌مقدسِ مقدس نامیده می‌شود بنا نهاده شد، و جمهوری‌خواهی بر سندِ مقدسی که قانون اساسی نامیده می‌شود تأسیس گردید. خدا کلیسای خود را که در بیابان بود از اعصار ظلمت بیرون آورده بود، اما همان‌گونه که دربارهٔ اسرائیلِ باستان در دورانِ بردگیِ مصر رخ داد، فرمانِ سَبَّت به فراموشی سپرده شده بود. چنان‌که اسرائیل در راهِ دریافتِ شریعت در سینا از دریای سرخ گذشت، اسرائیلِ جدید نیز در راهِ خود به سوی ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ از اقیانوس اطلس گذشت، جایی که شریعت بار دیگر مکشوف می‌شد. خداوند بار دیگر قومی را برمی‌انگیخت که امانت‌دارانِ شریعتِ او، امانت‌دارانِ مکاشفاتِ نبویِ او، و حاملانِ ردای پروتستانتیسم باشند. به اسرائیلِ باستان دو لوحِ ده فرمان داده شد تا نمادِ کارِ ایشان در مقامِ امانت‌دارانِ شریعتِ او باشد، و به اسرائیلِ جدید دو لوحِ حبقوق داده شد تا نمادِ کارِ ایشان در مقامِ امانت‌دارانِ کلامِ نبویِ او باشد.

اسرائیلِ معاصر می‌بایست هر دو مجموعهٔ دو لوح را، هنگامی که پیام فرشتهٔ سوم را به جهان عرضه می‌کرد، با خود حمل کند؛ همان پیامی که به‌وسیلهٔ کسانی اعلام می‌شود که ردای پروتستانتیسم را بر دوش دارند. پروتستانتیسمی که از اعصار تاریک بیرون آمد، در آن زمان ناقص بود، همان‌گونه که اسرائیلِ باستان نیز هنگام عبور از دریای سرخ ناقص بود. پروتستانتیسم به شعار «کتاب‌مقدس و تنها کتاب‌مقدس» اقرار کرده بود، اما بر اثر قرن‌ها تغذیه از تعالیم بت‌پرستانهٔ کاتولیسیسم رومی (چیزهایی که برای بت‌ها قربانی شده بود)، فهمی ناقص از کلام خدا داشت. خدا چنین مقرر کرده بود که یک پروتستانِ حقیقی، تمامی کلام خدا را، چنان‌که در «شریعت و انبیا» نماد یافته است، نمایندگی کند؛ یعنی آن دو مجموعهٔ دو لوح که هم کار قوم خدا و هم منش الهی او را بازنمایی می‌کنند. کار فرشتهٔ اول این بود که قومی حقیقتاً پروتستان پدید آورد که هم امانت‌داران شریعت او باشند و هم امانت‌داران کلام نبوتی او.

«خداوند کلیسای خود را در این زمان فراخوانده است، همان‌گونه که اسرائیلِ باستان را فراخواند، تا چون نوری در زمین بایستد. او به‌وسیلهٔ ساطورِ نیرومندِ حقیقت، و از رهگذرِ پیام‌های فرشتهٔ اول، دوم، و سوم، ایشان را از کلیساها و از جهان جدا ساخته است تا آنان را به قربی مقدس نزد خویش درآورد. او ایشان را امانت‌دارانِ شریعتِ خود ساخته و حقایق عظیمِ نبوت را برای این زمان به آنان سپرده است. همانندِ اوراکل‌های مقدسی که به اسرائیلِ باستان سپرده شده بود، این‌ها نیز امانتی مقدس‌اند که باید به جهان ابلاغ شوند. سه فرشتهٔ مکاشفهٔ ۱۴ نمایانگرِ مردمی هستند که نورِ پیام‌های خدا را می‌پذیرند و به‌عنوانِ عاملانِ او بیرون می‌روند تا هشدار را در سراسرِ طول و عرضِ زمین طنین‌انداز سازند.» شهادت‌ها، جلد ۵، ۴۵۵.

