پطرس در پانیاس (قیصریهٔ فیلپی) است، و این تنها شش یا هشت روز پیش از میانهٔ آن سه باری است که پطرس، یوحنا و یعقوب به‌تنهایی با عیسی رفتند. نخستین بار، نمایش قدرت او در رستاخیز دختر دوازده‌سالهٔ یایروس بود؛ دومین بار، نمایش جلال او بر کوه تجلی؛ و سومین بار، جتسیمانی، نمایش رنج او. در پانیاس، در فصل یازدهم، پطرس درست پیش از صلیبِ آیهٔ شانزدهم قرار می‌گیرد. کوه، نقطهٔ میانیِ آن سه سفرِ اختصاصیِ سه شاگرد بود. بر کوه، پدر آسمانی نیز برای دومین بار از سه بار سخن گفت؛ پدر در تعمید، بر کوه، و سپس درست پیش از صلیب سخن گفت. پطرس دو بار در نقطهٔ میانیِ سه رویدادِ مشخص قرار دارد. او همچنین نقطهٔ میانیِ فصل‌های یازده تا بیست‌ودوی متی است.

آشوری قوم کی مثال دیتا ہے۔ یہ اُس لاٹھی کی مانند ہے جو ہمارے آسمانی باپ کی طرف سے ہمیں سزا دینے کے لیے استعمال ہوتی ہے۔ وہ اپنے ان بچوں کو درست کرنے کے لیے جو گمراہ ہو جاتے ہیں، غیر قوموں کو استعمال کرتا ہے۔ یہی وہ بات ہے جو یسعیاہ 10:5-7 میں مذکور ہے: ‘‘اَے آشُور! تُو میرے غضب کی لاٹھی ہے، اور میرے قہر کا عصا تیرے ہاتھ میں ہے۔ مَیں اُسے ایک بے‌دین قوم کے خلاف بھیجوں گا، اور اپنی خفگی کی قوم پر حکم دوں گا کہ لُوٹ مار کرے اور مالِ غنیمت لے جائے، اور اُن کو کوچوں کی کیچڑ کی طرح پامال کرے۔ لیکن اُس کا یہ خیال نہ ہو گا، اور اُس کے دل میں یہ ارادہ نہ ہو گا؛ بلکہ اُس کے دل میں تو یہ ہو گا کہ بہت سی قوموں کو ہلاک اور نیست کرے۔’’

کوه پیش از ورودِ ظفرمندانه آمد؛ ورودی که با گشوده شدنِ الاغ آغاز شد تا قربانی را به اورشلیم حمل کند، همان‌گونه که الاغِ ابراهیم هیزمِ قربانی را بر موریا حمل کرد، جایگاهِ باستانیِ هیکل در اورشلیم. عیدِ کرناها در امتدادِ لاویان بیست‌وسه، گشوده شدنِ الاغ را نشان می‌دهد؛ ازاین‌رو تجربهٔ کوهِ تبدیلِ هیئت پیش از ورودِ ظفرمندانه قرار گرفت، و بدین‌سان پطرس را در تاریخِ آن سی روزِ لاویان بیست‌وسه، همسو با فصلِ پنطیکاست، جای می‌دهد. در آن سی روز، هیکل (آزمونِ میانی) بر نامزدها وارد می‌شود تا از جملهٔ هشتاد کاهنِ دلیر باشند. در شهادتِ طغیانِ عزیا پادشاه در مکانِ مقدس، آن هشتاد کاهن دلیر شناخته می‌شوند؛ و این دلالت دارد بر اینکه کاهنانی بوده‌اند که مشارکت نکردند.

وَعَزَرْيَا الْكَاهِنُ دَخَلَ وَرَاءَهُ، وَمَعَهُ ثَمَانُونَ كَاهِنًا لِلرَّبِّ، وَكَانُوا ذَوِي بَأْسٍ. فَوَقَفُوا فِي وَجْهِ عُزِّيَّا الْمَلِكِ وَقَالُوا لَهُ: لَيْسَ لَكَ، يَا عُزِّيَّا، أَنْ تُوقِدَ بَخُورًا لِلرَّبِّ، بَلْ لِلْكَهَنَةِ بَنِي هَارُونَ الْمُكَرَّسِينَ لِإِيقَادِ الْبَخُورِ. اخْرُجْ مِنَ الْمَقْدِسِ، لِأَنَّكَ خُنْتَ، وَلَنْ يَكُونَ ذَلِكَ لَكَ كَرَامَةً مِنْ عِنْدِ الرَّبِّ الإِلَهِ. 2 أخبار الأيام 26:17، 18.

کاهنانِ دلیر آنان‌اند که به هر جا که برّه می‌رود، از او پیروی می‌کنند.

اینان‌اند که با زنان آلوده نشدند، زیرا باکره‌اند. اینان‌اند که برّه را هر جا که برود پیروی می‌کنند. اینان از میان آدمیان فدیه داده شدند تا نوبرها برای خدا و برای برّه باشند. مکاشفه ۱۴:۴

شیرِ سبطِ یہوداہ اپنے لوگوں کو قُدسُ الاقداس میں لے جاتا ہے اور انہیں عہد کے صندوق پر نگاہ کرنے، اور اُس سردار کاہن پر غور کرنے کو کہتا ہے جو وہاں گناہ کے مٹائے جانے کے اپنے آخری کام میں خدمت انجام دے رہا ہے۔ پطرس 31 دسمبر 2023 کو زندہ کیا گیا، اور پھر اُسے اُس بنیادی آزمائش کا سامنا کرنا پڑا جو نبوت کے خارجی رُویا کی بنیاد قائم کرنے میں روم کے کردار سے متعلق تھی۔ پھر ہیکل کی دوسری آزمائش پطرس پر آئی، اور وہیں داخلی خط کی رُویا، دانی ایل کے باب دس کی آئینہ نما رُویا میں ممثل کی گئی ہے۔

پطرس در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ خداوند خود را انکار کرده بود، و این کار را سه بار انجام داد.

