اور ساڑھے تین دن کے بعد خدا کی طرف سے زندگی کی روح اُن میں داخل ہوئی، اور وہ اپنے پاؤں پر کھڑے ہو گئے؛ اور جنہوں نے اُنہیں دیکھا اُن پر بڑا خوف طاری ہو گیا۔ اور اُنہوں نے آسمان سے ایک بلند آواز سنی جو اُن سے کہہ رہی تھی، یہاں اوپر آ جاؤ۔ پس وہ بادل میں آسمان پر چڑھ گئے؛ اور اُن کے دشمن اُنہیں دیکھتے رہے۔ مکاشفہ 11:11، 12۔

پس از آن‌که در کوچه پایمال شدند، ایلیا و موسی تسلّی‌دهنده را دریافت می‌کنند و سپس بر پاهای خود می‌ایستند. استخوان‌های درهٔ حزقیال نخست آوازی می‌شنوند و سپس لرزشی را تجربه می‌کنند، امّا هنوز بی‌نَفَس بودند.

پس من چنان‌که مأمور شده بودم، نبوّت کردم؛ و هنگامی که نبوّت می‌کردم، آوازی برخاست، و اینک لرزشی پدید آمد، و استخوان‌ها به هم پیوستند، هر استخوان به استخوان خویش. و چون نگریستم، اینک پی‌ها و گوشت بر آنها برآمد، و پوست از بالا آنها را پوشانید؛ امّا در ایشان نفَسی نبود. حزقیال ۳۷:۷، ۸

هنگامی که بدن‌ها بازساخته شده باشند، پیامِ چهار باد را می‌شنوند.

سپس به من گفت: «بر باد نبوّت کن، نبوّت کن، ای پسر انسان، و به باد بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: ای نَفَس، از چهار باد بیا و بر این کشتگان بدم تا زنده شوند.» پس چنان‌که مرا امر فرموده بود نبوّت کردم، و نَفَس در ایشان داخل شد، و زنده شدند، و بر پای‌های خود ایستادند، لشکری بسیار عظیم. حزقیال ۳۷:‏۹، ۱۰

تمام انبیا پایان جهان را مشخص می‌سازند؛ ازاین‌رو، این بخش از حزقیال برای کسانی که می‌خواهند از پیام دو نبیِ مکاشفهٔ یازده اجتناب کنند، معضلی پدید می‌آورد. البته، برای کسانی که می‌خواهند آن پیام را رد کنند، آسان‌ترین دروغی که می‌توانند به خود بگویند این است که مکاشفهٔ یازده صرفاً تاریخی است که نمایانگر انقلاب فرانسه می‌باشد و هیچ کاربردی در پایان جهان ندارد. اما اگر این مقدمه را بپذیرید که حتی مکاشفهٔ یازده نیز پایان جهان را مشخص می‌سازد، آنگاه باید این واقعیت را با هم سازگار کنید که لشکر عظیم در پایان جهان، که پیام فرشتهٔ سوم را با فریادی بلند اعلام می‌کند، پیش از آنکه به‌عنوان لشکر خدا برخیزد، مرده و سپس برخاسته از مردگان معرفی شده است.

پس او به من گفت: «ای پسر انسان، این استخوان‌ها تمامی خاندان اسرائیل‌اند؛ اینک ایشان می‌گویند: استخوان‌های ما خشکیده است و امید ما از میان رفته؛ ما از هم بریده شده‌ایم. پس نبوت کن و به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک ای قوم من، من قبرهای شما را خواهم گشود، و شما را از قبرهایتان برخواهم آورد، و شما را به سرزمین اسرائیل خواهم آورد. و چون من قبرهای شما را گشوده باشم، ای قوم من، و شما را از قبرهایتان برآورده باشم، خواهید دانست که من یهوه هستم. و روح خود را در شما خواهم نهاد، و زنده خواهید شد، و شما را در زمین خودتان جای خواهم داد؛ آنگاه خواهید دانست که من، یهوه، سخن گفته‌ام و آن را به انجام رسانیده‌ام، یهوه می‌گوید.» حزقیال ۳۷:‏۱۱–۱۴.

مسیح با ابری به آسمان صعود کرد و با ابرها بازمی‌گردد، و ابرها نمایانگر فرشتگان‌اند. موسی و ایلیا در ابری که نمایانگر پیام فرشتهٔ سوم است، که در میان آسمان در هنگام قانون یک‌شنبه در ایالات متحده پرواز می‌کند، به آسمان صعود می‌کنند. موسی و ایلیا در هنگام قانون یک‌شنبه، در ارتباط با پیامی از اسلام، به آسمان صعود می‌کنند.

اشعیا بسیاری از حقایقِ مرتبط با این تاریخ را مشخص می‌سازد، آن هم در همان فرازی که عیسی برای شناسایی کار خویش به آن استناد کرد. او از انبیا، ایلیا و الیشع، به‌عنوان نمونه‌هایی استفاده کرد از این‌که پیام نبوی از سوی هم‌وطنان خودشان پذیرفته نشد؛ و این سخن بی‌درنگ خشمِ اهلِ کنیسه در ناصره را برانگیخت و آنان در پیِ کشتن او برآمدند.

