پنجمین نبوتِ مسیحایی در کتابِ متی، نشانهٔ راهِ نومیدی و مرگ است. در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، پیشگوییِ کاذبِ نابودیِ نشویل، ایلیا و موسی را کشت.

پنجمین نشانهٔ راهِ مسیحایی، ناامیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ است.

پس آنچه به زبان اِرمیا نبی گفته شده بود، به انجام رسید که می‌گوید: «در رامه آوازی شنیده شد، نوحه و گریه و ماتمی عظیم؛ راحیل برای فرزندان خود می‌گرید و نمی‌خواهد تسلّی یابد، زیرا که نیستند.» متی ۲:‏۱۷، ۱۸.

پیشگویی

خداوند چنین می‌فرماید: «آوازی در رامه شنیده شد، نوحه و گریهٔ تلخ؛ راحیل برای فرزندان خود می‌گرید، و از آن‌که برای فرزندانش تسلی یابد، سر باز می‌زند، زیرا که ایشان نیستند.» ارمیا 31:15

موسیٰ اور ایلیاہ سدوم اور مصر کی گلیوں میں قتل کیے جاتے ہیں۔ عہدِ قدیم کا آخری بیان یہ متعین کرتا ہے کہ خداوند کے عظیم اور ہولناک دن سے پہلے ایلیاہ آئے گا۔ وہ ہولناک دن دانی ایل بارہ میں اُس وقت شروع ہوتا ہے جب میکائیل اُٹھ کھڑا ہوتا ہے، اور مکاشفہ بائیس میں یہ اعلان کرتا ہے کہ، “جو راستباز ہے اور جو ناراست ہے،” وہ ابدیت تک اسی حالت میں برقرار رہیں گے۔

اور اُس وقت میکائیل کھڑا ہو گا، وہ عظیم فرشتہ جو تیری قوم کی اولاد کی حمایت میں کھڑا رہتا ہے؛ اور مصیبت کا ایسا وقت آئے گا جیسا کہ قوم کے وجود میں آنے سے لے کر اُس وقت تک کبھی نہ آیا ہوگا؛ اور اُس وقت تیری قوم میں سے ہر ایک جو کتاب میں لکھا ہوا پایا جائے گا، نجات پائے گا۔ دانی ایل 12:1۔

جو ناراست است، بگذار همچنان ناراست بماند؛ و آن‌که پلید است، بگذار همچنان پلید بماند؛ و آن‌که پارساست، بگذار همچنان پارسا بماند؛ و آن‌که مقدس است، بگذار همچنان مقدس بماند. مکاشفه 22:11.

ایلیاہ کو مہلتِ امتحان کے بند ہونے سے پہلے ظاہر ہونا لازم ہے، اور مکاشفہ گیارہ میں، مہلتِ امتحان کے بند ہونے سے عین پہلے، وہ قتل کیا جاتا ہے اور پھر زندہ کیا جاتا ہے۔ وہ زندہ کیا جاتا ہے اور مہلتِ امتحان کے بند ہونے تک اپنا پیغام پیش کرتا ہے، جہاں پھر ایک اور قیامت واقع ہوتی ہے، راستبازوں اور شریروں کی۔

اور اُن میں سے بہت سے جو زمین کی خاک میں سو رہے ہیں جا اٹھیں گے، بعض حیاتِ ابدی کے لیے، اور بعض شرمندگی اور ابدی حقارت کے لیے۔ دانی ایل 12:2۔

آن قیامتِ خاص، با آمدنِ دومِ مسیح دنبال می‌شود؛ جایی که مردگانِ عادل برخیزانیده می‌شوند، و سپس هزار سالی فرا می‌رسد که در آن مقدسان بر گم‌شدگان داوری می‌کنند. در پایانِ آن هزار سال، قیامتی دیگر و آمدنِ سومِ مسیح واقع می‌شود. سلسلهٔ قیامت‌های نبوی، قیامتِ وحشِ پاپی را نیز در بر می‌گیرد، اما هر یک از این قیامت‌ها موضوعی مشخص در کلامِ نبویِ خداست. در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، جنبشِ لائودیکیه‌ایِ یکصد و چهل و چهار هزار تن، با طغیان بر ضدِ فرمانِ مسیح که به‌کاربردنِ تعیینِ زمان فراتر از ۱۸۴۴ را منع می‌کند، خودکشی کرد.

سپس در رامه، به‌معنای غرور و خودبزرگ‌بینی، آوازی شنیده شد. راحیل، به‌معنای مسافری نیک، در ماتم است، زیرا موسی و ایلیا نیستند، و مهم‌تر از آن، نمی‌توانند تسلی یابند. ایشان هیچ تسلی‌ای ندارند، و روح‌القدس تسلی‌دهنده است، که زمانی فرستاده می‌شد که آن صدا در بیابان در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شد.

این امور درست پیش از بسته شدنِ مهلتِ فیض رخ می‌دهند، و مطابق مکاشفه، درست پیش از بسته شدنِ مهلتِ فیض، مکاشفهٔ عیسی مسیح گشوده می‌شود. آن گشوده شدن همان چیزی است که موسی و ایلیا را، که همان راحیل، آن مسافرِ نیکو نیز هستند، زنده می‌سازد؛ او که برای فرزندان خود می‌گریست و ماتم می‌گرفت و تسلّی نمی‌یافت. ماتم او آنگاه به شادی بدل می‌شود که آن فرزندان زنده می‌شوند.

و او مرا گفت: سخنانِ نبوتِ این کتاب را مهر مکن، زیرا وقت نزدیک است. مکاشفه ۲۲:۱۰

موسیٰ اور ایلیاہ سدوم اور مصر کی گلیوں میں مُردہ پڑے تھے، اور جیسے مسیح کے ساتھ ہوا، ویسے ہی ایک لاکھ چوالیس ہزار کو مصر سے بلا لیا جاتا، جب جولائی 2023 میں جمع کیا جانا شروع ہوا۔

ششمین نشانهٔ راهِ مسیحایی، فراخوانده شدن از مصر در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ است.

