«در کتابمقدس اموری هست که فهم آنها دشوار است و به گفتهٔ پطرس، جاهلان و بیثباتان آنها را برای هلاکت خویش تحریف میکنند. ممکن است ما در این زندگی نتوانیم معنای هر بخش از کتابمقدس را توضیح دهیم؛ اما هیچ نکتهٔ حیاتی از حقیقت عملی نیست که در ابهامِ رازآلود پوشیده بماند. هنگامی که در تدبیر خدا زمان آن فرا رسد که جهان بهوسیلهٔ حقیقتِ مخصوص آن زمان آزموده شود، اذهان بهوسیلهٔ روح او برانگیخته خواهند شد تا کتابمقدس را بجویند، حتی با روزه و دعا، تا آنکه حلقه پس از حلقه کشف و در زنجیرهای کامل به یکدیگر پیوسته شود. هر حقیقتی که مستقیماً به نجات جانها مربوط باشد، چنان آشکار ساخته خواهد شد که هیچکس نیاز نداشته باشد به خطا رود یا در تاریکی گام بردارد.»
"جس طرح ہم نبوت کی زنجیر کے ساتھ ساتھ آگے بڑھتے آئے ہیں، ہمارے زمانہ کے لیے منکشف شدہ سچائی صاف طور پر دیکھی اور بیان کی گئی ہے۔ ہم اُن مراعات کے لیے جواب دہ ہیں جن سے ہم بہرہ مند ہیں، اور اُس نور کے لیے بھی جو ہماری راہ پر چمکتا ہے۔ جو لوگ گزشتہ نسلوں میں زندہ تھے، وہ اُس روشنی کے لیے جواب دہ تھے جسے اُن پر چمکنے کی اجازت دی گئی تھی۔ اُن کے اذہان کتابِ مقدس کے مختلف نکات کے بارے میں آزمائے گئے، جنہوں نے اُنہیں پرکھا۔ لیکن وہ اُن سچائیوں کو نہیں سمجھتے تھے جنہیں ہم سمجھتے ہیں۔ وہ اُس روشنی کے ذمہ دار نہ تھے جو اُنہیں حاصل نہ تھی۔ اُن کے پاس بھی، ہماری طرح، بائبل تھی؛ لیکن زمین کی تاریخ کے اختتامی مناظر کے تعلق سے خاص سچائی کے انکشاف کا وقت اُن آخری نسلوں کے دوران ہے جو زمین پر زندہ رہیں گی۔"
«As verdadeiras especiais foram adaptadas às condições das gerações conforme elas existiram. A verdade presente, que é uma prova para o povo desta geração, não foi uma prova para o povo de gerações muito passadas. Se a luz que agora brilha sobre nós com respeito ao sábado do quarto mandamento tivesse sido dada às gerações do passado, Deus as teria considerado responsáveis por essa luz.» Testemunhos, volume 2, 692, 693.
نیا اور پُرانا
«در هر عصر، پیشرفتی تازه از حقیقت وجود دارد، پیامی از جانب خدا برای مردمِ آن نسل. همهٔ حقایقِ کهن اساسیاند؛ حقیقتِ نو از حقیقتِ کهن مستقل نیست، بلکه گشایش و انکشافِ آن است. تنها آنگاه که حقایقِ کهن فهمیده شوند، میتوانیم حقایقِ نو را دریابیم. هنگامی که مسیح خواست حقیقتِ قیامِ خود را بر شاگردانش آشکار سازد، از “موسی و جمیع انبیا” آغاز کرد و “در همهٔ کتب، امورِ مربوط به خود را برای ایشان شرح داد.” لوقا 24:27. اما این نوری است که در انکشافِ تازهٔ حقیقت میتابد و کهن را جلال میبخشد. آنکه نو را رد میکند یا از آن غفلت میورزد، در حقیقت کهن را نیز بهراستی در اختیار ندارد. برای او، آن حقیقت قوّتِ حیاتیِ خود را از دست میدهد و جز صورتی بیجان نمیگردد.»
“ऐसे लोग हैं जो यह दावा करते हैं कि वे पुराने नियम के सत्यों पर विश्वास करते हैं और उन्हें सिखाते भी हैं, जबकि वे नए नियम को अस्वीकार करते हैं। परन्तु मसीह की शिक्षाओं को ग्रहण करने से इन्कार करके, वे दिखाते हैं कि वे उस बात पर विश्वास नहीं करते जिसे पितृपुरुषों और भविष्यद्वक्ताओं ने कहा है। ‘यदि तुम मूसा पर विश्वास करते,’ मसीह ने कहा, ‘तो मुझ पर भी विश्वास करते; क्योंकि उसने मेरे विषय में लिखा है।’ यूहन्ना 5:46. अतः पुराने नियम के विषय में उनकी शिक्षा में भी कोई वास्तविक सामर्थ्य नहीं है।”
بسیاری که ادعا میکنند به انجیل ایمان دارند و آن را تعلیم میدهند، در خطایی مشابه گرفتارند. آنان نوشتههای عهد عتیق را کنار مینهند؛ همان نوشتههایی که مسیح دربارهشان فرمود: «آنها همان نوشتههایی هستند که بر من شهادت میدهند.» یوحنا ۵:۳۹. با رد کردن عهد عتیق، در واقع عهد جدید را نیز رد میکنند؛ زیرا هر دو اجزای یک کلّ جداییناپذیرند. هیچکس نمیتواند شریعت خدا را بهدرستی بدون انجیل عرضه کند، و نه انجیل را بدون شریعت. شریعت، انجیلِ متجسّد است، و انجیل، شریعتِ مکشوف. شریعت ریشه است، و انجیل شکوفه و میوه خوشبویی است که از آن پدید میآید.
