خواهر وایت چندین بار بیان میدارد که آن بخش از اشعیا که عیسی در کنیسهٔ ناصره خواند، نه تنها کار او را اعلام میکرد، بلکه نمونهای از کار ما نیز بود. تحقق کامل آن کارِ مسحشده بهوسیلهٔ کسانی انجام میشود که عَلَمِ یکصد و چهل و چهار هزار را تشکیل میدهند.
روح خداوند یهوه بر من است، زیرا یهوه مرا مسح کرده است تا به حلیمان بشارت دهم؛ او مرا فرستاده است تا شکستهدلان را التیام بخشم، و آزادی را به اسیران اعلام کنم، و گشایش زندان را به بندیان؛ تا سال پسندیدهٔ یهوه و روز انتقام خدای ما را اعلام نمایم؛ تا همهٔ ماتمیان را تسلی دهم؛ تا برای ماتمیانِ صهیون مقرر سازم که به ایشان بهجای خاکستر، جمال بخشم، و بهجای ماتم، روغنِ شادی، و بهجای روحِ پژمردگی، ردای ستایش؛ تا ایشان درختانِ عدالت نامیده شوند، غرسِ یهوه، تا او جلال یابد. و ایشان ویرانههای کهن را بنا خواهند کرد، خرابیهای پیشین را برپا خواهند نمود، و شهرهای ویران را که نسلهای بسیار خراب بودهاند، مرمت خواهند کرد. و بیگانگان خواهند ایستاد و گلههای شما را خواهند چرانید، و پسرانِ اجنبی زارعان و باغبانانِ تاکستانهای شما خواهند بود. اما شما کاهنانِ یهوه نامیده خواهید شد؛ مردم شما را خادمانِ خدای ما خواهند خواند؛ ثروت امتها را خواهید خورد، و به جلال ایشان فخر خواهید نمود. بهجای ننگِ شما، نصیبِ مضاعف خواهد بود؛ و بهجای رسوایی، در حصهٔ خویش شادمان خواهند شد؛ از اینرو در سرزمین خود، مضاعف را به ملکیت خواهند گرفت؛ شادی جاودانی از آنِ ایشان خواهد بود. اشعیا ۶۱:۱–۷۔
در مقالهٔ پیشین آغاز کردیم تا «ساعت، ماه، روز و سال» را که نبوت زمانیِ سیصد و نود و یک سال و پانزده روز را تشکیل میداد، شناسایی کنیم. دیگر زمانی در کار نیست؛ ازاینرو این چهار تعبیرِ زمان باید در ایام آخر بهگونهای نمادین به کار برده شوند، هنگامی که ویژگیهای نبویِ مصیبتِ اول و دوم در مصیبتِ سوم تکرار میشوند. «سال» همان «سالِ مقبولِ خداوند» است، و نیز «روزِ انتقامِ خدای ما» میباشد.
«روز» همان «روزِ بلا» است؛ روزِ مکافات و انتقام، چنانکه موسی آن را بیان کرده است.
انتقام و جزا از آنِ من است؛ پای ایشان در وقتِ معیّن خواهد لغزید؛ زیرا روزِ هلاکتِ ایشان نزدیک است، و آنچه بر ایشان خواهد آمد، شتاب میکند. تثنیه ۳۲:۳۵.
در اشعیا، سخن از «سالِ مقبول» و «روزِ انتقام» است، و روزِ انتقام همان «روزِ بلا»ی موسی است که در آن پایِ لائودیکیه میلغزد، آنگاه که مکافات و انتقام را دریافت میکنند. ساعتِ زلزلهٔ عظیم، روزِ بلا، سالِ مقبول، و ماهِ اول، همگی با قانونِ یکشنبه منطبقاند. واژهٔ «ماه» در یوئیل واژهای افزوده است، اما این واژهٔ افزوده درست است. مترجمان واژهٔ «ماه» را در توافق با این حقیقت افزودند که بارانِ آخر در ماهِ اول نازل شد.
پس ای فرزندانِ صهیون، شادمان باشید و در یهوه خدایِ خود وجد نمایید؛ زیرا او بارانِ نخستین را به اندازه به شما عطا کرده است، و برای شما باران را نازل خواهد کرد، یعنی بارانِ نخستین و بارانِ آخر را در ماهِ اول. یوئیل ۲:۲۳.
واژهٔ «ماه» تفسیری است، نه بخشی از متنِ اصلیِ الهامشده. در عبری، بهسادگی گفته شده است که بارانها «در نخست» یا «چنانکه در آغاز بود» خواهند آمد—یعنی خدا بارانها را در موسمِ درستِ خود، درست همانند روزگارانِ پیشین، باز خواهد گردانید. خواهر وایت بارها نهضتِ میلری از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ را با پنتیکاست همسو میسازد تا بارانِ آخِر را در ایامِ آخر توصیف کند. بارانِ آخِر «چنانکه در آغاز بود» میآید، و آن آغاز پنتیکاست بود، که خواهر وایت نیز بارها آن را با قانونِ یکشنبه همسو میسازد.
«فرشتهای که در اعلام پیام فرشتهٔ سوم با او متحد میشود، باید تمامی زمین را به جلال خویش روشن سازد. در اینجا از کاری با گسترهای جهانی و قدرتی بیسابقه پیشگویی شده است. جنبش ظهور در سالهای 1840–44 تجلی باشکوهی از قدرت خدا بود؛ پیام فرشتهٔ اول به هر ایستگاه بشارتی در جهان رسانده شد، و در برخی کشورها بزرگترین علاقهٔ دینی پدید آمد که از زمان اصلاحات قرن شانزدهم در هیچ سرزمینی دیده نشده بود؛ اما اینها نیز بهوسیلهٔ جنبش نیرومندِ زیر آخرین هشدارِ فرشتهٔ سوم، پشت سر گذاشته خواهند شد.»
