دانیال باب یازده، آیهٔ شانزده و آیهٔ بیستودو، هر دو با قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، منطبقاند. تحقق آیهٔ ده در سال ۱۹۸۹ به جنگ اوکراین در سال ۲۰۱۴ انجامید، همانگونه که این امر با تحقق نبرد رافیا در آیهٔ یازده در سال ۲۱۷ پیش از میلاد نشان داده شده است. آیهٔ یازده تا آیهٔ شانزده همچنین همان آیهٔ یازده تا آیهٔ بیستودو است؛ بنابراین، تاریخ پنهان آیهٔ چهل، چنانکه در آیات یازده تا شانزده بازنمایی شده است، همچنین بهصورت تاریخ آیهٔ یازده تا بیستودو بازنمایی میشود. تاریخ پنهان آیهٔ چهل در آیات یازده تا بیستودو بازنمایی شده است.
فصلهای یازده تا بیستودو
آن تاریخِ پوشیده همچنین در بابهای یازدهم تا بیستودومِ پیدایش، متی، مکاشفه و آرزوی اعصار نیز به تصویر کشیده شده است. آن چهار شاهدِ بابهای «یازدهم تا بیستودوم» با تاریخِ پوشیده همراستا هستند، زیرا تاریخِ پوشیده همان آیات یازدهم تا بیستودومِ دانیال یازدهم است. مرکزِ آن چهار شاهد همواره نشانِ عهد را مشخص میسازد؛ از عهدِ مرگ که بهوسیلهٔ نمرود در باب یازدهمِ پیدایش نمایانده شده آغاز میشود و به فاحشهٔ روم در باب هفدهمِ مکاشفه پایان مییابد.
هفده
سوائے متی کے، چاروں گواہ سترہویں باب کو اُس مدت کا وسط قرار دیتے ہیں جس کی وہ تمثیل پیش کرتے ہیں۔ عدد سترہ اُن تین دو سو پچاس سالہ نبوتوں میں بھی تین مرتبہ پایا جاتا ہے جو 457 قبلِ مسیح، 64 اور 1776 میں شروع ہوئیں۔ اُن میں سے دو خطوط، (پہلا اور آخری) ایک ایسے نقطۂ وسط کی نشان دہی کرتے ہیں جب 457 قبلِ مسیح کی پہلی خط 207 قبلِ مسیح میں ختم ہوئی اور 1776 کی آخری خط 2026 میں ختم ہوتی ہے۔ 207 قبلِ مسیح رافیہ اور پانیوم کی لڑائیوں کے درمیان تھا، اور 2026 ریاستہائے متحدہ کے آخری صدر کی آخری مدتِ صدارت کا وسط ہے۔
در درون سه خطِ دویستوپنجاهساله، بطلمیوس هفده سال سلطنت کرد. در خط نرون، میان سالهای ۳۱۳ و ۳۳۰ هفده سال فاصله است، و میان نبرد رافیا در ۲۱۷ ق.م. و نبرد پانیوم در ۲۰۰ ق.م. نیز هفده سال فاصله بود. سه تن از چهار شاهدِ بابهای یازده تا بیستودو، نقطهٔ میانیِ دقیقِ خود را در باب هفده مشخص میسازند. ازاینرو، تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل در آیات یازده تا بیستودوی همان باب بازنمایی شده است، و چهار شاهدِ بابهای یازده تا بیستودو با همان آیات دقیقاً همتراز میشوند. تحققِ هر یک از سه نبوتِ دویستوپنجاهساله با همان تاریخ دقیقاً انطباق دارد. نقطهٔ میانی بهعنوان یک نشانهٔ راه مورد تأکید قرار گرفته است، و بهطور خاص بهمثابهٔ نمادِ عهد و مُهرِ قومِ خدا شناسانده میشود.
دانیال دوازدهم
آیات هفت، یازده و دوازده از باب دوازدهم دانیال، دورهٔ نهاییِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر را مشخص میکنند. آیهٔ هفت، ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ را مشخص میکند، و آیهٔ دوازده، ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را. پراکندگیِ مذکور در آیهٔ هفت که در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ پایان یافت و در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ آغاز شده بود، در آلفا و امگایِ این سه آیهٔ زمانِ نبوی که در دانیال ۱۲ قرار دارند، به تصویر کشیده شده بود. آیهٔ میانیِ ۱۲۹۰ سال، تاریخِ ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبهٔ بهزودی در راه را بهعنوان ۳۰ مشخص میکند، و سپس ۱۲۶۰ را تا بسته شدنِ مهلتِ آزمونِ بشر. سی سال که نمایانگرِ سنِّ کهانتِ صد و چهل و چهار هزار نفر است، و ۱۲۶۰ سال که نمونهوارِ چهل و دو ماهِ نمادینِ مکاشفهٔ ۱۳ است.
