’’اس شدید اشتیاق کے ساتھ میں اُس وقت کا انتظار کر رہا ہوں جب یومِ پنتیکست کے واقعات اُس موقع سے بھی زیادہ قدرت کے ساتھ دوبارہ رونما ہوں گے۔ یوحنا کہتا ہے، ’’میں نے ایک اور فرشتہ آسمان سے اترتے دیکھا، جس کے پاس بڑا اختیار تھا؛ اور زمین اُس کے جلال سے منور ہو گئی۔‘‘ پھر، جیسے پنتیکست کے زمانہ میں ہوا تھا، لوگ سچائی کو اپنے لیے بولا جاتا سنیں گے، ہر شخص اپنی اپنی زبان میں۔
«خدا میتواند در هر جان که صمیمانه آرزومند خدمت به اوست، حیاتی نو بدمد، و لبها را با اخگری افروخته از مذبح لمس کند، و سبب شود که به ستایش او فصیح گردند. هزاران صدا به قدرتی آکنده خواهند شد تا حقایق شگفتانگیز کلام خدا را بیان کنند. زبانِ لکنتدار گشوده خواهد شد، و ترسویان نیرو خواهند یافت تا با دلیری برای حقیقت شهادت دهند. باشد که خداوند قوم خویش را یاری دهد تا هیکل جان را از هر آلودگی پاک سازند، و چنان پیوندی نزدیک با او نگاه دارند که چون باران آخر فرو ریزد، از آن بهرهمند گردند.» Review and Herald, July 20, 1886.
پنتیکاست، هنگامی که بهعنوان یکی از اعیاد خداوند در نظر گرفته شود، از فِصح، عیدِ نانِ فطیر، تقدمهٔ نوبرها و عیدِ هفتهها قابلِ تفکیک نیست. پنتیکاست یک دورهٔ زمانی است، هرچند در عین حال یک نقطهٔ زمانی نیز هست. از این رو آن را «فصلِ پنتیکاستی» مینامند. این فصل با مرگ، دفن و رستاخیزِ مسیح آغاز شد. پس از عروجِ خود، مسیح چهل روز تعلیمِ شخصی را آغاز کرد که در پیِ آن ده روز در بالاخانه سپری شد، جایی که یگانگی حاصل گردید. 9/11 دورهای را آغاز کرد که به قانونِ یکشنبه در ایالات متحده پایان مییابد. آن قانونِ یکشنبه بهوسیلهٔ روزِ پنتیکاست بهعنوان یک نقطهٔ زمانی نمود یافته است؛ نقطهای در زمان که پیش از آن دورهای زمانی قرار داشته که از 9/11 آغاز شده است. از 9/11 تا قانونِ یکشنبه، «فصلِ پنتیکاستی» تکرار میشود.
پطرس توضیح داد که پدیدۀ معجزهآسای «زبانهای آتشین» نه یاوهگوییِ ناشی از مستی، بلکه تحقق کتاب یوئیل بود، زیرا بر ضد آن پیام جدالی برانگیخته شده بود. «زبانها» نمایانگر ارائۀ یک پیاماند، و آتش نمایانگر روحالقدس است. پیام پنتیکاست نمایانگر آمیزهای از الوهیت است (خدا آتشِ فروبرنده است) با انسانیتِ زبان. همانگونه که پطرس در زمان باران آخر نمایندۀ صد و چهل و چهار هزار تن است، همانگونه نیز یهودیانِ خردهگیر نمایانگر قومی از عهدِ سابقاند که درست در همان لحظۀ زمانی که باران آخر در حال باریدن است، از آنان عبور میشود.
और वे सब पवित्र आत्मा से परिपूर्ण हो गए, और अन्य भाषाएँ बोलने लगे, जैसा आत्मा उन्हें वाणी देता था। और यरूशलेम में आकाश के नीचे की हर एक जाति में से आए हुए भक्त यहूदी रहते थे। जब यह बात फैल गई, तो भीड़ इकट्ठी हो गई और चकित रह गई, क्योंकि हर एक मनुष्य उन्हें अपनी ही भाषा में बोलते सुनता था। और वे सब विस्मित और अचंभित होकर आपस में कहने लगे, देखो, क्या ये सब जो बोल रहे हैं गलीली नहीं हैं? फिर हम में से हर एक अपने उसी निज भाषा में, जिसमें हम उत्पन्न हुए, कैसे सुनता है? पार्थी, मादी, एलामी, और मेसोपोटामिया, यहूदिया, कप्पदुकिया, पुन्तुस और आसिया के निवासी; फ्रूगिया और पम्फूलिया के, मिस्र के, और कुरेने के आस-पास के लूबिया के भागों के, और रोम से आए हुए परदेशी, यहूदी और यहूदी मत ग्रहण करनेवाले, क्रेती और अरबी—हम उन्हें अपनी-अपनी भाषाओं में परमेश्वर के महान कामों का वर्णन करते सुनते हैं। और वे सब विस्मित थे और घबराए हुए आपस में कहते थे, इसका क्या अर्थ है? परन्तु औरों ने ठट्ठा करके कहा, ये लोग नई दाखमधु से मतवाले हैं। तब पतरस उन ग्यारहों के साथ खड़ा होकर ऊँचे शब्द से उनसे कहने लगा, हे यहूदिया के पुरुषो, और हे यरूशलेम के सब निवासियो, यह बात तुम जान लो, और मेरे वचनों पर कान लगाओ; क्योंकि जैसा तुम समझते हो, ये मतवाले नहीं हैं, क्योंकि अभी दिन का तीसरा पहर ही है। प्रेरितों के काम 2:4–15।
پطرس، عید پنطیکاست را بهمثابۀ تحققِ کتاب یوئیل توضیح میدهد. او این کار را بهگونهای نبوّتی انجام میدهد، آنگاه که تمام جهان نمایندگی میشود، زیرا در آن آیه آمده است که حاضران «از هر امّت زیر آسمان» آمده بودند. در ۹/۱۱، زمین به جلالِ مسیح منوّر گردید، و سپس بار دیگر در قانون یکشنبه، آن یکصد و چهل و چهار هزار تن، چون بهعنوان عَلَمی در برابر تمامی جهان برافراشته شوند، جلالِ مسیح را بهطور کامل منعکس خواهند کرد. دورۀ پنطیکاست از ۹/۱۱ آغاز شد و در قانون یکشنبه پایان مییابد.