“این کار مشابهِ کارِ روزِ پِنتیکاست خواهد بود. همانگونه که «بارانِ اوّل» در ریزشِ روحالقدس در آغازِ بشارتِ انجیل عطا شد تا موجبِ روییدنِ آن بذرِ گرانبها گردد، به همانسان «بارانِ آخر» در پایانِ آن برای رسیدنِ محصول عطا خواهد شد. «پس اگر در پیِ معرفتِ خداوند باشیم، آنگاه خواهیم دانست: طلوعِ او همچون صبح مهیّاست؛ و او برای ما مانندِ باران خواهد آمد، مانندِ بارانِ آخر و اوّل بر زمین.» هوشع 6:3. «پس ای فرزندانِ صهیون، شادمان باشید و در یهوه خدایِ خود وجد نمایید، زیرا او بارانِ اوّل را به اندازه به شما داده است، و برای شما باران را فرو خواهد فرستاد، یعنی بارانِ اوّل و بارانِ آخر را.» یوئیل 2:23. «در ایّامِ آخر، خدا میگوید، از روحِ خود بر همهٔ بشر خواهم ریخت.» «و چنین خواهد شد که هر که نامِ خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت.» اعمال 2:17، 21.”
«کارِ عظیمِ انجیل قرار نیست با ظهوری کمتر از قدرتِ خدا نسبت به آنچه آغازِ آن را مشخص ساخت، به پایان رسد. نبوتهایی که در فروباریدنِ بارانِ اول در آغازِ انجیل تحقق یافتند، بار دیگر در بارانِ آخر، در پایانِ آن، تحقق خواهند یافت. اینک آن “اوقاتِ تازگی” است که رسول پطرس بدان چشم دوخته بود، آنگاه که گفت: “پس توبه کنید و بازگشت نمایید تا گناهانِ شما محو گردد، وقتی که اوقاتِ تازگی از حضورِ خداوند فرا رسد؛ و او عیسی را خواهد فرستاد.” اعمال 3:19، 20.» جدال عظیم، 611.
پنتیکاست «گشایش» یا «آغاز» کار انجیل بود، و باران اخیر در «پایان»، «انجام» آن است. نخستین، نمایانگر آخرین است. ماه نخست، ریزش روحالقدس را در زمان قانون یکشنبه مشخص میسازد.
«Ninguno de nosotros recibirá jamás el sello de Dios mientras nuestros caracteres tengan sobre sí una sola mancha o defecto. Nos corresponde a nosotros remediar los defectos de nuestro carácter, limpiar el templo del alma de toda contaminación. Entonces la lluvia tardía caerá sobre nosotros, así como la lluvia temprana cayó sobre los discípulos en el día de Pentecostés. …»
«ای برادران، در کار عظیمِ آمادهسازی چه میکنید؟ آنان که با جهان متحد میشوند، قالبِ جهانی را میپذیرند و برای نشانِ وحش آماده میگردند. اما آنان که به خویشتن اعتماد ندارند، که در حضور خدا خود را فروتن میسازند و جانهای خویش را با اطاعت از حقیقت پاک میکنند، اینان قالبِ آسمانی را دریافت میدارند و برای مُهرِ خدا بر پیشانیهای خود آماده میشوند. هنگامی که فرمان صادر شود و آن نشان نهاده گردد، سیرتِ ایشان تا ابد پاک و بیلکه باقی خواهد ماند.» شهادتها، جلد ۵، ۲۱۴، ۲۱۶.
प्रथम “महीना” रविवार-व्यवस्था है, महान भूकम्प का “घंटा” रविवार-व्यवस्था है, विपत्ति, प्रतिफल और प्रतिशोध का “दिन” रविवार-व्यवस्था है, और स्वीकार्य “वर्ष” रविवार-व्यवस्था है। प्रथम हाय की भविष्यवाणी के एक सौ पचास वर्ष रविवार-व्यवस्था पर समाप्त होते हैं, जहाँ तीन सौ इक्यानवे वर्ष और पंद्रह दिन आरम्भ होते हैं।
به فرشتهٔ ششم که شیپور را داشت گفت: «آن چهار فرشته را که نزد نهر عظیم فرات بسته شدهاند، آزاد کن.» و آن چهار فرشته آزاد شدند؛ همانان که برای ساعت و روز و ماه و سال مهیا شده بودند تا ثلثِ مردمان را بکشند. مکاشفه ۹:۱۴، ۱۵
آن «چهار فرشته» که «بر نهر عظیم فرات بسته شده بودند» در ساعتِ قانونِ یکشنبه «رها میشوند». ایشان بهگونهای نبوی برای ساعت و روز و ماه و سالِ وایِ دوم «مهیا» شدهاند تا ثلثِ مردمان را بکشند. ایالات متحده در قانونِ یکشنبه، بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس، کشته میشود، و ایالات متحده یکسومِ آن اتحادِ سهگانهای است که در قانونِ یکشنبه برقرار میگردد. وایِ دوم در وایِ سوم تکرار میشود، همانگونه که فرشتهٔ دوم در فرشتهٔ سوم تکرار میشود.
آن چار باد در ۱۱ سپتامبر رها شدند و آغاز مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار را نشان دادند، و بلافاصله پس از آن مهار گردیدند. هنگامی که آنان که در اشعیا شصت و یک نمایان شدهاند و ماتم میکنند، تسلّی مییابند، این تسلّی را با ریزش کاملِ تسلّیدهنده در هنگام قانون یکشنبه دریافت میکنند، که همان «ساعت» زلزلهٔ عظیم نیز هست. آنان که در سالِ مقبول ماتم میکنند، همان کسانی هستند که در حزقیال نه ماتم میکنند و مُهر خدا را دریافت مینمایند. عیسی خدمت خود را با استناد به اشعیا شصت و یک آغاز کرد، و خواهر وایت اعلامِ او را با کار ما همسو میسازد.