پیشگوییِ دوگانهٔ 30 که بهدنبال آن هزار و دویست و شصت سال میآید، نمادی از پیشگوییِ عهدِ دوگانهٔ ابراهیم و پولُس دربارهٔ 400 و 430 سال است. نقطهٔ میانیِ سه آیهٔ مربوط به زمان در دانیال دوازده، نمایانگرِ شورشِ حرفِ سیزدهم است، و در عین حال بر عهد و مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نیز تأکید میورزد. این سه آیه همچنین با تاریخِ پنهان همراستا هستند، و گواهیِ دیگری بر این تأکید میافزایند که نقطهٔ میانی نمادی از عهد است.
بهار اور خزاں
با همهٔ این خطوط، باید سه شاهدِ اعیادِ بهاری و پاییزیِ مذکور در لاویان بیستوسه را، که با فصل پنطیکاست در تاریخِ صلیب همراستا و درهمآمیختهاند، در نظر بگیریم. در آنجا فصل، بیستوسه است، که نمادی از کارِ کفّارهٔ مسیح میباشد. این فصل از چهلوچهار آیه تشکیل شده است که بهطور نمادین نمایانگر 22 اکتبر 1844 است. 22 اکتبر، 22 روزِ ماه اکتبر را نمایندگی میکند که از روزِ اول آغاز شده و در روزِ بیستودوم پایان مییابد؛ ازاینرو، مُهر اعتبارِ الفبای عبری را بر خود دارد. و اکتبر که ماهِ دهم است، هنگامی که در روزِ بیستودوم ضرب شود، حاصل آن 220 خواهد بود.
در تقویم عبری، دهمین روزِ ماه هفتم، روزِ کفاره بود، و ده ضربدر هفت، هفتاد میشود که نمادی از زمانِ آزمایشی است. دو هزار و سیصد سال در سال ۱۸۴۴ به پایان رسید، آنگاه که فرشتهٔ سوم آمد، چنانکه بهوسیلهٔ فرمانِ سوم که آن دوره را آغاز کرد، بهصورت نمادین نشان داده شده بود. در آن هنگام، هفتاد هفته بهعنوان زمانِ آزمایشی تعیین شده بود که در آغازِ ۲٬۳۰۰ روز به اسرائیلِ باستانیِ تحتاللفظی اختصاص یافت؛ و در پایانِ آن روزها، دورهٔ آزمایشی برای اسرائیلِ روحانیِ جدید بهوسیلهٔ دهمین روزِ ماه هفتم نمایان شد، که معادلِ هفتاد است. ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ مُبیّنِ نمادینِ قانونِ یکشنبهٔ نزدیکالوقوع است، و در همانجا هفتاد سالِ نمادینِ زمانِ آزمایشی برای ادونتیسمِ روز هفتم به پایان میرسد، همانگونه که برای یهودیان هنگامی که استیفان سنگسار شد، به پایان رسید.
۱۸۴۴ نمایانگر دورهای است که در آن دو فرشته آمدند؛ دومی در نخستین نومیدی و سومی در نومیدی عظیم. «۴۴» نمایانگر پیامی دوگانه است، چنانکه در آیهٔ چهلوچهارِ دانیال یازده، در «اخباری از مشرق و شمال» بازنمایی شده است. لاویان بیستوسه از چهلوچهار آیه تشکیل شده است که اعیاد مقدس را به بهاری و پاییزی تقسیم میکنند. آن چهلوچهار آیه نمایانگر پیامی دوگانهاند. این دو فصل هر یک با بیستودو آیه بازنمایی شدهاند؛ ازاینرو، هم اعیاد بهاری و هم اعیاد پاییزی نمایانگر بیستودو حرفِ تقویم عبری هستند. هنگامی که آن دو شاهدِ بیستودوآیهای همراه با فصل پنطیکاست گرد هم آورده میشوند، چارچوبی سهمرحلهای پدید میآورند.
نخستین گامنشان از سه بخش تشکیل شده است که پس از آن پنج روز میآید، چنانکه آخرینِ آن سه گامنشان نیز چنین است. گامنشان میانی، همان سی روزِ تعلیمِ رویارویِ مسیح است با آنان که برای خدمت در کلیسای ظافر به عنوان کاهنان مسح میشوند. لاویان بیست و سه با تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل همسو است.
