معمولاً چنین ادعا میشود که اگر پنج نفر یک سانحهٔ واحدِ رانندگی را ببینند، آن پنج شاهد پنج روایت متفاوت از همان حادثه ارائه خواهند کرد؛ هرچند امروزه، در این دورهای که روحالقدس از میان بشر در حال برداشته شدن است، بیگمان در میان آن شاهدان کسانی نیز خواهند بود که برای حفظ جهانبینی شخصیِ خود، دربارهٔ آنچه دیدهاند چیزهایی بسازند و دروغ بگویند، و در عین حال باور داشته باشند که با این کار اهل فضیلتاند. در تاریخِ پنهان، چندین شاخهٔ گوناگون از حقیقتِ نبوی وجود دارد که نمایانگر شاهدان متفاوتِ همان رویدادهاست. در کلامِ خدا هیچ دروغی نیست، هرچند غالباً تفسیر انسانیِ آن رویدادها معیوب است؛ اما شاهدانِ کتابمقدسیِ این تاریخ، اگر بهدرستی تقسیم شوند، همگی با یکدیگر موافقاند.
پیتر در این تاریخ نمادی از یکصد و چهل و چهار هزار است، و شهادت او نمایانگر تاریخی تدریجی است از نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ تا بیداریِ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، سپس همچون کسی که در نخستین آزمونِ رؤیای خارجی درگیر است، و آنگاه در دومین آزمونِ رؤیای داخلی، که پس از آن آزمونِ محکِ گویهای آتشینِ نشویل خواهد آمد، تا بر افراشته شدنِ عَلَم برای امّتها.
ډونالډ ټرمپ په هغه پټ تاریخ کې د هغه چا په توګه راځي چې ټول نړیوالپالان راپاروي، چې پکې د نړۍ نړیوالپالان، دیموکرات ګوند، او د جمهوريپال ګوند RINO ګان شامل دي. هغه د نبوي ځانګړنو پوره کوونکی دی چې د حیوان د انځور له تصور سره تړاو لري، ځکه چې هغه د سیاسي مرګ څخه راژوندی شوی، د اوو څخه د اتم په توګه راڅرګندېږي. هغه په ټول پټ تاریخ کې خپل ځای لري، او ټاکل شوی دی چې هغه مهال به واکمن وي کله چې «فعاله استبداد» لومړی پر متحده ایالاتو او له هغه وروسته پر نړۍ وتپل شي. مرتد پروتستانتزم، د ځمکني حیوان په دوو ښکرونو کې د ټرمپ د مقابل لوري په توګه، د مکابیانو په تاریخ کې حاضر دی. د ملګرو ملتونو او روسیې په چوکاټ کې د اژدهايي ځواک بېلابېلې څرګندونې په تاریخ کې شاهدي ورکوي. پاپیتوب، د «ستا د خلکو غله» په توګه، هلته شته څو هر څه سره وتړي او رؤیا ټینګه کړي.
پیتر شما هستید، خوانندۀ عزیز. پیتر نامزدی است تا در زمرۀ عَلَمِ صد و چهل و چهار هزار تن باشد. پیتر در میانه ایستاده است، در نقطۀ میانیِ چندین خط نبوی، و بهوسیلۀ ایمان به قدسالاقداس داخل میشود و آن تحولی را دریافت میکند که بهواسطۀ رؤیتِ مسیح به انجام میرسد. پیتر بر کوهِ تجلی است، جایی که باید به صورتِ مسیح متحول گردد، در حالی که ایالات متحدۀ آمریکا در حال شکل دادنِ صورتِ وحش است.
«برادران، ما باید از خویشتن کمتر و از خدا بیشتر داشته باشیم. او نیروهای کلیسا را مطالبه میکند؛ اما توانایی قوم ما تا حد زیادی در راه مقاصد ناشایست صرف میشود. زمان بسیار زیادی به اندیشهها و مطالبات خرد اختصاص مییابد. خدا میخواهد که ما بر کوه برآییم، مستقیمتر به حضور او داخل شویم. ما به بحرانی نزدیک میشویم که بیش از هر زمان دیگری از آغاز جهان تاکنون، تخصیص کامل هر کسی را که نام مسیح را بر خود نهاده است، مطالبه خواهد کرد. کار خدا همهٔ آنچه را که از ما هست، میطلبد. اما قوم ما هرگز این تخصیص را بهجا نخواهند آورد مگر آنکه دلهایشان دگرگون شود. آنان همانقدر به توبه و بازگشت نیاز دارند که پطرس داشت. هنگامی که بدینسان زنده گردند، مسیح میتواند به ایشان بگوید: “برادرانت را استوار ساز”، “گوسفندان مرا خوراک ده”، “برههای مرا خوراک ده.”»
