در حالی که به مطالعهٔ تاریخ پنهان میپردازیم، هر دو خطِ درونی و بیرونیِ نبوت را بررسی خواهیم کرد که اکنون چنین فهمیده میشوند که با تاریخِ از زمانِ آخر در آیهٔ چهل تا قانونِ یکشنبه در آیهٔ چهلویک همراستا هستند. خطِ درونیِ آن تاریخِ نبوی با کتابِ مکاشفه، در بابِ یازدهم و آیهٔ یازدهم، مشخص میشود. خطِ بیرونی با کتابِ دانیال، در بابِ یازدهم، آیهٔ یازدهم، مشخص میگردد. خطِ بیرونیِ دانیال ۱۱ — آیهٔ ۱۱ — در سال ۲۰۱۴ در تاریخ فرا رسید، و خطِ درونیِ مکاشفه ۱۱ — آیهٔ ۱۱ — در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ در تاریخ فرا رسید. خطِ بیرونی نمایانگرِ شاخِ جمهوریخواهِ وحشِ زمین است و خطِ درونی نمایانگرِ شاخِ پروتستانِ وحشِ زمین است.
ایالات متحدهٔ امریکا
مکاشفهٔ یوحنا یک ملتِ اصلی را بهعنوان موضوعِ ایامِ آخر معرفی میکند. آن ملت همان وحشِ زمینی است که تمام جهان را وادار میسازد تا وحشِ دریاییِ پاپی را پرستش کنند. کتابِ مکاشفه یک ملتِ اصلی، یک اتحادیهٔ دهملتی، و یک کلیسای جعلی را معرفی میکند. آن ملت، ایالات متحده است؛ همان وحشِ زمینیِ باب سیزدهم. کلیسای جعلی، وحشِ دریاییِ باب سیزدهم است؛ و اتحادیهٔ کتابمقدسیِ شریرِ دهپادشاه، سازمانِ مللِ متحد است. این سه قدرت، که در مکاشفهٔ شانزدهم بهصورت اژدها، وحش، و نبیِ کاذب نمایش داده شدهاند، جهان را بهسوی آرماگدون رهبری میکنند.
آنها هر یک در دانیال یازده، آیات چهل تا چهلوپنج، شناسانده شدهاند؛ جایی که کلیسای جعلی در آیهٔ چهلوپنج، میان دریاها و کوه مقدّسِ جلیل، به پایان خود میرسد؛ که از نظر جغرافیایی با آرماگدونِ مکاشفه مطابقت دارد. آیهٔ چهل در سال ۱۷۹۸ آغاز میشود، هنگامی که وحشِ دریا، یعنی کلیسای جعلی، زخمی مهلک دریافت کرد؛ و این بخش با همان وحشِ دریایِ قیامکرده به پایان میرسد، که همان فاحشهٔ مکاشفهٔ هفده است و برای بار دوم میمیرد؛ و بدینسان این بخش دقیقاً در همانجایی پایان مییابد که آغاز شده بود. ملتِ اصلی در هر دو کتابِ مکاشفه و دانیال، ایالات متحده است؛ همان وحشِ زمین در فصلِ سیزدهمِ مکاشفه، یعنی فصلِ عصیان. وحشِ زمین همچنین همان نبیِ کاذب در فصلِ شانزدهمِ مکاشفه است، و در آیهٔ چهلِ دانیال یازده، همان ارابهها، کشتیها و سواران است.
نیمحقیقتها اصلاً حقیقت نیستند
قومی که در ایام آخر موضوع هر دو کتاب دانیال و مکاشفه است، ایالات متحده است، و فصل یازدهم دانیال با تعیین مشخص آخرین رئیسجمهور آن قوم آغاز میشود. این حقیقت، واقعیتی تثبیتشده در کتابمقدس است که ادونتیستهای روز هفتمِ لائودیکیهای با پنهان شدن پشت یک نیمهحقیقت آن را رد میکنند. آن نیمهحقیقتی که در این موضوع پشت آن پنهان میشوند، این است که موافقاند که این ایالات متحده است که هم وحشِ زمین در مکاشفه سیزده است و هم نبیِ کاذبِ فصل شانزدهم؛ با این همه، از دیدن این حقیقت سر باز میزنند که دونالد ترامپ یکی از موضوعات اصلی نبوت کتابمقدسی در ایام آخر است. خدا هرگز تغییر نمیکند، و هنگامی که با مصر تعامل داشت، فرعون یکی از موضوعات اصلی تاریخ نبوی بود؛ سپس در باب بابل، نبوکدنصر و بلشصر نام برده شدهاند. کوروش نام برده شد. داریوش نام برده شد. کتابمقدس بهطور مشخص آخرین فرمانروای وحشِ زمین را شناسایی میکند، و این اشارهای گذرا نیست. ادونتیسم میداند که ایالات متحده در نبوتِ زمان آخر کیست، اما نمیتواند ببیند که خدا در هر سناریوی نبوی، هم قوم و هم رهبر آن را مورد خطاب قرار میدهد، و تمامی آن تاریخهای مقدس پیشین، ایام آخر را به تصویر میکشند.