«عہدِ عتیق عہدِ جدید پر روشنی ڈالتا ہے، اور عہدِ جدید عہدِ عتیق پر۔ دونوں مسیح میں خدا کے جلال کا ایک مکاشفہ ہیں۔ دونوں ایسی صداقتیں پیش کرتے ہیں جو مخلص طالبِ حق پر مسلسل معنی کی نئی گہرائیاں آشکار کرتی رہیں گی۔» Christ’s Object Lessons, 128.
حقیقتِ حاضر، بنا بر تعریف، «حقیقتِ مکشوف» برای دورهای معین از زمان است که «بهوضوح دیده و تبیین شده» باشد. نسلی که در زمانِ مکشوف شدنِ «حقیقتِ حاضر» زندگی میکند، «مسئول» شمرده میشود که آن حقیقت را بپذیرد، وگرنه بمیرد. مجموعهٔ حقایقی که «حقیقتِ آزمونگرِ حاضر» را برای «این نسل» تشکیل میدهند، در «گشوده شدنِ حقایقِ ویژه» «در ارتباط با صحنههای پایانیِ تاریخِ این زمین» به تصویر کشیده شدهاند. حقیقت، و بنابراین «حقیقتِ حاضر»، در عهد جدید در نسبت با عهد عتیق نمونهوار گردیده است. حقیقت بر گواهیِ دو شاهد استوار میشود، و حقیقت را آغازی و انجامی است، لفظی و روحانی، کهن و نوین، آلفا و اُمگا، اول و آخر.
بنیاد میلریِ پیام فرشتهٔ اول، «قدیم» است در نسبت با پیام «حقیقتِ حاضر»ِ فرشتهٔ سوم. آنان که «قدیم را رد میکنند»، «عملاً جدید را نیز رد میکنند»، زیرا هر دو اجزای یک کلِّ جداییناپذیرند.
«من ضرورتِ آن را دیدم که پیکها، بهویژه، در هر جا که ببینند تعصّب و افراطگرایی سر برمیآورد، بر آن مراقبت کنند و آن را مهار نمایند. شیطان از هر سو فشار میآورد، و اگر بر ضد او بیدار نباشیم، و چشمان ما به حیلهها و دامهای او گشوده نباشد، و تمامی سلاح خدا را بر تن نداشته باشیم، تیرهای آتشینِ شریر به ما اصابت خواهد کرد. در کلام خدا حقایق گرانبهای بسیاری مندرج است، امّا آنچه اکنون گلّه بدان نیاز دارد، «حقیقتِ حاضر» است. من خطرِ آن را دیدهام که پیکها از نکات مهمِ حقیقتِ حاضر منحرف شوند و به موضوعاتی بپردازند که برای متحد ساختن گلّه و تقدیس جان مناسب نیست. شیطان در اینجا هر امتیاز ممکن را برای آسیب رساندن به آرمان به کار خواهد گرفت.»
«لیکن مَقدِس، 2300 دنوں، خدا کے احکام اور یسوع کے ایمان سے متعلق ایسے مضامین ماضی کی ایڈونٹ تحریک کی توضیح کرنے، ہماری موجودہ حالت کو ظاہر کرنے، شک کرنے والوں کے ایمان کو قائم کرنے، اور جلالی مستقبل پر یقین عطا کرنے کے لیے نہایت موزوں ہیں۔ میں نے بارہا دیکھا ہے کہ یہی وہ بنیادی مضامین تھے جن پر قاصدوں کو زور دینا چاہیے۔» ابتدائی تحریریں، 63۔
«مقدّس، در پیوند با ۲۳۰۰ روز، احکام خدا و ایمانِ عیسی» کلیدِ تبیینِ «جنبش ادونتی گذشته»ی میلریهاست، و بدینوسیله «بهطور کامل» روشن میسازد که «موقعیت کنونی ما چیست». آنان که دربارهٔ «جنبش ادونتی گذشته» در «تردید»اند، نسبت به آنچه به «آیندهٔ پرجلال» «یقین» میبخشد، در «تردید»اند. آنچه به آینده یقین میبخشد، گذشته است.
کتاب یوئیل پیامی از حقیقتِ آزمایشکنندهٔ حاضر است. این امر بهوسیلهٔ گواهان متعدد تأیید میشود. یوئیل از سوی روحِ نبوت بهعنوان «حقیقتِ حاضر» معرفی شده است؛ و این، بنا بر گفتهٔ یوحنا در کتاب مکاشفه، شهادتِ عیسی است.
