حزقیایل به‌عنوان «نبیِ ماتم» شناخته می‌شود، زیرا او نمادی از آن یکصد و چهل و چهار هزار تن است که در فصل نهمِ کتاب او، برای رجاساتِ به‌جا آورده‌شده در سرزمین و در کلیسا ماتم می‌کنند (آه می‌کشند و فریاد برمی‌آورند). در بخشی از کتابِ «شهادت‌ها» که در مقالهٔ پیشین نقل کردیم، خواهر وایت نوشت: «خودِ نبی نیز در سرزمینی بیگانه، غریبی بود، جایی که جاه‌طلبیِ بی‌حد و قساوتِ وحشیانه به‌طور کامل حکم‌فرما بود. آنچه او از استبداد و ستمِ انسانی می‌دید و می‌شنید، جان او را به اندوه می‌آورد، و او شب و روز به‌تلخی ماتم می‌کرد.»

یک‌صد و چهل‌وچهار هزار نفر همان «راندگانِ اسرائیل» هستند که پراکنده شدند، چنان‌که به‌واسطهٔ به اسارت برده شدنِ حزقیال به تصویر کشیده شده است. فرایندِ مُهر شدن که در حزقیال ۹ بازنمایی شده، همان فرایندی است که در مکاشفه ۷ آمده است، و هر دوی آن فصل‌ها به‌منزلهٔ وقایعی در ایامِ آخر به تصویر کشیده شده‌اند.

"این مهر کردنِ بندگانِ خدا همان چیزی است که در رؤیا به حزقیال نشان داده شد." Testimonies to Ministers, 445.

از تخت، خدا کروبیان را هدایت می‌کند و آنان نیز به نوبهٔ خود چرخ‌ها را اداره می‌کنند. حزقیال می‌بایست از رؤیا درمی‌یافت که خدا زمام امور را در دست دارد، حتی در دوره‌ای که همه‌چیز در آشفتگی می‌نمود. خواهر وایت پس از بیان ساختار حکومت خدا بر تخت، که کروبیانِ اداره‌کنندهٔ امور زمین را هدایت می‌کند، و همان‌گونه که یوحنا را در قُدس توصیف می‌کند، جایی که مسیح در میان هفت کلیسا گام برمی‌داشت، می‌گوید: «به همین‌سان». حزقیال و یوحنا نماد کسانی هستند که در زمان مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار زندگی می‌کنند؛ همانانی که، چنان‌که الهام ثبت کرده است، «صحنه‌هایی که قرار است در جهان ما به وقوع پیوندد، هنوز حتی به خواب و خیال کسی نیز نیامده است.»

یقیناً هنگامی که خواهر وایت آن سخنان را نگاشت، آن سخنان درست بودند؛ اما در زمانِ مُهرگذاری، به کمالِ تحققِ خویش می‌رسند. حدود بیست سال پیش یا اندکی بیش، آیا می‌اندیشیدید که آنچه اکنون در جهان در حال وقوع است، با هجومِ انبوهِ ملخ‌های اسلام همراه باشد؟ ملخ‌ها به‌عنوان نمادی از اسلام در باب نهمِ مکاشفه، مهاجرتِ طبیعیِ ملخ‌های شمال آفریقا را نیز دربر می‌گیرد. آن ملخ‌های انبوه در مسیرِ مهاجرتِ آفریقا با جغرافیایی هم‌راستا هستند که اسلام آن را به تصرف درآورد. اسلام از نسلِ اسماعیل است، و مادرِ اسماعیل هاجر بود. هاجر به معنای «گریز» یا «فرار کردن» است. در عربی، این نام معمولاً به صورت هاجر (هاجر) ضبط می‌شود، و با همان ریشه‌ای مرتبط است که «هجرت» (مهاجرت/فرارِ محمد) از آن به دست می‌آید. ریشه‌های اسلام نه تنها با هجومِ انبوهِ ملخ‌ها پیوند دارد، بلکه این ریشه‌ها معنای مهاجرت را نیز دربر می‌گیرد. آیا کسی هرگز در خواب هم می‌دید که مهاجرتِ غیرقانونی، ظهوری از ملخِ اسلام باشد؟

آیا کسی در خواب می‌دید که کمونیست‌های جهانی با انبوه لشکریان اسلام پیمان اتحاد ببندند؟ هم اسلام و هم قدرت اژدهای جهانی‌گرایان، به‌ترتیب در مکاشفه ۹ و ۱۱، از هاویه برمی‌آیند، و هاویه نمایانگر ظهوری از قدرت شیطانی است. هر دوِ این متحدان کنونی، بر وفقِ کتبِ حق، ابزارهای شیطان‌اند.