آن هشدارى كه بايد به‌وسيلهٔ كسانى اعلام شود كه به‌عنوان امانت‌دارانِ دو مجموعه از دو لوح شناخته شده‌اند، بر ضد پذيرفتن نشانِ كاتوليكيسم است. آن اعتراض بر ضد رابطهٔ نامشروعِ اخاب و ايزابل است و به‌وسيلهٔ ايليا بر كوه كَرْمِل به نمايش درآمد. اعطاى دو لوح سنگى در كوه سينا، نمونه‌اى از اعطاى دو لوحِ پارچه‌اىِ حبقوق در تاريخِ 1842 تا 1849 بود. دو لوحِ حبقوق، نمادِ رابطهٔ عهدى ميان خدا و قوم پروتستانِ اوست. رد كردن آن الواح همانند آن است كه اسرائيلِ باستان شريعتِ خدا را رد كند.

میلری‌ها به قدس‌الاقداس داخل شدند و نورِ سَبَّت را دریافت کردند، اما فرایندِ آزمون هنوز به پایان نرسیده بود. هم‌زمان، شاخِ جمهوری‌خواهی نیز در همان تاریخِ عیناً یکسان پیش می‌رفت. و هر دو شاخ در مسیرِ پیشرویِ مشترکِ خود، در سال ۱۸۶۳ به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز می‌رسیدند.

پیام ایلیای میلر فرایندی تدریجی از تطهیر را پدید آورد با این هدف مقصود که شاخ پروتستان را برقرار سازد، و در همان تاریخِ عیناً یکسان، شاخ جمهوری‌خواه نیز درگیر فرایندی تدریجی از تکامل سیاسی بود. هر دو شاخ بر یک وحشِ زمین قرار دارند؛ ازاین‌رو، باید در سراسر تاریخِ کاملِ وحشِ زمین، هم‌آهنگ و هم‌زمان حرکت کنند.

نخستین ویژگی نبویِ شاخ جمهوری‌خواهِ حیوانِ زمین، عملِ به اجرا درآوردنِ قانون اساسی در سال ۱۷۸۹ از طریق سخن گفتن بود. در سال ۱۷۹۸، (زمانِ آخر، هنگامی که کتاب دانیال گشوده شد)، حیوانِ زمین برای نخستین بار به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس سخن می‌گفت. سال ۱۷۹۸ آغازِ ایالات متحده به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس بود، و آن سخن گفتنی که در آغازِ تاریخِ حیوانِ زمین در ۱۷۹۸ واقع شد، نمونه‌ای از آخرین باری بود که پادشاهیِ ششم سخن خواهد گفت، و آن زمان به‌صورتِ صدای اژدها به تصویر کشیده شده است. هنگامی که قوانینِ تصویب‌شده به‌وسیلهٔ شاخِ جمهوری‌خواه در ایالات متحده در سال ۱۷۹۸ را بررسی می‌کنیم، باید انتظار داشته باشیم که نمونه‌وارگیِ قوانینی را ببینیم که همراه با قانونِ یکشنبه، هنگامی که ایالات متحده همچون اژدها سخن می‌گوید، به تصویب خواهند رسید. هنگامی که چهار قانونِ زیر را بررسی می‌کنیم، از خود بپرسید که آیا چهار قانونی که در سال ۱۷۹۸ تصویب شدند، امضای نبویِ آلفا و اُمگا را دارند؟

در سال ۱۷۹۸، ایالات متحده چندین قانون مهم را که به «قوانین بیگانگان و فتنه» معروف‌اند، به تصویب رساند. این قوانین مجموعه‌ای از چهار قانون بودند که به‌وسیلهٔ کنگره‌ای تحت کنترل فدرالیست‌ها تصویب شدند و رئیس‌جمهور جان آدامز، دومین رئیس‌جمهور ایالات متحده و معاون پیشین جرج واشینگتن، آن‌ها را به امضا رساند.