اور ہیرودیس کی موت تک وہیں رہا، تاکہ وہ بات پوری ہو جو خداوند نے نبی کی معرفت فرمائی تھی: “میں نے اپنے بیٹے کو مصر سے بلایا۔” متی 2:15۔

پیشگویی

چون اسرائیل طفل بود، او را دوست داشتم، و پسر خود را از مصر فراخواندم. هوشع ۱۱:۱

مرده در خیابان مصری، آوازی آسمانی از بیابان، درهٔ استخوان‌های خشکِ حزقیال را به حیات فرا می‌خواند. آن آواز از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز به طنین افکند.

و پس از سه روز و نیم، روحِ حیات از جانبِ خدا به ایشان داخل شد، و بر پای‌های خود ایستادند؛ و ترسی عظیم بر آنان که ایشان را دیدند، مستولی گردید. و آوازی عظیم از آسمان شنیدند که به ایشان می‌گفت: «به اینجا صعود کنید.» و در ابری به آسمان بالا رفتند؛ و دشمنانِ ایشان آنان را مشاهده کردند. مکاشفه 11:11، 12

خدا پسر خویش را از مصر فراخوانْد، و موسی را نیز از مصر فراخوانْد؛ زیرا موسی به‌عنوان آلفا و عیسی به‌عنوان اُمگا، تجربهٔ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر را نمایندگی می‌کنند؛ همانان که سرودِ موسی و برّه را می‌سرایند. آن سرود، فراخوانِ خروج از مصر را نیز در بر می‌گیرد. در حزقیال، دو گام به تصویر کشیده شده است که پیش‌تر به‌وسیلهٔ دو گام در آفرینش آدم پیش‌نموده شده بود. نخست، بدن شکل داده می‌شود، و سپس نَفَسِ حیات در آن دمیده می‌شود و آنگاه زنده می‌گردد. در مکاشفهٔ یازده، گام نخست، ورودِ روحِ خدا به درونِ کشتگان است، و آنگاه ایشان بر پای‌های خود می‌ایستند. هنگامی که ایشان می‌ایستند، لشکرِ خدا هستند. آنچه در باب یازده روح را منتقل می‌سازد، به‌وسیلهٔ نخستین نبوتِ حزقیال بازنموده شده است. صدای نداکننده در بیابان، همان پیامِ نبویِ همراه با روح‌القدس است.

کتابِ متی میں بارہ ابواب ہیں جو پیدایش کے اُن بارہ ابواب کا اومیگا ہیں، اور وہ دو گواہ فراہم کرتے ہیں جو ایک لاکھ چوالیس ہزار کے ساتھ عہد کی نمائندگی کرتے ہیں۔ وہ مرد اور عورتیں اپنی انسانیت کے ساتھ الوہیت کے متحد ہونے والے ایک رشتے میں ابدیت کے لیے مہر کیے جاتے ہیں۔ وہ گیارھویں گھڑی کے مزدوروں کے لیے نشان بن جاتے ہیں۔

“کارِ روح‌القدس این است که جهان را دربارهٔ گناه، دربارهٔ پارسایی و دربارهٔ داوری متقاعد سازد. جهان فقط آنگاه می‌تواند هشدار یابد که ببیند آنان که به حقیقت ایمان دارند، به‌واسطهٔ حقیقت تقدیس شده‌اند، و بر پایهٔ اصولی والا و مقدس عمل می‌کنند و به‌گونه‌ای بلند و متعالی، خطِ تمایز میان کسانی را که احکام خدا را نگاه می‌دارند و کسانی را که آن‌ها را زیر پا لگدمال می‌کنند، آشکار می‌سازند. تقدیسِ روح، تفاوت میان کسانی را که مُهر خدا را دارند و کسانی را که روزِ استراحتی جَعلی را نگاه می‌دارند، نمایان می‌سازد. هنگامی که آزمون فرا رسد، به‌روشنی آشکار خواهد شد که نشانِ وحش چیست. آن، نگاه داشتنِ روزِ یکشنبه است. کسانی که پس از شنیدنِ حقیقت، همچنان این روز را مقدس می‌شمارند، امضای آن مردِ گناه را بر خود دارند؛ همان که اندیشید زمان‌ها و شریعت را تغییر دهد.” Bible Training School, December 1, 1903.

نشانِ یک‌صد و چهل و چهار هزار نفر، هنگامی که در فصل یازدهمِ مکاشفه به آسمان فراخوانده می‌شوند، این است که نخست از مصر فراخوانده می‌شوند؛ همان‌جا که در آن کشته شدند. آوازی از بیابان ایشان را از مصر فرا می‌خواند تا برای کارگرانِ ساعتِ یازدهم نشانه باشند. قیام آنان در سال ۲۰۲۴ نیز، بسته به این‌که کدام تصویر مورد نظر باشد، به‌صورتِ تولد یا بیداری به نمایش درآمده است. از حیثِ تولد، آنان کسانی هستند که مَثَلِ ده باکره را به انجام می‌رسانند، و از این جهت، تولدِ ایشان تولدی از باکره است، و ایشان همان نشانه‌اند.

هفتمین نشانهٔ راهِ مسیحایی سال ۲۰۲۴ است

اکنون همۀ اینها واقع شد تا آنچه خداوند به‌واسطۀ نبی گفته بود، تحقق یابد که می‌گوید: «اینک، باکره آبستن خواهد شد و پسری خواهد زایید، و نام او را عمانوئیل خواهند خواند»؛ که تفسیرش این است: «خدا با ما». متی ۱:۲۲، ۲۳.

پیش‌گویی

لهٰذا خداوند خود تمہیں ایک نشان دے گا؛ دیکھو، ایک کنواری حاملہ ہوگی، اور ایک بیٹے کو جنم دے گی، اور اُس کا نام عمّانوایل رکھے گی۔ یسعیاہ 7:14۔

در تاریخ موسی و مسیح نشانه‌هایی وجود داشت، همان‌گونه که در تاریخ میلری نیز بود. در ایام آخر، اَدونتیسمِ لائودکیه‌وار در پیِ نشانه‌ای خواهد بود، و تنها نشانهٔ آنان، نشانهٔ یونس است. همچنین برای آنان که در سال ۲۰۲۴ برانگیخته می‌شوند نیز نشانه‌ای هست. نشانهٔ ایشان «هفت زمان»ِ لاویان بیست‌وشش است.

