در «آشفتگی»، که جیمز وایت آن را به‌عنوان پراکندگی میلری‌ها پس از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ شناسایی می‌کند، ویلیام میلر در سال ۱۸۴۷ رؤیایی را تجربه کرد، و دو سال بعد به خاک سپرده شد.

«اگر ویلیام میلر می‌توانست نورِ پیامِ سوم را ببیند، بسیاری از چیزهایی که برای او تاریک و اسرارآمیز می‌نمود، برایش توضیح داده می‌شد. اما برادران او چنان محبت و علاقه‌ای عمیق نسبت به وی ابراز می‌کردند که او می‌پنداشت نمی‌تواند خود را از آنان جدا سازد. دل او به سوی حقیقت متمایل می‌شد، و آنگاه به برادران خود می‌نگریست؛ آنان با آن مخالفت می‌کردند. آیا او می‌توانست از کسانی جدا شود که دوشادوش او در اعلام آمدنِ عیسی ایستاده بودند؟ او می‌اندیشید که یقیناً ایشان او را به بیراهه نخواهند کشاند.»

«خدا او را واگذاشت تا زیر قدرت شیطان، سلطنتِ مرگ، سقوط کند، و او را در قبر از کسانی که پیوسته او را از حقیقت دور می‌ساختند، پنهان نمود. موسی درست در آستانهٔ ورود به سرزمین موعود خطا کرد. همچنین دیدم که ویلیام میلر نیز، چون نزدیک بود به کنعانِ آسمانی داخل شود، در این‌که اجازه داد نفوذش بر ضد حقیقت به کار رود، خطا کرد. دیگران او را به این امر کشانیدند؛ دیگران باید پاسخگوی آن باشند. اما فرشتگان بر غبارِ گران‌بهای این خادمِ خدا دیده‌بانی می‌کنند، و او با صدای آخرین کرنا بیرون خواهد آمد.»

«یک سکوی استوار»

«मैंने एक दल को देखा जो भली-भाँति संरक्षित और दृढ़ खड़ा था, और उन लोगों को तनिक भी समर्थन नहीं दे रहा था जो कलीसिया के स्थापित विश्वास को अस्थिर करना चाहते थे। परमेश्वर ने उन पर प्रसन्नता की दृष्टि की। मुझे तीन चरण दिखाए गए—पहले, दूसरे, और तीसरे स्वर्गदूतों के सन्देश। मेरे साथ रहने वाले स्वर्गदूत ने कहा, “हाय उस पर जो इन सन्देशों का एक खंड भी हटाए या एक पिन भी हिलाए। इन सन्देशों की सच्ची समझ अत्यन्त महत्त्वपूर्ण है। आत्माओं का भाग्य इस बात पर निर्भर करता है कि उन्हें किस प्रकार ग्रहण किया जाता है।” मुझे फिर इन सन्देशों के माध्यम से नीचे लाया गया, और मैंने देखा कि परमेश्वर की प्रजा ने अपने अनुभव को कितने महँगे मूल्य पर प्राप्त किया था। वह बहुत कष्ट और कठोर संघर्ष के द्वारा प्राप्त हुआ था। परमेश्वर ने उन्हें क्रमशः, एक-एक कदम करके, आगे बढ़ाया था, यहाँ तक कि उसने उन्हें एक दृढ़, अचल मंच पर खड़ा कर दिया था। मैंने कुछ व्यक्तियों को उस मंच के पास आते और उसकी नींव की जाँच करते देखा। कुछ ने आनन्द के साथ तुरन्त उस पर कदम रख दिया। अन्य ने नींव में दोष निकालना आरम्भ किया। वे चाहते थे कि उसमें सुधार किए जाएँ, तब वह मंच अधिक पूर्ण हो जाएगा, और लोग कहीं अधिक सुखी होंगे। कुछ मंच से उतर गए ताकि उसकी जाँच करें, और उन्होंने घोषित किया कि वह गलत ढंग से रखा गया है। परन्तु मैंने देखा कि लगभग सभी उस मंच पर दृढ़ खड़े रहे और जो उतर गए थे उन्हें अपनी शिकायतें बन्द करने की चेतावनी देते रहे; क्योंकि परमेश्वर प्रधान निर्माणकर्ता था, और वे उसी के विरुद्ध लड़ रहे थे। उन्होंने परमेश्वर के उस अद्भुत कार्य का वर्णन किया, जिसने उन्हें उस दृढ़ मंच तक पहुँचाया था, और एकता में अपनी आँखें स्वर्ग की ओर उठाकर ऊँचे स्वर से परमेश्वर की महिमा की। इसका प्रभाव उन में से कुछ पर पड़ा जिन्होंने शिकायत की थी और मंच छोड़ दिया था, और वे नम्र मुखमुद्रा के साथ फिर से उस पर चढ़ गए।» Early Writings, 258.