«سه بار پطرس آشکارا خداوند خود را انکار کرده بود، و سه بار عیسی از او اطمینانِ محبت و وفاداری‌اش را گرفت، و آن پرسشِ نافذ را همچون تیری خاردار بر دلِ مجروح او فرو نشاند. عیسی در برابرِ شاگردانِ گردآمده، ژرفای توبۀ پطرس را آشکار ساخت و نشان داد که آن شاگردِ روزگاری فخرفروش تا چه اندازه به فروتنی رسیده بود.» آرزوی اعصار، ۸۱۲.

پطرس نمایانگر دو طبقه از پرستندگان بود.

«برای هر یک از دو طبقه‌ای که به‌وسیلهٔ فریسی و باجگیر نمودار شده‌اند، در سرگذشت رسول پطرس درسی نهفته است. پطرس در آغاز شاگردیِ خود، خویشتن را نیرومند می‌پنداشت. او نیز همچون فریسی، در برآوردِ خود از خویشتن، «مثل سایر مردم» نبود. هنگامی که مسیح در شبِ پیش از تسلیم شدنِ خویش، شاگردان خود را از پیش آگاه ساخت و فرمود: «همهٔ شما امشب به سبب من خواهید لغزید»، پطرس با اطمینان اعلام کرد: «اگرچه همه بلغزند، من هرگز نخواهم لغزید.» مرقس 14:27، 29. پطرس خطرِ خود را نمی‌شناخت. اعتماد به نفس او را به گمراهی کشانید. او می‌پنداشت که می‌تواند در برابر وسوسه پایدار بماند؛ اما تنها چند ساعت بعد، آزمایش فرا رسید، و او با لعن و قسم، خداوندِ خویش را انکار کرد.» — درس‌های تمثیلی مسیح، ص. 152

خراج‌گیرنده به خانهٔ خود رفته، عادل شمرده شد.

«فریسی و باجگیر نمایندۀ دو طبقۀ بزرگ‌اند که آنان که برای عبادت خدا می‌آیند، به آن‌ها تقسیم می‌شوند. نخستین دو نمایندۀ ایشان در دو نخستین فرزندی یافت می‌شوند که در جهان زاده شدند.» *Christ’s Object Lessons*, 152.

هابيل والعشّار رمزٌ للتبرير بالإيمان.

و باجگیر، در دوردست ایستاده، حتی نمی‌خواست چشمان خود را به سوی آسمان بلند کند، بلکه بر سینهٔ خود می‌زد و می‌گفت: «خدایا، بر منِ گناهکار رحم فرما.» به شما می‌گویم، این مرد بیش از آن دیگری، عادل‌شمرده به خانهٔ خود رفت؛ زیرا هر که خود را برافرازد، خوار خواهد شد؛ و آن که خود را فروتن سازد، سرافراز خواهد گردید. لوقا ۱۸:۱۳، ۱۴

پیام ۱۸۸۸ با فرود آمدنِ فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده همراه بود.

"خداوند در رحمت عظیم خویش، از طریق مشایخ واگنر و جونز، پیامی بس گران‌بها برای قوم خود فرستاد. این پیام می‌بایست نجات‌دهندهٔ مرفوع را، که قربانی برای گناهان تمامی جهان است، به گونه‌ای برجسته‌تر در برابر جهان قرار دهد. این پیام، عادل‌شمردگی از راه ایمان به ضامن را عرضه می‌کرد؛ مردم را فرامی‌خوانْد تا عدالت مسیح را بپذیرند، همان عدالتی که در اطاعت از همهٔ احکام خدا آشکار می‌گردد. بسیاری عیسی را از نظر دور داشته بودند. آنان نیاز داشتند که چشمانشان به سوی شخص الهی او، شایستگی‌های او، و محبت تغییرناپذیر او نسبت به خاندان بشری معطوف گردد. تمامی قدرت به دستان او سپرده شده است تا عطایای غنی را به انسان‌ها ببخشد، و موهبت گران‌سنگِ عدالت خویش را به عامل انسانیِ ناتوان اعطا کند. این همان پیامی است که خدا فرمان داده است به جهان داده شود. این پیامِ فرشتهٔ سوم است، که باید با آواز بلند اعلام گردد و با فروبارش روح او به مقداری عظیم همراه باشد." Testimonies to Ministers, 91.

پیام لائودکیه

«پیامی که به‌وسیلهٔ A. T. Jones و E. J. Waggoner به ما داده شد، پیام خدا به کلیسای لائودیکیه است، و وای بر هر کس که ادعا می‌کند به حقیقت ایمان دارد، و بااین‌حال پرتوهای خداداد را به دیگران منعکس نمی‌سازد.» The 1888 Materials, 1053.

پیامِ بارانِ آخرالزمانی

«بارانِ آخر باید بر قومِ خدا نازل شود. فرشته‌ای توانا باید از آسمان فرود آید، و تمامی زمین از جلال او منوّر گردد.» Review and Herald، 21 آوریل 1891.