«هیچیک از ما هرگز مُهر خدا را دریافت نخواهیم کرد، مادام که بر منش ما حتی یک لکّه یا آلودگی باقی باشد. بر عهدهٔ ما گذاشته شده است که عیبهای منش خود را اصلاح کنیم و هیکل جان را از هر ناپاکی پاک سازیم. آنگاه باران آخر بر ما خواهد بارید، همانگونه که باران اوّل بر شاگردان در روز پنطیکاست بارید.»
"ما بهآسانی از دستاوردهای خود خشنود میشویم. احساس میکنیم دولتمند شدهایم و بر اموال خود افزودهایم، و نمیدانیم که «شقی و رقّتانگیز و فقیر و کور و عریان» هستیم. اکنون وقت آن است که به اندرز شاهد امین گوش فرا دهیم: «تو را نصیحت میکنم که از من طلای مصفّا به آتش بخری تا دولتمند شوی؛ و جامهٔ سفید تا پوشیده گردی و رسواییِ عریانیِ تو ظاهر نشود؛ و سرمه بر چشمان خود بکشی تا بینا شوی.» …"
«اکنون است که باید خود و فرزندانمان را از آلودگیِ جهان بیلکه نگاه داریم. اکنون است که باید جامههای سیرتِ خویش را بشوییم و آنها را در خون برّه سفید گردانیم. اکنون است که باید بر غرور، هوس، و سستیِ روحانی غلبه کنیم. اکنون است که باید بیدار شویم و برای تناسب و توازنِ شخصیت، کوششی قاطعانه بهکار بریم. “امروز اگر آواز او را بشنوید، دلهای خود را سخت مسازید.” ما در وضعیتی بس دشوار قرار داریم و در انتظار ظهورِ خداوندِ خود، چشم به راه و بیدار ایستادهایم. جهان در تاریکی است. «اما شما، ای برادران،» پولس میگوید، «در تاریکی نیستید تا آن روز چون دزد شما را فرو گیرد.» همواره مقصود خدا این بوده است که از تاریکی نور پدید آورد، از اندوه شادی، و برای جانِ منتظر و مشتاق، از فرسودگی آرامش.»
«ای برادران، در این کار بزرگِ آمادهسازی چه میکنید؟ آنان که با جهان متحد میشوند، قالبِ دنیوی را میپذیرند و برای نشانِ وحش آماده میگردند. اما آنان که به خویشتن اعتماد ندارند، که خود را در حضور خدا فروتن میسازند و جانهای خویش را با اطاعت از حقیقت طاهر میگردانند، اینان قالبِ آسمانی را دریافت میکنند و برای مُهرِ خدا بر پیشانیهایشان آماده میشوند. هنگامی که فرمان صادر گردد و آن نقش نهاده شود، شخصیت ایشان تا ابد پاک و بیلکه باقی خواهد ماند.»
«اکنون زمانِ آماده شدن است. مُهرِ خدا هرگز بر پیشانیِ مرد یا زنِ ناپاک نهاده نخواهد شد. هرگز بر پیشانیِ مرد یا زنِ جاهطلب و دنیاپرست نهاده نخواهد شد. هرگز بر پیشانیِ مردان یا زنانی که زبانِ دروغگو یا دلِ فریبکار دارند نهاده نخواهد شد. همهٔ آنان که مُهر را دریافت میکنند، باید در حضورِ خدا بیلکه باشند—نامزدهای آسمان. ای برادران و خواهرانم، پیش روید. من در این زمان فقط میتوانم دربارهٔ این نکات بهاختصار بنویسم و صرفاً توجه شما را به ضرورتِ آمادگی جلب کنم. خودتان کتبِ مقدّس را تفحّص کنید تا هولناکیِ وقارآمیزِ ساعتِ حاضر را دریابید.» Testimonies, volume 5, 214, 216.
