ما در حال حاضر به نماد نبویِ 1863 میپردازیم. توجه خود را بر قادِشِ کتابمقدسی متمرکز کردهایم، بهعنوان نمادی از عصیان اسرائیلِ باستان بر ضد «آرامی» که مرگ آنان را در طی دورهای به بار آورد که در قادِش به اوج خود رسید؛ و بدینسان، رد شدنِ «راههای قدیم» ارمیا را در سال 1863 به تصویر میکشد، آنگاه که «هفت زمان» مذکور در لاویان بیستوشش رد شد.
در پیِ نورِ مرتبط با قادِش و ۱۸۶۳، ما در حال شناساییِ ده آزمونی بودهایم که تا قادِش امتداد یافتند. ما سه آزمونِ نخست را بهعنوان آزمونِ مَنّا شناسایی کردهایم. آن سه مرحله را میتوان بهصورت معجزات یا آزمونها بازنمایی کرد، و آرامیِ سَبَّت، که نخستینِ آن ده آزمون است، با دهمین آزمون مطابقت دارد؛ آزمونی که پولُس در عبرانیان آن را بهروشنی «آرامی» معرفی میکند. آن ده آزمون دارای یک آرامیِ آلفا و یک آرامیِ اُمگا هستند.
مهم نیست که یک دانشجوی نبوت بخواهد «آن آرامی» را که عبرانیان در قادش رد کردند چگونه تعریف کند—زیرا از لحاظ نبوی، هر «آرامی»ای (حکم بر حکم) به «آرامی و تازگی» اشاره دارد که همان باران آخر است. قادش نمادی برجسته از ردّ پیامِ باران آخر و نیز تجربهٔ باران آخر است، زیرا آن مُهرشدنی که بر صد و چهل و چهار هزار تن در قادش انجام میشود، استقرار در حقیقت است، هم «از لحاظ فکری و هم از لحاظ روحانی».
«بهمحض آنکه قوم خدا بر پیشانیهای خود مُهر شوند—نه مُهر یا نشانی که دیده شود، بلکه استقرار در حقیقت، هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ روحانی، بهگونهای که نتوان آنان را متزلزل ساخت—بهمحض آنکه قوم خدا مُهر شوند و برای غربالگری آماده گردند، آن فرا خواهد رسید. در واقع، این امر هماکنون آغاز شده است؛ داوریهای خدا اکنون بر زمین وارد آمدهاند تا به ما هشدار دهند، تا بدانیم چه چیزی در پیش است.» The Seventh-day Adventist Bible Commentary, volume 4, 1161.
«جای گرفتن» «از لحاظ فکری» «در حقیقت» بیانگرِ پذیرفتنِ روششناسیِ «خط بر خط» بهعنوان یگانه و تنها رویکردِ تقدیسشده در مطالعهٔ کلام خداست. این رویکردِ محدود در اوتِ 1840 بهعنوان رویکردِ درست تأیید شد، زمانی که «انبوهی از مردم به درستیِ اصولِ تفسیرِ نبویِ پذیرفتهشده از سوی میلر و همکارانش متقاعد شدند، و به جنبشِ آمدن، نیروی محرکهای شگفتانگیز بخشیده شد.» این «نیروی محرکهٔ شگفتانگیز» بیانگرِ ظهورِ قدرتِ روحالقدس است که در سال 1840 پیامِ فرشتهٔ اول را به سراسر جهان فرستاد.
کسانی که در کاری که نمایانگر «انگیزش شگفتانگیز» بود مشارکت داشتند، بهواسطهٔ قدرت روحالقدس برای انجام همان کار توانمند شدند. روحالقدس قدرت خود را تنها در میان کسانی آشکار ساخت که روششناسی مقدس را پذیرفته بودند. روحالقدس قدرت خود را تنها در درون کسانی آشکار ساخت که روششناسی مقدس را پذیرفته بودند.
اقامت یافتن در حقیقت از نظر فکری، همانا پذیرشِ روشِ «خط بر خط» است، و «پذیرشِ» روشِ «خط بر خط» برای یک لائودیکیهای، بهصورت گشوده شدنِ درِ دل برای ورودِ پیامآورِ لائودیکیه در شخصِ روحالقدس به تصویر کشیده میشود. پذیرشِ این روشِ مقدس، قدرتِ روحالقدس را به ذهنِ کسانی وارد میسازد که از نظر فکری در حقیقت اقامت مییابند. پذیرشِ آن روش، روحانیتی پدید میآورد که بهصورتِ اتحادِ الوهیت با انسانیت به تصویر کشیده میشود. بهکارگیریِ روشِ کتابمقدسیِ «خط بر خط»، هنگامی که با ایمان آمیخته گردد، بهصورتِ اقامت یافتن در حقیقت از نظر فکری به تصویر کشیده میشود، و حقیقتی (پیامی) که این روش پدید میآورد، از عیسی که کلمه است، جداییپذیر نیست. پذیرفتنِ پیامِ کلامِ او، بهمعنای پذیرفتنِ روحالقدس در ذهنِ خویش است. از اینرو، اقامت یافتن در حقیقت از نظر فکری، آن تجربهٔ روحانی را پدید میآورد که مُهرِ تأییدِ خدا را دریافت میکند.
