د کوه تجلّی برای پطرس میان پانیوم و صلیب واقع شد، و در خطی دیگر، پطرس میان تعمید مسیح در آغاز خدمت او و اندکی پس از ورود ظفرمندانه در پایان خدمت او قرار دارد. آن سه نشانِ راه—تعمید، کوه، و پایانِ ورود ظفرمندانه—بهوسیلهٔ آن سه بار که پدر آسمانی تکلّم نمود، مشخص شدهاند. بار سوم در یوحنا ۱۲ زمانی است که یونانیان در پیِ عیسی بودند. تعمید ۹/۱۱ است، کوه در تاریخِ پانیوم تا یکشنبهقانونِ آیهٔ شانزدهم قرار دارد. برای پطرس، نخست پانیوم بود، سپس کوه تا پایانِ ورود ظفرمندانه، که درست پیش از آن بود که مسیح برای بار دوم جلال یابد.
اکنون جانِ من مضطرب است؛ و چه بگویم؟ ای پدر، مرا از این ساعت رهایی ده؛ لیکن برای همین سبب به این ساعت رسیدهام. ای پدر، نام خود را جلال ده. آنگاه آوازی از آسمان آمد که میگفت: آن را جلال دادهام و باز نیز جلال خواهم داد. پس مردمی که در آنجا ایستاده بودند و آن را شنیدند، گفتند که رعدی به صدا درآمد؛ و دیگران گفتند: فرشتهای با او سخن گفت. عیسی در پاسخ گفت: این آواز نه به خاطر من، بلکه برای شما آمد. اکنون داوریِ این جهان است؛ اکنون رئیس این جهان بیرون افکنده خواهد شد. و من، اگر از زمین برافراشته شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید. این را گفت تا اشاره کند که به چهگونه مرگی خواهد مرد. یوحنا ۱۲:۲۷–۳۳.
وہ خط جو احبار تئیس اور پینتیکستی موسم کے ذریعے متعین کیا گیا ہے، اُس کا ایک ابتدائی نشانِ راہ تین مراحل پر مشتمل ہے جس کے بعد پانچ دن آتے ہیں، اور ایک اختتامی نشانِ راہ بھی ہے جو انہی عین اوصاف کا حامل ہے۔ ان نشانِ راہ کے درمیان تیس دن کا عرصہ کاہنوں کے زمانے کی نمائندگی کرتا ہے، جو عیدِ نرسنگہ پر ختم ہوتا ہے۔ عیدِ نرسنگہ، مسیح کا اپنی قیامت کے بعد چالیس دن تک اپنے شاگردوں کو روبرو تعلیم دینے کے بعد صعود، اور یومِ کفارہ، احبار تئیس میں اُس خط کے اختتام کے تین مراحل کی نمائندگی کرتے ہیں۔ ان تین مراحل کے بعد پینتیکست اور عیدِ خیام دونوں تک پانچ دن آتے ہیں۔ تیسری بار جب آسمانی باپ نے کلام کیا، تو یہ اُس وقت سے ذرا پہلے تھا جب یونانی—جو اُن لوگوں کی نمائندگی کرتے ہیں جو اتوار کے قانون پر بابل سے بلائے جاتے ہیں—یسوع سے ملاقات کے خواہاں تھے۔ اتوار کے قانون سے ذرا پہلے یسوع صلیب پر عَلَم کے بلند کیے جانے کی نشان دہی کرتا ہے۔ 9/11 پر زمین اُس کے جلال سے منور ہوئی، اور اتوار کے قانون پر وہ پھر منور ہوتی ہے۔
قیصریهٔ فیلیپی، که همان پانیوم است، ساعتِ سوم است؛ و قیصریهٔ ماریتیما ساعتِ نهمِ صلیب است، آنگاه که ندای بیرون آمدن از بابل به صدا درمیآید. پیش از صلیب، در حالی که هنوز در تاریخِ نبویِ پانیوم هستیم، پطرس بر کوه است، اما همچنان پیش از پایانِ ورودِ ظفرمندانه. پانیوم تا صلیبِ آیهٔ شانزده ادامه مییابد. پطرس در پانیوم درست پیش از تاریخِ سهمرحلهایِ عیدِ کَرْناها، صعود و کفاره در لاویان بیستوسه قرار دارد. پطرس در سی روزِ تعلیمِ ویژهٔ کاهن است.
شمعون در پانیوم پطرس میشود، و پیش از ورود ظفرمندانه، یک گام بر کوه دارد. ورود ظفرمندانه، مَثَلِ ده باکره را به تصویر میکشد. تنها پنج تن به عروسی داخل میشوند، و پنج روزِ میانِ راهنشانِ سهگانه و پنتیکاست، آغازِ ورود ظفرمندانه است. این امر از عیدِ شیپورها آغاز میشود، اما آن راهنشان از ترکیبِ سه راهنشان تشکیل شده است. آنان بهمنزلهٔ یک راهنشانِ واحد، حمله بر نشویل را با عیدِ شیپورها مشخص میسازند. پیامِ فریادِ نیمهشب بهتازگی تأیید شده خواهد بود، و موکبِ پنج باکرهٔ دانا فرایندی را آغاز میکند که به مرگ، دفن و قیامِ صلیب، که همان قانونِ یکشنبه است، میانجامد.
