چهار نسلِ یوئیل، ویرانیِ تدریجیِ تاکستانِ خدا را از سال ۱۸۶۳ تا زمانِ قانونِ یکشنبه به تصویر می‌کشند. عددِ چهار همچنین نمادِ چهار صفت از شخصیتِ مسیح است. کروبیانِ درونِ مَقدِس چهار تجلّیِ چهره‌گون دارند، و آن تجلّیات با تقسیمِ چهارگانهٔ اسرائیلِ باستان، آنگاه که گرداگردِ مَقدِس اردو می‌زدند، مطابقت دارند. همچنین نمایانگرِ چهار انجیل هستند.

और उनके मुखों की समानता यह थी कि उन चारों का एक मनुष्य का मुख था, और दाहिनी ओर सिंह का मुख; और उन चारों की बाईं ओर बैल का मुख था; उन चारों का उकाब का मुख भी था। यहेजकेल 1:10।

اور پہلا حیوان شیر کے مانند تھا، اور دوسرا حیوان بچھڑے کے مانند، اور تیسرے حیوان کا چہرہ انسان کا سا تھا، اور چوتھا حیوان اُڑتے ہوئے عقاب کے مانند تھا۔ مکاشفہ 4:7۔

کتابِ مقدس (گنتی ۲) بارہ قبائل کو—سوائے لاوی کے، جو خیمۂ اجتماع کے عین گرد خیمہ زن تھے—چار لشکروں میں منظم بیان کرتی ہے، ہر ایک میں تین تین قبیلے، جو مقدِس کے گرد چاروں اصلی سمتوں میں اپنے اپنے جھنڈے، یعنی عَلَم یا نشان، کے تحت مقرر تھے۔ یہ ترتیب ایک رمزی مماثلت پیدا کرتی تھی، جس میں زمینی لشکر آسمانی تخت کی اُس صورت کی عکاسی کرتا ہے جس کی نگہبانی کروبی کرتے ہیں۔

یہوداہ مشرق کی طرف، مقدِس کے دروازے پر طلوع ہوتے ہوئے سورج کی سمت، خیمہ زن تھا۔ یہوداہ کا عَلَم شیر تھا، کیونکہ وہ یہوداہ کے قبیلے کے شیر کی نمائندگی کرتا ہے۔ یہوداہ کے ساتھ دو قبیلے اِسّاکار اور زبولون تھے۔ یوحنا کے رُویا میں پہلا حیوان شیر کی مانند تھا، جیسے حزقی ایل کے کروبیوں کے چہروں میں ایک چہرہ شیر کا تھا۔ روبین، یعنی انسان کی علامت، جنوب کی طرف شمعون اور جاد کے ساتھ تھا۔ مغرب کی طرف افرائیم تھا، اور اس کے ساتھ بنیمین اور منسّی، جن کی نمائندگی بیل سے کی گئی تھی۔ شمال کی طرف دان تھا، اور اس کے ساتھ آشر اور نفتالی، جن کی نمائندگی عقاب سے کی گئی تھی۔ آسمانی مقدِس کے چار چہروں کے ساتھ قبیلوں کی نسبت چاروں اناجیل میں ظاہر کی گئی ہے۔

متی شیرِ سبطِ یہوداہ ہے، مرقس قربانی کا بیل ہے، لوقا انسان ہے اور یوحنا بلند پرواز عقاب۔ مسیح، سبطِ یہوداہ کے شیر کی حیثیت سے، اپنے آپ کو اُس ہستی کے طور پر ظاہر کرتا ہے جو اپنے نبوی کلام پر مہر بھی لگاتا ہے اور اُس کی مہر بھی کھولتا ہے۔ متی کی کتاب میں مسیحائی نبوتوں کی تکمیل کے متعلق براہِ راست حوالہ جات (12) دیگر تینوں اناجیل کے مجموعے سے بھی زیادہ ہیں۔ اس میں معمولی سا بھی مقابلہ نہیں۔