«چون قدرت الهی با کوشش انسانی همراه گردد، کار همچون آتش در کاهخشک گسترش خواهد یافت. خداوند ابزارهایی را به کار خواهد گرفت که منشأ آنها از درک انسان بیرون خواهد بود؛ فرشتگان کاری را انجام خواهند داد که آدمیان میتوانستند از برکتِ انجام آن برخوردار شوند، اگر از پاسخ دادن به مطالبات خدا غفلت نورزیده بودند. اکنون این کار به انسان عرضه شده است. آیا او آن را خواهد پذیرفت؟ در این زمان، درهای بسیاری از بند گشوده و به روی کارگران باز شده است. آیا از این درها داخل خواهند شد؟ چه کسی آماده است که به فرمان استاد بگوید: “لبیک، خداوندا، مرا بفرست”؟ فریاد مقدونی با استغاثههای جانسوز از همه اطراف جهان به ما میرسد: “عبور کرده، ما را یاری دهید.”» Review and Herald, December 15, 1885.
ما باید به کوه بیاییم و همچون پطرس متحوّل شویم، و چون چنین کنیم، همانگونه که اشعیا شد، تطهیر خواهیم شد. این تطهیر آنگاه بهمنزلهٔ امری تحققیافته به تصویر کشیده میشود که قدرت الهی با تلاش انسانی درهم آمیخته گردد. ندای مقدونی در تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل رخ میدهد.
زمان آن فرا رسیده است که در شهرهای ما کوششهای قاطعانه به عمل آید. لوقا ۲۱ را بخوانید. این پیام برای این زمان است، و برای این نسلِ آخر نوشته شده است. ما نباید اجازه دهیم هیچ چیز میان ما و کاری که خدا به ما سپرده است تا انجام دهیم، حائل شود. باید تلاشهای ویژهای به عمل آید تا حقیقت در برابر دیدگان کسانی که در شهرها هستند قرار گیرد.
«نباید هیچ زمانی را در عیبجویی از دیگران تلف کرد. هرگونه مجادله باید پایان یابد. ما باید همچون برادران یکدیگر را محبت کنیم. بیایید با خدا به کوه برآییم، تا بازگردیم در حالی که بازتاب جلال خدا بر ما باشد. تنها جایی که میتوانیم آن را به دست آوریم، کوه با خداست. کاری هست که باید در مطالعهٔ کلام خداوند، آنگونه که در شریعت او آشکار شده است، انجام گیرد. بسیار خواندنِ سطحی بوده است، اما چه مقدار مطالعهٔ واقعی؟ مسیح در میان انسانها زیست و در جهان، همان احکام شریعت را موعظه کرد.»
«کار بهزودی در عدالت به اختصار پایان خواهد یافت. ما باید در کوششهای خود برای پیش بردن آن تا به کمال، پافشارتر و پارساتر شویم. زمانی فرا رسیده است که نه تنها باید فعال باشیم، بلکه باید آن فعالیت را چنان متمرکز سازیم که ثمربخش واقع شود. اگر وقت بیشتری را بر کوه با خدا میگذراندیم، کار ما مؤثرتر میبود.»
«باید قدرتی قانعکنندهتر به موعظهٔ ما درآید. شمشیرِ روح باید از نو تیز گردد و با قدرت به پیش فرستاده شود. آیا خویشتن را بدان خواهیم گماشت، چونان مردانی که همهٔ واقعیاتِ ابدیت را پیشِ روی خود دارند؟ ما خواهان آنیم که قدرتِ روحالقدس به پیش رود و کارِ خدا را در زمین به کمال رساند.» Australian Union Conference Recorder، 1 اکتبر 1906.
