ما به نمادگرایی ایلیا پرداختهایم و اکنون از رویدادهای کوه کرمل و کوه سینا برای تصویر کردن فرایندی تدریجی از آزمون برای شاخ پروتستانتیسم و نیز تحولی سیاسیِ تدریجی برای شاخ جمهوریخواهی استفاده میکنیم که با شاخ پروتستانتیسم به موازات پیش میرود.
مقالهٔ پیشین به بررسی عصیانِ مذکور در بابهای سیزدهم و چهاردهمِ کتاب اعداد میپرداخت، که دهمین و آخرین آزمونِ اسرائیلِ باستان را پس از عبورشان از دریای سرخ مشخص میسازد. این تاریخ با آغازِ حرکتِ تاریخِ میلری همراستا است، اما همچنین با تاریخِ حرکتِ پایانیِ خدا نیز انطباق دارد. کارِ هر سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده بهوسیلهٔ حرکتی در آغاز و حرکتی در پایان به انجام میرسد.
«فرشتهای که در اعلام پیام فرشتهٔ سوم با او متحد میشود، باید تمامی زمین را با جلال خویش روشن سازد. در اینجا از کاری با گسترهای جهانی و قدرتی بیسابقه پیشگویی شده است. نهضت ظهور در سالهای ۱۸۴۰–۱۸۴۴ جلوهای باشکوه از قدرت خدا بود؛ پیام فرشتهٔ اول به هر ایستگاه بشارتی در جهان رسانده شد، و در برخی کشورها عظیمترین علاقهٔ دینی پدید آمد که از زمان اصلاحات سدهٔ شانزدهم تاکنون در هیچ سرزمینی مشاهده نشده بود؛ اما اینها نیز بهوسیلهٔ جنبش نیرومند زیر واپسین هشدارِ فرشتهٔ سوم پشت سر گذاشته خواهند شد.» جدال عظیم، ۶۱۱.
میان تاریخ جنبش آغازین و جنبش پایانی، تاریخ کلیسای لائودیکیه را مییابیم. فرشتهای که زمین را با جلال خود روشن میسازد، بهوضوح بهعنوان یک جنبش شناخته میشود، نه یک کلیسا.
«دربارهٔ بابل، در زمانی که در این نبوت به معرض دید آورده شده است، اعلام میشود: “گناهانش تا به آسمان رسیده است، و خدا بیعدالتیهای او را به یاد آورده است.” مکاشفه ۱۸:۵. او پیمانهٔ گناه خویش را پر کرده است، و هلاکت در شُرُف فرود آمدن بر اوست. اما خدا هنوز قومی در بابل دارد؛ و پیش از فرارسیدن بازدیدِ احکام او، این وفاداران باید فراخوانده شوند تا از آن بیرون آیند، مبادا در گناهان او شریک شوند و «از بلاهای او نصیبی برند.» از اینرو، آن جنبشی که بهوسیلهٔ فرشتهای که از آسمان فرود میآید، زمین را با جلال خویش روشن میسازد، و با آواز بلند و نیرومند، گناهان بابل را اعلام میکند، نمادینه شده است. در پیوند با پیام او، این ندا شنیده میشود: «ای قوم من، از او بیرون آیید.» این اعلامها، که با پیام فرشتهٔ سوم متحد میشوند، آخرین هشدار را تشکیل میدهند که باید به ساکنان زمین داده شود.» نبرد عظیم، ۶۰۴.
تمام انبیا با یکدیگر همنظرند و همگی «ایام آخر» را مشخصتر از ایامی که نبوتها در آن اعلام شدند، تعیین میکنند. بهعنوان نمونهای از این پدیده، فرشتهٔ باب هجدهِ مکاشفه، بهوسیلهٔ فرشتهٔ باب دهِ مکاشفه نمونهوار معرفی شده بود و هست. هر دو هنگامی که فرود میآیند، زمین را با جلال خود روشن میسازند. خواهر وایت فرشتهٔ نخست را در کتاب Early Writings شناسایی میکند.
«عیسی فرشتهای نیرومند را مأمور ساخت تا فرود آید و ساکنان زمین را هشدار دهد که برای ظهور دوم او آماده شوند. هنگامی که آن فرشته حضور عیسی را در آسمان ترک گفت، نوری بس درخشان و جلالمند پیشاپیش او میرفت. به من گفته شد که مأموریت او این بود که زمین را با جلال خویش منوّر سازد و انسان را از غضبِ در شُرُفِ وقوعِ خدا آگاه کند.» Early Writings, 245.
آن فرشتہِ مکاشفہ اٹھارہ 11 ستمبر 2001 کو نازل ہوا۔ اس کی تمثیل اُس فرشتہ سے کی گئی تھی جو 11 اگست 1840 کو نازل ہوا تھا۔ یسعیاہ باب چھ میں، یسعیاہ کو آسمان میں ہیکل اور خدا کا جلال دکھایا جاتا ہے۔ باب چھ کی آیت تین میں یہ واضح کیا گیا ہے کہ ساری زمین خدا کے جلال سے معمور ہے۔ یہ اُس وقت واقع ہوتا ہے جب مکاشفہ اٹھارہ کا فرشتہ نازل ہوتا ہے۔
و پس از این امور، فرشتهای دیگر را دیدم که از آسمان فرود میآمد و اقتدار عظیمی داشت؛ و زمین از جلال او منوّر گردید. مکاشفه ۱۸:۱
آیهٔ سومِ اشعیا ۶ همان تاریخ را مشخص میکند.
و یکی به دیگری ندا درداد و گفت: «قدّوس، قدّوس، قدّوس است یَهُوَه صبایوت؛ تمامیِ زمین از جلال او مملو است.» اشعیا ۶:۳
خواهر وایت رؤیای اشعیا از مقدّس را با حرکتِ مکاشفهٔ هجده در کنار هم قرار میدهد.