اعمال شگفت‌انگیز میلر

«کار شگفت‌انگیز» ویلیام میلر به «بنیادِ استوار» انجامید که همان «سکّویِ محکم و تزلزل‌ناپذیر» بود. «بنیادِ» «سکّویِ تزلزل‌ناپذیر»، و نیز حملۀ بعدی بر هر دوِ «سکّو» و «بنیاد» که پس از مرگ میلر در سال ۱۸۴۹ پدید آمد، در رؤیای او شناسایی شده است.

ویلیام میلر نمادِ بنیان‌های اَدونتیسم است.

او همچنین نماد تاریخ میلری از ۱۷۹۸ تا ۱۸۶۳ است.

او همچنین نماد تاریخ میلری از 1798 تا 1844 است.

او نیز نماد تاریخِ سه فرشته از سال ۱۷۹۸ تا قانونِ یکشنبه است.

او با چهل‌وشش سالِ فاصله از 1798 تا 1844 نشان داده شده است.

او در ارتباط با ۲٬۵۲۰ و ۲٬۳۰۰، با عدد «۲۲۰» نشان داده شده است.

او با «هفت زمان»—یعنی ۲٬۵۲۰—نشان داده شده است.

او به‌وسیلهٔ ۲٬۳۰۰ نمادین شده است.

دو خوابِ میلر با دو خوابِ نبوکدنصر در باب دوم و باب چهارمِ دانیال نمونه‌وار پیش‌تصویر شده بود.

د ۱۷۹۸ مودې پيل له نبوکدنصر سره کېږي او په ۱۸۶۳ کې له بلشصر سره پای ته رسېږي.

د ۱۷۹۸ کال نه تر یکشنبې د قانون پورې موده له نبوکدنصر څخه پیلېږي او په بلشصر پای ته رسېږي.

چنان‌که او نماد تاریخ میلری‌هاست، نمادِ بنیادها نیز هست، که نمایانگر حقایقی‌اند که میان کشفِ آلفای ۲٬۵۲۰ و کشفِ اومگای ۲٬۳۰۰ آشکار شدند. جیمز وایت، در تفسیرِ رؤیای ویلیام میلر، تصریح کرد که «کلید» همان روشِ مطالعهٔ کتاب‌مقدسِ میلر بود. این روش‌شناسی همان کلیدِ داوود است که بر شانهٔ میلر نهاده شد، زیرا او نبوتِ ۲٬۳۰۰ سال را عرضه کرد که با تحققِ اشعیا 22:22 در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به پایان رسید.

حقایقی که از سال ۲۰۲۳ به بعد آغاز به گشوده شدن کردند، همان حقایقی هستند که پیش‌تر در ارائه‌های Habakkuk’s Tables 95 شناسایی شده بودند، و اکنون آن حقایق در چارچوبی جدید از «Truth» قرار داده می‌شوند.

ندای آن صدا در بیابان در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آشکار ساخت که گریه و ماتم برای کسانی که می‌بایست نسبت به اعلامیهٔ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ توبه کنند، ضروری بود. آنان که قرار بود در شمار باکره‌های دانا باشند، می‌بایست در توافق با دعای دانیال نه توبه کنند؛ دعایی که دعایِ کسانی در لاویان ۲۶ است که تشخیص می‌دهند پراکنده شده‌اند.

هنگامی که میلر می‌گوید: «در حالی که بدین‌سان بر زیان عظیم و مسئولیت خویش می‌گریستم و ماتم می‌گرفتم، خدا را به یاد آوردم و با جدیت دعا کردم که او برای من یاری بفرستد. بی‌درنگ در گشوده شد و مردی به اتاق درآمد؛ آنگاه همهٔ مردم آن را ترک کردند؛ و او، در حالی که برسِ گردگیری در دست داشت، پنجره‌ها را گشود و شروع کرد به زدودن خاک و زباله از اتاق.»

درى که گشوده شد، دلِ میلر بود، آنگاه که برای «یاری» «با جدّیت دعا کرد.» عیسی، به‌عنوان شاهدِ راستین برای لائودیکیه، بر دل‌ها می‌کوبد و در پیِ ورود است. چون در گشوده شد، فرایندِ جداسازی آغاز گردید. هنگامی که در گشوده شد، «پنجره‌ها» نیز گشوده شدند، و «پنجره‌ها» همان پنجره‌های آسمان‌اند.