«مسیح رسالت خود را به جهان اعلام کرد، آنگاه که در کنیسهٔ ناصره از نبوت اشعیا قرائت نمود: “روح خداوند بر من است، زیرا مرا مسح کرده است تا به فقیران انجیل را بشارت دهم؛ مرا فرستاده است تا شکستهدلان را شفا بخشم، و رهایی را به اسیران موعظه کنم، و بینایی را به نابینایان باز دهم، و کوفتگان را آزاد سازم، و سال مقبول خداوند را موعظه کنم.” چه کاری در برابر او بود!—تا سال مقبول خداوند را موعظه کند. این دوره، عصر پس از عصر را در بر میگیرد، از قرنی به قرنی دیگر امتداد مییابد، تا هنگامی که زمان آزمایش باقی است. خداوند منتظر است تا درخواست و در زدن را بشنود؛ مینگرد تا ببیند انسان به او، که تنها یاریدهندهٔ ماست، نزدیک میشود. او مشتاق است که گناهان ایشان را بیامرزد و آنان را از آنِ خود بپذیرد. او هر جانِ توبهکار را که نزد او آید خواهد پذیرفت؛ زیرا خدا پسر یگانهٔ خود را برای انجام همین کار مسح کرد.»
«اما چرا مسیح آن سخنی را که در اشعیا ثبت شده است به پایان نبرد؟ چرا عبارتِ «و روزِ انتقامِ خدای ما» را حذف کرد؟ بخشِ اخیرِ این جمله نیز به همان اندازه که بخشِ نخست آن حقیقت بود، حقیقت داشت؛ و مسیح با سکوتِ خود، با فروگذاشتنِ بخشی از سخنانِ خود که به نبیِ برگزیدهاش داده بود، حقیقت را انکار نکرد. اما این عبارتِ آخر همان بخشی بود که شنوندگانِ او از درنگ کردن بر آن لذت میبردند و مایل بودند آن را به کار بندند، و بر همهٔ کسانی که از ایمانِ دینیِ ایشان نبودند حکمِ داوری جاری سازند. آنان به جای آنکه به مردم کلماتِ حقیقت و عدالت و آمرزش بدهند، به ایشان تعلیم داده بودند که خدا از تمامِ جهانِ امّتها نفرت دارد. سرشتِ پدرانهٔ خدا بهنادرستی بازنمایانده شده بود و در زیرِ سنّتهای بشری مدفون گشته بود. Signs of the Times, January 14, 1897.»
«ماموریت قوم خدا در این عصر در کلمات الهامیای ترسیم شده است که کارِ مسیح را وصف میکند: “روحِ خداوند یهوه بر من است، زیرا خداوند مرا مسح کرده است تا به حلیمان بشارت دهم؛ مرا فرستاده است تا شکستهدلان را التیام بخشم، و آزادی را برای اسیران و گشایشِ زندان را برای مقیدان اعلام کنم؛ تا سالِ مقبولِ خداوند و روزِ انتقامِ خدای ما را اعلام نمایم؛ تا جمیع ماتمیان را تسلی دهم، و برای ماتمیانِ صهیون مقرر دارم که به ایشان جمالی بهعوضِ خاکستر، روغنِ شادی بهعوضِ ماتم، و ردای حمد بهعوضِ روحِ ملالت عطا شود؛ تا ایشان درختانِ عدالت، غرسِ خداوند، نامیده شوند، تا او جلال یابد.”»
«و ایشان خرابههای دیرین را بنا خواهند کرد، و ویرانیهای نخستین را برپا خواهند ساخت، و شهرهای ویران، یعنی ویرانیهای نسلهای بسیار را مرمت خواهند نمود.» Lake Union Herald، 11 نوامبر 1908.
پیش از آنکه به تکرارِ وایِ دوم در وایِ سوم بیشتر بپردازیم، باید به خود یادآور شویم که این پیام باید با آوردنِ «حکم بر حکم» فهمیده شود. این امر نشان میدهد که هر «ساعت»، «روز»، «ماه» و «سال» در کلامِ الهامشده که با زمینهٔ قانونِ یکشنبه انطباق دارد، باید همچنین بر آمادگیِ اسلام برای ضربه زدن به قانونِ یکشنبه نیز اِعمال شود.
بهعنوان نمونه: واژهٔ «ساعت» فقط در یک کتاب از عهد عتیق یافت میشود، و آن کتاب، کتاب دانیال است. در دانیال، «ساعت» پنج بار ذکر شده است.
و هر که فرو نیفتد و پرستش نکند، در همان ساعت به میان کورهای از آتشِ سوزان افکنده خواهد شد. … اکنون اگر آمادهاید که هرگاه آوازِ کَرنا و نای و بربط و شَبوک و سَنتور و نی و هر گونه موسیقی را بشنوید، فرو افتید و تمثال را که ساختهام پرستش کنید، نیکوست؛ اما اگر پرستش نکنید، در همان ساعت به میان کورهای از آتشِ سوزان افکنده خواهید شد؛ و آن خدا کدام است که شما را از دست من رهایی بخشد؟ دانیال 3:6, 15.
خواهر وایت بارها دانیال باب سه، و بنابراین «در همان ساعت» را، بر قانون یکشنبه تطبیق میکند. در دانیال باب چهار، دانیال به مدت «یک ساعت» متحیر میماند، زیرا در تلاش است داوریِ در شُرُفِ وقوع بر نبوکدنصر را توضیح دهد.
پس دانیال، که نامش بلطشصر بود، به مدّت یک ساعت مبهوت ماند و افکارش او را مضطرب ساخت. پادشاه سخن گفت و گفت: «ای بلطشصر، خواب و تعبیر آن تو را مضطرب نسازد.» بلطشصر پاسخ داد و گفت: «ای سرورم، این خواب نصیب آنان باد که از تو نفرت دارند، و تعبیرش از آنِ دشمنانت.» دانیال ۴:۱۹.
دانیال برای «یک ساعت» مبهوت میماند، آنگاه که میکوشد دریابد چگونه نبوکدنصر را از داوریِ آیندهاش آگاه سازد. دانیال نمایندۀ پیامآورِ فرشتۀ اول است که اعلام میکند «ساعت» داوری فرا رسیده است. پیشگوییِ او به نبوکدنصر داده میشود، و یک سال بعد داوریِ وارد بر بابل بر نبوکدنصر واقع میگردد.