قانونِ شہریت: اس قانون نے تارکینِ وطن کے لیے امریکی شہری بننے کی رہائشی مدت کی شرط کو 5 سال سے بڑھا کر 14 سال کر دیا۔ اس کا بنیادی مقصد حالیہ تارکینِ وطن کے اثر و رسوخ کو محدود کرنا تھا، جو اکثر حزبِ اختلاف، یعنی ڈیموکریٹک-ریپبلکن پارٹی، کے ساتھ وابستہ ہوتے تھے۔

قانون دوستان بیگانه: این قانون به رئیس‌جمهور اختیار می‌داد که در زمان صلح، اتباع غیرشهروندی را که تهدیدی برای امنیت ایالات متحده تشخیص داده می‌شدند، اخراج کند. این قانون به رئیس‌جمهور اجازه می‌داد هر غیرشهروندی را که او خطرناک می‌دانست، بازداشت و اخراج کند.

قانون دشمنان بیگانه: این قانون بازداشت، محدودسازی، و اخراج اتباع کشورهایی را که با ایالات متحده در حال جنگ بودند، مقرر می‌داشت. این قانون به‌عنوان اقدامی احتیاطی در فضای پرتنش اواخر دههٔ ۱۷۹۰ به تصویب رسید.

قانون فتنه: این بحث‌برانگیزترین بخش از قوانین بیگانگان و فتنه بود. این قانون انتشار نوشته‌های «دروغین، رسواکننده و مغرضانه» علیه حکومت یا مأموران آن را، هرگاه با قصد بدنام ساختن ایشان یا بی‌اعتبار کردن آنان انجام می‌گرفت، جرم کیفری می‌شمرد. منتقدان این امر را حمله‌ای مستقیم به آزادی بیان و مطبوعات می‌دانستند.

قوانین بیگانگان و فتنه به‌شدت مناقشه‌برانگیز بودند و به مخالفت گستردهٔ جمهوری‌خواهان دموکرات انجامیدند؛ آنان بر این باور بودند که این قوانین حقوق بنیادین قانون اساسی را نقض می‌کنند و حزب سیاسی ایشان را هدف قرار می‌دهند. آنان استدلال می‌کردند که این قوانین تعدّی به متمم اول قانون اساسی است، که از آزادی بیان و مطبوعات حمایت می‌کند. سرانجام، این قوانین در انتخابات سال ۱۸۰۰ نقشی ایفا کردند؛ هنگامی که توماس جفرسون و جمهوری‌خواهان دموکرات ریاست‌جمهوری و کنگره را به دست آوردند، و این امر به لغو قانون فتنه انجامید.

حزب دموکرات-جمهوری‌خواه بر این باور بود که این قوانین حقوق بنیادینی را که قانون اساسی پاس می‌دارد نقض می‌کنند، و همچنین معتقد بود که این قوانین حزب سیاسی مخالف را هدف قرار داده‌اند. اینکه این قوانین لغو شدند یا بعدها منقضی گشتند، اهمیتی ندارد؛ الفا و امگا پایان را با آغاز به تصویر می‌کشد. در آن مقطع از تاریخ که این قوانین به تصویب رسیدند یا به قانون «سخن گفتند»، حزب فدرالیست با حزبی به نام دموکرات-جمهوری‌خواهان روبه‌رو بود. تحول حزب دموکرات-جمهوری‌خواه در نهایت به پیدایش حزب جمهوری‌خواه می‌انجامد؛ حزبی سیاسی که اساساً بر مبنای موضعی ضد برده‌داری به هم پیوست.

