ما در حال شناسایی دوازده تحققِ مسیحایی در کتابِ متّی هستیم و آنها را با نشانههای راهِ یکصد و چهل و چهار هزار تن همتراز میسازیم. ما تولدِ مسیح را بهعنوان نشانهٔ راهِ «زمانِ آخر» شناسایی کردهایم؛ نشانهای که آغازگرِ هر حرکتِ اصلاحی است. تولدِ مسیح با سالِ 1989 همراستا است، که برای یکصد و چهل و چهار هزار تن، «زمانِ آخر» بهشمار میآید. آن نشانهٔ راه همواره بهدنبالِ خود نشانهٔ راهی میآورد که در آن، پیام به عرصهٔ عمومی عرضه میگردد، تا از آن پس عمومِ مردم نسبت به آن مسؤول شناخته شوند.
دومین تحققِ مسیحایی، تعلیمِ مَثَلهای مسیح بود که روششناسیِ بهکاررفته برای ارائهٔ پیامی را تعریف میکند که پس از زمانِ آخر رسمیت مییابد، آنگاه که افزایشِ معرفت به پیامی برای آن نسلِ خاص میانجامد. برای میلریها این زمان 1831 بود و برای جنبشِ یکصد و چهل و چهار هزار، 1996. پس از آنکه پیام در عرصهٔ عمومی قرار داده میشود، سپس بهواسطهٔ تحققِ نبوتی که آغازِ فرایندِ آزمون را مشخص میسازد، قدرت مییابد. این توانمندسازی برای میلریها 11 اوت 1840 بود و برای یکصد و چهل و چهار هزار، 9/11.
سومین نشانهٔ راهِ مسیحایی، پیامآورانِ ۱۱ سپتامبر است.
اور آ کر ناصرت نام ایک شہر میں سکونت اختیار کی، تاکہ وہ بات پوری ہو جو انبیا کی معرفت کہی گئی تھی کہ وہ ناصری کہلائے گا۔ متی 2:23۔
پیشگویی
وَیَسَّى کے تنے میں سے ایک ٹہنی نکلے گی، اور اُس کی جڑوں میں سے ایک شاخ پھوٹے گی۔ یسعیاہ 11:1، قضاۃ 13۔
ریشۀ واژۀ عبریِ ترجمهشده به «شاخه»، نِتْسِر است که ریشۀ «ناصِره» نیز هست. آن شاخه از زاغههای ناصره برمیخیزد.
«خداوند جوانان را از میان طبقات فروتن زندگی به خدمت خویش فراخواهد خواند، همانگونه که آنگاه که شخصاً بر این زمین میزیست، چنین کرد. او از کنار ربیانِ دانشآموخته گذشت تا بهعنوان نخستین شاگردان خود، ماهیگیرانِ فروتن و بیسواد را برگزیند. او کارگرانی دارد که آنان را از فقر و گمنامی فراخواهد خواند. آنان که به وظایف معمول زندگی مشغولاند و جامههای زبر بر تن دارند، در نظر مردمان کمارزش شمرده میشوند. اما آنان جواهرات گرانبها خواهند شد تا برای خداوند بهدرخشند. «و یَهُوَه صَبایوت میگوید: ایشان در آن روز که جواهرات خاص خود را فراهم آورم، از آنِ من خواهند بود.» ریویو اند هرالد، ۵ مه ۱۹۰۳.»