شهر نیویورک و ۱۱ سپتامبر

«اکنون این سخن از کجا آمده است که من اعلام کرده‌ام نیویورک باید به‌وسیلهٔ موجی عظیم روبیده شود؟ من هرگز چنین نگفته‌ام. آنچه گفته‌ام این است که، هنگامی که به ساختمان‌های عظیمی که در آنجا طبقه بر طبقه سر برمی‌آوردند می‌نگریستم، می‌گفتم: “چه صحنه‌های هولناکی روی خواهد داد آنگاه که خداوند برخیزد تا زمین را به‌شدت بلرزاند! آنگاه کلمات مکاشفه ۱۸:‏۱–۳ تحقق خواهد یافت.” تمام باب هجدهم مکاشفه هشداری است دربارهٔ آنچه بر زمین خواهد آمد. اما من به‌طور خاص نوری دربارهٔ آنچه بر نیویورک خواهد آمد ندارم، جز این‌که می‌دانم روزی ساختمان‌های عظیم آنجا به‌وسیلهٔ چرخش و واژگون‌سازی قدرت خدا فرو افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده است، می‌دانم که هلاکت در جهان است. یک کلام از خداوند، یک لمس از قدرت عظیم او، و این بناهای سترگ فرو خواهند ریخت. صحنه‌هایی روی خواهد داد که هراس‌انگیزیِ آنها را نمی‌توانیم تصور کنیم.» Review and Herald, July 5, 1906.

پطرسِ باجگیر، نمایانگرِ نفسی است که به‌واسطۀ ایمان عادل شمرده می‌شود، و عادل‌شمردگی به‌واسطۀ ایمان همان پیامِ فرشتۀ سوم است؛ این همان پیامِ لائودکیه است که در 9/11 فرا رسید، هنگامی که بناهای عظیمِ نیویورک فرو ریختند و مکاشفه 18:1–3 تحقق یافت. سپس بارانِ آخر آغاز به باریدنِ اندک‌اندک کرد و مُهرشدنِ یکصد و چهل و چهار هزار آغاز شد. در پایانِ زمانِ مُهرشدنِ یکصد و چهل و چهار هزار، فرشتۀ باب هجدهِ مکاشفه به‌صورتِ میکائیلِ رئیس‌فرشتگان نازل شد و پطرس را به‌واسطۀ سه آزمون زنده کرد. آزمونِ نخست در 31 دسامبر 2023 آغاز شد و نمایانگرِ حقیقتِ بنیادی‌ای بود که بر طبقِ آن، روم همان قدرتِ مذکور در آیۀ چهاردهِ دانیال یازده است که رؤیا را استوار می‌سازد. آن رؤیا، رؤیای چازون است که خطِ خارجیِ نبوت را نمایندگی می‌کند؛ خطی که سلیمان آن را حیات یا ممات می‌خواند.

جہاں [chazon] رویا نہیں ہوتی، وہاں لوگ ہلاک ہو جاتے ہیں؛ لیکن جو شریعت پر عمل کرتا ہے، وہ مبارک ہے۔ امثال 29:18۔

دومین آزمونِ پطرس، آزمونِ هیکل است که مستلزمِ ورود به قدس‌الاقداس به‌واسطۀ ایمان است، چنان‌که خواهر وایت در نخستین رؤیاهای خود آن را به تصویر کشید. در آنجا او دید که حکمِ سبتِ روزِ هفتم، بر فرازِ نُه حکمِ دیگر، درخشان است. آن تعلیم، در آغازِ داوری، نمودارِ تعلیمِ تجسّد است که در ایامِ آخر، در هنگامِ اختتامِ داوری، بر فرازِ دیگر تعالیمِ نبوی می‌درخشد. تجسّدِ مسیحِ الهی، که با آنکه گناهی نشناخت، بر خود جسمِ ساقطِ گناه‌آلود را گرفت، در طیفی از تمثیل‌ها بازنمایی شده است. مهم‌ترینِ آن‌ها تعلیمِ هفت زمان است. تعلیمِ هفت زمان، آلفای اکتشافاتِ نبویِ میلر بود، و همان تعلیمی بود که در سالِ 1856، نمودارِ تعلیمِ اُمگای تاریخِ میلری شد؛ جایی که ادونتیسمِ میلریِ فیلادلفیایی طی هفت سال عصیان ورزید و در سالِ 1863 به کلیسای ادونتیستِ روزِ هفتمِ لائودیکیه‌ای مبدّل گردید.

دو چوبِ حزقیال سی‌وهفت نمایانگرِ دو داوریِ ۲٬۵۲۰ ساله بر ضدِّ پادشاهی‌های شمالی و جنوبی هستند. پادشاهیِ شمالی نمایانگرِ جسمِ انسانی است و پادشاهیِ جنوبی نمایانگرِ ذهنی است که برای آن طراحی شده بود که با ذهنِ مسیح متحد گردد؛ بدین‌سان، الوهیت با بشریت متحد می‌شد. این، آموزهٔ تجسّد در صورتی ساده‌شده است. «هفت زمان» آلفا و اُمگای تاریخِ میلری بود، و چون نمایانگرِ تجسّد است، در نسبت با آموزهٔ سَبَتِ آلفا در سال ۱۸۴۴، اُمگای تاریخِ ادونتیست‌های روز هفتم نیز هست. یکی نشانهٔ سَبَتِ روز هفتم است و دیگری نشانهٔ سَبَتِ سال هفتم.