بر کوہ، جو مقامِ اقدس بھی ہے، الوہیت ہماری انسانیت کے ساتھ متحد ہوتی ہے، اور لوقا 21 آخری نسل کے لیے پیغام ہے، جسے شہروں کو آخری انتباہ دینا ہے۔ شہروں کے لیے یہ انتباہی کام فرشتے انجام دیں گے اگر ہم کوہ پر آنے اور اُس کی صورت میں ڈھل جانے سے انکار کریں۔ یہ کام شہروں کے لیے ہے، کیونکہ آخری نسل اُس زمانے میں زندہ ہے جب “ہزاروں شہر” ہلاک کیے جانے ہیں۔ شہروں کی تباہی کا نبوی دور نیش ول کے آتشی گولوں سے شروع ہوتا ہے، اور انتباہ کا کام بھی وہیں سے آغاز پاتا ہے، اور اس کام کی نشان دہی لوقا 21 میں کی گئی ہے۔ برسوں کے دوران ہم بارہا یہ دکھا چکے ہیں کہ لوقا 21 تیسرے افسوس کے اسلام کے بارے میں ایک انتباہ ہے۔
در لوقا ۲۱، عیسی تاریخ را از ردّ اسرائیل باستان بهعنوان قوم برگزیدۀ خدا آغاز کرد و آن را تا پایان اعصار تاریکِ آزار و جفای پاپی دنبال نمود، و سپس به نشانههایی پرداخت که تاریخ میلری را آغاز کردند. تاریخ میلری، تاریخِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر را به تصویر میکشد.
و ایشان به دمِ شمشیر فرو خواهند افتاد، و به اسیری در میان جمیع امتها برده خواهند شد؛ و اورشلیم پایمالِ امتها خواهد شد، تا زمانهای امتها به کمال رسد. و در خورشید و ماه و ستارگان علامتها خواهد بود؛ و بر زمین، تنگیِ امتها با حیرت؛ دریا و امواج در خروش؛ و دلهای مردمان از ترس و از انتظارِ آنچه بر جهان میآید، از حال خواهد رفت؛ زیرا قوای آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که با قوت و جلال عظیم بر ابری میآید. لوقا 21:24–27.
یوحنا در فصل یازدهمِ مکاشفه تصریح میکند که ۱,۲۶۰ سالِ حاکمیت پاپی بهطور نبوی «به امّتها» داده شد، و لوقا مشخص میسازد که در سال ۱۷۹۸، زمانِ امّتها به کمال رسید. سپس مسیح به نشانهها در خورشید و ماه و ستارگان پرداخت که جنبش میلری را علامتگذاری میکنند، و سخن را با این عبارت به پایان برد: «تنگیِ امّتها، با حیرت؛ دریا و امواج در خروش؛ و دلهای مردمان از ترس و از انتظارِ آن چیزهایی که بر جهان خواهد آمد، از حال میرود.» «تنگیِ امّتها» در لوقا، همان «خشمگین شدنِ امّتها» در مکاشفه است.
اور قومیں غضبناک ہوئیں، اور تیرا غضب آ پہنچا، اور مُردوں کے انصاف کا وقت بھی، تاکہ اُن کا فیصلہ کیا جائے، اور تاکہ تو اپنے بندوں یعنی نبیوں کو، اور مقدسین کو، اور اُن کو جو تیرے نام سے ڈرتے ہیں، چھوٹے اور بڑے سب کو، اجر دے؛ اور اُن کو ہلاک کرے جو زمین کو ہلاک کرتے ہیں۔ مکاشفہ 11:18۔
“غضب” خدا در هفت بلای آخر واقع میشود و از هنگامی آغاز میگردد که میکائیل برمیخیزد و زمانِ آزمونِ بشر به پایان میرسد. به خشم آمدنِ امتها دورهای است که به پایانِ زمانِ آزمون منتهی میشود. به خشم آمدنِ امتها از ۱۱ سپتامبر آغاز شد، هنگامی که اسلامِ وایِ سوم فرا رسید، و بدینسان فرارسیدنِ بارانِ آخر را علامتگذاری کرد.
«J’ai vu que la colère des nations, la colère de Dieu, et le temps de juger les morts étaient des événements séparés et distincts, se succédant l’un à l’autre; j’ai vu aussi que Michel ne s’était pas encore levé, et que le temps de détresse tel qu’il n’y en a jamais eu n’avait pas encore commencé. Les nations s’irritent maintenant; mais lorsque notre Souverain Sacrificateur aura achevé Son œuvre dans le sanctuaire, Il se lèvera, revêtira les vêtements de la vengeance, et alors les sept dernières plaies seront déversées. »
«میں نے دیکھا کہ چار فرشتے چار ہواؤں کو روکے رکھیں گے جب تک کہ یسوع کا کام مقدِس میں مکمل نہ ہو جائے، اور پھر آخری سات آفتیں نازل ہوں گی۔» ابتدائی تحریریں، 36۔
در تاریخ میلری، خشمگین شدن امتها، یا آنگونه که لوقا ثبت کرده است، «پریشانی امتها»، بهوسیلهٔ اسلام تحقق یافت.