پطرس در پانیوم است آنگاه که پیشگوییِ گویهای آتشینِ نشویل را تصحیح میکند، و پیش از آنکه در تحققِ آن پیشگویی، عیدِ شیپورها نواخته شود. او به ضرورتِ نبوی باید نخست به کوه برود، زیرا کوه پیش از ورودِ ظفرمندانه بود. پیش از آنکه ابراهیم به کوه برود، نامش تغییر یافت، و نامِ پطرس نیز در پانیوم تغییر یافت، پیش از آنکه به کوه برود. کوه آزمونِ پطرس است پیش از آنکه پیشگوییِ گویهای آتشینِ نشویل به تحقق برسد. این تحقق، آزمونِ سوم و محک است که در آن، منش یا به صورتِ شادی یا به صورتِ شرمساری آشکار میگردد.
خط ۴۵۷ پیش از میلاد میان رافیا و پانیوم پایان مییابد؛ عهدِ باب هفدهمِ پیدایش با رافیا منطبق است، و عهدِ باب شانزدهمِ متی ۱۶ با پانیوم منطبق میباشد. از پانیوم، پطرس به کوه میرود، همانگونه که ابراهیم برای قربانیِ اسحاق رفت. کوهِ خطِ پطرس با کوهِ زمانِ ابراهیم منطبق است.
نشانِ راهِ ابراهیم از سه روز تشکیل میشد. در ورودِ ظفرمندانه، دو شاگرد فرستاده شدند تا الاغی را بیاورند که مسیح را حمل کند؛ و در خطِ ابراهیم، سفرِ سهروزهٔ او با برگزیدنِ دو خادم و یک الاغ برای حملِ هیزمِ قربانیِ اسحاق آغاز میشود. سفرِ هشتروزه یا ششروزهٔ پطرس به کوه، برای ابراهیم سه روز بود. پطرس در پانیوم پیش از کوه و پیش از گشودنِ الاغ برای آغازِ ورود به اورشلیم قرار دارد، و همانجا جایی است که سه روزِ ابراهیم آغاز شد. در ورودِ ظفرمندانه، مسیح بر فرازِ کوه زیتون ایستاد و بر اورشلیم گریست، و بدینسان پایانِ رابطهٔ عهدی میان خدا و اسرائیلِ کهنِ تحتاللفظی را مشخص ساخت. کوهِ پطرس پیش از ورودِ ظفرمندانه است؛ کوهِ مسیح در جریانِ ورودِ ظفرمندانه است؛ و کوهِ ابراهیم در پایانِ آن ورود قرار دارد.
۲۰۲۶ سالِ انتخاباتِ میاندورهای است؛ زمانی که دویستوپنجاهمین سالِ ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس، سلطنتِ باشکوهِ خود را جشن میگیرد. آن جشن، بهعنوان یک نقطهٔ میانیِ نبوی، با آنتیوخوسِ کبیر در ۲۰۷ پیش از میلاد همراستا است؛ همان نقطهٔ میانی میانِ رافیا و پانیوم که پایانِ دویستوپنجاه سال از ۴۵۷ پیش از میلاد را مشخص میسازد.
چنانکه چهار خطی را که از فصل یازدهم تا فصل بیستودوم را در بر میگیرند و تا کنون گشوده شدهاند در نظر میگیریم، (شاید نمونههای دیگری نیز باشد) اکنون آن فصلها را در کتاب آرزوی اعصار بررسی میکنیم. فصل یازدهم «تعمید» است، و فصل بیستودوم «زندان و مرگ یحیی» است. یحیی در آغاز و در پایان قرار دارد، و فصل هفدهم، یعنی فصل میانی، «نیکودیموس» است.
«نیکودیموس نزد خداوند آمده بود با این اندیشه که با او وارد گفتوگو شود، اما عیسی اصول بنیادی حقیقت را آشکار ساخت. او به نیکودیموس گفت: آنچه تو بیش از هر چیز بدان نیاز داری، نه معرفت نظری، بلکه تولدِ تازهٔ روحانی است. نیاز تو این نیست که کنجکاویات ارضا شود، بلکه آن است که دلی نو بیابی. تو باید حیاتی تازه از بالا دریافت کنی، پیش از آنکه بتوانی امور آسمانی را درک کنی. تا زمانی که این دگرگونی، که همهچیز را نو میسازد، پدید نیاید، گفتوگو کردن با من دربارهٔ اقتدارم یا رسالتم برای تو هیچ سود نجاتبخشی نخواهد داشت.»