یوحنا در فصل نوزدهم مکاشفه دید که چون عروس خود را مهیّا ساخته بود، خداوند سپاه اسبان سفید خویش را برانگیخت و پنجره‌های آسمان گشوده شد. آن سپاه، همان سپاه حزقیال است که در پاسخ به پیامِ بادِ شرقیِ تند برمی‌خیزد. آن سپاه، کلیسای ظافر است که چون جدایی گندم از کَرْکاس‌ها به انجام می‌رسد، از کلیسای مجاهد به کلیسای ظافر مبدّل می‌شود. این جدایی همچنین به‌صورت گذار از تجربهٔ لائودکیه به تجربهٔ فیلادلفیه نیز به تصویر کشیده شده است. میلر دل خود را گشود و به شاهدِ امین اجازتِ ورود داد، آنگاه که او گندم را از کَرْکاس‌ها جدا می‌ساخت، و بدین‌سان سپاه اسبان سفید خویش را به حیات برانگیخت.

در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، مردِ قلم‌موی گرد و غبار پس از آنکه مردم اتاق را ترک کردند، به درون اتاق وارد شد و کارِ زدودن زباله‌های خطا را آغاز کرد، در حالی که حقایق کهنِ الواحِ حبقوق را در چارچوبی نو از حقیقت قرار می‌داد.

«نجات‌دهنده نیامده بود تا آنچه را مشایخ و انبیا گفته بودند باطل سازد؛ زیرا خودِ او از طریق این مردانِ نماینده سخن گفته بود. تمامی حقایقِ کلامِ خدا از او سرچشمه گرفته بود. اما این گوهرهای گران‌بها در قاب‌های نادرست نهاده شده بودند. نورِ گران‌قدرِ آن‌ها به خدمتِ خطا گمارده شده بود. خدا می‌خواست که آن‌ها از جایگاه‌های خطاآلودِ خود برداشته شوند و در چارچوبِ حقیقت قرار گیرند. این کار را تنها دستی الهی می‌توانست انجام دهد. حقیقت، به سببِ پیوندش با خطا، در خدمتِ آرمانِ دشمنِ خدا و انسان قرار گرفته بود. مسیح آمده بود تا آن را در جایگاهی بنهد که خدا را جلال دهد و برای نجاتِ بشریت عمل کند.» The Desire of Ages, 287.

یکی از نخستین حقایقی که در سال ۲۰۲۴ تعلیم داده شد، تبیینِ ناامیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ بود. سطر بر سطر، تشخیص داده شد که نخستین ناامیدی‌های هر خطِ اصلاح، ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را به‌عنوان یک نشانهٔ اصلی در مَثَلِ ده باکره مشخص می‌ساخت. موضوعِ ناامیدی به «کلید»ی برای گشودنِ حقیقتِ مَقدِس بدل شد؛ حال آنکه در ناامیدیِ بزرگِ ۱۸۴۴، مَقدِس «کلید»ی بود که ناامیدی را گشود.

مردِ خاک‌روب، که همچنین شیرِ سبطِ یهودا است، در سال ۲۰۲۳ آغاز به گشودنِ مُهرهای پیامِ فریادِ نیمه‌شب نمود. اکنون به آن جایگاه در رؤیای میلر رسیده‌ایم که او صندوقچۀ بزرگ‌تر را بر میز می‌نهد و حقایقی را در آن می‌افکند که باید ده بار درخشان‌تر از خورشید بتابند. یکی از آن جواهرات، مکاشفۀ این است که او در روایتِ نبوی کیست.

जब भविष्यवाणी की मुहर खोली जाती है, तब वह यहूदा के गोत्र का सिंह है, जो प्राचीन सत्यों को लेकर उन्हें “सत्य” के तीन चरणों की एक नई रूपरेखा में स्थापित करता है। वह रूपरेखा मसीह द्वारा, जो अल्फा और ओमेगा, आदि और अंत है, एक साथ धारण की हुई है। परमेश्वर के वचन के रूप में उसने अपने वचन के प्रत्येक तत्व का संयोजन किया। पल्मोनी के रूप में उसने प्रत्येक पक्ष को एक गणित के रूप में विन्यस्त किया।

چون پطرس در قیصریهٔ فیلپی است، در ساعتِ سوم، او خود را به‌عنوانِ پالمونی معرّفی می‌کند، با تأکید بر «فراکتال‌های نبوّتی». یکی از واپسین مکاشفاتِ مسیح به‌عنوانِ خداوندِ نبوّت، تأکید بر فراکتال‌های نبوّتی است؛ چنان‌که در پطرس در متّی 16:18 بازنمایی شده است، که نمادِ 1.618 است؛ نسبتی که در جهانِ طبیعی «نسبتِ طلایی» نامیده می‌شود، امّا از سوی پالمونی «فراکتال‌های نبوّتی» خوانده می‌شود.