اقتدارِ روحُ القدس، سِسٹر وائٹ کا اقتدار، اور جونز اور ویگنر کی الہامی تائید کو 1888 میں رد کر دیا گیا، جیسے قورح نے موسیٰ کے اقتدار کو رد کیا تھا۔
«بدینسان پیام فرشتهٔ سوم اعلام خواهد شد. هنگامی که زمان آن فرا رسد که این پیام با عظیمترین قدرت عرضه شود، خداوند بهواسطهٔ ابزارهای فروتن عمل خواهد کرد و اذهان کسانی را که خویشتن را به خدمت او وقف میکنند، هدایت خواهد نمود. کارگران بیش از آنکه بهوسیلهٔ آموزش مؤسسات ادبی تربیت یافته باشند، بهواسطهٔ مسح روح او شایسته ساخته خواهند شد. مردانِ ایمان و دعا ناگزیر خواهند شد که با غیرتی مقدس به پیش روند و کلماتی را که خدا به ایشان میبخشد، اعلام کنند. گناهان بابل آشکار خواهد شد. نتایج هولناکِ تحمیل مراسم کلیسا بهوسیلهٔ اقتدار مدنی، نفوذ تدریجیِ روحگرایی، پیشرفت پنهان اما سریعِ قدرت پاپی—همه برملا خواهند شد. بهوسیلهٔ این هشدارهای جدی، مردم به جنبش درخواهند آمد. هزاران هزار نفر گوش فرا خواهند داد که هرگز سخنانی مانند این را نشنیدهاند. با شگفتی میشنوند این شهادت را که بابل همان کلیساست که به سبب خطاها و گناهانش سقوط کرده است، زیرا حقیقتی را که از آسمان برای او فرستاده شده بود، رد کرده است. هنگامی که مردم با این پرسش مشتاقانه نزد آموزگاران پیشین خود میروند که آیا این امور چنین است، خادمان افسانهها عرضه میکنند و چیزهای دلپذیر نبوّت مینمایند تا ترسهای ایشان را تسکین دهند و وجدان بیدارشده را آرام سازند. اما چون بسیاری از مردم از آنکه صرفاً به اقتدار انسانها بسنده کنند سر باز میزنند و «خداوند چنین میفرماید»ی روشن را مطالبه میکنند، خادمان محبوب عامه، همچون فریسیانِ قدیم، چون اقتدارشان مورد پرسش قرار میگیرد، از خشم لبریز شده، این پیام را شیطانی خواهند خواند و انبوهِ گناهدوست را برخواهند انگیخت تا آنان را که آن را اعلام میکنند، دشنام دهند و آزار رسانند.» The Great Controversy, 606.
لبهای لکنتدارِ محلههای فقیرنشینِ ناصره به «مجادله»ی اشعیا بیستوهفت رسیدند.
در اندازه، چون آن بروید، تو با آن مناظره خواهی کرد؛ او باد تندِ خود را در روزِ بادِ شرقی بازمیدارد. اشعیا 27:8.
«بادِ شرقیِ» اسلام، که بهعنوان «سومین وای» و نیز «بهخشمآمدنِ امتها» معرفی شده است، در ۱۱ سپتامبر رها شد و بیدرنگ مهار گردید.
«در آن زمان، هنگامی که کار نجات به پایان خود نزدیک میشود، مصیبت بر زمین فرود خواهد آمد، و امتها خشمگین خواهند شد، اما مهار خواهند شد تا مانع کار فرشتهٔ سوم نگردند. در آن زمان، «باران آخر»، یا تازگیبخشی از حضور خداوند، خواهد آمد تا به آواز بلند فرشتهٔ سوم قدرت بخشد و مقدسان را آماده سازد تا در دورهای که هفت بلای آخر ریخته خواهد شد، پایدار بمانند.» Early Writings, 85.
موسیٰ، ایلن وائٹ، اے۔ ٹی۔ جونز اور ای۔ جے۔ ویگنر نے پھر 9/11 پر حبقوق باب دو کے نگہبانوں کے طور پر اپنا مقام سنبھالا، جنہوں نے پوچھا کہ یسعیاہ کی اُس “مباحثہ” کے دوران وہ کیا کہیں گے، جو اُس وقت شروع ہوتا ہے جب مشرقی ہوا آتی ہے۔ یسعیاہ کہتا ہے کہ یہی “مباحثہ” خدا کے لوگوں میں سے گناہوں کو پاک کرتا ہے۔
به اندازه، هنگامی که آن را به پیش میفرستی، با آن محاکمه خواهی کرد؛ او در روزِ بادِ شرقی، بادِ سختِ خود را بازمیدارد. پس بدینوسیله عصیانِ یعقوب کفاره خواهد شد؛ و تمامی ثمرِ برطرف شدنِ گناه او این است: هنگامی که او همهٔ سنگهای مذبح را همچون سنگهای گچ که خرد و شکسته شدهاند، میسازد، بیشهها و تمثالها برپا نخواهند ماند. اشعیا 27:8, 9
«مباحثه» دربارهٔ اینکه بارانِ آخِر در ۹/۱۱ اندازهگیری میشود، آنگاه که اسلام رها شد و سپس مهار گردید، همان چگونگیِ برداشتهشدنِ گناهانِ یعقوب است، و بدینسان یعقوب به اسرائیل مبدّل میشود. این انتقالِ کتابمقدّسیِ یعقوب، یعنی انسانِ نمایندهٔ عهد، به اسرائیل، سال ۱۸۵۶ را مشخص میسازد؛ هنگامی که جنبشِ میلریِ فیلادلفیایی، به جنبشِ میلریِ لائودیکیهای تبدیل شد، که هفت سال بعد به کلیسای ادونتیستِ روزِ هفتمِ لائودیکیهای بدل گردید. آن انتقال در تاریخِ میلری، نشانهای را در تاریخِ صد و چهل و چهار هزار معیّن میسازد، آنگاه که جنبشِ لائودیکیهایِ صد و چهل و چهار هزار به جنبشِ فیلادلفیاییِ صد و چهل و چهار هزار تبدیل میشود. آن نقطهٔ انتقال همان زمانی است که یعقوب، به معنای غاصب، به اسرائیل، به معنای غالب، تبدیل میشود.