«در سال ۱۸۳۸، ترکیه در جنگ با مصر درگیر شد. مصریان بهگونهای پیش میرفتند که قدرت ترکیه را سرنگون سازند. برای جلوگیری از این امر، چهار قدرت بزرگ اروپا، یعنی انگلستان، روسیه، اتریش و پروس، مداخله کردند تا حکومت ترکیه را حفظ کنند.» اوریا اسمیت، Synopsis of Present Truth، 218.
در سال 1838، آنچه «مسئلهٔ شرقی» نامیده میشد، ملتها را به لرزه درآورده بود، و «مسئلهٔ شرقی» همان اسلام بود، باد شرقیِ کتابمقدسی. تاریخ میلریتی نشان داد که ملتها بهوسیلهٔ اسلام متزلزل شدند و سپس خداوند در ابرها به سوی قدسالاقداس آمد، و بدینسان نمونهای شد از زمانی که خداوند در ابرها در آمدنِ دومِ خویش میآید. پیش از آمدن او در ابرها، اسلام ملتها را به تنگی میافکند، و این همان پیامی است که به پطرس داده شده است تا آن را پیشاپیشِ نابودیِ «هزاران شهر» به شهرها اعلام کند. دورهٔ نابودیِ شهرها با گلولههای آتشینِ نشویل آغاز میشود.
«کاش قوم خدا از ویرانی قریبالوقوعِ هزاران شهر، که اکنون تقریباً یکسره به بتپرستی سپرده شدهاند، آگاهی و احساسی میداشتند! اما بسیاری از کسانی که میبایست حقیقت را اعلام کنند، برادران خود را متهم میسازند و محکوم میکنند. هنگامی که قدرتِ تبدیلکنندهٔ خدا بر اذهان فرود آید، تغییری آشکار پدید خواهد آمد. انسانها دیگر میلی به انتقاد کردن و ویران ساختن نخواهند داشت. آنان در موضعی نخواهند ایستاد که مانع تابیدن نور به جهان شود. انتقادهای ایشان، اتهامزنیهای ایشان، پایان خواهد یافت. قوای دشمن برای نبرد بسیج میشوند. کشاکشهای سخت در پیشِ روی ماست. به یکدیگر نزدیک شوید، ای برادران و خواهران من، به یکدیگر نزدیک شوید. با مسیح پیوند یابید. «شما مگویید: فتنهای؛... و از آنچه آنان از آن میترسند، مترسید، و بیمناک مشوید. یهوهٔ صبایوت را تقدیس نمایید، و او ترس شما باشد و او هراس شما. و او مقدّسی خواهد بود؛ لیکن برای هر دو خاندان اسرائیل سنگِ مصادمَه و صخرهٔ لغزش، و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد شد. و بسیاری از ایشان خواهند لغزید و خواهند افتاد و شکسته خواهند شد و در دام گرفتار آمده، اسیر خواهند گردید.»
«جهان صحنهای تئاتری است. بازیگران آن، یعنی ساکنانش، خود را آماده میسازند تا نقش خویش را در آخرین نمایش بزرگ ایفا کنند. خدا از نظرها دور مانده است. در میان تودههای عظیم بشر هیچ وحدتی وجود ندارد، مگر آنگاه که انسانها برای تحقق مقاصد خودخواهانهٔ خویش با یکدیگر همپیمان میشوند. خدا نظارهگر است. مقاصد او دربارهٔ رعایای سرکش خویش به انجام خواهد رسید. جهان به دست انسانها سپرده نشده است، هرچند خدا برای مدتی به عناصر آشفتگی و بینظمی اجازه داده است که سلطه یابند. قدرتی از زیر در کار است تا آخرین صحنههای بزرگ این نمایش را پدید آورد—شیطان که همچون مسیح میآید و با همهٔ فریبِ ناراستی در میان کسانی عمل میکند که خویشتن را در انجمنهای سری به یکدیگر پیوند میدهند. آنان که تسلیم شور همپیمانی میشوند، نقشههای دشمن را به اجرا درمیآورند. علت، بهدنبال خود معلول را خواهد آورد.»