سرافیمِ پیشِ تخت آنچنان از هیبتِ آمیخته با تعظیم در مشاهدهٔ جلالِ خدا لبریزند که حتی برای لحظهای نیز با خشنودیِ خودپسندانه به خویشتن نمینگرند، و نه با تحسینِ خود یا یکدیگر. ستایش و جلالِ ایشان از آنِ یهوهٔ صبایوت است، که متعال و برافراشته است، و جلالِ دامانِ او هیکل را پر میسازد. چون آینده را میبینند، آنگاه که تمامیِ زمین از جلالِ او پر خواهد شد، سرودِ ظفرمندِ ستایش در نغمهای دلانگیز از یکی به دیگری طنین میافکند: «قدوس، قدوس، قدوس، یهوهٔ صبایوت است.» آنان بهکمال خشنودند که خدا را تمجید کنند؛ و در حضورِ او، زیرِ لبخندِ رضایتِ او، هیچ چیزِ بیشتری آرزو نمیکنند. در حملِ صورتِ او، در بهجاآوردنِ خدمتِ او و در پرستشِ او، والاترین آرزوی ایشان بهتمامی حاصل میگردد.
«رؤیایی که به اشعیا عطا شد، وضعیت قوم خدا را در ایام آخر به تصویر میکشد.» Review and Herald، 22 دسامبر 1896.
یوحنا در مکاشفه فصل دهم و نیز در فصل هجدهم، و همچنین اشعیا در فصل ششم، همراه با شرح خواهر وایت، همه این تمثیلها را که در آنها زمین از جلال خدا منوّر میشود، در همان نقطه از تاریخ قرار میدهند. تمام زمین شاهد رویدادهایی بود که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به وقوع پیوست. تاریخ تدریجی جنبش میلری که در ۱۸۶۳ به پایان رسید، نمونهای از آن تاریخی بود که در آن فرشتهٔ مقتدرِ مکاشفه هجده، همراه با تاریخی که با فرشتهای که در مکاشفه فصل دهم نازل شد مرتبط است، فرود میآید. با برقرار بودن این مقدمات آغازین، به فرایند آزمونی که در اعداد فصل چهارده به تصویر کشیده شده است بازخواهیم گشت. پس از آنکه موسی برای یاغیانی که میخواستند به مصر بازگردند و یوشع و کالب را سنگسار کنند شفاعت کرد، خدا شفاعت موسی را میپذیرد.
اور خداوند فرمود: «برحسب سخن تو آمرزیدم؛ لیکن بهحیات خودم قسم، تمامی زمین از جلال خداوند مملو خواهد شد. زیرا همهٔ آن مردانی که جلال مرا و معجزات مرا که در مصر و در بیابان بهجا آوردم دیدهاند، و اکنون این ده بار مرا آزمودهاند و آواز مرا نشنیدهاند، یقیناً آن سرزمینی را که برای پدران ایشان قسم خوردم نخواهند دید؛ و نیز هیچیک از آنان که مرا به خشم آوردند آن را نخواهند دید. اما بندهٔ من کالیب، چون روحی دیگر با او بود و مرا به تمامی پیروی نمود، او را به آن سرزمینی که بدان داخل شد خواهم آورد، و نسل او آن را به ملکیت خواهند گرفت.» اعداد ۱۴:۲۰–۲۴
تاریخی که در اینجا در اعدادِ فصلِ چهارده بازنمایی شده است، آخرین آزمون برای اسرائیلِ باستان بود، و ناکامیِ ایشان، مرگ در بیابان را در طیِ چهل سالِ پس از آن برای آنان مسلّم ساخت. این تاریخ بهطور مستقیم با مکاشفه هجده مرتبط است، زیرا خدا در آنجا اعلام کرد که «بهحیاتِ خودم سوگند» «تمامِ زمین از جلالِ خداوند پر خواهد شد.» این بیانی بسیار نیرومند است که خدا در این گزارشِ تاریخی قرار داده است، و بدینوسیله تأکید میکند که تاریخی که در فصلهای سیزده و چهاردهِ کتابِ اعداد بازنمایی شده، به پیشاپیش به جنبشِ عظیمِ فرشتهِ مکاشفه هجده اشاره داشت. از آنجا که مکاشفه هجده پایانِ قومِ باقیماندهٔ خداست، آغازِ قومِ باقیماندهٔ خدا نیز در مقطعی که ما در کتابِ اعداد در حال بررسیِ آن هستیم، به تصویر کشیده شده است.
در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، به هنگام تحقق نبوتی دربارهٔ اسلام از وایِ دوم، قومِ سابقاً برگزیدهٔ عهد بهوسیلهٔ پیام ایلیا که بهتازگی درستی آن ثابت شده بود، آزموده شدند.
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در تحقق یک نبوت اسلامیِ وایِ سوم، قومِ پیشینِ برگزیدهٔ عهد، بهوسیلهٔ پیام ایلیا که بهتازگی درستیِ آن ثابت شده بود، آغازِ داوریِ زندگان را رقم زدند.
پیام ایلیا در تاریخ میلریّت در چارچوب زمانِ نبوی قرار داده شده بود. پیام ایلیا در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در چارچوب تکرارِ تاریخ قرار داده شد. ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تاریخ ۱۱ اوت ۱۸۴۰ را تکرار کرد، زیرا هر دو تاریخ نمایانگر تحققِ نبوتی دربارهٔ اسلاماند، و هر دو نزولِ آن فرشته را نشان میدهند که خواهر وایت گفت «شخصیتی کمتر از خودِ عیسی مسیح نیست.» هرچند خواهر وایت هرگز دربارهٔ فرشتهٔ مکاشفه هجده نمیگوید که «شخصیتی کمتر از خودِ عیسی مسیح نیست»، آنگونه که دربارهٔ فرشتهٔ مکاشفه ده میگوید، فرشتهٔ مکاشفه هجده زمین را با جلالِ «خود» منوّر میسازد، و کتب مقدّس آشکارا بیان میکنند که این جلالِ عیسی مسیح است که زمین را منوّر میسازد.