روحِ خداوند یهوه بر من است، زیرا خداوند مرا مسح کرده است تا به حلیمان بشارت دهم؛ او مرا فرستاده است تا شکسته‌دلان را التیام بخشم، و آزادی را به اسیران اعلام کنم، و گشایشِ زندان را به بندیان؛ تا سالِ مقبولِ خداوند و روزِ انتقامِ خدای ما را اعلام نمایم؛ تا همهٔ ماتمیان را تسلّی دهم؛ تا برای ماتمیانِ صهیون مقرر دارم که به ایشان به‌جای خاکستر، جمال بخشم، و به‌جای ماتم، روغنِ شادی، و به‌جای روحِ اندوه، ردای حمد؛ تا ایشان درختانِ عدالت نامیده شوند، غرسِ خداوند، تا او جلال یابد. و ایشان ویرانه‌های کهن را بنا خواهند کرد، خرابه‌های پیشین را برپا خواهند ساخت، و شهرهای ویران، یعنی ویرانی‌های نسل‌های بسیار را مرمت خواهند نمود. و بیگانگان خواهند ایستاد و گله‌های شما را خواهند چرانید، و پسرانِ اجنبیان شخم‌زنان و باغبانانِ تاکستان‌های شما خواهند بود. اما شما کاهنانِ خداوند نامیده خواهید شد؛ مردم شما را خادمانِ خدای ما خواهند خواند؛ ثروتِ امت‌ها را خواهید خورد، و در جلالِ ایشان فخر خواهید کرد. به‌جای ننگِ شما، نصیبی مضاعف خواهد بود؛ و به‌جای رسوایی، در بهرهٔ خویش شادی خواهند کرد؛ ازاین‌رو در سرزمینِ خود، دو چندان را به میراث خواهند برد؛ و شادیِ جاودانه از آنِ ایشان خواهد بود. زیرا من، خداوند، عدالت را دوست می‌دارم؛ غارت را برای قربانیِ سوختنی مکروه می‌شمارم؛ و کار ایشان را به راستی استوار خواهم ساخت، و با ایشان عهدی جاودانه خواهم بست. و ذریّتِ ایشان در میان امت‌ها معروف خواهد شد، و نسلِ ایشان در میان قوم‌ها؛ هر که ایشان را ببیند، ایشان را خواهد شناخت که همان نسلی هستند که خداوند برکتشان داده است. من در خداوند بسیار شادمان خواهم شد، جانم در خدایم به وجد خواهد آمد؛ زیرا او جامه‌های نجات را بر من پوشانیده، و ردای عدالت را بر من افکنده است، چنان‌که داماد خویشتن را به زیورها می‌آراید، و عروس خویش را به جواهراتش می‌آراید. زیرا همچنان‌که زمین جوانهٔ خود را بیرون می‌آورد، و باغ آنچه را در آن کاشته شده است می‌رویاند، همچنین خداوند یهوه عدالت و حمد را در برابر همهٔ امت‌ها خواهد رویانید.

Por amor de Sión no callaré, y por amor de Jerusalén no descansaré, hasta que su justicia resplandezca como claridad, y su salvación como antorcha encendida. Entonces las naciones verán tu justicia, y todos los reyes tu gloria; y serás llamada por un nombre nuevo, que la boca de Jehová nombrará. Y serás corona de gloria en la mano de Jehová, y diadema real en la mano del Dios tuyo. Nunca más te llamarán Desamparada, ni tu tierra será jamás llamada Desolada; sino que serás llamada Hefzi-bá, y tu tierra, Beula; porque Jehová se deleita en ti, y tu tierra será desposada. Pues como el joven se desposa con la virgen, se desposarán contigo tus hijos; y como el esposo se regocija por la esposa, así tu Dios se regocijará por ti. Sobre tus muros, oh Jerusalén, he puesto guardas; todo el día y toda la noche no callarán jamás. Los que hacéis memoria de Jehová, no reposéis, ni le deis tregua, hasta que restablezca a Jerusalén y la ponga por alabanza en la tierra. Juró Jehová por su diestra y por el brazo de su poder: No daré más tu trigo por comida a tus enemigos, ni beberán los hijos del extranjero tu vino, por el cual has trabajado; sino que los que lo cosecharon lo comerán y alabarán a Jehová, y los que lo vendimiaron lo beberán en los atrios de mi santuario. Pasad, pasad por las puertas; preparad el camino al pueblo; allanad, allanad la calzada; quitad las piedras; alzad pendón a los pueblos. He aquí, Jehová hizo oír hasta lo último de la tierra: Decid a la hija de Sión: He aquí viene tu salvación; he aquí su galardón con él, y delante de él su recompensa. Y les llamarán Pueblo Santo, Redimidos de Jehová; y a ti te llamarán Ciudad Deseada, no desamparada. Isaías 61:1–62:12.