«وقتی شهادت خود را به پایان رسانند [در حال به پایان رساندن آن باشند].» دوره‌ای که در آن دو شاهد می‌بایست در پلاس نبوت کنند، در سال 1798 به پایان رسید. هنگامی که به پایان کار خود در گمنامی نزدیک می‌شدند، می‌بایست به‌وسیله قدرتی که به‌عنوان «آن وحشی که از هاویه برمی‌آید» معرفی شده است، بر ضد ایشان جنگی برپا شود. در بسیاری از ملت‌های اروپا، قدرت‌هایی که در کلیسا و دولت فرمان می‌راندند، طی قرن‌ها از طریق دستگاه پاپی، زیر کنترل شیطان بوده‌اند. اما در اینجا جلوه‌ای تازه از قدرت شیطانی به معرض دید آورده می‌شود.» جدال عظیم، 268.

هنا تُحدِّد الأخت وايت ظهورَ الاشتراكية في فترة الثورة الفرنسية، مع ملاحظتها أيضًا أن الشيطان يسيطر كذلك على السلطة البابوية. والسلطة البابوية أيضًا تخرج من الهاوية في الأصحاح السابع عشر من سفر الرؤيا، وفي الأصحاح التاسع من سفر الرؤيا يكون الإسلام هو الدخان الذي صعد من الهاوية. وتبقى النقطة قائمة؛ فهل قصد الوحي حقًّا: «إن المشاهد التي ستُجرى في عالمنا لم تُحلم بها بعدُ حتى»؟ من الذي كان يتصوَّر أن الإسلام سينتشر الآن في أنحاء أوروبا ثم ينحدر الآن إلى الأمريكتين؟ وهل كنتَ تتصوَّر أن الجراد سينتشر في أرجاء العالم على يد العولميين في الأمم المتحدة، والاتحاد الأوروبي، والحزب الديمقراطي في الولايات المتحدة؟

چه کسی تصور می‌کرد که نهادهای آموزشی به دست ائتلاف کمونیستی و اسلامی مغلوب شوند؛ ائتلافی که اکنون با دلارهای مالیاتیِ شهروندانی تأمین مالی می‌شود که هرگز قصد نداشتند مالیاتشان برای نابودی همان کشوری به کار گرفته شود که این دلارهای مالیاتی را فراهم می‌آورد.

کدام‌کس گمان می‌برد که بریتانیای کبیر ترویج و حمایت از آن را بر عهده گیرد که دختران سفیدپوست به‌دست اسلام به‌صورت گروهی مورد تجاوز قرار گیرند، ربوده شوند، به بند کشیده شوند و به قتل برسند؟ بسیاری خاطرنشان می‌کنند که هر نظام کمونیستی‌ای که در سراسر تاریخ بشر پدید آمده، به‌طور کامل شکست خورده است؛ اما ثمرهٔ سوسیالیسم در بریتانیا نیز همان‌قدر محکومیتی علیه سوسیالیسم است که ناکامیِ فلسفه‌های اقتصادی و سیاسی آن نظام.

چه کسی تصور می‌کرد که به بازرگانان زمین اجازه داده شود تا سمومی را وارد کنند و بدین‌وسیله قتل‌عامی گسترده با بیش از هفده میلیون قربانی را به انجام رسانند؟

چه کسی گمان می‌برد که به مردانی چون جورج سوروس، بیل گیتس و آنتونی فائوچی اجازه داده شود اعمال شیطانی و شریرانهٔ خود را بی‌هیچ پیامدی مطلق به انجام رسانند؟

जब सिस्टर व्हाइट ने कहा कि जो दृश्य घटित होंगे, उनका स्वप्न में भी विचार नहीं किया जाएगा, तब उन्होंने यह बात एक लाख चवालीस हज़ार के मुद्रांकन के समय के संदर्भ में कही। वह मत्ती चौबीस में मसीह की चेतावनी पर अपनी टिप्पणियों का अनुसरण कर रही थीं, जहाँ उन्होंने लिखा, “ये शिक्षाएँ हमारे लाभ के लिए हैं। हमें अपनी आस्था को परमेश्वर पर स्थिर रखना चाहिए, क्योंकि ठीक हमारे सामने ऐसा समय है जो मनुष्यों के प्राणों की परीक्षा लेगा। मसीह ने, जैतून के पर्वत पर, उन भयानक न्यायों का वर्णन किया जो उनके दूसरे आगमन से पहले होने वाले थे।”