اور یہ تیرے لیے ایک نشان ہوگا: تم اس سال وہ چیزیں کھاؤ گے جو خودبخود اُگتی ہیں، اور دوسرے سال وہ جو اُسی سے پھوٹ نکلتی ہیں؛ اور تیسرے سال تم بیج بونا، اور فصل کاٹنا، اور انگور کے باغ لگانا، اور اُن کے پھل کھانا۔ اور یہوداہ کے گھرانے کا جو بقیہ بچ نکلا ہے، وہ پھر نیچے کی طرف جڑ پکڑے گا اور اوپر کی طرف پھل لائے گا۔ کیونکہ یروشلم سے ایک بقیہ نکلے گا، اور کوہِ صیون سے وہ جو بچ نکلیں گے: ربُّ الافواج کی غیرت یہ کرے گی۔ 2 سلاطین 19:29–31۔

اور اگر تم کہو، ساتویں سال ہم کیا کھائیں گے؟ دیکھو، نہ ہم بوئیں گے اور نہ اپنی پیداوار جمع کریں گے؛ تب میں چھٹے سال تم پر اپنی برکت کا حکم دوں گا، اور وہ تین سال کے لیے پھل لائے گی۔ اور تم آٹھویں سال بوؤ گے، اور نویں سال تک پرانی پیداوار ہی کھاتے رہو گے؛ جب تک اس کی فصل نہ آ جائے، تم پرانے ذخیرے میں سے کھاؤ گے۔ احبار 25:20–22۔

آنان که می‌گریزند، همچنین به‌عنوان رانده‌شدگانِ اسرائیل تصویر شده‌اند، و ایشان به‌دست برادران خود که از آنان نفرت داشتند، رانده شدند. برادرانشان آنان را بیرون افکندند، زیرا از ایشان نفرت داشتند، چون نمی‌توانستند حقیقتِ سبت را که به‌وسیلهٔ «هفت بار» موسی نمایان شده است، رد کنند.

خداوند اورشلیم را بنا می‌نهد؛ رانده‌شدگانِ اسرائیل را گرد می‌آورد. مزمور ۱۴۷:‏۲

خداوند در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ گردآوردنِ باقیمانده را آغاز کرد، و باقیمانده همان «راندگان» اسرائیل‌اند. در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، او بار دیگر دست خود را برای گرد آوردنِ رانده‌شدگانش دراز کرد. او در سال ۱۸۴۹ برای بار دوم دست خود را دراز کرد، پیش از نورِ اومگای موسی، یعنی هفت زمان، در سال ۱۸۵۶. نورِ آلفا به‌وسیلهٔ نخستین کشفِ نبویِ میلر—هفت زمانِ موسی—نمود یافت.

اور اُس دن یسّی کی ایک جڑ ظاہر ہوگی، جو قوموں کے لیے ایک عَلَم کے طور پر قائم ہوگی؛ اُمّتیں اُسی کی طالب ہوں گی، اور اُس کی آرام گاہ جلالی ہوگی۔ اور اُس دن یوں ہوگا کہ خداوند دوسری بار پھر اپنا ہاتھ بڑھائے گا تاکہ اپنی اُس بقیہ قوم کو، جو باقی رہ گئی ہوگی، اسور سے، مصر سے، پترس سے، کوش سے، عیلام سے، شنعار سے، حمات سے، اور سمندر کے جزیروں سے واپس حاصل کرے۔ اور وہ قوموں کے لیے ایک عَلَم بلند کرے گا، اور اسرائیل کے جلاوطنوں کو جمع کرے گا، اور یہوداہ کے پراگندہ لوگوں کو زمین کی چاروں اطراف سے اکٹھا کرے گا۔ یسعیاہ 11:10–12۔

जब बहिष्कृतों को चिन्ह के रूप में ऊँचा उठाया जाएगा, तब वे ग्यारहवें घंटे के काम करने वालों को इकट्ठा करेंगे, जो “केवल देखकर ही चेताए जा सकते हैं” — “उन लोगों के बीच का अंतर देखकर जिनके पास परमेश्वर की मुहर है, और जो एक जाली विश्राम-दिन को मानते हैं।” ग्यारहवें घंटे के काम करने वालों के लिए चिन्ह बहिष्कृत हैं, और बहिष्कृतों का चिन्ह है यह पहेली: “इस वर्ष जो अपने आप उगता है उसे खाओ, और दूसरे वर्ष जो उसी से निकलता है उसे; और तीसरे वर्ष तुम बोओ, और काटो, और दाख की बारियाँ लगाओ, और उनके फल खाओ।”

معمای این فراز آن است که «هفت زمان» مذکور در لاویان بیست‌وپنج و بیست‌وشش را بازنمایی می‌کند. سَبَتِ آسودنِ زمین جزئی از عهد است که هم برکت و هم لعنتِ مترتب بر نگاه‌داشتن یا رد کردنِ استراحتِ سال هفتم برای زمینِ موعود را مشخص می‌سازد. نشانِ آن یکصد و چهل‌وچهار هزار تن، جزئی از وعدهٔ سه‌گانهٔ عهد است که به‌وسیلهٔ سَبَتِ سال هفتمِ زمین نمایانده می‌شود. حقیقتِ بنیادیِ «هفت زمان» یکی از سه عنصرِ عهد را مشخص می‌سازد؛ عهدی که وعدهٔ دلی و ذهنی نو، و نیز بدنی نو، و همچنین زمینی برای سکونت را می‌دهد.