مکاشفۀ عیسی مسیح، که خدا آن را به او عطا فرمود تا اموری را که باید بهزودی واقع شود به بندگان خود بنمایاند؛ و آن را بهواسطۀ فرشتۀ خود برای بندۀ خویش، یوحنا، فرستاد و اعلام کرد: او که بر کلام خدا، و بر شهادت عیسی مسیح، و بر همۀ چیزهایی که دید، شهادت داد. مکاشفه ۱:۱، ۲
«شهادتِ» یوحنا (کہ جس کی اُس نے «گواہی دی») تین حصّوں میں ظاہر کی گئی۔ اُس نے «کلامِ خدا»، «یسوع کی گواہی» اور «وہ باتیں جو اُس نے دیکھیں» قلم بند کیں۔ مکاشفہ کی پہلی دو آیات میں، یوحنا ایک ایسے شخص کی نمائندگی کرتا ہے جسے «روحِ نبوت» کا عطیہ دیا گیا ہے۔ اس عطیے میں خدا کے کلام کا ایک خاص الہام شامل ہے، اور اس میں وہ خاص مکاشفات بھی شامل ہیں جو نبی تک مسیح کے کلمات کے وسیلہ سے پہنچائے جاتے ہیں؛ (یا تو براہِ راست مسیح کی طرف سے، یا اُس کے فرشتہ صفت نمائندوں کے ذریعے) اور اس عطیے میں وہ سچائی بھی شامل ہے جو خوابوں اور رویاؤں کے وسیلہ سے پیش کی جاتی ہے۔ روحِ نبوت، مسیح کی وہ گواہی ہے جو نبی تک پہنچائی جاتی ہے، اور وہی اختیار رکھتی ہے گویا کوئی فرشتہ یا خود مسیح وہ الفاظ بیان کرے۔
و من به پایهای او افتادم تا او را پرستش کنم. و او به من گفت: زنهار، چنین مکن؛ من همخدمت تو و برادران تو هستم که شهادتِ عیسی را دارند. خدا را پرستش کن؛ زیرا شهادتِ عیسی روحِ نبوت است. مکاشفه ۱۹:۱۰.
جبرائیل یہ ظاہر کرتا ہے کہ وہ یوحنا کے ساتھ ایک ہم خدمت ہے، اور اس کی پرستش نہیں کی جانی چاہیے۔ جبرائیل یہ بھی واضح کرتا ہے کہ وہ “بھائی” جن کی نمائندگی یوحنا کرتا ہے، “یسوع کی گواہی” رکھتے ہیں، جو “نبوت کی روح” ہے۔ وہ “بھائی” جن کی نمائندگی یوحنا کرتا ہے، ایک لاکھ چوالیس ہزار ہیں، اور ان سب بھائیوں کے پاس “نبوت کی روح” ہے۔
«و ایشان بامدادان برخاستند و به سوی بیابانِ تقوع بیرون رفتند؛ و چون بیرون میرفتند، یهوشافاط ایستاده، گفت: ای یهودا و شما ساکنان اورشلیم، مرا بشنوید؛ به یهوه خدای خود ایمان آورید تا استوار گردید؛ به انبیای او ایمان آورید تا کامیاب شوید.» ۲تواریخ ۲۰:۲۰
«به یهوه، خدای خود، ایمان آورید تا استوار گردید؛ به انبیای او ایمان آورید تا کامیاب شوید.»
«اشعیا ۸:۲۰. «به شریعت و به شهادت! اگر ایشان بر وفق این کلام سخن نگویند، از آن روست که در ایشان نوری نیست.» در اینجا دو متن در برابر قوم خدا نهاده شده است: دو شرط برای کامیابی. شریعتی که خود یهوه آن را بیان فرموده است، و روح نبوت، دو سرچشمهٔ حکمتاند تا قوم او را در هر تجربهای هدایت کنند. تثنیه ۴:۶. «این است حکمت و فهم شما در نظر امتها، که چون همهٔ این فرایض را بشنوند، خواهند گفت: بهیقین این قوم عظیم، قومی حکیم و فهیماند.»
«شریعتِ خدا اور روحِ نبوت کلیسیا کی راہنمائی اور مشورت کے لیے باہم ساتھ ساتھ چلتے ہیں، اور جب کبھی کلیسیا نے اُس کی شریعت کی فرمانبرداری کرتے ہوئے اِس حقیقت کو تسلیم کیا ہے، تو روحِ نبوت اُسے راہِ حق میں رہنمائی کرنے کے لیے بھیجا گیا ہے۔»
«مکاشفه ۱۲:۱۷. “و اژدها بر آن زن خشمگین شد و رفت تا با باقیماندگانِ نسل او جنگ کند، که احکام خدا را نگاه میدارند و شهادت عیسی مسیح را دارند.” این نبوت بهروشنی نشان میدهد که کلیسای باقیمانده، خدا را در شریعت او به رسمیت خواهد شناخت و دارای عطیۀ نبوت خواهد بود. اطاعت از شریعت خدا و روح نبوت همواره نشانِ تمایز قوم حقیقی خدا بوده است، و آزمون معمولاً بر اساس ظهورات کنونی داده میشود.»
«در روزگار ارمیا، مردم دربارۀ پیام موسی، ایلیا یا الیشع هیچ تردیدی نداشتند؛ اما پیامی را که خدا برای ارمیا فرستاده بود مورد تردید قرار دادند و آن را کنار نهادند، تا آنکه قوّت و تأثیر آن از میان رفت و دیگر هیچ چارهای نماند جز اینکه خدا ایشان را به اسارت ببرد.»
