کتاب یوئیل تصریح میکند که ویرانی تاکستان خدا در نسل چهارم رخ میدهد.
کلامِ خداوند که بر یوئیل بن فتوئیل نازل شد.
این را بشنوید، ای پیران، و گوش فرا دهید، ای جمیع ساکنان زمین. آیا در روزگار شما چنین چیزی واقع شده است، یا حتی در ایام پدرانتان؟ این را به فرزندان خود بازگویید، و فرزندانتان به فرزندان خویش بگویند، و فرزندان ایشان به نسل دیگر.
آنچه ملخِ نوبرانه باقی گذاشت، ملخِ مهاجم خورد؛ و آنچه ملخِ مهاجم باقی گذاشت، کرمِ برگخوار خورد؛ و آنچه کرمِ برگخوار باقی گذاشت، کرمِ خزنده خورد.
بیدار شوید، ای مستان، و بگریید؛ و ای همۀ مینوشندگانِ شراب، زاری کنید، به سببِ شرابِ تازه؛ زیرا از دهانِ شما بریده شده است. یوئیل ۱:۱–۵.
تمثیلِ ده باکره، تمثیلِ اَدونتیسم است، و بیداریِ مذکور در تمثیل در زمانی رخ میدهد که گندم و کاهِ هرزه از یکدیگر جدا میشوند؛ در آن هنگام، کاهِ هرزه به این واقعیت بیدار میشود که از «شرابِ تازه» «منقطع» شده است. واژهٔ «منقطع» نمایانگرِ نخستین گامِ عهدیِ اَبرام است، جایی که در آیینِ تثبیتِ عهد با خون، یک تلیسه، یک بز ماده و یک قوچ به دو پاره بریده شدند. در همان بخشِ مربوط به عهد، خدا تصریح میکند که در نسلِ چهارم، قومِ خود را در داوری تفقد خواهد کرد.
Y le dijo a Abram: Ten por cierto que tu descendencia será extranjera en tierra ajena, y servirá a sus moradores; y será afligida por ellos durante cuatrocientos años. Mas también a la nación a la cual servirán juzgaré yo; y después de esto saldrán con gran riqueza. Y tú irás a tus padres en paz; serás sepultado en buena vejez. Pero en la cuarta generación volverán acá, porque aún no ha llegado a su colmo la maldad de los amorreos. Génesis 15:13–16.
जब वह भविष्यवाणी चौथी पीढ़ी में, अर्थात मूसा की पीढ़ी में, पूरी हुई, तब प्रभु ने परमेश्वर और उसकी चुनी हुई प्रजा के साथ वाचा के प्रतीक के रूप में दस आज्ञाएँ प्रस्तुत कीं। उन दस विधानों में से दूसरी आज्ञा में अब्राम की चार पीढ़ियों का प्रकाश और भी प्रखर किया गया।
تو برای خود هیچ صورتِ تراشیده، و هیچ مثالی از آنچه در آسمانِ بالا است، یا از آنچه در زمینِ پایین است، یا از آنچه در آبهای زیرِ زمین است، مساز. نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما؛ زیرا من، یهوه خدای تو، خدای غیور هستم، که گناهِ پدران را بر فرزندان تا پشتِ سوم و چهارمِ آنان که از من نفرت دارند، میرسانم؛ و بر هزاران نسل از آنان که مرا محبت مینمایند و احکام مرا نگاه میدارند، رحمت میکنم. خروج 20:4–6.
چهار نسلِ عهدِ اَبرام در بزرگنماییِ سیرتِ خدا بهعنوان خدایی غیور مندرج گردیده بود. غیرت او در تقابل با تمثالهای تراشیده قرار داده شده است. در نسلِ چهارمِ اَبرام، همچنین با داوریای تدریجی روبهرو میشویم. این داوری هم بر آن قومی بود که قومِ خدا در آن به بندگی گرفتار بودند، و هم بر قومِ خدا، و پس از آن، اموریان نیز داوری میشدند. اَبرام فرایندی تدریجی از داوری را مشخص میسازد که از خانهٔ خدا آغاز میشود و بهگونهای پیشرونده از خلال جهان پیش میرود؛ و فرمانِ دوم نیز نشان میدهد که فرایندِ داوری، نوع بشر را به دو طبقه تقسیم میکند: طبقهای از آنان که از خدا نفرت دارند، و طبقهای از آنان که خدا را محبت مینمایند؛ و بدینسان، بهطور نمادین به قانونِ یکشنبه اشاره دارد که با صدای بلند اعلام میکند: «اگر مرا محبت میکنید، احکام مرا نگاه دارید.»
