سه تحققِ مسیحاییِ پایانی که در کتاب متی آمدهاند، سه عنصر از نشانهٔ راهِ قانونِ یکشنبه را مشخص میکنند: پراکندهشدنِ قومِ خدا در قانونِ یکشنبه، چنانکه بهواسطهٔ پراکندهشدنِ گلهٔ کوچک در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ و پراکندهشدنِ شاگردان در هنگام صلیب نمونهوار نشان داده شده است. هر دو پراکندگی با قانونِ یکشنبه منطبقاند. در پیوند با جلیل، که نمادِ یک نقطهٔ عطفِ نبوی است، مردمی که تا قانونِ یکشنبه در تاریکی بودهاند، از تاریکی فراخوانده خواهند شد. این اشخاص، گلهٔ دیگرِ خدا هستند، کارگرانِ ساعتِ یازدهم که هنگامی که از بابل فراخوانده میشوند، نسبت به موضوعِ مناقشهٔ سبت بیدار میگردند. فراخواندهشدنِ آنان از بابل، مرحلهٔ دومِ داوری است که از خانهٔ خدا آغاز میشود و سپس در قانونِ یکشنبه با کسانی که بیرونِ اورشلیم هستند روبهرو میگردد.
دهمین نشانهٔ مسیحایی، پراکندگیِ قانون یکشنبه است.
بل این همه واقع شد تا نوشتههای انبیا به انجام رسد. آنگاه همهٔ شاگردان او را ترک کردند و گریختند. متی ۲۶:۵۶.
پیشگویی
اي شمشير، بر شبانِ من و بر آن مرد كه همرتبهٔ من است بيدار شو، میگويد يَهُوَه صبايوت؛ شبان را بزن، و گوسفندان پراكنده خواهند شد؛ و من دست خود را بر كوچكان بازخواهم گردانيد. زكريا ۱۳:۷
«ما بهزودی بهگونهای گسترده پراکنده خواهیم شد، و آنچه انجام میدهیم باید بهسرعت انجام شود.» Fundamentals of Christian Education, 535.
«زمانی فرا میرسد که ما از یکدیگر جدا و پراکنده خواهیم شد، و هر یک از ما ناگزیر خواهد بود بدون امتیاز مشارکت با آنان که دارای همان ایمان گرانبها هستند، بایستد؛ و چگونه میتوانید پایدار بمانید، مگر آنکه خدا در کنار شما باشد، و بدانید که او شما را رهبری و هدایت میکند؟» Review and Herald، 25 مارس 1890.
یازدهمین نشانهٔ راهِ مسیحایی، فراخوانِ امتهاست.
تا آنچه بهوسیلۀ اشعیای نبی گفته شده بود، به انجام رسد که میگوید: «سرزمین زبولون و سرزمین نفتالی، در راه دریا، آنسوی اردن، جلیلِ امّتها؛ مردمی که در تاریکی نشسته بودند، نوری عظیم دیدند؛ و بر آنان که در دیار و سایۀ مرگ نشسته بودند، نور طلوع کرد.» متی ۴:۱۴–۱۶
پیشبینی
با این حال، تاریكی چنان نخواهد بود كه در زمان تنگیِ آن بود، آنگاه كه در ابتدا سرزمین زبولون و سرزمین نفتالی را به خفّت مبتلا ساخت، و پس از آن، به سختیِ بیشتر او را از راه دریا، آنسوی اردن، در جلیلِ امّتها مبتلا گردانید. قومی كه در تاریكی سلوك میكردند، نوری عظیم دیدهاند؛ و بر آنان كه در سرزمینِ سایهٔ مرگ ساكن بودند، نور تابیده است. اشعیا ۹:۱، ۲
در زمان قانون یکشنبه، بارانِ آخِر بیاندازه فرو ریخته خواهد شد و امّتها نورِ عظیمی را خواهند دید. جفا، وفاداران را پراکنده خواهد ساخت و پیام را گسترش خواهد داد.
«شما را به شوراها تسلیم خواهند کرد، … بلکه بهخاطر من، شما را در حضور والیان و پادشاهان نیز خواهند آورد، تا برای ایشان و برای امتها شهادتی باشد.» متی ۱۰:۱۷، ۱۸، R. V. آزار و جفا نور را گسترش خواهد داد. خادمان مسیح در برابر بزرگان این جهان حاضر خواهند شد؛ کسانی که اگر نه بهسبب این، شاید هرگز انجیل را نمیشنیدند. حقیقت برای این مردان بهگونهای نادرست بازنموده شده است. آنان به اتهامات دروغین درباره ایمانِ شاگردان مسیح گوش سپردهاند. چهبسا تنها وسیله آنان برای آگاهی از ماهیت واقعی آن، شهادت کسانی باشد که بهسبب ایمان خود به محاکمه کشانده میشوند. اینان در بازپرسی ملزماند پاسخ دهند، و داورانشان نیز به شهادتی که ادا میشود گوش فرا دهند. فیض خدا به بندگان او عطا خواهد شد تا نیاز آن لحظه را برآورد. عیسی میگوید: «در همان ساعت به شما عطا خواهد شد که چه بگویید. زیرا گوینده شما نیستید، بلکه روحِ پدرِ شماست که در شما سخن میگوید.» هنگامی که روح خدا ذهنهای بندگان او را روشن میسازد، حقیقت در قدرت و گرانبهاییِ الهیِ خود عرضه خواهد شد. آنان که حقیقت را رد میکنند، برخواهند خاست تا شاگردان را متهم سازند و بر ایشان ستم روا دارند. اما در میان فقدان و رنج، حتی تا سرحد مرگ، فرزندان خداوند باید حلمِ نمونه الهیِ خویش را آشکار سازند. بدینسان، تقابل میان عاملان شیطان و نمایندگان مسیح دیده خواهد شد. نجاتدهنده در برابر حاکمان و مردم سرافراز خواهد شد.
شاگردان تا زمانی که آن فیض لازم نشده بود، به شجاعت و استواریِ شهیدان آراسته نگردیده بودند. آنگاه وعدهٔ نجاتدهنده به انجام رسید. هنگامی که پطرس و یوحنا در برابر شورای سَنهِدرین شهادت دادند، مردم «در حیرت شدند؛ و دریافتند که ایشان با عیسی بودهاند.» اعمال ۴:۱۳. دربارهٔ استیفان نوشته شده است که «همهٔ آنان که در شورا نشسته بودند، چون بدو خیره نگریستند، چهرهٔ او را همچون چهرهٔ فرشتهای دیدند.» مردمان «توان آن نداشتند که در برابر حکمتی و روحی که او بدان سخن میگفت، مقاومت کنند.» اعمال ۶:۱۵، ۱۰. و پولس، در نوشتن دربارهٔ محاکمهٔ خود در دربار قیصران، میگوید: «در نخستین دفاع من، هیچکس به یاری من نایستاد، بلکه همه مرا ترک کردند.... اما خداوند در کنار من ایستاد و مرا قوّت بخشید تا بهواسطهٔ من پیام بهطور کامل اعلام شود و همهٔ امتها آن را بشنوند؛ و من از دهان شیر رهایی یافتم.» دوم تیموتائوس ۴:۱۶، ۱۷، R. V.