کتابِ متی خدا کے نبوی کلام کی نمائندگی کرتی ہے۔ لوقا، جو ایک طبیب تھا، اپنی انجیل کو مسیح کے ابنِ آدم ہونے کے نقطۂ نظر سے پیش کرتا ہے، کیونکہ لوقا انسان کا چہرہ ہے۔ مرقس اپنی انجیلِ مسیح کو اُس قربانی کے نذرانہ کے نقطۂ نظر سے پیش کرتا ہے جس کی نمائندگی مسیح نے کی، کیونکہ مرقس بیل ہے۔ یوحنا وہ بلند پرواز عقاب ہے، جس نے انجیلِ مسیح کی اپنی پیشکش میں خدا کی گہری باتوں کو پیش کیا۔

درکِ کتابِ متّی آن‌گونه که در کلامِ نبوّتی بازنموده شده است، امری مهم است. کتابِ متّی شیرِ سبطِ یهوداست، سرورِ کلامِ نبوّتیِ او، شمارندهٔ شگفتِ اسرار، زبان‌دانِ شگفت، همان که کلامِ خود را مُهر می‌نهد و از مُهر می‌گشاید. عیسی الف و یاء است، و او کلمه است. نخستین کتابِ عهدِ جدید و آخرین کتابِ عهدِ جدید، کتاب‌هایی نبوّتی‌اند. بیشترِ مردم این حقیقت را دربارهٔ کتابِ مکاشفه می‌دانند، امّا ممکن است درنیافته باشند که متّی الفِ عهدِ جدید است؛ پس باید با یاءِ عهدِ جدید هم‌سو باشد. باید نمایانگرِ پایان باشد، که همان کتابِ مکاشفه است.

لہٰذا، جب ہم متی میں پیدایش کی عہد کی تاریخ کی سلسلہ وار parallel line کو، جیسا کہ ابواب گیارہ سے بائیس تک پیش کی گئی ہے، پاتے ہیں، تو یہ اس حقیقت سے کم نہیں کہ متی کے قبیلے کے شیر اس سچائی کو کھول رہا ہے۔ عہد کی تاریخ کے وہ بارہ ابواب، جن کی نمائندگی پیدایش، متی اور مکاشفہ میں کی گئی ہے، اب کھولے جا رہے ہیں، اور ہم یہ شناخت کر رہے ہیں کہ متی کا باب تئیس تاکستان کی تمثیل میں داناؤں اور نادانوں کی جدائی کی نمائندگی کرتا ہے۔ سابقہ عہدی قوم پر آٹھ افسوس، جن کا نبوی ہم منصب اُن آٹھ جانوں میں پایا جاتا ہے جو ایک لاکھ چوالیس ہزار کی نمائندگی کرتی ہیں، اور جو سلامتی کے کشتی پر سوار ہوتی ہیں۔ 23 اُس کام کی نمائندگی ہے جو آسمانی مقدِس میں اُس وقت شروع ہوا جب 2300 دن 22 اکتوبر 1844 کو اپنے اختتام کو پہنچے، اور قریب الوقوع اتوار کے قانون کے وقت پھر ایسا ہی ہوگا۔ باب 23 اسی سچائی کو نشان زد کر رہا ہے۔

فصل بیست‌وچهارم در زمانی رخ می‌دهد که مسیح به‌تازگی گفت‌وگوی خود را با اسرائیلِ مرتد به پایان رسانده و برای آخرین بار از معبد یهود بیرون رفته است. عدد 24 نمادِ انتقال اسرائیلِ کهن به اسرائیلِ جدید است؛ همان نقطهٔ دقیق در تاریخ نبوت که مسیح در آن ایستاده بود، آنگاه که پیام خود را در متی بیست‌وچهار عرضه کرد. پیام نبویِ متی 24 نمونه‌ای الهی از روش‌شناسیِ «خط بر خط» است که به‌طور خاص تاریخ میلری‌ها، و بنابراین تاریخ صد و چهل و چهار هزار را مورد خطاب قرار می‌دهد. عدد 24 به‌وسیلهٔ کلیسای مکاشفهٔ دوازده نمود می‌یابد، کلیسایی که بر ماه ایستاده است؛ ماهی که نورِ آفتابِ عدالت را بازمی‌تاباند. بر سر او دوازده ستاره است که نمایانگر 24 هستند، زیرا او تاریخِ منتهی به تولد مسیح را مجسم می‌سازد؛ زمانی که دوازده سبطِ اسرائیلِ کهن به دوازده شاگردِ اسرائیلِ جدید تبدیل می‌شدند. در فصل بیست‌وچهار، تاریخ میلری از 1798 تا نومیدیِ عظیم بازنمایی شده است. سپس متی 25 فرا می‌رسد.