در همان دورهای که شریعت در سینا عطا میشود، شخصیتِ خدا به موسی نشان داده میشود.
و خداوند به موسی گفت: «برای خود دو لوح سنگی مانند نخستین بتراش؛ و من بر این لوحها کلماتی را خواهم نوشت که بر لوحهای نخستین بود، همانها که تو شکستی. و بامدادان آماده باش، و صبحگاهان به کوه سینا برآی، و در آنجا بر فراز کوه خود را نزد من حاضر ساز. و هیچکس با تو بالا نیاید، و نیز هیچکس در تمامی کوه دیده نشود؛ و حتی گلّهها و رمهها نیز در برابر آن کوه نچرند.»
او دو لوحِ سنگی مانندِ نخستین تراشید؛ و موسی بامدادان زود برخاست و به کوه سینا بالا رفت، چنانکه خداوند او را امر فرموده بود، و آن دو لوحِ سنگی را در دست خود گرفت. و خداوند در ابر نازل شد و در آنجا با او ایستاد و نامِ خداوند را ندا درداد. و خداوند از پیش روی او گذشت و ندا کرد،
خداوند، یهوه خدا، رحیم و کریم، دیرخشم و کثیر در احسان و راستی؛ که رحمت را برای هزاران نگاه میدارد، و گناه و عصیان و خطا را میآمرزد؛ و هرگز گناهکار را بیسزا نخواهد گذاشت؛ و گناه پدران را بر فرزندان و بر فرزندانِ فرزندان تا نسل سوم و چهارم میرساند.
و موسی شتابان سر خود را به سوی زمین فرود آورد و سجده کرد. و گفت: «اکنون اگر در نظر تو فیض یافتهام، ای خداوند، تمنا دارم که خداوند در میان ما سیر فرماید؛ زیرا این قوم، قومی گردنکشاند؛ و گناه ما و خطای ما را بیامرز، و ما را میراث خویش بپذیر.» خروج ۳۴:۱–۹.
شریعت کا دوسرا عطا کیا جانا 1850 کے پاینیر چارٹ کے ساتھ مطابقت رکھتا ہے۔ پہلی لوحیں توڑ دی گئی تھیں، اور پہلی لوح میں اعداد و شمار میں ایک خطا تھی۔ اُس وقت قدیم اسرائیل کو شریعت کا امین بنایا گیا، اور جدید اسرائیل کو خُدا کی شریعت اور خُدا کے نبوّتی کلام کی شریعتوں کا امین بنایا گیا۔ جب پہلی بار دونوں لوحیں پیش کی گئیں تو لشکرگاہ میں لفظی بغاوت موجود تھی، اور جب 1850 کا چارٹ پیش کیا گیا تو لشکرگاہ میں روحانی بغاوت پنپ رہی تھی۔ اَبرام کی چوتھی پشت کی نبوت موسیٰ کے وسیلہ سے چوتھی پشت میں پوری ہوئی، جہاں خُدا نے دوسری فرمان میں چوتھی پشت کے اندر عدالت کے مکاشفہ کو وسعت دی۔ تراشی ہوئی مورتیں خُدا کی سچی پرستش کے مقابل ایک جعلی قائم ہو گئیں، اور خُدا کے کردار کی غیرت عدالت کے ساتھ وابستہ کر دی گئی۔ پھر موسیٰ نے خُدا کا جلال دیکھا۔ اُس نے خُدا کی غیرت کو خُدا کے کردار کے ایک جزو کے طور پر دیکھا، جیسا کہ اُس کے “نام” سے ظاہر کیا گیا ہے، اور پرستار کے اپنی باپ دادا کے گناہوں کے ساتھ تعلق کو بیان کیا گیا ہے۔
هنگامی که مسیح برای نخستین بار هیکل را تطهیر کرد، آنگاه شاگردان به یاد آوردند که غیرتِ خانهٔ او وی را خورده است. «غیرت» همان واژهٔ «حسادت» است. آن صفتِ خدا که حسادت او را بیان میکند، انگیزهای بود که مسیح را به تطهیر هیکل خود برانگیخت، و ویژگیِ نبویِ ضرورتِ اعتراف به گناهانِ پدرانتان، بعدها به عنصری اساسی در دعوت به توبه در داوریِ «هفت زمان»ِ لاویان بیستوشش بدل شد. «نسلِ چهارم»ِ ابرام، در امتداد تاریخِ عهد، وزن و اهمیتِ فزایندهای مییابد. کتاب یوئیل نمایانگر زمانِ بارانِ آخر است، که در ایامِ آخر رخ میدهد. کتاب یوئیل پیام خود را بر پایهٔ معرفیِ پیامِ چهار نسل بنا مینهد، بهعنوان همان مضمونی که در نخستین گام از عهدِ سهگانهٔ ابرام با خدا ثبت شده بود. آن مضمون در کتاب یوئیل به فرجام خود میرسد.