قادِش برای اسرائیلِ باستان آزمون نهایی بود. دو گروهِ میخواران در کتاب یوئیل، بر پایهٔ ردّ یا پذیرشِ پیامِ بارانِ آخِر از یکدیگر جدا و متمایز میشوند؛ پیامی که یوئیل آن را در تقابل با شرابِ تخمیرشدهای که گروهِ دیگر مینوشند، «شرابِ نو» میخوانَد. «شرابِ نو»ی یوئیل همان «آرامی»ِ پولس در عبرانیانِ سه و چهار است. همچنین همان چیزی است که «مستانِ افرایم» در اشعیا از «شنیدنِ» آن سر باز میزنند—«که به ایشان گفت: “این است آرامی که با آن میتوانید خسته را آرامی بخشید، و این است تازگی”: امّا نخواستند بشنوند. پس کلامِ خداوند برای ایشان بر حکمِی بعد از حکمِی، حکمِی بعد از حکمِی؛ بر خطّی بعد از خطّی، خطّی بعد از خطّی؛ اینجا اندکی و آنجا اندکی بود؛ تا بروند و به عقب بیفتند و شکسته شوند و در دام افتند و گرفتار گردند.»
ہم نے شناخت کیا ہے کہ ہارون کے سنہری بچھڑے کی بغاوت اُن دس آزمائشوں میں سے ‘دو’ کی نمائندگی کرتی ہے جو قادِش پر اختتام پذیر ہوتی ہیں۔ اُس آزمائش کا دو آزمائشوں میں تقسیم ہونا لَیٹر رَین کے آزمائشی عرصہ کے مطابق ہے، جس کی نمائندگی “image of the beast test” کرتی ہے، اور یہی وہ آزمائش ہے جو خدا کے لوگوں کی تقدیر کا تعین کرتی ہے۔ مکاشفہ تیرہ ‘بغاوت’ کی نشان دہی کرتا ہے، کیونکہ عدد ‘تیرہ’ بغاوت کی نمائندگی کرتا ہے۔
فصل با وحشِ دریاییِ پاپی آغاز میشود؛ عالیترین نمادِ عصیان بر زمین، زیرا دانیال آن را قدرتی معرفی میکند که سخنانِ بزرگ علیه حضرتِ اعلی بر زبان میآورد. آن عصیان، به دنبالِ خود، با عصیانِ وحشِ زمینی، یعنی ایالات متحده، پی گرفته میشود؛ که سپس تمام جهان را وادار میسازد تا از نمونهٔ عصیانِ آنان پیروی کنند. الگوی سومین عصیان در این فصل، در نخستینِ این سه عصیان یافت میشود که به صورتِ وحشِ دریایی، یعنی نمادِ واتیکان، ارائه شده است. در آیهٔ یازدهم، ایالات متحده همچون اژدها سخن میگوید و بدینسان صورتی برای وحش پدید میآورد—صورتِ واتیکان. از آیهٔ دوازدهم به بعد، ایالات متحده جهان را وامیدارد که همان را انجام دهد. عصیانِ هارون دوگانه است و نمایانگرِ عصیانِ ایالات متحده، و سپس عصیانِ تمام جهان است، آنگاه که صورتِ جهانیِ واتیکان به اجرا گذاشته میشود.
بغاوتِ ہارون دونوں اَدوار کی نشاندہی کرتی ہے: ایک وہ جو اُس وقت بُتپرستی کی صورت میں ظاہر ہوا جب موسیٰ وہاں موجود نہ تھے، اور دوسرا وہ جو اُس وقت بُتپرستی کی صورت میں ظاہر ہوا جب موسیٰ وہاں موجود تھے۔ موسیٰ شریعت حاصل کر رہے تھے، اس لیے وہ بغاوت میں امتیازی نقطہ کے طور پر خدا کی شریعت کی نمائندگی کرتے ہیں۔ ہارون کی سنہری بچھڑے نما حیوانی مورت کے ذریعے ظاہر ہونے والی آزمائش 1863 کی آزمائش ہے۔
این آزمونِ قانونِ یکشنبه است که خطّ فاصل میان حیات و مرگ را نشان میدهد. این همان خطّ فاصل میان سرزمین موعود یا مرگ در بیابان، خطّ فاصل میان نشانِ وحش یا مُهرِ خدا، و خطّ فاصل میان سرنوشتِ شِبنا، لائودیکیهای، یا اِلیاقیم، فیلادلفیایی است. سه آزمونِ نخست، که بهوسیلهٔ مَنّا بازنمایی میشوند، نمادِ جدالِ سَبَّت یا یکشنبه هستند، همچنانکه آزمونِ دهم نیز چنین است. خطّ فاصلی که در شورشِ گوسالهٔ زرّینِ هارون، که نمایانگرِ هر دو آزمونِ پنجم و ششم است، ترسیم شده—همان قانونِ یکشنبه است.