«خادمانِ مسیح نباید هیچ سخنِ ازپیشآمادهای را برای عرضه هنگامِ کشاندهشدن به محاکمه تدارک میدیدند. آمادگیِ آنان میبایست روزبهروز، با گنجینه ساختنِ حقایقِ گرانبهای کلامِ خدا در دل، و با تقویت ایمانِ خویش از طریق دعا، حاصل شود. هنگامی که به محکمه آورده میشدند، روحالقدس همان حقایقی را که بدان نیاز بود، به یاد ایشان میآورد.» آرزوی اعصار، 354، 355.
داوری از خانهٔ خدا در ۹/۱۱ آغاز میشود و در قانون یکشنبه به پایان میرسد؛ آنگاه داوری به گلهٔ دیگرِ خدا که بیرون از خانهٔ خداست منتقل میشود.
دوازدهمین نشانهٔ راهِ مسیحایی، داوری بر امّتهاست
تا آنچه بهواسطۀ اِشَعْیای نبی گفته شده بود، به انجام رسد که میگوید: «اینک بندۀ من که او را برگزیدهام؛ حبیب من که جانم از او خشنود است. روح خود را بر او خواهم نهاد، و او داوری را برای امتها آشکار خواهد ساخت. او نزاع نخواهد کرد و فریاد نخواهد زد؛ و هیچکس آواز او را در کوچهها نخواهد شنید. نیِ کوفته را نخواهد شکست، و فتیلۀ دودکننده را خاموش نخواهد کرد، تا آنگاه که داوری را به پیروزی رساند. و امتها بر نام او توکل خواهند کرد.» متی ۱۲:۱۷–۲۱
پیشگویی
اینک بندۀ من که او را تأیید میکنم؛ برگزیدۀ من که جانم از او خشنود است؛ روح خود را بر او نهادهام؛ او عدالت را برای امتها صادر خواهد کرد. او فریاد نخواهد زد، و آواز برنخواهد آورد، و صدای خود را در کوچهها نخواهد شنوانید. نیِ شکسته را نخواهد شکست، و فتیلۀ دودکننده را خاموش نخواهد کرد؛ او عدالت را بر وفقِ حق صادر خواهد نمود. او سست نخواهد شد و مأیوس نخواهد گشت، تا عدالت را بر زمین برقرار سازد؛ و جزایر در انتظار شریعت او خواهند بود. اشعیا 42:1–4
خاتمةُ الدينونة لبيت الله بدأت في تموز/يوليو من عام 2023، حين سُمِع صوتٌ في الشوارع حيث كان موسى وإيليا مطروحين ميتين في وادٍ من عظامٍ يابسةٍ ميتة. وعندما سُمِع الصوت، بدأت الدينونة تُختَم لبيت الله، ثم مضت نحو دينونة الأمم. توجد اثنا عشر إتمامًا مسيانيًا في سفر متّى تُحدِّد المعالمَ الرئيسية في حركة الإصلاح الخاصة بالمئة والأربعة والأربعين ألفًا. وهذه المعالم الاثنا عشر يمثّلها المسيحُ مثالًا. 1989؛ 1996؛ 11/9، 2001؛ 18 تموز/يوليو 2020؛ تموز/يوليو 2023؛ 2024؛ صرخة منتصف الليل، وفصل الكهنة، وسنّة الأحد، جميعها محدَّدة، مع كون 11/9 له شاهدٌ داخلي وشاهدٌ خارجي، ولسنّة الأحد شاهدٌ داخليٌّ هو تشتيت، ثم شاهدان لفترة الدينونة لعمّال الساعة الحادية عشرة. تسعة معالمَ من حركة الإصلاح الخاصة بالمئة والأربعة والأربعين ألفًا محدَّدةٌ مباشرةً في سفر متّى.
متی الفِ عهد جدید است و مکاشفه اُمگای آن. متی شاهکاری نبوی است که اهمیت آن تا ایام آخر مختوم مانده بود. این کتاب مشتمل بر دوازده فصلِ اُمگاست که با الفِ پیدایش، از باب یازده تا بیستودو، متناظر است. بهعنوان الفِ مکاشفه، با رابطهٔ الهامیِ دانیال و مکاشفه موازات دارد. آنچه دربارهٔ رابطهٔ نبویِ کتب دانیال و مکاشفه آشکار شده است، در خصوص رابطهٔ متی و مکاشفه نیز صادق خواهد بود. آنچه در این زمینه به ما اعلام شده است، معادل این خواهد بود:
در انجیل متّی، همان خطّ نبوّت دنبال میشود که در کتاب مکاشفه آمده است.
«مکاشفه کتابی مُهرشده است، اما در عین حال کتابی گشوده نیز هست. این کتاب رویدادهای شگفتانگیزی را ثبت میکند که در روزهای آخر تاریخ این زمین به وقوع خواهند پیوست. تعالیم این کتاب قطعی است، نه رازآلود و نامفهوم. در آن، همان رشتهٔ نبوتی دنبال میشود که در دانیال آمده است. خدا بعضی از نبوتها را تکرار کرده است، و بدینسان نشان داده است که باید به آنها اهمیت داده شود. خداوند چیزهایی را که اهمیت چندانی ندارند تکرار نمیکند.» Manuscript Releases، جلد 9، 8.
کتابِ متی همان «سلسلهٔ نبوت» را که در مکاشفه و دانیال آمده است، دنبال میکند، و این سلسله در کتابِ مکاشفه به کمال میرسد، زیرا واژهٔ «متمم» به معنای کمال است.
«در مکاشفه، همهٔ کتابهای کتابمقدس به هم میرسند و پایان مییابند. در اینجا متممِ کتاب دانیال است. یکی نبوت است؛ دیگری مکاشفه. آن کتابی که مُهر شده بود، مکاشفه نیست، بلکه آن بخش از نبوت دانیال است که به ایام آخر مربوط میشود. فرشته فرمان داد: “اما تو، ای دانیال، کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمانِ آخر مُهر کن.” دانیال 12:4.» اعمال رسولان، 585.
متی، دانیال و مکاشفه یک کتاب واحدند.
«کتابهای دانیال و مکاشفه یکی هستند. یکی نبوت است و دیگری مکاشفه؛ یکی کتابی مُهرشده است و دیگری کتابی گشوده. یوحنا اسراری را که رعدها بیان کردند شنید، اما به او فرمان داده شد که آنها را ننویسد.» تفسیر کتابمقدس ادونتیستهای روز هفتم، جلد ۷، ۹۷۱.