نامِ پطرس در پانیوم تغییر می‌یابد؛ و این، گام دومِ بازنماییِ ابراهیم از عهدِ نخست با قومی برگزیده بود، و پطرس در گام دومِ خود نمایندهٔ عهدِ آخر با قومی برگزیده می‌گردد. این، دومین گام در امتدادِ فصل‌های یازده تا بیست‌ودو است؛ و دومین بار از سه باری است که پطرس و یعقوب و یوحنا همراهِ عیسی، جدا از دیگر شاگردان، رفتند؛ و نیز دومین بار از سه باری است که پدرِ آسمانی سخن گفت. خطِّ نرون در نقطهٔ میانیِ میانِ نبردهای رافیا و پانیوم پایان می‌پذیرد، زیرا با دو دورهٔ دیگرِ ۲۵۰ ساله هم‌راستا است که در ۴۵۷ ق.م. و ۱۷۷۶ آغاز شدند. ۴۵۷ ق.م. در ۲۰۷ ق.م. پایان یافت و ۱۷۷۶ در ۲۰۲۶ پایان می‌یابد. پطرس در ۲۰۷ ق.م.، ۲۰۲۶، ۳۱۳، و آزمونِ هیکل قرار دارد که پیش از سومین و آزمونِ محکِ گشودنِ الاغ می‌آید، که به‌صورتِ عیدِ شیپورها بازنمایی شده است.

آزمایشِ پطرس آن است که مسیح را تا قدس‌الاقداس پیروی کند، و کار او این است که نخست پیامِ اصلاح‌شدهٔ گلوله‌های آتشینِ نشویل را تصحیح کند و سپس آن پیامِ تصحیح‌شده را اعلام نماید. پیامِ پطرس دربارهٔ گلوله‌های آتشینِ نشویل، همان پیامِ پنطیکاست است که نخست در بالاخانه عرضه شد و پس از آن در هیکل. او پیام خود را با شناساییِ گلوله‌های آتشینِ نشویل و تحققِ نبردِ رافیا، در پیوند با نبردِ پانیوم، ارائه می‌کند؛ نبردی که در قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ شانزده، به نبردِ آکتیوم بدل می‌شود. قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ شانزده، همچنین همان قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویک و آیهٔ بیست‌ودو است. این سه آیه همچنین با آیهٔ سی‌ویک نیز هم‌راستا هستند؛ جایی که پاپیّت در سال 538 زمامِ امور را به دست گرفت و در سومین شورای اورلئان قانونی یکشنبه وضع کرد. آیاتی که به آیهٔ سی‌ویک منتهی می‌شوند، نشانه‌های راهی را مشخص می‌سازند که به قانونِ یکشنبهٔ 538 انجامیدند و به‌منزلهٔ نمونه‌ای از تاریخی هستند که بر قانونِ یکشنبهٔ قریب‌الوقوع پیشی می‌گیرد.

زیرا کشتی‌های کِتّیم بر ضدّ او خواهند آمد؛ ازاین‌رو اندوهگین خواهد شد و بازخواهد گشت و بر عهدِ مقدّس خشم خواهد گرفت؛ و چنین خواهد کرد؛ بلکه بازخواهد گشت و با آنان که عهدِ مقدّس را ترک می‌کنند، هم‌داستان خواهد شد. و لشکرها از جانب او برپا خواهند شد، و ایشان مقدِسِ حصین را نجس خواهند ساخت، و قربانیِ دائمی را برخواهند داشت، و رجاستِ ویرانگر را برپا خواهند کرد. دانیال ۱۱:‏۳۰، ۳۱

«کشتی‌های کِتّیم» نمایندهٔ واندال‌ها بودند، که همچنین در مکاشفه باب هشت به‌صورت شیپور دوم نمایانده شده‌اند. زوال تدریجی روم در سال ۳۳۰ آغاز شد، هنگامی که کنستانتین پادشاهی را به شرق و غرب تقسیم کرد. سپس آن را میان سه پسر خود تقسیم نمود. امپراتوری روم که از زمان نبرد آکتیوم شکست‌ناپذیر بوده بود، آنگاه به دو بخش، سپس به سه بخش تقسیم شد؛ سپس چهار شیپور نخستِ مکاشفه ۸ هجوم دشمنانی را نمایان ساختند که روم غربی را در سال ۴۷۶ به پایان رساندند. روم شرقی در قسطنطنیه تا پایان شیپور پنجم و آغاز شیپور ششم، که همان وای اول و وای دوم نیز هستند، ادامه یافت. نبوت زمانیِ یکصد و پنجاه‌سالهٔ وای اول در همان تاریخی به پایان رسید که نبوت زمانیِ وای دوم آغاز شد. آن تاریخ، سقوط قسطنطنیه به دست ترکان عثمانی در سال ۱۴۵۳ بود.

بابل در یک شب سقوط کرد؛ شاید استدلال کنید که کورش نخست می‌بایست مسیر رود را منحرف سازد و این مستلزم مدتی زمان بود، اما سقوط بابل در یک شب واقع شد؛ حال آنکه سقوط روم ۱۱۲۳ سال را دربر گرفت. آن سال‌ها حاوی نشانه‌های راهِ نبویِ مشخصی بودند که زوال تدریجی روم امپراتوری را توصیف می‌کنند، و روم امپراتوریِ بت‌پرست، در کارِ ایالات متحده برای نشاندن پاپیّت بر تخت به‌عنوان پادشاهی پنجمِ نبوتِ کتاب‌مقدس در سال ۵۳۸، نمونه به‌شمار می‌رود. پاپیّت در قانون یکشنبهِ آیه شانزدهمِ دانیال یازده بر تخت نشانده می‌شود. نشانه‌های راهی که کارِ ایالات متحده را به‌مثابه نمونه نشان می‌دهند، در نشانه‌های راهِ زوال تدریجیِ رومِ بت‌پرست بازنمایی شده‌اند.