نقاطِ وسط
میانہ نقطہ، جو پیدایش کے باب گیارہ سے باب بائیس تک کی سلسلہ وار ترتیب میں واقع ہے، باب سترہ ہے، جہاں ابراہیم کے تین مرحلوں پر مشتمل عہد کے دوسرے مرحلے اور ختنہ کی علامت کا قیام عمل میں آیا۔ باب گیارہ سے بائیس تک واقع تمام آیات کے عین وسط میں پیدایش 17:22 ہے:
لیکن اپنا عہد میں اسحاق کے ساتھ قائم کروں گا، جسے سارہ آئندہ سال اسی مقررہ وقت پر تیرے لیے جنے گی۔ اور وہ اس سے کلام کر کے فارغ ہوا، اور خدا ابراہام کے پاس سے اوپر چلا گیا۔ پیدایش 17:22۔
خدا در آیهٔ یک آغاز به سخن گفتن با ابراهیم کرد و در آیهٔ بیستودو گفتوگوی خود را به پایان رسانید؛ ازاینرو، تمام گفتوگوی عهد ختنه در چارچوب نبویِ بیستودو حرفِ الفبای عبری قرار داده شد، حال آنکه مضمونِ این بیستودو آیه، آیین ختنه بود که میبایست در روز هشتم انجام میشد. مرکز یا نقطهٔ میانیِ این بخش از پیدایش، رابطهٔ عهدیِ خدا با صد و چهل و چهار هزار تن است، چنانکه در عهد ختنهٔ ابراهیم نمایانده شده است. نقطهٔ میانیِ رشتهٔ فصلهای یازده تا بیستودوی پیدایش، فصل هفده است، و نقطهٔ میانیِ مطلقِ آن فصل، آیهٔ بیستودو است، جایی که خدا گفتوگوی خود دربارهٔ عهد را با ابراهیم پایان میدهد؛ و بدینسان، نقطهٔ میانی در بسترِ الفبای عبریِ مشتمل بر بیستودو حرف قرار میگیرد. نقطهٔ میانیِ آن بیستودو آیه نیز، البته، آیهٔ یازده است.
اور تم اپنی ختنہ گاہ کے گوشت کا ختنہ کرو گے؛ اور یہ میرے اور تمہارے درمیان عہد کا نشان ہوگا۔ پیدایش 17:11۔
نقاط میانیِ چهار بخشِ فصلهای یازده تا بیستودوی کتاب مقدّس، برای کامل شدنِ مفهومِ نقطهٔ میانی، سه آیه را دربر میگیرد.
این است عهد من که آن را نگاه خواهید داشت، در میان من و شما و ذریّت تو بعد از تو: هر ذکوری در میان شما مختون شود. و گوشتِ غُلفهٔ خویش را مختون خواهید کرد، و آن نشانهٔ عهدی خواهد بود در میان من و شما. و هر ذکوری از شما که هشتروزه باشد، در نسلهای شما مختون شود، چه آن که در خانه زاده شده باشد و چه آن که به زر از بیگانهای خریده شده باشد که از ذریّت تو نباشد. پیدایش 17:10–12.
یک نشان، علامتی است که نمایندهٔ عَلَم است. این عبارت دربارهٔ عَلَم است که همان یکصد و چهل و چهار هزار نفرند. طفلِ ذکور میبایست در هشتروزگی مختون شود، همانگونه که عهدِ نوح با هشت نفس در کشتی بود؛ بدینسان عدد هشت بهکار گرفته میشود تا عهدِ نوحی را با عهدِ ابراهیمی به هم پیوند دهد. ایشان باید فیلادلفی باشند، زیرا باید مختون شوند؛ چیزی که پولس آن را نمادِ مصلوب شدنِ جسم معرفی میکند. هنگامی که جسم مصلوب میشود، الوهیتِ مسیح در درون است، و آن ترکیب همان عَلَم است؛ زیرا چنانکه خواهر وایت میگوید: «هنگامی که سیرتِ مسیح بهطور کامل در فرزندان او بازتولید شود، او برای آنان بازخواهد گشت.»
«سرشتِ انسانی فاسد است و بهحق از سوی خدای قدوس محکوم میگردد. امّا برای گناهکارِ توبهکار تدارکی فراهم شده است، تا او بهواسطۀ ایمان به کفارۀ پسر یگانۀ خدا، آمرزش گناهان را بیابد، تبرئه را حاصل کند، به فرزندخواندگی در خانوادۀ آسمانی پذیرفته شود، و وارث پادشاهی خدا گردد. دگرگونیِ شخصیت از طریق عملِ روحالقدس بهانجام میرسد؛ همان روحی که بر عاملِ انسانی کار میکند و برحسبِ اشتیاق و رضایتِ او به انجامِ این امر، سرشتی نو در او مینشاند. صورتِ خدا در جان بازگردانده میشود، و او روزبهروز بهوسیلهٔ فیض تقویت و تازه میگردد، و بیش از پیش قادر میشود که شخصیتِ مسیح را در عدالت و قدّوسیتِ حقیقی بهگونهای هرچه کاملتر منعکس سازد.»