«تعدی تقریباً به حد نهایی خود رسیده است. آشفتگی جهان را فرا گرفته، و بهزودی هراسی عظیم بر آدمیان فرود خواهد آمد. پایان بسیار نزدیک است. ما که حقیقت را میشناسیم، باید خود را برای آنچه بهزودی همچون شگفتیای سهمگین بر جهان فرود خواهد آمد، آماده سازیم.» Review and Herald, September 10, 1903.
«عناصرِ الجھن اور بدنظمی» اُس نظام کے ثمر کے طور پر تیار کی جا رہی ہیں جسے سسٹر وائٹ «اعلیٰ تعلیم» قرار دیتی ہیں، اور جسے وہ «رازِ بےدینی» بھی قرار دیتی ہیں۔ نیش وِل کا پارتھینون مندر اُس جھوٹی تعلیم کی علامت ہے جو اب اُس «الجھن اور بدنظمی» کو پیدا کر رہی ہے جو «کچھ عرصہ تک غلبہ» رکھتی ہے۔ نیش وِل پر آتشیں گولے اسلام کے ذریعے لائے جاتے ہیں اور وہ «نیکی اور بدی کی پہچان کے درخت» پر خدا کی عدالت کی نمائندگی کرتے ہیں۔ جب نیش وِل پر ضرب لگتی ہے تو نصف شب کی صدا کی منادی کے مختصر عرصہ کا آغاز ہوتا ہے، اور یہ اتوار کے قانون تک لے جاتا ہے، جہاں یسعیاہ کی شریر «سازباز» اپنی آخری حرکت کرتی ہے جبکہ دنیا کو مجبور کیا جاتا ہے کہ وہ اُس ایک عالمی حکومت کو قبول کرے جسے مکاشفہ تیرہ میں حیوان کی شبیہ کے طور پر شناخت کیا گیا ہے۔ شریر سازباز کی بابت یسعیاہ کی شناخت ایک لاکھ چوالیس ہزار کی مہر کے ساتھ ہم آہنگ ہے۔
تم یہ نہ کہو: "سازش"، ہر اس بات کے بارے میں جسے یہ لوگ "سازش" کہتے ہیں؛ اور نہ تم ان کے خوف سے ڈرو، اور نہ ہراساں ہو۔ ربُّ الافواج ہی کو مقدس جانو؛ اور وہی تمہارا خوف ہو، اور وہی تمہاری ہیبت ہو۔ اور وہ مقدِس کے طور پر ہوگا؛ لیکن اسرائیل کے دونوں گھروں کے لیے ٹھوکر کا پتھر اور لغزش کی چٹان، اور یروشلم کے باشندوں کے لیے پھندا اور جال ہوگا۔ اور ان میں سے بہت سے ٹھوکر کھائیں گے، اور گریں گے، اور ٹکڑے ٹکڑے کیے جائیں گے، اور پھندے میں پھنسیں گے، اور پکڑے جائیں گے۔
گواهی را ببند، و شریعت را در میان شاگردان من مُهر کن. و من برای خداوند که روی خود را از خاندان یعقوب پنهان میدارد، انتظار خواهم کشید، و به او نظر خواهم داشت. اینک، من و فرزندانی که خداوند به من داده است، از جانب یَهُوَه صبایوت که در کوه صهیون ساکن است، در اسرائیل برای آیات و شگفتیها هستیم. و چون به شما بگویند: «به صاحبان ارواح آشنا و به جادوگرانی که پچپچ میکنند و زمزمه مینمایند، رجوع کنید»، آیا قومی نباید به خدای خود رجوع کند؟ آیا برای زندگان به مردگان روی آورند؟ به شریعت و به گواهی! اگر ایشان بر وفق این کلام سخن نگویند، از آن روست که در ایشان هیچ نوری نیست. اشعیا ۸:۱۲–۲۰.
مقطعِ خواہر وائٹ اس بات کی نشاندہی کرتا ہے کہ “ابتری اور بے نظمی” کا ایک زمانہ “شیطان کے مسیح کے طور پر آنے” پر منتج ہوتا ہے۔ اتوار کے قانون کے وقت شیطان مسیح کا روپ دھار کر ظاہر ہوتا ہے۔
«بهموجب فرمانی که در نقض شریعت خدا، استقرار پاپیّت را به اجرا گذارد، ملت ما خود را بهطور کامل از عدالت جدا خواهد ساخت. هنگامی که پروتستانیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت رومی را بفشارد، هنگامی که از فراز این ورطه دست خود را دراز کند تا با روحگرایی دست دهد، هنگامی که، تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، کشور ما هر اصل قانون اساسی خویش را بهعنوان حکومتی پروتستان و جمهوریخواه مردود شمارد، و برای گسترش اکاذیب و فریبهای پاپی تمهید فراهم آورد، آنگاه خواهیم دانست که زمانِ عملکرد شگفتانگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» Testimonies، جلد 5، ص. 451.