«Никодим проповедь Иоанна Крестителя о покаянии и крещении, а также то, как он указывал народу на Того, Кто будет крестить Духом Святым. Он и сам ощущал, что среди иудеев недостает духовности и что в значительной мере ими управляют фанатизм и мирское честолюбие. Он надеялся, что с пришествием Мессии наступит лучшее состояние вещей. Однако проникающая в сердце весть Крестителя не привела его к осознанию греха. Он был строгим фарисеем и гордился своими добрыми делами. Его повсюду высоко ценили за его благотворительность и щедрость в поддержании храмового служения, и он чувствовал себя уверенным в благоволении Божьем. Его потрясла мысль о царстве, слишком чистом для того, чтобы он мог увидеть его в своем нынешнем состоянии». Желание веков, 171.
اواسط کتابِ دیزائر آف ایجز در سطرِ مربوط به نیقودیموس یافت میشود؛ کسی که نمایانگر آخرین فراخوان به اَدونتیزم در امتدادِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار است. او نمایندهٔ گروهی است که پیامِ پیشاهنگِ مسیح را شنیدند، اما از وضعیتِ لااودیکیهایِ خود بیخبر بودند.
«در مصاحبه با نیقودیموس، عیسی نقشهٔ نجات و مأموریت خویش را برای جهان آشکار ساخت. در هیچیک از گفتارهای بعدی خود، او به این اندازه کامل و گامبهگام، کاری را که میبایست در دلهای همهٔ کسانی که وارث ملکوت آسمان خواهند شد، انجام گیرد، توضیح نداد. او در همان آغاز خدمت خویش، حقیقت را بر یکی از اعضای سنهدرین، بر ذهنی که از همه پذیراتر بود، و بر معلّمی منصوب برای قوم، گشود. اما رهبران اسرائیل نور را نپذیرفتند. نیقودیموس حقیقت را در دل خود پنهان کرد، و تا سه سال ثمر آشکاری اندک دیده شد.» آرزوی اعصار، ۱۷۶.
پیام یوحنا و تعمید او از مسیح، پیام فرشتهٔ اول دربارهٔ ترسیدن از خدا را نمایندگی میکرد. پیام یوحنا، پیام لائودیکیه دربارهٔ عادلشمردگی بهواسطهٔ ایمان بود، و آن پیام در تعمید مسیح قدرت یافت؛ همانگونه که پیام جونز و واگنر، پیام به لائودیکیه در سال 1888 بود. تعمید مسیح و سال 1888، بهطور نمادین بیانگر رسیدن پیام به لائودیکیه در 9/11 بودند، که در نقطهٔ میانی میان Raphia و Panium پایان مییابد.
نیکودیموس بهمعنای «پیروزیِ قوم» است، و عادلشمردگی بهوسیلهٔ ایمان همان پیامِ مُهرکنندهای است که با پیامِ یوحنا آمد، در تعمید قوت یافت، و بهوسیلهٔ ملاقاتِ نیمهشبِ نیکودیموس با مسیح تعریف شد. باب بیستودو مرگِ یوحنا را وصف میکند که موجبِ تشخیصِ آن عَلَمی از سوی شاگردانش شد که برافراشته میگردید و همهٔ مردم را بهسوی خود جذب میکرد. تعمید، هم 9/11 بود و هم 18 ژوئیهٔ 2020 تا 31 دسامبر 2023، زیرا تعمید، مرگ (2020)، دفن (سه روز و نیم) و قیامت (31 دسامبر 2023) را به تصویر میکشد. سپس ملاقاتِ نیمهشب، که در آن پیروزیِ قوم بهصورتِ تولدِ دوباره به تصویر کشیده میشود، از نابیناییِ لائودیکیه تا بصیرتِ بیستبیستِ یک فیلادلفیایی. سپس اعمالِ مسیح بهعنوان برافراشتنِ عَلَم مطرح میگردد.
برای ابراهیم، اعمال مسیح در سیرِ یوحنا با قربانیِ اسحاق همسو است. برای پطرس، این سیر در قیصریهٔ کنار دریا، قیصریهٔ ماریتیما، در ساعت نهم پایان مییابد؛ جایی که صلیب همهٔ انسانها را به پیروزیِ تبرئه بهوسیلهٔ ایمان فرا میخواند، و این همان پیامِ فرشتهٔ سوم است. پیامِ فرشتهٔ سوم، پیامِ سومین وایِ اسلام است که در 9/11 در نخستین مواجههٔ بلعام با الاغِ اسلام فرارسید؛ سپس با دوبرابر شدنِ ضربات علیه سرزمینِ جلالِ تحتاللفظی در 7 اکتبر 2023، و آنگاه دومین ضربه در نشویل، هنگامی که بلعام الاغِ اسلام را از میان تاکستانهای سرزمینِ جلالِ کهنِ تحتاللفظی و نوینِ روحانی هدایت میکند. سومین ضربه، زلزلهٔ قانونِ یکشنبهٔ بهزودیآمدنی است. در آنجا اسحاق تقدیم میشود؛ در آنجا شاگردانِ یوحنا، که نمادی از آن گروهِ عظیماند که رداهای سفیدِ شهادت به ایشان داده میشود، اعمالِ عَلَم را شنیدند و دیدند. نقاطِ میانیِ پیدایش، متی، و آرزوی اعصار، مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار و فراخوانده شدنِ امّتها را مشخص میسازند.