درس‌هایی که او به‌تازگی به آن‌ها اشاره کرده بود، همان تمثیل‌های حزقیال و یوحنا در قدس بود که می‌آموختند دریابند خدا بر همه‌چیز حاکم است. در میان آشوب و طغیانی که اکنون در جریان است، آشوب و طغیانی که تنها هرچه تاریخ به پیش می‌رود فزونی خواهد یافت، آنان که پیام‌آوران خدا هستند ــ چنان‌که نه تنها حزقیال و یوحنا در هیکل، بلکه نیز اشعیا، نمودار آن‌اند ــ تنها در صورتی تاریخ را به‌گونه‌ای خواهند پیمود که خداوند را جلال دهد، که دریابند حتی اموری که هرگز به خواب و خیال ما نیز نمی‌آمد، همچنان تحت اقتدار خداست.

آن چرخ‌هایی که با چرخ‌های دیگر تلاقی دارند، شامل رویدادهایی هستند که هرگز در خواب نیز دیده نشده بودند؛ و اینها همان رویدادهایی‌اند که در زمان مُهر شدن، که از ۹/۱۱ آغاز شد، به وقوع می‌پیوندند. درس‌هایی که باید آموخته شوند، تنها به‌وسیلهٔ کسانی آموخته می‌شوند که با ایمان به قدس‌الاقداس داخل می‌شوند و مسیح و نور او را می‌بینند که از تابوت می‌درخشد. هنگامی که آن جلال، آن‌گونه که در باب دهم دانیال نمایان شده است، مشاهده می‌شود، گروهی که از نور بهره‌مند می‌شوند از کسانی که از رؤیا گریختند، جدا می‌گردند.

اور میں، دانی ایل، اکیلا ہی اُس رؤیا کو دیکھا؛ کیونکہ جو آدمی میرے ساتھ تھے اُنہوں نے اُس رؤیا کو نہ دیکھا، لیکن ایک بڑی کپکپی اُن پر طاری ہو گئی، یہاں تک کہ وہ اپنے آپ کو چھپانے کے لیے بھاگ گئے۔ دانی ایل 10:7۔

از بخشی که در مقالهٔ پیشین آمد، مطالب بسیار بیشتری می‌توان استخراج کرد؛ اما در پایان این مقاله، به یک چرخ خواهیم پرداخت. در مقالهٔ گذشته، به نمادپردازیِ عدد بیست‌وپنج اشاره کردیم و پیش از آن نیز مدتی را صرف عدد سی نمودیم. نوری که از کتاب حزقیال می‌تابد، صرفاً اعداد نمادین نیست؛ با این همه، شایسته است که نخست با برخی از آن نمادهای عددی آشنا شویم، پیش از آنکه به روشن ساختنِ این آشفتگی بپردازیم.

هفده

سه نبوتِ دویست‌وپنجاه‌ساله، دوره‌ای هفده‌ساله را مشخص می‌کنند که در پایان تاریخ کلیسای اسمیرنا آغاز می‌شود. از سال ۳۱۳ تا ۳۳۰، هفده سال، نمونه‌ای از برپا شدنِ تصویرِ وحش را مجسم می‌سازد.

دو سو پچاس سال جو 457 قبل مسیح میں شروع ہوئے تھے، 207 قبل مسیح میں ختم ہوئے، یعنی رافیہ کی جنگ کے سات سال بعد اور پانیئم کی جنگ سے دس سال پہلے۔ رافیہ سے پانیئم تک سترہ سال بنتے ہیں، اور یہ دانی ایل گیارہ کی آیت چالیس کی پوشیدہ تاریخ کی نمائندگی کرتے ہیں، جیسا کہ دانی ایل گیارہ کی آیات گیارہ تا پندرہ میں بیان کیا گیا ہے۔

بطلیموس چهارم فیلوپاتور (که با نام بطلیموس چهارم نیز شناخته می‌شود) فرمانروایی بود که در سال ۲۱۷ پیش از میلاد در نبرد رفح پیروز شد. او از سال ۲۲۱ پیش از میلاد تا ۲۰۴ پیش از میلاد به‌عنوان پادشاه (و فرعون) مصر بطلمیوسی سلطنت کرد؛ ازاین‌رو، هفده سال سلطنت نمود. او سلطنت خود را پیش از نبرد رفح آغاز کرد، اما پیش از نبرد پانیوم درگذشت.