شمارۀ ۲۵ نمادی از لاویان است، خواه نیک و خواه بد؛ اما به همان اندازه، نمایانگر جداسازی لاویان حکیم از لاویان شریر نیز هست. متی ۲۵ بر پایۀ سه شاهد، یا سه مَثَل، فرایند جداسازی‌ای را معین می‌سازد که با شمارۀ بیست‌وپنج به تصویر کشیده شده است. البته مَثَل ده باکره، تاریخ میلری‌ها و نیز تاریخ صد و چهل و چهار هزار را نمایندگی می‌کند. آن تاریخ، تاریخِ فرشتۀ اول است؛ مَثَل قنطارها، فرشتۀ دوم است؛ و مَثَل گوسفندان و بزها، داوریِ فرشتۀ سوم است.

فصل‌های بیست‌وشش تا بیست‌وهشت، تاریخ فِصَح را تا فرمان بشارتیِ پس از مصلوب‌شدن مشخص می‌کنند.

اور ایسا ہوا کہ جب یسوع یہ سب باتیں مکمل کر چکا تو اُس نے اپنے شاگردوں سے کہا، تم جانتے ہو کہ دو دن کے بعد عیدِ فسح ہے، اور ابنِ آدم مصلوب کیے جانے کے لیے حوالہ کر دیا جاتا ہے۔ متی 26:1، 2

خلاصهٔ نشانه‌های گوناگون در فصل ۲۶ چنین است: در آیات ۳ تا ۵، توطئه‌ای برای کشتن عیسی طرح می‌شود. سپس در آیات ۶ تا ۱۳، عیسی در بیت‌عَنیا مسح می‌گردد. در آیات ۱۴ تا ۱۶، یهودا مسیح را به سی پارهٔ نقره تسلیم می‌کند. سپس در آیات ۱۷ تا ۲۵، عید فِصَح با شاگردان او فرامی‌رسد. در آیات ۲۶ تا ۲۹، عیسی عشای ربانی را برقرار می‌سازد، و در آیهٔ ۳۰، عیسی انکار پطرس را پیشگویی می‌کند. در آیات ۳۶ تا ۴۶، عیسی در جَتْسیمانی است. در آیات ۴۷ تا ۵۶، عیسی دستگیر می‌شود، سپس در آیات ۵۷ تا ۶۸، عیسی در حضور قیافا و سَنهِدرین قرار می‌گیرد. از آیهٔ ۶۹ به بعد، انکار مسیح از سوی پطرس بیان می‌شود. این فصل مشتمل بر ده نشانهٔ مشخص است که باید در ایام آخر تکرار شوند.

باب بیست‌وهفتم نیز ده نشانهٔ متمایز دارد. عیسی به پیلاطس سپرده می‌شود، سپس یهودا خود را حلق‌آویز می‌کند، سپس عیسی را به حضور پیلاطس می‌برند، سپس باراباس برگزیده می‌شود، پیلاطس عیسی را برای مصلوب شدن تسلیم می‌کند، سپس عیسی را استهزا می‌کنند، سپس مصلوب شدن، سپس مرگ عیسی، سپس عیسی دفن می‌شود و آنگاه نگهبانِ قبر شهادت می‌دهد.

باب بیست‌وهشتم تنها سه نشانهٔ راه دارد: نخست، رستاخیز؛ سپس دروغِ سنهدرین؛ و آنگاه مأموریت عظیم. سه فصل با بیست‌وسه نشانهٔ راهِ متمایزِ صلیب که در تاریخِ یکصد و چهل‌وچهار هزار نفر تکرار خواهد شد.