«آن روغنی که آنان که بهصورت باکرههای نادان تصویر شدهاند بدان سخت نیازمندند، چیزی نیست که بر ظاهر نهاده شود. آنان باید حقیقت را به قدسِ جان درآورند تا آن را پاک سازد، صیقل دهد، و تقدیس نماید. آنچه بدان نیاز دارند نظریه نیست؛ بلکه تعلیمات مقدس کتابمقدس است، که اصولی نامطمئن و گسیخته نیست، بلکه حقایق زندهای است که مصالح جاودانی را در بر میگیرد، مصالحی که در مسیح مرکز مییابد. در او نظام کاملِ حقیقت الهی قرار دارد. نجاتِ جان، از طریق ایمان به مسیح، اساس و ستونِ حقیقت است. آنان که ایمان راستین به مسیح را به کار میبندند، آن را با قدوسیتِ سیرت و با اطاعت از شریعت خدا آشکار میسازند. ایشان درمییابند که حقیقت، آنگونه که در عیسی است، تا آسمان امتداد مییابد و ابدیت را در بر میگیرد. آنان میفهمند که شخصیت مسیحی باید نمایانگر شخصیت مسیح باشد و از فیض و راستی لبریز گردد. به ایشان روغنِ فیض عطا میشود، که نوری هرگز خاموشناشدنی را پایدار میدارد. روحالقدس در دلِ ایماندار، او را در مسیح کامل میسازد. این دلیل قاطع نیست که مرد یا زنی مسیحی است فقط از آن رو که در اوضاعِ برانگیزاننده احساسات شدید از خود نشان میدهد. آنکه مسیحگونه است، در جان خود عنصری عمیق، استوار، و پایدار دارد، و با این همه، به ضعفِ خویش آگاه است و بهوسیله ابلیس فریب داده و گمراه نمیشود تا بر خویشتن اعتماد کند. او از کلام خدا شناخت دارد و میداند که تنها آنگاه ایمن است که دست خود را در دستِ عیسی مسیح نهد و چنگ خویش را بر او استوار نگاه دارد.»
شخصیت در بحران آشکار میشود. هنگامی که آن ندای جدّی در نیمهشب اعلام کرد: «اینک داماد میآید؛ به استقبال او بیرون روید»، باکرهگانِ خفته از خواب خود بیدار شدند، و آشکار گردید که چه کسانی برای آن واقعه آمادهگی کرده بودند. هر دو گروه غافلگیر شدند، امّا یکی برای وضعیت اضطراری آماده بود، و دیگری بیآمادگی یافت شد. شخصیت بهوسیلهٔ اوضاع و احوال آشکار میشود. حالتهای اضطراری، جنس حقیقیِ شخصیت را نمایان میسازند. مصیبتی ناگهانی و پیشبینیناشده، سوگواری یا بحرانی، بیماری یا اندوهی غیرمنتظره، چیزی که جان را رودررو با مرگ قرار دهد، حقیقتِ درونیِ شخصیت را آشکار خواهد ساخت. آشکار خواهد شد که آیا ایمان واقعی به وعدههای کلام خدا وجود دارد یا نه. آشکار خواهد شد که آیا جان بهوسیلهٔ فیض نگاه داشته میشود یا نه، و آیا در ظرف همراهِ چراغ، روغن هست یا نه.