نبرد رافیه، که نمایانگر جنگ اوکراین است، در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، هنگامی که ایالات متحده انقلابی رنگی را در اوکراین پدید آورد. بطلمیوس چهارم، پادشاه جنوب، مظهر ولادیمیر پوتین است، که سلطنت خود را در سال ۲۰۰۰ آغاز کرد؛ یعنی یک سال پیش از آنکه مهر و موم شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر در سال ۲۰۰۱ آغاز شود. همان‌گونه که بطلمیوس پیش از جنگ اوکراین، که با نبرد رافیه در سال ۲۰۱۴ تمثیل شده است، به سلطنت رسید، پوتین نیز پیش از جنگ اوکراین آغاز به سلطنت کرد. پیش از پانیوم، پوتین، آن‌گونه که به‌وسیلهٔ بطلمیوس تمثیل شده است، برکنار می‌شود. پوتین در سال ۲۰۰۰ آغاز به سلطنت کرد، و بدین‌سان با آغاز زمانِ مهر و موم شدن که در سال بعد، یعنی ۲۰۰۱، شروع شد، منطبق می‌گردد. هفده سالِ نمادین، آن‌گونه که به‌وسیلهٔ بطلمیوس نمایان شده است، دوره‌ای را مشخص می‌سازد که پوتین در آن سلطنت می‌کند، و او این کار را در خلال زمانِ مهر و موم شدن انجام می‌دهد.

ٹرمپ، جس کی نمائندگی 457 قبلِ مسیح میں شروع ہونے والے دو سو پچاس برسوں کے اختتام سے ہوتی ہے، اسی مخفی تاریخ میں واقع ہے جس میں پیوٹن واقع ہے؛ ایک ایسی تاریخ جو رافیہ کی جنگ سے شروع ہو کر سترہ برس پر مشتمل ہے۔ اژدہا (پیوٹن) اور جھوٹا نبی (ٹرمپ) اس مخفی تاریخ کے اندر واقع ہیں۔ اسی تاریخ میں وہ حیوان، جس کی نمائندگی “تیرے لوگوں کے لٹیروں” کے طور پر کی گئی ہے اور جو پاپائی اقتدار کی علامت ہے، رافیہ سے پانیئم تک کے سترہ برسوں کے اختتام پر واقع ہے۔

سال ۳۲۱ نمایانگر قانون یکشنبه در ایالات متحده است، و ۳۲۱ در درون یک دورهٔ هفده‌ساله، از فرمان میلان در ۳۱۳ تا تقسیم امپراتوری در ۳۳۰، قرار دارد.

تاریخی که از آنچه «فِصَحِ عظیمِ یوشیا» نامیده می‌شود بازنمایی شده است، هفدهمین چرخهٔ یوبیلِ یهودیان را آغاز می‌کند. از فِصَحِ یوشیا، که بزرگ‌ترین احیای عهد عتیق است، تا ۲۲ اکتبر، تاریخ میلری را از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بازنمایی می‌کند؛ اما مهم‌تر از آن، تاریخ ۱۱ سپتامبر تا قانون یکشنبه را بازنمایی می‌نماید. زمان مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن، به‌وسیلهٔ هفدهمین چرخهٔ یوبیل از یوشیا تا ۲۲ اکتبر بازنمایی شده است. عدد هفده نمادی است که با رویدادهای عمدهٔ زمان مُهر شدن مرتبط است، و عدد هفده نقطه‌ای است که در آن چرخ‌های حزقیال با یکدیگر تلاقی می‌کنند.