در اینجا خواهر وایت پنتیکاست را بهعنوان نقطهای در زمان مشخص میسازد و آن را با قانون یکشنبه در ایالات متحده، «آنگاه که فرمان صادر میشود»، همسو میداند. با این همه، هرچند او قانون یکشنبه و پنتیکاست را بهعنوان نقطهای در زمان معین میکند، پیام او که دعوت به آمادگی است دورهای را مشخص میسازد که پیش از قانون یکشنبه قرار دارد و بهواسطهٔ موسم پنتیکاست بهطور نمادین نشان داده شده است. قانون یکشنبه آزمون سبتِ روز هفتم است، و دورهٔ از 11 سپتامبر تا قانون یکشنبه را میتوان «روز آمادگیِ خداوند» بهمعنای نمادین آن دانست. آمادگی پیش از آزمون قرار میگیرد.
«بارانِ آخر» بر آن یکصد و چهلوچهار هزار تن «خواهد بارید»، همانگونه که «بارانِ اول بر شاگردان در روز پنطیکاست بارید.» دورهای که بهعنوان موسمِ پنطیکاست نمایش داده شده است، با نمپاشیای آغاز شد، هنگامی که مسیح پس از عروج خود بازگشت.
اور یہ کہہ کر اُس نے اُن پر پھونکا اور اُن سے کہا، تم روحُ القدس حاصل کرو۔ یوحنا 20:22۔
نَفَسُهُ ينقل الروحَ القدس، والنَّفَسُ هو ما يُحدِثُ صوتَ الكلمات. يسوع هو الكلمة، ونَفَسُهُ ينقل الروحَ القدس من خلال إيصال كلمته. النَّفَسُ هو الذي أحيا جسدَ آدم، والنَّفَسُ هو الذي يُحيي جيشَ حزقيال من العظام اليابسة الميتة المقامة.
«عملِ مسیح در دمیدنِ روحالقدس بر شاگردانش و در بخشیدنِ سلامِ خود به ایشان، همچون چند قطرهای پیش از بارانِ فراوانی بود که در روز پنتیکاست عطا میشد.» روح نبوت، جلد ۳، ۲۴۳.
در آغازِ فصلِ پنطیکاست، «نَفَس» مسیح روحالقدس را به شاگردان عطا کرد، اما برخی تردید کردند.
لیکن توما، جو بارہ میں سے ایک تھا اور دِیدِمُس کہلاتا تھا، اُس وقت اُن کے ساتھ نہ تھا جب یسوع آیا۔ پس دوسرے شاگردوں نے اُس سے کہا، ہم نے خداوند کو دیکھا ہے۔ لیکن اُس نے اُن سے کہا، جب تک میں اُس کے ہاتھوں میں کیلوں کے نشان نہ دیکھ لوں، اور اپنی اُنگلی کیلوں کے نشانوں میں نہ ڈالوں، اور اپنا ہاتھ اُس کے پہلو میں نہ رکھوں، میں ہرگز ایمان نہ لاؤں گا۔ یوحنا 2:24، 25۔
دورانِ پنتیکاست با دورهای از «آزمودن» آغاز شد، که با نَفَسِ مسیح و مجادلهٔ شکِ توما شروع گردید. مجادلهٔ توما در آغاز، نمونهٔ مجادلهٔ یهود در پایانِ فصلِ پنتیکاست است. مسیح در آغاز، کلامِ خود و روحالقدس را به شاگردان عطا کرد، و شاگردان در پایانِ فصلِ پنتیکاست، کلام و روحالقدس را به جهان عطا کردند.
کاری که مسیح هنگامی که بر شاگردان دمید به انجام رسانید، شاهدی دوم بر همان کاری بود که او اندکی پیش با شاگردان در راه عمائوس به انجام رسانیده بود.
و واقع شد که چون ایشان با یکدیگر گفتوگو و مباحثه میکردند، خودِ عیسی نزدیک آمده، با آنان همراه شد. امّا چشمان ایشان بسته نگاه داشته شد تا او را نشناسند. …
پس او به ایشان گفت: ای بیخردان و دیردلان در ایمان آوردن به همه آنچه انبیا گفتهاند! آیا مسیح نمیبایست این رنجها را متحمل شود و به جلال خود داخل گردد؟ و از موسی و جمیع انبیا آغاز کرده، در همه کتب، امور مربوط به خویش را برای ایشان تفسیر فرمود. و چون به آن قریهای که بدان میرفتند نزدیک شدند، او چنان نمود که گویی میخواهد فراتر برود. اما ایشان او را اصرارکنان نگاه داشتند و گفتند: با ما بمان، زیرا نزدیک شام است و روز بهسر آمده است. پس داخل شد تا با ایشان بماند. و واقع شد، هنگامی که با آنان بر سفره نشسته بود، نان را گرفت و برکت داد و پاره کرد و به ایشان داد. آنگاه چشمان ایشان گشوده شد و او را شناختند؛ و او از نظر ایشان ناپدید شد. و به یکدیگر گفتند: آیا دل ما در اندرون ما مشتعل نمیشد، هنگامی که در راه با ما سخن میگفت و کتابها را برای ما میگشود؟ لوقا 24:15، 16، 25–32.