سبتِ روزِ هفتم، نشانِ میانِ خدا و قومِ اوست؛ اما همان سبتِ روزِ هفتم همچنین نمایانگرِ مسئولیتِ عهدی است که به اسرائیلِ باستان سپرده شد. آنان می‌بایست پاسداران و امانت‌دارانِ ده فرمان باشند. خواهر وایت به‌روشنی بیان می‌کند که اسرائیلِ جدید در سال ۱۸۴۴، در هم‌سویی با اسرائیلِ باستان، نه تنها امانت‌دارانِ ده فرمان، بلکه امانت‌دارانِ کلامِ نبویِ خدا نیز قرار داده شد.

“خدا کلیسای خود را در این زمان فراخوانده است، همان‌گونه که اسرائیل باستان را فراخواند، تا همچون نوری در زمین بایستد. او به‌وسیلهٔ ساتور نیرومندِ حقیقت، یعنی پیام‌های فرشتهٔ اول و دوم و سوم، آنان را از کلیساها و از جهان جدا ساخته است تا ایشان را به قربی مقدس با خود درآورد. او ایشان را امانت‌داران شریعت خویش قرار داده و حقایق عظیم نبوت را برای این زمان به آنان سپرده است. همانند وحی‌های مقدسی که به اسرائیل باستان سپرده شده بود، اینها نیز امانتی مقدس هستند که باید به جهان ابلاغ شوند. سه فرشتهٔ مکاشفه ۱۴ نمایانگر مردمی هستند که نور پیام‌های خدا را می‌پذیرند و به‌عنوان عاملان او به پیش می‌روند تا این هشدار را در سراسر طول و عرض زمین به صدا درآورند.” شهادت‌ها، جلد ۵، ۴۵۵.

ده فرمان با نشانِ سَبْتِ روزِ هفتم نمود یافته‌اند، و قوانین نبوت با سَبْتِ سالِ هفتم نمایان می‌شوند. ادونتیسمِ لاودیکیه‌ایِ روزِ هفتم آنگاه که کشتی را ترک گوید و به پرستش خورشید آغاز کند، سخت سرافکنده خواهد شد؛ اما همان حکمِ سَبْت که نخست آن را رد کردند، «هفت زمانِ» موسی است.

برای به‌دست‌آوردن سرزمین موعود، قوم خدا باید نه‌تنها سَبَّتِ روزِ هفتم، بلکه سَبَّتِ هفت‌ساله را نیز بفهمند و برپا دارند. ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای نمی‌تواند این حقیقتِ کتاب‌مقدسی را ابطال کند، هرچند آن را با دروغ می‌پوشانند. این ریشهٔ نفرتِ ایشان است که آنان را برمی‌انگیزد تا کسانی را که عَلَم خواهند بود، بیرون افکنند.

بیشترِ اعضای خانوادهٔ پدرم به‌تمامی به ظهور ایمان داشتند، و به سببِ ادای شهادت بر این آموزهٔ جلال‌مند، در یک زمان هفت تن از ما از کلیسای متدیست اخراج شدیم. در آن هنگام، سخنان نبی برای ما بی‌اندازه گران‌بها بود: «برادران شما که از شما نفرت داشتند و شما را به‌خاطرِ نام من بیرون افکندند، گفتند: بگذارید خداوند جلال یابد؛ اما او برای شادیِ شما ظاهر خواهد شد، و ایشان سرافکنده خواهند گردید.» اشعیا ۶۶:۵.

«از این زمان تا دسامبر ۱۸۴۴، شادی‌ها، آزمایش‌ها و ناامیدی‌های من همانند شادی‌ها، آزمایش‌ها و ناامیدی‌های دوستان عزیز اَدونتی‌ام در اطرافم بود. در این هنگام به دیدار یکی از خواهران اَدونتیِ خود رفتیم، و بامدادان گرد مذبح خانوادگی زانو زدیم. آن واقعه، مناسبتی پرهیجان نبود، و از ما جز پنج تن، همگی زن، حاضر نبودند. هنگامی که دعا می‌کردم، قدرت خدا بر من آمد، چنان‌که هرگز پیش از آن آن را احساس نکرده بودم. در رؤیایی از جلال خدا فرو گرفته شدم، و چنان می‌نمود که از زمین، بالاتر و بالاتر برده می‌شوم، و چیزی از سفرهای قوم اَدونت به سوی شهر مقدس، آن‌گونه که در زیر روایت شده است، به من نشان داده شد.» Early Writings, 13.

نخستین رؤیای الن وایت هنگامی داده شد که پنج زن، (نمایانگر پنج باکرۀ خردمند) پس از آن‌که از سوی برادرانی که از ایشان نفرت داشتند طرد شده بودند، با یکدیگر گرد آمده بودند. آنان به سبب تعلیم مربوط به آمدنِ دوم از ایشان نفرت داشتند، و بدین‌سان نمونه‌وار بر مطرودانِ ایام آخر دلالت می‌کردند.

«من دیدم که کلیسای اسمی و اَدونتیست‌های اسمی، همچون یهودا، ما را به کاتولیک‌ها تسلیم خواهند کرد تا نفوذ ایشان را برای برخاستن بر ضد حقیقت به دست آورند. آنگاه مقدسین قومی گمنام خواهند بود و نزد کاتولیک‌ها کمتر شناخته‌شده؛ اما کلیساها و اَدونتیست‌های اسمی که از ایمان و آداب ما آگاه‌اند (زیرا به سبب سَبْت از ما نفرت داشتند، چون نمی‌توانستند آن را رد کنند)، مقدسین را خیانت خواهند کرد و ایشان را به کاتولیک‌ها گزارش خواهند داد، به عنوان کسانی که نهادهای مردم را نادیده می‌گیرند؛ یعنی سَبْت را نگاه می‌دارند و یکشنبه را حرمت نمی‌نهند.»