چوتھا امتحان مساّہ کے پانی پر تھا، جس کے معنی ’آزمائش‘ ہیں، اور مریبہ، جس کے معنی ”یہوواہ کا عَلَم“ ہیں، اور اس کا ذکر خروج 17:1–7 میں ہے، جہاں اسے براہِ راست ”خداوند کی آزمائش“ قرار دیا گیا ہے۔
و تمامی جماعت بنیاسرائیل، مطابق سفرهای خود و برحسب فرمان خداوند، از بیابانِ سین کوچ کرده، در رفیدیم فرود آمدند؛ و در آنجا برای نوشیدنِ قوم، آبی نبود. پس قوم با موسی مخاصمه کرده، گفتند: به ما آب بده تا بنوشیم. و موسی بدیشان گفت: چرا با من مخاصمه میکنید؟ چرا خداوند را میآزمایید؟ و قوم در آنجا تشنهٔ آب بودند؛ و قوم بر موسی همهمه کرده، گفتند: چرا ما را از مصر برآوردی تا ما و فرزندان ما و مواشیِ ما را از تشنگی هلاک کنی؟
و موسیٰ نے خداوند سے فریاد کی اور کہا، میں اس قوم کے ساتھ کیا کروں؟ یہ تو قریب ہیں کہ مجھے سنگسار کر ڈالیں۔
و خداوند به موسی گفت: پیشاپیش قوم برو، و چند تن از مشایخ اسرائیل را با خود ببر؛ و عصای خود را که با آن نهر را زدی، در دست خویش بگیر و روانه شو. اینک من در آنجا، بر صخرهای در حوریب، پیش روی تو خواهم ایستاد؛ و تو صخره را خواهی زد، و آب از آن بیرون خواهد آمد تا قوم بنوشند. و موسی در برابر دیدگان مشایخ اسرائیل چنین کرد.
اور اُس نے اُس جگہ کا نام مَسّہ اور مَریبہ رکھا، بنی اسرائیل کے جھگڑنے کے سبب، اور اس لیے کہ اُنہوں نے خداوند کو آزمایا اور کہا، کیا خداوند ہمارے درمیان ہے یا نہیں؟ خروج 17:1–7۔
آزمایشِ represented by “Massah” و نشانیِ represented by “Meribah” یک الفِ نبوی را تشکیل میدهند که به اومگای نبویِ خود میرسد هنگامی که موسی همان صخره را برای بار دوم میزند. این بدین معناست که چهارمینِ ده تحریک در قادش represented میشود، زیرا قادشِ دوم همانجاست که موسی در عصیان صخره را میزند. این امر نشان میدهد که قادش، بهعنوان یک نماد، شاملِ آزمونِ آب است که نشانی پدید میآورد.
آزمایشِ آبی که عَلَم را پدید میآورد، آزمونِ پیامِ بارانِ آخِر است. سال 1863 زمانی بود که میبایست عَلَم برافراشته میشد، اما افسوس؛ 1863 فقط قادِشِ نخستین بود، و قادِشِ دوم در قانونِ یکشنبهای است که بهزودی خواهد آمد. مَسّه و مَریبه نمایانگرِ آزمونِ نهایی برای آن یکصد و چهل و چهار هزار نفرند، درست پیش از آنکه در قانونِ یکشنبه بهعنوانِ عَلَمی برافراشته شوند. این نه اقتدارِ روم بود و نه اقتدارِ یهود که مرگِ مسیح را ترتیب داد. آن اقتدار، در مشورتِ آسمان، اعصارِ بسیار پیش از صلیب، مقرر شده بود. موسی عصای خود را به کار برد، عصایی را که خودِ خدا آن را مسح کرده بود تا صخره را بزند— اما فقط یک بار. آن صخره، بنا بر الهام، بهوسیلهٔ پیامهای 1840 تا 1844 نمایانده شده است، که همان حقایقِ بنیادینِ کهناند که طریقِ عادلان را نمایندگی میکنند. در آزمونی که بهوسیلهٔ مَسّه نشان داده شده است، آبی که نجات میبخشد، همان آبی است که از صخرهٔ راههای کهن بیرون میآید. آن آب دو طبقه را میآزماید و پدید میآورد: یکی برای نشانِ وحش و دیگری برای مُهرِ خدا، چنانکه با مُهرِ خدا بر آنان که بهعنوانِ عَلَمی برافراشته میشوند، آنگونه که بهوسیلهٔ مَریبه نمایانده شده است، نشان داده میشود.
هیکل پیش از فرمان سوم اردشیر به اتمام رسید، و این امر ثابت میکند که هیکل میلریتی که مسیح آن را در مدت ۴۶ سال، از ۱۷۹۸ تا ۱۸۴۴، برپا ساخت، پیش از فرشتهٔ سوم، که با رسیدن فرمان سوم نمایان شده است، کامل شده بود. صد و چهل و چهار هزار تن درست پیش از قانون یکشنبه مُهر میشوند؛ آنگاه ایشان، همچون ایام قدیم، بهعنوان عَلَم و هدیهٔ نوبرهای پنتیکاست برافراشته میگردند. مسا و مریبه آزمون آب را مشخص میسازند که در تاریخ فرشتهٔ اول و سوم، بهوسیلهٔ پیام فریاد نیمهشب نمود یافته است.