ابزارِ داوری که در آغاز، آزمونِ پروتستانها را پدید آورد، جنبشِ میلری بود، چنانکه در ایلیا بازنمایی شده است. ابزارِ داوری که در پایان، آزمونِ ادونتیسمِ روزِ هفتم را پدید میآورد، جنبشِ ایلیا است، چنانکه در یکصد و چهل و چهار هزار بازنمایی شده است. نمادِ ایلیا بیش از یک معنا دارد، و هرچند او نمایندهٔ میلر و جنبشِ میلری است، همچنین نمایندهٔ یکصد و چهل و چهار هزار نیز هست.
«موسیٰ کوہِ تجلی پر مسیح کی گناہ اور موت پر فتح کا گواہ تھا۔ وہ اُن لوگوں کی نمائندگی کرتا تھا جو راستبازوں کے قیامت کے وقت قبر سے نکلیں گے۔ ایلیاہ، جو موت دیکھے بغیر آسمان پر اُٹھا لیا گیا تھا، اُن لوگوں کی نمائندگی کرتا تھا جو مسیح کی دوسری آمد کے وقت زمین پر زندہ ہوں گے، اور جو “ایک دم میں، پلک جھپکتے میں، آخری نرسنگے پر” “بدل جائیں گے؛” جب کہ “اس فانی کو بقا پہننی ہے،” اور “اس فساد پذیر کو عدمِ فساد پہننا ہے۔” 1 کرنتھیوں 15:51-53۔ یسوع آسمان کے نور سے ملبس تھا، جیسا کہ وہ اُس وقت ظاہر ہوگا جب وہ “گناہ کے بغیر نجات کے لیے دوسری بار” آئے گا۔ کیونکہ وہ “اپنے باپ کے جلال میں مقدس فرشتوں کے ساتھ” آئے گا۔ عبرانیوں 9:28؛ مرقس 8:38۔ نجات دہندہ کا شاگردوں سے کیا گیا وعدہ اب پورا ہوا۔ پہاڑ پر مستقبل کی جلالی بادشاہی کو ایک مختصر نمونے کے طور پر ظاہر کیا گیا—مسیح بادشاہ، موسیٰ قیامت یافتہ مقدسین کا نمائندہ، اور ایلیاہ اُن کا جو تبدیل کر لیے گئے ہیں۔» دیزائر آف ایجز، 412۔
قومِ عہد، جنہیں چھوڑ دیا جاتا ہے، اکثریت کے اعتبار سے دس بمقابلہ دو ہیں۔ بہت سے بلائے جاتے ہیں، لیکن تھوڑے سے چنے جاتے ہیں۔ دسویں آزمائش میں ناکامی کی بنیاد اس امر پر تھی کہ آیا موعودہ سرزمین کے بارے میں بد خبر کو رد کیا گیا یا نیک خبر کو قبول کیا گیا۔ پس، یہاں جو تاریخ واضح کی گئی ہے وہ ظاہر کرتی ہے کہ تدریجی آزمائشی تاریخ میں فتح یا شکست کی بنیاد دو ایسے مناہج میں سے ایک کے انتخاب پر ہے جو ایک ہی معلومات کی تعبیر کرتے ہیں۔
هر دوازده جاسوس، سرزمین موعود را دیدند؛ اما دربارهٔ آنچه سرزمین موعود نمایندگی میکرد، دو نتیجهگیری متفاوت ارائه شد. یک گزارش از ترس انسانی برمیخاست و دیگری از ایمان. یکی تمایل به ردّ هدایت خدا و بازگشت به بندگی مصر را آشکار میساخت، و گزارش دیگر تمایل به اعتماد به هدایت خدا و پیش رفتن به سوی سرزمین موعود را ظاهر میکرد.
در جنبش میلریتی، اکثریت نیز بازگشت به بندگیِ بابل و دختران او شدن را برگزیدند، و این جلوهٔ تصمیم آنان برای ردّ پیام نبویِ فرشتهٔ اول بود. میلریتیهای امین برگزیدند که پیام نبویِ فرشتهٔ اول را پیروی کنند، حتی پس از ناکامیِ ظاهری در نخستین یأس در بهار 1844. تاریخِ کتاب اعداد، دو «گزارش» متفاوت از دوازده جاسوس را پیش مینهد که نمایانگر دو تحلیل متفاوت از یک پیام نبویِ واحد است. در سال 1863، ادونتیسمِ لائودیکیهای یک پیام نبوی را نپذیرفت؛ آنان پیامی نبوی را که پیشتر برقرار شده بود رد کردند. در سال 1863، ادونتیسمِ لائودیکیهای به آن روششناسیِ کتابمقدسی که در سراسر خدمت ویلیام میلر با او مخالفت میورزید، بازگشت و آن را پذیرفت. کسانی که پیام نبوی را رد کردند و خواستار بازگشت به بندگی بودند، به شورشیانِ اعداد چهارده تمثیل شدهاند، که سرانجام در بیابان مردند.
شماره ده، هنگامی که بهعنوان یک نماد در نظر گرفته شود، همانند همه نمادها بیش از یک معنا دارد. معنای نمادین آن باید بر اساس سیاق عبارتی که در آن قرار دارد فهمیده شود. «ده» بهعنوان یک نماد میتواند نمایانگر جفا باشد. میتواند نمایانگر آزمون باشد. میتواند نمایانگر اتحاد دهگانه پادشاهان اروپا، قبایل شمالی اسرائیل و سازمان ملل متحد باشد. در کلیسای اسمیرنا، قوم خدا میبایست بهمدت ده روز متحمل مصیبت شوند.