کشتی‌های کِتّیم نمایانگر فاجعه‌ای مالی برای روم بودند، زیرا نیروی دریایی وندال‌ها بر راه‌های کشتیرانی دریای مدیترانه ویرانی آورد. در ایام آخر، اسلام به‌صورت فاجعه‌ای مالی برای پادشاهان زمین به تصویر کشیده شده است. وندال‌ها و کشتی‌های ایشان قدرتِ شیپورِ دوم بودند، و سه وایْ، قدرت‌های شیپوریِ اسلامی‌اند. نخستین آن عربستان بود، دومین ترکیه، و سومی جهانی است.

کشتی‌ها نماد قدرت اقتصادی هستند، و در کتاب‌مقدس کشتی‌های کِتّیم برجسته‌ترین نمادهای قدرت اقتصادی به‌شمار می‌روند. آن کشتی‌ها در میان دریاها به‌وسیلهٔ بادِ شرقیِ خشمگین غرق می‌شوند، و در کتاب‌مقدس اسلام همان فرزندانِ مشرق است. هنگامی که اسلام در توالیِ نبویِ رویدادها مورد اشاره قرار می‌گیرد، بحران اقتصادی پدید می‌آورد. اسلام در ارتباط با بَلعام به‌صورتِ الاغی نمود می‌یابد، که همان واژهٔ عبری‌ای است که در نخستین معرفیِ اسماعیل در کتاب‌مقدس به «مردِ وحشی» ترجمه شده است. اسماعیل در سطحِ نبوی پدرِ اسلام است، بی‌آنکه پدر بودنِ ابراهیم نسبت به اسماعیل انکار شود؛ بلکه دوازده قبیلهٔ اسماعیل در کتاب‌مقدس به‌عنوانِ فرزندانِ مشرق شناخته می‌شوند.

در ایام آخر، بلعام که نماد ایالات متحده به‌عنوان نبیِ کاذب است، الاغِ خود را سه بار می‌زند، که نمایانگر سه ضربهٔ اسلام است. یازدهم سپتامبر نخستینِ آن ضربه‌ها بود و ورودِ فرشتهٔ مُهرکننده را مشخص ساخت، آن فرشته‌ای که در میان بادهای سختِ شرارت از مشرق صعود می‌کند. دومین ضربهٔ اسلام دوگانه است، زیرا گامِ دوم نشانِ مضاعف شدن است. در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسلام به‌طور غیرمنتظره بر اسرائیلِ تحت‌اللفظی ضربه زد، و هنگامی که نَشویل، تنسی، به‌طور غیرمنتظره از سوی اسلام مورد ضربه قرار گیرد، اسرائیلِ روحانی ضربه خورده خواهد بود. در سرگذشتِ بلعام، دومین راه‌نشان در میان دو تاکستان قرار داشت، و آن دو تاکستانِ یهوهٔ صبایوت، اسرائیلِ کهنِ تحت‌اللفظی و ایالات متحده، اسرائیلِ روحانیِ جدید، بودند. سومین راه‌نشانِ بلعام هنگامی بود که الاغ سخن گفت؛ و نمادِ سخن گفتن که پایانِ زمانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار تن را که از ۹/۱۱ آغاز شد مشخص می‌سازد، قانونِ یکشنبه است، هنگامی که ایالات متحده چون اژدها سخن می‌گوید. زلزلهٔ عظیمِ مکاشفهٔ یازده همان قانونِ یکشنبه است، جایی که سومین وای به‌زودی فرا می‌رسد، جایی که ایالات متحده، الاغ و زکریا سخن می‌گویند.

پدرِ یحییِ تعمیددهنده از هشتمینِ بیست‌وچهار فرقهٔ کاهنانی بود که داود برای خدمت در هیکل برقرار ساخته بود. زکریای کاهن به سببِ بی‌ایمانی تا زمانِ تولدِ پسرش یحیی لال گردید و نمادی از عددِ هشت است (نمادی از کهانت). در قانونِ یکشنبه، نسلِ نهاییِ کاهنان که به‌وسیلهٔ یحییِ تعمیددهنده نمایانده شده‌اند، چنان‌که پدرش زکریا نمایان ساخت، سخن خواهند گفت. مسیح، یحیی را ایلیا معرفی کرد، و پیامِ ایلیای آخرالزمان در قالبِ رابطهٔ پدر و فرزند بازنمایی می‌شود، همان‌گونه که در زکریا و یحیی بود. یحیی به‌وسیلهٔ ارمیا نمونه‌سازی شده بود؛ همان که به او گفته شده بود اگر بازگردد، دهانِ خدا خواهد بود.

یرمیا در سوگِ نخستین نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ بود، و اگر بازمی‌گشت، در هنگامِ قانون یکشنبه دهانِ خدا می‌شد، آنگاه که پیامِ نبویِ حبقوق را عرضه می‌داشت؛ پیامی که درنگ کرده بود، اما مقرر بود در پایان «سخن بگوید». یرمیا، و بنابراین یوحنا، و بنابراین پطرس، می‌بایست پیامِ حبقوق را در همان نقطه‌ای بیان کند که الاغِ اسلام سخن می‌گوید، و هنگامی که ایالات متحده همچون اژدها سخن می‌گوید.