«سپس کاتولیک‌ها به پروتستان‌ها فرمان خواهند داد که پیش روند، و حکمی صادر خواهند کرد که هر که روز نخست هفته را به جای روز هفتم نگاه ندارد، باید کشته شود. و کاتولیک‌ها که شمارشان بسیار است، در کنار پروتستان‌ها خواهند ایستاد. کاتولیک‌ها قدرت خود را به صورتِ وحش خواهند داد. و پروتستان‌ها همان‌گونه عمل خواهند کرد که مادرشان پیش از ایشان عمل کرد تا مقدسان را هلاک سازد. اما پیش از آنکه حکم ایشان به ثمر رسد یا نتیجه آورد، مقدسان به‌وسیلهٔ صدای خدا رهایی خواهند یافت.» Spalding and Magan, 1, 2.

«ادونتیست‌های اسمی» (یعنی فقط به نام)، «همچون یهودا، ما را به کاتولیک‌ها تسلیم خواهند کرد.» آنان چنین کردند زیرا «به سبب سَبَّت»، از مطرودان «نفرت داشتند.» ادونتیست‌های اسمی اقرار می‌کنند که سَبَّت روز هفتم را نگاه می‌دارند؛ پس این نمی‌تواند همان سَبَّتی باشد که بدان اشاره شده است. آنان از مطرودان نفرت دارند، زیرا می‌دانند که نمی‌توانند حقیقت بنیادیِ «هفت زمان» موسی را که فهمِ آلفای الیاس در شخصِ ویلیام میلر بود، ابطال کنند.

«خدا به ما پیام تازه‌ای نمی‌دهد. ما باید همان پیامی را اعلام کنیم که در سال‌های 1843 و 1844 ما را از دیگر کلیساها بیرون آورد.» Review and Herald، 19 ژانویه 1905.

«تمامِ پیغام‌هایی که از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ داده شد، اکنون باید با قوت عرضه گردد، زیرا بسیاری از مردم جهت و موضع خود را از دست داده‌اند. این پیغام‌ها باید به همهٔ کلیساها برسد.» Manuscript Releases, جلد ۲۱، ۴۳۷.

«حقایقی که در سال‌های ۱۸۴۱، ۱۸۴۲، ۱۸۴۳ و ۱۸۴۴ دریافت کردیم، اکنون باید مورد مطالعه قرار گیرند و اعلام شوند.» Manuscript Releases، جلد ۱۵، ۳۷۱.

«هشدار داده شده است: نباید اجازه داده شود چیزی وارد شود که بنیاد ایمان را که از زمانی که پیام در سال‌های 1842، 1843 و 1844 آمد، بر آن بنا می‌کرده‌ایم، بر هم زند. من در این پیام بوده‌ام، و از آن زمان تاکنون در برابر جهان ایستاده‌ام، نسبت به نوری که خدا به ما داده است وفادار. ما قصد نداریم پاهای خود را از آن سکویی برداریم که بر آن قرار داده شدند، آنگاه که روز به روز با دعای earnest خداوند را می‌طلبیدیم و در پی نور بودیم. آیا گمان می‌کنید که بتوانم نوری را که خدا به من داده است واگذارم؟ آن باید همچون صخرهٔ اعصار باشد. از زمانی که به من داده شد، پیوسته مرا هدایت کرده است.» Review and Herald، 14 آوریل 1903.

یهودا نمادِ سنهدرینی مرکب از صدوقیان و فریسیان نیست؛ یهودا یکی از دوازده شاگرد بود. او یکی از اعضای عروسِ عهد بود که مسیح می‌رفت در پنتیکاست با او ازدواج کند. خیانتی که بر ضد مطرودان صورت می‌گیرد، از یهودا، یعنی کلیسای لاادیکیه‌ایِ ادونتیستِ روز هفتم، سرچشمه می‌گیرد. آنان با نمادهای بسیاری نمایانده می‌شوند، مانند لاویانی که در ملاکی باب سه از سوی رسولِ عهد مردود می‌شوند. لاویان در آن تطهیر از هم جدا می‌شوند، و شمار ایشان ۲۵ است، خواه وفادار باشند یا بی‌وفا. لاویان پیش از آنکه همچون هدیه‌ای برافراشته شوند، مانند سال‌های پیشین، تطهیر می‌گردند.

اور وہ چاندی کو پگھلا کر پاک کرنے والے کی مانند بیٹھے گا؛ اور وہ لاوی کے بیٹوں کو پاک کرے گا، اور انہیں سونے اور چاندی کی طرح صاف کرے گا، تاکہ وہ خُداوند کے لیے راستبازی میں نذر گزرانیں۔ تب یہوداہ اور یروشلیم کی نذر خُداوند کے حضور مقبول ہوگی، جیسے قدیم ایام میں اور جیسے پہلے برسوں میں تھی۔ ملاکی 3:3، 4

لاویان همان هدیهٔ تقدیمی‌اند، زیرا آنان به‌کمال منعکس‌کنندهٔ شخصیت مسیح‌اند، او که هدیهٔ عظیم است. هنگامی که آن بیست‌وپنج لاوی به‌عنوان هدیه‌ای تقدیمی برافراشته می‌شوند، آن بیست‌وپنج لاویِ جعلی در حزقیال ۸ در برابر خورشید سجده می‌کنند.

یہوداہ نہ صرف ایک شریر لاوی کی نمائندگی کرتا ہے، بلکہ وہ ایک شریر کاہن بھی ہے جو تیس برس سے تیار کیا گیا تھا، جیسا کہ یہوداہ کے تیس چاندی کے سکّوں سے ظاہر ہوتا ہے۔

پھر یہوداہ، جس نے اُس سے غداری کی تھی، جب اُس نے دیکھا کہ اُس پر سزا کا حکم صادر ہو گیا ہے، تو اُس نے پچھتایا اور چاندی کے وہ تیس سکے سردار کاہنوں اور بزرگوں کے پاس واپس لا کر کہا، مَیں نے گناہ کیا ہے کہ بےگناہ خون کو پکڑوایا ہے۔ اُنہوں نے کہا، ہمیں اس سے کیا؟ تُو ہی جان۔ اور وہ چاندی کے سکے ہیکل میں پھینک کر چلا گیا، اور جا کر اپنے آپ کو پھانسی دے دی۔ متی 27:3–5۔

سی پارهٔ نقره‌ای که یهودا به بیرون افکند، نمایانگرِ این است که رسولِ عهد، در ملاکی باب سه، تفاله را (نقرهٔ تقلبی را) بیرون می‌افکند (پاک می‌سازد). آن کهانتِ شریر به‌وسیلهٔ شورشِ قورح، داتان و ابیرام و نیز شورشیانِ ۱۸۸۸ نمایانده شد. آن کهانتِ شریر بلعیده می‌شود هنگامی که ایالات متحده، حیوانِ زمین، دهانِ خود را می‌گشاید. سپس، در هنگامِ ریزشِ کاملِ بارانِ آخر، که با قانونِ یکشنبه آغاز می‌شود، آتش پیروانِ ایشان را نابود می‌سازد.