بہت ضروری معلوم ہوا کہ میں کتابِ یوحنا پر دوبارہ مطالعہ لوٹانے سے پہلے کچھ وقت صرف کرکے انجیلِ متی کو اس کے سیاق و سباق میں رکھوں، تاکہ قیصریہ فلپی میں پطرس کی موجودگی کی نبوتی اہمیت کو نمایاں کیا جا سکے۔ میں اپنی مشاہداتِ کتابِ متی کا خلاصہ پیش کرنے کی کوشش کروں گا، تاکہ قیصریہ فلپی میں پطرس کی اس عظیم نبوتی اہمیت کو واضح کروں، جو دانی ایل باب گیارہ آیات تیرہ تا پندرہ کے پانیئم سے مطابقت رکھتی ہے۔
کتابِ متی بر سه خطِ نبویِ متمایز سامان یافته است. خطِ نخست، ده بابِ اول است؛ خطِ دوم، دوازده بابِ بعدی است که در پیِ آن، خطِ سوم قرار دارد که از شش باب تشکیل شده است. ده بابِ نخست نمایانگر فرشتهٔ اولِ مکاشفهٔ چهارده است، دوازده بابِ بعدی نمایانگر فرشتهٔ دومِ مکاشفهٔ چهارده، و شش بابِ پایانی نمایانگر فرشتهٔ سومِ مکاشفهٔ چهارده است. من هنوز این مشاهده را بهروشنی اثبات نکردهام، اما این کار را بهآسانی میتوان انجام داد. پیش از آنکه به این امر بپردازیم، مایلم همچنان برخی از خطوطِ کلیتر را بر بومِ کتابِ متی ترسیم کنم.
سطرِ دومِ فصلهای یازده تا بیستودو بهوسیلهٔ فرشتهٔ دوم نمایانده میشود، و فرشتهٔ دوم همواره بر دوچندانشدن دلالت دارد، زیرا بابل سقوط کرده است، سقوط کرده است. فصلهای یازده تا بیستودوی پیدایش، نخست وعده و سپس عهدِ سهمرحلهایِ خدا را با قومی برگزیده از طریقِ نیای بزرگ، اَبرام، عرضه میکند. آیهٔ مرکزیِ همین دوازده فصل، «ختنه» را بهعنوان نشانهٔ عهد مشخص میسازد، و آن در دومینِ سه مرحله برقرار گردید. آیهٔ مرکزیِ خطِ موازیِ عهد در متی، همانجاست که نامِ شمعون بنیونا به پطرس تغییر مییابد.
اور میں بھی تجھ سے کہتا ہوں کہ تُو پطرس ہے، اور اِس چٹان پر میں اپنی کلیسیا تعمیر کروں گا؛ اور عالمِ ارواح کے دروازے اُس پر غالب نہ آئیں گے۔ متی 16:18۔
نامِ پطرس نمایندۀ یکصد و چهلوچهار هزار است، و او نمایندۀ آن طبقهای است که ایمان خود را بر شنیدن پیام مسیح بنا مینهند. نه صرفاً پیام دربارۀ عیسی، بلکه پیامی که عیسی آن را چنین معرّفی کرد که خودِ خداوند آن را به پطرس عطا کرده است.
او به ایشان فرمود: «اما شما مرا که میگویید؟»
اور شمعون پطرس نے جواب دے کر کہا، تو زندہ خدا کا بیٹا، مسیح ہے۔ اور یسوع نے جواب دے کر اُس سے کہا،
مبارک ہو تُو، اے شمعون باریونا؛ کیونکہ یہ بات تجھ پر گوشت اور خون نے ظاہر نہیں کی، بلکہ میرے باپ نے جو آسمان پر ہے۔ متی 16:15–17۔
ایمان پطرس بر این مبتنی است که عیسی، مسیح—مسیّا—گردید. نام پطرس تغییر مییابد، همانگونه که نام ابرام برای نشاندادن یک رابطهٔ عهدی تغییر یافت، و نام او با ۱۴۴٬۰۰۰ برابر است؛ و در همان آیه، نبرد عظیم چنین معرفی میشود: صخرهای که بنیاد کلیسایی است که بر کلیساهای جهنم غالب خواهد آمد. یکصد و چهل و چهار هزار، آخرین تجلّیِ قومِ برگزیدهٔ عهدی هستند، و پطرس نمایندهٔ آن گروه است.
پطرس همچنین بهطور همزمان نمایانگر نخستین کلیسای مسیحی، یعنی کلیسای شاگردان، نیز هست؛ زیرا این همان تاریخ است که مسیح در آن بنیاد کلیسای خود را نهاد. مسیح بنیاد است و او همچنین سنگِ زاویهٔ سرِ بناست، و پطرس نماد نخستین عروس مسیحی و آخرین عروس مسیحی است. بنابراین، پطرس در یک آیه، هم نماد آلفا و هم نماد امگا است.
وہ ایک آیت بارہ ابواب کی مرکزی آیت ہے جو دوسرے فرشتہ کے پیغام کی نمائندگی کرتے ہیں، اور پطرس پہلی دلہن اور آخری دلہن، دونوں کے طور پر “دوہرا کردار” ادا کرتا ہے۔ آخری دلہن شیطان کی عبادت گاہ کے ساتھ جنگ میں ہوگی، اور آخری دلہن دو گروہوں پر مشتمل ہوگی۔ ایک گروہ ایک لاکھ چوالیس ہزار ہے، اور دوسرا گروہ وہ عظیم ہجوم ہے۔ عظیم ہجوم کی نمائندگی سمرنہ کرتی ہے اور ایک لاکھ چوالیس ہزار کی نمائندگی فِلاڈلفیہ کرتا ہے۔
صد و چهل و چهار هزار تن فیلادلفیاییاند، و تغییر نام پطرس در آیهٔ هجدهم، مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار تن را نمایندگی میکند. او نمادِ کسانی است که مُهر شدهاند، و در آن آیه، یعنی دقیقاً آیهٔ مرکزیِ دوازده فصلِ عهد، با دقیقاً آیهٔ مرکزیِ دوازده فصلِ پیدایش همراستا میشود؛ جایی که ختنه بهعنوان علامت معرفی میگردد. فصلهای یازده تا بیست و دوِ مکاشفه، خط سومِ دوازده فصلِ شهادتِ عهد را فراهم میآورند، و آیهٔ مرکزیِ آن دوازده فصل، ازدواجِ فاحشهٔ مکاشفهٔ هفده را با پادشاهان زمین مشخص میسازد.
اور وہ حیوان جو تھا، اور نہیں ہے، وہی آٹھواں ہے، اور انہی سات میں سے ہے، اور ہلاکت میں جاتا ہے۔ مکاشفہ 17:11۔
این آیه به شناسایی سقوط نهاییِ بابلِ عظیم مربوط است، و نخستین سقوطِ بابل در فصل نخستِ خط عهدِ دوازدهفصلیِ پیدایش رخ داد. پطرس در آیهٔ مرکزی نمایندهٔ صد و چهل و چهار هزار نفر است، که با آیهٔ مرکزیِ پیدایش همراستا است. در آیهٔ مرکزیِ مکاشفه، سقوطِ بابلِ عظیم، داستانِ نمرود، شکارچیِ عظیمِ بابل را به فرجام میرساند.