“د امتحان وختونه پر ټولو راځي. موږ د خدای د ازموينې او ثابتولو لاندې څنګه چلند کوو؟ ايا زموږ څراغونه مړه کېږي؟ که لا هم يې بل ساتو؟ ايا موږ د هغه سره د خپلې اړيکې له مخې، چې له فضل او حقه ډک دی، د هر بېړني حالت لپاره چمتو يو؟ پنځو هوښيارو پېغلو نه شول کولای خپل خوی او سيرت پنځو کمعقلو پېغلو ته ورکړي. سيرت بايد موږ هر يو د خپل ځان په توګه جوړ کړو. هغه بل چاته نه شي لېږدول کېدای، که څه هم څښتن يې د دې قربانۍ کولو ته چمتو وي. تر هغه چې رحمت لا هم ځنډېږي، ډېر څه شته چې موږ يې د يو بل لپاره کولای شو. موږ کولای شو د مسيح سيرت تمثيل کړو. موږ کولای شو ګمراهانو ته وفادارانه خبرداري ورکړو. موږ کولای شو ملامت کړو، توبيخ وکړو، په پوره زغم او تعليم سره، د مقدس کلام عقيدې زړونو ته ورسولو. موږ کولای شو له زړه خواخوږي وړاندې کړو. موږ کولای شو له يو بل سره او د يو بل لپاره دعا وکړو. د محتاطانه ژوند په کولو، او د سپېڅلې وينا او چلند په ساتلو سره، موږ ښايي د دې بېلګه وړاندې کړو چې مسيحي بايد څه ډول وي؛ خو هېڅوک بل چاته د خپل سيرت قالب نه شي ورکولای. راځئ دا حقيقت په سمه توګه په پام کې ونيسو چې موږ به نه د ډلو په توګه، بلکې د افرادو په توګه ژغورل کېږو. پر موږ به د هغه سيرت له مخې قضاوت وشي چې موږ جوړ کړی دی. دا خطرناک کار دی چې د ابديت لپاره د روح تياری له پامه وغورځول شي، او له خدای سره د روغې کولو چار د مرګ تر بستر پورې وځنډول شي. موږ خپله ابدي سرنوشت د ژوند د ورځنيو معاملو له لارې، او د هغه روح له مخې چې موږ يې څرګندوو، ټاکو. هغه څوک چې په لږ کې وفادار وي، په ډېر کې هم وفادار وي. که موږ مسيح خپل نمونه ګرځولی وي، که موږ هماغسې ګرځېدلي او کار مو کړی وي لکه څنګه چې هغه موږ ته په خپل ژوند کې بېلګه راکړې ده، نو موږ به وتوانېږو چې له هغو جدي ناڅاپيو سره مخامخ شو چې زموږ په تجربه کې به پر موږ راشي، او له خپل زړه ووايو: ‘نه زما اراده، بلکې ستا دې وشي.’”
«در زمانِ آزمایش، یعنی زمانی که ما اکنون در آن زندگی میکنیم، باید با آرامش در شرایط نجات تأمل کنیم و مطابق با شرایطی که در کلام خدا مقرر شده است زندگی نماییم. ما باید خود را ساعت به ساعت و روز به روز، بهوسیلهٔ انضباطی دقیق، تعلیم داده و تربیت کنیم تا هر وظیفهای را بهجا آوریم. ما باید با خدا و با عیسی مسیح که او فرستاده است آشنا شویم. در هر آزمایش، این امتیاز از آنِ ماست که به او تمسک جوییم؛ او که گفته است: «بگذار او به قوّت من تمسک جوید تا با من صلح کند؛ و با من صلح خواهد کرد.» خداوند میفرماید که او از والدین نیز راغبتر است که روحالقدس را به ما عطا کند تا آنان که به فرزندان خود نان میدهند. پس بیایید روغنِ فیض را در ظرفهای خود همراه با چراغهایمان داشته باشیم، مبادا در شمارِ کسانی یافت شویم که بهصورتِ باکرههای نادان معرفی شدهاند، که آماده نبودند تا به استقبال داماد بیرون روند.» Review and Herald، 17 سپتامبر 1895.
نشانِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر که بهواسطهٔ ختنهٔ ابراهیم و هشت نفسی که بر کشتی بودند بهطور نمادین معرفی شده بودند، همان باکرههای دانا در مَثَلاند که در بحرانِ قریبالوقوع، شخصیت مسیح را بهکمال بازمیتابانند. کاملاً بجاست که خواهر وایت آن بخش را با استناد به اشعیا به پایان برد، زیرا این متنی است که بهطور مستقیم به زمانِ مهر شدنِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر اشاره دارد.
در آن روز برای او بسرایید: تاکستانی از شرابِ سرخ. من، یهوه، آن را نگاه میدارم؛ هر لحظه آن را آب میدهم؛ مبادا کسی به آن آسیب رساند، شب و روز از آن محافظت میکنم. خشم در من نیست؛ کیست که خارها و خَسها را در جنگ در برابر من برپا کند؟ از میانشان خواهم گذشت، و همه را با هم خواهم سوزانید. یا بگذارد به قوّت من تمسّک جوید، تا با من صلح کند؛ و با من صلح خواهد کرد. او سبب خواهد شد آنان که از یعقوب میآیند ریشه بدوانند؛ اسرائیل خواهد شکفت و جوانه خواهد زد، و روی جهان را از میوه پُر خواهد ساخت. آیا او را چنان زده است که زنندگانِ او را زد؟ یا آیا او بر حسب کشتارِ آنان که به دست او کشته شدند، کشته شده است؟ به اندازه، هنگامی که شاخه برمیآورد، با آن محاکمه خواهی کرد؛ او در روز بادِ شرقی، بادِ تند خود را بازمیدارد. پس بدینوسیله گناه یعقوب کفّاره خواهد شد؛ و تمامی ثمرهٔ برداشته شدنِ گناه او این است: هنگامی که او همهٔ سنگهای مذبح را همچون سنگهای گچ که خرد و شکسته شدهاند، میسازد، بیشهها و بتها برپا نخواهند ماند. با این همه، شهرِ حصاردار ویران خواهد شد، و مسکن متروک گشته، چون بیابان رها خواهد شد؛ در آنجا گوساله خواهد چرید، و در آنجا خواهد خوابید، و شاخههایش را خواهد خورد. وقتی شاخههایش خشک شوند، شکسته خواهند شد؛ زنان میآیند و آنها را در آتش مینهند؛ زیرا این قومی بیفهماند؛ از این رو آن که ایشان را آفرید، بر آنان رحم نخواهد کرد، و آن که ایشان را صورت بخشید، بر آنان شفقتی نخواهد نمود. اشعیا ۲۷:۲–۱۱.