درست همانگونه که عیسی در عِمائوس «با ایشان به غذا نشسته بود»، پس از آن نیز با شاگردان غذا خورد. در هر دو مورد، خوردن به تصویر کشیده شده است. این دو با هم نشان میدهند که آغاز دورهٔ پنطیکاست با نَفَسِ روحالقدس و نیز با خوردن مشخص میگردد. رویدادهای آغازین، مناقشهای میان گروهی که ایمان میآورند و گروهی که تردید میکنند، پدید میآورد. خوردن، افاضهٔ روحالقدس، و گشوده شدنِ کتب مقدّس، همگی دربرگیرندهٔ این معناست که مسیح تعلیم خود را با «موسی و همهٔ انبیا» آغاز کرد. تعلیم مسیح از طریق برگرفتنِ خطّ نبوّتیِ موسی و همسو ساختنِ آن با خطوطِ همهٔ انبیا، «اینجا اندکی و آنجا اندکی»، انتقال یافت.
در ۹/۱۱، نفسِ چهار بادِ حزقیال بر استخوانهای خشک و مردهٔ باب سیوهفتم وزید. در آن زمان، چنانکه بهواسطهٔ آن فرشته که در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ فرود آمد و پیامِ فرشتهٔ اول را قدرت بخشید، بهگونهای نمادین نشان داده شده است، فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده با پیامی فرود آمد که باید خورده شود؛ همانگونه که شاگردان در آغازِ دورهٔ پنتیکاست خوردند. امتناعِ توما از ایمان آوردن نشان میدهد که هنگامی که پیام معرفی میشود، تکانی مشخص میگردد.
در سخن از فروریختن برجهای دوقلو در ۱۱ سپتامبر، به ما گفته شده است که خداوند برخاست تا «قومها را بهطرزی هولناک بلرزاند.» مهم است به یاد داشته باشیم که یک «تکان» در میان قوم خدا بهوسیلهٔ کسانی پدید میآید که بر ضدّ پیامی از حقیقت میجنگند. «تکانها»یی هستند که بیرونیاند، اما تکانهای درونی در کلیسا در فضای ارائه شدنِ یک پیام رخ میدهند.
«از معنای آن تکانی که دیده بودم پرسیدم، و به من نشان داده شد که آن بهسبب شهادتِ صریحی خواهد بود که بهوسیلهٔ مشورتِ شاهدِ امین و راستین به لائودیکیان فراخوانده شده است. این شهادت بر دلِ پذیرندهٔ آن اثر خواهد گذاشت و او را برخواهد انگیخت تا معیار را برافرازد و حقیقتِ صریح را اعلام کند. برخی این شهادتِ صریح را تاب نخواهند آورد. آنان در برابر آن برخواهند خاست، و این همان چیزی است که سببِ تکانی در میان قومِ خدا خواهد شد.»
«He visto que no se ha prestado ni la mitad de la atención debida al testimonio del Testigo Fiel. El solemne testimonio del cual depende el destino de la iglesia ha sido tenido en poco, cuando no enteramente desatendido. Este testimonio debe producir un profundo arrepentimiento; todos los que en verdad lo reciban le obedecerán y serán purificados». Primeros Escritos, 271.
لرزشِ درونی بهسببِ کسانی پدید میآید که در برابرِ ارائهٔ پیامِ لائودیکیه مقاومت میکنند. خواهر وایت، پیامِ جونز و واگنر در سال ۱۸۸۸ را همان پیامِ لائودیکیه معرفی میکند.
«پیامی که بهوسیلهٔ ا. ت. جونز و ا. ج. واگنر به ما داده شد، پیام خدا به کلیسای لائودیکیه است، و وای بر هر کسی که ادعای ایمان به حقیقت دارد و با این حال، پرتوهای خداداد را به دیگران منعکس نمیسازد.» The 1888 Materials, 1053.
مقاومت در برابر پیام لائودکیهای لرزشی پدید میآورد، و خواهر وایت پیام ۱۸۸۸ را با فرود آمدن فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده همسو میسازد.
„חוסר נכונות לוותר על דעות קדומות שנקבעו מראש, ולקבל אמת זו, היה מונח ביסודו של חלק גדול מן ההתנגדות שהתגלתה במיניאפוליס נגד מסר ה׳ באמצעות האחים ואגונר וג׳ונס. על־ידי עוררו התנגדות זו הצליח השטן למנוע מעמנו, במידה רבה, את הכוח המיוחד של רוח הקודש אשר אלוהים נכסף להעניק להם. האויב מנע מהם להשיג את היעילות אשר יכלה להיות להם בהבאת האמת אל העולם, כפי שהשליחים הכריזו עליה לאחר יום הפנטקוסט. האור אשר עתיד להאיר את כל הארץ בכבודו זכה להתנגדות, ובפעולתם של אחינו שלנו הורחק, במידה רבה, מן העולם.” Selected Messages, book 1, 235.