کارِ پیوند دادنِ الوهیت با انسانیت همچنین بهصورتِ پیوندِ دو هیکل نیز به تصویر کشیده شده است. همچنین بهعنوانِ ازدواجی تصویر میشود که در آن مرد و زن، یا هیکلِ مؤنث و هیکلِ مذکر، به هم میپیوندند و یک تن میشوند. مسیح هیکلِ میلری را برپا ساخت تا ایشان را به هیکلِ آسمانیِ خویش هدایت کند، جایی که «آرامی» مییافتند؛ آرامیای که در تاریخِ ۱۸۴۴ بهوسیلهٔ سَبَّتِ روزِ هفتم نمودار شد.
هنگامی که این فهم از مَسّه و مِریبه، بهعنوان آزمون چهارم، در میانِ آزمونی آغازین که خود نیز نمایانگر سه آزمون است به کار برده شود، و سپس شریعت یکشنبهِ آزمونهای پنجم و ششم در پی آن آید—آنگاه میتوانید ببینید، اما تنها اگر مایل به دیدن باشید، که آزمون سهگانهٔ مَنّا، آزمون نخست است، و پس از آن آزمونی قرار دارد که بر آزمون دوگانهٔ سومِ گوسالهٔ طلایی هارون پیشی میگیرد. مَسّه و مِریبه با هم بازنمایی شدهاند، زیرا تنها در پیام فرشتهٔ دوم است که یک «دوبرابرشدگی» نبوی یافت میشود. سه آزمون نخستِ مَنّا، پیام فرشتهٔ اول هستند. آزمون مَسّه و مِریبه، پیام فرشتهٔ دوم است و شورش هارون، پیام فرشتهٔ سوم است.
پانچویں آزمائش ہارون کے سنہری بچھڑے کی آزمائش ہے، جو بتپرستی کے ایک ظہور سے شروع ہوتی ہے، جب باغیوں نے یہ گمان کیا کہ ان کی برہنہ بغاوت خدا سے پوشیدہ ہے۔
اور چون قوم دیدند که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر میکند، نزد هارون گرد آمدند و به او گفتند: برخیز و برای ما خدایانی بساز که پیشاپیش ما بروند؛ زیرا این موسی، آن مردی که ما را از سرزمین مصر بیرون آورد، نمیدانیم چه بر سر او آمده است. و هارون به ایشان گفت: گوشوارههای طلایی را که در گوشهای زنانتان و پسرانتان و دخترانتان است، از گوش بیرون آورید و نزد من بیاورید. پس تمامی قوم گوشوارههای طلایی را که در گوشهای خود داشتند، از گوش بیرون آوردند و نزد هارون آوردند. و او آنها را از دست ایشان گرفت و با قلم حکاکی آن را صورت بخشید، پس از آنکه گوسالهای ریختهشده ساخت؛ و ایشان گفتند: ای اسرائیل، اینان خدایان تو هستند که تو را از سرزمین مصر بیرون آوردند. و چون هارون آن را دید، مذبحی در برابر آن بنا کرد؛ و هارون ندا درداد و گفت: فردا عیدی برای خداوند خواهد بود.
اور اگلے دن وہ صبح سویرے اُٹھے، اور سوختنی قربانیاں چڑھائیں، اور سلامتی کی قربانیاں پیش کیں؛ اور لوگ کھانے پینے کے لیے بیٹھ گئے، اور کھیل کود کے لیے اُٹھ کھڑے ہوئے۔ خروج 32:1–6۔
ششمین آزمون، بخش دومِ شورشِ گوسالهٔ زرّین است، آنگاه که موسی از دریافتِ ده فرمان بازمیگردد. موسی میپرسد: «کیست که به جانبِ خداوند باشد؟» اکثریت منفعل ماندند یا با بتپرستان همسو شدند و همان شورش را آشکارا در حضورِ میانجی ظاهر ساختند.
آزمونهای پنجم و ششم بهروشنی نمونه و منطبق با قانون یکشنبهاند. ایلیا بر کوه کرمل پرسشی همانند آنچه موسی مطرح کرد، میپرسد. «امروز برگزینید که whom را خدمت خواهید کرد»، به آزمونِ قانون یکشنبه اشاره دارد. نمادپردازیِ آزمونِ تصویرِ وحش به قانون یکشنبه دلالت میکند. جداییِ لاویان در داستان هارون و جداییِ دوازده سبط در داستان دو گوسالهٔ زرینِ یربعام، جداییِ دانایان و نادانان را در هنگام قانون یکشنبه مشخص میسازد. لاودیکیان همان باکرههای ناداناند، چنانکه خواهر وایت بر آن شهادت داده است؛ و از اینرو، جداییِ باکرهها در قانون یکشنبه، همان جداییِ لاودیکیان و فیلادلفیان است. آزمونهای پنجم و ششم، که یک آزمونِ دووجهی هستند، با قانون یکشنبه منطبقاند، و این بدان معناست که با ۱۸۶۳ و قادش نیز منطبقاند.