دورانِ «الجھن اور بے ترتیبی» اتوار کے قانون سے پہلے وقوع پذیر ہوتا ہے۔ اتوار کے قانون سے ذرا پہلے، اُس مدت میں جس کی تمثیل ایکسیٹر کی کیمپ میٹنگ اور پنتیکست سے قبل بالا خانے میں گزارے گئے دس دنوں سے ہوتی ہے، ایک لاکھ چوالیس ہزار کو «آپس میں مل کر قریب آؤ، میرے بھائیو اور بہنو، … مسیح کے ساتھ بندھ جاؤ»۔ مہر لگائے جانے کا عمل اتوار کے قانون سے پہلے ہوتا ہے، اور اسی تاریخ میں وہ شریر اتحاد ایک عالمی حکومت قائم کرنے کے اپنے آخری کام کا آغاز کرتا ہے۔
در زمانِ مُهر شدن، مسیح برای پارسایان مَحرَمی مقدّس خواهد بود، امّا برای شریران سنگِ لغزش. او برای ساکنان اورشلیم «دامی و تلهای» خواهد بود؛ همان «بسیارانی» که سقوط میکنند، امّا برای آن اندکانی که مُهر شدهاند، «او» مایهٔ «ترس» ایشان خواهد بود.
„Božiazeň“ voči Bohu bola to, čo Eve chýbalo, a tí, ktorí sa Boha boja, majú iný druh bázne než strach, ktorý prichádza na mnohých, čo sa potkýnajú. Tieto dva druhy bázne označujú tých, ktorí prejdú skúšobným procesom, a tých, ktorí v ňom zlyhajú. Tí, ktorí prejdú, sú zapečatení; tí, ktorí neprejdú, sú znázornení číslom päť, lebo „sa potknú, a padnú, a budú dolámaní, a budú lapení, a budú zajatí.“ Čas pečatenia, ktorý je predstavený ako nastávajúci pred nedeľným zákonom, keď panuje obdobie zmätku a nepokoja, je časom, keď sa napĺňa podobenstvo o desiatich pannách.
آن اندک کسانی که در تقابل با بسیاریِ لغزشخورده مُهر شدهاند، همانهایی هستند که برای خداوند «انتظار میکشند»، و بدینسان با باکرههای دانا که «در انتظار بودند» شناخته میشوند. همچنین در درون این دو دسته از باکرهها، گونهای انتظارِ نبویِ تقدیسشده و تقدیسناشده وجود دارد که با دو نوع ترس مطابقت دارد.
«“و چون داماد تأخیر نمود، همگی در خوابآلودگی فرو رفتند و خفتند.” از تأخیر داماد، گذشتِ زمانی مراد است که در آن انتظار میرفت خداوند بیاید، نیز نومیدی و این تأخیرِ ظاهری. در این دورانِ عدمِ یقین، علاقهٔ سطحینگران و دودلان بهزودی رو به سستی نهاد و کوششهایشان کاهش یافت؛ اما آنان که ایمانشان بر شناختی شخصی از کتابمقدس استوار بود، صخرهای زیر پای خود داشتند که امواجِ نومیدی نمیتوانست آن را بشوید و از میان ببرد. “همگی در خوابآلودگی فرو رفتند و خفتند؛” یک گروه در بیاعتنایی و وانهادنِ ایمان خویش، و گروه دیگر با شکیبایی در انتظار تا نوری روشنتر عطا گردد. با این همه، در شبِ آزمایش، گروه اخیر نیز تا اندازهای شور و اخلاصِ خود را از دسترفته مینمودند. آن سطحینگران و دودلان دیگر نمیتوانستند بر ایمانِ برادرانِ خود تکیه کنند. هر کس باید خود برای خویش بایستد یا سقوط کند.» نبرد عظیم، ۳۹۵.