شیپور در رؤیای نهایی
دونالد ترامپ نخستین موضوع در رؤیای نهاییِ دانیال است؛ رؤیایی که اوجِ همهٔ رؤیاهای نبوی است، نه فقط در کتاب دانیال، بلکه در تمامِ کتاب مقدس.
موضوعِ آخرین رؤیای تاریخِ نبوی در کلامِ خدا، دونالد ترامپ است. او نمادی است که ردّ پاهای نبوتِ ظاهریِ ایامِ آخر را در تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل شناسایی میکند. او همچنین پیوندی است که خطِ درونیِ صد و چهل و چهار هزار را معیّن و استوار میسازد. آن صد و چهل و چهار هزار، شاخِ پروتستان بر جانورِ زمینِ مکاشفهٔ سیزده هستند، و دونالد ترامپ نمایندهٔ شاخِ جمهوریخواهِ همان جانور است. آن جانور، قانونِ اساسیِ ایالاتِ متحده است، چنانکه در حکومتِ جمهوریِ مبتنی بر قانونِ اساسی نمود یافته است؛ حکومتی که در آغاز میان آن دو شاخ جدایی برقرار ساخت، اما سرانجام آن شاخها را در تصویری از جانورِ دریاییِ پاپی به هم متحد میسازد.
خواهر وایت بارها تصویر طلاییِ فصل سوم دانیال را با قانون یکشنبهٔ ایام آخر منطبق میسازد؛ پس نبوکدنصر نمایندهٔ کیست؟ ادونتیسم به شما خواهد گفت که او ایالات متحده است، همان وحشِ زمینِ فصل سیزدهم مکاشفه، که این معادلِ آن است که بگوییم این بابِل بود که شدرک، میشک و عابدنغو را به درون آتش افکند. این نبوکدنصر بود که کتابمقدس او را کسی معرفی میکند که در قانون یکشنبه مسئول بود؛ پس نبوکدنصر کیست، اگر او رئیسجمهوری نیست که در هنگام فرارسیدن قانون یکشنبهٔ نزدیکِ آینده حکومت میکند؟
سه
پیشگوییِ آخرِ دانیال، که همان رؤیای رودِ حِدِّقِل است، به سه فصل تقسیم میشود که هر یک با ویژگیهای سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده منطبق است. این سه فصل نمایانگر فرشتهٔ اول، دوم و سوم هستند، اما همچنین آخرین پیام دانیال را نیز نمایندگی میکنند. نخستین پیام او در فصل اول نیز سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده را نمایندگی میکند، و بدینسان مُهرِ آلفا و اُمگا بر فصل اول و بر رؤیای رودِ حِدِّقِل نهاده میشود.
دانیال کی آخری رویا عبرانی لفظ “سچائی” کے قالب پر قائم ہے، جو عبرانی حروفِ تہجی کے پہلے، تیرھویں، اور آخری یعنی بائیسویں حرف سے مرکب ہے۔ دسویں باب دانیال کو نبوت کا ایک طالبِ علم متعین کرتا ہے، جو بائیسویں دن لاودیکیہ کی حالت سے بدل کر فِلَدِلفیہ کی حالت میں آ جاتا ہے۔ پھر دانیال کو اس قابل بنایا جاتا ہے کہ وہ بارھویں باب میں ممثل غیرمہر شدہ اضافۂ علم کو سمجھے۔ اس رویا کے پہلے اور آخری ابواب دانیال کو ایک لاکھ چوالیس ہزار کا علامتی نشان متعین کرتے ہیں، جو نبوت کے حقیقی طالبِ علم ہیں۔
«انسان هرقدر هم از نظر فکری پیشرفت کرده باشد، نباید حتی برای لحظهای تصور کند که دیگر نیازی به جستوجوی عمیق و پیوسته در کتب مقدس برای نور بیشتر ندارد. ما بهعنوان یک قوم، فراخوانده شدهایم که هر یک بهطور فردی دانشجوی نبوت باشیم.» شهادتها، جلد ۵، ص. ۷۰۸.