«روزِ بادِ شرقی»، هنگامی که گناهِ یعقوب در حالِ پاک شدن است و آن طبقهٔ دیگر از «قومی بیفهم» گرد آورده شده و سوزانده میشوند، زمانِ مُهرگذاریِ یکصد و چهل و چهار هزار است. در آن دوره، هر که بخواهد با مسیح صلح کند، میتواند چنین کند، اما حرکاتِ نهایی، شتاباناند.
کاهنان میبایست در هنگام آغاز خدمت، سیساله باشند، و آن صد و چهل و چهار هزار تن، ملکوتِ کاهنانِ پطرس هستند که در ایام آخر، عهد را با خدا تجدید میکنند.
شما نیز، همچون سنگهای زنده، به صورت خانهای روحانی و کهانتی مقدس بنا میشوید تا قربانیهای روحانی را که بهواسطهٔ عیسی مسیح نزد خدا مقبول است، تقدیم کنید. اول پطرس ۱:۵
کاهنان برای خدمت در طی آیین مسحی هشتروزه آماده شده بودند؛ ازاینرو، عدد هشت نمادی از کهانتِ مسحشدهای است که درون تابوت قرار دارند.
عصای هارون
کہ ایک لاکھ چوالیس ہزار کی ممسوح کہانت کو عہد کے صندوق میں ہارون کی اس لاٹھی کے ذریعے ظاہر کیا گیا ہے جس میں کلیاں پھوٹ آئیں۔ جب ہارون کی لاٹھی میں کلیاں پھوٹیں تو اس نے ہارون اور بنی اسرائیل کے قبائل کی دوسری لاٹھیوں کے درمیان، جن میں کلیاں نہ پھوٹیں، ایک امتیاز قائم کر دیا۔ کتبِ مقدس میں یہی بارش ہے جو پودوں میں شگوفہ برآوری پیدا کرتی ہے۔
تمام انبیا به ایام آخر میپردازند؛ ازاینرو، عصای کهانتِ هارون نمایانگر مسحِ یکصد و چهلوچهار هزار نفر در وضعیتی است که با ایلیا بر کوه کرمل و با میلریها در سال ۱۸۴۴ مطابقت دارد. این، به نقطهای اشاره دارد که در آن تمایزی روشن میان پیامهای راستین و دروغینِ باران آخر برقرار میشود. این تمایز را یوئیل پدیدار میسازد، آنگاه که مشخص میکند «شرابِ تازه» از یک طبقه منقطع شده است. طبقهای که شراب تازه از دهانشان بریده شده، همان مستانِ افرایم در اشعیا هستند. ایشان همچنین همان کسانیاند که در روز پنطیکاست شاگردان را به مستی متهم کردند، و نیز همان یاغیانِ ۱۸۸۸ هستند که از پدران خود پیروی کردند؛ پدرانی که یاغیانِ ۱۸۶۳ بودند. همهٔ آن خطوط نبوت با آن خطی از نبوت همسو میشوند که خواهر وایت آن را هنگامی معرفی میکند که جهان درمییابد ادونتیسم حدود یکصد و بیستوپنج سال است که از گویهای آتشینِ نشویل آگاه بوده و هیچ نگفته است.