آیاتِ مرکزیِ هر یک از این سه خطِ نبوی، یا مُهرِ خدا را مشخص میسازند یا نشانِ وحش را. عهدِ بابِلیِ مرگ که در پیدایش آغاز میشود، در مکاشفه به پایان خود میرسد. و بدینسان، هنگامی که این هر سه خط، سطر بر سطر، با یکدیگر گرد آورده میشوند، بر همگیِ آنها آغازی و پایانی قرار میدهد. آنجا که پطرس بهعنوان نمادی از جدالِ عظیم میان صخره و دروازههای جهنم بهکار گرفته میشود، پیامِ فرشتهٔ دوم است، زیرا پیامِ فرشتهٔ دوم این است که بابِل ساقط شد (نمرود)، ساقط شد (فاحشهٔ روم). خطِ دوم در سه خطِ متّی، همان پیامِ فرشتهٔ دوم است، زیرا دو سقوطِ بابِل را شناسایی میکند. این خط، درست در همانجایی که ازدواجِ حقیقی در قانونِ یکشنبه به کمال میرسد، یک ازدواجِ جعلی را عرضه میدارد. همچنین، عددِ «8» را بهمثابهٔ جعلِ قومِ خدا، که هشتِ حقیقی هستند، به تصویر میکشد. پاپیّت نیز بهصورتِ جاعلانهای که خدا را تقلید میکند ترسیم شده است، زیرا بود، و اکنون هست، و صعود خواهد کرد. آن صعود میکند، درست در همانجایی که عَلَم صعود میکند—قانونِ یکشنبه.
در انجیل متی دوازده تحققِ مسیحایی وجود دارد، و در عهد عتیق میان سیصد تا پانصد نبوت دربارهٔ مسیح یافت میشود. متی دوازده تحققِ بهصراحت مشخصشده را در بر دارد، بهمراتب بیش از هر یک از سه انجیل دیگر. این دوازده تحقق با نه نشانهٔ متمایز در حرکت اصلاحیِ صد و چهل و چهار هزار تناظر دارند. نه نماد کمال است، زیرا ورای «نه» عددی وجود ندارد؛ چراکه هر مقداری که پس از «نه» میآید، تنها از نه رقمِ یک تا نه، و صفر، استفاده میکند. نه، پُری است. از میان آن نه نشانه، دو مورد بیش از یکی از تحققهای متی را در بر دارند. 9/11 دو تا دارد، و قانون یکشنبه سه تا.
زمانِ آخر در 1989، رسمیتیافتنِ پیام در 1996، سپس 9/11، سپس نومیدیِ 18 ژوئیهٔ 2020، سپس آن صدا در بیابان در ژوئیهٔ 2023، که به رستاخیزِ 2024 انجامید، که به فریادِ نیمهشب منتهی میشود، و در پیِ آن جداییِ کاهنان، که در قانونِ یکشنبه به اوج میرسد. نه نشانهٔ راه: یکی که دو شاهد دارد و یکی که سه شاهد؛ 9/11 دو شاهد دارد و قانونِ یکشنبه سه شاهد. این بدان معناست که در خطِ اصلاحیِ صد و چهل و چهار هزار، دو شاهدِ 9/11 تا سه شاهدِ قانونِ یکشنبه—زمانِ مُهرشدنِ صد و چهل و چهار هزار را مشخص میسازد. دوازده نشانهٔ راه با هر جنبشِ اصلاحی همراستا هستند، و بدینسان زمانِ مُهرشدنِ صد و چهل و چهار هزار را از 9/11 تا قانونِ یکشنبه برجسته و مشخص میکنند.
ایسا کرتے ہوئے، یہ 9/11 پر دو گواہوں کی، اور سنڈے لا کے وقت تین گواہوں کی نشان دہی کرتا ہے۔ 9/11 پر دو گواہ دوسرے فرشتے کا پیغام ہیں، اور سنڈے لا کے وقت تین گواہ تیسرے فرشتے کا پیغام ہیں۔ لہٰذا، متی میں مسیحائی نبوتوں کی تکمیلات کے ذریعہ قائم کی گئی لکیر مُہر کیے جانے کے زمانے کو الگ اور نمایاں کرتی ہے، جبکہ دوسرے فرشتے کو مُہر کیے جانے کے زمانے کی تاریخ کے لیے الفا، اور تیسرے فرشتے کو اومیگا کے طور پر متعین کرتی ہے۔ اس کا مطلب یہ ہے کہ مُہر کیے جانے کا زمانہ عدد دو اور عدد تین کے درمیان محدود ہے، اور یوں تئیس، جو کفّارہ کی ایک علامت ہے، مُہر کیے جانے کی پوری تاریخ پر قائم ہو جاتا ہے۔
در کتاب متّی سه خطّ نبوّتی وجود دارد که بهترتیب نمایانگر فرشتۀ اوّل، دوم و سوم هستند، و دوازده فصلِ خطّ دومِ متّی نمایانگر عهد با صد و چهل و چهار هزار تن است، زیرا آن امگایِ عهدِ آلفایِ پیدایش با اَبرام است. این همچنین بدین معناست که در مقامِ فرشتۀ دوم، هنگامی که پطرس نمایانگر هم عروسِ مسیحیِ نخستین و هم عروسِ مسیحیِ آخرین است، دوگانگیِ پطرس مقتضای نبوّتیِ یک دوگانگی را در فرشتۀ دوم برقرار میسازد. بر شهادتِ سه شاهد، عددِ دوازده ریسمانی است که سه خطّ دوازدهفصلی را به یکدیگر میبندد؛ بنابراین، هنگامی که در کتاب متّی بازنماییِ دیگری از عددِ دوازده مییابیم، باید با دوازدۀ دیگر در کتاب متّی همسو باشد.
دوازده بابِ متّی، که با عددِ نمادینِ یازده آغاز میشود و با همتای نمادینِ آن، یعنی عددِ بیستودو، پایان مییابد، با خطِ اصلاحِ صد و چهلوچهار هزار که بهواسطهٔ دوازده تحققِ مسیحایی نمایانده شده است، همراستا هستند؛ و بدینسان، «دوبرابرشدنِ» دومی را در خطِ فرشتهٔ دوم ظاهر میسازند. دوازده تحققِ مسیحایی، همراه با دوازده باب، «دوبرابرشدنِ» فرشتهٔ دوم هستند، امّا هنگامی که در هم ضرب شوند، نمایانگرِ 144,000 میگردند. پطرس دوبرابر میشود، و عددِ دوازده نیز دوبرابر میشود. این دوبرابرشدنها، دوبرابرشدنِ سقوطِ بابِل را در دو نوبت به انجام میرسانند.
بابهای یازده تا بیستودو نمایانگر فرشتهٔ دومِ مکاشفهٔ چهارده هستند. عدد ده نمادِ آزمون است، و نخستینِ سه آزمون، ده بابِ نخستِ متی است. «ده» نمادِ آزمون است. چون متی آلفای اومگای مکاشفه است، بابِ نخستِ هر یک از این دو کتاب با مکاشفهای از عیسی مسیح آغاز میشود. در باب اول، یوسف در اینباره آزموده میشود که آیا فرشته را باور خواهد کرد یا نه. همتای او زکریا، پدرِ یحیای تعمیددهنده، بود که ناباور شد و در همان آزمون شکست خورد. یکی ولادتی را که از عنایتِ الهی بود پذیرفت، و دیگری تردید کرد.