یکبار که در سرزمین موعود استقرار یافتند، تابوتِ عهد در شیلو قرار داشت؛ جایی که عیلیِ کاهنِ اعظمِ شریر و نابخرد و دو پسرِ فاسد او، در تقابل با دعوتِ سموئیل قرار میگیرند. شیلو به یکی از مراحلِ سفرِ تابوت بدل شد؛ همان نمادِ عهد. پس از آنکه از تابوت بهعنوان نمادِ فروریختنِ دیوارهای اَریحا استفاده شد، نزدیک به چهارصد سال در شیلو قرار داشت، تا زمانِ مرگِ عیلی و پسرانِ شریر او. سپس فلسطینیان آن را به اسارت گرفتند، و پس از آن، هنگامی که داود تابوت را به اورشلیم منتقل کرد، نخستین تصویرِ ورودِ ظفرمندانه به اورشلیم تحقق یافت. هدفِ تصریحشده از انتقالِ این نمادِ عهد به اورشلیم این بود که خدا برگزید نامِ خود را در اورشلیم قرار دهد، و نامِ او با غیرتِ او مرتبط است، و غیرتِ او با داوریِ غیورانهٔ او در نسلِ چهارم پیوند دارد.
در هنگام قانون یکشنبه، خداوند کلیسای ظافر را بر فراز همهٔ تپهها و کوهها برخواهد افراشت، و امّتها خواهند گفت: «بیایید تا به خانهٔ خدا برویم.»
اور ایامِ آخر میں یوں ہوگا کہ خداوند کے گھر کا پہاڑ پہاڑوں کی چوٹی پر قائم کیا جائے گا، اور ٹیلوں سے بلند ہوگا؛ اور سب قومیں اس کی طرف بہتی چلی آئیں گی۔ اور بہت سی امتیں جائیں گی اور کہیں گی، آؤ، ہم خداوند کے پہاڑ پر، یعنی یعقوب کے خدا کے گھر کو چڑھ چلیں؛ اور وہ ہمیں اپنی راہوں کی تعلیم دے گا، اور ہم اُس کے راستوں پر چلیں گے؛ کیونکہ شریعت صیون سے صادر ہوگی، اور خداوند کا کلام یروشلیم سے۔ یسعیاہ 2:2، 3۔
کلامِ خداوند از اورشلیم صادر میشود، زیرا او همانجا را برگزید تا «نام» خویش را در آنجا قرار دهد. نزد موسی، «خداوند در ابر نازل شد و با وی در آنجا ایستاد و نامِ خداوند را اعلام کرد. و خداوند از پیش روی او عبور کرده، ندا درداد،
خداوند، یهوه خدا، رحیم و کریم، دیرغضب و کثیر در احسان و راستی، که رحمت را برای هزاران نگاه میدارد، و گناه و تقصیر و خطا را میآمرزد، و گناهکار را هرگز بیسزا نمیگذارد؛ و عقوبت گناه پدران را بر فرزندان و بر فرزندانِ فرزندان ایشان تا پشت سوم و چهارم میرساند. خروج 34:6، 7.