خداوند با آن صد و چهل و چهار هزار که پیش‌تر «مترک‌شده» بودند، اما سپس «شهری» می‌گردند که «ترک‌شده» نیست، «عهدی جاودانه» می‌بندد. آنان «ویران» بودند و در کوچه بر خاک افتاده، مرده بودند. اشعیا ایشان را «کاهنان خداوند»، «خادمان» خداوند، «قوم مقدس» و «نگهبانان» بر دیوارهای صهیون معرفی می‌کند.

برخلاف کسانی که بر اجساد مردهٔ ایشان شادمانی می‌کردند، خدا آنگاه بر ایشان شادمان می‌شود «چنان‌که داماد بر عروس شادمان می‌گردد.» عروس در آن هنگام آماده شده است. همان‌گونه که در وعدهٔ فیلادلفیا، خداوند به ایشان «نامی تازه» می‌بخشد، نام ایشان را نیز «حِفصیباه» و «بعوله» معرّفی می‌کند. حِفصیباه یعنی «خشنودی من در اوست»، و بعوله یعنی «به زنی گرفتن». خداوند با کسانی که به‌وسیلهٔ ایلیا و موسی نمایانده شده‌اند، ازدواج می‌کند.

کاری که به آنان سپرده شده است این است که راه را برای بازگشت دوم مسیح آماده سازند، از راه موعظهٔ «بشارت» مسیح و عدالت او «تا اقصای جهان». آنان در ریزش روح، به‌وسیلهٔ تسلی‌دهنده مسح شده‌اند و آنگاه «چون عَلَمی» برافراشته خواهند شد، چنان‌که «آوازی عظیم از آسمان» «بدیشان» می‌گوید: «به اینجا صعود کنید». سپس ایشان در دست خداوند همچون «تاج جلال» و «افسر پادشاهی» خواهند بود. زکریا همین تاج را به‌عنوان عَلَم نیز معرفی می‌کند، و در عین حال این رویداد را در زمان باران آخِر نیز قرار می‌دهد.

اور خداوند خدای ایشان در آن روز ایشان را، چون گلۀ قوم خویش، نجات خواهد داد؛ زیرا ایشان همچون سنگ‌های تاج خواهند بود که بر زمین او چون عَلَمی برافراشته می‌شوند. زیرا نیکویی او چه عظیم است، و جمال او چه بزرگ! غلّه جوانان را شادمان خواهد ساخت، و شرابِ تازه دوشیزگان را. از خداوند در وقت باران آخر، باران بطلبید؛ آنگاه خداوند ابرهای درخشان پدید خواهد آورد و بارش‌های باران به ایشان خواهد داد، و به هر کس علفی در صحرا. زکریا 9:16–10:1.

ایشان «گلهٔ قوم او» خواهند بود؛ اما خداوند گلهٔ دومی نیز دارد که در آن هنگام هنوز در بابل‌اند و او آنان را نیز فرا خواهد خواند. کار ایشان این خواهد بود که ویرانه‌های «کهن» و «خرابی‌های» نسل‌های بسیار را بازسازی کنند. آنان کسانی خواهند بود که بازمی‌گردند و راه‌های کهن را که در درون ادونتیسم و بیرون از ادونتیسم رد شده و پوشیده گشته‌اند، از نو برقرار می‌سازند. آنان به حقایق بنیادی میلری بازخواهند گشت و آنها را در خلوصشان به ادونتیسم لاودیکیه عرضه خواهند کرد، و همچنین پیامی به کسانی که بیرون از ادونتیسم‌اند دربارهٔ حقایق «کهن» مرتبط با شریعت خدا، به‌ویژه سبت، ارائه خواهند نمود. در انجام این کار، از تاریخ‌های نسل‌های بسیار برای به تصویر کشیدن تاریخ جدید بهره خواهند گرفت. کار ایشان در زمان باران آخر انجام خواهد شد، هنگامی که داوری‌های خدا در زمین جاری است. هنگامی که خداوند با دست راست خود ایشان را همچون عَلَمی برمی‌افرازد، تمام جهانی که پیش‌تر بر پیکرهای مردهٔ ایشان که در کوچه افتاده بود شادی کرده بود، آن عَلَم را خواهد دید و شیپور هشدارِ دیدبانان را خواهد شنید.

اے دنیا کے سب باشندو اور زمین کے رہنے والو، دیکھو، جب وہ پہاڑوں پر جھنڈا بلند کرے؛ اور جب وہ نرسنگا پھونکے، تو سنو۔ یسعیاہ 18:3۔

در باب یازدهمِ مکاشفه، هنگامی که آنان که بر اجساد مردۀ ایشان شادی می‌کردند، ایشان را دیدند که برخاستند، «ترس عظیمی بر آنان که ایشان را می‌دیدند، فرو افتاد.»