بابهای سیودوم و سیوسوم خروج در همان روز بعینه، تنها با فاصلهٔ چند ساعت، به انجام میرسند، و آن روز نمونهٔ 1863 و قادش است. در باب سیوسوم، موسی درخواست میکند که جلال خدا را ببیند. بنابراین، ما موسی را در وسوسههای پنجم و ششم میبینیم که به صد و چهلوچهار هزار تبدیل میشود. همان موسی نیز در قادش حاضر است و برای بار دوم صخره را میزند، و بدینسان نمایانگر گروهی است که بهوسیلهٔ همان صخرهای خرد میشوند که نخواستند بر آن بیفتند. آن صخره یک پیام است، و ازاینرو در قادش دو نماد از موسی وجود دارد: یکی جلال خدا را ظاهر میسازد و دیگری صخره را رد میکند.
«بگذار آنان که چونان دیدهبانانِ خدا بر حصارهای صهیون ایستادهاند، مردانی باشند که بتوانند خطرات را پیش از مردم ببینند—مردانی که بتوانند میان حق و باطل، پارسایی و ناپارسایی تمیز دهند.»
«این هشدار داده شده است: نباید اجازه داده شود چیزی وارد شود که بنیاد ایمان را، که از زمانی که پیام در سالهای ۱۸۴۲، ۱۸۴۳ و ۱۸۴۴ آمد بر آن بنا میکردهایم، بر هم زند. من در این پیام بودم، و از آن زمان تاکنون در برابر جهان ایستادهام، وفادار به نوری که خدا به ما داده است. ما قصد نداریم پاهای خود را از آن سکویی برداریم که بر آن نهاده شدند، در حالی که روز به روز با دعای جدّی خداوند را میطلبیدیم و در پی نور بودیم. آیا گمان میکنید که بتوانم نوری را که خدا به من داده است واگذارم؟ آن باید همچون صخرهٔ اعصار باشد. از همان زمان که به من داده شد، پیوسته راهنمای من بوده است.» Review and Herald, April 14, 1903.
یکی از نمادهای «موسی در قادش» این است که صخره را با عصا میزند؛ عصا نماد اقتدار است. بار نخست، این اقتدار از آنِ خدا بود و بار دوم، اقتدارِ انسان. گروهی که موسی در قادشِ دوم نمایندهٔ آنان است، بهصورتِ مستانِ افرایم به تصویر کشیده شدهاند؛ کسانی که از اقتدار الهیاتیِ خود (عصا) برای حمله به پیامِ بارانِ آخر استفاده میکنند، که همان پیامِ راههای کهنِ ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ است.
«تمام پیامهایی که از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ داده شدند، باید اکنون با قوت عرضه شوند، زیرا بسیاری از مردم جهتیابی خود را از دست دادهاند. این پیامها باید به همهٔ کلیساها برسند. »
مسیح فرمود: «خوشا به حال چشمان شما، زیرا میبینند؛ و گوشهای شما، زیرا میشنوند. زیرا هرآینه به شما میگویم که بسیاری از انبیا و مردان صالح آرزو داشتند آنچه را شما میبینید ببینند، و ندیدند؛ و آنچه را شما میشنوید بشنوند، و نشنیدند» [Matthew 13:16, 17]. خوشا به حال چشمانی که آن چیزهایی را دیدند که در سالهای 1843 و 1844 دیده شد.
«پیام داده شد. و در تکرار این پیام نباید هیچ تأخیری باشد، زیرا نشانههای زمان در حال تحققاند؛ کار اختتامی باید انجام شود. کاری عظیم در زمانی کوتاه انجام خواهد شد. بهزودی، به تعیین خدا، پیامی داده خواهد شد که به فریادی بلند فزونی خواهد یافت. آنگاه دانیال در قرعهٔ خود خواهد ایستاد تا شهادت خویش را بدهد.» Manuscript Releases، جلد 21، 437.
نخستین آزمونِ مَنّا سه آزمون است. آخرینِ ده آزمون، آزمونِ فرشتهٔ سوم است. هم نخستین و هم آخرین، «استراحت» را بهعنوان نمادِ آزمون نمایندگی میکنند. آزمونِ نخست سه آزمون است و نمایانگرِ فرشتهٔ اول است که فرشتهٔ دوم در پیِ آن میآید؛ اما آزمونِ چهارم، که در آن مُهرگذاری و برافراشتهشدن بهمثابهٔ عَلَم مطرح است، بهوسیلهٔ مَسّا و مَریبه نمایانده میشود. فرشتهٔ سوم، که بهوسیلهٔ آزمونهای پنجم و ششم نمایانده میشود، همان آزمونِ سوم است که پس از آزمونِ دومِ مَسّا و مَریبه و آزمونِ نخستِ مَنّا آمد.
آزمونِ هفتم، تحریکی است که در تَبعیراه در اعداد ۱۱:۱–۳ بیان شده است. آیاتی که آزمایشِ آتشینِ ایمان را که با «تَبعیراه»—بهمعنای «جای سوختن»—نمایانده شده است، معرفی میکنند، پیش از آن با آیاتی آمدهاند که حرکتِ قومِ خدا را در بیابان مشخص میسازند. بیصبریای که در باب دهم آشکار شد، با آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری در تقابل است که هر جا بره میرود، او را پیروی میکنند. اینان همان کسانیاند که صبرِ مقدسان را دارند؛ اما اسرائیلِ کهن در باب دهم بیصبریای از خود ظاهر میساخت که در باب یازدهم به محنتِ آتشینِ ایشان میانجامد.