فصل اوّل همان حقایقِ رؤیای رودِ حدّاقل را شناسایی میکند، و فصل اوّلِ رؤیای رودِ حدّاقل نیز همان حقیقتی را شناسایی میکند که فصل سوّم و آخرِ آن بیان میدارد. کتاب دانیال مُهرِ الفا و اُمگا را بر خود دارد، زیرا فصل اوّل، فرایندِ آزمونِ سهمرحلهایِ انجیلِ جاودان را شناسایی میکند و فصل دوازدهم نیز چنین میکند. سپس در میانِ سه فصلی که رؤیای نهاییِ دانیال را تشکیل میدهند، فصل اوّل الفا است و فصل سوّم اُمگا. این با نخستین آزمونِ دانیال دربارهٔ اینکه چه خوراکی بخورد، و با سومین و آخرین آزمونِ او هنگامی که پس از سه سال بهوسیلهٔ نبوکدنصّر داوری شد، هماهنگ است. آزمونِ الفایِ فصل اوّلِ دانیال دربارهٔ روششناسیِ مطالعهٔ کتابمقدّس بود، چنانکه این امر با خوردنِ خوراکِ بابِلی یا خوراکِ گیاهی به تصویر کشیده شده است.
ਵਿਆਖਿਆ ਦੀ “ਪੰਕਤੀ ਉੱਤੇ ਪੰਕਤੀ” ਵਾਲੀ ਵਿਧੀ ਪ੍ਰਤੀ ਦਾਨੀਏਲ ਦੀ ਵਿਸ਼ਵਾਸਯੋਗਤਾ ਨੇ ਇਹ ਸੰਭਵ ਬਣਾਇਆ ਕਿ ਉਹ “ਗਿਆਨ ਅਤੇ ਸਮਝ ਦੀਆਂ ਸਭ ਗੱਲਾਂ ਵਿੱਚ, ਜਿਨ੍ਹਾਂ ਬਾਰੇ ਰਾਜੇ ਨੇ ਉਹਨਾਂ ਤੋਂ ਪੁੱਛਿਆ, ਆਪਣੀ ਸਾਰੀ ਰਿਆਸਤ ਦੇ ਸਭ ਜਾਦੂਗਰਾਂ ਅਤੇ ਜੋਤਿਸ਼ੀਆਂ ਨਾਲੋਂ ਦਸ ਗੁਣਾ ਚੰਗੇ ਪਾਏ ਗਏ।” ਓਮੇਗਾ ਅਧਿਆਇ ਬਾਰ੍ਹਾਂ ਵਿੱਚ, ਜਦੋਂ ਭਵਿੱਖਬਾਣੀ ਦਾ ਬਚਨ ਅਣਮੁਹਰਿਆ ਜਾਂਦਾ ਹੈ, ਤਦੋਂ ਉਹ ਬੁੱਧੀਮਾਨ ਹਨ ਜੋ ਗਿਆਨ ਦੀਆਂ ਸਭ ਗੱਲਾਂ ਨੂੰ ਸਮਝਦੇ ਹਨ ਅਤੇ ਜਿਨ੍ਹਾਂ ਦੀ ਗਿਣਤੀ ਵੱਧਦੀ ਹੈ। ਅਧਿਆਇ ਬਾਰ੍ਹਾਂ, ਅਧਿਆਇ ਇੱਕ ਦਾ ਓਮੇਗਾ ਹੈ, ਅਤੇ ਇਹ ਹਿੱਦੇਕੇਲ ਦਰਸ਼ਨ ਦੇ ਅਲਫਾ ਅਧਿਆਇ ਦਸ ਦਾ ਵੀ ਓਮੇਗਾ ਹੈ। ਉਸ ਅਲਫਾ ਅਧਿਆਇ ਦਸ ਵਿੱਚ, ਦਾਨੀਏਲ ਉਸ ਆਤਮਿਕ ਅਨੁਭਵ ਵਿੱਚ ਅਡੋਲ ਹੋ ਜਾਂਦਾ ਹੈ, ਜੋ ਅਧਿਆਇ ਬਾਰ੍ਹਾਂ ਵਿੱਚ ਬੁੱਧੀਮਾਨਾਂ ਦੇ ਬੌਧਿਕ ਅਨੁਭਵ ਵਿੱਚ ਅਡੋਲ ਹੋ ਜਾਣ ਦੇ ਸਮਾਨਾਨਤਰ ਹੈ। ਅਧਿਆਇ ਇੱਕ ਇਹ ਰੇਖਾਂਕਿਤ ਕਰਦਾ ਹੈ ਕਿ ਬਾਈਬਲ ਅਧਿਐਨ ਦੀ ਇਹੀ ਵਿਧੀ ਭਵਿੱਖਬਾਣੀ ਦੇ ਵਿਦਿਆਰਥੀ ਨੂੰ ਸੱਚਾਈ ਵਿੱਚ ਆਤਮਿਕ ਅਤੇ ਬੌਧਿਕ ਦੋਹਾਂ ਤੌਰਾਂ ਅਡੋਲ ਹੋਣ ਦੇ ਯੋਗ ਬਣਾਉਂਦੀ ਹੈ, ਤਾਂ ਜੋ ਉਹ ਮੁਹਰਬੰਦ ਕੀਤਾ ਜਾ ਸਕੇ।
با نمایندگی از شاگردان حقیقی نبوت در ایام آخر، دانیال و آن سه بزرگمردْ همان حکیماناند که نه تنها افزایش معرفتی را که در زمان آخر، در سال 1989، مُهرگشایی شد درمییابند، بلکه افزایش معرفت را در 9/11 نیز میفهمند. در نهایت، آنان افزایش معرفتِ مُهرگشاییشده را در 31 دسامبر 2023 درک میکنند.