توضیحی که مسیح به نیکودیموس داد، همان کار باد بود، هرچند کار آن نادیدنی است.
«نیکودیموس هنوز سرگشته بود، و عیسی برای روشن ساختن مقصود خود از باد بهره گرفت: “باد هر جا که بخواهد میوزد، و تو آواز آن را میشنوی، اما نمیدانی از کجا میآید و به کجا میرود؛ هر که از روح مولود شده باشد نیز چنین است.”»
«باد در میان شاخههای درختان شنیده میشود و برگها و گلها را به خشخش و جنبش میآورد؛ بااینحال نامرئی است، و هیچکس نمیداند از کجا میآید و به کجا میرود. کار روحالقدس بر دل نیز چنین است. توضیح آن بیش از حرکات باد ممکن نیست. ممکن است شخص نتواند زمان یا مکان دقیق، یا همهٔ اوضاع و احوال مربوط به روند توبه و بازگشت را مشخص سازد؛ اما این ثابت نمیکند که او توبه نکرده است. مسیح بهواسطهٔ عاملیتی که همچون باد نادیدنی است، پیوسته بر دل کار میکند. اندکاندک، و شاید بیآنکه گیرنده آگاه باشد، تأثیراتی پدید میآید که جان را بهسوی مسیح میکشاند. این تأثیرات ممکن است از راه تأمل دربارهٔ او، از راه خواندن کتب مقدس، یا از راه شنیدن کلام از واعظ زنده دریافت شود. ناگهان، هنگامی که روح با دعوتی مستقیمتر فرامیرسد، جان با شادی خویشتن را به عیسی تسلیم میکند. بسیاری این را توبهای ناگهانی مینامند؛ اما این نتیجهٔ دلجویی دیرپا از سوی روح خداست، یعنی فرایندی صبورانه و طولانی.»
«اگرچه باد خود نادیدنی است، آثاری پدید میآورد که دیده و احساس میشوند. همچنین کار روح بر جان، در هر عملِ کسی که قدرت نجاتبخش آن را احساس کرده است، آشکار خواهد شد. هنگامی که روح خدا مالک قلب میشود، زندگی را دگرگون میسازد. افکار گناهآلود کنار گذاشته میشوند، اعمال شریرانه ترک میگردند؛ محبت، فروتنی و صلح جای خشم، حسد و نزاع را میگیرند. شادی جای اندوه را میگیرد، و چهره نور آسمان را منعکس میکند. هیچکس دستی را که بار را برمیدارد نمیبیند، و فرود آمدن نور را از بارگاههای بالا مشاهده نمیکند. برکت زمانی میآید که جان، بهوسیلهٔ ایمان، خود را به خدا تسلیم میکند. آنگاه آن قدرتی که هیچ چشم بشری نمیتواند آن را ببیند، وجودی تازه بر صورتِ خدا میآفریند.» آرزوی اعصار، 172، 173.
در ۹/۱۱، بارانِ آخر آغاز به باریدنِ نمنم کرد. در ۹/۱۱، اسلام که در نبوتِ کتابمقدس بهصورت «بادِ شرقی» نمایانده شده است، همزمان با آغازِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر، فرا رسید. بارانِ آخر، که پیامی است که بهصورت «روغنِ طلایی» نمایش داده میشود و از دو لولهٔ طلاییِ زکریا فرو میریزد، فراخواندنِ ادونتیستهای روز هفتمِ لائودیکیه را به توبه آغاز کرد. بادِ روحالقدس کارِ خود را برای تعلیمِ همهٔ آنچه مکتوب است آغاز نمود، و پیامِ راههای قدیمِ ارمیا را به کار گرفت تا با دلهای لائودیکیانِ کور سخن بگوید. کارِ روحالقدس که برای نیقودیموس به تصویر کشیده شده بود، با شرحی کاملتر، همان «کارِ گامبهگام» و «عملی که لازم است در دلهای همهٔ کسانی که وارثِ ملکوتِ آسمان خواهند شد انجام پذیرد» بود. این فرایند از سوی مسیح به کارِ باد تشبیه شد، و این فرایند در خلالِ دورهٔ «بادِ شرقی» که در ۹/۱۱ فرا رسید، رخ میدهد. اشعیا نیز همین دوره را با عنوانِ بادِ سخت مورد خطاب قرار میدهد.