پس آشوری به شمشیری فروخواهد افتاد که از آنِ مردی زورآور نیست؛ و شمشیری که از آنِ مردی پست نیست او را خواهد بلعید؛ لیکن او از شمشیر خواهد گریخت، و جوانانش مغلوب خواهند شد. و از ترس به دژ خویش خواهد گذشت، و امیرانش از عَلَم هراسان خواهند شد، می‌گوید خداوند که آتش او در صهیون است و کورهٔ او در اورشلیم. اشعیا ۳۱:‏۸، ۹

تمام گواہیاں جو نبیوں نے دی ہیں، کتابِ مکاشفہ میں یکجا ہو جاتی ہیں۔ اشوری دانی ایل باب گیارہ آیات چالیس تا پینتالیس کے شمالی بادشاہ کی نمائندگی کرتا ہے، جو اپنے انجام کو پہنچتا ہے اور اس کی مدد کرنے والا کوئی نہیں ہوتا۔ جب ایک لاکھ چوالیس ہزار، جو خدا کے نگہبان ہیں، نرسنگا پھونکیں گے تو ساری دنیا سنے گی اور خوف زدہ ہو جائے گی۔ وہ لوگ جن کی نمائندگی دو نبی کرتے ہیں، تسلی دینے والے کی طرف سے “مسح” کیے جائیں گے “تاکہ خوشخبری سنائیں”، اور یہی وہ “مشرق اور شمال کی خبریں” ہیں جو دانی ایل باب گیارہ آیت چوالیس میں شمالی بادشاہ کو “پریشان” کرتی ہیں، اور یہی اتوار کے قانون کے بحران کی ایذا رسانی کے آغاز کی علامت ہے۔ اُس وقت غیر قومیں بابل سے نکل آنے کے پیغام کا جواب دیں گی، اور آ کر خداوند کے کاہنوں سے مل جائیں گی، جو “یسی کی جڑ” کے طور پر بھی پیش کیے گئے ہیں؛ یوں اس بائبلی طرزِ کار کی نشان دہی ہوتی ہے جسے وہ غیر قوموں تک انتباہی پیغام پہنچانے کے لیے استعمال کریں گے۔

اور اُس دن یَسّی کی ایک جڑ ہوگی، جو قوموں کے لیے ایک جھنڈا بن کر قائم ہوگی؛ اُمّتیں اُسی کی طالب ہوں گی، اور اُس کی آرام گاہ جلالی ہوگی۔ اور اُس دن ایسا ہوگا کہ خداوند دوسری بار پھر اپنا ہاتھ بڑھائے گا تاکہ اپنے لوگوں کے بقیہ کو، جو باقی رہ گئے ہوں، اسور سے، مصر سے، فتروس سے، کوش سے، عیلام سے، شنعار سے، حمات سے، اور سمندر کے جزیروں سے بازیاب کرے۔ اور وہ قوموں کے لیے ایک جھنڈا بلند کرے گا، اور اسرائیل کے جلاوطنوں کو جمع کرے گا، اور یہوداہ کے پراگندہ لوگوں کو زمین کی چاروں سمتوں سے اکٹھا کرے گا۔ یسعیاہ 11:10–12۔

خداوند در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ قوم خود را با پیامی گرد آورد که حملهٔ اسلام را به‌عنوان فرارسیدنِ وایِ سوم شناسایی می‌کرد. خداوند بار دیگر، برای بار دوم، قوم خود را پس از آن‌که در کوچه بر زمین افتاده و مرده بودند، جمع می‌کند. هنگامی که چنین می‌کند، آنان که گرد آورده می‌شوند «رانده‌شدگانِ اسرائیل» و «پراکنده‌شدگانِ یهودا» شناخته می‌شوند. آنان در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ به کوچه‌ها افکنده شدند، اما برای بار دوم گرد آورده می‌شوند تا آن عَلَمی باشند که گلهٔ دیگرِ خدا را، که هنوز در بابل هستند، گرد می‌آورد. گردآوریِ آنان که هنوز در بابل‌اند، از هنگامِ قانونِ یکشنبه در ایالات متحده آغاز می‌شود، که همان دومینِ دو صدا در مکاشفه هجده است.

اولین گردهم‌آوری در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رخ داد، هنگامی که اسلام به ایالات متحده ضربه زد. آنان، به‌عنوان آن عَلَمی که باید بار دوم گرد آورده شود، به صورت «ریشۀ یَسّی» بازنمایی شده‌اند؛ نمادی که کار آلفا و اُمگا را بازمی‌نمایاند و پایانِ یک چیز را با آغازِ یک چیز به تصویر می‌کشد. نخستین گردهم‌آوری با ضربۀ اسلامی بر ایالات متحده نشان‌گذاری شد و حملۀ اسلامی بر ایالات متحده را به‌عنوان گردهم‌آوری دوم به تصویر می‌کشد و معرّفی می‌نماید. هنگامی که ریشۀ یَسّی به‌عنوان عَلَمی برای امّت‌ها برپا شود، «آرامگاه» او پرجلال خواهد بود، زیرا آن عَلَم کسانی را که هنوز در بابل‌اند به راهِ کهنِ کتاب‌مقدسیِ سَبَّتِ روزِ هفتم باز خواهد گردانید؛ و بدین‌سان برافراشته شدنِ آن عَلَم برای امّت‌ها را در بحرانِ قانونِ یکشنبه نشان‌گذاری می‌کند.