در تاریخ پنهانِ آیهٔ چهلِ دانیال، چنان‌که در آیات ده تا پانزدهٔ همان فصل بازنمایی شده است، اژدها به‌واسطهٔ سلطنت بطلمیوس با عدد «17» مرتبط است. تاریخِ از نبردِ رافیا در آیهٔ یازده تا نبردِ رافیا در آیهٔ پانزده، «17» سال است. آن تاریخ، دونالد ترامپ را در میانهٔ آن هفده سالی قرار می‌دهد که آن دو نبرد نمایانگر آن هستند. تصویرِ وحش که به‌وسیلهٔ ترامپ در ایالات متحده شکل داده شده و برپا می‌گردد، با «17» سالِ از 313 تا 330 نشان داده می‌شود. در آیهٔ یکِ فصلِ یک، حزقیال در سال سی‌امِ هفدهمین چرخهٔ یوبیل است. آیا هرگز در خیال آورده بودید که عدد هفده نمایانگر یکی از چرخ‌هایی باشد که حزقیال در قدس‌الاقداس دید؟

حزقی‌ئیل نماد کسانی است که در زمانِ مُهرگذاری، به‌وسیلهٔ ایمان به قدس‌الاقداس وارد شده‌اند. آنان کاهنانِ پطرس‌اند.

شما نیز، چون سنگ‌های زنده، به‌صورت خانه‌ای روحانی و کهانتی مقدس بنا می‌شوید تا قربانی‌های روحانی را که به‌واسطۀ عیسی مسیح نزد خدا مقبول است، تقدیم کنید. اول پطرس ۲:۵.

ایشان مأمور شده‌اند تا پیامی را به قومِ سابقِ عهدِ خدا عرضه کنند؛ قومی که در آن هنگام از ایشان عبور کرده می‌شود، هرچند از پیش هشدار داده شده‌اند که قومِ سابقِ عهدِ خدا نه خواهد دید و نه خواهد شنید.

و به من گفت: ای پسر انسان، شکمت را بخوران و اندرونت را از این طوماری که به تو می‌دهم پر ساز. پس آن را خوردم، و در دهانم از شیرینی همچون عسل بود. و به من گفت: ای پسر انسان، برخیز، نزد خاندان اسرائیل برو و سخنان مرا به ایشان بگو. زیرا تو نزد قومی با زبان بیگانه و گفتاری دشوار فرستاده نشده‌ای، بلکه نزد خاندان اسرائیل؛ نه نزد قوم‌های بسیار با زبان بیگانه و گفتاری دشوار که سخنان ایشان را نتوانی فهمید. یقیناً اگر تو را نزد آنان فرستاده بودم، به تو گوش می‌دادند. لیکن خاندان اسرائیل به تو گوش نخواهند داد، زیرا به من گوش نمی‌دهند؛ چون تمامی خاندان اسرائیل گستاخ‌روی و سخت‌دل‌اند. اینک من روی تو را در برابر روی‌های ایشان استوار ساخته‌ام، و پیشانی تو را در برابر پیشانی‌های ایشان استوار گردانیده‌ام. پیشانی تو را چون الماس، سخت‌تر از سنگ خارا ساخته‌ام؛ از ایشان مترس و از چهره‌های ایشان هراسان مشو، هرچند ایشان خاندان فتنه‌جو باشند. حزقیال ۳:‏۳–۹

حزقیال مأمور است پیامی را به قومِ پیشینِ عهد اعلام کند؛ قومی که در تاریخ میلری به‌وسیلهٔ پروتستان‌ها و در ایام آخر به‌وسیلهٔ کلیسای لائودیکیه‌ایِ ادونتیست‌های روز هفتم نمایانده می‌شوند. اگر او از اعلام این پیام خودداری کند، خونِ آنان که بی‌هشدار باقی مانده‌اند بر گردن او خواهد بود.