بهاندازه، چون آن را برون فرستی، با آن محاجّه خواهی کرد؛ او در روزِ بادِ شرقی، بادِ سختِ خویش را بازمیدارد. پس بدینسبب، گناهِ یعقوب کفّاره خواهد شد؛ و تمامی ثمرِ آن این است که گناهِ او برداشته شود؛ آنگاه که او همهٔ سنگهای مذبح را چون سنگهای گچ که درهم کوبیده شدهاند خواهد ساخت؛ و بیشهها و تمثالها برپا نخواهند ماند. اشعیا ۲۷:۸، ۹
تمام انبیا در ایام آخر با یکدیگر هماهنگاند، و «باد سخت»ِ اشعیا همان بادهای فتنهٔ یوحناست که در هنگام مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار تن مهار میشوند. باد سختِ اشعیا همان بادِ شرقی است که در شهادتِ اشعیا «بازداشته» میشود و در شهادتِ یوحنا مهار میگردد. بادهای فتنهٔ یوحنا در حالی بازداشته میشوند که قومِ خدا مُهر میشوند، و بادِ شرقیِ اشعیا بهعنوان دورهای شناخته میشود که در آن «گناهِ یعقوب» «کفاره» میگردد. واژهٔ عبریِ ترجمهشده به «کفاره میگردد» بهمعنای کفاره داده شدن است. مُهر شدنِ یوحنا همان است که در باب نهمِ حزقیال آمده و همان است که با کفاره شدنِ گناهِ یعقوب بیان شده است. آن فرشتهای که از میان اورشلیم میگذرد و بر کسانی که آه و ناله میکنند نشانی مینهد، همان فرشتهای است که از «مشرق» برمیآید.
اور ان باتوں کے بعد میں نے چار فرشتے زمین کے چاروں کونوں پر کھڑے دیکھے، جو زمین کی چاروں ہواؤں کو روکے ہوئے تھے تاکہ ہوا نہ زمین پر چلے، نہ سمندر پر، اور نہ کسی درخت پر۔ پھر میں نے ایک اور فرشتہ مشرق کی طرف سے چڑھتا ہوا دیکھا، جس کے پاس زندہ خدا کی مہر تھی؛ اور اُس نے بلند آواز سے اُن چار فرشتوں کو پکار کر کہا، جنہیں زمین اور سمندر کو نقصان پہنچانے کا اختیار دیا گیا تھا، یہ کہتے ہوئے، زمین کو نقصان نہ پہنچاؤ، نہ سمندر کو، اور نہ درختوں کو، جب تک کہ ہم اپنے خدا کے بندوں کی پیشانیوں پر مہر نہ کر دیں۔ مکاشفہ 7:1–3۔
فرشتہ مسیح ہے، اور وہ پینتیکاستی موسم میں شاگردوں کو روبرو تعلیم دینے کے چالیس دنوں کے اختتام پر صعود فرما ہوا؛ اور لاویین تئیس میں عیدِ نرسنگا کے دن وہ اُن کاہنوں کے ساتھ روبرو تعلیم کے تیس دنوں کے اختتام پر صعود فرماتا ہے، جن کی نمائندگی عدد تیس کرتا ہے۔
سال ۲۰۲۶ سال انتخابات میاندورهای است، و این انتخابات پیشاپیش بهعنوان نشانههای نبوّتی تأیید شدهاند. اگر دموکراتها انتخابات ۲۰۲۰ را نمیدزدیدند، ترامپ معمای روم را تحقق نمیبخشید. معمای روم این است که «هشتم است و از آن هفت». این معما ترامپ را بهعنوان نمایندهٔ صورتِ وحش معرفی میکند، کسی که همواره بهصورت هشتم برمیخیزد، با این حال از آن هفت است. در دانیال هفت، لازم بود سه شاخ از ده شاخِ رومِ بتپرست برکنده شوند تا شاخ کوچک سر برآورد. در آنجا روم پاپی بهعنوان هشتمین، در میان هفت شاخ دیگر، برآمد، با این همه از رومِ بتپرست بیرون آمد، زیرا میبایست از آن هفت باشد. در دانیال هشت، امپراتوری ماد و پارس با دو شاخ نشان داده شده بود، سپس یونان یک شاخِ واحد بود که چون شکسته شد، چهار شاخ پدید آورد؛ از اینرو پیش از آنکه روم پدید آید، هفت شاخ وجود داشتهاند، و شاخ کوچکِ روم هشتمین است. شواهد دیگری نیز بر این واقعیت وجود دارند که روم همواره بهصورت هشتم برمیخیزد و از آن هفت است، اما مرجع اصلی این معما باب هفدهم مکاشفه است.