در جستوجوی نور نبویِ خدا، آنان از جنبش لائودیکیهایِ ادونتیستهای روز هفتمِ یکصد و چهل و چهار هزار، به جنبش فیلادلفیاییِ یکصد و چهل و چهار هزار دگرگون میشوند. هنگامی که این دگرگونی روی میدهد، آنان از کسانی که از رؤیای آینه گریختند، جدا میگردند.
پیامِ شورشِ انسانی
بابهای دهم و دوازدهم به یکصد و چهلوچهار هزار نفر میپردازند، زیرا آنان گامهای نخست و سوم در چارچوب حقیقت هستند. هنگامی که بهوسیلهٔ تجربهٔ درونیِ رؤیای آینهٔ باب دهم نیرو مییابند، و نیز با فهمِ گشودهشدهٔ دانیال دوازده روشن میگردند، باید پیامِ عصیانِ انسان را اعلام کنند. پیام عصیان انسان بهوسیلهٔ کتابهای دانیال و مکاشفه نمایانده میشود، و پیام عصیان در چارچوب نبویِ پادشاهیهای نبوتِ کتابمقدس که در دانیال بیان شده است، قرار داده شده است. نمادگرایی نبویِ شهادتِ عصیان انسان در کتاب دانیال بهطور کامل در باب یازدهم بازنمایی شده است. باب یازدهم تاریخی است که از پایان بابل و آغاز مادها و پارسیان شروع میشود. بنابراین، آغاز آن با زخم مهلک بابل است، که نمونهٔ زخم مهلک پاپی در سال ۱۷۹۸ میباشد. هنگامی که زخم مهلک پاپی در قانون یکشنبهٔ نزدیکِ در پیش رو شفا یابد، او سرِ اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش و نبی کاذب میشود. آنگاه او همان زنی است که در مکاشفه هفده بر وحش سوار است، و بر پیشانی آن زن نوشته شده است: بابِلِ عظیم. در قانون یکشنبهٔ نزدیکِ در پیش رو، زخم مهلکِ هم بابل و هم پاپی شفا مییابد.
بغاوتِ انسانی جو بابل کے زمانہ سے لے کر دنیا کے خاتمہ تک نمایاں کی گئی ہے، کتابِ دانی ایل کا بنیادی خاکہ ہے، اور باب گیارہ وہ خارجی نبوی پیغام ہے جو آخری ایام کی اس بغاوت کا بیان درج کرتا ہے۔ بغاوت کی وہ شہادت جو باب گیارہ میں پائی جاتی ہے، باب کی آخری چھ آیات کے ساتھ اور انہی کے اندر مطابقت رکھتی ہے۔ آخری چھ آیات انسانی بغاوت کا پیغام ہیں، اور وہی آخری چھ آیات آیت چالیس کی مخفی تاریخ کے ساتھ اور اسی کے اندر ممثل کی گئی ہیں۔ اس طرح کتابِ دانی ایل ایک باب تک محدود ہو جاتی ہے، پھر وہی باب اپنی ہی چھ آیات تک سمٹ آتا ہے، اور پھر وہ بھی ایک آیت کے آخری نصف کی مخفی تاریخ تک محدود ہو جاتا ہے۔
باب یازدهم نمایانگر حرف سیزدهمی است که پیش از آن نخستین و پس از آن آخرینِ حروف الفبای عبری قرار دارد، و نخستین و آخرین همواره یکساناند. باب نخست، حکیمان را در رؤیای آینه از جاهلان جداشده معرفی میکند، و باب آخر، حکیمان را در هنگام گشوده شدنِ مُهر از جاهلان جداشده نشان میدهد. الهام به ما آگاه میسازد که مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر، «استقرار یافتن در حقیقت، هم از لحاظ فکری و هم روحانی» است. باب دهم، مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر را از لحاظ روحانی معرفی میکند و باب دوازدهم جنبهٔ فکری آن را نشان میدهد. باب دهم سه لمس و سه تعامل با موجودات آسمانی را معرفی میکند. باب دوازدهم تطهیر سهمرحلهای حکیمان را معرفی میکند که بهوسیلهٔ افزایش حقیقت نبویِ فکری به انجام میرسد، به صورتِ «مطهر شده، سفید گردیده و آزموده شده». همانگونه که باب دهم دارای دو نمادِ سهگانه است، با آن سه لمس و سه مواجههٔ آسمانی؛ باب دوازدهم نیز هم فرایند آزمونِ سهمرحلهای را دارد و هم سه نبوتِ زمانی را.