نامِ او همان شخصیت اوست، و شخصیت خدا بهغایت پیچیده و درعینحال بهغایت ساده است. خدا محبت است؛ این، بیانِ سادهٔ شخصیتِ کاملِ اوست. حقیقتِ عهدِ اَبرام دربارهٔ «نسلِ چهارمِ داوری» با نورِ افزودهٔ فرمانِ دوم دربارهٔ نسلِ چهارم، «حکم بر حکم» بسط داده شد. سپس تجربهٔ موسی، با افزودنِ نورِ غیرتِ او، نورِ پیوندِ نسلِ چهارم با شخصیتِ خدا را گسترش میدهد. الهام، شخصیت را «ترکیبِ افکار و احساسات» تعریف کرده است، اما الهام همچنین به ما آگاهانیده است که افکارِ ما مانند افکارِ خدا نیست. شخصیتِ او، ترکیبِ افکار و احساساتِ اوست، و شخصیتِ او چنان وجوهِ بیشماری فراتر از افکار و احساساتِ سادهٔ انسانیِ ما دارد که تفاوت چنین است که افکارِ او نسبت به افکارِ ما، همانقدر برتر از آسمان نسبت به زمین است.
زیرا افکار من افکار شما نیست، و طریقهای شما طریقهای من نیست، خداوند میفرماید. زیرا همچنان که آسمانها از زمین بلندتر است، همچنین طریقهای من از طریقهای شما بلندتر است، و افکار من از افکار شما. اشعیا ۵۵:۸، ۹
پس، اینک اندیشهای انسانی برای تأمل: اگر ذاتِ خدا بهوسیلهٔ نام او نمایان میشود، آنگاه هر تجلیِ نامِ خدا، تجلیِ ذاتِ اوست. شیرِ سبطِ یهودا کلامِ نبویِ خود را مُهر مینهد و مهرگشایی میکند؛ پَلمونی، شمارندهٔ شگفتِ اسرار است، که همچنین آن ریشه از زمینِ خشک، و نیز بوتهٔ سوزان، ستونی از آتش، میکائیلِ رئیسفرشتگان، و همچنان و همچنان است. صفاتِ ذاتِ خدا، آنگونه که بهوسیلهٔ نامهای گوناگون او نمایان میشوند، پایانناپذیرند. «اندیشهٔ انسانی برای تأمل» این است: با وجودِ همهٔ جلوههای گوناگونِ ذاتِ خدا که دانسته شده وجود دارند، چه اهمیتی دارد که در همان نخستین گامِ عهدیِ فرایندِ سهگانهٔ عهد با اَبرام، «داوریِ نسلِ چهارم» بیانِ بنیادینِ عهد است که نامِ او را بازمیتاباند؟
اور اُس نے ابرام سے کہا، یقین جان کہ تیری نسل اُس ملک میں پردیسی ہوگی جو اُن کا نہیں، اور وہ اُن کی خدمت کریں گے؛ اور وہ اُنہیں چار سو برس تک دکھ دیں گے۔ اور اُس قوم کو بھی، جس کی وہ خدمت کریں گے، مَیں سزا دوں گا؛ اور اُس کے بعد وہ بڑے مال کے ساتھ نکل آئیں گے۔ اور تُو اپنے باپ دادا کے پاس سلامتی سے جائے گا؛ تُو اچھی بڑھاپے میں دفن کیا جائے گا۔ لیکن چوتھی پشت میں وہ پھر یہاں آئیں گے، کیونکہ اموریوں کی بدکرداری ابھی تک بھر نہیں گئی۔ پیدایش 15:13–16۔
شخصیت خدا بهعنوان داورِ انسانها و ملتها، برای انسانها دورهای از آزمایش را مقرر میدارد که بهصورت چهار نسل به تصویر کشیده شده است. خدا داور است؛ او رحیم است؛ او بردبار است؛ و داوریِ انسانها و ملتها را در نسل چهارم به فرجام میرساند. بیانِ بنیادینِ خدا در عهدِ او با قومی برگزیده، داوریِ نسل چهارم را نیز دربر میگیرد. همانگونه که پیام فرشتهٔ اول همهٔ ویژگیهای هر یک از پیامهای سه فرشتهٔ منفرد را در خود دارد، همچنین گام نخستِ عهدِ اَبرام نیز ویژگیهای تمامِ عهدِ سهگانه را در خود دارد. نام خدا این است که او داورِ رحیم است که در نسل چهارم داوری میکند. هر گامِ دیگر در تاریخِ عهدِ یک قومِ برگزیده، بر آن بنیاد بنا میشود.
هنگامی که کتاب یوئیل در آیهٔ پنج در بیداریِ فریادِ نیمهشب قرار داده میشود، و «شرابِ تازه» از دهان ایشان «منقطع» میگردد، درآمدِ آن جداییِ نهاییِ عهدیِ یک قومِ برگزیدهٔ عهد، همان پیامِ بنیادیِ عهد است که طغیانِ قومِ عهد را تبیین میکند؛ قومی که سپس در نسلِ چهارم، چون امری به انجام رسیده، «منقطع» میشوند. ایشان «منقطع» میشوند، زیرا پیامِ بنیادیِ عهد را درنمییابند.