از هیچیک از آنچه خواهید کشید مترس؛ اینک ابلیس بعضی از شما را به زندان خواهد افکند تا آزموده شوید؛ و ده روز گرفتار مصیبت خواهید بود. تا پای مرگ وفادار بمان، و من تاج حیات را به تو خواهم داد. مکاشفه ۲:۱۰
مورخان به آزار و اذیتی اشاره میکنند که در تاریخ سِمیرنا بهدست دیوکلتیان انجام شد؛ زیرا آن شدیدترین آزار و اذیت در تاریخ سِمیرنا بود و ده سال به طول انجامید. مورخان دیگر ده آزار و اذیتِ متفاوت را در تاریخ سِمیرنا شناسایی میکنند. در هر صورت، اینها بهوسیلهٔ رومِ امپراتوری انجام شدند، که در دانیال باب هفت با ده شاخ نمایش داده شده است. آن ده پادشاه همان پادشاهانی بودند که بهصورت نمونه در اخاب نمود یافتهاند؛ همان که با پاپیّت زنا کرد، و ابزاری برای آزار و اذیت بودند که پاپیّت از آن برای به انجام رساندن کشتار در دوران تاریکی استفاده کرد. «ده» نمایانگر قدرتِ دولتی است که آزار و اذیت را برای ایزابل به انجام میرساند. در دانیال باب یک، «ده» نمادِ دورهای از آزمون است.
از تو تمنا دارم که بندگانت را ده روز بیازمایی؛ و بگذار به ما حبوبات برای خوراک و آب برای نوشیدن بدهند. آنگاه چهرههای ما را در حضور تو بنگر، و نیز چهرهٔ آن پسرانی را که از خوراکِ سهمِ غذای پادشاه میخورند؛ و چنانکه میبینی، با بندگانت رفتار کن. پس او در این امر سخن ایشان را پذیرفت و آنان را ده روز آزمود. و در پایانِ ده روز، چهرههای ایشان از همهٔ پسرانی که از خوراکِ سهمِ غذای پادشاه میخوردند، نیکوتر و از حیث گوشت فربهتر نمودار شد. دانیال ۱:۱۲–۱۵.
در اعداد چهارده، اسرائیلِ باستان خدا را ده بار به خشم آورده بود که نمایانگر ده آزمون در طول یک دورهٔ زمانی است.
Pero tan ciertamente como que yo vivo, toda la tierra será llena de la gloria del Señor. Porque todos aquellos hombres que han visto mi gloria y mis milagros, que hice en Egipto y en el desierto, y me han tentado ya estas diez veces, y no han escuchado mi voz. Números 14:21, 22.
اگر شما در اینترنت در پیِ فهمِ این باشید که کدام شورشهای مشخص نمایانگرِ نه شورش یا نه آزمونِ ناموفق از زمانِ رهایی در دریای سرخ تا آزمونِ دهم هستند، چندین اختلافِ نظر خواهید یافت دربارهٔ اینکه کدامیک از ناکامیهای اسرائیلِ باستان باید یکی از آن ده آزمون بهشمار آید. من بر این باورم که رهاییِ دریای سرخ، که بهطور مشخص همراستا با 22 اکتبر 1844 شناسانده شده است، آغازِ آن ده آزمون است، و بنابراین همانجا نقطهٔ آغازِ شمارشِ آزمونهایی است که از 1844 تا 1863 پدید آمدند. یک فرایندِ آزمونِ تدریجی وجود داشت که در 1798، هنگامی که کتابِ دانیال گشوده شد، آغاز گردید، و آن فرایند تاریخِ پیامِ فرشتهٔ اول و دوم را در بر میگرفت؛ تاریخی که با رسیدنِ فرشتهٔ سوم در 22 اکتبر 1844 به پایان رسید.
«در مینیاپولیس، خدا جواهرات گرانبهای حقیقت را در قالبهای تازه به قوم خود عطا کرد. این نورِ آسمانی از سوی برخی با همان سرسختیای رد شد که یهودیان در رد کردن مسیح از خود نشان دادند، و سخن بسیار در میان بود دربارهٔ ایستادگی بر نشانههای کهن. اما شواهدی وجود داشت که آنان نمیدانستند نشانههای کهن چه بودند. هم دلیل و برهان وجود داشت و هم استدلال از کلام که خود را به وجدان توصیه میکرد؛ اما ذهنهای مردمان تثبیت شده بود و در برابر ورود نور مُهر شده بود، زیرا تصمیم گرفته بودند که این، گمراهیِ خطرناکی است که «نشانههای کهن» را برمیدارد؛ حال آنکه حتی یک میخ از نشانههای کهن را نیز جابهجا نمیکرد، بلکه ایشان تصوراتی تحریفشده از آنچه نشانههای کهن را تشکیل میداد، داشتند.»
«سپری شدن زمان در سال ۱۸۴۴ دورهای از رویدادهای عظیم بود که به چشمان بهتزدهٔ ما، تطهیر قدس را که در آسمان در جریان بود، گشود، و نیز ارتباطی قاطع با قوم خدا بر زمین داشت؛ [همچنین] پیامهای فرشتهٔ اول و دوم و سوم، که پرچمی را برافراشتند که بر آن نوشته شده بود: “احکام خدا و ایمان عیسی.” یکی از نشانههای ثابت زیر این پیام، هیکل خدا بود که قومِ دوستدارِ حقیقتِ او آن را در آسمان دیدند، و نیز صندوق عهدی که شریعت خدا را در خود داشت. نور سبتِ فرمان چهارم، پرتوهای نیرومند خود را بر مسیر متجاوزان از شریعت خدا افکند. فانی بودنِ شریران یک نشانهٔ قدیمی است. چیزی بیش از این را که بتواند تحت عنوان نشانههای قدیمی قرار گیرد، به یاد نمیآورم. تمام این فریادها دربارهٔ تغییر دادن نشانههای قدیمی، یکسره خیالی است.» The 1888 Materials, 518.
در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، فرشتهٔ سوم با پیامی در دست خود آمد.
«چون خدمت عیسی در مکان مقدّس به پایان رسید، و او به مکان اقدس داخل شد و در برابر صندوقی که شریعت خدا را در خود داشت ایستاد، فرشتهای نیرومند دیگر را با پیام سومی به جهان فرستاد. طوماری در دست آن فرشته نهاده شد، و چون او با قدرت و جلال به سوی زمین فرود آمد، هشداری هولناک را اعلام کرد، با سهمگینترین تهدیدی که تاکنون به انسان رسانیده شده است.» Early Writings, 254.