«همچنین در ایّام مسیح، مردم آموخته بودند که پیام ارمیا راست بود، و خود را متقاعد ساخته بودند که اگر در روزگار پدران خویش میزیستند، پیام او را میپذیرفتند؛ امّا در همان حال، پیام مسیح را رد میکردند، همان کسی که همهٔ انبیا دربارهٔ او نوشته بودند.»
«چون پیام فرشتهٔ سوم در جهان برخاست، پیامی که باید شریعت خدا را در کلیسا در تمامی کمال و قدرتش آشکار سازد، عطیۀ نبوت نیز بیدرنگ اعاده شد. این عطیه در رشد و پیشبرد این پیام، نقشی بسیار برجسته ایفا کرده است. »
«چون در باب تفسیرهای کتابمقدس و شیوههای خدمت، اختلافِ نظرهایی پدید آمده است که میتواند ایمانِ باورمندان به این پیام را متزلزل سازد و به نفاق در کار بینجامد، روحِ نبوت همواره بر این وضعیت نور افکنده است. این روح همیشه یگانگیِ اندیشه و هماهنگیِ عمل را برای جماعتِ ایمانآورندگان به ارمغان آورده است. در هر بحرانی که در روندِ گسترشِ پیام و رشدِ کار پدید آمده، آنان که استوارانه به شریعتِ خدا و نورِ روحِ نبوت تمسک جستهاند، پیروز شدهاند و کار در دستانِ ایشان رونق یافته است.» Loma Linda Messages, 33, 34.
کتاب یوئیل در روح نبوت بهطور مستقیم بهعنوان «حقیقت حاضر» معرفی شده است؛ حقیقتی که بنا بر گفتهٔ یوحنا در کتاب مکاشفه، همان شهادت عیسی است. همچنین این کتاب بهطور مستقیم در کلام خدا نیز تأیید شده است. هم کتابمقدس و هم روح نبوت، کتاب یوئیل را بهطور مستقیم بر ایام آخر منطبق میسازند.
«هر یک از انبیای باستانی کمتر برای زمان خود سخن گفتند تا برای زمان ما، بهگونهای که نبوت ایشان برای ما نافذ است. “Now all these things happened unto them for ensamples: and they are written for our admonition, upon whom the ends of the world are come.” 1 Corinthians 10:11. “Not unto themselves, but unto us they did minister the things, which are now reported unto you by them that have preached the gospel unto you with the Holy Ghost sent down from heaven; which things the angels desire to look into.” 1 Peter 1:12. …»
«La Biblia ha acumulado y reunido sus tesoros para esta última generación. Todos los grandes acontecimientos y las solemnes transacciones de la historia del Antiguo Testamento han sido, y están, repitiéndose en la iglesia en estos últimos días». Selected Messages, book 3, 338, 339.
پیشگویی یوئیل «بر» کسانی که «نهایتهای جهان بر ایشان رسیده است» «نافذ» است. تعبیر «نافذ» صرفاً بر این نکته تأکید میورزد که «حقیقت حاضر» همواره آزمونی است، و کسانی که در این آزمون مردود میشوند، بهوسیلهٔ شخصیتهای کتابمقدسیای همچون یهودا نمودار شدهاند.
«درس پس از درس بر گوشهای یهودا بیاثر فرود آمد. چه بسیارند امروز کسانی که در گامهای او راه میپویند. در پرتو شریعت خدا، مردان خودپرست سرشتهای شریر خویش را میبینند، اما از انجام اصلاحِ لازم بازمیمانند و از یک حالتِ گناه به حالتی دیگر پیش میروند.»
’’Masih کی تعلیمات ہمارے اپنے زمانے اور نسل پر لاگو ہوتی ہیں۔ اُس نے فرمایا، ’’میں صرف اِن ہی کے لیے دُعا نہیں کرتا، بلکہ اُن کے لیے بھی جو اُن کے کلام کے وسیلہ سے مجھ پر ایمان لائیں گے۔‘‘ یہی گواہی اِن آخری ایّام میں ہمارے پاس بھی لائی جاتی ہے جو یہوداہ کے پاس لائی گئی تھی۔ وہی اسباق جنہیں اُس نے اپنی زندگی میں عملی نہ بنایا، اُن لوگوں کے سامنے آتے ہیں جو سنتے ہیں، اور پھر بھی ویسی ہی ناکامی کا شکار ہوتے ہیں، کیونکہ وہ اپنا گناہ ترک نہیں کرتے۔‘‘ Review and Herald, March 17, 1891.
یوحنا در سراسر کتاب مکاشفه نمونهوار قوم خدا را در ایام آخر مجسم میسازد، و در تبعید شدن به پطمس، نمایانگر کسانی است که در بحران قانون یکشنبه مورد آزار و جفا قرار میگیرند. او بیان میکند که چرا زندانی شده بود.
من، یوحنا، که برادر شما و شریک در مصیبت و در پادشاهی و صبرِ عیسی مسیح نیز هستم، به سبب کلام خدا و شهادتِ عیسی مسیح، در جزیرهای بودم که پَطمُس نامیده میشود. مکاشفه ۱:۹.