در همان ساعت آن امر بر نبوکدنصر واقع شد؛ و او از میان مردمان رانده شد، و چون گاوان علف میخورد، و بدنش از شبنم آسمان تر میشد، تا آنکه موهایش همچون پرهای عقابان بلند گردید، و ناخنهایش مانند چنگالهای پرندگان شد. دانیال ۴:۳۳.
دانیال در حال پیشگوییِ قانونِ یکشنبهایِ بهزودیفرارسنده است، و هنگامی که آن فرا رسد، آن «ساعت» داوری بر بابل است. هر دو «ساعت» به قانون یکشنبهای اشاره دارند، که همان ساعتِ زلزلهٔ عظیم است. نبوکدنصر آلفا و بلشصر امگایِ روایتِ بابل است، و بلشصر در همان شبی که دستنوشته بر دیوار پدیدار شد، کشته میشود.
در همان ساعت، انگشتانِ دستِ انسانی پدیدار شد و در برابر شمعدان، بر گچِ دیوارِ قصرِ پادشاه نوشت؛ و پادشاه آن بخش از دست را که مینوشت دید. دانیال ۵:۵.
“یک ساعت” که نوشته بر دیوار ظاهر شد، زمانی را مشخص میسازد که قانونِ مکتوبِ یکشنبه «دیوار» جداییِ کلیسا و دولت را در قانون یکشنبه از میان برمیدارد، و آنگاه بابِل به پایان رسید، چنانکه ایالات متحده نیز بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس به پایان میرسد. ایالات متحده، بهعنوان ششمین پادشاهی، همان قدرتی است که در اشعیا بیستوسه، هنگامی که فاحشهٔ صور به فراموشی سپرده میشود، به مدت هفتاد سالِ نمادین سلطنت میکند. آن پادشاهی یا پادشاهی که اشعیا به آن اشاره میکند، همان ایامِ هفتاد سال است، و پادشاهیای که در نبوتِ کتابمقدس هفتاد سال سلطنت کرد، بابِل بود. سقوطِ بابِلِ بَیلْشَصَّر نمودارِ سقوطِ ایالات متحده است، در قانون یکشنبه، جایی که نوشتهٔ بر دیوار با سخن گفتن همچون اژدها در مکاشفه سیزده همراستا میشود.
در مکاشفه هجده، داوری بر بابِل از قانون یکشنبه در آیه چهار آغاز میشود، آنگاه که صدای دوم اعلام میدارد که داوری او در یک ساعت و نیز در یک روز فرامیرسد.
اور میں نے آسمان سے ایک اور آواز سنی جو کہہ رہی تھی، اے میرے لوگو، اس میں سے نکل آؤ، تاکہ تم اس کے گناہوں میں شریک نہ ہو، اور اس کی آفتوں میں سے کچھ تم پر نہ آئے۔ کیونکہ اس کے گناہ آسمان تک پہنچ گئے ہیں، اور خدا کو اس کی بدکاریاں یاد آ گئی ہیں۔ جیسا اس نے بدلہ دیا ہے ویسا ہی تم بھی اسے دو، بلکہ اس کے کاموں کے مطابق اسے دگنا دو؛ جس پیالے میں اس نے بھر کر پلایا ہے، اسی میں اس کے لیے دگنا بھر دو۔ جس قدر اس نے اپنے آپ کو سرفراز کیا اور عیش و عشرت میں زندگی گزاری، اسی قدر اسے عذاب اور ماتم دو؛ کیونکہ وہ اپنے دل میں کہتی ہے، میں ملکہ بن کر بیٹھی ہوں، اور بیوہ نہیں، اور ہرگز ماتم نہ دیکھوں گی۔ اس لیے اس کی آفتیں ایک ہی دن میں آ پڑیں گی: موت، اور ماتم، اور قحط؛ اور وہ آگ میں بالکل جلائی جائے گی، کیونکہ زورآور ہے وہ خداوند خدا جو اس کا انصاف کرتا ہے۔ اور زمین کے بادشاہ، جنہوں نے اس کے ساتھ حرام کاری کی اور عیش و عشرت میں زندگی گزاری، جب اس کے جلنے کا دھواں دیکھیں گے تو اس پر روئیں گے اور نوحہ کریں گے، اور اس کے عذاب کے خوف سے دور کھڑے ہو کر کہیں گے، ہائے! ہائے! اے بابل، وہ بڑا شہر، وہ زورآور شہر! کیونکہ ایک ہی گھڑی میں تجھ پر عدالت آ پہنچی۔ مکاشفہ 18:4–10۔
بدیهی است که داوری تدریجی بر بابل از قانون یکشنبه در آیهٔ چهار آغاز میشود، هنگامی که گلهٔ دیگرِ خدا از بابل فراخوانده میشود تا از آن بیرون آید. یوحنا زمان داوری او را هم «روز» و هم «ساعت» معرفی میکند، و بدینسان تأیید مینماید که نمادهای زمانی باید بهگونهای نمادین فهمیده شوند.
پسح میبایست در ماه نخست نگاه داشته شود، و پسح با صلیب مطابقت دارد، و آن نیز به نوبهٔ خود با قانون یکشنبه مطابقت دارد.