متی 26 – ده نشانهٔ راه

  • توطئۀ رؤسای کاهنان و مشایخ برای کشتن عیسی (آیات ۳–۵)

  • مسح در بیت‌عنیا به‌وسیلهٔ زنِ دارای ظرفِ مرمرینِ عطر (آیات ۶–۱۳)

  • یہوداہ تیس چاندی کے سکّوں کے عوض یسوع سے غداری کرنے پر راضی ہو جاتا ہے (آیات 14–16)

  • آماده‌سازی و خوردنِ فِصَح با شاگردان (آیات 17–25)

  • برقرارىِ عشاىِ ربانى (آیات ۲۶–۲۹)

  • پطرس کے انکار کی پیشین گوئی (آیات 30–35)

  • عذاب در جتسیمانی (آیات ۳۶–۴۶)

  • خیانت و دستگیری عیسی (آیات ۴۷–۵۶)

  • عیسیٰ کاہنِ اعظم قیافا اور سنہدرین کے سامنے پیش کیے گئے (آیات 57–68)

  • انکارِ سہ گانۂ پطرس (آیات 69–75)

متی ۲۷ – ده نشانهٔ راه

  • عیسی به پیلاطس سپرده شد (آیات ۱–۲)

  • پشیمانی و خودکشیِ یهودا (آیات ۳–۱۰)

  • عیسیٰ پیلاطس کے سامنے — باضابطہ رومی مقدمہ (آیات 11–14)

  • انتخابِ بَرابّاس بر یسوع (آیات ۱۵–۲۶)

  • پیلاطس عیسی را تا مصلوب شود تسلیم می‌کند (شاملِ آزادیِ باراباس)

  • تمسخر و تازیانه‌زدن به‌وسیلهٔ سربازان (آیات ۲۷–۳۱)

  • مصلوب شدن (آیات ۳۲–۴۴)

  • مرگِ عیسی (آیات ۴۵–۵۰)

  • نشانه‌های مافوق‌طبیعی و تدفین به‌دست یوسفِ رامه‌ای (آیات ۵۱–۶۱)

  • مأمور شدن نگهبانان بر قبر (آیات ۶۲–۶۶)

متی ۲۸ – سه نشانهٔ راه

  • رستاخیز و قبرِ خالی (آیات ۱–۱۰)

  • د دروغِ ستر کاهنانو او مشرانو له خوا سپاهیانو ته (آیتونه 11–15)

  • مأموریت عظیم (آیات ۱۶–۲۰)

چنان‌که تجربهٔ مسیح از تدهین در بیت‌عنیا تا مأموریت عظیم، پایان خدمت زمینی او و آغاز انجیل برای همهٔ امت‌ها را رقم زد، به همین‌سان همین نشانه‌های راه در تجربهٔ باقی‌ماندگان خدا نیز، آنگاه که به پایان مهلت آزمون و پیروزی نهایی خویش نزدیک می‌شوند، تکرار می‌گردد.

باب‌های بیست‌وششم تا بیست‌وهشتم، تاریخِ فِصَح را بر اساس ۲۳ نشانهٔ متمایز ترسیم می‌کنند که در تاریخِ منتهی به قانون یک‌شنبه و نیز در پیِ آن تکرار می‌شوند.

«آمدنِ مسیح به‌عنوان کاهنِ اعظمِ ما به مکانِ اقدس، برای تطهیرِ مقدِس، که در دانیال ۸:۱۴ به نمایش گذاشته شده است؛ آمدنِ پسرِ انسان نزد قدیم‌الایام، چنان‌که در دانیال ۷:۱۳ عرضه شده است؛ و آمدنِ خداوند به هیکلِ خویش، که ملاکی آن را پیشگویی کرده است، همگی توصیف‌های یک رویدادِ واحد هستند؛ و این همچنین به‌وسیلهٔ آمدنِ داماد به عروسی، که مسیح آن را در مَثَلِ ده باکره در متی ۲۵ بیان کرده است، به تصویر کشیده شده است.» نبرد عظیم، ۴۲۷.

پایانِ ۲۳۰۰ روز در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ در قانون یکشنبه تکرار می‌شود. بیست‌وسه نشانهٔ راهِ واقع در سه فصل پایانیِ متی، آن خون گران‌بها را که برای پیوند الوهیت با انسانیت به کار گرفته می‌شود، آشکار می‌سازند.