مورخان سال ۱۸۶۳ را دقیقاً نقطهٔ میانیِ جنگ داخلی می‌دانند؛ جنگی که بر مسئلهٔ برده‌داری مبتنی بود. سال ۱۸۶۳ همچنین نشانه‌ای زمانی برای پرچمداران جدیدِ شاخِ پروتستان است، که در آن هنگام نخستین نبوتِ زمانی‌ای را که فرشتگان به میلر داده بودند رد کردند (نبوتِ «هفت زمان» از لاویان بیست‌وشش). آیا ممکن است صرفاً تصادفی ساده باشد که نبوتِ هفت زمان دقیقاً بر قوانینِ برده‌داریِ مذکور در فصل پیشینِ لاویان بنا شده است؟ «لعنتی» که با «هفت زمان» مشخص شده بود، این وعده بود که اگر قوانینِ عهدِ فصل بیست‌وپنج نافرمانی می‌شد، آنگاه اسرائیل تاریخ خود را با بازگشت به همان بردگی‌ای به پایان می‌رسانْد که در آغاز سفرش از دریای سرخ، از آن بیرون آورده شده بود.

از ۱۷۹۸ تا ۱۸۶۳، حزبی سیاسی که همان حزب دموکرات-جمهوری‌خواه بود، مجموعه‌ای از پاکسازی‌ها یا تزلزل‌ها را از سر گذراند. از ۱۷۹۸ به بعد، و به‌ویژه از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ به بعد تا ۱۸۶۳، جنبش میلریتی نیز مجموعه‌ای از پاکسازی‌ها و تزلزل‌ها را از سر گذراند.

جمهوری‌خواهانِ دموکرات، که یکی از احزاب سیاسی آغازین در ایالات متحده بود، به‌طور مستقیم به حزب جمهوری‌خواهِ مدرن، آن‌گونه که امروز وجود دارد، تبدیل نشد. بلکه در گذر زمان دستخوش سلسله‌ای از دگرگونی‌ها و انشعاب‌ها شد که در نهایت، پیش از ظهور حزب جمهوری‌خواه، به شکل‌گیری چندین حزب سیاسی متفاوت انجامید.

حزب دموکراتیک-جمهوری‌خواه، که غالباً با توماس جفرسون و جیمز مدیسون مرتبط دانسته می‌شود، در اواخر سده هجدهم در واکنش به حزب فدرالیست تأسیس شد. دموکرات‌جمهوری‌خواهان از تفسیری سخت‌گیرانه از قانون اساسی، حقوق ایالت‌ها، و منافع کشاورزی حمایت می‌کردند.

با این حال، تا دههٔ ۱۸۲۰، حزب جمهوری‌خواه-دموکرات بر پایهٔ خطوط منطقه‌ای و ایدئولوژیک رو به تفرقه نهاد. شکاف اصلی در خلال عصر احساسات نیک (۱۸۱۷–۱۸۲۵) پدید آمد، زمانی که مخالفت نیرومندی با ریاست‌جمهوری جیمز مونرو وجود نداشت. این دورهٔ آرامش سیاسی به افول حزب جمهوری‌خواه-دموکرات انجامید. سرانجام، این حزب به چندین جناح منشعب شد و به گروه‌های سیاسی زیر تحول یافت:

حزب دموکرات: پیروان اندرو جکسون، که در سال ۱۸۲۹ هفتمین رئیس‌جمهور شد، حزب دموکرات را تشکیل دادند. دموکرات‌های جکسونی از قوهٔ مجریهٔ نیرومند، گسترش به‌سوی غرب، و حق رأی گسترده‌تر برای مردان سفیدپوست حمایت می‌کردند.

حزب جمهوری‌خواه ملی: این حزب در واکنش به ریاست‌جمهوری اندرو جکسون پدید آمد و بعدها با دیگر جناح‌های ضدِ جکسون ادغام شد تا حزب ویگ را تشکیل دهد. جمهوری‌خواهان ملی عموماً بیش از دیگران از یک دولت فدرال نیرومند و توسعهٔ اقتصادی حمایت می‌کردند.