یوحنا به سبب کتابمقدس و روح نبوت مورد آزار و جفا قرار گرفت. چرا صد و چهل و چهار هزار تن به سبب روح نبوت مورد آزار و جفا واقع میشوند؟ نخستین حقیقتی که نبی، یوئیل، شناسایی میکند، ارتداد کلیسای ادونتیست روز هفتم است. هنگامی که رسول، پطرس، اعلام کرد که پنطیکاست تحقق کتاب یوئیل است، این کار را در پاسخ به یهودیانی انجام داد که بر ضد ظهور «زبانها» حمله میکردند. یهودیان، که در آن زمان نمونهای از ادونتیستهای روز هفتم در ایام آخر بودند، استدلال میکردند که پطرس و آنان که پیام را اعلام میکردند «مست» هستند. ادونتیستهای روز هفتم بر ضد پیام باران آخر خواهند جنگید، همانگونه که یهودیان در زمان پطرس چنین کردند. آنان چنین میکنند، زیرا کسانی که پیام آزمونکنندهٔ «حقیقت حاضر» مربوط به باران آخر را اعلام میکنند، حقایق بنیادین «قدیم» را دارا هستند، زیرا حقیقت جدید همواره بر حقیقت قدیم بنا میشود. ارمیا از قوم خدا در زمان باران آخر خواست که در راههای قدیم سلوک کنند و به صدای کَرِّنای دیدبان گوش فرا دهند، اما آنان امتناع میورزند. پیام حقیقت بنیادین «قدیم» بهطور نمادین با «هفت زمان» در لاویان بیستوشش نمایانده میشود، که رابطهٔ عهد را از حیث سَبَت برای زمین بیان میکند.
«من دیدم که کلیسای اسمی و ادونتیستهای اسمی، همچون یهودا، ما را به کاتولیکها تسلیم خواهند کرد تا نفوذ آنان را برای برخاستن بر ضد حقیقت به دست آورند. آنگاه مقدسان قومی گمنام خواهند بود که نزد کاتولیکها کمتر شناخته شدهاند؛ اما کلیساها و ادونتیستهای اسمی که از ایمان و آداب ما آگاهاند (زیرا به سبب سَبَّت از ما نفرت داشتند، چون نمیتوانستند آن را رد کنند) مقدسان را تسلیم خواهند کرد و آنان را به کاتولیکها چنین گزارش خواهند داد که ایشان نهادهای مردم را نادیده میگیرند؛ یعنی سَبَّت را نگاه میدارند و یکشنبه را حرمت نمینهند.»
”پس کاتولیکها به پروتستانها فرمان خواهند داد که پیش روند، و فرمانی صادر خواهند کرد که هر که روز نخست هفته را به جای روز هفتم نگاه ندارد، کشته شود. و کاتولیکها، که شمارشان بسیار است، در کنار پروتستانها خواهند ایستاد. کاتولیکها قدرت خود را به تصویرِ وحش خواهند داد. و پروتستانها همانگونه عمل خواهند کرد که مادرشان پیش از ایشان عمل کرد، تا مقدسان را هلاک کنند. اما پیش از آنکه فرمان ایشان نتیجه دهد یا ثمر آورد، مقدسان بهواسطۀ صدای خدا رهایی خواهند یافت.» Spalding and Magan, 1, 2.
دو بار خواهر وایت «کلیسای اسمی» و «ادونتیستهای اسمی» را مشخص میسازد، در حالی که میان این دو «گروه اسمی» و «کاتولیکها» تمایز قائل میشود. «کلیسای اسمی» و «ادونتیستهای اسمی»، آنان را که بهوسیلهٔ پطرس و یوحنا نمایانده شده بودند «به سبب سبت» «نفرت» داشتند، «زیرا نمیتوانستند آن را رد کنند.» کلیسای اسمی و کاتولیکها نمیتوانند حقیقت سبت روز هفتم را «رد کنند»، و «ادونتیستهای اسمی» نیز نمیتوانند «هفت زمان»ِ لاویان بیستوشش را، که فرمان سبتِ زمین است، «رد کنند». کلیسای اسمی و کاتولیکها نمیتوانند این واقعیت را «رد کنند» که سبت روز هفتم یک حقیقت کتابمقدسیِ «بنیادین» است، و «ادونتیستهای اسمی» نیز نمیتوانند این واقعیت را «رد کنند» که «هفت زمان»ِ لاویان بیستوشش یک حقیقت میلریِ «بنیادین» است.
اسیریِ یوحنا در پطمس، نمایندهٔ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری است که هم کتابمقدس و هم روحِ نبوت را پاس میدارند، و بهویژه از بیرون به سببِ سَبَّتِ روزِ هفتم آزار میبینند و از درون به سببِ سَبَّتِ سالِ هفتم برای زمین مورد آزار قرار میگیرند. از اینرو، شهادتِ یوحنا در بابِ اینکه چرا در آیهٔ نهم مورد آزار واقع میشد، با سَبَّتِ آیهٔ دهم و پیامِ برآمده از گذشته («پشتِ سر») از «آوای عظیم» همچون «کرنایی» دنبال میشود.