آن پیامِ بنیانیِ عهد در چهار آیهٔ فصل پانزدهمِ پیدایش، معیارِ سنجش است—خطِ داوریای که هنگامی به کار میرود که پیامِ سنگِ سَرِ عهد در ایامِ آخر بهعنوانِ «شرابِ تازه» عرضه میگردد. ثِقَل و وخامتی که با بیدار شدنِ مستانِ افرایم، آنگاه که «شرابِ تازه» «منقطع» میشود، پیوند دارد، تنها زمانی بهراستی درک میشود—که در چارچوبِ اعلامِ داوری علیه نسلِ چهارمِ نهاییِ قومی برگزیده اما عاصی، در خلالِ دورهٔ آزمونِ بارانِ آخر، قرار داده شود.
در پیدایش هفده، گام دومِ عهدِ سهگانه با ابراهیم را مییابیم:
و خدا به ابراهیم گفت: پس تو عهد مرا نگاه خواهی داشت، تو و نسل تو بعد از تو در نسلهای ایشان. این است عهد من که آن را نگاه خواهید داشت، در میان من و شما و نسل تو بعد از تو؛
تمہارے درمیان ہر لڑکے کا ختنہ کیا جائے۔ اور تم اپنی پوستِ ختنہ کا گوشت ختنہ کرو گے؛ اور یہ میرے اور تمہارے درمیان عہد کی علامت ہوگا۔ اور تم میں سے ہر لڑکا جو آٹھ دن کا ہو، تمہاری نسلوں میں ختنہ کیا جائے، خواہ وہ گھر میں پیدا ہوا ہو یا کسی اجنبی سے روپیہ دے کر خریدا گیا ہو، جو تیری نسل سے نہ ہو۔ جو تیرے گھر میں پیدا ہوا ہو اور جو تیرے روپیہ سے خریدا گیا ہو، ان دونوں کا ختنہ ضرور کیا جائے؛ اور میرا عہد تمہارے جسم میں ابدی عہد کے لیے ہوگا۔ اور وہ نامختون لڑکا جس کی پوستِ ختنہ کا گوشت مختون نہ کیا گیا ہو، وہ جان اپنے لوگوں میں سے کاٹ ڈالی جائے گی؛ کیونکہ اس نے میرے عہد کو توڑا ہے۔ پیدایش 17:9–14۔
گام دوم، شاهدی دوم بر نماد «منقطع شدن» فراهم میآورد. واژهای که به «منقطع شدن» ترجمه شده است، ریشهٔ خود را در حیواناتی مییابد که اَبرام در فصل پانزدهم به دو نیم برید؛ و در آن passage، هر کس که مختون نشود، از عهد «منقطع» خواهد شد. در تاریخ عهد، ختنه با تعمید جایگزین شد، آنجا که مسیح همین حقایق را تأیید میکرد؛ و از اینرو او، بهعنوان نمونهٔ ما، در روز هشتم قیام کرد.
آن نشان میبایست در روز هشتم به انجام رسد، چنانکه بهوسیلهٔ هشت جان در کشتی نمایان شده است. در گام دوم است که آزمونِ دیداری بازنمایی میشود؛ خواه اسرائیل باشد که پیش از داوریای که بهدست ایلیا اجرا شد، میان انبیای ایزابل و ایلیا انتخاب میکرد، و خواه دانیال، شدرک، میشخ و عبدنغو باشند که سیمای ایشان از آنان که از خوراک پادشاه میخوردند، نیکوتر و فربهتر ظاهر شد؛ آزمون دوم دیداری است. ختنه نشانهٔ حیات است، و آن هشت جان بر کشتی، نمایانگر کسانیاند که در تقابل با آنان که مردند، زنده ماندند.