حزب ضدِّ الماسونيّة: كان هذا حزبًا سياسيًّا قصيرَ العمر ظهر في عشرينيّات القرن التاسع عشر، أساسًا استجابةً للمخاوف بشأن نفوذ الأخويّة الماسونيّة السريّة. وقد استوعب بعض الأعضاء السابقين في الحزب الجمهوريّ الديمقراطيّ.

حزب ویگ: این حزب در دههٔ ۱۸۳۰ شکل گرفت و شامل جمهوری‌خواهان ملی پیشین، ضدفراماسون‌ها و دیگر گروه‌های مخالف بود. ویگ‌ها با مخالفت خود با سیاست‌های جکسونی، حمایت از یک دولت فدرال نیرومند، و ترویج توسعهٔ صنعتی و اقتصادی شناخته می‌شدند.

حزب جمهوری‌خواهِ معاصر در دههٔ ۱۸۵۰، در واکنشی مستقیم به تنش‌های فزایندهٔ منطقه‌ای بر سر برده‌داری، بنیان نهاده شد. این حزب وِیگ‌های پیشین، دموکرات‌های ضد برده‌داری، اعضای حزب فری‌سویل، و دیگر کسانی را که با گسترش برده‌داری به سرزمین‌های جدید مخالفت می‌کردند، به خود جذب کرد. نخستین نامزد ریاست‌جمهوریِ حزب جمهوری‌خواه، جان سی. فریمونت، در انتخابات ۱۸۵۶ به میدان آمد، و نخستین نامزد پیروز این حزب، آبراهام لینکلن، در سال ۱۸۶۰ انتخاب شد. بنابراین، حزب جمهوری‌خواه جدا از سنت دموکرات-جمهوری‌خواه پدید آمد و در تاریخ سیاسی آمریکا مسیر متمایزی را پیمود.

تا سال ۱۸۶۰، حزب جمهوری‌خواه نخستین رئیس‌جمهور خود را برگزید. این حزب بر پایهٔ ائتلافی از احزاب سیاسی شکل گرفته بود که با برده‌داری مخالفت می‌ورزیدند. در سال ۱۸۶۳، اعلامیهٔ آزادی بردگان، برده‌داری را با «سخن گفتن» از میان برداشت. در سال ۱۸۶۳، شاخ جمهوری‌خواه، که در آن هنگام به‌وسیلهٔ حزب جمهوری‌خواه نمایانده می‌شد، برده‌داری را با «سخن گفتن» از میان برداشت، در حالی که شاخ پروتستان دیگر یک جنبش نبود و به کلیسای ادونتیست‌های روز هفتم بدل شد. جنبش میلری‌ها از نظر قانونی و رسمی در ماه مه ۱۸۶۳ پایان یافت، و در آن سال، سوگند موسی، یعنی نبوتِ برده‌داری، رد شد. هر که گوش شنوا دارد، بشنود.

در اینجا شاید سودمند باشد که مروری کوتاه بر «سوگندِ موسی» ــ چنان‌که دانیال نبی آن را نامیده است ــ ارائه شود.

हाँ, समस्त इस्राएल ने तेरी व्यवस्था का उल्लंघन किया है, और भटककर ऐसा किया कि वे तेरी वाणी न मानें; इस कारण वह शाप हम पर उंडेला गया है, और वह शपथ भी जो परमेश्वर के दास मूसा की व्यवस्था में लिखी हुई है, क्योंकि हमने उसके विरुद्ध पाप किया है। दानिय्येल 9:11॥

ولیم میلر که هنگام مطالعهٔ کلام خدا به‌وسیلهٔ جبرئیل و فرشتگان دیگر هدایت می‌شد، نخست به «هفت زمان» در لاویان بیست‌وشش رهنمون گردید. شهادت میلر این است که او در مطالعهٔ کتاب‌مقدس، از کتاب پیدایش آغاز کرد، و بنابراین بدیهی است که بسیار پیش از آن‌که به دو هزار و سیصد سالِ مذکور در دانیال، باب هشت، آیهٔ چهارده برسد، به لاویان رسید. او منحصراً از کتاب‌مقدس و از فرهنگِ هم‌خوانیِ کروڈن استفاده می‌کرد.