میں یوحنا، جو تمہارا بھائی بھی ہوں اور مصیبت، اور یسوع مسیح کی بادشاہی اور صبر میں تمہارا شریک ہوں، اُس جزیرے میں تھا جو پطمس کہلاتا ہے، خدا کے کلام اور یسوع مسیح کی گواہی کے سبب۔ میں خداوند کے دن روح میں تھا، اور اپنے پیچھے نرسنگے کی سی ایک بلند آواز سنی۔ مکاشفہ 1:9، 10۔
یوحنا نمایندۀ کسانی است که در ۱۱ سپتامبر، صدای شیپورگونِ فرشتۀ مکاشفۀ هجده را شنیدند که قوم خدا را به بازگشت به «طریقهای قدیم» ارمیا فرا میخوانْد. آن صدای عظیم همچنین هشدارِ شیپور هفتم بود، که همان وایِ سوم نیز هست.
خواهر وایت ثبت کرده است که «کتابمقدس گنجینههای خود را برای این نسل آخر گرد آورده و به هم پیوسته است.» کتاب یوئیل یکی از «گنجینههای» کتابمقدسی است که در «ایام آخر» حقیقتِ حاضر بهشمار میآید. در زمان پنتیکاست، پطرس مشخص ساخت که این کتاب یوئیل بود که در آن هنگام در حال تحقق بود. پطرس نیز، همچون یوئیل، «کمتر برای» دورهٔ زمانی پنتیکاست سخن گفت تا برای «زمان» ما. دورهٔ زمانی پنتیکاست بارانِ اول برای دورانِ مسیحی بود. پنتیکاست آغاز دورانِ مسیحی را نشان میدهد، و بدینسان پایان دورانِ مسیحی را نیز به تصویر میکشد. پایان دورانِ مسیحی زمانِ بارانِ آخر است، چنانکه پنتیکاست نمونهٔ آن بود. بنابراین، پطرس نمادی از قومِ خدا در پایان دورانِ مسیحی است؛ کسانی که تحققِ ریزش روحالقدس را با بهکارگیریِ کتاب یوئیل برای این مقصود تشخیص میدهند.
لیکن پطرس اُن گیارہ کے ساتھ کھڑا ہوا اور اپنی آواز بلند کرکے اُن سے کہا، اے یہودیہ کے مردو اور یروشلیم کے سب باشندو، یہ بات تم پر ظاہر ہو، اور میری باتوں پر کان لگاؤ: کیونکہ یہ لوگ، جیسا تم سمجھتے ہو، نشہ میں نہیں ہیں، اس لیے کہ ابھی دن کا تیسرا پہر ہی ہے۔ بلکہ یہ وہی بات ہے جو یوایل نبی کی معرفت کہی گئی تھی؛ اور خدا فرماتا ہے کہ آخری دنوں میں ایسا ہوگا کہ میں اپنے روح میں سے ہر بشر پر انڈیلوں گا؛ اور تمہارے بیٹے اور تمہاری بیٹیاں نبوت کریں گی، اور تمہارے جوان رویا دیکھیں گے، اور تمہارے بوڑھے خواب دیکھیں گے۔ بلکہ اُن دنوں میں میں اپنے بندوں اور اپنی بندیوں پر بھی اپنے روح میں سے انڈیلوں گا؛ اور وہ نبوت کریں گے۔ اور میں آسمان پر اوپر عجیب کام اور زمین پر نیچے نشانیاں دکھاؤں گا: خون اور آگ اور دھوئیں کا بادل۔ سورج تاریکی میں بدل جائے گا، اور چاند خون ہو جائے گا، اُس عظیم اور جلیل روزِ خداوند کے آنے سے پہلے۔ اور یوں ہوگا کہ جو کوئی خداوند کا نام لے گا نجات پائے گا۔ اعمال 2:14–21۔
برای آنکه کسی دانشجوی موفقِ نبوت باشد، لازم است این فهمِ استوار را داشته باشد که پایانِ جهان در درونِ روایتِ تاریخیِ کتابمقدس «حکم بر حکم» به تصویر کشیده شده است. مرتبط با این حقیقت آن است که خودِ انبیا نیز نمایندهٔ قومِ خدا در ایامِ آخر هستند. یوئیل کتابِ خود را در ایامِ آخر قرار میدهد، زیرا نزدیک شدنِ «روزِ خداوند» را اعلام میکند.
در صهیون کرنا بنوازید و در کوه مقدس من بانگ هشدار برآورید؛ جمیع ساکنان زمین بلرزند، زیرا روز خداوند میآید، زیرا نزدیک است. یوئیل ۲:۱.
یک «شیپور» بهعنوان نماد، در کنار دیگر معانی، بیانگر پیامی هشداردهنده است. شیپور بهعنوان نماد، بسته به بافت، میتواند نمایانگر یک بازهٔ زمانی یا یک نقطهٔ زمانی، یا هر دو باشد. شیپور همچنین نمایانگر داوری است. عید شیپورها، که ده روز پیش از روز کفاره بود، هشداری از داوریِ در حال نزدیک شدن به شمار میرفت.