در باب دوم، هیرودیس از تولد پادشاهی جدید بیمناک شد، و یوسف و مریم به مصر گریختند. یحییِ تعمیددهنده در باب سوم نخستین آزمون را آورد؛ نخستین آزمونی که خواهر وایت آن را آزمونی مرگ و زندگی معرفی میکند، زیرا او نوشت که «آنان که پیام یحیی را رد کردند، نمیتوانستند از عیسی بهرهمند شوند.» فرشتهٔ اول پیامی آزمونکننده است که انسانها را، همانگونه که یحیی نیز کرد، فرا میخواند تا از خدا بترسند، زیرا ساعت داوری خدا فرا میرسد. این امر در یحیی نمود یافته است، آنگاه که پرسید: «چه کسی شما را آگاه ساخت که از غضب آینده بگریزید؟»
سپس در فصل چهارم، عیسی چهل روز روزه میگیرد که به سه آزمون متمایز منتهی میشود، زیرا آن سه آزمون همواره در پیام فرشتهٔ اول بازنمایی شدهاند. سپس عیسی با برگزیدن شاگردان خود آغاز به بنا نهادنِ بنیادها کرد، زیرا در مورد عزرا و نحمیا، بنیادهای هیکل در تاریخ فرمان اول نهاده شد، و در مورد میلریها، بنیادها در تاریخ فرشتهٔ اول نهاده گردید. این بنیادها همان سعادتها هستند، و پس از آن معجزات او میآیند که به فرستادن دوازده شاگرد از سوی او انجامید و تا پایان فصل دهم ادامه یافت. آنگاه دوازده شاگرد در جای خود قرار گرفتند، و وحی تصریح میکند که شاگردان، بنیاد کلیسای مسیحی بودند. تا فصل یازدهم، بنیادها به پایان رسیده بود.
در باب یازدهم، شاگردان بهتنهایی مشغول خدمت هستند و عیسی تنهاست؛ و این امر گسستی متمایز میان باب دهم و یازدهم را مشخص میسازد. بابهای یک تا ده پیام فرشتهٔ اول را تشکیل میدهند، و آن پیام با فرارسیدن فرشتهٔ دوم به پایان رسید. فرشتهٔ دوم انقسام و جدایی پدید میآورد، همانگونه که در میان میلریها و پروتستانها بود. باب دهم با جدا شدن عیسی از شاگردان پایان مییابد، و در باب یازدهم او تنهاست.
فصلهای یازده تا بیستودوّم نمایانگر فرشتهٔ دوم است و به فصلهای بیستوسه تا بیستوهشت میانجامد که بهمثابهٔ خط سومِ فرشتهٔ سوم هستند. البته فرشتهٔ سوم به قانون یکشنبه میرسد، که همان چیزی است که فِصَحِ فصلهای بیستوشش تا بیستوهشت آن را نمایندگی میکند. «23» نماد کفاره است، و نخستینِ آن شش فصل پیام فرشتهٔ اول را نمایندگی میکند و سه فصل آخر پیام فرشتهٔ سوم را نمایندگی میکنند. دو فصلِ میانی (24 و 25) نمایانگر فرشتهٔ دوم هستند. سه فصل آخر مشتمل بر «23» نشانهٔ راهِ مشخصاند که فصل «23» را، بهعنوان فرشتهٔ اول یا آغاز، و فصلهای بیستوشش تا بیستوهشت را بهعنوان سومی، با «23» نشانهٔ راه، همتراز میسازند. فصل 23 فرشتهٔ اول است، و دو فصل بعدی فرشتهٔ دوم هستند و سه فصل آخر فرشتهٔ سوماند.
خطِّ سوم در متّی نمایانگر فرشتهٔ سوم است، و به سه گام تقسیم میشود. فصل ۲۳ گام نخست و فرشتهٔ نخست است. فصلهای ۲۴ و ۲۵ گام دوم و فرشتهٔ دوماند. فصلهای ۲۶، ۲۷ و ۲۸ گام سوم و فرشتهٔ سوماند. یک فصل برای فرشتهٔ نخست، دو فصل برای فرشتهٔ دوم، و سه فصل برای فرشتهٔ سوم. فرشتهٔ سوم، که فِصَح است، که نمایانگر صلیب است، و آن نیز به نوبهٔ خود با قانون یکشنبه همراستا میشود، همچنین بهوسیلهٔ پنتیکاست نیز نمایانده میشود.
پنتیکاست عدد ۵۰ است، و ۵۰ نماد یوبیل است. یوبیل دربرگیرندۀ سال چهلونهم است، یعنی پایان هفتمین دورۀ هفتساله. عدد ۴۹ بر عدد ۵۰ مقدّم است، اما بهطور مستقیم با آن پیوند دارد. سطر سوم در متی با باب ۲۳ آغاز میشود، سپس دو باب (۲۴، ۲۵) در پی آن میآید که جمع آنها ۴۹ میشود، درست پیش از فرشتۀ سوم که نمایانگر عدد ۵۰ است.
آغازِ سلسلهٔ ششفصل «23» است و پایان آن نیز «23»؛ نشانههایی، و مقداری که از جمعِ فصل 26 با 27 و 28 بهدست میآید، برابر با «81» است، که نمادی از کاهنان است و در همان آیاتی تعبیه شده است که ریختهشدنِ خونی را مشخص میکنند که کاهنِ اعظمِ آسمانی در خدمتِ کهانتِ اعظمِ خویش از آن استفاده میکرد. از اینرو، عنوانِ فصل «81» در کتاب آرزوی اعصار بر اساس متی 28 است.
«باب 81— “خداوند برخاسته است”»
«این فصل بر اساس متی ۲۸:۲–۴، ۱۱–۱۵ است.» آرزوی اعصار، ۷۸۰.
عدد «81» نمایانگر کهانت است و در لاویان 8، هفت روزِ تقدیسِ کاهنان بیان شده است. در باب 8 از کتاب اعداد، تطهیر لاویان بیان شده است. در دوم تواریخ، «81» کاهن در برابر پادشاه عزیا میایستند، و این بخش مستقیماً در استقرار پیامِ مُهرِ یکصد و چهل و چهار هزار سهم دارد.