و ایشان از کوه خداوند به مسافتِ سه روز کوچ کردند؛ و تابوتِ عهدِ خداوند در این سفرِ سهروزه پیشاپیش ایشان میرفت تا برای آنان جای آرامی بجوید. و ابرِ خداوند در روز بر ایشان بود، هنگامی که از اردوگاه بیرون میرفتند. و واقع شد که چون تابوت به حرکت درمیآمد، موسی میگفت: «ای خداوند، برخیز، و بگذار دشمنانت پراکنده شوند؛ و آنان که از تو نفرت دارند، از حضور تو بگریزند.» و چون میایستاد، میگفت: «ای خداوند، به میان ربوههای بسیارِ اسرائیل بازگرد.» اعداد 10:33–36.
آیتِ بعد تَبْعِیرہ کی بغاوت کو متعارف کراتی ہے۔
او هنگامی که قوم شکایت کردند، این امر در نظر خداوند ناپسند آمد؛ و خداوند آن را شنید، و خشم او افروخته شد؛ و آتش خداوند در میان ایشان شعلهور گردید و کسانی را که در کنارههای اردوگاه بودند، سوزانید. پس قوم نزد موسی فریاد برآوردند؛ و چون موسی نزد خداوند دعا کرد، آتش فرو نشست. و او نام آن مکان را تَبعیره نهاد، زیرا آتش خداوند در میان ایشان افروخته بود. اعداد 11:1–3.
هغه پارونه چې د اور د څرګندېدو نه وروسته راغلل، د غوښې د خوراک د هوس په اړه وو، او دا اتم ازمیښت دی. دا په شمېرو 11:4–34 کې موندل کېږي. په تبیعه کې شکايت د لوړې فاسدې شوې فطرت استازولي کوي، د صبر نشتوالی، او د مصر د دیګونو د هوس بغاوت د ټیټې فطرت استازولي کوي. اور د ملاکي د درېیم باب د عهد د رسول له خوا په اور د تصفیې استازولي کوي، ځکه چې په نبوي ډول تبیعه د سوځېدو ځای معنا لري، او د خدای په نبوي کلام کې د سوځېدو ځای په ملاکي درې کې واقع دی، چېرې چې اور یوه بېصبره طبقه پیدا کوي چې د پاکېدو لپاره ټاکل شوې ده، او یوه صابره طبقه چې د پورته کېدونکې نذرانې په توګه تصفیه کېږي.
وہ لوگ جو تبیرہ کی اعلیٰ اور ادنیٰ فطرت کی دوہری آزمائش میں موسیٰ کے ذریعے ممثل کیے گئے ہیں، وہ ایک لاکھ چوالیس ہزار ہیں جو سچائی میں عقلی طور پر بھی اور روحانی طور پر بھی قائم ہو چکے ہیں۔ عقل اعلیٰ فطرت کی شناخت کرتی ہے، اور روحانی طور پر الوہیت کے انسانیت کے ساتھ امتزاج کی نمائندگی کرتی ہے۔ الوہیت انسانیت کے ساتھ صرف اسی وقت متحد ہو سکتی ہے جب ادنیٰ فطرت مصلوب ہو کر مر چکی ہو۔ سچائی میں عقلی اور روحانی طور پر قائم ہو جانا مہر کیے جانے کے تجربہ کی نمائندگی کرتا ہے۔ تبیرہ کی آگیں مسیح کے اس کام میں، جس کے ذریعے وہ ایک لاکھ چوالیس ہزار کی ہیکل کو برپا کرتا ہے، گیہوں اور کڑوے دانوں کی آخری جدائی کی نمائندگی کرتی ہیں۔
نهمین آزمون، عصیانِ مریم و هارون است که در اعداد 12 یافت میشود. این تحریک، بیشباهت به تحریکِ قورح، داتان و ابیرام، یا مینیاپولیس در سال 1888 نبود. مسئله صرفاً ردّ پیام خدا نبود، بلکه ردّ انتخابِ خدا در رهبری نیز بود.