باب دهم کی سه آسمانی ملاقاتها نشانِ حق را بر خود دارد، زیرا نخستین و آخرین موجود آسمانی که با دانیال تعامل کرد، فرشتهٔ جبرائیل بود، و موجودِ میانی میکائیل بود. سه فرشته، اما مسیح در گام دوم آن فرشته بود. آن سه لمس، نمایانگرِ توانمندسازیِ تدریجیِ دانیال در سه مرحله است. در این بخش، دانیال رؤیای آینهوار را سه بار شناسایی میکند، و بدینسان سه رؤیای آینهوار را در میان هفت اشاره به رؤیای mareh در باب دهم جای میدهد. واژهٔ عبری mareh دو بار به «appearance» و دو بار به «vision» ترجمه شده است، و سه بار دیگر نیز به «vision» ترجمه شده است. آن «سه بار دیگر» mareh نیست، بلکه صورتِ مؤنثِ mareh است که marah میباشد. باب دهم سه لمسِ توانمندسازیِ تدریجی، سه ملاقاتِ آسمانی که نشانِ حق را بر خود دارند، و سه رؤیای آینهوار دارد که بخشی از هفت اشاره به ظهورِ مسیح هستند.
ظهور
دو باری که واژهٔ «mareh» به «appearance» ترجمه شده است، با همان دو باری منطبق است که به «vision» ترجمه شده است. این دو با هم مسیح را بهعنوان نمادی معرفی میکنند که همچون نشانهای راهنما در تاریخ نبوی ظاهر میشود. در مکاشفه فصل ده، فرشتهای فرود میآید و یک پا را بر خشکی و پای دیگر را بر دریا میگذارد. خواهر وایت به ما اطلاع میدهد که آن فرشته «کسی کمتر از خودِ عیسی مسیح نبود.» فرشتهٔ مکاشفه ده «ظهور» مسیح در تاریخ نبوی است. او در آیهٔ سیزدهم از دانیال فصل هشت بهعنوان پَلْمونی ظاهر میشود، و از مکاشفه فصل پنج به بعد بهعنوان شیرِ سبطِ یهودا ظاهر میگردد. دانیال نمایندهٔ کسانی از ایام آخر است که ظهورهای نبویِ مسیح را، هر جا که او برود، پیروی میکنند. اگر ایشان در این کار وفادار باشند، به رؤیای آینه هدایت میشوند، جایی که بیوفایان میگریزند.
آل باب دوازدهم بر پایهٔ فهمِ دانشی که هنگامِ گشوده شدنِ یک نبوت افزایش مییابد، با سه گامِ تطهیر همراه است، و این امر با سه «نبوت زمانی» مقارن است که برای هر یک از آن سه آیه، سه تحققِ متمایز را نمایندگی میکنند. هزار و دویست و شصت سالِ آیهٔ هفتم، هزار و دویست و نود سالِ آیهٔ یازدهم، و هزار و سیصد و سی و پنج سالِ آیهٔ دوازدهم، سه آیه را مشخص میسازند که هر یک مشتمل بر یک نبوت زمانی است که در تاریخ تحقق یافت و سپس از سوی میلریها بهعنوان تأیید تاریخیِ پیامی که اعلام میکردند شناخته شد. پیشگوییِ مندرج در آیه، تحققِ تاریخی، و کاربردِ میلریِ آن تاریخ، همگی بر تحققِ ایامِ آخرِ آن سه نبوت شهادت میدهند. اما کاربردِ زمانیِ میلریها دیگر معتبر نیست؛ از اینرو، اشاراتِ زمانیِ موجود در آیات باید نه بهعنوان زمان، بلکه بهصورت نمادها به کار بسته شوند. این نمادگرایی در آیات از طریقِ تطبیقِ خودِ آیه، تحققِ تاریخیِ آیه، و عرضهٔ میلریِ پیام، تثبیت میگردد.