پطرس در قیصریهٔ فیلیپی، که پانیاوم است، در دوره‌ای از زمان قرار دارد که پیش از راه‌نشانِ «کوه» بود؛ راه‌نشانی که می‌بایست به ورود ظفرمندانه‌ای منتهی شود که به صلیب، یا قانون یکشنبه، انجامید. این دورهٔ زمانی به‌وسیلهٔ نبرد پانیاوم نمایش داده می‌شود؛ نبردی که با پیروزی برای پاپ و قدرت نیابتی او، یعنی ایالات متحده، پایان می‌پذیرد. پانیاوم سومینِ سه جنگ نیابتی است که نخستینِ آنها در دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ به پایان رسید، و آخرین یا سومین جنگ نیابتی با فرو ریختن «دیوار» جدایی کلیسا و دولت به پایان می‌رسد. سال ۱۹۸۹ اوج یک جنگ نیابتی موسوم به «جنگ سرد» را رقم زد که در پایان جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، و پانیاوم نمایانگر جنگ سردی است که در جنگ جهانی سوم، که به‌وسیلهٔ نبرد آکتیوم نمایش داده می‌شود، پایان می‌یابد. در میانِ نخستین و سومین راه‌نشان از سه جنگ نیابتی، جنگِ واقعی در اوکراین قرار دارد که در آیات یازده و دوازده به‌وسیلهٔ نبرد رافیا نمایش داده شده است.

Panium جنگی سرد است که به جنگ جهانی سوم می‌انجامد؛ چنان‌که جنگ سردی که در زمان پایان در سال 1989 به پایان رسید، نماد آن است، و آن جنگ سرد در پایان جنگ جهانی دوم آغاز شده بود. در راه‌نشان‌هایی که با آیه ده و سال 1989، آیات یازده و دوازده و جنگ اوکراین که در سال 2014 آغاز شد، و آیات سیزده تا پانزده و جنگ سرد کنونی میان MAGA-ism و globalism نمایانده شده‌اند، سه رئیس‌جمهور وجود داشتند که اتحادهایی میان پاپیّت و ایالات متحده را رقم زدند.

رونالد ریگن در ائتلافی پنهانی با پاپ ژان پل دوم بود؛ پاپی محافظه‌کار از حیث نبوت‌های شیطانیِ فاطیما، و او با تاریخ نبویِ آیهٔ ده مرتبط است. ریاست‌جمهوری اوباما با تاریخ نبرد رافیا در آیات یازده و دوازده مطابقت دارد. در دوران ریاست‌جمهوری او دو پاپِ نمادین وجود داشت، زیرا نشانهٔ دومِ راه، دوچندان شدن را مشخص می‌کند. در سومین نشانهٔ راهِ آیات سیزده تا پانزده، پاپ نخستین پاپ از ایالات متحده است. ما در آغاز فرض کرده بودیم که پاپ لئو پاپی محافظه‌کار است، چنان‌که به‌واسطهٔ ژان پل دوم نمونه‌سازی شده است؛ اما هنگامی که این امر تحت کاربرد نبویِ یک کاربردِ سه‌گانه اعمال می‌شود، سومین نشانهٔ راه ویژگی‌های دو تحققِ نخست را در خود دارد؛ ازاین‌رو لئو همان ژان پل دومِ محافظه‌کار است و همان بندیکت شانزدهم، رئیس پیشینِ دفتر تفتیش عقاید، که در دوران اوباما به سود پاپ بیدارگر، فرانسیس، کناره‌گیری کرد.

پہلی پراکسی جنگ ایک آیت سے ظاہر کی گئی ہے، دوسری دو آیات سے، اور تیسری تین آیات سے۔ سرد جنگ جو 1989 میں ختم ہوئی، دوسری عالمی جنگ کے اختتام پر شروع ہوئی؛ اور تیسری عالمی جنگ، جس کی نمائندگی ایکٹیئم کی لڑائی کرتی ہے، اس سرد جنگ کے اختتام پر شروع ہوتی ہے جس کی نمائندگی پانیئم کی لڑائی کرتی ہے۔ تینوں عالمی جنگیں، جیسا کہ تین پراکسی جنگیں بھی، نبوت کے سہ گونہ اطلاق سے متعلق اصولوں کے تحت منضبط ہیں۔ دوسری عالمی جنگ کے خاتمہ نے ایک سرد جنگ کا آغاز کیا جو 1945 میں روزویلٹ سے شمار کیے جانے والے آٹھویں صدر، یعنی ریگن، پر ختم ہوئی۔ ریگن نے 1989 میں، وقتِ آخر پر، آٹھ صدور کا ایک سلسلہ شروع کیا جو ٹرمپ تک پہنچتا ہے (جو اُن سات میں سے ہے)۔ ٹرمپ کی سرد جنگ 2015 میں شروع ہوئی، جب اس نے صدارتی امیدوار ہونے کا اعلان کیا اور عالم گیروں کو برانگیختہ کیا، دانی ایل باب 11 آیت 2 کی تکمیل میں۔ وہ سرد جنگ اتوار کے قانون پر ختم ہوتی ہے، جو ایکٹیئم کی لڑائی ہے، یعنی روم کی تیسری رکاوٹ، اس سے پہلے کہ وہ کامل برتری کے ساتھ حکومت کرے۔