در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، فرشتهای با طوماری در دست فرود آمد که قوم خدا میبایست آن را بخورند. آموزههای «نشانههای بنیادین» که سپس شناسایی میشوند، یا باید خورده شده و پذیرفته شوند، یا رد شوند و خورده نشوند. هنگامی که فرشتهٔ سوم با طومار در دست خود آمد، پیامِ درونِ طومار نمایانگر شش حقیقتِ آزمونکننده بود. آن شش آزمون چنین شناسایی شدند: «سپریشدنِ زمان»، که نمایانگر نبوتِ دو هزار و سیصد ساله بود؛ داوری، که بهصورت «تطهیرِ قُدس» بازنمایی شده بود؛ پیامهای سه فرشته؛ «شریعتِ خدا»؛ «سبت»؛ و حالتِ مردگان، که بهصورت «نامیراییِ نفس» بازنمایی شده بود.
این شش حقیقت البته با یکدیگر مرتبطاند، اما هر یک بهطور جداگانه بهعنوان نشانههای راه مشخص شده بودند. ممکن است برخی نخواهند گذشتِ زمان را در این فهرست بگنجانند، اما آشکارا بسیاری این حقیقت را که ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ تحقق واقعی نبوت بود، رد کردند. آنان در آن آزمون مردود شدند، و این البته مانع از آن شد که با آزمونهایی که در پی آمدند، درگیر شوند. فرایند آزمودن خدا بارها بهعنوان فرایندی تدریجی تثبیت شده است که پیش از آنکه بتوان در آزمون بعدی وارد شد، مستلزم پیروزی بر آزمونی است که نخست به انسان داده میشود.
«هنگامی که آغاز کردیم تا نورِ مربوط به مسئلۀ سبت را عرضه کنیم، هیچ تصورِ روشن و تعریفشدهای از پیامِ فرشتۀ سوم در مکاشفه ۱۴:۹–۱۲ نداشتیم. بارِ شهادتِ ما، آنگاه که در برابر مردم میایستادیم، این بود که جنبشِ عظیمِ ظهورِ ثانی از جانب خدا بود، و اینکه پیامِ نخست و دوم صادر شده بودند، و سومی نیز باید داده میشد. ما دیدیم که پیامِ سوم با این کلمات پایان مییابد: “در اینجاست صبرِ مقدسین؛ آنان که احکامِ خدا و ایمانِ عیسی را نگاه میدارند.” و ما به همان روشنی که اکنون میبینیم، دیدیم که این سخنانِ نبوی دلالت بر اصلاحی دربارۀ سبت داشت؛ اما دربارۀ اینکه پرستشِ وحش که در آن پیام ذکر شده بود چه بود، یا صورتِ وحش و نشانِ وحش چه بودند، هیچ موضعِ مشخصی نداشتیم.»
خداوند بهوسیلهٔ روحالقدسِ خویش نور را بر خادمان خود تابانید، و آن موضوع بهتدریج بر ذهن آنان گشوده شد. برای کاوش آن، و پیوند دادنِ حلقه به حلقهاش، مطالعهٔ بسیار و دقتِ آمیخته با دلنگرانی لازم بود. این کار با دقت، دلنگرانی، و تلاشِ بیوقفه پیش رفته است، تا آنکه حقایق عظیمِ پیامِ ما، بهصورتِ مجموعهای روشن، پیوسته، و کامل، به جهان عرضه شده است.
من پیشتر از آشنایی خود با الدر بیتس سخن گفتهام. او را مردی یافتم که بهراستی یک مسیحیِ شریف، مؤدب و مهربان بود. او با من با چنان ملاطفتی رفتار میکرد که گویی فرزند خود او هستم. نخستین باری که مرا در حال سخن گفتن شنید، علاقهای عمیق از خود نشان داد. پس از آنکه سخنم به پایان رسید، برخاست و گفت: «من توماسِ شکاکم. به رؤیاها ایمان ندارم. اما اگر میتوانستم باور کنم که شهادتی که این خواهر امشب بازگو کرده است، در حقیقت صدای خدا برای ما بوده است، خوشبختترین مرد زنده میبودم. دل من عمیقاً متأثر شده است. باور دارم که گوینده صادق است، اما نمیتوانم توضیح دهم که چگونه این امور شگفتانگیزی که برای ما بازگو کرده است، به او نشان داده شدهاند.»
«چند ماه پس از ازدواجم، همراه با شوهرم در گردهماییای در تاپشامِ مین شرکت کردم که در آن الدِر بیتس حضور داشت. او در آن زمان هنوز بهطور کامل باور نداشت که رؤیاهای من از جانب خداست. آن جلسه زمانی آکنده از علاقه و توجه بسیار بود. روح خدا بر من قرار گرفت؛ در رؤیایی از جلال خدا فرو رفتم، و برای نخستین بار نمایی از سیّارات دیگر به من نشان داده شد. پس از آنکه از رؤیا بیرون آمدم، آنچه را دیده بودم بازگو کردم. آنگاه الدِر ب. پرسید که آیا نجوم مطالعه کردهام. به او گفتم که هیچ به یاد ندارم که هرگز به کتابی در نجوم نگاه کرده باشم. او گفت: «این از جانب خداوند است.» هرگز پیش از آن او را چنین رها و شاد ندیده بودم. چهرهاش با نور آسمان میدرخشید، و کلیسا را با قدرت exhort میکرد.» Testimonies, volume 1, 78–80.
یقیناً، تمام این آزمونهای اعتقادی به یکدیگر مرتبطاند؛ با این حال، آزمونهایی نیز هستند که میتوان آنها را بهطور مستقل از هم بازشناخت، و بهتدریج بر خادمان خدا گشوده شدند. کلیساهای بسیاری هستند که سَبَتِ روز هفتم را نگاه میدارند، اما پیامِ سه فرشته را رد میکنند. آنان حقیقتِ این را که داوری در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آغاز شد رد میکنند، با این همه همچنان سَبَت را نگاه میدارند. این آزمونهای اعتقادی به یکدیگر مرتبطاند، اما نمایانگر شش آزمونِ مشخص هستند.