شفاعتِ مسیح به‌نفعِ انسان در قُدسِ اعلی، به همان اندازه برای نقشهٔ نجات ضروری است که مرگِ او بر صلیب ضروری بود. او به‌واسطهٔ مرگِ خود آن کاری را آغاز کرد که پس از قیامش، برای تکمیلِ آن به آسمان صعود نمود. ما باید به‌واسطهٔ ایمان، به درونِ حجاب داخل شویم، «جایی که پیشرو به‌خاطرِ ما داخل شده است.» عبرانیان ۶:۲۰. در آنجا نورِ صلیبِ جلجتا بازتاب می‌یابد. در آنجا می‌توانیم بصیرتی روشن‌تر نسبت به اسرارِ فدیه به‌دست آوریم. نجاتِ انسان با هزینه‌ای نامتناهی بر آسمان تحقق یافته است؛ قربانیِ تقدیم‌شده پاسخگوی گسترده‌ترین مطالباتِ شریعتِ شکستهٔ خداست. عیسی راه را به‌سوی تختِ پدر گشوده است، و از طریقِ وساطتِ او، اشتیاقِ صادقانهٔ همهٔ کسانی که با ایمان نزد او می‌آیند می‌تواند به حضورِ خدا عرضه شود.» نبرد عظیم، ۴۸۹.

باب ۲۳ متی بر محکومیتِ کهانتِ جعلی تأکید می‌کند. باب‌های بیست‌وشش تا بیست‌وهشت، امگای باب ۲۳ هستند. لاویانِ تقلبی، و شورشِ فزایندهٔ مشایخ در طی چهار نسل، نشانه‌های راه را در سه بابِ پایانی پدید آوردند.

بابِ بیست و چهارم روشِ «خط بر خط» را به‌عنوان روشِ مسیح معرّفی می‌کند، زیرا او از ویرانیِ اورشلیم برای توصیفِ آنچه هست، آنچه بوده است و آنچه خواهد بود، استفاده می‌کند.

سقوط أورشليم سنة 70م وقع في اليوم نفسه من السنة الذي دُمِّرت فيه أورشليم أول مرة على يد نبوخذنصر. وكان تدمير أورشليم على يد نبوخذنصر تاريخًا ماضيًا، وأما تاريخ المسيح، حين استولى تيطس على أورشليم، فقد مثَّل نهاية العالم. إن متى 24 يبرز منهجية «سطرًا على سطر»، وبذلك يحدِّد «المنهجية» بوصفها عنصرًا من عناصر الشهادة النبوية.

در باب ۲۴ است که مسیح ضرورتِ فهمِ «مکروهِ ویرانگر» را که دانیالِ نبی از آن سخن گفته است، آشکار می‌سازد؛ همان فهمِ بنیادینی که از آنِ ویلیام میلر بود، و همان نمادی که رؤیا را در دانیال استوار می‌گرداند. این امر همچنین نمایانگرِ عصیانِ اَدونتیسم است، زیرا ایشان فهمِ میلری از «قربانیِ دائمی» را در کتاب دانیال رد کردند، و بدین‌سان در آن گمراهیِ شدیدِ مذکور در باب دومِ ۲ تسالونیکیان سهیم شدند. این باب به‌طور مستقیم با لوقا ۲۱ پیوند دارد، و از این‌رو ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ را مشخص می‌سازد، که نمونه‌ای از ۱۱ سپتامبر تا قانونِ یکشنبه است. همچنین با «زمان‌های امت‌ها» در لوقا ۲۱:۲۴ ارتباط می‌یابد، که کلیدی اساسی در گشودنِ «هفت زمان»ِ موسی است، و در عین حال با اندازه‌گیریِ هیکل در مکاشفه ۱۱ نیز هم‌راستا می‌گردد.

از باب بیست‌وسه آغاز می‌شود، سپس ۲۴ و ۲۵ می‌آیند، و آنگاه با ابواب ۲۶ تا ۲۷ پایان می‌پذیرد؛ سه بابی که دارای بیست‌وسه waymark هستند که اومگای آلفای باب بیست‌وسه‌اند. باب بیست‌وشش به‌اضافهٔ بیست‌وهفت و بیست‌وهشت مساوی است با «۸۱»، که نمادی از کهانت است. بر گواهیِ سه شاهد (پیدایش، متی و مکاشفه)، ابواب ۱۱ تا ۲۲ یک خط هستند. ابواب ۲۳ تا ۲۸ خطی از حقیقت‌اند که با ۲۳ آغاز می‌شود و با ۲۳ پایان می‌یابد.