اے فرزندِ آدم، میں نے تجھے اسرائیل کے گھرانے کے لیے نگہبان مقرر کیا ہے؛ پس تو میرے منہ سے کلام سن، اور میری طرف سے اُنہیں آگاہ کر۔ جب میں شریر سے کہوں، تو یقیناً مرے گا؛ اور تو اُسے آگاہ نہ کرے، نہ شریر کو اُس کی شریر راہ سے باز آنے کے لیے تنبیہ کرے تاکہ اُس کی جان بچ جائے؛ تو وہی شریر شخص اپنی بدکرداری میں مرے گا، لیکن اُس کا خون میں تیرے ہاتھ سے طلب کروں گا۔ لیکن اگر تو شریر کو آگاہ کرے، اور وہ اپنی شرارت سے، اور اپنی شریر راہ سے باز نہ آئے، تو وہ اپنی بدکرداری میں مرے گا؛ مگر تو نے اپنی جان بچا لی۔ پھر اگر کوئی راستباز اپنی راستبازی سے پھر جائے، اور بدکرداری کرے، اور میں اُس کے آگے ٹھوکر کا سبب رکھوں، تو وہ مرے گا: چونکہ تو نے اُسے آگاہ نہیں کیا، وہ اپنے گناہ میں مرے گا، اور اُس کی وہ راستبازیاں جو اُس نے کی تھیں یاد نہ کی جائیں گی؛ لیکن اُس کا خون میں تیرے ہاتھ سے طلب کروں گا۔ تاہم اگر تو اُس راستباز کو آگاہ کرے کہ راستباز گناہ نہ کرے، اور وہ گناہ نہ کرے، تو وہ یقیناً زندہ رہے گا، کیونکہ اُسے آگاہ کیا گیا؛ اور تو نے بھی اپنی جان بچا لی۔ حزقی ایل 3:17–21۔

در یازده فصل نخستِ حزقیال، ویرانی اورشلیم به او نشان داده می‌شود که به‌وسیلهٔ رؤیاها در کنار نهر خابور، دشت و اورشلیم به تصویر کشیده شده است. او مأمور می‌شود که هشدارِ داوریِ قریب‌الوقوع بر اورشلیم را اعلام کند. پیامِ هشدارِ داوریِ قریب‌الوقوع بر اورشلیم، همان هشداری است که نخست به کلیسای لاودیکیه‌ایِ ادونتیست‌های روز هفتم داده شده است. این هشدار، داوری و طردِ قومِ خدا را در اورشلیم، که مُهرِ خدا را ندارند، مشخص می‌سازد. هشداری که حزقیال نمونهٔ آن بود، هشدارِ قانونِ یکشنبهٔ نزدیک‌الوقوع است.

در آن یازده فصل نخست که این حقایق در آن‌ها بیان شده است، حزقیال لال گردانیده می‌شود، و از آن پس تنها زمانی سخن می‌گوید که خدا به‌طور خاص دهان او را بگشاید؛ و این وضعیت تا زمان ویرانی اورشلیم ادامه می‌یابد، آنگاه که او بار دیگر می‌تواند سخن بگوید.

پس روح در من داخل شد و مرا بر پاهایم برپا داشت، و با من سخن گفت و به من فرمود: «برو و خویشتن را در اندرونِ خانه‌ات محبوس کن. اما تو، ای پسر انسان، اینک بر تو بندها خواهند نهاد و تو را با آنها خواهند بست، و در میان ایشان بیرون نخواهی رفت. و من زبانت را به کام دهانت خواهم چسبانید، تا گنگ شوی و برای ایشان توبیخ‌کننده نباشی؛ زیرا که ایشان خاندانِ یاغی‌اند. اما چون با تو سخن گویم، دهانت را خواهم گشود، و به ایشان خواهی گفت: خداوند یهوه چنین می‌فرماید؛ هر که می‌شنود، بشنود؛ و هر که بازمی‌ایستد، بازایستد؛ زیرا که ایشان خاندانِ یاغی‌اند.» حزقیال ۳:‏۲۴–۲۷.

وقتی اورشلیم سقوط کرد، حزقیال بار دیگر توانست سخن بگوید.

و چنین واقع شد که در سال دوازدهمِ اسارتِ ما، در ماه دهم، در روز پنجمِ ماه، یکی که از اورشلیم گریخته بود نزد من آمد و گفت: شهر فروافتاده است. و دستِ خداوند در شامگاه، پیش از آنکه آن گریخته‌آمده برسد، بر من بود؛ و دهانم را گشوده بود، تا آنگاه که بامدادان نزد من آمد؛ و دهانم گشوده شد، و دیگر لال نبودم. حزقیال ۳۳:‏۲۱، ۲۲.