और यही वह बुद्धि है जिसमें समझ है। वे सात सिर सात पहाड़ हैं, जिन पर वह स्त्री बैठी है। और वे सात राजा हैं: पाँच गिर चुके हैं, और एक है, और दूसरा अभी तक नहीं आया; और जब वह आएगा, तो उसे थोड़े समय तक ठहरना अवश्य है। और वह पशु जो था, और नहीं है, वही आठवाँ है, और उन सात में से है, और विनाश में जाता है। प्रकाशितवाक्य 17:9–11।
انتخاباتِ مسروقۀ ۲۰۲۰، یک انتخابات را بهعنوان یک نشانهٔ نبوی مشخص ساخت. شاهدِ دومی بر این واقعیت در رئیسجمهور کارتر یافت میشود. ریگان نخستینِ آن رئیسجمهورانی بود که به ترامپ منتهی میشوند؛ همان که هشتمین است و از آن هفت میباشد، زیرا صورتی از روم برپا میکند. ریگان نخستینِ سلسلهٔ هشت رئیسجمهور از زمان آخر در ۱۹۸۹ بود. سال ۱۹۸۹ در دانیال یازده، آیات ۱ تا ۴، به انجام رسید و شهادتِ ثروتمندترین رئیسجمهور را عرضه میدارد. پیش از ریگان، تا آن مقطع، بدترین رئیسجمهور تاریخ قرار داشت. کارتر منصب را ترک کرد، در حالی که بحرانِ اسلام حلنشده باقی مانده بود. چهلوهفت سال بعد، ترامپ اکنون مسئلهای را حل میکند که دموکرات، کارتر، برای ریگان بر جای گذاشت. از آنجا که نخستین و آلفا، یعنی ریگان، جمهوریخواهی بود که نمونهوار به یک جمهوریخواه در پایان و امگا اشاره داشت، ترامپ نیز میبایست بحرانی از اسلام را به ارث برده باشد که بهوسیلهٔ رئیسجمهور دموکراتِ پیشین پدید آمده بود؛ کسی که به ضرورتِ نبوی، تا آن مقطع، بدترین رئیسجمهور تاریخ میبود. البته اوباما همۀ آن ویژگیهای نبوی را برآورده ساخت، و بایدن نیز چنین کرد. برای آنکه ریگان بتواند نمونۀ آخرین باشد، او همچنین میبایست نه تنها نمونۀ هشتم، بلکه نمونۀ ششم نیز باشد. در انجام این امر، شیرِ سبطِ یهودا میبایست انتخابات را تحت کنترل داشته باشد تا توالیِ ریاستجمهوریهای ناکام را که در هر دو مورد پیش از ترامپ قرار داشتند، تضمین کند. انتخابات یک نشانهٔ نبوی است، و ۲۰۲۶ انتخابات میاندورهای برای آن رئیسجمهوری است که هشتمین است و از آن هفت میباشد.
خطِّ دویستوپنجاهسالۀ ایالات متحدۀ آمریکا در سال 1776 آغاز شد و در سال 2026 به اوج خود میرسد. خطِّ دویستوپنجاهسالۀ 457 پیش از میلاد در سال 207 پیش از میلاد، میان آیات یازده و پانزده، یعنی در میان نبردهای رافیا و پانیوم، به اوج خود رسید. رافیا از نظر نبوی با عهد ختنۀ مذکور در پیدایش هفده همراستا است، و پانیوم از نظر نبوی با عهدِ مذکور در متی شانزده، یعنی عهدِ یکصد و چهلوچهار هزار، همراستا است. سال 2026 با 207 پیش از میلاد همتراز است، میان آیات یازده و پانزده—میان رافیا و پانیوم، که همچنین میان نخستین عهدِ خدا با قومی برگزیده و آخرین عهدِ خدا با قومی برگزیده قرار دارد.
دو خطِ دویستوپنجاهساله که به نقطهٔ میانیِ سالهای ۲۰۷ پیش از میلاد و ۲۰۲۶ ختم میشوند، با خطِ دویستوپنجاهسالهٔ آزار و جفا که در هنگام سوختن شهر روم در سال ۶۴ آغاز شد، همراستا هستند. از آن زمان، هفت سال هشدار دربارهٔ ویرانیِ قریبالوقوع، بهوسیلهٔ مردی شگفت، به ساکنان اورشلیم اعلام شد. هنگامی که سال هفتاد فرا رسید و اورشلیم ویران گردید، کلیسای خدا پراکنده شد و آنان انجیل را به سراسر جهان رساندند. همزمان با اینکه کلیسای افسس پیام پنطیکاستیِ رستاخیز را اعلام میکرد، آزار و جفایی که بهوسیلهٔ کلیسای اسمیرنا نمایانده شده است آغاز شد، زیرا آن دو کلیسا بنا بر ضرورتِ نبوی، برای مدتی بهطور موازی پیش میرفتند. پولس از رهبرانِ کلیسای نبویِ افسس بود، با این حال دربارهٔ هر دو تاریخ قلم زد.
آزارها و رنجهایی که بر من در انطاکیه، قونیه و لِستره وارد آمد؛ چه آزارها که تحمل کردم؛ لیکن خداوند مرا از همهٔ آنها رهانید. آری، و همهٔ آنان که بخواهند در مسیحْ عیسی به دینداری زیست کنند، متحمل آزار خواهند شد. دوم تیموتائوس ۳:۱۱، ۱۲.
A.T. Jones identifica el período de doscientos cincuenta años que comienza en el año 64 y termina con el Edicto de Milán en 313. Durante esos años, la persecución contra el pueblo de Dios fue llevada a cabo por la Roma pagana, pero el mensaje a la iglesia de Esmirna señala diez días, que representan la persecución más intensa de todo ese período.