در تاریخ مسیح، آنگاه که نشانِ عهد به تعمید انتقال یافت، رسولْ پولُس از همان تاریخِ عهدِ مذکور در این آیات بهره گرفت تا آن دگرگونیِ عظیم در تاریخِ عهد را آشکار سازد. او از گوشتی که در ختنه بریده میشود استفاده کرد، هم بهعنوان نمادی از انسان در نسبت با الوهیت، و هم بهعنوان نمادی از طبیعتِ فروترِ انسان در نسبت با طبیعتِ برترِ او. پولُس شاگردانِ خود را با بهکارگیریِ کلامِ نبویِ خدا تعلیم داد، و مقصود او بهعنوان «آنکه برگزیده شد» (چنانکه نامِ شائولِ او بدان معناست) این بود که آن دگرگونیِ بزرگ در تاریخِ عهد را که در گذار از اسرائیلِ ظاهری به اسرائیلِ روحانی بهمثابه قومِ عهدِ خدا نمود یافته است، مشخص سازد. او در انجامِ کارِ محوَّلِ خویش، پیامِ نبویِ خود را در چارچوبِ تاریخِ عهد عرضه کرد.
پیدایش هفده، گام دوم از سه گام بنیادیِ عهد را نمایندگی میکند؛ گامهایی که کمالِ اومگاییِ خود را در سه فرشتۀ مکاشفهٔ چهارده مییابند. گام دوم با نشانِ ختنه represented میشود که مُهرِ خدا را بر صد و چهل و چهار هزار تن نمادپردازی میکند؛ آنان که عَلَماند، و این نمایانگرِ آزمونِ دیداری است. سه فرشته، اومگای عهدِ آلفای ابراهیماند. گام سوم برای ابراهیم، فصل بیستودو بود.
اور خداوند کے فرشتہ نے آسمان سے دوسری بار ابراہیم کو پکار کر کہا، خداوند فرماتا ہے: میں نے اپنی ذات کی قسم کھائی ہے کہ چونکہ تو نے یہ کام کیا اور اپنے بیٹے، اپنے اکلوتے بیٹے کو دریغ نہ کیا، اس لیے میں یقیناً تجھے برکت دوں گا، اور تیری نسل کو یقیناً بڑھاؤں گا، یہاں تک کہ وہ آسمان کے ستاروں اور سمندر کے کنارے کی ریت کی مانند ہو جائے؛ اور تیری نسل اپنے دشمنوں کے پھاٹک پر قبضہ کرے گی؛ اور تیری نسل کے وسیلہ سے زمین کی سب قومیں برکت پائیں گی، کیونکہ تو نے میری آواز کی فرمانبرداری کی۔ پیدایش 22:15–18۔
آیهٔ نخستِ این فصل میگوید: «و واقع شد بعد از این وقایع، که خدا ابراهیم را امتحان کرد، و بدو گفت: ابراهیم! و او گفت: اینک من حاضر هستم.» خدا ابراهیم را امتحان کرد، و بدینسان آزمونی نهایی را پیش از سومین اعلام عهد مشخص ساخت. هنگامی که ابراهیم از این آزمون سرافراز بیرون آمد، آنگاه چهار آیهٔ پایانیِ عهدِ سهگانهٔ ابراهیم بیان شد. چون ابراهیم از آواز خدا «اطاعت» کرد، که در این عبارت همان «آواز عهدِ» اوست، ابراهیم بهعنوان پدر امتها برکت مییافت. فرشتهٔ سوم یک آزمون است که، همچون ابراهیم، نمایانگر آزمونی است که منش را آشکار میسازد، و منش بر این مبتنی است که آیا مانند ابراهیم خدا را باور میکنی یا نه. آنان که از این آزمون، چنانکه ابراهیم گذشت، کامیاب بیرون آیند، برای گرد آوردن همهٔ امتهای جهان به کار گرفته خواهند شد. آن هفده آیه، از سه فصل، عهد میان خدا و قومی برگزیده را مشخص میسازد؛ و بدینگونه، الفِ تاریخِ عهدِ یک قومِ برگزیده را نمایندگی میکند، و نیز بدینگونه، همان آیات، اُمگای تاریخِ عهد را نیز نمایندگی میکنند، آنگونه که در برانگیخته شدنِ صد و چهل و چهار هزار نمود مییابد.