El «estandarte» experimenta primero un proceso de purificación que ha sido ilustrado en Malaquías capítulo tres, en las dos purificaciones del templo realizadas por Cristo y, por supuesto, en la parábola de las diez vírgenes al final del movimiento millerita. El proceso de purificación al principio se repite hasta la última letra al final, y es representado por Isaías en relación con una tabla singular que ha sido señalada en un libro. La rebelión del adventismo es la tabla falsificada producida en 1863 para rechazar y reemplazar las dos tablas señaladas en el libro de Habacuc capítulo dos.

اکنون برو و این را پیش روی ایشان بر لوحی بنویس، و آن را در کتابی ثبت کن، تا برای زمان آینده، تا ابدالآباد، باقی بماند: زیرا این قوم، قومی سرکش‌اند، فرزندانی دروغگو، فرزندانی که نمی‌خواهند شریعت خداوند را بشنوند؛ که به بینایان می‌گویند: «نبینید»؛ و به انبیا: «برای ما امور راست را نبوّت مکنید؛ سخنان نرم برای ما بگویید، فریب‌ها نبوّت کنید. از راه کنار روید، از طریق منحرف شوید، و قدوس اسرائیل را از پیش روی ما بردارید.» بنابراین، قدوس اسرائیل چنین می‌گوید: «از آنجا که این کلام را خوار می‌شمارید، و بر ظلم و کجی توکل می‌کنید و بر آن تکیه دارید، پس این گناه برای شما همچون شکافی خواهد بود که آمادهٔ فرو ریختن است، چون برآمدگی‌ای در دیواری بلند، که شکستنش ناگهان و در لحظه‌ای روی می‌دهد. و او آن را چنان خواهد شکست که ظرف کوزه‌گر در هم شکسته می‌شود؛ رحم نخواهد کرد؛ به‌گونه‌ای که در میان پاره‌های آن، سفالینه‌ای یافت نشود تا با آن آتشی از اجاق برگیرند یا آبی از حوضچه بردارند.» زیرا خداوند یهوه، قدوس اسرائیل، چنین می‌گوید: «در بازگشت و آرامی، نجات خواهید یافت؛ قوت شما در سکون و اعتماد خواهد بود؛ اما نخواستید. بلکه گفتید: «نه، بلکه بر اسبان خواهیم گریخت»؛ پس خواهید گریخت. و گفتید: «بر تیزروان سوار خواهیم شد»؛ پس تعقیب‌کنندگان شما تیزرو خواهند بود. هزار تن از شما از تهدید یک نفر خواهند گریخت؛ و از تهدید پنج نفر خواهید گریخت، تا آنکه همچون چوبِ نشانه بر فراز کوهی، و همچون عَلَمی بر تپّه‌ای، باقی بمانید. و از این‌رو خداوند انتظار می‌کشد تا بر شما فیض فرماید، و از این‌رو برکشیده خواهد شد تا بر شما رحمت آورد؛ زیرا خداوند، خدای داوری است؛ خوشا به حال همهٔ آنان که منتظر او می‌مانند. زیرا این قوم در صهیون، در اورشلیم، ساکن خواهند شد؛ دیگر هرگز نخواهی گریست. او به آواز فریادت یقیناً بر تو فیض خواهد نمود؛ چون آن را بشنود، تو را اجابت خواهد کرد.» اشعیا 30:8–19.

در سال ۱۸۶۳، ادونتیسم فرایند ردّ پیام نبوی ویلیام میلر را، چنان‌که بر دو لوح مقدّس حبقوق نمود یافته بود، آغاز کرد. عیسی پایان را با آغاز به تصویر می‌کشد. در این فراز، شورشیانِ آغاز ادونتیسم همچنین نمایانگر شورشیانِ پایان ادونتیسم هستند. در هر دو مورد، این شورش بیانگر ردّ پیام و روش‌شناسی نبویِ هر یک از این ادوار تاریخی است، آنگاه که به «بینایان» می‌گویند: «نبینید؛ و به انبیا، برای ما سخنان راست نبوّت مکنید؛ چیزهای نرم به ما بگویید، فریب‌ها را نبوّت نمایید.»

آنان نیز آنگاه که اعلام می‌کنند: «از راه کنار روید، از طریق منحرف شوید، قدوسِ اسرائیل را از پیش روی ما بردارید»، بر آن می‌شوند که راه را ترک کنند. طریقِ عادلان همان «راه‌های قدیم» در ارمیا باب شش، آیات شانزده و هفده است. عاصیان مصمم‌اند که نه در حقایقِ بنیادی سلوک کنند و نه به صدای کرنا که دیدبانانِ برافراشته می‌نوازند گوش فرا دهند؛ دیدبانانی که نمایانگر جنبش میلری و جنبش Future for America هستند.