از هیچیک از آنچه خواهی کشید مترس؛ اینک، ابلیس بعضی از شما را به زندان خواهد افکند تا آزموده شوید؛ و ده روز مصیبت خواهید داشت. تا سرحد مرگ وفادار بمان، و من تاج حیات را به تو خواهم داد. مکاشفه ۲:۱۰
دورۀ آن آزار و جفا که بهواسطۀ امپراتور دیوکلتیان نمایانده شده است، ده سال بود؛ از ۳۰۳ آغاز شد و در ۳۱۳ پایان یافت، هنگامی که امپراتور کنستانتین کبیر در حال فرمانروایی بود، چنانکه در نخستین قانون یکشنبه در سال ۳۲۱ نیز چنین بود، و نیز زمانی که او در ۳۳۰ روم را به شرق و غرب تقسیم کرد. سال ۳۱۳ از لحاظ نبوی با ازدواج دیپلماتیک در میلان مشخص شد، آنگاه که امپراتور کنستانتین (حاکم غرب) ترتیب ازدواج خواهر ناتنی خود، فلاویا جولیا کنستانتیا، را با لیسینیوس داد؛ همان امپراتوری که بخش شرقیِ امپراتوری روم، یا بخشی را که بهزودی شرقی میشد، در اختیار داشت. این ازدواج بهطور نمادین هنگامی پایان یافت که کنستانتین در ۳۳۰ پادشاهی را به شرق و غرب تقسیم کرد.
دورۀ دویستوپنجاهسالۀ نرون با یک دورۀ هفتساله آغاز میشود که با محاصرهای آغاز و با محاصرهای پایان مییابد؛ محاصرهای که نمونۀ پایان جهان است. در پایان آن دوره، ده سالِ مشخصِ آزار و جفا وجود داشت. این دوره در زمان افسس آغاز شد، سپس تاریخ اسمیرنا را در بر گرفت تا به کلیسای سازشکارِ قسطنطین رسید، هنگامی که کلیسای پرغامُس در سال 313 پدیدار شد.
آن هفده سال از 313 تا 330، همتای خود را در تاریخ رافیه و پانیوم مییابند، جایی که نبرد سال 217 ق.م. و نبرد سال 200 ق.م. به فاصلهٔ هفده سال از یکدیگر قرار دارند. در نبرد رافیه، بطلمیوس پیروز شد، اما پیش از نبرد پانیوم مرده و رفته بود. با این همه، او از سال 221 ق.م. تا 204 ق.م.، هفده سال سلطنت کرد. سه خطِ 250 ساله که بهواسطهٔ سه هفده به یکدیگر پیوند خوردهاند، این ملاحظه را اجتنابناپذیر میسازند که 313 با 2026 همراستا است.
۳۱۳ گذاری مشخص از جفا به سازش بود؛ از اینرو، سال ۳۱۳ بهعنوان نمادی از دگرگونیای با ماهیتی نبوی شناخته میشود که بهواسطهٔ تغییر از اسمیرنا به پرغامس به تصویر کشیده شد. گام نخست با ازدواجی دیپلماتیک نمایان گردید که هفده سال بعد به طلاق انجامید. گام دوم، نخستین قانون یکشنبه بود. الهام به ما آگاه میسازد که قانون یکشنبه، با فرایندی تدریجی و گامبهگام پیشی گرفته میشود که دربرگیرندهٔ قوانینی دربارهٔ یکشنبه است؛ قوانینی که پیش از آن قانون یکشنبه قرار دارند که چنین تعریف میشود: واداشتن شما به رعایت یکشنبه و نیز آزار رساندن به سبب رعایت سبت روز هفتمِ خدا.
«اگر خواننده بخواهد عوامل و ابزارهایی را که در نبردی که بهزودی فرا خواهد رسید به کار گرفته خواهند شد، درک کند، کافی است سرگذشت وسایلی را دنبال کند که روم در اعصار گذشته برای همان مقصود به کار برد. اگر بخواهد بداند که پاپگرایان و پروتستانها، در اتحاد با یکدیگر، با کسانی که اصول اعتقادی ایشان را رد میکنند چگونه رفتار خواهند کرد، بگذارد روحی را بنگرد که روم نسبت به سَبَت و مدافعان آن ظاهر ساخت.»
«فرامین سلطنتی، شوراهای عمومی، و آییننامههای کلیسایی که بهوسیلهٔ قدرت سکولار پشتیبانی میشدند، مراحلی بودند که بهواسطهٔ آنها این عیدِ بتپرستانه به مقام حرمت در جهان مسیحیت دست یافت. نخستین اقدام علنی برای الزامِ رعایت یکشنبه، قانونی بود که بهوسیلهٔ کنستانتین وضع شد. (A.D. 321.) این فرمان از شهرنشینان میخواست که در “روز محترمِ خورشید” استراحت کنند، اما به روستاییان اجازه میداد که به فعالیتهای کشاورزی خود ادامه دهند. هرچند این قانون عملاً حکمی بتپرستانه بود، پس از پذیرشِ اسمیِ مسیحیت از سوی امپراتور، به اجرا گذاشته شد.» The Great Controversy, 573, 574.