محکومیتِ رہنماؤں کی، جو نہ صرف پیغام بلکہ پیغامبر کو بھی رد کرتے ہیں، دسویں آزمائش سے پہلے واقع ہوتی ہے۔ قیادت اتوار کے قانون سے ذرا پہلے—جو دسویں آزمائش ہے—مرتدوں کے طور پر ظاہر ہوتی ہے۔ اتوار کا قانون صلیب کے مطابق ہے، اور صلیب کی راہ میں، جو اتوار کا قانون ہے، قیادت نے برابّاس کو چنا، جو ایک جھوٹا مسیح تھا، کیونکہ “bar” کے معنی ہیں ‘کا بیٹا’ اور “abba” کے معنی ہیں ‘باپ’۔ صلیب (اتوار کے قانون) یا قادِش کے قریب پہنچتے ہوئے، قیادت کامل ارتداد کا اظہار کرتی ہے، ایک جعلی مسیح کو اختیار کرکے، اور ساتھ ہی براہِ راست شہری حکام کے سامنے یہ اقرار کرتے ہوئے کہ ان کا کوئی بادشاہ نہیں، سوائے قیصر کے۔
آزمون هفتم، هشتم و نهم، فرایند مُهرشدن را شناسایی میکنند، اما تمثیلِ بهکاررفته، تمثیلِ باکرهگانِ نادان است. دهمینِ آن آزمونها، نخستین شورشِ قادِش بود که نمادِ سال 1863 است. از 1846، عبرانیان به سینا آورده شدند تا شریعت را دریافت کنند. دو لوحِ ده فرمان، نمادِ رابطهٔ عهدیِ خدا با اسرائیلِ کهنِ واقعی است، و دو لوحِ حبقوق، نمادِ رابطهٔ عهدیِ اسرائیلِ روحانیِ جدید است. لوح دوم در 1850 عرضه شد، و همانگونه که اسرائیلِ کهن تعهد کرد که شریعت را نگاه دارد، تا 1856 آزمونی نهایی پدید آمد، چنانکه در نمونه با رفتنِ جاسوسان به سرزمینِ موعود نشان داده شده است. نظرِ اکثریت که در طی هفت سال، از 1856 تا 1863، شکل گرفت، این بود که بیابانِ لائودکیه جایی است که ایشان میخواستند در آن بمیرند.
دورهٔ 1844 تا 1863 با دورهای تمثیل میشود که با تعمید در دریای سرخ آغاز گردید و با تعمیدی دیگر در رود اردن پایان یافت، در همان مکانِ عیناً یکسانی که عیسی بعدها هنگامی که به دست یوحنا تعمید یافت، مسیح گردید. تعمید در دریای سرخ، رابطهای عهدی با اسرائیلِ باستان را مشخص ساخت. آن رابطه با ازدواجی آغاز شد که همزمان فرایندی دهمرحلهای از آزمون را برانگیخت. سپس ایشان به سینا آورده شدند و وعده دادند که شریعت او را نگاه دارند، اما چنین نکردند، و آنگاه در نخستین شورشِ قادش، در دهمین و آخرین آزمون نیز ناکام شدند. پس از چهل سال، و پس از دومین و بزرگترِ شورش در قادش، آنان با تعمید یافتن در رود اردن وارد سرزمین موعود شدند.
تمام نشانههای راهِ تعمید با عهد به یکدیگر پیوستهاند. تاریخِ اُمگا و قادِشِ دوم، با تاریخِ قادِشِ نخست و آلفا همسو است. عصیانِ اُمگایِ موسی بسی بزرگتر از عصیانِ تمام یک قوم در عصیانِ آلفایِ قادِش بود. اُمگا همواره بزرگتر است. این هر دو عصیان، با هم، نمایانگرِ عصیانِ دانایان و نادانانِ اشعیا هستند که از ورود به آرامیِ پیامِ بارانِ آخر امتناع میورزند.
سه تعمید (دریای سرخ، رود اردن و رود اردن)، نخستین از آنِ موسی و آخرین از آنِ مسیح؛ ازاینرو موسی آلفا و مسیح اُمگا است. حرفِ میانِ حرفِ اوّل و حرفِ بیستودومِ الفبای عبری، یعنی حرفِ سیزدهم، هنگامی که ملحق شده و در پیِ حرفِ اوّل قرار گیرد، و آن نیز سپس به حرفِ آخر و بیستودوم ملحق شود، واژهٔ عبریِ «حقیقت» را پدید میآورد. تعمید میانی، رود اردن و قادِش بود. نخستین تعمید در دریای سرخ، با تعمید در اردن دنبال شد. امّا نخستین تعمید در اردن، تا چهل سال به تعویق افتاد، تا دیدار دوم از قادِش و تعمید واقعیِ اردن. تعمید سوم، که نمایانگر زمانِ تفقّد برای یهودیان بود، فرا رسیده بود، آنگاه که مسیح کارِ خود را برای استوار ساختنِ عهد بهمدّت یک هفته، در تحققِ دانیال باب نهم و آیهٔ بیستوهفتم، آغاز کرد؛ و آن ساعتِ داوری برای اسرائیلِ باستان بود.
په سره بحر کې لومړۍ بپتسما د لومړۍ پرښتې پیغام دی، او قادش ته دوه ورتګونه د «دوچنده کېدو» استازیتوب کوي؛ ځکه قادش ته په لومړي ورتګ او د اردن د سیند په پړاو کې د خدای د عهد د خلکو بغاوت انځور شوی، او په دویم قادش کې د مشرتابه بغاوت څرګندېږي. قادش او دا دوه ورتګونه د دویمې پرښتې د پیغام د دوچنده کېدو استازیتوب کوي، چې پکې دوه ډلې څرګندېږي، او دواړه ډلې هم د عامو وګړو او هم د مشرتابه له لارې تمثیل شوي دي. د مسیح بپتسما د درېیمې پرښتې پیغام دی، کله چې غنم او زیانواښه سره بېلېږي، لکه څنګه چې لرغونی اسرائیل له هغې مسیحي ناوې څخه جلا کړل شو چې مسیح د لرغوني اسرائیل د قضاوت په ساعت کې ورسره واده وکړ.