ایسا خداوند می‌فرماید: بر راه‌ها بایستید و بنگرید، و از راه‌های قدیم بپرسید که راه نیکو کدام است، و در آن سلوک نمایید؛ و برای جان‌های خویش آرامی خواهید یافت. اما ایشان گفتند: در آن سلوک نخواهیم کرد. و نیز دیدبانانی بر شما گماشتم که گفتند: به آواز کرنا گوش فرا دهید. اما ایشان گفتند: گوش نخواهیم داد. پس ای امت‌ها، بشنوید، و ای جماعت، بدانید که در میان ایشان چیست. ای زمین، بشنو: اینک من بر این قوم بلا خواهم آورد، یعنی ثمرهٔ اندیشه‌های ایشان را، زیرا به سخنان من گوش فرا ندادند، و شریعت مرا رد کردند. ارمیا ۶:‏۱۶–۱۹

امتناعُ المتمرّدين عن السلوك في السبل القديمة يُصوَّر أيضًا على أنه رغبتُهم في أن «يُزيلوا قدّوسَ إسرائيلَ من أمامهم»، وهو يمثّل رفضَ رسالةِ صراخِ منتصف الليل، القائمةِ على أن الألف والياء يُظهران نهايةَ الأدفنتية ببدايتها.

«در آغازِ مسیر، در پشتِ سرِ آنان نوری درخشان برپا شده بود که فرشته‌ای به من گفت همان «فریادِ نیمه‌شب» است. این نور در سراسرِ مسیر می‌تابید و پای‌های ایشان را روشن می‌ساخت تا مبادا بلغزند.»

«اگر چشمان خود را بر عیسی، که درست در پیش روی ایشان بود و آنان را به سوی شهر رهبری می‌کرد، ثابت نگاه می‌داشتند، در امان بودند. اما به‌زودی بعضی خسته شدند و گفتند که شهر بسیار دور است، و انتظار داشتند که پیش از آن داخل آن شده باشند. آنگاه عیسی با بالا بردن بازوی راستِ پرجلال خود ایشان را تشویق می‌کرد، و از بازوی او نوری برمی‌آمد که بر فراز گروهِ ادونت به اهتزاز درمی‌آمد، و ایشان فریاد می‌زدند: “هللویاه!” دیگران بی‌پروا نوری را که پشت سر ایشان بود انکار کردند و گفتند که این خدا نبود که آنان را تا این حد بیرون آورده بود. نورِ پشت سر ایشان خاموش شد و پاهایشان را در تاریکیِ مطلق فروگذاشت، و ایشان لغزیدند و نشان و عیسی را از نظر گم کردند، و از راه به زیر، در جهانِ تاریک و شریرِ پایین، سقوط کردند.» Christian Experience and Teachings of Ellen G. White, 57.

فرایندِ تطهیری که با فریادِ نیمه‌شب به تصویر کشیده شده است، دو طبقه از عبادت‌کنندگان را پدید می‌آورد؛ و اشعیا در باب سی، کمبودِ روغنِ باکره‌گانِ نادان را به‌صورت ناتوانی در برگرفتنِ آب یا آتش نشان می‌دهد، که هر دو نمادِ تسلی‌دهنده‌اند، آنجا که اشعیا می‌نویسد: «شکستنِ آن ناگهان در لحظه‌ای واقع می‌شود. و آن را چنان خواهد شکست که کوزهٔ کوزه‌گر را که خردخرد شده باشد می‌شکنند؛ رحم نخواهد کرد، به‌گونه‌ای که در میانِ قطعاتِ آن، پاره‌سفالی یافت نشود تا با آن از آتشدان آتش برگیرند یا از حوض آب بردارند.» داوریِ ایشان «ناگهان» فرامی‌رسد، چنان‌که در فریادِ نیمه‌شب بازنموده شده است، آنگاه درمی‌یابند که برای به‌دست آوردنِ روغن دیگر بسیار دیر شده است. آتش و آب در شهادتِ اشعیا، صرفاً بازنماییِ دیگری از همان روغن در مَثَلِ ده باکره است. روغن و آب و آتش نمایانگرِ شخصیت‌اند؛ نمایانگرِ پیام نیز هستند و همچنین حضورِ تسلی‌دهنده را نشان می‌دهند. هیچ‌یک از این نمادها را نمی‌توان هنگامی به‌دست آورد که داوریِ ده باکره «ناگهان در لحظه‌ای» فرامی‌رسد. در آن هنگام، دیگر بسیار دیر شده است.

تنها ایمنی در «بازگشت» است؛ همان وعده‌ای که به ارمیا داده شد، آنگاه که او نمایندۀ کسانی بود که در نخستین نومیدی، نومید شدند. اگر قوم خدا به سوی او بازمی‌گشتند، او نیز به سوی ایشان بازمی‌گشت؛ اما عاصیان سر باز زدند و آن نوری که راه را روشن می‌ساخت، خاموش شد. نورِ آغاز، فریادِ نیمه‌شب بود، و راهِ پیش رو به‌وسیلۀ بازوی راستِ پرجلالِ مسیح، تا ابدیت، روشن می‌شد. مسیح در برابرِ کسانی که در آن راه بودند قرار داشت، و نورِ پشت سر نیز باید همان نور باشد، زیرا مسیح پایانِ راه را با آغازِ راه ترسیم می‌کند. فریادِ نیمه‌شب حقیقتِ حاضر بود و هست.