مِیلادِ باکرہ بطورِ نشان، مسیح کے زمانہ میں، آخری ایّام میں عقلمند کنواریوں کے نشان کی نمائندگی کرتا ہے۔ اُس دَور میں سنہدرین، یعنی لاؤدِکیائی سیونتھ-ڈے ایڈونٹسٹ کلیسیا، ایک نشان طلب کرے گی، مگر لاؤدِکیہ کو دیا گیا واحد نشان دیکھنے سے قاصر رہے گی۔ بڑی بھیڑ، یعنی گیارہویں گھنٹے کے مزدوروں کے لیے نشان یہ ہے کہ اتوار کے قانون کی آزمائشی مدّت میں مردوں اور عورتوں کو ساتویں دن کے سبت کی پابندی کرتے ہوئے دیکھا جائے۔ سابق عہد کے لوگوں کے ساتھ اپنی کشمکش میں بقیہ کے لیے نشان ساتویں سال کا سبت ہے، جو ایڈونٹ ازم کی بنیادوں کی نمائندگی کرتا ہے، جیسا کہ حبقوق کی دونوں مقدّس تختیوں کے مرکزی ستون کے طور پر متعین کیا گیا ہے۔ لاؤدِکیائی ایڈونٹ ازم کو دیا گیا نشان یوناہ کا نشان ہے، جس پر مسیح اور پطرس کے درمیان مکالمہ میں گفتگو کی گئی ہے۔

جب یسوع قیصریہ فلپی کے نواح میں آیا تو اُس نے اپنے شاگردوں سے پوچھا: لوگ مجھے یعنی ابنِ آدم کو کیا کہتے ہیں؟ اُنہوں نے کہا: بعض کہتے ہیں کہ تُو یوحنا بپتسمہ دینے والا ہے؛ بعض الیاس؛ اور بعض یرمیاہ، یا نبیوں میں سے کوئی ایک۔ اُس نے اُن سے کہا: لیکن تم مجھے کیا کہتے ہو؟

اور شمعون پطرس نے جواب دے کر کہا، تو مسیح ہے، زندہ خدا کا بیٹا۔ اور یسوع نے جواب میں اُس سے کہا، مبارک ہے تو، اے شمعون بر یونا؛ کیونکہ یہ بات تجھ پر جسم اور خون نے ظاہر نہیں کی، بلکہ میرے باپ نے جو آسمان پر ہے۔ اور میں بھی تجھ سے کہتا ہوں کہ تو پطرس ہے، اور اِس چٹان پر میں اپنی کلیسیا تعمیر کروں گا؛ اور عالمِ ارواح کے دروازے اُس پر غالب نہ آئیں گے۔ اور میں تجھے آسمان کی بادشاہی کی کنجیاں دوں گا؛ اور جو کچھ تو زمین پر باندھے گا وہ آسمان پر بندھا ہوگا؛ اور جو کچھ تو زمین پر کھولے گا وہ آسمان پر کھلا ہوگا۔

آنگاه شاگردان خود را حکم فرمود که به هیچ‌کس نگویند که او عیسیِ مسیح است. متّی 16:13–20.

نشانه برای سنهدرین، و بنابراین برای ادونتیسم، نشانهٔ یونس است. شمعون بار‌یونا در این عبارت به‌عنوان نمادِ مردِ عهد معرفی می‌شود، زیرا نام او در شُرُف تغییر یافتن است. نام ابرام در هنگام عهد تغییر یافت. نام شائول به پولس تغییر یافت. نام یعقوب به اسرائیل تغییر یافت. این سه شاهد ثابت می‌کنند که هنگامی که نامِ شخصیتی کتاب‌مقدسی تغییر می‌یابد، او نمایندهٔ مردِ عهد است، و ازاین‌رو نمونهٔ قومِ نهاییِ عهد، یعنی یکصد و چهل و چهار هزار، به‌شمار می‌آید. این سه شاهد همچنین ثابت می‌کنند که نامِ مردِ عهد، نمادپردازیِ نبویِ مرتبط با شخصی را که نامش تغییر یافته است، نشان می‌دهد. شائول به‌معنای «برگزیده» است، زیرا او برگزیده شد تا انجیل را به امّت‌ها برساند. نام او به پولس تغییر یافت، به‌معنای کوچک، زیرا او در نظرِ خود کوچک‌ترینِ رسولان بود، چون کلیسای خدا را آزار رسانده بود. یعقوبِ فریبنده، هم در نام و هم در تجربه، به غالبی تبدیل شد، چنان‌که معنای اسرائیل همین است. نام پطرس شمعون بود، به‌معنای کسی که می‌شنود؛ و بار‌یونا، به‌معنای پسرِ یونس.

پطرس نمایندهٔ آخرین نسلِ یونس است، زیرا او پسرِ یونس بود. یونس به معنای «کبوتر» است، و شمعون کسی است که پیامِ کبوتر را شنید؛ و شمعون باریونا پیامِ مسحِ عیسی را شنیده بود، آنگاه که او تعمید یافت و عیسی مسیح گردید، و روح‌القدس به صورتِ کبوتری نازل شد. پیامِ یونس، پیامِ کبوتر بود که نمایانگرِ مسح شدنِ عیسی به قدرت در هنگامِ تعمیدِ او بود. پیامِ یونس چنین نمودار شد که یونس سه روز در شکمِ نهنگ بود. آن سه روز، همان سه روزِ فِصَح تا عیدِ نوبرهاست، که به‌واسطهٔ تعمیدِ مسیح و نیز به‌واسطهٔ زمانِ یونس در شکمِ نهنگ، به صورتِ نمادین مجسم شده‌اند.