لیکن جب وہ زورآور ہوا تو اُس کا دل اُس کی ہلاکت کے لیے مغرور ہو اُٹھا؛ کیونکہ اُس نے خداوند اپنے خدا سے سرکشی کی، اور خداوند کے ہیکل میں بخور کی قربان گاہ پر بخور جلانے کے لیے داخل ہوا۔ اور عزریاہ کاہن اُس کے پیچھے اندر گیا، اور اُس کے ساتھ خداوند کے اسّی کاہن تھے، جو دلیر آدمی تھے۔ اور اُنہوں نے عزّیاہ بادشاہ کا مقابلہ کیا اور اُس سے کہا، “اَے عزّیاہ، خداوند کے حضور بخور جلانا تیرا کام نہیں، بلکہ کاہنوں، یعنی ہارون کی اولاد کا، جو بخور جلانے کے لیے مقدّس کیے گئے ہیں۔ مقدِس میں سے نکل جا، کیونکہ تُو نے تعدّی کی ہے؛ اور خداوند خدا کی طرف سے یہ تیرے لیے عزّت کا باعث نہ ہوگا۔”
پس عزّیا خشمگین شد، و در دست خود مَجمَرهای داشت تا بخور بسوزاند؛ و چون بر کاهنان خشم گرفته بود، جذام در حضور کاهنان، در خانهٔ خداوند، نزد مذبحِ بخور، بر پیشانیاش پدیدار شد. و عَزَریا، کاهنِ اعظم، و همهٔ کاهنان به او نگریستند، و اینک بر پیشانیِ خود مجذوم بود؛ پس او را از آنجا به شتاب بیرون راندند؛ بلکه خودِ او نیز برای بیرون رفتن شتافت، زیرا خداوند او را مبتلا ساخته بود. و عزّیا پادشاه تا روز وفاتش مجذوم بود، و چون مجذوم بود، در خانهای جداگانه ساکن میزیست؛ زیرا از خانهٔ خداوند منقطع شده بود؛ و یوتام، پسرش، بر خانهٔ پادشاه گماشته بود و بر قومِ سرزمین داوری میکرد. دوم تواریخ 26:16–21.
هشتاد و یک، بهعنوان نماد، با کاهنانی مرتبط است که با کوششهای عُزّیا برای تقدیم قربانیها در مَقْدِس مخالفت کردند. ساختار نبویِ فرازِ مربوط به عُزّیا با ساختار نبویِ دانیال یازده، آیات یازده و دوازده، همراستا است. هر دو فراز، پادشاهی جنوبی را معرفی میکنند که دلش از پیروزیهای نظامی، و بهویژه از پیروزی اخیر بر پادشاهی از شمال، برافراشته میشود. هنگامی که آیه یازدهمِ دانیال یازده بهوسیلهٔ بطلمیوس در نبرد رافیا تحقق یافت، او نیز، همانند عُزّیا، در پی آن بود که در مَقْدِسِ اورشلیم قربانی تقدیم کند، اما کاهنان در برابر او ایستادند. سطر بر سطر، آن دو شاهد، جنگ اوکراین را که نزدیک به پایان است، شناسایی میکنند.
باب هشتاد و یکم از کتاب «آرزوی اعصار» بر متی ۲۸ استوار است و مسیح را در حال صعود برای آغاز خدمت خویش بهعنوان کاهن اعظم آسمانی معرفی میکند.
اکنون خلاصۀ آنچه گفتیم این است: ما چنین کاهن اعظمى داریم که به دست راست تخت کبریا در آسمانها نشسته است. عبرانیان ۸:۱
عدد «81» نماد کاهنان است، و بابهای 26، 27 و 28؛ گام سومِ سطر سوم در متی، جمعاً به 81 میرسد. گام دوم به 49 میرسد و گام نخست 23 است. هشتاد و یک، در شهادتِ عُزّیا، نمایانگر 80 کاهن و یک کاهن اعظم است. در این سطح، آن 80 کاهن انسانیاند و کاهن اعظم الهی است. 81 نمایانگر پیوند الوهیت با انسانیت است. رقم یک در عدد هشتاد و یک نمایانگر الوهیت است.
عددِ ایک، عددِ گیارہ میں انسانیت اور الوہیت دونوں کی نمائندگی کرتا ہے۔ عددِ اکیس میں ایک الوہیت کی نمائندگی کرتا ہے، اور بیس انسانیت کی۔ دو اور ایک کا امتزاج عِمّاؤس کی راہ پر چلنے والے شاگردوں میں دیکھا جا سکتا ہے۔
ترکیبِ سه و یک، انسانیت و الوهیت است، چنانکه در کورهٔ آتشینِ شَدرَک، میشَک و عَبدنَغو نمود یافته است.
ترکیبِ چهار و یک نشان میدهد که پیوندِ الوهیت با انسانیت در نسلِ چهارم به انجام میرسد.
ترکیبِ پنج و یک، آن پنج باکره را که در انتظار داماد بودند مشخص میسازد.
ترکیبِ «شش و یک» نمایانگرِ رابطۀ انسان با سَبَّتِ روزِ هفتم است که الوهیت، خداوندِ آن است. عددِ «شش» نمادِ انسان است، و «یک» مسیح است.
ترکیبِ هفت و یک، نمایانگرِ گذارِ کلیسای هفتمِ لائودکیه به تجربهٔ فیلادلفیایی است.
81 نمادِ کاہنوں اور اُن کے سردار کاہن کے ساتھ تعلق کی علامت ہے۔
ترکیبِ نه و یک، کمال را مشخص میکند. بارداری نه ماه است. نه نسل تا نوح بود، و نه نسل پس از آن که به عهد منتهی شد. عیسی در ساعت نهم روح را تسلیم کرد. ترکیبِ نه و یک، پایان یافتنِ کارِ مُهر نهادن بر قوم او را مشخص میکند.
در این چارچوب، عدد یک ترکیبِ انسانیت و الوهیت است؛ عدد دو، معلّمِ الهی است که به انسانیت تعلیم میدهد. عدد سه، پیامِ سه فرشته است، یعنی همان پیامی که در عدد دو به آنان تعلیم داده میشود. عدد چهار، نسلِ چهارم را مشخص میسازد و بدینسان تاریخِ نبوی را تعیین میکند؛ همان زمانی که پنج باکرهٔ دانا ظاهر میشوند و همانگونه که روزِ ششمِ آفرینش نمایندگی میکند، از نو آفریده میگردند. سپس گامِ هفتم، گذار به فیلادلفیا و معمایِ آن هشت که از هفت است را مشخص میسازد. در آن هنگام، عهد به انجام میرسد و کهانتِ «81» برافراشته میشود تا کاری را که با عددِ نه نمایانده شده است، به انجام رساند. در هر گام، عدد یک همان شیرِ سبطِ یهودا است، که همچنین پالمونی، شمارندهٔ شگفتانگیز، میباشد. 81 نمادی از کاهنان است. پالمونی همهٔ اعداد را آفرید.
شماره یازده نمایانگر نیمهٔ بیستودو است، و هر دوی آنها بیانگر پیوند الوهیت با انسانیتاند. در مقالهای اخیر، دو عبارت را درج کردم که به آغاز و انجام میپردازند.