और यहोवा ने मिस्र देश में मूसा और हारून से कहा, यह महीना तुम्हारे लिये महीनों का आरम्भ होगा; यह तुम्हारे लिये वर्ष का पहला महीना ठहरेगा। इस्राएल की सारी मण्डली से कहो, कि इस महीने के दसवें दिन वे अपने-अपने पितरों के घरानों के अनुसार, प्रति घर एक-एक मेम्ना लें। और यदि कोई घराना उस मेम्ने के लिये बहुत छोटा हो, तो वह और उसका पड़ोसी, जो उसके घर के निकट हो, प्राणियों की संख्या के अनुसार उसे लें; प्रत्येक मनुष्य अपनी खाने की सामर्थ्य के अनुसार उस मेम्ने का हिसाब करे। तुम्हारा मेम्ना निष्कलंक हो, वह एक वर्ष का नर हो; तुम उसे भेड़ों या बकरियों में से लेना। और तुम उसे उसी महीने के चौदहवें दिन तक रख छोड़ना; तब इस्राएल की मण्डली की सारी सभा सन्ध्या के समय उसको वध करे। निर्गमन 12:1–6।
پسح، آغاز فصل پنطیکاست بود؛ ازاینرو، نمونهٔ پنطیکاست است، و پنطیکاست نیز بهنوبهٔ خود با قانون یکشنبه منطبق میگردد. خیمه در روز نخستِ ماهِ نخست برپا شد، و بدینسان نمونهٔ برپا شدنِ کلیسای ظافر بهمثابهٔ عَلَمی در هنگام قانون یکشنبه است. «ساعت»، «روز»، «ماه» و «سال»ِ مصیبتِ دوم، قانون یکشنبه را شناسایی میکند، و «حکم بر حکم»، هر یک از این تعبیراتِ زمانی، هرگاه زمینه موافق باشد، با قانون یکشنبه انطباق مییابد. در هنگام قانون یکشنبه، دورهٔ دومِ آزارِ پاپی آغاز میشود؛ دورهٔ نخست همان ۱٬۲۶۰ سال بود که موجب شد شهدای آن دوره در مُهر پنجم با این پرسشِ «تا به کی» نزد خداوند فریاد برآورند، تا آنگاه که قدرت پاپی داوری شود. در دومین حمامِ خونِ پاپی، عیسی قومِ خود را آگاه ساخته است که هنگام آزار، نگرانِ آنچه خواهند گفت، نباشند.
لیکن جب وہ تمہیں لے جائیں اور حوالے کر دیں تو پہلے سے اس کی فکر نہ کرنا کہ تم کیا کہو گے، اور نہ پہلے سے سوچ رکھنا؛ بلکہ جو کچھ تمہیں اُس گھڑی عطا کیا جائے، وہی کہو؛ کیونکہ بولنے والے تم نہیں ہو، بلکہ روحُ القدس ہے۔ مرقس 13:11۔
در وایل نخست، آدمیان به مدت یکصد و پنجاه سال عذاب کشیدند. آن سالها در ۲۷ ژوئیهٔ ۱۲۹۹ آغاز شد و در ۲۷ ژوئیهٔ ۱۴۴۹ پایان یافت؛ آنگاه که آن چهار فرشته، آن چهار باد را که برای ساعت و روز و ماه و سال مهیا شده بودند، رها کردند تا ثلثی از مردم را بکشند. دورهٔ عذاب، نمایانگر دورهٔ برپا شدن تصویر وحش در ایالات متحده است. آن دوره، همان پانزده روزی است که در لاویان بیست و سه از عید شیپورها تا پنتیکاست بازنمایی شده است. دورهٔ شکلگیری تصویر وحش از 9/11 تا قانون یکشنبه امتداد دارد، اما دورهٔ اعلام پیام ندای نیمهشب، فراکتالی از شکلگیری تصویر وحش از 9/11 تا قانون یکشنبه است.
آغاز و پایانِ مُهر شدن، همچنین الفا و اُمگایِ شکلگیریِ صورتِ وحش است. یک طبقه در حال شکل دادنِ شخصیتی برای مُهرِ خداست؛ و طبقهٔ دیگر در حال پدید آوردنِ صورتِ وحش است. آن دوره در ایالات متحده با همان دوره در جهان منطبق است که از قانونِ یکشنبه آغاز میشود. «ماه» نمادی از عذابی است که برپاییِ صورت را تحمیل میکند؛ از اینرو، ماه در قانونِ یکشنبه، آنگونه که در آیهٔ پانزدهِ مکاشفهٔ باب نهم نشان داده شده است، همچنین نمایانگرِ عذابِ اسلامی در طیِ برپاییِ صورتِ وحش در جهان است.
کاربردهای نبویِ دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهد چگونه نبوتِ وایِ دوم، و ساعت و روز و ماه و سالِ آن، نمایانگرِ قانونِ یکشنبه و رها شدنِ اسلام برای ضربه زدن به ایالات متحده است؛ اما باید به نکاتِ دیگر بپردازیم.
در دورهٔ اخیر، در حدود شش ماه گذشته، من بر این نکته تأکید کردهام که اسلامِ سه وای، از نظر نبوی با سه فرشته پیوند دارد. از پیشگویی یعقوب دربارهٔ ایام آخر که در آن یهودا «مو»یی است که به «کرهالاغ» بسته شده است، تا اینکه مسیح پیش از ورود ظفرمندانهٔ خود کرهالاغ را رها ساخت، و نیز سایر خطوطِ گواهی، اسلامِ وای اول و دوم نمایانگرِ پیام نبویای است که پیامهای فرشتهٔ اول و دوم را اقتدار بخشید، و اسلامِ وای سوم نمایانگرِ پیام نبویِ فرشتهٔ سوم است.
تازگی بخشی از کتابی نوشتهٔ A. T. Jones مورد ارجاع قرار گرفت، و آن همان حقیقت را شناسایی میکند، اما از رهیافتی متفاوت. جونز از دستور زبان و ساختار مکاشفه استفاده میکند تا نشان دهد چگونه جدا ساختن سه شیپورِ وایِ آخر از پیامهای سه فرشته ناممکن است. او تأکید میکند که فرشتهٔ اول را نمیتوان از فرشتهٔ دوم جدا کرد، و فرشتهٔ سوم را نیز نمیتوان از دو فرشتهٔ پیشین منفک ساخت. تمرکز جونز بر سه فرشته است، و در حالی که او استدلال خود را دربارهٔ رابطهٔ جداییناپذیرِ سه فرشته اقامه میکند، به همان منطق دقیق ثابت میسازد که شیپورهای مکاشفهٔ ۹ را نیز نمیتوان از سه فرشتهٔ مکاشفهٔ ۱۴ جدا کرد. این مقاله را با فصلِ جونز به پایان خواهیم برد.