تسلسل الفصل الحادي عشر الزمني لتمرّد البشر منسوجٌ معًا بالأحلاف والمعاهدات والعهود. والعهود البشرية المُمثَّلة في تاريخ الفصل الحادي عشر تُوضَع في مقابلةٍ مع العهد الإلهي.
«در ایام آخر تاریخ این زمین، عهد خدا با قومِ نگاهدارندهٔ احکامِ او باید تجدید شود.» ریویو اند هرالد، ۲۶ فوریهٔ ۱۹۱۴.
روما تُرسي الرؤيا بأكملها، وحين تُخاطَب روما البابوية أول مرة في الأصحاح الحادي عشر، تُعرَّف بأنها «الذين يتركون العهد المقدس». إن الخط الداخلي في دانيال الحادي عشر، وهو أيضًا الخط الداخلي في التاريخ الخفي للآية الأربعين، يمثّل الذين يدخلون في عهد مع الله في الأيام الأخيرة، بينما يحدّد الخط الخارجي الذين يتركون ذلك العهد بعينه. وفي تصوير الفئة التي لن تنتفع بزيادة المعرفة في الأيام الأخيرة، يُنسَج تاريخهم الخارجي على الخيط النبوي للمعاهدات البشرية المنكوثة.
در خطّ درونیِ صد و چهل و چهار هزار، نمادها و تمثیلهای متعددی از رابطهٔ عهدیِ خدا با قومِ باقیماندهٔ ایام آخرِ او تنیده شده است. نمادِ عددِ «یازده» یکی از آن حقایق است، و این واقعیت که آیهٔ یازدهمِ بابِ یازدهم رؤیتِ بیرونی و درونیِ ایام آخر را مشخص میسازد، با این امر مورد تأکید قرار میگیرد که اشعیا در بابِ یازدهم و آیهٔ یازدهم، هدف و کارِ قومِ عهدیِ خدا را در ایام آخر شناسایی میکند.
و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند بار دیگر، برای دومین بار، دست خود را دراز خواهد کرد تا باقیماندهٔ قوم خویش را که باقی ماندهاند، از آشور، و از مصر، و از فَتروس، و از کوش، و از عیلام، و از شِنعار، و از حَمات، و از جزایر دریا بازآورد. اشعیا 11:11.
پراکندگی
در ایام آخر، قومِ باقیماندهٔ خدا دو بار پراکنده شده خواهند بود و نیاز خواهند داشت که گرد آورده شوند. آیهٔ هفتم از دانیال دوازده، پراکندگیای از قوم خدا را در ایام آخر مشخص میسازد؛ ازاینرو، هزار و دویست و شصت روز را بهعنوان نمادی از پراکندگی بازمینمایاند.
وآن مردِ ملبّس به کتان را که بر فراز آبهای نهر بود شنیدم، هنگامی که دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان برافراشت و به آن که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که این امور برای زمانی و زمانها و نصفِ زمانی خواهد بود؛ و چون پراکندنِ قدرتِ قومِ مقدّس به کمال رسد، همهٔ این چیزها به انجام خواهد رسید. دانیال ۱۲:۷.
دو شاهد پس از آنکه شهادت خود را ادا کردند، در فصل یازدهمِ مکاشفه پراکنده شدند.