«مناظره» گناهان یعقوب را تطهیر میکند و او اسرائیلِ غالب میگردد. آنان که بهعنوان اسرائیل نمایانده شدهاند، به خونِ کلمه و کلامِ شهادتِ خویش غالب میآیند.
و ایشان بهسببِ خونِ برّه و بهسببِ کلامِ شهادتِ خویش بر او غالب آمدند؛ و جانِ خود را تا به مرگ عزیز نداشتند. مکاشفه 12:11.
«کلامِ شهادتِ ایشان» همان پیامی است که دیدبانِ حبقوق درخواست کرد آن را درک کند. این کلام، مُقَدَّسشدنِ ایشان و خونِ برّه، یعنی عادلشمردهشدنِ ایشان، را نمایندگی میکند.
من بر جایگاه دیدبانی خویش خواهم ایستاد، و بر برج مستقر خواهم شد، و دیدهبان خواهم بود تا ببینم او به من چه خواهد گفت، و چون توبیخ شوم، چه پاسخ خواهم داد. حبقوق ۲:۱.
لفظ «توبیخ کرد» به معنای «مجادله کرد» است، و نمایانگر «مباحثه» اشعیا است که گناهان یعقوب را برمیدارد. دیدهبان در حبقوق میخواهد بداند که شهادتش چه باید باشد، و به او اعلام میشود که الواح حبقوق همان پیامی است که به کسانی که مایل به خواندن بودند امکان میداد تا در میان کتب مقدس بگردند و پیامِ عادلشمردگی بهوسیلهٔ ایمان را بیابند. حبقوق باب دو در پایانِ چهار آیهٔ نخست، دیدهبان را بهروشنی بهعنوان کسی معرفی میکند که در زمرهٔ آنان است که بهوسیلهٔ ایمان عادل شمرده میشوند.
देखो, उसका मन जो घमण्ड से फूला हुआ है, उसके भीतर सीधा नहीं है; परन्तु धर्मी जन अपनी आस्था से जीवित रहेगा। हबक्कूक 2:4।
پیامِ مندرج بر آن دو لوح، همان راههای کهنِ ارمیا است. امّا هنگامی که دیدهبانِ ارمیا کرنا را به صدا درآورد، آن طبقه از عاصیان که جانهایشان متکبّرانه برافراشته است، از شنیدن سر باز زدند. آنان همان گروهی بودند که در آیهٔ پیشین نیز از سلوک در راههای کهن، تا آرامش و تجدیدِ قوّت را بیابند، امتناع ورزیدند.
بدینسان خداوند میفرماید: «بر سر راهها بایستید و بنگرید، و از راههای قدیم بپرسید که راه نیکو کدام است؛ و در آن سلوک نمایید، تا برای جانهای خود آرامی بیابید.» اما ایشان گفتند: «در آن سلوک نخواهیم کرد.» همچنین دیدبانانی بر شما گماشتم که میگفتند: «به آواز کرنا گوش فرا دهید.» اما ایشان گفتند: «گوش نخواهیم داد.» ارمیا 6:16، 17
نگہبان جو 9/11 پر خدا کے لوگوں پر مقرر کیے گئے تھے، موسیٰ، ایلن وائٹ، جونز اور ویگنر تھے، جن کی نمائندگی موسیٰ کے لکنت آمیز ہونٹوں سے کی گئی، اور یہ اس کے مصری زبان میں بولنے کے خوف کی نمائندگی تھی، ایسی زبان جسے اس نے چالیس برس تک استعمال نہ کیا تھا۔ موسیٰ کے ساتھ بحرِ قلزم سے گزرنے والے تمام عبرانیوں اور اس مختلط ہجوم کے لحاظ سے، موسیٰ وہ شخص تھا جس کا لہجہ اجنبی تھا۔ اس کا لہجہ ناصری لہجہ تھا۔ پطرس کا لہجہ بھی نمایاں طور پر پہچانا گیا تھا۔
اور کچھ دیر بعد جو وہاں کھڑے تھے، وہ اُس کے پاس آئے اور پطرس سے کہنے لگے، یقیناً تُو بھی اُنہی میں سے ہے، کیونکہ تیری بولی تجھے ظاہر کرتی ہے۔ متی 26:73۔
در مجادلهٔ تاریخِ پطرس، او سه بار دروغ گفت، و در آن مجادله بهواسطهٔ لهجهٔ خویش، یا زبانِ لکنتدارش، شناخته شد. یک طبقه در آن مجادله از خدا پرسید: «در مجادله چه بگویم؟» آنان «راههای قدیم» را میبینند و به «صدای کرنا» گوش فرا میدهند. ایشان میبینند و میشنوند، و چون سرانجام «مجادله» میکنند، غالب میآیند. پیامی که برای غلبه کردن در ایام آخر داده شده است، بهصورت پیامِ لائودیکیه به تصویر کشیده شده است. بر خلاف کلیسای لائودیکیه، کلیسای فیلادلفیه هیچ محکومیتی ندارد.