کتنے ہم میں سے ایسے ہوں گے جو کسی گھر یا گاڑی کو خریدنے سے پہلے معاہدے کی شرائط کا جائزہ نہ لیں؟ لاودیکیہ کے سیونتھ ڈے ایڈونٹسٹوں میں سے کتنے جانتے ہیں کہ خدا کے ساتھ اُن کے عہدی معاہدے کی بالکل پہلی شرط یہ ہے کہ خدا اپنی پہچان اس طور پر کراتا ہے کہ وہ رحیم خدا ہے جو چوتھی پشت تک عدالت کرتا ہے؟ المیہ یہ ہے کہ وہ نہ تو میلرائٹ تاریخ کی بنیادی سچائیوں کو جانتے ہیں، نہ ہی اپنے اقراری عہدی تعلق کی بنیادی سچائیوں کو؛ اور اسی سبب وہ، قدیم اسرائیل کی مانند، اپنی موعودہ تفقد کے وقت کو نہیں پہچانتے۔ اُس زمانۂ تفقد کا اختتام، جو 9/11 سے شروع ہوا، اُس وقت ہوتا ہے جب وہ آدھی رات کو بیدار کیے جاتے ہیں، مگر صرف یہ جاننے کے لیے کہ وہ کاٹ ڈالے گئے ہیں۔
ما در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«در ۱۸ آوریل، دو روز پس از آنکه صحنهٔ فرو ریختن ساختمانها از برابر چشمانم گذشته بود، برای انجام قرار ملاقاتی در کلیسای کار استریت، لسآنجلس، رفتم. هنگامی که به کلیسا نزدیک میشدیم، صدای پسران روزنامهفروش را شنیدیم که فریاد میزدند: «سانفرانسیسکو بر اثر زلزله ویران شد!» با دلی سنگین، نخستین اخبارِ شتابزده چاپشده دربارهٔ آن فاجعهٔ هولناک را خواندم.»
«دو ہفتے بعد، اپنے وطن واپسی کے سفر میں، ہم سان فرانسسکو سے گزرے اور ایک بگھی کرائے پر لے کر اُس عظیم شہر میں ہوئی تباہی کا مشاہدہ کرنے میں ڈیڑھ گھنٹہ صرف کیا۔ وہ عمارتیں بھی، جنہیں آفت کے مقابلہ میں محفوظ سمجھا جاتا تھا، کھنڈرات کی صورت میں پڑی تھیں۔ بعض صورتوں میں عمارتیں جزوی طور پر زمین میں دھنس گئی تھیں۔ یہ شہر انسانی ذہانت کی اس بے بسی کی نہایت ہولناک تصویر پیش کر رہا تھا کہ وہ آگ سے محفوظ اور زلزلہ سے محفوظ ڈھانچے تعمیر کر سکے۔»
«خداوند بهواسطهٔ نبی خود، صفنیا، داوریهایی را که بر بدکاران وارد خواهد آورد، بهصراحت معین میسازد: “بهکلی همهچیز را از روی زمین هلاک خواهم کرد، خداوند میگوید. انسان و حیوان را هلاک خواهم کرد؛ پرندگان آسمان و ماهیان دریا را، و سنگهای لغزش را با شریران نابود خواهم ساخت؛ و انسان را از روی زمین منقطع خواهم کرد، خداوند میگوید.”»
«و در روز قربانیِ خداوند واقع خواهد شد که من امیران و پسرانِ پادشاه و همهٔ آنان را که به لباسِ بیگانه ملبّساند، مجازات خواهم کرد. همچنین در همان روز، همهٔ کسانی را که بر آستانه میجهند و خانههای سرورانِ خویش را از ظلم و فریب انباشته میسازند، مجازات خواهم کرد….»
«و در آن زمان واقع خواهد شد که اورشلیم را با چراغها تفتیش خواهم کرد، و مردانی را که بر دُردِ خویش آرام گرفتهاند مجازات خواهم نمود؛ آنان که در دل خود میگویند: خداوند نه نیکی خواهد کرد و نه بدی. بنابراین، اموال ایشان به غنیمت مبدل خواهد شد، و خانههایشان به ویرانی؛ خانهها نیز بنا خواهند کرد، اما در آنها ساکن نخواهند شد؛ و تاکستانها غرس خواهند نمود، اما شراب آنها را نخواهند نوشید.»