شکِّ توما در آغاز فصل پنتیکاست، که نمونهوار دلالت بر عصیان بر ضد پیامی داشت که در روز پنتیکاست رسید، همچنین لرزشی را نمونهوار نشان میداد که هنگامی رخ داد که رهبری ادونتیسمِ روز هفتم برخاست و در برابر پیغام به کلیسای لائودکیه، آنگونه که جونز و واگنر در ۱۸۸۸ ارائه کردند، ایستادگی نمود. در سال ۱۸۸۸، فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ هجده فرود آمد تا زمین را با جلال خویش روشن سازد، اما تا حد زیادی به سبب بیمیلیِ آن رهبران به کنار نهادن داوریها و عقاید از پیشپنداشته، عصیانِ قورح، داتان و ابیرام تکرار شد. توما، یهودیان در پنتیکاست، عصیانِ قورح در زمان موسی، و عصیانِ ۱۸۸۸، همگی نمونهوار به ۱۱ سپتامبر اشاره دارند، زمانی که بنا بر یوئیل—شیپوری میبایست نواخته شود. آن شیپور، بنا بر اشعیا، نواخته شد تا گناهان قوم خدا آشکار گردد، و بدینسان نمونهوار به ۱۸۸۸ و پیام به لائودکیه دلالت میکرد. دیدهبانِ ارمیا، که شیپور را مینوازد تا به «راههای قدیم» بازگردند، با اشعیا که آواز خویش را همچون شیپور بلند میکند، همسو است. دیدهبانانِ ارمیا همان دیدهبانانِ حبقوقاند که این پرسش را مطرح میکنند که جایگاه او در مجادله یا مناظرهٔ تاریخش چه خواهد بود؟
بر برجِ دیدبانیِ خویش خواهم ایستاد، و بر فرازِ برج قرار خواهم گرفت، و دیدهبان خواهم بود تا ببینم او با من چه خواهد گفت، و چون توبیخ شوم، چه پاسخ خواهم داد. حبقوق ۲:۱.
لفظ «توبیخشده» به معنای «سرزنششده یا مورد مجادله قرارگرفته» است و متضمّنِ یک پرسش میباشد، زیرا آیهٔ بعد پاسخ آن را ارائه میکند.
و خداوند مرا پاسخ داد و گفت: رؤیا را بنویس و آن را بر لوحها بهروشنی نقش کن، تا هر که آن را میخواند، بدود. حبقوق ۲:۲.
«مناظره» یا تزلزلی که در تحقق تاریخ میلری آغاز شد، پیام ویلیام میلر و قواعد او برای تفسیرهای نبوی در برابر الهیدانان پروتستانتیسم بود. مناظره در تاریخ میلری با تأیید پیام میلری در 11 اوت 1840 آغاز شد، هنگامی که «شخصیتی نه کمتر از خودِ عیسی مسیح» با کتابچهای کوچک فرود آمد که یوحنا میبایست آن را بگیرد و بخورد. مجادلهٔ دیدهبانان حبقوق، تردیدهای توما، عصیان 1888، شورش قورح، و مجادلهٔ مستی در روز پنطیکاست، همگی بر مناظرهای گواهی میدهند که در 9/11 آغاز شد. آن جدالی که مورد بحث است، دربارهٔ پیام باران آخر است که در 9/11 آغاز به باریدنِ نمنم کرد.
پاسخِ موجود در حبقوق که میلریها را به تهیهٔ نمودار ۱۸۴۳ رهنمون شد، با شکلگیریِ دو طبقه از عبادتکنندگان مرتبط است که در ماجرای قورح و همراهانش در برابر موسی، در توما و دیگر شاگردان، در استدلال یهودیان دربارهٔ مستی در روز پنطیکاست، در رهبری ادونتیسم در ۱۸۸۸، در پروتستانها در برابر میلریها در ۱۸۴۴، و در باکرههای دانا و نادانِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به تصویر کشیده شدهاند.
در ۹/۱۱، مسیح بر شاگردان خود روحالقدس را دمید؛ چون چند قطرهای اندک پیش از ریزش کامل در قانون یکشنبه. سپس فهم ایشان را نسبت به پیام نبوی گشود و «حکم بر حکم» را از موسی آغاز کرد، و آن شاگردان را به راههای قدیمِ ارمیا بازگردانید؛ جایی که برای نواختن شیپورِ هشدار مسح شده بودند. نَفَس مسیح در ۹/۱۱ از چهار بادِ حزقیال و یوحنا آمد، و آن همان پیام لاودکیه بود که «شهادتِ مستقیم» است و چون در برابر آن مقاومت میشود، لرزشی پدید میآورد. ۱۸۸۸ نمونهوارِ عصیانِ قورح، داتان و ابیرام است، زیرا نه تنها خودِ پیام رد میشد، بلکه دیدهبانانِ برگزیدهای نیز که شیپور را با آوایی معیّن به صدا درمیآوردند، مردود شمرده میشدند.
خواهر وایت نوشت که «تکان دادنی را که دیده بودم» «شهادتِ صریحی پدید خواهد آورد که بهواسطهٔ اندرزِ شاهدِ امین به لاودیکیان برانگیخته شده است.» پیامِ ۱۸۸۸ همان شهادتِ صریح بود، و هر دوِ ۱۸۸۸ و ۱۱ سپتامبر، فرودِ فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده را نشان میدهند.
«باید به کلیساها و نهادهای ما شهادتی صریح داده شود تا خفتگان بیدار گردند.»
«Cuando se cree y se obedece la palabra del Señor, se logrará un progreso constante. Veamos ahora nuestra gran necesidad. El Señor no puede usarnos hasta que infunda vida en los huesos secos. Oí que se pronunciaban estas palabras: “Sin la profunda acción del Espíritu de Dios sobre el corazón, sin su influencia vivificante, la verdad se convierte en letra muerta.”» Review and Herald, 18 de noviembre de 1902.