وہ لوگ جو تقدیس یافتہ انداز میں انتظار کرتے ہیں، اُنہیں “نشانیاں اور عجائبات” ہونا ہے، جبکہ اتوار کے قانون کے وقت اُنہیں دنیا کے سامنے ایک عَلَم کے طور پر بلند کیا جاتا ہے، جب نیکی اور بدی کی پہچان کے درخت کا مسئلہ اُس معرفت کی نمائندگی کرتا ہے جو “آشنا ارواح والوں اور غیب گوؤں کی، جو چیں چیں کرتے اور بڑبڑاتے ہیں” سے منسوب ہے، اور اُس معرفت کی بھی جو “شریعت اور شہادت” سے متعین کی گئی ہے۔ یہ وہی آزمائش ہے جو حوّا اور آدم کے لیے تھی۔ کیا ہم ایسی تعلیم کو قبول کرتے ہیں جس میں حق، خطا کے ساتھ مخلوط اور ممزوج ہو، یا ہم “یوں فرماتا ہے خداوند” پر قائم رہتے ہیں، کیونکہ اگر وہ اس کلام کے مطابق نہ بولیں تو اِس لیے کہ اُن میں کوئی نور نہیں۔ سچی اور جھوٹی تعلیم، مسیح اور شیطان کے درمیان عظیم تنازع میں حق کی ایک بنیادی لکیر ہے۔ نیش وِل کلامِ خدا کے خلاف بغاوت کی علامت ہے، اسی یقینی طور پر جیسے سدوم عیاشی کی علامت ہے، اور جیسے نیو یارک ریاستہائے متحدہ کی معاشی قوت کی علامت ہے اور پینٹاگون اُس کی عسکری قوت کی علامت ہے۔
پیٹر نیش وِل کے آگ کے گولوں کی دہلیز پر، پانیئم میں اور پہاڑ پر کھڑا ہے، اور یہ ہیکل کی آزمائش کی نمائندگی کرتا ہے۔ وہ پہچانتا ہے کہ لاodicean سیونتھ ڈے ایڈونٹزم کو، جب آگ کے گولے گریں گے، ملامت کیا جانے والا اور شرمندہ کیا جانے والا ہے، اور یہ کہ نیش وِل، ریاستہائے متحدہ اور دنیا کو خبردار کیا جانا ضروری ہے۔ اسلام کا پیغام ایلچیوں کی تصدیق کرتا ہے، بالکل اسی طرح جیسے کرمل پر نازل ہونے والی آگ نے اس بات کی تصدیق کی تھی کہ ایلیاہ سچا نبی تھا۔ تاہم نیش وِل کے لیے انتباہ محض تیسرے ہائے کا اسلام نہیں ہے، چہ جائیکہ یہ کہ اچانک حملے میں کس نوعیت کے ہتھیار استعمال کیے جاتے ہیں۔ انتباہ کے پیغام کو یہ واضح کرنا لازم ہے کہ اسلام کو عدالت لانے کی اجازت کیوں دی جا رہی ہے، ایسی عدالت جو ایک ایسے دور کا آغاز کرتی ہے جس میں ہزاروں شہر تباہ کر دیے جاتے ہیں۔ پیشگی یہ نشان زد کر دینا کہ اسلام نیش وِل پر ایک اچانک حملہ برپا کرے گا، ایلچیوں کی توثیق کرے گا، لیکن اگر انتباہ صرف اتنا ہی کرے تو وہ ایک نامکمل انتباہ ہے۔
गोیا नैशविलका आगाका गोलाहरू परमेश्वरको एउटा न्याय हुन्, जसले एउटा छोटो अवधिको आरम्भ गर्दछ, र त्यो अवधि आइतबार-व्यवस्थामा समाप्त हुन्छ; जसरी त्यस अवधिको आरम्भमा यो पनि परमेश्वरकै न्याय हो। परमेश्वरले आदम र हव्वालाई पहिले नै त्यो परीक्षा के थियो, र यदि तिनीहरूले त्यो परीक्षामा असफल भए भने त्यसका परिणामहरू के हुनेछन्, भनी बताउनुभएको थियो। सिस्टर ह्वाइटले “कारणदेखि परिणामसम्म” तर्क गर्न सक्ने क्षमताको महत्त्व पहिचान गर्नुहुन्छ, र बाइबलले पनि “कारण” बिना आउने “श्राप” आउँदैन भनी स्पष्ट गर्दछ।
چنانکه گنجشک به آوارگی و پرستو به پرواز میرود، لعنتِ بیسبب نیز نخواهد آمد. امثال ۲۶:۲