«روزِ عظیمِ خداوند نزدیک است، نزدیک است و به شتاب بسیار میآید؛ حتی آوازِ روزِ خداوند: مردِ زورآور در آنجا به تلخی فریاد خواهد کرد. آن روز، روزِ غضب است، روزِ تنگی و اضطراب، روزِ ویرانی و خرابی، روزِ تاریکی و تیرگی، روزِ ابرها و ظلمتِ غلیظ، روزِ کرنا و بانگِ جنگ بر ضدِ شهرهای حصاردار و بر ضدِ برجهای بلند. و بر آدمیان تنگی خواهم آورد، بهگونهای که چون کوران راه خواهند رفت، زیرا به خداوند گناه ورزیدهاند؛ و خونِ ایشان چون غبار ریخته خواهد شد، و گوشتِ ایشان مانند سرگین. نه نقرهشان و نه طلایشان خواهد توانست ایشان را در روزِ غضبِ خداوند برهاند؛ بلکه تمامیِ زمین به آتشِ غیرتِ او بلعیده خواهد شد، زیرا او بهناگاه نابودیِ همهٔ ساکنانِ زمین را پدید خواهد آورد.» صفنیا 1:2, 3, 8–18
«خدا دیگر نمیتواند برای مدتی بسیار طولانیتر درنگ کند. هماکنون داوریهای او در برخی مکانها آغاز به فرود آمدن کرده است، و بهزودی ناخشنودی آشکار او در مکانهای دیگر نیز احساس خواهد شد.»
«سلسلهای از رویدادها رخ خواهد داد که آشکار میسازد خداوند حاکمِ اوضاع است. حقیقت با زبانی روشن و بیابهام اعلام خواهد شد. ما بهعنوان یک قوم، باید راه خداوند را تحت هدایتِ مسلّطِ روحالقدس مهیا سازیم. انجیل باید در خلوصِ خود عرضه شود. نهرِ آبِ حیات باید در مسیر خود ژرفتر و گستردهتر گردد. در همهٔ میدانها، نزدیک و دور، مردان از پشتِ گاوآهن و از مشاغل رایجترِ بازرگانی که تا حد زیادی ذهن را به خود مشغول میدارند، فراخوانده خواهند شد و در پیوند با مردانِ باتجربه تعلیم خواهند یافت. هنگامی که بیاموزند چگونه بهگونهای مؤثر کار کنند، حقیقت را با قدرت اعلام خواهند کرد. بهواسطهٔ شگفتانگیزترین کارکردهای عنایتِ الهی، کوههای دشواری از میان برداشته شده و به دریا افکنده خواهند شد. پیامی که برای ساکنان زمین چنین اهمیت عظیمی دارد، شنیده و فهمیده خواهد شد. مردمان خواهند دانست که حقیقت چیست. کار، پیوسته رو به پیش و باز هم رو به پیش، پیش خواهد رفت تا آنکه تمامی زمین انذار شده باشد، و آنگاه پایان فرا خواهد رسید.»
«روزبهروز بیش از پیش آشکار میگردد که داوریهای خدا در جهان جاری است. او در آتش و سیل و زلزله، ساکنان این زمین را از نزدیک بودن ظهور خویش هشدار میدهد. زمانی نزدیک میشود که بحران عظیم در تاریخ جهان فرا رسیده باشد؛ هنگامی که هر حرکت در حکومت خدا با علاقهای شدید و بیمی وصفناپذیر زیر نظر گرفته خواهد شد. داوریهای خدا با شتاب، یکی پس از دیگری، در پی هم خواهند آمد—آتش و سیل و زلزله، همراه با جنگ و خونریزی.»
«کاش قوم زمانِ تفقدِ خود را میدانستند! بسیاری هستند که هنوز حقیقتِ آزمونکنندهٔ این زمان را نشنیدهاند. بسیاری هستند که روحِ خدا با آنان در کشاکش است. زمانِ داوریهای هلاککنندهٔ خدا، برای آنان که فرصتی نیافتهاند تا بدانند حقیقت چیست، زمانِ رحمت است. خداوند با شفقت بر ایشان نظر خواهد افکند. دلِ رحمتِ او به تأثر میآید؛ و دستِ او هنوز برای نجات دراز است، حال آنکه در بر روی آنان که نخواستند داخل شوند بسته شده است.»
«رحمتِ خداوند در بردباریِ دیرپای او آشکار میشود. او داوریهای خود را بازمیدارد و انتظار میکشد تا پیامِ هشدار به همه اعلام گردد. آه، اگر قومِ ما آنگونه که باید، مسئولیتی را که بر عهده دارند برای رساندنِ آخرین پیامِ رحمت به جهان احساس میکردند، چه کارِ شگفتانگیزی به انجام میرسید!» Testimonies, volume 9, 94–97.