«مرا غالباً به مَثَلِ ده باکره ارجاع می‌دهند، که پنج تن از ایشان دانا بودند و پنج تن نادان. این مَثَل به دقیق‌ترین وجه، حرف به حرف، تحقق یافته است و تحقق خواهد یافت، زیرا کاربردی ویژه برای این زمان دارد و همچون پیام فرشتهٔ سوم، تحقق یافته است و تا پایان زمان همچنان حقیقتِ حاضر خواهد بود.» Review and Herald, August 19, 1890.

تمناى آنكه «قدوس» را از پيشِ روى خود بردارند، ردّ نه تنها مسيح، بلكه مسيح به‌عنوان الفا و امگا است. اين، ردّ پيام نيمه‌شب است. پيام نيمه‌شب در آغاز اَدونتيسم، اصلاحِ پيش‌گويىِ نافرجام بود.

باغیانی که «راه‌های قدیم» را رد کردند، «مائده‌ای» جعلی پدید آوردند که از عادلان جدا بود؛ همان‌گونه که در تحققِ فریادِ نیمه‌شب در جنبش میلری نمایان شد. آنگاه «هزار نفر» «از نهیبِ یک تن» گریختند، و آن جنبش ناگهان از پنجاه هزار به پنجاه تن کاهش یافت. آنان به سببِ آن «نهیب» گریختند؛ نهیبی که از «پنج» باکرهٔ دانا آمد، که به ایشان گفتند روغنی برای بخشیدن ندارند، و ایشان باید بروند و روغنِ خود را بخرند. جداییِ جاهلان از دانایان، باکرگانِ دانا را بر جا گذاشت «مثلِ نشانه‌ای بر فرازِ کوه، و مثلِ عَلَمی بر تپه‌ای». شورشِ باکرگانِ جاهل در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، شورشِ ۱۸۶۳ را به تصویر کشید، زیرا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آغازِ آن نوزده سالی بود که نمایانگرِ پایانِ «هفت زمان» در لاویان بیست‌وشش است. دربارهٔ این موضوع سخنِ بیشتری داریم، اما شورشِ ۱۸۴۴ نمونهٔ شورشِ ۱۸۶۳ بود و نقطه‌ای را مشخص می‌کند که در آن مائدهٔ جعلی پدید آمد.

ترسی که باکره‌گانِ نادان تجربه می‌کنند، همان ترسی است که در آن هنگام به تصویر کشیده شده است که باکره‌گانِ دانا دوباره زنده می‌شوند و بر پای‌های خویش می‌ایستند. در آن زمان، برای بازگشت از نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ دیگر بسیار دیر شده است، و رویداد بعدی که واقع می‌شود، عروج به آسمان است که در هنگام قانونِ یک‌شنبه رخ می‌دهد. آنگاه است که زلزله‌ای عظیم به وقوع می‌پیوندد.

و در همان ساعت زلزله‌ای عظیم رخ داد، و یک‌دهم شهر فرو ریخت، و در آن زلزله هفت هزار تن از مردم کشته شدند؛ و باقی‌ماندگان هراسان شدند و خدای آسمان را جلال دادند. وایِ دوم گذشت؛ و اینک، وایِ سوم به‌زودی می‌آید. مکاشفه ۱۱:۱۳، ۱۴

مکاشفہ باب گیارہ اس امر کی نشان دہی کرتا ہے کہ فرانسیسی انقلاب کے دوران شہر کا دسواں حصہ گر پڑا، اور اس تاریخ میں فرانس کی قوم—ایک ایسی قوم جو دو نبوی سینگوں پر مشتمل تھی اور جس کی نمائندگی سدوم اور مصر کے طور پر کی گئی ہے—الٹ دی گئی۔ فرانس کے دو سینگ ریاستہائے متحدہ کے دو سینگوں کی تمثیل ہیں۔

فرانسہ نبوتی طور پر اُن دس سلطنتوں میں سے ایک تھا جو دانی ایل سات میں مشرکانہ روم کی نمائندگی کرتی ہیں، اور اِس لیے سلطنت (شہر) کا دسواں حصہ گر پڑا۔ درحقیقت، دانی ایل سات کے اُن دس سینگوں میں سے، جنہوں نے بالآخر 538 میں پاپائیت کو زمین کے تخت پر بٹھایا، فرانسہ وہ بنیادی سلطنت تھا جس نے پاپائیت کو قائم کیا۔ دانی ایل سات کی دس قوتوں میں سے ایک ہونے کے باعث، فرانسہ مکاشفہ تیرہ کے دو سینگوں والے زمینی درندے کے کردار کی تمثیل پیش کرتا ہے۔ ریاست ہائے متحدہ آغاز میں فرانسہ نے پاپائیت کے لیے جو کام کیا تھا، انجام میں وہی کام سرانجام دیتا ہے۔ ریاست ہائے متحدہ اُن دس بادشاہوں میں نمایاں ترین قوت ہے جو اقوامِ متحدہ کی نمائندگی کرتے ہیں، اور اتوار کے قانون کے زلزلہ پر وہ گر پڑتا ہے۔ ہم اِن آیات پر اگلے مضمون میں زیادہ تفصیل سے گفتگو کریں گے۔

یکی از مسائل اصلی این مقاله آن است که این پیامی است که قوم خدا را بر پاهای ایشان برمی‌خیزاند؛ زیرا تسلّی‌دهنده‌ای که آنان را بر پاهای خود برمی‌خیزاند، نمایانگر روغن است، و روغن نه تنها نمایانگر روح‌القدس است، بلکه نیز نمایانگر ارتباطاتی است که خدا برای قوم خود می‌فرستد. پیامِ مکاشفه یازده که موسی و ایلیا را بر پاهای ایشان برمی‌خیزاند، همچنین با وعده‌ای که به ارمیا داده شد، بازنموده شده است.