نَشْوِل کے آگ کے گولے آنے والے “اثر” اور “لعنت” ہیں۔ تنبیہی پیغام میں “سبب” کا شامل ہونا لازمی ہے۔ نبی یوناہ کا پیغام محض چالیس دن میں آنے والی ہلاکت کی نشان دہی نہ تھا، بلکہ اس نے بادشاہ سے لے کر پوری آبادی تک بیداری اور اصلاح پیدا کی۔ جس بات کی نشان دہی کی گئی، اسی نے بادشاہ اور اس کی قوم کو اپنی بُری راہوں سے پھرنے پر آمادہ کیا۔ یوناہ نے انہیں آنے والی ہلاکت کی خبر دی تھی، اور یہ بھی بتایا تھا کہ وہ ان کی شرارت اور بدکار طرزِ زندگی کے سبب ہے۔
زیرا خبر به پادشاه نینوا رسید، و او از تخت خود برخاست، و ردای خویش را از بر کند، و پلاس در بر گرفت، و در خاکستر نشست. و فرمان داد که در سراسر نینوا، به حکم پادشاه و بزرگانش، ندا کنند و اعلام نمایند که نه انسان و نه حیوان، نه گله و نه رمه، چیزی نچشند؛ نه بچرند و نه آب بنوشند. بلکه انسان و حیوان پلاس در بر کنند، و با تمامی قوت نزد خدا فریاد برآورند؛ آری، هر یک از راه شریرانهٔ خویش و از ظلمی که در دستهای ایشان است بازگردند. یونس ۳:۶–۸.
اسلام ایک نرسنگے کی قدرت ہے، اور مکاشفہ کی کتاب کے باب آٹھ سے گیارہ تک کے سات نرسنگے، نیز باب سولہ، مخصوص نبوی خصوصیات کے حامل ہیں۔ پہلے چار نرسنگے 321 میں پہلے اتوار کے قانون کے نفاذ کے سبب شاہی روم پر نازل ہونے والے عدالت کے احکام تھے۔ اگلے دو نرسنگے 538 میں اتوار کے ایک قانون کے نفاذ کے سبب پاپائی روم پر نازل ہونے والے عدالت کے احکام تھے۔ مکاشفہ کی کتاب کے باب آٹھ سے گیارہ تک کے سات نرسنگے، مکاشفہ باب سولہ کی سات آخری آفتوں کی تمثیل ہیں، جو اتوار کے نفاذ کے باعث بنی نوع انسان پر خدا کا فیصلہ ہیں۔
پیام هشداردهندهٔ نشویل باید گامهایی را که به سوی قانون یکشنبه رهنمون میشوند، مشخص سازد؛ و بر بنیاد شهادت نبوی، داوری در پی میآید و بر علت پیشی نمیگیرد. داوری، اثرِ اجرای اجباریِ یکشنبه است. پنج شاهدِ تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل که اکنون بدانها میپردازیم، شهادتهای متفاوتی ارائه میکنند؛ اما برخلاف شاهدان بشری، همهٔ خطوط نبوی با یکدیگر درهم میآمیزند. شناساییِ گامهای قانون نهاییِ یکشنبه در ایالات متحده، هنگامی به انجام میرسد که پطرس شهادت دونالد ترامپ را با هم درمیآمیزد تا اثر گلولههای آتشینِ نشویل را تبیین کند.
هشدار نشویل به جهان این است که خداوند در همان مقطع زمانی، داوری نهایی خود را بر انسانها و امتها آغاز میکند. سپس دورهای از ویرانی شهرها آغاز میشود و بهسرعت به قانون یکشنبه منتهی میگردد، جایی که ارتداد ملی با هلاکت ملی پی گرفته میشود. آنگاه شیطان میآید تا مسیح را جعل کند، و آن اتحادیهٔ شریر برپا میشود، هنگامی که آن ده پادشاه موافقت میکنند پادشاهی خود را به دزدانِ قوم تو، که رؤیا را برقرار میسازند، بسپارند. هشدار نشویل بهوسیلهٔ تاریخی بازنمایی میشود که بر نشویل تقدّم دارد، چنانکه با اقدام دونالد ترامپ در ساختن تمثالی برای وحش بازنموده شده است. پیام ترامپ، شیپورِ هشدار است که پیش از گلولههای آتشینِ نشویل به صدا درمیآید.
ما این مطالب را در مقالۀ بعدی ادامه خواهیم داد.