جو غالب آئے گا، اُسے میں اپنے خدا کے ہیکل میں ایک ستون بنا دوں گا، اور وہ پھر کبھی باہر نہ جائے گا؛ اور میں اُس پر اپنے خدا کا نام، اور اپنے خدا کے شہر کا نام، یعنی نئے یروشلیم کا، جو میرے خدا کی طرف سے آسمان سے نازل ہوتا ہے، لکھوں گا؛ اور میں اُس پر اپنا نیا نام بھی لکھوں گا۔ جس کے کان ہوں، وہ سنے کہ روح کلیسیاؤں سے کیا فرماتا ہے۔ مکاشفہ 3:12، 13۔
با وجود آنکه هیچ محکومیتی در کار نیست، وعدهٔ دادهشده به فیلادلفیا فقط برای کسانی است که «غلبه میکنند». کلیسای فیلادلفیا در تقابل با کلیسای لائودیکیه قرار دارد، و بهواسطهٔ دو گروه متمایز میشود: گروهی که نیاز دارند غلبه کنند، و گروهی که غلبه کردهاند. کلیسای فیلادلفیا در تقابل با کلیسای لائودیکیه قرار دارد، و کلیسای لائودیکیه همان باکرههای نادانِ متی ۲۵ است.
«حالت کلیسا که بهوسیلهٔ باکرگان نادان نمایانده شده است، همچنین بهعنوان حالت لائودیکیه نیز توصیف شده است.» Review and Herald، 19 اوت 1890.
در ۱۱ سپتامبر، هنگامی که آن فرشته در زمان فروریختن برجهای دوقلو فرود آمد، جونز و واگنر ارائهٔ پیام لائودیکیه را آغاز کردند، و جدالِ باران آخر آغاز شد. پیام کرناى ارمیا همان کرناى هفتم است، که همان وایِ سوم است، که همان اسلام است؛ چنانکه در راههای قدیم که بهوسیلهٔ حقایق—تمامِ حقایق—ممثَّل بر لوحهای حبقوقِ ۱۸۴۳ و ۱۸۵۰ شناسانده شده است. پیام لائودیکیه تنها امیدِ نجات است، و واژهٔ نجات به معنای شفا است. خواه مسیح خویشتن را در حالی تصویر کند که بر درِ دلِ یک لائودیکیهای میکوبد، یا به لائودیکیهای وعده دهد که اگر با او صلح کند، او نیز با وی صلح خواهد کرد، تنها پیامی که به یک اَدوِنتیستِ روزِ هفتمِ لائودیکیهای عرضه میشود، پیامِ شفا است.
نشانِ راهِ چهارمِ مسیحایی، پیامِ لاودیکیهٔ ۹/۱۱ است.
تا آنچه بهواسطۀ اِشَعْیای نبی گفته شده بود، به انجام رسد که گفت: «او خود ضعفهای ما را بر گرفت و بیماریهای ما را حمل کرد.» متی ۸:۱۷
پیشگویی
یقیناً اُس نے ہمارے غم اُٹھا لیے اور ہمارے دُکھ اپنے اوپر لے لیے؛ لیکن ہم نے اُسے خدا کا مارا ہوا، اُس کی طرف سے زدہ، اور مُبتلا سمجھا۔ یسعیاہ 53:4۔
و به فرشتهٔ کلیسای لائودیکیان بنویس: این را آمین، آن شاهد امین و راستین، و مبدأ آفرینش خدا میگوید: اعمال تو را میدانم، که نه سردی و نه گرم؛ کاش سرد بودی یا گرم. پس چون ولرم هستی، و نه سردی و نه گرم، تو را از دهان خود بیرون خواهم افکند.