فصل یازدهم. پیام فرشتهٔ سوم
«پاسخِ آن پرسش مهمِ امروز، “چه باید بکنیم؟”، بر بنیادِ هفت شیپور و جایگاهِ ملتهای بزرگِ امروز، با یقین میتواند داده شود؛ زیرا پاسخ، دقیقاً بر همین اساس، بهوسیلهٔ کلامِ خدا داده شده است.»
«موږ ولیدل چې د اوو ترومپټونو له وروستیو دریو سره، درې واړه افسوسونه نه بېلېدونکې تړاو لري. د اوو ترومپټونو په عین منځ کې—د څلورم ترومپټ له پای ته رسېدو وروسته، او د پنځم ترومپټ له پیل کېدو مخکې—داسې لیکل شوي دي: “او ما وکتل، او وا مې ورېدل چې یوه فرښته د آسمان په منځ کې الوتله، او په لوړ اواز یې ویل: افسوس، افسوس، افسوس، د ځمکې پر اوسېدونکو، د هغو دریو فرښتو د ترومپټ د نورو اوازونو له امله چې لا به وغږېږي.” مکاشفه 8:13.»
«اینکه سه وای بهگونهای جداییناپذیر با سه تای واپسینِ هفت شیپور، هر یک با یکی، مرتبطاند، بیهیچ تردیدی از این واقعیت ثابت میشود که چون نواختن فرشتهٔ پنجم به پایان میرسد، نوشته شده است: “یک وای گذشته است؛ و اینک، پس از این، دو وای دیگر میآید.” مکاشفه 9:12. و چون شیپور ششم به پایان میرسد، نوشته شده است: “وای دوم گذشته است؛ و اینک، وای سوم بهزودی میآید. و فرشتهٔ هفتم نواخت.” مکاشفه 11:15.»
«اکنون، بهگونهای جداییناپذیر مرتبط با این فرشته که فرارسیدنِ سه وای را اعلام میکند ــ وایهایی که بهگونهای جداییناپذیر با سه شیپورِ آخر از هفت شیپور پیوستهاند ــ «فرشتهٔ سوم»ِ مکاشفه ۱۴ قرار دارد.»
«برای آنکه این نیز بیهیچ تردیدی امری یقینی دیده شود، بگذارید از پیام فرشتهٔ سومِ مکاشفهٔ ۱۴ آغاز کنیم و پیوندهای مستقیم آن را تا سرچشمهٔ آغازینشان به عقب دنبال نماییم.»
نخستین واژگان در گزارش مربوط به «فرشتهٔ سوم» چنین است: «و فرشتهٔ سوم از پی ایشان آمد.» مکاشفه ۱۴:۹. این نشان میدهد که کسانی پیش از آن رفته بودند که فرشتهٔ سوم «از پی ایشان آمد.»
«پس آیهٔ پیشین را در نظر بگیرید: “و فرشتهای دیگر از پی آمد.” این نشان میدهد که فرشتهای نیز پیش از این فرشته آمده است، که چون این یکی از پیِ آن میآید، آن را “دیگر” میسازد.»
«اکنون به آیهٔ ششم بازگردید: “و فرشتهای دیگر دیدم.” این نیز تصدیق میکند که فرشتهای پیش از این رفته است، و همین سبب میشود که این فرشته، چون در میان آسمان پرواز میکند، “دیگری” باشد.»
با بازگشت بیشتر در کتاب مکاشفه، هیچ فرشتهای را—جز فرشتهٔ شیپور هفتم—نمییابیم تا آنکه به آیهٔ نخستِ باب دهم میرسیم؛ و در آنجا میخوانیم: «و فرشتهای زورآورِ دیگر دیدم.» این تعبیر، چنانکه پیشتر نیز، تصدیق میکند که پیش از این فرشته، فرشتهای هست که چون این یکی ظاهر میشود، سبب میگردد از او به عنوان «دیگری» سخن گفته شود.
«پیگرفته و باز هم به عقب، هیچ فرشتهای نمییابیم، جز فرشتگانِ شیپور ششم و پنجم، تا آنکه به آخرین آیهٔ باب هشتم میرسیم؛ و در آنجا به اصلِ نخستین میرسیم، زیرا میخوانیم: «و نگریستم و فرشتهای را شنیدم»—نه «فرشتهای دیگر»، بلکه در وهلهٔ نخست، «فرشتهای».»
«از اینرو، از مکاشفه ۸:۱۳ آغاز میشود رشتهای گسستناپذیر از فرشتگان که با واژهٔ «دیگری» به یکدیگر پیوستهاند، و این پیوستگی بیوقفه تا فرشتهٔ سومِ مکاشفه ۱۴، همراه با پیام او، ادامه مییابد. بدینسان:»
«و نگریستم و فرشتهای را شنیدم.» مکاشفه ۸:۱۳
«و فرشتہ دیدم دیگر زورآور.» مکاشفہ 10:1۔
«و فرشتہای دیگر دیدم.» مکاشفه ۱۴:۶
«و فرشتهای دیگر از پی او آمد.» آیهٔ ۸.
«و فرشتهٔ سوم در پی آنان آمد.» آیهٔ ۹.
„شاید نمودار سادهٔ زیر در روشن ساختنِ پیوند میان آن فرشتهای که سه وایِ مربوط به سه شیپورِ آخر از هفت شیپور را اعلام میکند، و پیام فرشتهٔ سومِ مکاشفه ۱۴ یاریرسان باشد:“
«شیپور اوّل، مکاشفه ۸:۷»
«شیپور دوم، مکاشفهٔ ۸:۸»
«شیپور سوم، مکاشفهٔ ۸:۱۰»
«شیپور چهارم» مکاشفه ۸:۱۲ «یک فرشته» — وای، وای، وای. مکاشفه ۸:۱۳.