په لومړۍ څرګندونه کې څرګنده شوې وه چې کله ايلن وايټ د مقدس ځای په اړه خپلې لومړنۍ رؤياوې لرلې، هغې ته وښودل شول چې د سبت حکم د نورو حکمونو په پرتله لا روښانه ځلېده. همدارنګه هغې ته وښودل شول چې په وروستيو ورځو کې د «تجسد عقيده» په يوې نرمې ځلا پوښل شوې وه. سبت په پيل کې داسې يوه رڼا وه چې په پای کې يې د تجسد د عقيدې تمثيل کاوه. له انسانيت سره د الوهيت يوځای کېدل د تجسد عقيده ده، ځکه دا د مسيح د هغه عقيدې بيان دی چې هغه پر خپل ځان بشري جسد واخيست، او په دې توګه يې دا بېلګه وټاکله چې الوهيت چې له انسانيت سره يوځای شي، ګناه نه کوي.
یازده بهعلاوهٔ یازده برابر با بیستودو است، و عدد یازده هر یک از خطوط عهدیِ دوازدهفصلی را آغاز میکند، و هر یک با بیستودو پایان مییابد. فصلهای یازدهم و آیههای یازدهم در درونِ کتبِ مقدس، نشانههای راهِ صد و چهلوچهار هزار را نمایندگی میکنند.
2014
جنگ اوکراین در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، و خطّ بیرونیِ زمانِ مُهرشدنِ آن صد و چهل و چهار هزار تن است.
اور جنوب کا بادشاہ غصہ میں آ کر نکلے گا اور اُس سے، یعنی شمال کے بادشاہ سے، جنگ کرے گا؛ اور وہ ایک بڑا ہجوم کھڑا کرے گا، لیکن وہ ہجوم اُس کے ہاتھ میں دے دیا جائے گا۔ دانی ایل 11:11۔
۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
نخستین نومیدی، درنگِ عیسی در رفتن برای برخیزانیدنِ ایلعازر بود؛ معجزهٔ تاجبخش و مُهرِ خدا. عیسی چهار روز درنگ کرد پیش از آنکه ایلعازر را زنده سازد. آن آیه در یوحنا، واپسینِ هفت معجزهای را مشخص میکند که در انجیلِ یوحنا بهطور مستقیم معرّفی شدهاند. نخستینِ آنها تبدیلِ آب به شراب بود. در تأمل بر این هفت معجزه که به یوحنا 11:11 منتهی میشوند، نورِ بسیار هست، و همهٔ الاهیدانان موافقاند که در یوحنا تنها هفت معجزه وجود دارد، بر این اساس که آن معجزات بهطور مستقیم شناسایی شدهاند. از اینرو، آنان قیامِ مسیح را بهعنوان نشانهٔ هشتم در شمار نمیآورند؛ اما آن نیز معجزهای بود، و قیامِ او نشانهٔ عهد است؛ پس قیام در کتابِ یوحنا، معجزهٔ هشتم است، یعنی از آنِ هفت، زیرا هر یک از هفت معجزهٔ پیشین بهواسطهٔ قدرتِ قیامِ او به انجام رسید.
ایں باتاں اوہ نے آکھیاں؛ تے اِس توں بعد اوہناں نوں فرمایا، ساڈا دوست لعزر سُتّا پیا اے؛ پر مَیں جاندا ہاں تاکہ اوہنوں نیند وچوں جگاواں۔ یوحنا 11:11۔
جولای، ۲۰۲۳
در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، صدا در بیابان آغاز به فریاد برآوردنِ پیامی کرد که روحِ حیات را در خود دارد.
وَ بَعْدَ سَهْ رُوزْ وَ نِيمْ، رُوحِ حَيَاتْ أَزْ خُدَا دَرْ آيِشَانْ دَاخِلْ شُدْ، وَ بَرْ پَاهَایِ خُودْ اِيستَادَنْدْ؛ وَ تَرْسِی عَظِيمْ بَرْ بَيْنَنْدِگَانِ آيِشَانْ مُسْتَوْلِی گَشْتْ. مکاشفه 11:11
یوحنا هشت روز پیش از قانون یکشنبه متولد میشود، زیرا پدرش زکریا در زمان قانون یکشنبه سخن میگوید. نام یوحنا در زمان قانون یکشنبه از زکریا به یوحنا تغییر مییابد، هنگامی که تغییر نام او یک رابطهٔ عهدی را مشخص میسازد. این تولد، نمونهٔ رستاخیز کسانی است که در خیابانها در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ کشته شدند.
بهراستی به شما میگویم، در میان آنان که از زنان زاده شدهاند، بزرگتر از یحییِ تعمیددهنده برنخاسته است؛ با این همه، آنکه در پادشاهی آسمان کمترین است، از او بزرگتر است. متی ۱۱:۱۱.
2024
اشعیا اس دوسری جمعآوری کی نشان دہی کرتا ہے جو 1849 میں پوری ہوئی۔ دوسری جمعآوری جولائی 2023 میں شروع ہوئی، اور اس وقت اختتام پذیر ہوتی ہے جب خدا کے لوگ مُہر بند کیے جاتے ہیں۔
۽ ان ڏينھن ائين ٿيندو، جو خداوند ٻيھر، يعني ٻئي ڀيري، پنھنجو ھٿ وڌائيندو تہ پنھنجي ماڻھن جي بچيل باقيات کي، جيڪي باقي رھجي ويا ھوندا، اسوريہ مان، ۽ مصر مان، ۽ پٿروس مان، ۽ ڪوش مان، ۽ عيلام مان، ۽ شنعار مان، ۽ حمات مان، ۽ سمنڊ جي ٻيٽن مان واپس حاصل ڪري. يسعياه 11:11.
درست پیش از قانون یکشنبه
عیسی بهتازگی ورودِ ظفرمندانه را به پایان رسانده است؛ بدینسان گذار از ندای نیمهشب به قانون یکشنبه را مشخص میسازد. او آن دوازده شاگرد را با خود دارد، زیرا آنان پیش از قانون یکشنبه برگزیده شدهاند.
اور یسوع یروشلم میں، اور ہیکل میں داخل ہوا؛ اور جب اُس نے ہر چیز کو چاروں طرف دیکھ لیا، اور اب شام ہو چکی تھی، تو وہ اُن بارہ کے ساتھ بیت عنیاہ کو نکل گیا۔ مرقس 11:11۔
هنگامی که مُهر شدنِ آن یکصد و چهل و چهار هزار تن، درست پیش از قانون یکشنبه، به انجام رسد، پیوستنِ شوهرِ الوهیت با همسرِ انسانیت به کمال میرسد، و آن دو تا ابد یکی میشوند، زیرا کفاره به انجام رسیده است.
بااینحال، در خداوند نه مرد بیزن است و نه زن بیمرد. اول قرنتیان ۱۱:۱۱
تولدِ معجزهآسای سارا، تولدی که از زمان طغیان ۱۸۶۳ دیرباز به تأخیر افتاده بود، هنگامی به انجام میرسد که زنِ مذکور در مکاشفه باب دوازدهم، دوقلو میزاید. طفل نخست در فریاد نیمهشب به دنیا میآید و طفل دوم در قانون یکشنبه. آن طفلی که دوم بیرون آمد، نخِ قرمزی را داشت که نشانِ راحاب در اریحا را نمایندگی میکند.
از راه ایمان، سارا نیز خود قوت یافت تا نطفه بپذیرد، و در حالی که از سن گذشته بود، فرزندی زایید، زیرا او آنکه وعده داده بود امین شمرد. عبرانیان 11:11.