مطابقت‌نامهٔ کرودن هیچ ارجاعی به واژه‌های عبری یا یونانی که پس از آن به انگلیسیِ کتاب‌مقدسِ نسخهٔ کینگ جیمز ترجمه شده بودند، ندارد. میلر «بافت» عبارتی را که مطالعه می‌کرد ملاک هدایت فهم خود از یک واژه یا بخشِ کتاب‌مقدس قرار می‌داد. هنگامی که سخن از برداشت او از «هفت زمان» به میان می‌آید، به‌سادگی می‌توان دید که بافتِ «هفت زمان» در فصل بیست‌وششمِ لاویان، فصل بیست‌وپنجم است.

بابِ پچیس زمین کے آرام، یوبیل، اور غلامی کے احکام کو بیان کرتا ہے۔ بابِ پچیس کے احکام “خدا کے بندہ موسیٰ کی شریعت” کا حصہ ہیں، جو اطاعت کی صورت میں برکت پیدا کرتی ہے اور نافرمانی کی صورت میں “لعنت”۔ بابِ چھبیس میں “سات گنا” کی لعنت پچیس سو بیس برس کے برابر ہے، اور اسے زمین کے آرام کے احکام اور غلامی کے اصولوں کے واضح سیاق میں پیش کیا گیا ہے۔ بابِ چھبیس میں اس سزا کو “میرے عہد کا جھگڑا” کہا گیا ہے۔

پس من نیز با شما به مخالفت رفتار خواهم کرد، و شما را به‌سبب گناهانتان هفت‌بار دیگر مجازات خواهم نمود. و شمشیری بر شما خواهم آورد که انتقام عهد مرا بگیرد؛ و چون در شهرهای خود گرد آیید، وبا را در میان شما خواهم فرستاد؛ و شما به دست دشمن تسلیم خواهید شد. لاویان 26:24، 25.

در این سیاق، «عهدی» که خدا دربارهٔ آن «مخاصمه» دارد، همان عهدی است که پیش‌تر در فصل بیست‌وپنجم ذکر شد. مجازاتِ «هفت زمان» را «مخاصمهٔ» «عهدِ» خدا خوانده‌اند، و «لعنتِ» ملحق به آن این است که اسرائیل «به دستِ» دشمنانِ خود «تسلیم شود»؛ و چون در سرزمینِ دشمنان باشد، (چنان‌که دانیال بود) اسرائیل بردهٔ دشمنانِ خویش خواهد شد.

هنگامی که موسی لاویان بیست‌وشش را نگاشت، اسرائیلِ باستان به‌تازگی از بندگیِ مصر رهایی یافته بود، و اصولِ بندگی که در فصل بیست‌وپنج نمایان شده‌اند، یا برکت به همراه می‌آوردند یا لعنت. اسرائیلِ باستان هرگز قوانینِ یوبیل را به‌جا نیاورد، و سرانجام هر دو پادشاهیِ شمالی و جنوبی برای «هفت زمان» پراکنده شدند، در تحققِ آنچه دانیال آن را «لعنتِ موسی» نامید.

رابطهٔ عهدی میان خدا و اسرائیل، که با بندگی ایشان در مصر آغاز شده بود، با بندگی ایشان به آشور و بابل پایان یافت. «هفت زمان» بر ضد پادشاهی شمالی در سال 1798 به پایان رسید، و «هفت زمان» بر ضد پادشاهی جنوبی در سال 1844 خاتمه یافت. نقطهٔ آغاز این دو دورهٔ هفت‌زمانه در فصل هفتم اشعیا با نبوتی شصت‌وپنج‌ساله مشخص شده است که اشعیا در سال 742 پیش از میلاد به آحاز، پادشاه یهودا، اعلام کرد.