و چون شهادتِ خود را به پایان رسانند، آن وحش که از هاویه برمیآید با ایشان جنگ خواهد کرد و بر ایشان غالب خواهد آمد و ایشان را خواهد کشت. و جسدهای ایشان در کویِ آن شهرِ عظیم خواهد افتاد؛ شهری که از لحاظ روحانی سدوم و مصر خوانده میشود، همانجا که خداوندِ ما نیز مصلوب گردید. و کسانی از قومها و قبایل و زبانها و امتها، سه روز و نیم جسدهای ایشان را خواهند دید و نخواهند گذاشت که جسدهای ایشان در قبرها نهاده شود. و ساکنانِ زمین بر ایشان شادی خواهند کرد و به وجد خواهند آمد و به یکدیگر هدایا خواهند فرستاد، زیرا این دو نبی ساکنانِ زمین را عذاب میدادند. مکاشفه ۱۱:۷–۱۰
در آیهٔ بعدی، یعنی آیهٔ یازدهم، آن دو شاهد از مرگ خود در کوچهٔ سدوم و مصر برخیزانیده میشوند. همین مرگ را حزقیال به صورت درهای از استخوانهای پراکنده، مرده و خشک به تصویر میکشد. آن دو شاهد نمایانگر دو شاخِ جمهوریخواه و پروتستان هستند که در سال ۲۰۲۰ کشته شدند. شاخِ پروتستان با پیشگوییِ دروغین خود دربارهٔ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ مرد، و شاخِ جمهوریخواه در انتخاباتِ ربودهشدهٔ ۲۰۲۰ مرد. اشعیا تصریح میکند که هنگامی که آن شاهدان برخیزانیده میشوند، که او آن را بهعنوان گردآوریِ بارِ دوم معرفی میکند، آن شاهدان به آن عَلَمی بدل میشوند که کارگرانِ ساعتِ یازدهم را گرد میآورد.
اور اُس دن یسّی کی ایک جڑ ہوگی، جو قوموں کے لیے ایک عَلَم کے طور پر قائم ہوگی؛ اُمّتیں اُسی کی طالب ہوں گی، اور اُس کی آرام گاہ جلالی ہوگی۔ اور اُس دن ایسا ہوگا کہ خداوند دوسری بار پھر اپنا ہاتھ بڑھائے گا تاکہ اپنی اُس باقی ماندہ قوم کو، جو بچ رہے گی، اسور سے اور مصر سے اور پترس سے اور کوش سے اور عیلام سے اور شنعار سے اور حمات سے اور سمندر کے جزیروں سے واپس حاصل کرے۔ اور وہ قوموں کے لیے ایک عَلَم بلند کرے گا، اور اسرائیل کے جلاوطنوں کو جمع کرے گا، اور یہوداہ کے پراگندہ لوگوں کو زمین کی چاروں سمتوں سے اکٹھا کرے گا۔ یسعیاہ 11:10–12۔
هنگامی که خداوند دست خود را بار دوم برای گردآوردن دراز میکند، «راندگانِ اسرائیل» را جمع مینماید. «راندگانِ اسرائیل» به عَلَمی برای امتها بدل میشوند، و از اینرو باید پیش از آنکه گرد آورده شوند، رانده شوند. آنان به وادیِ استخوانهای خشکِ حزقیال افکنده شدند، و چون یکبار کشته شدند، در همان کوچهای افتاده بودند که در آن نیز خداوند ما مصلوب شد، در حالی که طبقهٔ دیگر شادی میکرد.
اے وہ لوگو جو اُس کے کلام سے لرزتے ہو، خُداوند کا کلام سنو؛ تمہارے وہ بھائی جنہوں نے تم سے عداوت رکھی، جنہوں نے میرے نام کی خاطر تمہیں نکال دیا، کہتے تھے، "خُداوند جلال پائے"؛ لیکن وہ تمہاری خوشی کے لیے ظاہر ہوگا، اور وہ شرمندہ ہوں گے۔ یسعیاہ 66:5۔
کسانی که از کلام خدا میلرزند، بهدست برادران خود که از ایشان نفرت داشتند، رانده میشوند. ارمیا آنچه را بر برادرانی که از نشان نفرت داشتند واقع میشود، آشکار میسازد.
ازاینرو خداوند چنین میفرماید: هان، بلایی بر ایشان خواهم آورد که از آن نتوانند گریخت؛ و هرچند نزد من فریاد برآورند، ایشان را اجابت نخواهم کرد. ارمیا 11:11.
سیاقِ آیتِ یازدهم خدا کے عہد کا ہے، اور تمام انبیا آخری ایام ہی سے خطاب کرتے ہیں، لہٰذا یہاں جس عہد کا ذکر ہو رہا ہے وہ ایک لاکھ چوالیس ہزار کے ساتھ عہد کی تجدید ہے۔
سخنی که از جانب خداوند بر ارمیا نازل شد، چنین بود: «سخنان این عهد را بشنوید و آنها را به مردان یهودا و به ساکنان اورشلیم بگویید؛ و به ایشان بگو: خداوند، خدای اسرائیل، چنین میفرماید: ملعون باد آن انسانی که سخنان این عهد را اطاعت نکند؛ همان عهدی که در روزی که پدران شما را از سرزمین مصر، از کورهٔ آهنین، بیرون آوردم، به ایشان امر فرمودم و گفتم: آواز مرا بشنوید و آنها را بر حسب تمامی آنچه به شما امر میکنم، بهجا آورید؛ و شما قوم من خواهید بود و من خدای شما خواهم بود؛ تا سوگندی را که برای پدران شما یاد کردهام، استوار سازم، که سرزمینی جاری از شیر و عسل به ایشان بدهم، چنانکه امروز هست.» آنگاه من پاسخ داده، گفتم: «آمین، ای خداوند.»