د یونس نښه د مسیح د مسح کېدو نښه ده د هغه د بپتسمې پر مهال، چې د ۹/۱۱ په نېټه د وحی اتلسم باب د فرښتې د نازلېدو تمثیل کوي. ۹/۱۱ د ازموینې یو درې-پړاوییز بهیر پیل کړ، لکه څنګه چې د یونس د دریو ورځو له خوا انځور شوی دی. همدغه درې پړاوونه د میلریتي تاریخ په اوږدو کې هم انځور شوي دي. د ۱۸۴۰ کال د اګست ۱۱ د لومړۍ فرښتې د ازموینې نښه وه، د ۱۸۴۴ کال د اپرېل ۱۹ د دویمې فرښتې ازموینه، او د ۱۸۴۴ کال د اکتوبر ۲۲ درېیمه ازموینه. دغه درې پړاوونه د ۹/۱۱، د ۲۰۲۰ کال د جولای ۱۸، او د یکشنبې د قانون استازیتوب کوي.

در زمان قانون یک‌شنبه، یونس از دهان ماهی به بیرون افکنده می‌شود؛ درست در همان نقطه‌ای که مسیح لائودکیه را از دهان خود قی می‌کند؛ و همان‌جاست که الاغ بلعام دهان خود را می‌گشاید و سخن می‌گوید؛ و همان‌جاست که زکریا، پدر یحیای تعمیددهنده، سخن می‌گوید؛ و نیز همان‌جاست که ایالات متحده همچون اژدها سخن می‌گوید. سپس یونس، به‌عنوان نماد کسانی که در سال 2024 با موسی و ایلیا برخیزانیده شدند، هشدار نهایی را به جهان می‌رساند. آن جان‌ها در کوچه‌های سدوم و مصر مردند، و پس از آن همچون لشکر عظیم حزقیال برخیزانیده می‌شوند. در هنگام رستاخیزشان، آنان نشانهٔ یونس می‌گردند، زیرا او نمایندهٔ کسانی است که مرده‌اند و برخیزانیده شده‌اند تا پیام نهایی را به نینوا برسانند. یونس در شکم نهنگ، دانیال در چاه شیران، و یوحنا در دیگ روغن جوشان، نمایانگر آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری هستند که مرگ و رستاخیزی نمادین را تجربه کرده‌اند. مسح در 9/11 تا رستاخیز لشکر عظیم حزقیال، نمایانگر تعمید مسیح تا رستاخیز اوست.

فریسیان نیز با صدوقیان آمدند و برای آزمودن او از وی خواستند که نشانه‌ای از آسمان به ایشان بنمایاند. او در پاسخ به آنان گفت: چون شامگاه شود، می‌گویید: هوا خوش خواهد بود، زیرا آسمان سرخ است. و بامدادان می‌گویید: امروز هوا نامساعد خواهد بود، زیرا آسمان سرخ و گرفته است. ای ریاکاران، سیمای آسمان را می‌توانید تشخیص دهید، اما آیا نشانه‌های زمان‌ها را نمی‌توانید تشخیص دهید؟ نسلی شریر و زناکار در پی نشانه می‌طلبد، و هیچ نشانه‌ای بدو داده نخواهد شد، جز نشانهٔ یونس نبی. و ایشان را ترک گفت و روانه شد. متی 16:1–4.

معجزهٔ تاج‌بخش، رستاخیزِ ایلعازر بود.

«در تأخیرِ آمدن نزدِ ایلعازر، مسیح مقصودی از رحمت نسبت به کسانی داشت که او را نپذیرفته بودند. او درنگ کرد تا با برخیزانیدنِ ایلعازر از میان مردگان، به قومِ سرسخت و بی‌ایمانِ خود بار دیگر دلیلی عطا کند که او به‌راستی «قیامت و حیات» است. او به‌سختی می‌خواست از هر امیدی دربارهٔ آن قوم، آن گوسفندانِ فقیر و سرگردانِ خاندانِ اسرائیل، دست بردارد. دلِ او از سببِ بی‌توبگیِ ایشان در حالِ شکستن بود. او در رحمتِ خویش قصد داشت یک دلیلِ دیگر به ایشان بدهد که او بازگرداننده است، آن یگانه کسی که تنها او می‌توانست حیات و جاودانگی را در روشنایی ظاهر سازد. این می‌بایست دلیلی باشد که کاهنان نتوانند آن را بد تعبیر کنند. سببِ تأخیرِ او در رفتن به بیت‌عنیا همین بود. این معجزهٔ تاج‌گونه، یعنی برخیزانیدنِ ایلعازر، می‌بایست مُهرِ خدا را بر کارِ او و بر ادعای الوهیتِ او بگذارد.» آرزوی اعصار، 528، 529.

مسیح پیش از آن‌که ایلعازر را زنده سازد، درنگ کرد؛ و ایلعازر نه فقط «معجزهٔ تاج‌بخش» بود، بلکه «مُهر» بر کار خدا نیز به‌شمار می‌آمد. در این بخش، نشانۀ یونس تنها نشانه برای آن نسل زناکار و شریر است. مهم است که دیده شود زمان‌بندیِ فرایندِ مُهر شدن، به‌غایت معین و دقیق است. در بخشی که اکنون بدان می‌پردازیم، یعنی آن‌جا که نام پطرس تغییر می‌یابد، به ما اعلام می‌شود که از آن لحظه به بعد، عیسی آغاز کرد به آشکار ساختن این امر که می‌بایست به مرگ سپرده شود؛ با این همه، متی در آخرین آیه ثبت می‌کند: «آنگاه شاگردان خود را قدغن فرمود که به هیچ‌کس نگویند او عیسیِ مسیح است.» سپس درست در آیهٔ بعدی ثبت می‌کند: «از آن زمان عیسی شروع کرد به شاگردان خود نمودن که چگونه می‌باید به اورشلیم برود، و از مشایخ و رؤسای کهنه و کاتبان زحمت بسیار بیند، و کشته شود، و در روز سوم برخیزد.»