زیرا سرِ اَرام دمشق است، و سرِ دمشق رِصین؛ و در ظرف شصت و پنج سال، افرایم چنان شکسته خواهد شد که دیگر قوم نخواهد بود. و سرِ افرایم سامره است، و سرِ سامره پسرِ رِملیا. اگر ایمان نیاورید، یقیناً استوار نخواهید ماند. اشعیا ۷:۸، ۹

اشعیا تشخیص داده بود که «در ظرف» شصت‌وپنج سال از زمانی که نبوت در سال 742 ق.م ارائه شد، پادشاهی شمالی درهم شکسته خواهد شد. نوزده سال بعد، در 723 ق.م، پادشاهی شمالیِ اسرائیل به دست پادشاه آشور به اسارت برده شد، و چهل‌وشش سال بعد، پادشاه بابل پادشاهی جنوبیِ یهودا را در 677 ق.م به اسارت برد. نبوتِ شصت‌وپنج ساله شش نشانهٔ تاریخی پدید می‌آورد. نخستینِ آنها سال 742 ق.م است، هنگامی که این پیشگویی ارائه می‌شود. نوزده سال بعد، در 723 ق.م، پادشاهی شمالی به دست آشوریان به اسارت برده شد. چهل‌وشش سال بعد، در 677 ق.م، پادشاهی جنوبی به دست بابلیان به اسارت برده شد. سپس نخستین دورهٔ دو هزار و پانصد و بیست‌ساله که در 723 ق.م آغاز شد، در 1798 پایان یافت. سپس در 1844، دورهٔ دو هزار و پانصد و بیست‌ساله‌ای که در 677 ق.م آغاز شده بود، به انجام رسید. از 1844، این پیشگویی نوزده سال امتداد یافت تا به 1863 برسد، تا تمامی ساختار نبوی کامل گردد؛ زیرا هنگامی که آلفا و امگا برای آغاز ساختار نبوی نوزده سال را مشخص کردند، باید نوزده سال نیز وجود داشته باشد تا به پایان آن برسد.

اسرائیلِ باستان از بندگیِ مصر رهایی یافت، و به‌سبب نافرمانی، هر دو پادشاهیِ شمالی و جنوبی بار دیگر به بندگی بازگردانده شدند. نبوت‌ها از تاریخ نبویِ اسرائیلِ باستانِ حقیقی فراتر می‌روند و به اسرائیلِ روحانیِ معاصر امتداد می‌یابند، و بدین‌سان، درون‌مایهٔ همهٔ نشانه‌های راهِ نبوی، بندگی است.

نبوتِ اشعیا بابِ ہفتم سنہ 742 ق م میں یسعیاہ نے شریر بادشاہ آحاز کے سامنے پیش کی، جب شمال اور جنوب کے درمیان ایک قریب الوقوع خانہ جنگی کی نشان دہی کی جا رہی تھی۔ آحاز کی جنوبی سلطنت قدیم اسرائیل کی حقیقی جلیل القدر سرزمین تھی۔ 1798 میں، بائبلی نبوت کی روحانی جلیل القدر سرزمین نے بائبلی نبوت کی چھٹی مملکت کے طور پر حکمرانی شروع کی۔ جب حقیقی جلیل القدر سرزمین کے خلاف سات زمانے 1844 میں اختتام کو پہنچے، تو بادشاہ آحاز کی تاریخ کی مانند ایک قریب الوقوع خانہ جنگی موجود تھی۔ 1844 تک، سیاسی جماعتوں کے ٹوٹنے اور اتحاد قائم کرنے کے ہنگامے تقریباً مکمل طور پر سیاسی رجحانات کی دو جماعتوں میں مستحکم ہو چکے تھے۔ غلامی کے لحاظ سے ڈیموکریٹس غلامی کے حامی تھے اور ریپبلکنز غلامی کے مخالف تھے۔ 1798 سے 1860 میں خانہ جنگی کے آغاز تک، سیاسی جماعتوں کی دو قسموں کی تشکیل کا عمل طے پا چکا تھا۔