در 11/9، پیام لائودکیه به کمال تحقق خود رسید، زیرا آخرین ندای خطاب به قومِ عهدِ پیشینِ خدا آغاز شد که طنینافکن گردد. در همان هنگام است که خواهر وایت خاطرنشان میسازد: «باید شهادتی صریح به کلیساها و مؤسسات ما داده شود تا خفتگان را بیدار سازد.» پیام لائودکیه هنگامی آغاز شد که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده در 11/9 فرود آمد؛ و این بدان معناست که در 11/9، پیام خطاب به ادونتیستهای روز هفتمِ لائودکیه این بود و هست که «بیدار شوید.» یوئیل در آیهٔ پنجِ باب اول، میگساران را فرمان میدهد که بیدار شوند. 11/9 نشانهٔ فرارسیدنِ آخرین دورهٔ آزمون برای ادونتیسم است و نمایانگر فرمانِ یوئیل به بیدار شدن میباشد. آغازِ فصلِ پنطیکاست با بیدارشدنِ قومِ خدا در 11/9 شروع میشود و درست پیش از قانونِ یکشنبه با تحققِ مَثَلِ ده باکره پایان مییابد.
بیداریِ ۱۱ سپتامبر، فراخوانی است به نسلِ نهاییِ قومیِ عهدی که در ارتداد بهسر میبرند. بیداریای که درست پیش از قانون یکشنبه رخ میدهد، در را بر روی قومِ سابقِ عهد میبندد. آغاز و انجام یکساناند، و در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، آن دو شاهدِ مکاشفهٔ یازدهم به عصیانِ پیشگوییِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ بیدار شدند. بیداریِ میانی با عصیان بازنمایی میشود، که ۱۱ سپتامبر را بهعنوان نخستین حرفِ الفبای عبری، ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را بهعنوان سیزدهمین حرف، و قانون یکشنبه را بهعنوان بیستودومین و آخرین حرفِ الفبای عبری معرفی میکند. حرفِ بیستودوم، نمایانگرِ امتزاجِ الوهیت با انسانیت است که در آخرینِ آن سه بیداری به کمال میرسد.
خداوند در ۹/۱۱ «در استخوانهای خشک حیات میدمد»، همانگونه که در آغاز دورهٔ پنطیکاست، روحالقدس را بر شاگردان دمید. شاگردان پس از عروج او نمایانگر کسانی هستند که روحالقدس را دریافت کردند و پس از آن، فهم ایشان از کلام نبوی از طریق روششناسیِ «حکم بر حکم» گشوده شد. دریافت روحالقدس هنگام صرف غذا رخ داد، زیرا خوردنِ روحانی مستلزم آن است که گوشت و خونِ عیسی را، که همان کلام است، بخورید و بنوشید.
باغیانی که با قورح، داتان و ابیرام همراه شدند، نمایانگرِ همان طبقهای هستند که—چنانکه رهبری ادونتیسم در سال ۱۸۸۸ نیز بود—با مخالفت با پیام شیپور که گناهان قوم خدا را مشخص میسازد، سببِ غربال میشوند، و در عین حال خواستار بازگشت به راههای کهن، یعنی حقایق بنیادیِ نمایاندهشده بهوسیلهٔ «هفت زمان» در لاویان بیستوشش نیز هستند. شیپور هم به احیا فرا میخواند و هم به اصلاح. نخستینِ جواهرات نبویِ میلر، و نیز نخستین چیزی که از سوی ادونتیسم رد شد، نمایانگر آغاز و پایانِ جنبش میلری است. آغاز و پایانِ پیامِ فرشتهٔ اول، آنگونه که بهوسیلهٔ میلریها اعلام شد، با «هفت زمان» موسی مشخص میگردد. در آغاز پذیرفته شد؛ در پایان رد گردید. به سببِ آن رد، حزقیال ادونتیسم را بهصورت درهای از استخوانهای خشکِ مرده به تصویر میکشد. دورهٔ ۱۸۶۳ تا قانون یکشنبه در ایالات متحده، بنا بر اشعیا بیستودو، درهٔ رؤیا است، اما بنا بر حزقیال، درهای از استخوانهای خشکِ مرده است. هر دوی آن درههای نبوی با درهٔ یهوشافاطِ یوئیل منطبقاند، که یوئیل آن را همچنین درهٔ تصمیم نیز مینامد.
با در نظر داشتن این مفاهیم، ممکن است این پرسش مطرح شود که چگونه در ۱۱ سپتامبر، کتاب یوئیل به همان پیامی بدل شد که پطرس در پنطیکاست بدان اشاره کرد؟ خواهیم کوشید این مفاهیم را در مقالات بعدی روشن سازیم.
«(نوشتهشده در ۵ نوامبر ۱۸۹۲، از آدلاید، استرالیای جنوبی، خطاب به «برادرزاده و خواهرزادهٔ عزیز، فرانک و هَتی [بلدن]».)»