فصل‌های یک تا ده، نخستینِ سه خطّ نبوی در کتاب متی هستند: ده فصل، سپس دوازده فصل، و پس از آن شش فصل. الهام به ما اعلام می‌دارد که همهٔ کتاب‌های کتاب‌مقدّس در مکاشفه به هم می‌رسند و در آن پایان می‌یابند، و ازاین‌رو همهٔ کتاب‌های کتاب‌مقدّس در متی نیز به هم می‌رسند و در آن پایان می‌یابند. متی، به‌عنوان سیمای شیرِ سبطِ یهودا، دوازده نبوّتِ متمایزِ مسیحایی را معرّفی می‌کند، و آن دوازده بخش، نشانه‌های راهِ تاریخِ میلریت‌ها و یکصد و چهل و چهار هزار تن را پدید می‌آورند. چنان‌که کتاب مکاشفه با مکاشفهٔ عیسی مسیح آغاز می‌شود، فصل اوّلِ متی نیز مکاشفه‌ای از عیسی مسیح ارائه می‌دارد که با زندگی و شهادتِ موسی، با تاریخِ ضدّمسیح، پیوند می‌یابد، در حالی که سه عنصرِ کلیسای ظافر را، آن‌گونه که در نبی، کاهن، و پادشاه نمود یافته‌اند، معرّفی می‌کند.

متی با مکاشفهٔ عیسی مسیح در چارچوب عهد خدا با قومی برگزیده آغاز می‌شود. از ابراهیم تا داود چهارده نسل بود، از داود تا اسارت در بابل چهارده نسل، و از بابل تا مسیح نیز چهارده نسل دیگر. نسب‌نامهٔ مسیح در متی با موسی همسو است، زیرا موسی آلفای مسیح، اومگا، است. زندگی صد و بیست‌سالهٔ موسی با صد و بیست سال زمانِ آزمایشی در تاریخ نوح مطابقت دارد. بنابراین، عهد نوح با عهدِ قومی برگزیده مرتبط است. صد و بیست سالِ موسی نمایانگر سه دورهٔ چهل‌ساله است که با کشتنِ مصری به‌دستِ موسی در پایانِ چهل سالِ نخست، و با کشته شدنِ نخست‌زادگان، فرعون و سپاهش در پایانِ دورهٔ دومِ چهل‌ساله، به انجام رسید. دورهٔ دومِ چهل‌ساله با شورشی در قادش پایان یافت و دورهٔ سومِ چهل‌ساله با دومین شورشِ قادش به پایان رسید. هر سه خط نبویِ آلفا در قادش پایان می‌یابند و سه خط نبویِ نسب‌نامهٔ متی در داود، اسارت در بابل، و رسولِ عهد به پایان می‌رسند.

زمانی که آلفای موسی با اُمگای مسیح هم‌راستا می‌گردد، شش شاهدِ قادش پدید می‌آید، که عبارت است از 1863 و قانونِ یک‌شنبه. نسب‌نامهٔ متّی، داودِ پادشاه را در قادش قرار می‌دهد؛ همان‌جا که ادونتیسمِ مرتد به بابل برده می‌شود، در حالی که مسیح عهد را با صد و چهل و چهار هزار استوار می‌سازد. با قرار دادن داود در قانونِ یک‌شنبه، شاهدِ دومی برای داود برقرار می‌شود، و داود یکی از سه نمایندهٔ بشری است که خدمت خویش را در سی‌سالگی آغاز کردند. مسیح، داود، یوسف و حزقیال، همگی کار خود را در سنّ سی‌سالگی آغاز کردند. این چهار سی‌ساله که خدمت را آغاز کردند، با هم نمایانگرِ ترکیبِ الوهیت با بشریت‌اند، آنگاه که کلیسای مجاهد به کلیسای ظفرمند تبدیل می‌شود. آن کلیسا از یک نبی، یک کاهن و یک پادشاه تشکیل شده است. این دگرگونی در قانونِ یک‌شنبه نشان‌گذاری می‌شود، که همان قادش نیز هست؛ از این‌رو، داود در نسب‌نامهٔ متّی با داودِ سی‌ساله هم‌راستا می‌شود.

سی سالِ آمادگی با چهارصد و سی سالِ عهدِ ابراهیم هم‌راستا است، و نیز با سنِّ یک کاهن و ۱۲۹۰ سالِ دانیال ۱۲:۱۱. در مقالهٔ بعدی، هر یک از آن دوازده نبوتِ مسیحایی را در کتابِ متی بررسی خواهیم کرد. ما ابتدا سه خطِ نبوی را در متی مشخص می‌کنیم: فصل‌های یک تا ده، سپس فصل‌های یازده تا بیست‌ودو، و آنگاه فصل‌های بیست‌وسه تا بیست‌وهشت.