فرمان میلان در سال 313، همان «فرمان شاهانه» بود که پس از آن «شوراهای عمومی و مقررات کلیساییِ مورد حمایتِ قدرت سکولار، گامها بودند.» اینها گامهای تدریجیای بودند که به نخستین قانون یکشنبه در سال 321 انجامیدند. یکی از آن گامها «مقررات کلیسایی» بود، مانند رعایت یکشنبه، که «بهوسیلهٔ قدرت سکولار حمایت» میشد. دورهٔ 1888 سلسلهای از قوانین یکشنبه را مشخص میسازد که بهوسیلهٔ سناتور بلر به مجلس سنا ارائه شدند و هرگز به جایی نرسیدند، اما در همان بازهٔ تاریخی چندین ایالت در حال تصویب قوانین یکشنبه با اجرای ایالتی بودند. این دو شاهد، سال 313 را بهعنوان یک نشانهٔ راه مشخص میکنند؛ جایی که «فرمانهای شاهانه»، همچون یک فرمان اجرایی، انتقالی را در تاریخِ وحشِ زمین علامتگذاری میکرد؛ وحشی که مقدر است همچون اژدها سخن بگوید.
جب ایالاتِ متحدہ اژدہا کی مانند بولتا ہے تو وہ بائبل کی پیشین گوئی کے مطابق چھٹی سلطنت کے طور پر اپنے انجام کو پہنچتا ہے، اور وہ ایسا اسی طرح بول کر کرتا ہے جیسے اس نے چھٹی سلطنت کے طور پر اپنے اقتدار کے آغاز میں کیا تھا۔ 1798 میں، ایالاتِ متحدہ نے ایلین اور سیڈیشن ایکٹس منظور کیے، جو اتوار کے قانون کی تمثیل تھے۔ 1798 کے ایلین اور سیڈیشن ایکٹس اُن تین مراحل میں تیسرے تھے جن کا آغاز 1776 میں اعلانِ آزادی سے ہوا، جس کے بعد 1789 میں آئین آیا۔ یہ تینوں مراحل 313، 321، اور 330 کے ساتھ مطابقت رکھتے ہیں۔
۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸ همگی اعمالی بودند که بهعنوان «سخن گفتن» تعریف میشوند، زیرا الهام به ما اطلاع میدهد که «سخن گفتن ملت، عملِ مقامات قانونگذاری و قضایی آن است.» ۳۱۳، ۳۲۱ و ۳۳۰ همگی نشانههای راهی هستند که با قسطنطین کبیر مرتبطاند. پایان اسرائیلِ باستانِ حقیقی، هم پادشاهی شمالی و هم پادشاهی جنوبی، بهصورت طلاق نمادپردازی شده است، و همین چیزی است که ۳۳۰ نمایانگر آن است. طلاقی میان شرق و غرب در ازدواجی که هفده سال پیش از آن، در ازدواجِ فرمان میلان، آغاز شده بود. در قانون یکشنبه، ایالات متحده جامِ زمانِ آزمایشیِ خود را پر کرده خواهد بود و از حیثِ مقصودِ نبویِ خود از خدا طلاق داده خواهد شد، چنانکه سرزمینِ جاری از شیر و عسل برای اسرائیلِ باستان نمونهای از آن بود. الهام میگوید ارتدادِ ملی بهدنبالِ ویرانیِ ملی میآید. این هنگامی رخ میدهد که خدا سرزمینِ جلال را طلاق میدهد، چنانکه سال ۳۳۰ آن را نمایندگی میکند. از ازدواجِ ۳۱۳ تا نخستینِ سلسلهای از قوانین یکشنبهِ فزاینده در ۳۲۱، تا طلاقِ ۳۳۰. ۱۷۷۶ با ۳۱۳ منطبق است، و ۱۷۸۹ با ۳۲۱ منطبق است و ۱۷۹۸ با ۳۳۰ منطبق است.
330 همچنین تحقق 360 سال از زمان نبرد آکتیوم در سال 31 پیش از میلاد است. آکتیوم سومین مانع روم بود و ازاینرو نمونهای از قانون یکشنبه است، جایی که رومِ جدید دومین و سومین موانع خود را مغلوب میسازد. در نشانهٔ راهِ 330، نبرد پانیوم به نبرد آکتیوم میپیوندد. نبرد رافیا در سال 217 پیش از میلاد با جنگ اوکراین در 2014 همراستا میشود؛ سپس در 2015 ترامپ نخستین کارزار ریاستجمهوری خود را آغاز کرد، در 2020 هر دو شاخِ وحشِ زمین کشته شدند، و در 2023 هر دوی آنان زنده شدند. در 2024 آزمونِ بنیادها آغاز شد و در 2025 اتحاد نبویِ رئیسجمهورِ هشتم و همتای پاپیِ او با مراسم تحلیف متقابلشان مشخص گردید.
ما این مطالب را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.