۸، هشتاد و ۸۱
عدد سی و عدد هشت، نمادهای کهانتِ آن یکصد و چهل و چهار هزارند که عَلَمِ ایامِ آخر هستند و بیانگرِ اتحادِ الوهیت و انسانیت میباشند. عدد هشت، عُشرِ عدد هشتاد است؛ و هشتاد، عددِ آن هشتاد کاهنِ دلیر است که همراه با کاهنِ اعظم در برابرِ عُزّیا پادشاه ایستادگی کردند، آنگاه که او کوشید در مکانِ مقدّس بخور بگذراند. عدد هشتاد و یک، در بسترِ کهانتِ کلیسایِ ظافر، نمایانگرِ الوهیتِ متحد با انسانیت است. تاریخِ شورشِ عُزّیا آن کهانتِ هشتاد و یکگانه را دقیقاً به همان بحرانی پیوند میدهد که با شورشِ بطلمیوس اندکی پس از نبردِ رافیا منطبق است. همهٔ انبیا ایامِ آخر را شناسایی میکنند؛ ازاینرو، کهانتِ الوهیتِ متحد با انسانیت، که همان کهانتِ کلیسایِ ظافر است و از هشتاد کاهنِ انسانی و یک کاهنِ اعظمِ الهی تشکیل شده است، در تاریخی شناسانده میشود که در سال 2014، هنگامی که جنگِ اوکراین آغاز شد، شروع گردید.
فصلِ میانیِ رشتهٔ دوازدهفصلیِ پیدایش، فصل هفدهم است. آیهٔ میانیِ این رشتهٔ دوازدهفصلی، آیهٔ بیستودوم است. آیهٔ بیستودوم پایانِ آشکارِ گفتوگویی را میان خدا و ابراهیم مشخص میسازد که از آیهٔ یک آغاز شده بود؛ و بدینسان آیهٔ بیستودوم بهعنوان پایانِ یک خطّ نبوی شناخته میشود که مُهرِ بیستودو حرفِ الفبای عبری را بر خود دارد. آیهٔ میانیِ این خطّ بیستودوآیهای، آیهٔ یازدهم است؛ و این آیه نیز بهنوبهٔ خود میانهٔ سه آیهای است که نشانِ آن یکصد و چهلوچهار هزار تن را معرّفی میکنند. بنابراین، آیهٔ یازدهم میانهٔ سه آیهٔ متمایز است، و آیهٔ یازدهم حقیقتِ اصلیِ نه فقط آن بیستودو آیه، بلکه همچنین آن سه آیهای را که در میان آنها قرار دارد، منتقل میکند؛ و از این رو آیهٔ یازدهم و بیستودوم را بهعنوان آغاز و پایانِ اندیشهٔ اصلی معیّن میسازد. پس آیات یازدهم تا بیستودومِ فصل هفدهم، مضمونِ اصلیِ فصلهای یازدهم تا بیستودوم است.
میانهٔ فصلهای یازده تا بیستودو در کتاب متی، فصل شانزدهم است.
پس به شاگردان خود سفارش فرمود که به هیچکس نگویند که او عیسیِ مسیح است. متی 16:20.
چنانکه در نقطهٔ میانیِ سِفر پیدایش نیز هست، آیهٔ بیستم پایانِ گفتوگویی مشخص را رقم میزند که از آیهٔ سیزدهم، هنگامی که مسیح و شاگردان به قیصریهٔ فیلپی رسیدند، آغاز شده بود.
اور چون عیسی به نواحی قیصریهٔ فیلپی آمد، از شاگردان خود پرسید و گفت: مردم مرا که پسر انسانم، چه کسی میدانند؟ ایشان گفتند: بعضی میگویند یحیی تعمیددهندهای؛ بعضی، الیاس؛ و برخی دیگر، اِرْمیا یا یکی از انبیا. به ایشان گفت: اما شما مرا که میگویید که هستم؟ شمعون پطرس در پاسخ گفت: تویی مسیح، پسر خدای زنده. عیسی در جواب او گفت: خوشا به حال تو، ای شمعون باریونا، زیرا گوشت و خون این را بر تو مکشوف نساخته است، بلکه پدر من که در آسمان است. و من نیز تو را میگویم که تو پطرس هستی، و بر این صخره کلیسای خود را بنا خواهم کرد، و دروازههای هاویه بر آن استیلا نخواهد یافت. و کلیدهای ملکوت آسمان را به تو خواهم داد؛ و آنچه بر زمین ببندی، در آسمان بسته خواهد شد؛ و آنچه بر زمین بگشایی، در آسمان گشوده خواهد شد. آنگاه شاگردان خود را قدغن فرمود که به هیچکس نگویند که او عیسیِ مسیح است. متی 16:13–20.
رافیا و پانیوم
نهتنها بخش میانیِ متی بیانگر گفتوگویی و موضوعی متمایز است، بلکه همانگونه که نمادپردازی عهدیِ شهادتِ پیدایش با نبردِ رافیا همخوانی دارد، گفتوگوی متی نیز در قیصریهٔ فیلپی، یعنی پانیوم، روی میدهد. پانیومِ آیهٔ پانزدهمِ دانیال یازده، نقطهٔ میانیِ خط دوازدهفصلیِ متی است، و رافیای آیهٔ یازدهمِ دانیال یازده، نقطهٔ میانیِ خط دوازدهفصلیِ پیدایش است.