چنانکه جوزف بیتس، آن ناخدای دریا که بهطور کامل با علم نجوم آشنایی داشت، بهتازگی نشان داد، او روح نبوت را که پیشتر رد کرده بود، پذیرفت. در دسامبر 1844، الن وایت نخستین رؤیای خود را دریافت کرد و هفتمین آزمون در این نهضت فرا رسید.
«کتابمقدس باید مشاورِ شما باشد. آن را و نیز شهادتهایی را که خدا عطا کرده است مطالعه کنید؛ زیرا آنها هرگز با کلام او در تضاد نیستند. اگر شهادتها مطابق با کلام خدا سخن نگویند، آنها را رد کنید. مسیح و بَلیعال نمیتوانند متحد شوند.» Selected Messages, book 3, 33.
کمی پس از نومیدی بزرگ، خواهر وایت مقالهای را تأیید کرد که مشخص میساخت مسیح در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ از مقامِ قدس به قدسالاقداس منتقل شد. او این نشریه را به «هر قدیسی» توصیه کرد.
«من معتقدم که مقدّسی که باید در پایانِ ۲۳۰۰ روز تطهیر گردد، هیکلِ اورشلیمِ جدید است که مسیح خادمِ آن میباشد. خداوند بیش از یک سال پیش، در رؤیا به من نشان داد که برادر کروسیر دربارهٔ تطهیرِ مقدّس، و غیره، نورِ راستین را داشت؛ و این ارادهٔ او بود که برادر ک. دیدگاهی را که در Day-Star, Extra، به تاریخ ۷ فوریهٔ ۱۸۴۶، به ما ارائه کرده بود، به نگارش درآورد. من از جانبِ خداوند کاملاً مجاز میدانم که آن Extra را به هر قدّیسی توصیه کنم.» A Word to the Little Flock, 12.
تأييدها كان منصبًّا على وصف كروزييه لانتقال المسيح إلى قدس الأقداس، غير أنّ المقالة كانت تشتمل على عدة تعاليم خاطئة، من بينها تعليم البروتستانتية المرتدّة القائل إن «المحرقة الدائمة» في سفر دانيال كانت تمثل خدمة المسيح. ولذلك كتبت توضيحًا نُشر أولًا سنة 1850، ثم أُدرج لاحقًا في كتاب «الكتابات المبكرة». وهناك قررت أن «الذين نادوا برسالة ساعة الدينونة كانت لديهم النظرة الصحيحة إلى “المحرقة الدائمة”».
«Luego vi, en relación con el “continuo” (Daniel 8:12), que la palabra “sacrificio” fue añadida por la sabiduría humana, y no pertenece al texto, y que el Señor dio la comprensión correcta de ello a quienes proclamaron el clamor de la hora del juicio. Cuando existía unidad, antes de 1844, casi todos estaban unidos en la comprensión correcta del “continuo”; pero en la confusión desde 1844, se han adoptado otras opiniones, y han seguido tinieblas y confusión». Primeros Escritos, 74.
موضوعِ «قربانیِ دائمی» در کتاب دانیال، در اوایل قرن بیستم به نمادی از بازگشتِ ادونتیسم به روششناسیِ پروتستانیسمِ مرتد بدل شد، و امروز فهمِ صحیحِ میلریِ «قربانیِ دائمی» از سوی الهیدانانِ ادونتیسم رد شده است. این امر رد شده است، با آنکه خواهر وایت بهروشنی تصریح کرده بود که میلریها در شناساییِ «قربانیِ دائمی» بهعنوان قدرتِ شیطانیِ بتپرستی درست بودند. آنان حقیقتِ «قربانیِ دائمی» را رد کردند، نهتنها برخلاف تأییدِ الهامشدهٔ او مبنی بر درست بودنِ فهمِ میلریها، بلکه نیز در تعارضی مستقیم با این تصریحِ صریحِ او که آموزهٔ باطلی که تعلیم میدهد «قربانیِ دائمی» نمایانگرِ خدمتِ مسیح در قدس است، بهوسیلهٔ «فرشتگانی که از آسمان اخراج شدند!» عرضه گردید.
«و در آنجا برادر دنیلز بود که دشمن بر ذهن او کار میکرد؛ و بر ذهن شما و ذهن اِلدر پرسکات نیز فرشتگانی که از آسمان رانده شده بودند، عمل میکردند.» Manuscript Releases، جلد 20، ص. 17.
ردِّها العميق لما تستخدمه الأدفنتية الآن بوصفه أحد «أطباق الخرافات» كان شديدًا إلى هذا الحد، لأن دانييلز وبريسكوت أخذا رمزًا لقوة شيطانية (الوثنية) وأسندا ذلك الرمز إلى المسيح (خدمته في المقدس). وهذا يجعلها ثمانية اختبارات عقائدية.
نهمین آزمون در تاریخِ منتهی به ۱۸۶۳، تهیهٔ جدول دومِ حبقوق در سال ۱۸۵۰ است. جدول پیشگامانِ ۱۸۴۳ در سال ۱۸۴۲ تهیه شد، و فقط از آنرو «جدول ۱۸۴۳» نامیده میشود که بازگشت مسیح را در ۱۸۴۳ پیشبینی میکرد. فرمانِ تهیهٔ جدول دومی از حبقوق در سال ۱۸۵۰ به خواهر وایت داده شد. تهیهٔ دو جدولِ حبقوق، تاریخِ فرشتۀ اول و دوم را به تاریخِ فرشتۀ سوم پیوند میدهد. نوۀ او در زندگینامۀ حیات و خدمتش، مروری بر رویدادهایی ارائه میکند که به تهیهٔ جدول ۱۸۵۰ انجامید. او این کار را با گزینشِ اظهارات مرتبطِ خواهر وایت انجام میدهد و شرح خود را نیز به آن مرور میافزاید.