آحاز نمایندۀ سرزمینِ جلالِ ظاهری بود و ازاین‌رو نمونۀ سرزمینِ جلالِ روحانی به‌شمار می‌رفت. تاریخِ آحاز نمونۀ تاریخِ نبوی است که در آن نبوت در سال ۷۴۲ پیش از میلاد اعلام شد، و بنابراین نمونۀ تاریخی است که در آن نبوت به پایان رسید. در تاریخِ آغازین، پادشاهیِ شمالی که از ده سبط تشکیل می‌شد، در اعتراض به حکومتِ الهیِ برقرارشده در میان دو سبطِ جنوبی، از آن دو سبطِ دیگر جدا شده بود. آن ده سبطِ شمالی با سوریه اتحادیه‌ای تشکیل داده بودند که نمونۀ هم‌پیمانی میان کنفدراسیونِ جنوبی و قدرتی است که به‌گونه‌ای نمادین به‌وسیلۀ سوریه بازنمایی می‌شود.

این خلاصۀ کوتاه بیان می‌کند که «هفت زمان» در لاویان بیست‌وشش، وعده‌ای عهدی است که یا برکتِ اطاعت را مقرر می‌دارد، یا «لعنت» بندگی را برای نافرمانی. پادشاهی‌های شمالی و جنوبی در آغاز، با هم، یک قوم بودند که از بندگی رهایی یافته بودند، اما در پایان‌های respective خود، بار دیگر به بندگی سپرده شدند.

ان پیشینگوئیوں کی غلامی کے اختتام پر گزرنے والے پینسٹھ برس روحانی اسرائیل پر، روحانی جلالی سرزمین میں، شمال کے جنوب کے خلاف ایک خانہ جنگی کے عین مردہ مرکز میں ختم ہوئے۔ اس خانہ جنگی کے مخالفین میں ایک ایسی مملکت تھی جس نے ایک وفاق قائم کیا اور اُس الٰہی طور پر قائم شدہ حکومت سے الگ ہو گئی جو مخالف مملکت میں واقع تھی۔

از سال ۱۷۹۸ به بعد تا جنگ داخلی، شاخِ جمهوری‌خواهی در فرایندی قرار گرفت که دو طبقه از مخالفان سیاسی را پدید آورد؛ مخالفانی که نمایانگر دو سوی مسئلهٔ برده‌داری بودند. مخالفانِ طرفدارِ برده‌داری که در پی ادامهٔ عملِ برده‌داری بودند، آن نبرد را باختند.

از سال ۱۷۹۸ به بعد تا زمان جنگ داخلی، شاخِ پروتستانتیسم از فرایندی گذرانده شد که دو گروه از مخالفان دینی را پدید آورد؛ گروه‌هایی که نمایندهٔ دو سویِ مسائلِ مربوط به برده‌داری بودند. مخالفانِ طرفدارِ برده‌داری که در پیِ ادامه دادنِ برداشتِ اولیه از نبوّتِ برده‌داری بودند، این نبرد را باختند.

در سال ۱۸۶۳، شاخِ جمهوری‌خواهی در طردِ عملِ برده‌داری کامیاب شد.

در سال ۱۸۶۳، شاخِ پروتستانتیزم در ردِّ نبوّتِ بردگی کامیاب شد.

به این‌سان آنان کارِ میلر، الیاسِ زمانِ خویش، را رد کردند. و بدین‌گونه همچنین «سوگندِ موسی»، سنگِ بنیادِ زمانِ ایشان، را رد نمودند. آنگاه موسی و الیاس رد شدند، تا آنکه در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بازگردند.

الفا و امگا، آن زبان‌دانِ شگفت‌انگیز، امضای الهیِ خویش را در سراسر نبوت زمانیِ «سوگند موسی» که خود به‌عنوان پَلمونی، شمارندهٔ شگفت‌انگیز، اعلام فرمود، ثبت کرده است. اگر ایمان نیاورید، یقیناً استوار نخواهید شد.