«چون بهوسیلهٔ روحالقدس منوّر شوید، تمام آن شرارت را در مینیاپولیس چنانکه هست، آنگونه که خدا به آن مینگرد، خواهید دید. اگر در این جهان هرگز بار دیگر شما را نبینم، یقین بدانید که اندوه و پریشانی و بارِ جان را که بیهیچ سببی بر من وارد آوردهاید، بر شما میبخشم. اما بهخاطر جانِ خودِ شما، بهخاطر او که برای شما مُرد، میخواهم که خطاهای خود را ببینید و به آنها اقرار کنید. شما با کسانی متحد شدید که در برابر روح خدا مقاومت کردند. شما تمام شواهدی را که نیاز داشتید در اختیار داشتید که خداوند از طریق برادران جونز و واگنر عمل میکرد؛ اما نور را نپذیرفتید؛ و پس از احساساتی که پرورانده شد، و سخنانی که بر ضد حقیقت گفته شد، آماده نبودید اعتراف کنید که خطا کردهاید، که این مردان پیامی از جانب خدا داشتند، و شما هم پیام و هم پیامآوران را خوار شمرده بودید.»
«هرگز پیش از این در میان قوم خود چنین خرسندیِ استوار از خویشتن و چنین عدم تمایل به پذیرفتن و اعتراف کردن به نور ندیده بودم، آنگونه که در مینیاپولیس آشکار شد. به من نشان داده شد که هیچیک از آن گروهی که روحِ آشکارشده در آن جلسه را در دل پرورانده بودند، دیگر هرگز نورِ روشنی برای تشخیص دادنِ گرانبهاییِ حقیقتی که از آسمان برای ایشان فرستاده شده بود، نخواهند داشت، مگر آنکه غرور خود را فروتن سازند و اقرار کنند که محرک ایشان روحِ خدا نبود، بلکه ذهنها و دلهایشان از تعصب آکنده بود. خداوند میخواست به ایشان نزدیک شود، آنان را برکت دهد و از ارتدادهایشان شفا بخشد، اما ایشان گوش فرا ندادند. آنان به همان روحی محرک بودند که قورح، داتان و ابیرام را الهام میداد. آن مردانِ اسرائیل مصمم بودند در برابر هر شاهدی که خطای ایشان را ثابت میکرد مقاومت کنند، و در مسیر ناخشنودی و تمرد خویش پیوسته پیش رفتند تا آنکه بسیاری نیز از راه به در شدند تا با ایشان متحد گردند.»
«اینان که بودند؟ نه ضعیفان، نه نادانان، نه بینوران. در آن شورش، دویست و پنجاه رئیسِ نامدار در جماعت، مردانِ صاحبنام، حضور داشتند. شهادت ایشان چه بود؟ «تمام جماعت مقدّساند، هر یک از ایشان، و خداوند در میان ایشان است؛ پس چرا خویشتن را بر فراز جماعت خداوند برمیافرازید؟» [اعداد 16:3]. هنگامی که قورح و همراهانش زیر داوری خدا هلاک شدند، مردمی که ایشان فریفته بودند، دست خداوند را در این معجزه ندیدند. تمامی جماعت در صبحِ روز بعد موسی و هارون را متهم ساختند که «شما قومِ خداوند را کشتهاید» [آیه 41]، و بلا بر جماعت واقع شد، و بیش از چهارده هزار تن هلاک شدند.»
«چون قصد کردم مینیاپولیس را ترک کنم، فرشتهٔ خداوند در کنارم ایستاد و گفت: “نه چنین؛ زیرا خدا در این مکان کاری برای تو دارد تا انجام دهی. مردم بار دیگر همان عصیانِ قورح، داتان و ابیرام را تکرار میکنند. من تو را در جایگاه درستت قرار دادهام، هرچند آنان که در نور نیستند آن را به رسمیت نخواهند شناخت؛ به شهادت تو گوش فرا نخواهند داد؛ اما من با تو خواهم بود؛ فیض و قدرت من تو را نگاه خواهد داشت. این تو نیستی که خوار میشمارند، بلکه رسولان و پیامی را که برای قوم خود میفرستم. آنان نسبت به کلام خداوند اهانت روا داشتهاند. شیطان چشمان ایشان را کور کرده و داوریشان را منحرف ساخته است؛ و مگر آنکه هر جان از این گناه خود، از این استقلالِ تقدیسناشدهای که به روح خدا اهانت میکند، توبه کند، در تاریکی خواهند رفت. اگر توبه نکنند و بازگشت ننمایند تا ایشان را شفا دهم، چراغدان را از جای خود برخواهم گرفت. بینایی روحانی خویش را تیره ساختهاند. نخواستند که خدا روح و قدرت خود را آشکار سازد؛ زیرا نسبت به کلام من روحِ استهزا و انزجار دارند. سبکسری، بیهودهگویی، بذلهگویی و شوخی هر روز در میان ایشان معمول است. دلهای خود را بر طلب من ننهادهاند. در شرارههای افروختهٔ خویش گام برمیدارند، و اگر توبه نکنند، در اندوه خواهند خفت. خداوند چنین میفرماید: در پُستِ وظیفهٔ خویش بایست؛ زیرا من با تو هستم، و تو را ترک نخواهم کرد و رها نخواهم ساخت.” این سخنانِ خدا را هرگز جرأت نکردهام نادیده بگیرم.»