«در بازگشت ما به خانهٔ برادر نیکولز، خداوند رؤیایی به من عطا کرد و به من نشان داد که حقیقت باید بر لوحها بهروشنی نگاشته شود؛ و این سبب خواهد شد که بسیاری بهواسطهٔ پیام فرشتهٔ سوم برای حقیقت تصمیم بگیرند، در حالی که آن دو پیام پیشین نیز بر لوحها بهروشنی بیان شده باشند.—نامهٔ 28، 1850.»
"اس رؤیا میں اُسے یہ بھی دکھایا گیا کہ وہ کون سی بات تھی جو جیمز وائٹ کو اشاعت کا کام جاری رکھنے کے لیے حوصلہ بخشے گی:"
«Yo también vi que era tan necesario que el periódico se publicara como que los mensajeros fueran, pues los mensajeros necesitan un periódico que lleven consigo, que contenga la verdad presente, para ponerlo en manos de aquellos que oyen, y entonces la verdad no se desvanecería de la mente. Y que el periódico iría adonde los mensajeros no podrían ir.—Ibid.»
«کار بر روی نمودار جدید بیدرنگ آغاز شد، و در شمارهٔ بعدی Present Truth که جیمز در ماه بعد منتشر کرد، فرصت داده شد تا دربارهٔ آن به برادران اطلاع داده شود:»
«نمودار. نموداری زمانی از رؤیاهای دانیال و یوحنا، که بهمنظور روشن ساختنِ واضحِ حقیقتِ حاضر تنظیم شده است، اکنون تحت نظارت برادر اوتیس نیکولز، از دورچستر، ماساچوست، به شیوهٔ لیتوگرافی در حال چاپ است. کسانی که حقیقتِ حاضر را تعلیم میدهند، بهطور چشمگیری از آن یاری خواهند یافت. آگاهی بیشتر دربارهٔ این نمودار بعداً در اینجا داده خواهد شد.—Present Truth, November, 1850.»
«تا اواخر ژانویهٔ ۱۸۵۱، نمودار آماده شده بود و به بهای ۲ دلار آگهی شد. جیمز وایت از آن بسیار خشنود بود و آن را بهطور رایگان به «کسانی که خدا ایشان را فراخوانده است تا پیام فرشتهٔ سوم را اعلام کنند» عرضه کرد (Review and Herald, January, 1851). چند اعانهٔ سخاوتمندانه نیز به تأمین هزینهٔ انتشار کمک کرده بود.» آرتور وایت، Ellen G. White: The Early Years، جلد ۱، ص. ۱۸۵.
در سخن گفتن از نمودار 1843، خواهر وایت ثبت کرده است که آن به هدایت خدا بوده است.
«خداوند به من نشان داد که نمودار ۱۸۴۳ به هدایت دست او ترتیب یافته بود، و اینکه هیچ بخشی از آن نباید تغییر داده شود؛ و اعداد همانگونه بودند که او میخواست. اینکه دست او بر آن بود و اشتباهی را در برخی از اعداد پنهان ساخت، بهگونهای که هیچکس نتوانست آن را ببیند، تا زمانی که دست او برداشته شد.» Review and Herald، 1 نوامبر 1850.
هنگام ثبت نوری که با فرمانِ تهیهٔ نموداری دیگر در سال ۱۸۵۰ مرتبط بود، او همان تأیید الهیِ مربوط به نمودار ۱۸۵۰ را بیان کرد که دربارهٔ نمودار ۱۸۴۳ داده شده بود، و در عین حال مشخص ساخت که نمودارهای دیگری که در آن زمان تهیه میشدند، مقبولِ خداوند نبودند. فرمانِ تهیهٔ یک نمودار جدید، همراه با فرمانِ چاپِ یک نشریهٔ جدید ابلاغ شد.
"میں نے دیکھا کہ نقشہ سازی کا کام سراسر غلط تھا۔ اس کی ابتدا برادر روڈز نے کی، اور برادر کیس نے اسی راہ کو اختیار کیا۔ فرشتوں اور جلالی یسوع کی نمائندگی کے لیے نقشے بنانے اور بھدّی، نفرت انگیز تصویریں تیار کرنے پر ذرائع صرف کیے گئے۔ میں نے دیکھا کہ ایسی چیزیں خدا کو ناپسند تھیں۔ میں نے دیکھا کہ برادر نکولس کے ہاتھ سے نقشے کی اشاعت میں خدا شامل تھا۔ میں نے دیکھا کہ بائبل میں اس نقشے کے متعلق ایک نبوت موجود تھی، اور اگر یہ نقشہ خدا کے لوگوں کے لیے مقصود ہے، اگر یہ ایک کے لیے کافی ہے تو دوسرے کے لیے بھی ہے، اور اگر ایک کو بڑے پیمانے پر نیا نقشہ بنوا کر درکار تھا، تو سب کو اسی قدر اس کی ضرورت ہے۔"
«دیدم که در برادر کیس احساسی بیقرار، ناآرام، ناراضی و ناسپاس وجود داشت که خواهان نموداری دیگر بود. دیدم که این نمودارهای نقاشیشده اثری زیانبار بر جماعت داشت. این امر سبب میشد که در مجلس، روحی سبکسر، پوچ و استهزاآمیز حاکم باشد.»
"મેં જોયું કે દેવ દ્વારા આદેશિત ચાર્ટોએ, કોઈ સ્પષ્ટીકરણ વિના પણ, મન પર અનુકૂળ અસર કરી. ચાર્ટોમાં દેવદૂતોનું પ્રતિનિધિત્વ એવું છે કે તેમાં કંઈક પ્રકાશમય, મનોહર અને સ્વર્ગીય છે. મન લગભગ અદૃશ્ય રીતે દેવ અને સ્વર્ગ તરફ દોરાય છે. પરંતુ અન્ય જે ચાર્ટો તૈયાર કરવામાં આવ્યા છે તે મનમાં ઘૃણા ઉપજાવે છે અને મનને સ્વર્ગ કરતાં પૃથ્વી પર વધુ સ્થિર કરે છે. દેવદૂતોને દર્શાવતી છબીઓ સ્વર્ગના પ્રાણીઓ કરતાં દૈત્યસમાન વધુ દેખાય છે. મેં જોયું કે તે ચાર્ટોએ ભાઈ Case ના મનને દિવસો અને અઠવાડિયાઓ સુધી વ્યસ્ત રાખ્યું હતું, જ્યારે તેમને દેવ પાસેથી સ્વર્ગીય જ્ઞાન શોધવું જોઈએ હતું, અને આત્માની કૃપાઓમાં તથા સત્યના જ્ઞાનમાં વૃદ્ધિ પામતા હોવા જોઈએ હતા."