روزولت آغازگر هشت رئیس‌جمهور تا ریگان بود، همان‌گونه که ریگان آغازگر هشت رئیس‌جمهور تا ترامپ بود. روزولت نشانهٔ جنگ جهانی دوم است؛ او در ۱۲ آوریل ۱۹۴۵ درگذشت، و سپس ترومن رئیس‌جمهور بود هنگامی که جنگ اروپا در ۸ مه پایان یافت و جنگ اقیانوس آرام در ۲ سپتامبر به پایان رسید. جنگ اروپا عمدتاً نبردی زمینی بود و جنگ اقیانوس آرام نبردی دریایی، همان‌گونه که پانیوم نمایانگر نبردی زمینی است و آکتیوم نمایانگر نبردی دریایی. نخستین، واپسین را به تصویر می‌کشد، و توالی هشت رئیس‌جمهور بر گواهی دانیال یازده، آیات دو و سه، و نیز بر معمای هشتمی که از آنِ هفت است، استوار شده است. در دو کنگرهٔ قاره‌ای نخست، در آغاز تاریخ وحشِ زمینِ مکاشفهٔ سیزده، هفت دورهٔ ریاست وجود داشت. در آن تاریخ، جرج واشینگتن به‌عنوان فرمانده کل منصوب شد. واشینگتن، به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهور رسمی، در انتصابش در دومین کنگرهٔ قاره‌ای، نماد واشینگتن در همان آغاز به‌مثابه هشتمینِ هفت رئیس‌جمهور است.

نخستین رئیس‌جمهور، هشتمِ هفت رئیس‌جمهورِ نخست بود، و آخرین رئیس‌جمهور همان هشتمی است که از آن هفت است. کاهن، زکریا، در هنگام تولد یوحنا سخن می‌گوید، آنگاه که الاغ سخن می‌گوید، و هنگامی که وحشِ زمین سخن می‌گوید. این همان‌جاست که رؤیای حبقوق نیز سخن می‌گوید. تولد یوحنا، که نمونه‌ای از عَلَمِ صد و چهل و چهار هزار در قانون یکشنبه است، آخرین نسلِ زکریای کاهن می‌باشد. زکریا در هشتمینِ بیست‌وچهار نوبتِ کاهنان بود. در قانون یکشنبه، زکریا (کاهنان) سخن می‌گویند، هنگامی که اسلام (الاغ) سخن می‌گوید و ایالات متحده همچون اژدها سخن می‌گوید. در آن Waymark زخمِ مهلکِ پاپی شفا می‌یابد و او همان هشتمی می‌شود که از آن هفت است. ترامپ نیز همان هشتمی است که از آن هفت است، و اوست که صورتِ وحش را پدید می‌آورد؛ صورتی که در قانون یکشنبه نهایی می‌گردد. سپس کهانتِ صد و چهل و چهار هزار، دهانِ خدا می‌شود و پیام را در فریادِ بلندِ فرشتهٔ سوم اعلام می‌کند. آن کهانت، کلیسای هشتم است که از آن هفت است.

روزولت آغازگر هشت رئیس‌جمهوری است که تا زمان آخر در سال ۱۹۸۹ امتداد می‌یابند، و او گذار از جنگ جهانی دوم به جنگ سردی را نشان می‌دهد که در سال ۱۹۸۹ پایان می‌یابد. رئیس‌جمهور ترومن پس از روزولت آمد و در زمانی سلطنت کرد که نبردهای زمین و دریا، که جنگ جهانی دوم را تشکیل می‌دادند، به پایان رسیدند. ترومن، در مقام رئیس‌جمهور، در زمانی سلطنت کرد که سازمان ملل متحد در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ آغاز شد. رابطهٔ روزولت و ترومن به‌وسیلهٔ سال ۱۹۴۵ برقرار می‌شود. هر دو در آن سال رئیس‌جمهور بودند، و در همان سال جنگ دوگانه‌ای که جنگ جهانی دوم بود پایان یافت، و سازمان ملل متحد تشکیل شد، و جنگ سرد آغاز گردید.

در سال ۱۹۸۹ نیز، همانند سال ۱۹۴۵، دو رئیس‌جمهور وجود داشتند: رونالد ریگان و جورج بوشِ پدر. ریگان به جنگ سرد پایان داد و جورج بوشِ پدر، هنگامی که در اول اکتبر ۱۹۹۰ در «چهل‌وپنجمین» مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد، اعلام نمود که پیش و بیش از هر چیز یک جهانی‌گراست؛ جایی که از بنای «نظم نوین جهانی» سخن گفت. او در آن سخنرانی اظهار داشت: «این در دستان ماست که این ماشین‌های تاریک را پشت سر بگذاریم، در همان اعصار ظلمانی که بدان تعلق دارند، و به پیش بتازیم تا حرکتی تاریخی را به سوی یک نظم نوین جهانی و عصری طولانی از صلح به کمال رسانیم.»

در این سخنرانی، بوش این مفهوم را به همکاریِ پس از جنگ سرد، بحران خلیج فارس (تهاجم عراق به کویت)، تقویت سازمان ملل متحد، و مشارکت تازه‌ای میان ملت‌ها بر پایهٔ حاکمیت قانون پیوند داد. بوش نخستین بار چند هفته پیش‌تر، در سخنرانی ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۰ خطاب به نشست مشترک کنگره، عبارت «نظم نوین جهانی» را رواج داد.