«شیپور پنجم، مکاشفه ۹:۱–۱۱ / نخستین وای»
«شیپور ششم، مکاشفه ۹:۱۳ تا ۱۱:۱۳، وایِ دوم: «فرشتهای زورآورِ دیگر». مکاشفه ۱۰:۱»
«شیپور هفتم، مکاشفه ۱۱:۱۳–۱۹، وای سوم، “فرشتهای دیگر.” مکاشفه ۱۴:۶»
«پس از او دیگری آمد.» مکاشفهٔ ۱۴:۶
«فرشتهٔ سوم از پی ایشان آمد.» مکاشفه ۱۴:۹.
اکنون میتوان دلالتِ همهٔ این امور را با تأملی کاملتر در اینکه «پیامِ فرشتهٔ سوم» در ذاتِ خود واقعاً چیست، روشنتر دید: در ظاهرِ عبارت، «فرشتهٔ سوم» آشکارا به سومینِ سلسلهای از سه فرشته اشاره دارد. چنانکه پیشتر بیان شد، این سلسلهٔ سه فرشته، که هر یک حاملِ پیامی هستند، در باب چهاردهمِ مکاشفه، آیات ۶–۱۲، یافت میشود. پیامهای این سه فرشته در فرشتهٔ سوم به هم درمیآمیزند و به اوج میرسند؛ و این پیام از صدا افتادن بازنمیایستد تا آنگاه که محصولِ زمین برسد و برای آمدنِ خداوند بهمنظور درو کردنِ آن مهیا گردد.
پیامِ خودِ فرشتهٔ سوم، چنانکه در سخنان فرشتهٔ سوم اعلام شده است، بدین قرار است: «و فرشتهٔ سوم از پیِ ایشان آمد و به آواز بلند گفت: اگر کسی وحش و صورتِ او را بپرستد و نشانِ او را بر پیشانی خود یا بر دست خود بگیرد، همان نیز از شرابِ غضبِ خدا خواهد نوشید که بیآمیختگی در جامِ خشمِ او ریخته شده است؛ و او در حضورِ فرشتگانِ مقدّس و در حضورِ برّه، به آتش و گوگرد عذاب خواهد شد؛ و دودِ عذابِ ایشان تا ابدالآباد صعود میکند؛ و آنان که وحش و صورتِ او را میپرستند، و هر که نشانِ نامِ او را میگیرد، شب و روز آرامی ندارند. این است صبرِ مقدّسان: ایناناند که احکامِ خدا و ایمانِ عیسی را نگاه میدارند.»
«این است پیام فرشتهٔ سوم، آنگونه که بهتنهایی و جدا از دو پیام دیگر قرار دارد. اما در واقع، نمیتوان آن را جداگانه تلقی کرد؛ و نمیتوان آن را چنان مستقل ساخت که گویی خود بهتنهایی پیامی واحد و منفرد برای جهان است؛ زیرا نخستین کلمات مربوط به آن چنین است: “فرشتهٔ سوم از پیِ آن دو آمد.” پس، بهموجب همان نخستین کلماتِ خودِ این پیام، ما نه فقط به یکی، بلکه به آن دو پیامی که پیش از آن آمدهاند ارجاع داده میشویم. و واژهٔ یونانیای که «از پی آمد» ترجمه شده است، معنایش نه پیرویِ جداگانه است، و نه صرفاً پیروی، بلکه «همراهِ کسی پیروی کردن» است؛ چنانکه سربازان از فرماندهٔ خود پیروی میکنند، یا خادمان از سرور خویش؛ بنابراین، «در امری از کسی پیروی کردن؛ خویشتن را به هدایتِ کسی سپردن.» و هنگامی که دربارهٔ امور بهکار میرود، دلالت دارد بر پیروی کردن بهمثابهٔ نتیجه؛ پیروی کردن «بهعنوان پیامدِ چیزی که پیشتر رخ داده است.» پس، از حیث اشخاص، فرشتهٔ سوم همراه با آن دو که پیش از او آمدهاند پیروی میکند؛ و پیام او، بهعنوان یک امر، در مقام نتیجه یا پیامدِ آنچه پیشتر گذشته است، در پی میآید.»
"لیکن دربارهٔ دومی نیز چنین مکتوب است: «و فرشتهای دیگر از پی آمد.» همانگونه که فرشتهٔ سوم در پیِ فرشتهٔ دوم میآید، فرشتهٔ دوم نیز در پیِ فرشتهٔ اول میآید. و دربارهٔ فرشتهٔ اول چنین مکتوب است: «و فرشتهای دیگر را دیدم که در میان آسمان پرواز میکرد،» و غیره. این، نخستینِ این سلسلهٔ سهگانه است. فرشتهای دیگر از پیِ او میآید؛ و فرشتهٔ سوم در پیِ آن دو میآید. در ترتیبِ برخاستنِ ایشان، توالیای هست؛ اما هنگامی که هر سه بهنوبت برخاسته باشند، آنگاه با هم همچون یک تن به پیش میروند. فرشتهٔ اول پیام خود را طنینانداز میکند؛ فرشتهٔ دوم در پی میآید و به فرشتهٔ اول میپیوندد؛ فرشتهٔ سوم نیز از پیِ آن دو میآید و به ایشان میپیوندد؛ بهگونهای که چون آن سه به هم پیوستند و در قدرتِ متحدِ خویش با هم پیش میروند، پیامی نیرومند، سهگانه، و بلندآواز پدید میآورند. برای کامل ساختنِ پیامِ فرشتهٔ سوم، همه لازماند؛ و پیامِ فرشتهٔ سوم را نمیتوان بهراستی اعلام کرد مگر آنکه همهٔ آنها اعلام شوند."
«پس، پیام سهگانه در بخشهای مربوط به خود چیست؟—اینک بخش نخست: “و فرشتهای دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز میکند، و انجیل جاودانی را دارد تا آن را به ساکنان زمین، و به هر امت و قبیله و زبان و قوم، بشارت دهد، و به آواز بلند میگوید: از خدا بترسید و او را جلال دهید؛ زیرا ساعت داوری او فرا رسیده است؛ و او را که آسمان و زمین و دریا و چشمههای آب را آفرید، پرستش کنید.”»