«دیدم که اگر آن وسایلی که در تهیهٔ نقشهها به هدر رفته بود، در انتشار رسالهها و امثال آن برای روشن ساختن حقیقت در برابر برادران به کار میرفت، خیرِ بسیار به بار میآورد و جانها را نجات میداد. دیدم که کارِ نقشهسازی همچون تب گسترش یافته است.» Manuscript Releases, شمارهٔ 13، 359؛ 1853.
او بهصراحت بیان میکند که «خدا در انتشارِ نمودارِ [۱۸۵۰] بهوسیلهٔ برادر نیکولز حضور داشت»، و نیز اینکه «نبوتی [حبقوق ۲] از این نمودار در کتابمقدس وجود داشت.» او همچنین مشخص ساخت که «نمودارها» [بهصورت جمع؛ ۱۸۴۳ و ۱۸۵۰] که «به فرمان خدا» تهیه شده بودند، «حتی بدون هیچ توضیحی نیز تأثیری مطلوب بر ذهن میگذاشتند.» حبقوق ۲ به میلریها فرمان داده بود که رؤیا را بر لوحها، (بهصورت جمع)، روشن بنویسند، تا آن که دو نمودار را میخوانَد بتواند در کلام خدا به اینسو و آنسو بدود. نمودارهای الهی نیازی به توضیحات افزوده نداشتند، چنانکه در مورد نمودارِ جعلیِ ۱۸۶۳ اوریا اسمیت چنین بود.
پس خداوند مرا پاسخ داد و فرمود: رؤیا را بنویس و آن را بر لوحها بهوضوح نقش کن، تا هر که آن را میخواند، بدود. حبقوق ۲:۲
دهمین آزمون، محور این مقاله است. با توجه به ده آزمونی که موسی در باب چهاردهم کتاب اعداد به آنها اشاره میکند، پژوهشگران عبری و دیگر الهیدانان، گمانههایی متفاوت دربارهٔ اینکه کدام رویدادها در تاریخِ از رهایی از دریای سرخ تا شورشِ ده جاسوس میتوانند مصداق آن باشند، ارائه میکنند. شورشهای آن دوره از تاریخ، چند احتمال متفاوت برای انتخاب فراهم میآورد، اما مسلّم است که آزمون دهم، آغاز چهل سال مرگِ تدریجی در بیابان را رقم میزند، تا آنگاه که همهٔ شورشیانی که به سنّ مسئولیت رسیده بودند، بمیرند.
به همینسان، برخی ممکن است نسبت به گزینش این ده آزمونِ تعلیمی از سوی من اعتراض کنند، زیرا ممکن است صورتهای متفاوتی وجود داشته باشد که بهتر از آنچه من در اینجا بیان میکنم به نظر آید. با این همه، دهمین و آخرین آزمون، همانقدر آشکار است که شورشِ آن ده جاسوس آشکار بود. این، ردّ هفت زمانِ لاویان بیستوشش بود. چندین برهان نبوی برای تأیید این شناسایی وجود دارد.
در مقالۀ بعدی، شناسایی آن شاهدان نبوی را آغاز خواهیم کرد که این شناسایی را تأیید میکنند که «هفت زمان» در لاویان بیستوشش، دهمین و نهاییترین شکستِ ادونتیسمِ لائودیکیهای است.
«هنگامی که قدرت خدا بر آنچه حقیقت است شهادت میدهد، آن حقیقت باید تا ابد بهعنوان حقیقت پابرجا بماند. هیچ فرضِ بعدیای که برخلاف نوری باشد که خدا عطا کرده است، نباید پذیرفته شود. مردانی برخواهند خاست با تفسیرهایی از کتابمقدس که از نظر ایشان حقیقت است، اما حقیقت نیست. خدا حقیقتِ مخصوصِ این زمان را به ما داده است تا بنیاد ایمان ما باشد. او خود به ما آموخته است که حقیقت چیست. یکی برخواهد خاست، و دیگری نیز، با نوری تازه که در تضاد با نوری است که خدا تحتِ برهانِ روحالقدسِ خود عطا کرده است.»
„Няколцина все още са живи, които преминаха през опитността, придобита при утвърждаването на тази истина. Бог милостиво е пощадил живота им, за да повтарят и повтарят до края на живота си опитността, през която са преминали, както и апостол Йоан правеше до самия край на живота си. А знаменосците, които са паднали в смърт, трябва да говорят чрез преиздаването на своите писания. Дадено ми е наставление, че така гласовете им трябва да бъдат чути. Те трябва да свидетелстват за това що е истината за настоящото време.“
«ما نباید سخنان کسانی را بپذیریم که با پیامی میآیند که با نکات ویژهٔ ایمان ما در تضاد است. آنان انبوهی از آیات کتابمقدس را گرد میآورند و آن را همچون برهانی پیرامون نظریههای ادعایی خود بر هم مینهند. این کار در طول پنجاه سال گذشته بارها و بارها انجام شده است. و هرچند کتابمقدس کلام خداست و باید مورد احترام باشد، کاربرد آن، اگر چنین کاربردی حتی یک ستون را از بنیادی که خدا در این پنجاه سال استوار داشته است جابهجا کند، اشتباهی بزرگ است. کسی که چنین کاربردی میکند، آن ظهور شگفتانگیز روحالقدس را که به پیامهای گذشتهای که به قوم خدا رسیده است قدرت و قوت بخشید، نمیشناسد.» Selected Messages, book 1, 161.