یہ عبارت اس سے آغاز ہوتی ہے کہ یسوع نے پوچھا لوگ اُنہیں کیا سمجھتے ہیں، اور پھر ایک تکمیلی سوال میں اُس نے شاگردوں سے پوچھا کہ وہ اُنہیں کیا سمجھتے ہیں۔

هنگامی که عیسی به نواحی قیصریهٔ فیلپی آمد، از شاگردان خود پرسید و گفت: «مردم مرا که پسر انسانم، چه کسی می‌دانند؟» ایشان گفتند: «بعضی می‌گویند تو یحیی تعمیددهنده‌ای؛ بعضی، ایلیا؛ و بعضی دیگر، ارمیا یا یکی از انبیا.» به ایشان گفت: «اما شما مرا که می‌دانید که هستم؟» متی 16:13–15

هنگامی که پطرس پاسخ می‌دهد، تصدیق می‌کند که عیسی همان مسیح و پسرِ خدای زنده است. واژهٔ «مسیح» در یونانی برابرِ واژهٔ عبریِ «ماشیح» است. عیسی این پرسش را دربارهٔ این‌که او کیست مطرح می‌سازد و شاگردان را به این حقیقت رهنمون می‌شود که او همان ماشیح است، اما بی‌درنگ به آنان اعلام می‌کند که به هیچ‌کس نگویند. از آن زمان، او آغاز کرد به تعلیم دادن این‌که بیست‌وسه نشانهٔ راه را در سه فصل پایانیِ متی به انجام خواهد رسانید، اما از روی ضرورت، حقایقِ مربوط به مسیح می‌بایست به‌صورت گام‌به‌گام گشوده شوند.

ما این نشانه‌های راهِ مسیحایی را در مقالهٔ بعدی پی خواهیم گرفت.

نورِ الفای فرشتهٔ سوم

«در پاییز سال ۱۸۴۶ ما رعایتِ سَبَّتِ کتاب‌مقدّسی را آغاز کردیم و به تعلیم و دفاع از آن پرداختیم. توجه من نخستین‌بار در اوایل همان سال، هنگامی که در سفری به نیو بَدْفوردِ ماساچوست بودم، به سَبَّت جلب شد. در آنجا با کشیش جوزف بیتس آشنا شدم، که از همان اوایل ایمانِ ظهور را پذیرفته بود و در این cause کارگری فعّال بود. کشیش ب. سَبَّت را نگاه می‌داشت و بر اهمیت آن تأکید می‌ورزید. من اهمیت آن را احساس نمی‌کردم و می‌اندیشیدم که کشیش ب. در پرداختن به فرمان چهارم بیش از نه فرمان دیگر، دچار خطاست. امّا خداوند نمایی از قُدسِ آسمانی به من عطا کرد. هیکل خدا در آسمان گشوده شد، و صندوقِ خدا را که با کرسیِ رحمت پوشیده شده بود به من نشان دادند. دو فرشته، یکی در هر انتهای صندوق، ایستاده بودند و بال‌های خود را بر فراز کرسیِ رحمت گسترده، و چهره‌هایشان را به سوی آن گردانیده بودند. فرشته‌ای که همراه من بود به من گفت که اینان نمایندهٔ تمامی لشکر آسمانی‌اند که با هیبتی آمیخته به حرمت، به شریعتِ مقدّسی می‌نگرند که به انگشتِ خدا نوشته شده بود. عیسی پوششِ صندوق را بالا برد، و من لوح‌های سنگی‌ای را دیدم که ده فرمان بر آنها نوشته شده بود. چون فرمان چهارم را درست در مرکز آن ده حکم دیدم، در شگفت شدم؛ و هاله‌ای ملایم از نور گرداگرد آن را فرا گرفته بود. فرشته گفت: “این، تنها یکی از آن ده فرمان است که خدای زنده را که آسمان‌ها و زمین و هر آنچه را که در آنهاست آفریده، تعریف می‌کند. هنگامی که بنیادهای زمین نهاده شد، آنگاه بنیاد سَبَّت نیز نهاده شد.”» شهادت‌ها، جلد ۱، ص. ۷۵.

نورِ اُومیگا از فرشتهٔ سوم

«کسانی که با خدا مشارکت دارند، در نورِ آفتابِ عدالت گام برمی‌دارند. آنان با فاسد ساختنِ طریقِ خویش در حضور خدا، رهایی‌دهندهٔ خود را بی‌حرمت نمی‌سازند. نور آسمانی بر ایشان می‌تابد. هرچه به پایانِ تاریخِ این جهان نزدیک‌تر می‌شوند، معرفتِ ایشان نسبت به مسیح و نسبت به نبوت‌هایی که دربارهٔ اوست، به‌مراتب افزون‌تر می‌گردد. آنان در نظر خدا دارای ارزشی بی‌نهایت‌اند؛ زیرا با پسر او در یگانگی‌اند. نزد ایشان کلامِ خدا از زیبایی و دل‌انگیزیِ بی‌مانند برخوردار است. آنان اهمیتِ آن را درمی‌یابند. حقیقت بر ایشان مکشوف می‌شود. آموزهٔ تجسّد با فروغی ملایم آراسته می‌گردد. آنان درمی‌بینند که کتاب‌مقدس کلیدی است که همهٔ اسرار را می‌گشاید و همهٔ دشواری‌ها را حل می‌کند. کسانی که از پذیرفتنِ نور و راه رفتن در نور سر باز زده‌اند، قادر نخواهند بود رازِ دینداری را درک کنند؛ اما آنان که در برداشتنِ صلیب و پیروی از عیسی درنگ نورزیده‌اند، نور را در نورِ خدا خواهند دید.» The Southern Watchman, April 4, 1905.