«اینک فرشتهٔ دوم: “و فرشتهای دیگر از پی او آمد و گفت: بابلِ عظیم سقوط کرد، سقوط کرد؛ آن شهر بزرگ که همهٔ امتها را از شرابِ خشمِ زناکاریِ خود نوشانید.”»
“और यह तीसरा है: ‘और तीसरा स्वर्गदूत उनके पीछे-पीछे यह कहते हुए आया कि ऊँचे शब्द से बोला, यदि कोई उस पशु और उसकी मूरत की उपासना करे, और उसकी छाप अपने माथे पर, या अपने हाथ पर ले, तो वह भी परमेश्वर के क्रोध की दाखमधु में से पिएगा, जो उसके रोष के कटोरे में बिना मिलावट उँडेली गई है; और वह पवित्र स्वर्गदूतों के साम्हने और मेम्ने के साम्हने आग और गन्धक से पीड़ित किया जाएगा; और उनकी पीड़ा का धुआँ युगानुयुग उठता रहेगा; और जो उस पशु और उसकी मूरत की उपासना करते हैं, और जो कोई उसके नाम की छाप लेता है, उन्हें न दिन को चैन है, न रात को। यहाँ पवित्र लोगों का धीरज है: यहाँ वे हैं जो परमेश्वर की आज्ञाओं और यीशु के विश्वास को मानते हैं।’”
«نگاهی به عبارتبندی هر یک از این پیامها آشکار میسازد که در واژۀ یونانیِ «followed» این اندیشه نهفته است که معنای آن «در پی آمدن بهعنوان پیامد» است. فرشتۀ اول حامل انجیل جاودانی است تا آن را به هر مخلوقی موعظه کند، و همگان را فرا میخواند که از خدا بترسند و او را تمجید کنند و او را عبادت نمایند؛ زیرا ساعت داوری او فرارسیده است. رد شدن این پیام وضعیتی را پدید میآورد که بهعنوان پیامد چنین ردّی، در سخنان فرشتۀ دوم، که در پی میآید، توصیف شده است. و بهسبب رد شدنِ پیام اول؛ و بهسبب پیامدهای آن رد، چنانکه در پیام فرشتۀ دوم اعلام شده است؛ وضعیتی پدید میآید که بهعنوان پیامدی دیگر، اقتضا میکند فرشتۀ سوم در پی آن دو بیاید و با آواز بلند هشدار هولناک خود را بر ضد شرارتهای دهشتناکی اعلام کند که بهصورت پیامدِ دوگانۀ رد شدنِ پیام اول پدید آمدهاند.»
«و نیز اینکه صدا و کارِ فرشتهٔ سوم با صدا و کارِ فرشتهٔ اول درهم میآمیزد، از سخنان پایانی او آشکار است: “در اینجاست صبرِ مقدّسین؛ آنانی که احکام خدا و ایمانِ عیسی را نگاه میدارند؛” زیرا این همواره مقصودِ موعظهٔ انجیلِ جاودانی است. این، جوهرِ ترسیدن از خدا و جلال دادن به او، و پرستشِ “او که آسمان و زمین و دریا و چشمههای آب را آفرید” است. نگاه داشتنِ احکامِ خدا و ایمانِ عیسی، تنها چیزی است که هر نفسی را قادر خواهد ساخت در ساعتِ داوریِ او، که فرشتهٔ اول اعلام میکند “فرا رسیده است”، استوار بایستد.»
«بلافاصله پس از سخنان پایانیِ فرشتهٔ سوم، این عبارت آمده است: “شنیدم آوازی از آسمان که به من میگفت: بنویس، خوشا به حال مردگانی که از این پس در خداوند میمیرند”»—از این زمان به بعد. مکاشفه ۱۴:۱۳. و بلافاصله پس از این، این کلمات میآید: «و نگریستم، و اینک ابری سفید، و بر ابر کسی نشسته بود مانند پسر انسان، که بر سر خود تاجی زرّین داشت و در دست خود داسی تیز. و فرشتهای دیگر از هیکل بیرون آمد و با آواز بلند به آن که بر ابر نشسته بود ندا درداد: داس خود را به کار انداز و درو کن، زیرا وقت درو کردن تو رسیده است؛ زیرا محصول زمین رسیده است. و آن که بر ابر نشسته بود داس خود را بر زمین افکند؛ و زمین درویده شد.» مکاشفه ۱۴:۱۴–۱۶. و «درو، پایان جهان است.» متی ۱۳:۳۹.
«باز هم: فرشتهٔ سوم بهطور خاص همهٔ مردم را از پرستش وحش و تصویر او، هرچه که اینها باشند، برحذر میدارد؛ و از مکاشفهٔ ۱۹:۱۱–۲۱ درمییابیم که وحش و تصویر او هنگامی که خداوند در ابرهای آسمان میآید، «زنده» هستند، و «هر دو» به درخشش ظهور او هلاک میگردند.»
«این حقایق نشان میدهند که پیام فرشتهٔ سوم، پیامی نیرومند، سهگانه و با آوایی بلند است که اندکی پیش از آمدن دوبارهٔ خداوند، به هر امت و قبیله و زبان و قوم میرسد؛ و محصول زمین را به کمال میرساند و قومی آماده برای خداوند مهیا میسازد، همانگونه که پیام یحییِ تعمیددهنده راه را برای نخستین آمدن خداوند آماده ساخت. پس این همان آخرین، پایانیترین، پیام خدا به جهان است.»
«و اکنون، با داشتن چنین درکی از اینکه پیام فرشتۀ سوم فینفسه چیست، رابطۀ آن پیام با ملتهای بزرگ امروز را میتوان از راه بررسیِ زمانِ پیام فرشتۀ سوم بهتر تشخیص داد.» A. T. Jones, The Great Nations of Today, 114.