آنگاه خداوند به من فرمود: همهٔ این سخنان را در شهرهای یهودا و در کوچههای اورشلیم ندا کن و بگو: سخنان این عهد را بشنوید و به آنها عمل کنید. زیرا از روزی که پدران شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا امروز، با اصرارِ بسیار ایشان را هشدار دادم، بامدادان برخاسته، بارها هشدار دادم و گفتم: آواز مرا اطاعت کنید. اما ایشان اطاعت نکردند و گوش خود را فرا نداشتند، بلکه هر یک در سرسختیِ دلِ شریرِ خویش گام برداشتند؛ از این رو تمامی سخنان این عهد را که به ایشان فرمان داده بودم تا بهجا آورند، بر آنان جاری خواهم ساخت، زیرا آنها بدان عمل نکردند.
اور خداوند به من گفت: «توطئهای در میان مردان یهودا و در میان ساکنان اورشلیم یافت شده است. آنان به گناهان نیاکان خویش، که از شنیدن سخنان من سر باز زدند، بازگشتهاند؛ و در پی خدایان دیگر رفتهاند تا آنها را خدمت کنند. خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد مرا که با پدران ایشان بستم، شکستهاند. بنابراین خداوند چنین میفرماید: اینک بلایی بر ایشان خواهم آورد که از آن نتوانند رهایی یابند؛ و هرچند نزد من فریاد برآورند، به ایشان گوش نخواهم داد.» ارمیا ۱۱:۱–۱۱
موضوعِ عدالتِ لاؤدیکیائی سیونتھ-ڈے ایڈونٹزم، جس کی نشان دہی یرمیاہ کرتا ہے، حزقی ایل باب گیارہ، آیت گیارہ میں دہرایا گیا ہے۔
این شهر دیگ شما نخواهد بود، و شما نیز گوشت در میان آن نخواهید بود؛ بلکه من شما را بر حدود اسرائیل داوری خواهم کرد. حزقیال ۱۱:۱۱
الهام، مُهرِ حزقیال باب نهم را بهصراحت همان مُهرِ صد و چهل و چهار هزار نفر در مکاشفهٔ هفت معرفی میکند. آیهٔ یازدهمِ باب یازدهم صرفاً ادامهٔ روایتِ پیوستهٔ حزقیال از داوری بر کلیسای ادونتیست روز هفتم است؛ کلیسایی که خواهر وایت آن را اورشلیمِ حزقیال باب نهم معرفی میکند. آنان که مُهر را دریافت نکردند، در رؤیای بابهای نهم تا یازدهم داوری شده و هلاک میگردند.
رؤیای ۹/۱۱ در حزقیال، بیایمانان را چنین معرفی میکند که برای داوری به بیرون از اورشلیم برده میشوند؛ و بدینسان، جدایی نهاییِ کسانی را مشخص میسازد که اقرار میکنند کلیسای نهاییِ بهتصویرکشیدهشده در کتاب مکاشفه هستند. نماد «یازده، یازده» نمادِ عهدی است که صد و چهل و چهار هزار تن با خدا وارد آن میشوند. هنگامی که این اعداد با یکدیگر جمع شوند، عدد بیست و دو را نشان میدهند، که یکدهمِ دویست و بیست است؛ یکی از نمادهای پیوند الوهیت با انسانیت.
دوصد و بیست سال میان ۶۷۷ و ۴۵۷ ق.م.، نبوت دانیال دربارهٔ دو هزار و سیصد روز را با نبوت زمانی موسی دربارهٔ هفت زمان به هم پیوند میدهد. در باب این دوصد و بیست سال، بهمثابه نمادی از کارِ کفاره که آنگاه که آن دو نبوت در سال ۱۸۴۴ با هم تلاقی یافتند آغاز شد، مطالب بسیاری را میتوان بازشناخت. همچنین دربارهٔ آنچه بهطور نمادین بهوسیلهٔ عدد بیستودو، بهعنوان یکدهمِ دوصد و بیست، نمایانده میشود—چنانکه در مورد عدد یازده نیز چنین است—مطالب بسیاری را میتوان بیان کرد. آنچه در اینجا مایلم مشخص سازم، رابطهٔ میان یازده و بیستودو است.
ما این افکار را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.