زیرا میگویی: «دولتمندم و مال اندوختهام و به هیچ چیز نیاز ندارم»؛ و نمیدانی که تو شوربخت و بینوا و فقیر و کور و عریانی.
من تو را پند میدهم که از من طلای آزموده در آتش بخری تا دولتمند گردی؛ و جامهٔ سفید، تا پوشیده شوی و رسواییِ برهنگیات آشکار نگردد؛ و چشمانت را به سرمه مسح کن تا بینا شوی.
جو مجھ سے محبت رکھتے ہیں، میں اُنہیں ملامت اور تأدیب کرتا ہوں؛ پس سرگرمِ عمل ہو اور توبہ کر۔ دیکھ، میں دروازہ پر کھڑا ہوں اور دستک دیتا ہوں؛ اگر کوئی میری آواز سنے اور دروازہ کھولے تو میں اُس کے پاس اندر آؤں گا، اور اُس کے ساتھ کھانا کھاؤں گا، اور وہ میرے ساتھ۔ جو غالب آئے، میں اُسے یہ بخشوں گا کہ میرے ساتھ میرے تخت پر بیٹھے، جس طرح میں بھی غالب آیا اور اپنے باپ کے ساتھ اُس کے تخت پر بیٹھ گیا ہوں۔ جس کے کان ہوں، وہ سنے کہ روح کلیسیاؤں سے کیا فرماتا ہے۔ مکاشفہ 3:14–22۔
مشورتِ خریدنِ طلا و جامهٔ سفید و سرمه کشیدنِ بر چشمها، علاجِ تصریحشده برای وضعیتی است که به مرگِ ابدی میانجامد، نه صرفاً مرگ. هر مشکلی که طلا و جامه و سرمه بتوانند درمان کنند، آن مشکلات بهآسانی با این حقیقت هماهنگاند که مسیح ضعفهای ما را بر خود گرفت. یوحنا در پطمس بهسببِ کلامِ خدا و شهادتِ عیسی، که همان روحِ نبوت است، محبوس بود. روحِ نبوت علاجِ لائودیکیه است، و خاصیتهای شفابخشِ روحِ نبوت بهوسیلهٔ این امر نمونهوار به تصویر کشیده شد که مسیح ضعفهای ما را بر خود گرفت و غمهای ما را متحمّل شد.
یگانه راهی که مسیح بتواند ناتوانیهای ما را برگیرد، این است که ما درِ دل خود را بگشاییم و امتزاج الوهیت او را با انسانیت خویش مجاز شماریم. او آنگاه ناتوانیهای ما را برمیگیرد که از طریق حضور روحالقدس به درون زندگی ما وارد شود. ما با بهجا آوردن علاج، در را میگشاییم. علاجی که دل را میگشاید، طلا، جامهٔ سفید، و سُرمه است. سُرمه همان روشنشدنِ کلام خداست که تنها بهوسیلهٔ روحالقدس به انجام میرسد. کتابمقدس چراغ پایهای ماست، و نوری که راه را روشن میسازد، نورِ ندای نیمهشب است.
کلامِ تو برای پاهای من چراغ، و برای راه من نور است. مزامیر ۱۱۹:۱۰۵.
جب لاودیکیہ کے کسی فرد کو اپنی آنکھوں پر سرمہ لگانے کا مشورہ دیا جاتا ہے، تو اسے یہ خدا کے کلام کے ذریعے کرنا ہے، جو ایک چراغ ہے؛ لیکن جیسا کہ دس کنواریوں کی تمثیل میں ظاہر کیا گیا ہے، تیل کے بغیر چراغ بے فائدہ ہے۔ لاودیکیہ کے لوگوں کے پاس اپنی بائبلیں تو ہیں، اگرچہ عموماً کنگ جیمز ورژن نہیں، لیکن ان کے پاس روح القدس کا تیل نہیں ہے۔ لاودیکیہ کی آنکھوں کا یہ مسح ایک ایسے پیغام کے ذریعے انجام پاتا ہے جس میں روح القدس کی حضوری شامل ہو۔
طلایی که به لائودیکیان اندرز داده میشود که بخرند، صرفاً ایمان نیست، بلکه ایمانی است که بهواسطۀ محبت عمل میکند و جان را پاک میسازد. همانگونه که دربارۀ سرمهٔ چشم نیز چنین است، این طلا هم دارای اعترافی جعلی و لائودیکیایی است. یک لائودیکی، همانگونه که تمام عالم مسیحیت نیز چنین میکند، اقرار مینماید که «ایمان» دارد. آن نوع ایمان صرفاً باور انسانی است، و بدلی از آن ایمانی است که بهصورت طلا نمایانده شده است، زیرا آن ایمان جان را پاک میسازد. این ایمانی است که تقدیس میکند، و آنان که دارای ایمانی حقیقی و تقدیسشدهاند، مقدساند، زیرا تقدیسشده به معنای مقدس گردانیدهشده است. لائودیکیان آن ایمان را ندارند، زیرا اگر میداشتند، مسیح بیرون نمیبود و در جستوجوی ورود نمیبود.