«روزِ خداوند» بسته به زمینهٔ عبارتی که در آن به کار رفته است، یا نمایانگر یک نقطهٔ زمانی است یا یک دورهٔ زمانی. «روزِ خداوند» میتواند نمادی از داوریِ اجرایی باشد که بهصورت هفت بلای آخر بازنمایی شده است، یا میتواند همان داوریِ اجرایی در پایانِ هزارهٔ هزارساله باشد. در هر دو حالت، کرنا معرفِ داوریِ اجراییِ خداست. از اینرو، «روزِ خداوند» میتواند نمایانگر نقطهای باشد که در آن مجازاتِ خدا اجرا میشود، یا دورهای از زمان را که در آن مجازاتهای خدا اجرا میگردد.
یک «شیپور»، همانند «روز خداوند»، میتواند هم بر یک نقطهٔ زمانی و هم بر یک دورهٔ زمانی دلالت کند؛ چنانکه این امر در نقاط و دورههای تاریخیای که هفت شیپورِ مکاشفهٔ بابهای هشت و نه نمایندگی میکنند، مشهود است. «روز خداوند» که یوئیل آن را با «شیپوری» که باید نواخته شود به تصویر میکشد، هم یک نقطهٔ زمانی است و هم دورهای زمانی که از هنگامی آغاز شد که داوریِ مردگان پایان یافت و داوریِ زندگان آغاز گردید. در 11 سپتامبر، شیپوری نواخته شد که ورودِ داوریِ زندگان را بهعنوان یک نقطهٔ زمانی مشخص ساخت، و نیز 11 سپتامبر را بهعنوان آغازِ دورهٔ داوریِ زندگان نشانگذاری کرد.
ازاینرو اکنون نیز خداوند میفرماید: با تمامی دلِ خود، با روزه و گریه و ماتم، به سوی من بازگردید. دلهای خود را بدرانید، نه جامههای خویش را، و به سوی یهوه خدای خود بازگردید؛ زیرا او کریم و رحیم است، دیرغضب و کثیرالاحسان، و از بلایی که مقرر داشته بازمیگردد. چه کسی میداند؟ شاید بازگردد و پشیمان شود و برکت را پسِ سرِ خود باقی گذارد؛ یعنی هدیهٔ آردی و هدیهٔ ریختنی برای یهوه خدای شما. در صهیون کرنا را بنوازید، روزهای را تقدیس کنید، و مجمعی مقدس ندا دهید. یوئیل ۲:۱۲–۱۵
این دومین بار است که یوئیل فرمان میدهد شیپور نواخته شود. «شیپورها» در یوئیل، هم هشدارهایی دربارهٔ داوری اجراییِ نزدیکِ هفت بلای آخر هستند، و هم در چارچوبِ ندای لائودیکیه به توبه و بستهشدنِ قریبالوقوعِ زمانِ آزمایش قرار دارند.
بلند ندا کن، دریغ مدار، آوازت را چون کرنا برافراز، و قوم مرا از تقصیرشان و خاندان یعقوب را از گناهانشان آگاه ساز. اشعیا ۵۸:۱
اشعیا، یوایل، یوحنا اور پطرس سب کے سب آخری ایّام کے ایک لاکھ چوالیس ہزار کی نمائندگی کرتے ہیں، جیسا کہ یرمیاہ بھی، جو یہ متعین کرتا ہے کہ نرسنگا کب پھونکا جانا ہے۔
خداوند چنین میفرماید: «بر سر راهها بایستید و بنگرید، و از راههای قدیم بپرسید که راه نیکو کدام است، و در آن سلوک نمایید، تا برای جانهای خویش آرامی بیابید.» اما ایشان گفتند: «در آن سلوک نخواهیم کرد.» «و نیز دیدبانانی بر شما گماشتم که میگفتند: به آواز کرنا گوش فرا دهید.» اما ایشان گفتند: «گوش فرا نخواهیم داد.» ارمیا ۶:۱۶، ۱۷
در این ایام آخر، شیپور در واقعهٔ 11 سپتامبر نواخته شد، و پس از آن بارانِ آخر بر کسانی آغاز به باریدن کرد که راهِ نیکو را برگزیدند و در آن سلوک نمودند. در همان هنگام بود که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده فرود آمد.
«بارانِ آخر بر قومِ خدا خواهد بارید. فرشتهای نیرومند از آسمان فرود خواهد آمد، و تمامی زمین از جلال او منور خواهد شد.» Review and Herald، 21 آوریل 1891.
هنگامی که ساختمانهای عظیم نیویورک در یازدهم سپتامبر فرو ریختند، آن فرشتهٔ نیرومند فرود آمد و بارانِ آخِر آغاز به باریدن کرد.