قانون الأحد للّاودكية
ارمیا داوریِ کلیسای لاودیکیهایِ ادونتیستهای روز هفتم را مشخص میکند.
پس خداوند چنین میفرماید: اینک بلایی بر ایشان خواهم آورد که نتوانند از آن بگریزند؛ و هرچند نزد من فریاد برآورند، ایشان را اجابت نخواهم کرد. ارمیا 11:11.
حزقیایل با داوریِ ارمیا دربارهٔ ادونتیسم موافق است.
این شهر دیگ شما نخواهد بود، و شما نیز گوشتِ درون آن نخواهید بود؛ بلکه من شما را بر سرحدّ اسرائیل داوری خواهم کرد. حزقیال ۱۱:۱۱.
برگزشتہ اسرائیل کا خدا کی عہدی قوم ہونے کے منصب سے گزر جانا اس امر کو بھی شامل ہے کہ خدا سابقہ عہدی قوم کو اُس چیز کے بارے میں غیرت دلائے جسے انہوں نے رد کر دیا تھا۔ یہی بات اتوار کے قانون کے وقت ایڈونٹزم پر بھی دہرائی جاتی ہے۔
پس میگویم: آیا ایشان لغزش خوردند تا بیفتند؟ حاشا! بلکه بهسبب لغزش ایشان، نجات به امّتها رسید تا ایشان را به غیرت آورد. رومیان ۱۱:۱۱
ادونتیسم، هرچند مبتنی بر کار ویلیام میلر است که آن را رد میکنند، همچنان همان جنبشی است که هیکل را بنا کرد؛ اما همانگونه که سلیمان، که او نیز هیکل را بنا نمود، عهد را شکست، ایشان نیز عهد را شکستهاند و پادشاهیشان از آنان گرفته خواهد شد و به قومی داده خواهد شد که تاکستان خدا را آنگونه که او هدایت میکند اداره خواهند کرد.
پس خداوند به سلیمان گفت: «از آنرو که این کار از تو سر زده است و عهد مرا و فرایض مرا که به تو امر فرموده بودم نگاه نداشتهای، هرآینه سلطنت را از تو خواهم درید و آن را به بندهات خواهم داد.» اول پادشاهان ۱۱:۱۱
قانونِ یکشنبه برای فیلادلفیا
در قانون یکشنبه، کلیسای ظافر، مطابق انبیا، در سرزمین خویش قرار داده میشود، و آن سرزمین، سرزمینی است که از پیام بارانِ آخرالزمان لبریز است. اَریحا در سال ۱۸۶۳ دوباره بنا شد، و در قانون یکشنبه اَریحا فرو میریزد.
بلکہ وہ ملک جس پر قبضہ کرنے کے لیے تم جا رہے ہو، پہاڑوں اور وادیوں کا ملک ہے، اور آسمان کی بارش کا پانی پیتا ہے۔ استثنا 11:11۔
ایک شہر ایک بادشاہی ہے، اور کلیسیا غالب مسیح کی جلال کی بادشاہی کی نمائندگی کرتی ہے۔ کلیسیا غالب کی وہ بادشاہی اتوار کے قانون کے وقت شروع ہوتی ہے، جب اُس کی کلیسیا بلند کی جاتی ہے اور تمام پہاڑوں اور ٹیلوں سے بڑھ کر سرفراز کی جاتی ہے۔
به برکتِ راستکرداران، شهر سرافراز میگردد؛ اما به دهانِ شریران واژگون میشود. امثال 11:11.
در ساعت نهم بود که فرشته نزد کورنلیوس آمد و به او دستور داد که در پیِ پطرس بفرستد، و بدینسان مشخص ساخت که در زمان قانون یکشنبه، انجیل به سوی امّتها میرود. هنگامی که خدا به پطرس فرمان داد که برود، این امر در چارچوب رؤیایی دربارهٔ خوردن حیوانات ناپاک بود. این در زمان قانون یکشنبه به تحقق میپیوندد. ساعت نهم با ساعت نهمی مطابق است که مسیح در آن جان سپرد. ساعت نهم نمایانگر پایان دورهای است که از ساعت سوم آغاز میشود، زمانی که عیسی مصلوب شد و شش ساعت بعد جان داد. این همان دورهٔ پطرس است که در ساعت سوم در بالاخانه است و سپس در ساعت نهم در معبد. یک ساعت نهم با مرگ مسیح پایان مییابد؛ در ساعت نهم بعدی، پطرس در معبد است و پیام یوئیل را اعلام میکند. مرگ مسیح رابطهٔ عهدی با اسرائیل را پایان داد و در را برای امّتها، که بهوسیلهٔ کورنلیوس نمایانده شدهاند، گشود.
و اینک، در همان دم، سه مرد به خانهای که من در آن بودم رسیدند، که از قیصریه نزد من فرستاده شده بودند. اعمال ۱۱:۱۱.
و برای شما نیز مکروه خواهند بود؛ از گوشت آنها نخورید، بلکه لاشههای آنها را مکروه بشمارید. لاویان 11:11.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«در خواب دیدم که خدا، بهواسطۀ دستی نادیدنی، صندوقچۀ کوچک و ظریفساختی به من فرستاد، به درازی تقریباً ده اینچ و به پهنا و ارتفاع شش اینچ، ساختهشده از آبنوس و مروارید که با هنرمندی در آن نشانده شده بود. کلیدی نیز به آن صندوقچه پیوسته بود. بیدرنگ کلید را برداشتم و صندوقچه را گشودم؛ آنگاه، در کمال شگفتی و حیرت، دیدم که از هر گونه و هر اندازه جواهر، الماس، سنگهای گرانبها، و سکّههای طلا و نقره با هر اندازه و ارزش، آکنده است، که همگی به زیبایی در جایهای گوناگون خود در صندوقچه چیده شده بودند؛ و بدینگونه که چیده شده بودند، نوری و جلالی بازمیتاباندند که جز با خورشید برابری نمیکرد. …»
„Spogледах в ковчежето, но очите ми бяха заслепени от гледката. Те сияеха с десет пъти по-голяма слава от предишната си. Помислих, че са били изтъркани в пясъка от нозете на онези нечестиви личности, които ги бяха разпръснали и потъпкали в праха. Те бяха подредени в прекрасен ред в ковчежето, всеки на мястото си, без да се виждат каквито и да било следи от усилието на човека, който ги бе хвърлил вътре. Извиках от голяма радост и този вик ме събуди.“ Ранни писания, 81–83.
«شما آمدن خداوند را بسیار دور میپندارید. دیدم که بارانِ آخر همانند [بهناگاه بودنِ] فریادِ نیمهشب، و با ده برابر قدرت، در حال آمدن بود.» Spalding and Magan, 5.
وَدر جمیع امورِ حکمت و فهم که پادشاه از ایشان پرسوجو کرد، ایشان را ده چندان برتر از تمامی مجوسیان و منجمانی یافت که در سراسر مملکت او بودند. دانیال 1:18–20.