«راه میانهای بهسوی فردوسِ بازگردانیدهشده وجود ندارد. پیامی که برای این ایامِ آخر به انسان داده شده است، نباید با تدابیرِ ساختهوپرداختهٔ بشر درآمیزد. ما نباید بر خطمشیِ وکلایِ دنیوی تکیه کنیم. ما باید مردمانی فروتن و اهلِ دعا باشیم، نه آنکه همچون کسانی رفتار کنیم که بهوسیلهٔ عواملِ شیطان کور شدهاند.»
«بسیاری ایمان دارند، اما نه ایمانی که بهوسیلهٔ محبت عمل کند و جان را طاهر سازد. ایمانِ نجاتبخش صرفاً اعتقادِ محض به حقیقت نیست. «شیاطین نیز ایمان دارند و میلرزند.» الهامِ روحِ خدا به انسانها ایمانی میبخشد که نیرویی برانگیزاننده است، شخصیّت را شکل میدهد، و آدمیان را فراتر از اعمالِ صرفاً تشریفاتی رهبری میکند. کلمات، اعمال، و روح باید بر این حقیقت شهادت دهند که ما پیروانِ مسیح هستیم.»
«بزرگترین نور و بركتی كه خدا عطا فرموده است، در این ایّام آخر تضمینی در برابر تعدّی و ارتداد نیست. آنان كه خدا ایشان را به مناصب بلندِ اعتماد بركشیده است، ممكن است از نور آسمان به حكمت انسانی روی برگردانند. آنگاه نورِ ایشان به تاریكی مبدّل خواهد شد، تواناییهایی كه خدا به امانت به آنان سپرده است دامِ ایشان خواهد گردید، و منشِ ایشان مایهٔ اهانت به خدا خواهد شد. خدا را نمیتوان استهزا كرد. رویگردانی از او، در گذشته چنین بوده و همیشه نیز چنین خواهد بود كه با نتایج حتمیِ خود همراه است. ارتكاب اعمالی كه خدا را ناخشنود میسازد، اگر بهگونهای قاطع از آنها توبه نشود و ترك نگردد، به جای آنكه در پیِ توجیه آنها برآیند، بدكردار را گامبهگام در فریب پیش خواهد برد تا آنكه گناهان بسیار با مصونیت ارتكاب یابد. همهٔ آنان كه میخواهند منش و شخصیتی داشته باشند كه ایشان را همكاران خدا سازد و موجب شود كه تحسینِ خدا را دریافت كنند، باید خود را از دشمنان خدا جدا سازند و حقیقتی را كه مسیح به یوحنّا داد تا به جهان برساند، نگاه دارند.» Manuscript Releases, جلد 18، 30–36.
“سفید پوشاک” مسیح کی راستبازی ہے۔
شادی کنیم و وجد نماییم و او را جلال دهیم؛ زیرا عروسیِ برّه فرا رسیده است و همسر او خویشتن را مهیا ساخته است. و به او عطا شد که به کتانِ نازک، پاک و سفید، ملبّس گردد؛ زیرا آن کتانِ نازک، پارساییِ مقدّسان است. و او مرا گفت: بنویس، خوشا به حال آنان که به ضیافتِ عروسیِ برّه خوانده شدهاند. و او مرا گفت: اینها سخنانِ راستینِ خداست. مکاشفه ۱۹:۷–۹
همسر، با بهکار بستن آن علاج سهگانهای که به لائودکیه عرضه شده بود، خود را مهیا ساخت، و بدینسان خویشتن را به عروسی فیلادلفیایی مبدّل کرد. این آیات بهطور مستقیم خطاب به ادونتیسم است، که در مَثَلِ ده باکره نمایانده شده است. باکرهها کسانیاند که در انتظارند تا به عروسیای بروند که بدان فراخوانده شدهاند. عروس خود را آماده ساخت، زیرا این امر در فصل سوم زکریا، در ماجرای یوشع و فرشته، عطا شده بود. در آنجا جامهٔ چرکینِ لائودکیهایِ او از وی بیرون شد و با کتان سفید، یعنی جامهٔ عروسی، جایگزین گردید. این علاج در نام Ellen Gould White نیز شاهدی دوم دارد. Ellen به معنای نوری درخشان و تابان است، و نمایندهٔ سُرمِهٔ چشم است. Gould واژهٔ کهن انگلیسی برای gold است، و به معنای طلاست. White نمایانگر پارسایی است، و این نام تا سال 1846، هنگامی که او با James ازدواج کرد، به او داده نشده بود. نام او آنگاه به White تغییر یافت. تغییر نام و ازدواج، هر دو، نمادهای رابطهای عهدی هستند. پیش از ازدواج، نام او Harmon بود، که به معنای سرباز صلح است، چنانکه در آن زمان نیز چنین بود. Ellen White همان پیام لائودکیه است، و رد کردن او، رد کردن نجات است!