سقوط اورشلیم، نمودار سقوط کلیسای لائودیکیه‌ای ادونتیست روز هفتم در ایام آخر است. آن سقوط در حالی رخ می‌دهد که کسانی که در فصل نهم در اورشلیم مُهر شده بودند، آنگاه به‌عنوان کلیسای ظافر برکشیده می‌شوند. لائودیکیه‌ای‌های درون اورشلیم بیرون گرفته می‌شوند، و صد و چهل و چهار هزار تن برکشیده می‌شوند، آنگاه که ملکوت جلال برقرار می‌گردد. آن ملکوت جلال به‌وسیلهٔ برپایی ملکوت فیض بر صلیب به‌طور نمونه پیش‌نمایی شده بود. ملکوت فیض بر صلیب با ملکوت جلال در قانون یکشنبه منطبق است، و این دو ملکوت در توالی تاریخ نبویِ مذکور در کتاب حزقیال قرار داده شده‌اند. یازده فصل نخست، هنگامی که حزقیال در چارچوب مَقدِس قرار داده می‌شود، دربارهٔ تطهیر کلیسای خداست، آنگاه که قوم او از کلیسای مجاهد، که چنین تعریف می‌شود که از گندم و کَرکَس تشکیل شده است، به کلیسای ظافر تبدیل می‌شوند، که از هدیهٔ گندمیِ پنتیکاست تشکیل شده است.

اور تُو اے اسرائیل کے ناپاک شریر شہزادے، جس کا دن آ پہنچا ہے، جب بدکرداری کا انجام ہوگا، خداوند خدا یوں فرماتا ہے: عمامہ اتار دے اور تاج اُتار رکھ؛ یہ حال اب ایک سا نہ رہے گا؛ جو پست ہے اسے سرفراز کیا جائے، اور جو بلند ہے اسے پست کیا جائے۔ میں اسے اُلٹ دوں گا، اُلٹ دوں گا، اُلٹ دوں گا؛ اور وہ نہ رہے گا، جب تک وہ نہ آئے جس کا حق ہے؛ اور میں اسے اُسی کو دوں گا۔ حزقی ایل 21:25–27۔

صدقیاہ یہوداہ کا آخری بادشاہ تھا، اور انہی آیات میں وہی "اسرائیل کا شریر رئیس، جس کا دن آپہنچا ہے" ہے۔ نبوکدنضر یروشلیم پر قبضہ کرنے والا تھا اور صدقیاہ کا تاج بابل کے وسیلہ سے اُتار لیا جانا تھا؛ پھر بابل مادیوں اور فارسیوں کے ہاتھوں الٹ دیا جانا تھا، پھر انہیں یونانیوں کے ہاتھوں، اور پھر یونانیوں کو روم کے ہاتھوں الٹ دیا جانا تھا۔ تیسری الٹ پھیر روم پر آ پہنچتی ہے، جو تاریخ کا وہ مرحلہ ہے جب وہ بادشاہ "جس کا حق ہے" صلیب پر اُس مملکت کے قائم کیے جانے کے وقت، فضل کی بادشاہی کا تاج حاصل کرے گا۔

«برای آن “رئیس شریرِ بی‌حرمتی‌ورز” روزِ حسابرسی نهایی فرا رسیده بود. خداوند فرمان داد: “دستار را بردار، و تاج را از سر بردار.” تا زمانی که خودِ مسیح پادشاهی خویش را برپا سازد، یهودا دیگر اجازه نمی‌یافت پادشاهی داشته باشد. دربارهٔ تختِ خاندان داود، فرمان الهی چنین بود: “آن را واژگون خواهم کرد، واژگون خواهم کرد، واژگون خواهم کرد؛” “و دیگر نخواهد بود، تا آن‌که آن کسی بیاید که حق از آنِ اوست؛ و آن را به او خواهم داد.” حزقیال ۲۱:‏۲۵–۲۷.» انبیا و پادشاهان، ۴۵۱.

در زمانِ بارانِ آخر، که هنگامی آغاز شد که داوریِ زندگان در ۹/۱۱ آغاز گردید، مسیح پادشاهیِ جلالِ خویش را برپا می‌سازد.

«هنگامی که آن چهار فرشته رها کنند، مسیح پادشاهی خود را برقرار خواهد ساخت.» Spalding and Magan, 3.

د چمتووالي يوه دوره د ۹/۱۱ څخه پيلېږي، او د يکشنبې د قانون په وخت کې د جلاله‌ناک سپېڅلی غر له ټولو غونډيو او غرونو څخه پورته لوړ کړل کېږي.