«تا مدتی پس از ناکامی سال ۱۸۴۴، من نیز، هم‌عقیده با جماعت اَدوِنت، بر این باور بودم که درِ رحمت در آن هنگام برای همیشه بر جهان بسته شده است. این موضع پیش از آن اتخاذ شده بود که نخستین رؤیا به من داده شود. این نوری که خدا به من عطا فرمود، خطای ما را اصلاح کرد و ما را قادر ساخت تا جایگاهِ حقیقی را ببینیم.»

«من هنوز به نظریۀ درِ بسته ایمان دارم، اما نه به آن معنایی که ما در آغاز این اصطلاح را به کار می‌بردیم یا مخالفانم آن را به کار می‌برند.»

در روزگار نوح دری بسته وجود داشت. در آن زمان، روح خدا از نسل گناهکاری که در آب‌های طوفان هلاک شد، بازداشته شد. خودِ خدا پیامِ درِ بسته را به نوح داد: «روح من تا ابد با انسان مجادله نخواهد کرد، زیرا او نیز جسم است؛ لیکن ایام او صد و بیست سال خواهد بود» (پیدایش ۶:۳).

«در ایام ابراهیم، دری بسته بود. رحمت دیگر برای ساکنان سدوم شفاعت نمی‌کرد، و همگان جز لوط و همسرش و دو دخترش، به آتشی که از آسمان فرستاده شد، هلاک شدند.»

«در روزگار مسیح، دری بسته وجود داشت. پسر خدا به یهودیانِ بی‌ایمانِ آن نسل اعلام کرد: "اینک خانهٔ شما برایتان ویران واگذاشته می‌شود" (متی 23:38).»

«با نگریستن در امتداد جریان زمان به ایام آخر، همان قدرتِ نامتناهی از طریق یوحنا اعلام کرد: “این‌ها را آن که قدوس است، آن که حق است، آن که کلید داوود را دارد، آن که می‌گشاید و هیچ‌کس نمی‌بندد؛ و می‌بندد و هیچ‌کس نمی‌گشاید، می‌گوید” (مکاشفه ۳:۷).»

«به من در رؤیا نشان داده شد، و هنوز نیز بر این باورم، که در سال 1844 دری بسته وجود داشت. همهٔ کسانی که نورِ پیام‌های فرشتهٔ اول و دوم را دیدند و آن نور را رد کردند، در تاریکی واگذاشته شدند. و آنان که آن را پذیرفتند و روح‌القدس را که همراهِ اعلامِ آن پیام از آسمان بود دریافت کردند، و سپس ایمان خود را انکار نمودند و تجربهٔ خویش را فریب پنداشتند، بدین‌سان روحِ خدا را رد کردند، و او دیگر با ایشان التماس نمی‌کرد.»

«آنانی که نور را ندیده بودند، گناهِ رد کردنِ آن را نداشتند. تنها آن گروهی بودند که نورِ آسمان را خوار شمرده بودند و روحِ خدا نمی‌توانست به ایشان دست یابد. و این گروه، چنان‌که بیان کرده‌ام، هم کسانی را دربر می‌گرفت که هنگامی که پیام به ایشان عرضه شد، از پذیرفتن آن سر باز زدند، و نیز کسانی را که، پس از آنکه آن را پذیرفته بودند، بعداً از ایمان خود دست کشیدند. اینان ممکن بود صورتی از دینداری داشته باشند و ادعا کنند که پیروان مسیح‌اند؛ اما چون هیچ پیوند زنده‌ای با خدا نداشتند، به اسارتِ فریب‌های شیطان گرفتار می‌شدند. این دو گروه در رؤیا نشان داده شده‌اند—کسانی که نوری را که از آن پیروی کرده بودند، فریب پنداشتند، و شریرانِ جهان که، چون نور را رد کرده بودند، از سوی خدا نیز مردود شده بودند. هیچ اشاره‌ای به کسانی نشده است که نور را ندیده بودند و بنابراین در رد کردن آن گناهکار نبودند.» Selected Messages, book 1, 62, 63.