«آیا اکنون این سخن میرسد که من اعلام کردهام نیویورک باید بهوسیلهٔ موجی عظیم از آب روبیده شود؟ من هرگز چنین نگفتهام. آنچه گفتهام این است که، هنگامی که به بناهای عظیمی که در آنجا، طبقه بر طبقه، سر برمیآوردند مینگریستم، گفتم: “چه صحنههای هولناکی واقع خواهد شد آنگاه که خداوند برخیزد تا زمین را بهشدت بلرزاند! آنگاه سخنان مکاشفه 18:1–3 تحقق خواهد یافت.” تمامی فصل هجدهم مکاشفه هشداری است از آنچه بر زمین خواهد آمد. اما دربارهٔ آنچه بهطور خاص بر نیویورک خواهد آمد، نور ویژهای ندارم، جز اینکه میدانم روزی بناهای عظیم آنجا بهوسیلهٔ گردش و واژگونیِ قدرت خدا فرو افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده است، میدانم که هلاکت در جهان است. یک کلام از جانب خداوند، یک لمس از قدرت عظیم او، و این سازههای سترگ فرو خواهند ریخت. صحنههایی رخ خواهد داد که هراسانگیزیِ آنها را نمیتوانیم تصور کنیم.» ریویو اند هرالد، 5 ژوئیهٔ 1906.
در ۱۱ سپتامبر، بارانِ آخِر در پیشاپیشِ ریزشِ کاملِ خود در هنگامِ قانونِ یکشنبه، آغاز به باریدنِ نمنم کرد.
«کارِ عظیمِ انجیل نباید با ظهوری کمتر از قدرتِ خدا نسبت به آنچه آغازِ آن را مشخص ساخت، به پایان رسد. نبوتهایی که در ریزشِ بارانِ نخستین در آغازِ انجیل تحقق یافتند، بار دیگر در بارانِ آخر در پایانِ آن نیز باید تحقق یابند. اینک همان “اوقاتِ تازگی” است که رسول پطرس بدان چشم دوخته بود، آنگاه که گفت: “پس توبه کنید و بازگشت نمایید تا گناهانِ شما محو گردد، هنگامی که اوقاتِ تازگی از حضورِ خداوند فرا رسد؛ و او عیسی را خواهد فرستاد.” اعمال ۳:۱۹، ۲۰.» جدال عظیم، ۶۱۱، ۶۱۲.
تحققُ «أزمنةِ الفَرَجِ» تحققًا كاملًا إنما يكون وأنتم أحياء، لأن التحذير هو أن «تتوبوا»، وذلك يستحيل فعله إن كنتم أمواتًا. وتأتي «أزمنةُ الفَرَجِ» حينما لا تزال «خطايا» النفوس الحية يمكن أن «تُمْحَى». وقد بدأت «أزمنةُ الفَرَجِ» في 9/11، وبذلك تحدِّد بدايةَ دينونة الأحياء. ويتكرر يومُ الخمسين عند ختام تدبير الإنجيل. وحينما جاءت «أزمنةُ الفَرَجِ»، بدأت الأحداثُ التي مُثِّل لها في يوم الخمسين تتكرر.
“میں نہایت مشتاقانہ آرزو کے ساتھ اُس وقت کا انتظار کر رہا ہوں جب یومِ پینتیکوست کے واقعات اُسی موقع سے بھی زیادہ عظیم قدرت کے ساتھ دوبارہ وقوع پذیر ہوں گے۔ یوحنا کہتا ہے، ‘میں نے ایک اور فرشتہ کو آسمان سے اُترتے دیکھا، جس کے پاس بڑی قدرت تھی؛ اور زمین اُس کے جلال سے منور ہو گئی۔’ پھر، جس طرح پینتیکوست کے زمانہ میں ہوا تھا، لوگ سچائی کو اپنے اپنے زبان میں اُن سے بیان کی ہوئی سنیں گے۔”
«خدا میتواند در هر جان که صادقانه آرزومند خدمت به اوست، حیاتی تازه بدمد، و لبها را با اخگری زنده از مذبح لمس کند، و سبب شود که به ستایش او فصیح گردند. هزاران صدا به قدرتی آکنده خواهند شد تا حقایق شگفتانگیز کلام خدا را اعلام کنند. زبانِ لکنتدار گشوده خواهد شد، و ترسویان نیرومند خواهند گردید تا با شجاعتی تمام بر حقیقت شهادت دهند. خداوند قوم خود را یاری فرماید تا هیکل جان را از هر آلودگی پاک سازند، و چنان پیوندی نزدیک با او نگاه دارند که چون بارانِ آخر فرو ریخته شود، از آن بهرهمند گردند.» Review and Herald، 20 ژوئیه 1886.
در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
و آن فرشتهای که با من سخن میگفت، بار دیگر آمد و مرا بیدار کرد، مانند کسی که از خواب خویش بیدار شود. و به من گفت: چه میبینی؟ و من گفتم: نگریستم، و اینک شمعدانی یکسره از طلا، با کاسهای بر فراز آن، و هفت چراغ آن بر رویش، و هفت لوله برای آن هفت چراغ که بر فراز آن است؛ و دو درخت زیتون در کنار آن، یکی بر جانب راست کاسه، و دیگری بر جانب چپ آن.
پس در پاسخ، به فرشتهای که با من سخن میگفت، گفتم: «ای سرورم، اینها چیستند؟» آنگاه فرشتهای که با من سخن میگفت، در پاسخ به من گفت: «آیا نمیدانی که اینها چیستند؟» و گفتم: «نه، ای سرورم.»
پس او در پاسخ به من سخن گفت و فرمود: «این است کلام خداوند به زِرُبّابِل که میگوید: نه به قوت، و نه به قدرت، بلکه به روح من؛ خداوندِ لشکرها میگوید.» زکریا ۴:۱–۶.