وہ کلام جو یسعیاہ بن آموص نے یہوداہ اور یروشلیم کے حق میں رؤیا میں دیکھا۔ اور آخری ایام میں یوں ہوگا کہ خداوند کے گھر کا پہاڑ پہاڑوں کی چوٹی پر قائم کیا جائے گا اور ٹیلوں سے بلند ہوگا؛ اور سب قومیں اس کی طرف رواں ہوں گی۔ اور بہت سے لوگ جائیں گے اور کہیں گے، آؤ، ہم خداوند کے پہاڑ پر، یعقوب کے خدا کے گھر کو چڑھیں؛ اور وہ ہمیں اپنی راہوں کی تعلیم دے گا، اور ہم اس کے راستوں پر چلیں گے؛ کیونکہ شریعت صیون سے صادر ہوگی، اور خداوند کا کلام یروشلیم سے۔ یسعیاہ 2:1–3۔

در ۱۱ سپتامبر، بادها رها شدند و سپس بازداشته گردیدند؛ و بدین‌سان آغاز برپایی پادشاهیِ دانیال دو رقم خورد، همان پادشاهی‌ای که به صورت سنگی بریده‌شده از کوه تصویر شده است که تمامی زمین را پر می‌سازد.

«این رؤیا در سال ۱۸۴۷ داده شد، در زمانی که تنها شمار بسیار اندکی از برادران ادونتیست سَبْت را نگاه می‌داشتند، و از میان ایشان نیز فقط معدودی بر این باور بودند که رعایت آن از چنان اهمیتی برخوردار است که خط تمایزی میان قوم خدا و بی‌ایمانان ترسیم کند. اکنون تحقق آن رؤیا آغاز شده است که دیده شود. «آغاز آن زمانِ تنگی» که در اینجا از آن یاد شده است، اشاره به زمانی ندارد که بلاها شروع به ریخته شدن خواهند کرد، بلکه به دوره‌ای کوتاه درست پیش از ریخته شدن آنها مربوط می‌شود، در حالی که مسیح در قدس است. در آن زمان، هنگامی که کار نجات به پایان خود نزدیک می‌شود، تنگی بر زمین فرود خواهد آمد، و امت‌ها خشمگین خواهند شد، اما مهار خواهند گردید تا مانع کار فرشتهٔ سوم نشوند. در آن زمان، «باران آخر»، یا تازگی‌بخشی از حضور خداوند، خواهد آمد تا به آواز بلند فرشتهٔ سوم قدرت بخشد و مقدسان را برای ایستادگی در دوره‌ای آماده سازد که در آن هفت بلای آخر ریخته خواهد شد.» Early Writings, 85.

مسیح در زمان باران آخر، پادشاهی جاودانی خویش را برپا می‌سازد، و پادشاهی او شامل پادشاهی فیض است که بر صلیب تأسیس شد، و نیز پادشاهی جلال او در قانون یکشنبه. از صدقیا تا بابل (پادشاهی اول)، تا ماد و فارس (پادشاهی دوم)، تا یونان (پادشاهی سوم)، و سپس تا روم بت‌پرست (پادشاهی چهارم)، تاریخ منتهی به پادشاهی فیض را مشخص می‌سازد. آن تاریخ، توالی تاریخیِ موازی‌ای را مشخص می‌کند: از روم پاپی (بابل روحانی، پادشاهی پنجم)، تا ایالات متحده (ماد و فارس روحانی، پادشاهی ششم)، تا سازمان ملل متحد (یونان روحانی، پادشاهی هفتم)، و سپس تا اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبی کاذب، که مجموعاً روم جدید را تشکیل می‌دهند (روم روحانی، پادشاهی هشتم که از آن هفت است).

پیروزی آن پادشاهی در دانیال دو به‌وسیلهٔ صخره‌ای نمایانده شده است، و وفادارانِ خدا سنگ‌ها در هیکل‌اند.

شما نیز، همچون سنگ‌های زنده، بنایی روحانی ساخته می‌شوید، کهانتِ مقدس، تا قربانی‌های روحانی را که به‌واسطهٔ عیسی مسیح مقبولِ خداست، تقدیم کنید. ۱ پطرس ۲:۵

آن پادشاهی جاودانی بر پادشاهی‌های جهان چیره می‌شود و سراسر جهان را پر می‌سازد. در حزقیال، از فصل چهل تا پایان کتاب او، همان پادشاهی به صورت هیکلی مجسّم شده است که جهان را از آب حیات لبریز می‌گرداند.

این امور را در مقالهٔ بعدی پی خواهیم گرفت.