در مقالۀ بعدی، بررسی دوازده نبوتِ مسیحایی در کتاب متی را ادامه خواهیم داد.
«مکاشفه ۳:۱۴–۱۸ نقل شد.»
«اوه، چه توصیفی! چه بسیارند کسانی که در این وضعیت هولناک به سر میبرند. من از هر خادمِ کلام صمیمانه استدعا میکنم که فصل سوم مکاشفه را با جدیت مطالعه کند، زیرا در آن، وضعیتِ اموری که در ایام آخر وجود دارد، به تصویر کشیده شده است. هر آیه از این فصل را با دقت مطالعه کنید، زیرا عیسی از طریق این کلمات با شما سخن میگوید.»
«اگر هرگز قومی با پیام لائودیکیه نمایانده شده باشند، آن قوم مردمی هستند که نور عظیم، یعنی مکاشفهٔ کتب مقدس را، که ادونتیستهای روز هفتم دریافت کردهاند، داشتهاند.» Manuscript Releases, volume 18, 193.
“خدای حقیقی حکمنگهدارِ قومِ خدا به جهان شخصیتی با پاکدامنیِ بیلکه نشان میدهند و با سیرت و رفتارِ خویش شهادت میدهند که شریعتِ خداوند کامل است و جان را بازمیگرداند. بدینسان، خداوندْ عیسی، پسرِ خدا، از طریق اطاعتِ خود از شریعتِ خدا، آن شریعت را متعال ساخت و مُکرَّم گردانید. خدا بیگمان هر عضوِ هر کلیسایی را که مدعیِ اَدونتیستِ روزِ هفتم بودن است و او را خدمت نمیکند، بلکه بهواسطهٔ غرور، خودخواهی، و دنیازدگی نشان میدهد که حقیقتِ دارای منشأ آسمانی اصلاحی در شخصیتِ او پدید نیاورده است، محکوم خواهد کرد.
“لطفاً مکاشفهٔ ۳:۱۵–۱۸ را با دقت بخوانید. صدای عیسی مسیح شنیده میشود. «هر که را دوست میدارم، توبیخ و تأدیب میکنم؛ پس غیور باش [نه نیمدل] و توبه کن. اینک من [نجاتدهندهٔ شما] بر در ایستاده، میکوبم: اگر کسی آواز مرا بشنود و در را بگشاید، به نزد او درخواهم آمد و با او شام خواهم خورد و او نیز با من. آن که غالب آید، به او عطا خواهم کرد که با من بر تخت من بنشیند؛ چنانکه من نیز غالب آمدم و با پدر خود بر تخت او نشستم» [مکاشفهٔ ۳:۱۹–۲۱].
«آیا کلیساها به پیام لائودیکیه گوش خواهند سپرد؟ آیا توبه خواهند کرد، یا با وجود اینکه جدیترین پیام حقیقت—پیام فرشتهٔ سوم—به جهان اعلام میشود، همچنان در گناه ادامه خواهند داد؟ این آخرین پیام رحمت، آخرین هشدار به جهانی سقوطکرده است. اگر کلیسای خدا گرم و سرد شود، دیگر بیش از آن کلیساهایی که بهمنزلهٔ سقوطکرده و مسکن دیوها، و مأوای هر روح ناپاک، و قفس هر پرندهٔ نجس و نفرتانگیز معرفی شدهاند، در نظر خدا مقبول نیست. آنان که فرصت شنیدن و پذیرفتن حقیقت را داشتهاند و با کلیسای ادونتیست روز هفتم متحد شدهاند، خود را قوم خدا که احکام را نگاه میدارند مینامند، و با این حال از کلیساهای اسمی نیز بیش از این حیات و تخصیص به خدا ندارند، بهقطع همانگونه بلاهای خدا را خواهند چشید که کلیساهایی که با شریعت خدا مخالفت میکنند. فقط آنان که بهواسطهٔ حقیقت تقدیس شدهاند، خاندان شاهانه را در منازل آسمانی تشکیل خواهند داد که مسیح رفته است تا برای آنان که او را محبت میورزند و احکامش را نگاه میدارند، آماده سازد.»