به این واقعیت توجه کنید که بوش سخنرانی خود در سازمان ملل را در بستری ایراد کرد که در آن پایان جنگ سرد اخیر را با اصطلاح «قرون تاریک» معرفی نمود. قرون تاریک در زمان آخر، یعنی در سال 1798، به پایان رسید، و بوش در آن هنگام در زمان آخرِ 1989 قرار داشت. توجه کنید که در نخستین بار که عبارت «نظم نوین جهانی» را وضع کرد، اسلام ملت‌ها را به خشم می‌آورد، و آن سخنرانی در 9/11 ایراد شد. از روزولت تا کارتر هشت رئیس‌جمهور بودند، و از ریگان تا ترامپ نیز هشت رئیس‌جمهور بودند. ترامپ آخرین رئیس‌جمهور است و نمونه او در نخستین رئیس‌جمهور دیده شد، که هشتمینِ هفت رئیس‌جمهور نخست بود.

زمانِ آخر در سال 1798 زخمِ مهلکِ پاپیّت را مشخص می‌سازد، و پاپیّت همان قدرتی بود که در طول اعصارِ تاریکی بر پادشاهانِ اروپا فرمان می‌راند. در مکاشفه هفده، آن رابطه به‌صورت فاحشه‌ای به تصویر کشیده شده است که بر وحشی سوار است و بر آن سلطنت می‌کند. در سال 1798، حمایتِ پادشاهانِ اروپا برداشته شد و آن وحش مرده بود. در سال 1799، پاپ در تبعید درگذشت. سال‌های 1798 و 1799 زمانِ آخر را در کامل‌ترین معنای آن نمایندگی می‌کنند، همان‌گونه که زمانِ آخر در زمانِ مسیح با تولدِ یحیای تعمیددهنده مشخص می‌شود و سپس شش ماه بعد با تولدِ مسیح. اظهاراتِ بوش در سال 1990، بوش را به‌عنوان دومینِ دو رئیس‌جمهوری معرفی می‌کند که زمانِ آخر را مشخص می‌سازند، و حرکت به‌سوی جهانی‌گرایی را نشان می‌دهند، که همان قدرتِ اژدهاست. نمادپردازیِ بوش گامی به‌سوی قانونِ یکشنبه را مشخص می‌کند، هنگامی که ایالات متحده با سخن گفتن همچون اژدها، به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس به پایان می‌رسد. در قانونِ یکشنبه، ایالات متحده به صدای سازمانِ مللِ متحد تبدیل می‌شود. دقیقاً در همان بستر، اسلام ملت‌ها را به خشم می‌آورد، و 9/11 مشخص می‌شود. 11 سپتامبر 1990، هنگامی که بوشِ اول درباره دستورکارِ جهانی‌گرایانه خود با کنگره سخن گفت، نمونه‌ای بود از زمانی که اسلام بار دیگر در 9/11 در سال 2001 ملت‌ها را به خشم می‌آورد، اما در آن هنگام رئیس‌جمهور بوشِ آخر بود.

روزولت، نخستینِ هشت رئیس‌جمهوری، پایان جنگ جهانی دوم را در سال ۱۹۴۵ رقم زد، و پس از او رئیس‌جمهور بعدی آمد که سازمان ملل متحد را پدید آورد. ریگان، نخستینِ هشت رئیس‌جمهوری، پایان جنگ سرد را در سال ۱۹۸۹ رقم زد، و پس از او رئیس‌جمهور بعدی آمد که سازمان ملل متحد را ترویج کرد. آخرین رئیس‌جمهور از این هشت رئیس‌جمهور، جنگ سردی را که هنگامی آغاز شد که او در سال ۲۰۱۵ قصد خود را برای نامزدی اعلام کرد، به پایان خواهد رساند و جنگ جهانی سوم را آغاز خواهد کرد. او پادشاهی ششمِ نبوت کتاب‌مقدس را به سرِ پادشاهی هفتمِ نبوت کتاب‌مقدس (سازمان ملل متحد) منتقل خواهد کرد، و سپس در زمان قانون یکشنبه موافقت خواهد کرد که آن پادشاهی را به وحش بسپارد.

همان‌گونه که جنگ جهانی دوم از یک جنگ زمینی و یک جنگ دریایی تشکیل شده بود، رئیس‌جمهور آخر نیز یک جنگ سرد خواهد داشت که با نبرد زمینی پانیوم، که به نبرد دریایی آکتیوم منتهی می‌شود، به تصویر کشیده شده است. در هنگام قانون یکشنبه، جنگ سردی که با برانگیختن جهانی‌گرایان به‌وسیلهٔ ترامپ در سال ۲۰۱۵ آغاز شد، به جنگ جهانی سوم تبدیل می‌شود، چنان‌که با نبردهای زمینی و دریایی جنگ جهانی دوم نشان داده شده است. در پایان جنگ جهانی دوم، گام بعدی جهانی‌گراییِ سازمان ملل متحد بود، همان‌گونه که در پایان جنگ سرد با ریگان و بوش نیز چنین بود. نخست ایالات متحده در هنگام قانون یکشنبه به پایان می‌رسد، سپس «نظم نوین جهانی» بوش پادشاهی هفتم را معرفی می‌کند، که بی‌درنگ موافقت می‌کند اقتدار خود را به پادشاهی هشتم واگذارد.

بوش الأوّل وبوش الأخير مرتبطان معًا بإعلان الأوّل عن «النظام العالمي الجديد» أمام الكونغرس عند 11/9، وبقانون باتريوت لعام 2001 الذي ارتبط بالأخير. وكلا العلامتين موضوعتان ضمن سياق إثارة الإسلام لغضب الأمم.

ما این مطالب را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.