د ۱۸۴۴ څخه تر ۱۸۶۳ پورې موده د سره سمندر له اوښتو څخه تر قادش کې د لومړي بغاوت پورې ده. ۱۸۴۴ د سره سمندر اوښتل دي؛ ۱۸۴۶ مَنَّا ده، چې د سبت د ازموينې نښه ده، هغه ازموينه چې وايټانو په ۱۸۴۶ کې، کله چې هغوی واده وکړ، تېره کړه. په ۱۸۴۹ کې څښتن خپل لاس دوهم ځل وغځاوه تر څو خپل قوم راټول کړي. هغه هغوی د لومړي فرښتې د پيغام پر مهال راټول کړي وو، کله چې د حبقوق د لوحو لومړۍ برخه په تاريخ کې راورسېده، او دوهمه لوحه هم د همدې موخې لپاره ټاکل شوې وه.
جدولِ امگا ۱۸۵۰ برای گردآوردن و آزمودن بود، زیرا جدولِ آلفا ۱۸۴۳ نیز همین کار را میکرد. فرشتهٔ اول جدولی داشت، و فرشتهٔ سوم نیز جدولی داشت، زیرا اولی آلفا است و سومی امگا. «دو جدول» نشانههای راهِ فرشتهٔ اول و فرشتهٔ سوماند—نه فرشتهٔ دوم. دورهٔ نبویِ «جداول» با جدولی همراه با خطا آغاز میشود و با جدولی بیخطا پایان مییابد. تاریخِ میانِ این دو جدول، تاریخِ فرشتهٔ دوم است، جایی که جدول تا سال ۱۸۵۰ کنار گذاشته میشود.
پس از آنکه سال 1843 در 19 آوریل 1844 به پایان رسید، نمودار 1843 کنار نهاده شد، زیرا آنگاه بهاشتباه سال 1843 را پیشگویی کرده بود. از 19 آوریل 1844 تا 1850 هیچ جدولِ حبقوقی وجود ندارد. در تاریخِ فرشتهٔ دوم، هیچ نموداری نبود و—بابل سقوط کرد. الفا یک جدول است، امگا یک جدول است، و میانه سقوطِ بابل است؛ نمادی از عصیان که با دورهای مرتبط است که در آن هیچ جدولی وجود نداشت. دورهٔ تاریخیِ جداولِ حبقوق مُهرِ حقیقت را بر خود دارد.
سال ۱۸۵۰ بهوسیلهٔ سینا و اعطای شریعت مُثَلوار نشان داده شده بود. آن رویداد با پنطیکاست یادبود مییافت، هنگامی که دو نانِ جنباندنی برافراشته میشد. فرایند برافراشتنِ نانهای جنباندنی با چاپ و ترویجِ جدول در ماه مهِ ۱۸۴۲، و نیز با تاریخِ ۱۸۴۹، هنگامی که نمودارِ دوم آماده شد، و ۱۸۵۰، هنگامی که در دسترس قرار گرفت، بازنمایی میشود. این دوره در خطِ مسیح بهصورت پنجاه روز از رستاخیز او تا پنطیکاست بازنمایی میشود، دورهای که به چهل روز و سپس ده روز تقسیم میگردد.
در سال ۱۸۴۹، مسیح برای بار دوم دست خود را دراز میکرد، و در سال ۱۸۵۰، لوح دوم حبقوق در دسترس بود و روند آزمون که بهسوی قادش پیش میرفت، ادامه یافت. در سال ۱۸۵۶، آخرینِ ده آزمونِ اسرائیلِ باستان فرا رسید، هنگامی که نور جدیدی دربارهٔ مکاشفهٔ نبویِ بنیانگذارانهٔ میلر در نشریهٔ این جنبش منتشر شد. بهمدت دو هزار و پانصد و بیست روز نبوی، از ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۳، جاسوسان برای تجسّسِ زمین داخل شدند. در سال ۱۸۶۳، آنان رهبری تازه برگزیدند تا ایشان را به مصر بازگرداند.
ما این حقایق را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«در رؤیایی که در ۱۰ دسامبر ۱۸۷۱ در بوردوویل، ورمانت، به من عطا شد، به من نشان داده شد که موقعیت شوهرم بسیار دشوار بوده است. فشارِ مراقبت و کار بر او بوده است. برادران او در خدمتِ بشارت این بارها را بر دوش نداشتهاند، و زحمات او را ارج ننهادهاند. فشارِ پیوستهای که بر او بوده، از لحاظ ذهنی و جسمی او را فرسوده است. به من نشان داده شد که رابطهٔ او با قومِ خدا، از برخی جهات، مشابه رابطهٔ موسی با اسرائیل بود. هنگامی که اوضاع نامساعد بود، بر ضدّ موسی غرغرکنندگانی بودند، و بر ضدّ او نیز غرغرکنندگانی بودهاند.» Testimonies, volume 3, 85.