پس خداوند چنین می‌فرماید: «اگر بازگردی، تو را باز خواهم آورد، و در حضور من خواهی ایستاد؛ و اگر گران‌بها را از پَست بیرون آوری، همچون دهان من خواهی بود؛ بگذار ایشان به سوی تو بازگردند، اما تو به سوی ایشان باز مگرد. و تو را برای این قوم دیواری برنجینِ استوار خواهم ساخت؛ و ایشان با تو خواهند جنگید، اما بر تو چیره نخواهند شد؛ زیرا من با تو هستم تا تو را نجات دهم و رهایی بخشم، خداوند می‌فرماید. و تو را از دست شریران خواهم رهانید، و از دست هولناکان فدیه خواهم داد.» ارمیا 15:19–21

اشعیاہ نے بھی یہی اپیل کی تھی جب اُس نے کہا: ’’کیونکہ خداوند خدا، اسرائیل کے قدوس، یوں فرماتا ہے: رجوع کرنے اور آرام پانے میں تمہاری نجات ہوگی۔‘‘ اشعیاہ نے مزید کہا کہ یہ ’’رجوع کرنا‘‘ تمثیل کے ٹھہرنے کے وقت کے ساتھ مربوط تھا، کیونکہ اُس نے لکھا: ’’اور اِس سبب سے خداوند انتظار کرے گا تاکہ تم پر فضل کرے، اور اِس سبب سے وہ سرفراز ہوگا تاکہ تم پر رحم کرے؛ کیونکہ خداوند انصاف کا خدا ہے؛ مبارک ہیں وہ سب جو اُس کا انتظار کرتے ہیں۔‘‘

امتیازِ «دهانِ» خدا بودن، چنان‌که ارمیا آن را بیان می‌کند، امتیازِ سخن گفتن از جانب خدا در زمانی است که ایالات متحده «همچون اژدها سخن می‌گوید». سخنانی که آنگاه به‌وسیلهٔ قومِ خدا گفته خواهد شد، هشدار بر ضدِّ نشانِ وحشِ پاپی است. مشارکت در آن جنبشِ جلال‌آمیز مستلزم آن است که بازگردیم.

اگر تو بازگردی، ای اسرائیل، خداوند می‌فرماید، نزد من بازگرد؛ و اگر مکروهات خویش را از برابر چشمان من دور سازی، آنگاه آواره نخواهی شد. و قسم خواهی خورد که «خداوند زنده است»، به راستی و به انصاف و به عدالت؛ و امت‌ها در او برای خویشتن برکت خواهند طلبید، و در او فخر خواهند کرد. زیرا خداوند به مردان یهودا و اورشلیم چنین می‌فرماید: زمین شخم‌نخوردهٔ خود را بشکافید، و در میان خارها مکارید. خویشتن را برای خداوند مختون سازید، و غلفه‌های دل خود را دور کنید، ای مردان یهودا و ساکنان اورشلیم؛ مبادا غضب من چون آتش سر برآورد و بسوزد، به‌گونه‌ای که کسی نتواند آن را خاموش کند، به سبب شرارت اعمال شما. در یهودا اعلام کنید، و در اورشلیم ندا دهید؛ و بگویید: کرنا را در زمین بنوازید؛ فریاد برآورید، گرد آیید، و بگویید: جمع شوید، و به شهرهای حصاردار برویم. عَلَم را به سوی صهیون برافرازید؛ عقب‌نشینی کنید، درنگ منمایید؛ زیرا من بلایی را از شمال، و ویرانی عظیمی را می‌آورم. شیر از بیشهٔ خود برآمده است، و هلاک‌کنندهٔ امت‌ها در راه است؛ او از جای خویش بیرون آمده است تا سرزمین تو را ویران سازد؛ و شهرهایت خراب خواهد شد، بی‌آنکه ساکنی در آن باشد. ارمیا ۴:‏۱–۷.

لیکن خداوند کا روح جدعون پر نازل ہوا، اور اُس نے نرسنگا پھونکا؛ اور ابیعزر اُس کے پیچھے جمع ہوئے۔ پھر اُس نے تمام منسّی میں قاصد بھیجے؛ اور وہ بھی اُس کے پیچھے جمع ہوئے۔ اور اُس نے آشر، زبولون، اور نفتالی کے پاس بھی قاصد بھیجے؛ اور وہ اُن سے ملنے کو اوپر آئے۔ قضاۃ 6:34، 35۔