«نور در بتلکریک در پرتوهایی روشن و درخشان تابیده است؛ اما کدامیک از آنان که در جلسهٔ مینیاپولیس نقشی داشتند، به سوی نور آمده و گنجینههای غنیِ حقیقت را که خداوند از آسمان برای ایشان فرستاد، پذیرفتهاند؟ چه کسانی گامبهگام با پیشوا، عیسی مسیح، همراه شدهاند؟ چه کسانی بهطور کامل به شور و غیرتِ خطاکارانهٔ خود، کوریِ خود، حسادتهای خود و بدگمانیها و پندارهای شریرانهٔ خود، و سرکشیِ خود در برابر حقیقت، اعتراف کردهاند؟ هیچیک؛ و چون مدتها از اذعان به نور غفلت ورزیدهاند، نور ایشان را بسیار پسِ سر گذاشته است؛ آنان در فیض و در معرفتِ خداوند ما، عیسی مسیح، رشد نکردهاند. ایشان از دریافتِ فیضِ لازم که میتوانستند داشته باشند و آنان را در تجربهٔ دینی، مردانی نیرومند سازد، بازماندهاند.»
موضعی که در مینیاپولیس اتخاذ شد، ظاهراً مانعی بود تسخیرناپذیر که تا حدّ زیادی آنان را در کنارِ شککنندگان، پرسشگران، و ردکنندگانِ حقیقت و قدرتِ خدا محصور ساخت. هنگامی که بحران دیگری فرا رسد، کسانی که اینچنین دیرزمانی در برابرِ ادلّهای انباشته بر ادلّه ایستادگی کردهاند، بار دیگر در همان نکاتی آزموده خواهند شد که در آنها چنین آشکارا ناکام ماندند، و برایشان دشوار خواهد بود که آنچه از جانبِ خداست بپذیرند و آنچه از قوای ظلمت است رد کنند. بنابراین، تنها طریقِ ایمنِ ایشان این است که در فروتنی گام بردارند و برای پاهای خود راههای راست بسازند، مبادا لنگ از راه منحرف گردد. اینکه با چه کسانی معاشرت میکنیم، تفاوتی بس عظیم پدید میآورد: آیا با مردانی که با خدا راه میروند و به او ایمان دارند و بر او توکل میکنند، یا با مردانی که از حکمتِ پنداریِ خود پیروی میکنند و در شرارههای افروختهٔ خویش گام میزنند.
زمان و مراقبت و زحمتی که برای خنثی کردن نفوذ کسانی لازم بوده است که بر ضد حقیقت کار کردهاند، خسارتی هولناک بوده است؛ زیرا ما میتوانستیم سالها در معرفت روحانی پیشتر باشیم؛ و اگر آنان که میبایست در نور سلوک میکردند، برای شناختن خداوند پیش میرفتند، تا بدانند که طلوع او همچون صبح مهیاست، نفوس بسیار، بسیار دیگری میتوانستند به کلیسا افزوده شوند. اما هنگامی که ناگزیر باید اینهمه زحمت درست در خود کلیسا صرف شود تا نفوذ کارگرانی خنثی گردد که همچون دیواری از گرانیت در برابر حقیقتی که خدا برای قوم خود میفرستد ایستادهاند، جهان در تاریکیِ نسبی واگذاشته میشود.
“خداوند مقصود داشت که دیدهبانان برخیزند و با صداهایی متحد، پیامی قاطع را اعلام کنند و کرنا را به آوایی معین بنوازند، تا همهٔ قوم به جایگاه وظیفهٔ خویش بجهند و سهم خود را در آن کار عظیم ایفا کنند. آنگاه نور نیرومند و روشنِ آن فرشتهٔ دیگر که از آسمان با قدرتی عظیم فرود میآید، زمین را از جلال خود پر میساخت. ما سالها عقب ماندهایم؛ و آنان که در کوری ایستادند و پیشرفت همان پیامی را که خداوند قصد داشت از اجتماع مینیاپولیس چون چراغی فروزان به پیش رود، بازداشتند، نیاز دارند که دلهای خود را در حضور خداوند فروتن سازند و ببینند و دریابند که این کار چگونه به سبب کوری ذهن و سختی دل ایشان مانع یافته است.”
«ساعتها صرف مجادله بر سر امور جزئی شده است؛ فرصتهای زرین تباه گردیده، در حالی که پیامآوران آسمانی، اندوهگین و از این تأخیر بیصبر، نظارهگر بودهاند. روحالقدس—از ارزش آن و از ضرورت اینکه هر جان آن را دریافت کند، قدردانی بسیار اندکی شده است. آنان که این عطای آسمانی را دریافت میکنند، آراسته به زره عدالت، برای نبرد بهخاطر خدا به پیش خواهند رفت. آنان هدایتهای خداوند را حرمت خواهند نهاد و از بهر رحمت او نسبت به خویش، از سپاسگزاری به او لبریز خواهند شد. اما در بسیاری، بسیاری از جاها، و در بسیاری، بسیاری از مواقع، بهراستی میشد همانگونه که در روزگار مسیح درباره کسانی که مدعی بودند قوم خدا هستند گفته شد، گفت که به سبب بیایمانی ایشان، کارهای عظیم بسیاری نتوانست انجام شود. بسیاری که در زنجیرهای تاریکی بسته بودهاند، مورد احترام قرار گرفتهاند، زیرا خدا از آنان استفاده کرده است، و بیایمانی ایشان شک و تعصب را بر ضد پیام حقیقتی برانگیخته است که فرشتگان آسمان میکوشیدند از طریق عاملان انسانی آن را ابلاغ کنند—عادلشمردگی بهواسطه ایمان، عدالتِ مسیح.» The 1888 Materials, 1066–1070.