۲۵۰ سالی که در ۴۵۷ پیش از میلاد آغاز شد، در ۲۰۷ پیش از میلاد به پایان رسید؛ نقطهٔ میانی میان رافیه در آیهٔ یازدهم و پانیوم در آیهٔ پانزدهم، جایی که نشانِ ختنهٔ ابراهیم و اعترافِ پطرس به مسیح به هم میپیوندند. در خطِ کتابِ متی، پطرس به تشخیص خود از مسیح، پسر خدا، در هنگام تعمید او شهادت میدهد.
سائمن کے معنی ہیں "وہ جو سنتا ہے" اور بارجونا کے معنی ہیں "کبوتر کا بیٹا"۔ سائمن وہ تھا جس نے مسیح کے بپتسمہ کے پیغام کو سنا، جب روح القدس کبوتر کی صورت میں نازل ہوا۔ مسیح کے بپتسمہ نے 11 اگست 1840 کی تمثیل پیش کی، جب مکاشفہ دس کا زورآور فرشتہ نازل ہوا۔ وہی فرشتہ 9/11 کو بھی نازل ہوا۔ پطرس اُن لوگوں کی نمائندگی کرتا ہے جو 9/11 کو ایک لاکھ چوالیس ہزار کی نسل کے آزمائشی پیغام کے طور پر پہچانتے ہیں۔
پیٹر اُن لوگوں کی نمائندگی کرتا ہے جو خط پر خط کی منہج کو بروئے کار لاتے ہیں۔ وہ فاختہ کا “بیٹا” ہے، پس بطورِ بیٹا وہ علامتی طور پر آخری نسل کی نمائندگی کرتا ہے۔ پیٹر آخری نسل کی ایک علامت ہے، اور اپنے نام کی علامتی عددیّت کے ذریعہ وہ ایک لاکھ چوالیس ہزار کی نمائندگی کرتا ہے۔ پیٹر اُس آخری نسل کی نمائندگی کرتا ہے جو نبوی خط میں مسیح کے ظاہر ہونے کے وقت تمکین کے پیغام کو سنتی ہے۔ پیٹر نے مسیح کے بپتسمہ سے متعلق پیغام کو پہچان لیا تھا، اور یوں پیٹر یسوع کو ممسوح کے طور پر شناخت کر سکا، جو عبرانی میں مسیحا اور یونانی میں کرسٹ ہے۔ پیٹر اُن لوگوں کی نمائندگی کرتا ہے جو یہ سمجھتے ہیں کہ مکاشفہ اٹھارہ کا وہ فرشتہ جو 9/11 کو نازل ہوا، 11 اگست 1840 کو بھی نازل ہوا تھا۔ پیٹر اُن لوگوں کی نمائندگی کرتا ہے جو 9/11 کو ایک حدِّ فاصل کے طور پر سمجھتے ہیں، جو صرف دو یا تین خطوط کی گواہی سے قائم ہوتی ہے۔
اعتراف پطرس این است که ۱۱ سپتامبر، رسیدنِ وایِ سوم را مشخص میسازد، که پیامِ آزمون برای نسلِ آخر است. آن اعتراف همانجاست که نام تغییر میکند. ابراهیم در رافیا است و پطرس در پانیوم، درست پیش از صلیب. میانِ پانیوم و صلیب، پطرس قرار است از کوهِ تجلی دیدار کند. در پانیوم است که شمعون، هنگامی که اعترافِ خود را دربارهٔ پیامِ آزمون برای نسلِ خویش ادا کرد، به پطرس تغییر نام مییابد. برای صد و چهل و چهار هزار، آن پیامِ آزمون، اسلامِ وایِ سوم است که در تاریخِ نبوی در ۱۱ سپتامبر وارد شد.
آغازِ آزمونِ ادونتیسم در ۱۱ سپتامبر شروع شد، و در پایانِ آزمونِ ادونتیسم، پیامِ اسلامِ وایِ سوم مشخص میسازد که نامِ شمعون چه زمانی و در کجا تغییر مییابد. پیامی که پطرس در پایان درک میکند، و در آغاز بهواسطهٔ پیامِ ۱۱ سپتامبر بهگونهای تمثیلی پیشنموده شده بود، همان پیامِ اصلاحشدهٔ گلولههای آتشینِ نشویل است. در آنجا عیدِ کرناها همزمان با برافراشتهشدنِ عَلَم و درِ بستهٔ روزِ کفاره فرا میرسد.
ما این مطالب را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.