«این کسانی هستند که به‌واسطهٔ ایمان، در کار عظیمِ کفّاره از عیسی پیروی می‌کنند و از مزایای شفاعتِ او به نفع خویش بهره‌مند می‌شوند؛ حال آنکه آنان که نوری را که این خدمت را آشکار می‌سازد رد می‌کنند، از آن هیچ بهره‌ای نمی‌یابند. یهودیانی که نوری را که در نخستین ظهور مسیح داده شد رد کردند و نخواستند به او به‌عنوان نجات‌دهندهٔ جهان ایمان آورند، نمی‌توانستند از طریق او آمرزش را دریافت کنند. هنگامی که عیسی در عروج خود، به‌واسطهٔ خونِ خویش، به قدس آسمانی داخل شد تا بر شاگردانش برکاتِ شفاعتِ خود را فرو ریزد، یهودیان در تاریکیِ کامل واگذاشته شدند تا قربانی‌ها و هدایای بیهودهٔ خود را ادامه دهند. خدمتِ نمونه‌ها و سایه‌ها پایان یافته بود. آن دری که انسان‌ها پیش‌تر از طریق آن به خدا دسترسی می‌یافتند، دیگر گشوده نبود. یهودیان نپذیرفته بودند که او را از تنها راهی بجویند که در آن زمان می‌شد او را یافت، یعنی از طریق خدمت در قدس آسمانی. ازاین‌رو، هیچ مشارکتی با خدا نیافتند. برای ایشان آن در بسته بود. آنان هیچ شناختی از مسیح نداشتند به‌عنوان قربانیِ حقیقی و تنها میانجی در حضور خدا؛ ازاین‌رو نمی‌توانستند از مزایای شفاعتِ او بهره‌مند شوند.»

حالت یهودیانِ بی‌ایمان، حالتِ بی‌مبالاتان و بی‌ایمانان را در میان مسیحیانِ معترف به ایمان مجسّم می‌سازد؛ آنان که از کارِ کاهن اعظمِ رحیمِ ما به‌عمد غافل‌اند. در خدمتِ تمثیلی، هنگامی که کاهن اعظم به قدس‌الاقداس داخل می‌شد، از تمامی اسرائیل خواسته می‌شد که در پیرامونِ قدس گرد آیند و با نهایتِ وقار، جان‌های خویش را در حضورِ خدا فروتن سازند، تا آمرزشِ گناهانِ خود را بیابند و از جماعت منقطع نگردند. پس در این یومِ کفّارهٔ ضدّ تمثیلی، تا چه اندازه ضروری‌تر است که ما کارِ کاهن اعظمِ خود را درک کنیم و بدانیم چه وظایفی از ما خواسته شده است.

«انسان‌ها نمی‌توانند بدون مکافات، هشداری را که خدا از روی رحمت برای آنان می‌فرستد، رد کنند. در روزگار نوح، پیامی از آسمان برای جهان فرستاده شد، و نجات ایشان به نحوهٔ برخوردشان با آن پیام بستگی داشت. چون هشدار را رد کردند، روح خدا از آن نسل گناهکار برگرفته شد، و آنان در آب‌های طوفان هلاک شدند. در زمان ابراهیم، رحمت دیگر برای ساکنان گناهکار سدوم شفاعت نکرد، و همگی جز لوط با همسرش و دو دخترش، به وسیلهٔ آتشی که از آسمان فرود آمد، نابود شدند. در ایام مسیح نیز چنین بود. پسر خدا به یهودیان بی‌ایمانِ آن نسل اعلام کرد: «اینک خانهٔ شما برای شما ویران گذاشته می‌شود.» متی 23:38. همان قدرت نامتناهی، با نظر به ایام آخر، دربارهٔ کسانی که «محبتِ راستی را نپذیرفتند تا نجات یابند»، چنین اعلام می‌دارد: «و از این جهت خدا ایشان را به عملِ گمراهی خواهد فرستاد تا دروغ را باور کنند؛ تا بر همهٔ آنان که به راستی ایمان نیاوردند بلکه از ناراستی لذت بردند، حکم محکومیت جاری شود.» 2 تسالونیکیان 2:10–12. چون تعالیم کلام او را رد می‌کنند، خدا روح خود را از ایشان بازمی‌گیرد و آنان را به فریب‌هایی که دوست می‌دارند، وا می‌گذارد.» — نبرد عظیم، 430، 431.