«کسی که میگوید: «او را میشناسم»، و احکام او را نگاه نمیدارد، دروغگوست و راستی در او نیست» [1 John 2:4]. این شامل همهٔ کسانی است که مدعیاند معرفت خدا را دارند و احکام او را نگاه میدارند، اما این را با اعمال نیک ظاهر نمیسازند. آنان موافق اعمال خود جزا خواهند یافت. «هر که در او ساکن است، گناه نمیکند؛ هر که گناه میکند، نه او را دیده است و نه او را شناخته است» [1 John 3:6]. این خطاب به همهٔ اعضای کلیساست، از جمله اعضای کلیساهای ادونتیست روز هفتم. «ای فرزندان، هیچکس شما را نفریبد. آن که عدالت را بهجا میآورد، عادل است، چنانکه او عادل است. آن که گناه میورزد، از ابلیس است، زیرا ابلیس از ابتدا گناه کرده است. پسر خدا برای این ظاهر شد تا اعمال ابلیس را نابود سازد. هر که از خدا مولود شده است، گناه نمیکند، زیرا تخم او در وی باقی میماند؛ و او نمیتواند گناه کند، زیرا از خدا مولود شده است. از این است که فرزندان خدا و فرزندان ابلیس آشکار میشوند: هر که عدالت را بهجا نمیآورد، از خدا نیست، و نیز آن که برادر خود را محبت نمیکند» [1 John 3:7–10].
«همهٔ کسانی که ادعا میکنند ادونتیستِ نگاهدارندهٔ سَبَّت هستند، و با این حال در گناه ادامه میدهند، در نظر خدا دروغگو هستند. سلوک گناهآلود آنان در برابر کار خدا عمل میکند. آنان دیگران را به گناه میکشانند. این کلام از جانب خدا به هر عضو کلیساهای ما میرسد: “و برای پاهای خود راههای راست بسازید، مبادا آنچه لنگ است از راه منحرف گردد، بلکه بهتر آن است که شفا یابد. با همهٔ مردم در صلح بکوشید، و نیز در پی قدوسیتی باشید که بدون آن هیچکس خداوند را نخواهد دید؛ و با دقت مراقب باشید مبادا کسی از فیض خدا محروم بماند؛ مبادا ریشهای از تلخی سر برآورد و شما را به زحمت اندازد و بهسبب آن بسیاری آلوده گردند؛ مبادا در میان شما کسی زناکار یا شخصی بیحرمت همچون عیسو باشد، که حق نخستزادگی خود را در برابر لقمهای خوراک فروخت. زیرا میدانید که پس از آن نیز، هنگامی که میخواست برکت را به میراث برد، مردود شد؛ زیرا با آنکه آن را با اشک بهدقت میجست، جایی برای توبه نیافت” [عبرانیان 12:13–17].»
“این سخن بر بسیاری از کسانی صدق میکند که ادعا دارند به حقیقت ایمان میورزند. آنان بهجای آنکه اعمال شهوانی خود را ترک کنند، تحت مغالطهٔ فریبندهٔ شیطان، در مسیر نادرستِ تربیت و تعلیم پیش میروند. گناه بهمثابهٔ گناه تشخیص داده نمیشود. وجدانِ ایشان بهراستی آلوده گشته، دلهایشان فاسد شده است، و حتی افکارشان پیوسته فاسد است. شیطان ایشان را همچون طعمه بهکار میگیرد تا جانها را به اعمال ناپاکی که تمامی وجود را آلوده میسازد، بفریبد. «هر که شریعت موسی را [که همان شریعت خدا بود] خوار میشمرد، به شهادت دو یا سه شاهد، بیرحمت کشته میشد؛ پس گمان میبرید کسی که پسر خدا را پایمال کرده، و خون عهد را که بهوسیلهٔ آن تقدیس شده بود، ناپاک شمرده، و به روح فیض اهانت روا داشته است، سزاوار چه مجازاتی بس سختتر خواهد بود؟ زیرا او را میشناسیم که گفته است: انتقام از آنِ من است، من جزا خواهم داد، خداوند میفرماید. و باز: خداوند قوم خود را داوری خواهد کرد. افتادن به دستهای خدای زنده، امری هولناک است» [عبرانیان 10:28–31].” Manuscript Releases, جلد 19، 175–177.