ما تنها آغاز کرده‌ایم که فراکتال‌های نبویِ نهفته در هفتهٔ مقدّسِ ۲۷ تا ۳۴ را شناسایی کنیم. پیش از آنکه در مسیر خود به سوی کتاب یوئیل بدانجا بازگردیم، لازم بود تأکید بر فراکتال‌های نبوی را به بررسیِ رؤیای میلر بیفزاییم.

دوره‌ای که از دعوت میلر از مردم به «بیا و ببین» آغاز می‌شود، و از مسیح، به‌عنوان مردِ جارویِ خاک که میلر را به «بیا و ببین» فرا می‌خواند، از 1798 تا قانون یکشنبه امتداد دارد؛ اما در درون آن تاریخِ کلی، یک فراکتال با دورهٔ 1798 تا 1863 نهفته است. همچنین فراکتال دیگری از 11 سپتامبر تا قانون یکشنبه، و فراکتالی دیگر از 2023 تا قانون یکشنبه را در بر می‌گیرد.

وقتی میلر در میان هیاهو چشمان خود را بست، او نمایانگر تاریخ ۱۸۴۹ بود؛ زمانی که خداوند در پی آن بود که کار را به انجام رساند، اما بی‌نتیجه. او در سال ۲۰۲۳ برانگیخته می‌شود، زیرا او همان ایلیایی است که همراه با موسی در کوچه کشته شد. او در سال ۱۸۴۹ مرد، و سپس بار دیگر در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ مرد.

خوابِ او در سال ۱۸۴۷ داده شد؛ سپس خداوند بارِ دیگر دستِ خویش را دراز کرد و نمودارِ ۱۸۵۰ را منتشر ساخت. هنگامی که خداوند در تاریخِ صد و چهل و چهار هزار، بارِ دوم دستِ خویش را دراز می‌کند، میلر قیام می‌کند.

نقطۀ آغاز پراکندگیِ هر دو، اسرائیل و یهودا، در کتاب اشعیا بیان شده است.

زیرا سرِ اَرام، دمشق است، و سرِ دمشق، رَصین؛ و در مدت شصت و پنج سال، افرایم چنان شکسته خواهد شد که دیگر قومی نخواهد بود. و سرِ افرایم، سامره است، و سرِ سامره، پسرِ رَمَلیا. اگر ایمان نیاورید، هرآینه استوار نخواهید ماند. اشعیا ۷:۸، ۹

این نبوت در سال ۷۴۲ ق.م. داده شد، و نوزده سال بعد، در سال ۷۲۳ ق.م. اسرائیل به‌دست آشوریان پراکنده گردید، و سپس چهل‌وشش سال بعد، یهودا به‌دست بابل پراکنده شد. این سه تاریخ نمایانگر دوره‌ای نوزده‌ساله است که پس از آن دوره‌ای چهل‌وشش‌ساله می‌آید. هنگامی که آن دو نبوت به‌ترتیب در سال‌های ۱۷۹۸ و ۱۸۴۴ به پایان رسیدند، آن دوره نوزده‌ساله در آغاز، از ۷۴۲ ق.م. تا ۷۲۳ ق.م.، نوزده سالِ آلفا بود که نمایانگر نوزده سالِ اُمگا از ۱۸۴۴ تا ۱۸۶۳ بود.

میلر پنج سال پس از آغاز اومگا درگذشت، و نوزده سال و هفت سال بعد، مقالات هیرام ادسون دربارهٔ «هفت زمان» منتشر شد. هفت سال بعد، «هفت زمان» رد شد. قرار بود ۱۸۵۶ مُهری باشد که پیش از قانون یکشنبهٔ ۱۸۶۳ واقع شود، اما چنین نشد.

فرشتهٔ سوم در سال‌های ۱۸۴۴، ۱۸۸۸، و در ۱۱ سپتامبر آمد. خواهر وایت تصریح کرد که هنگامی که ساختمان‌های عظیم شهر نیویورک فرو ریزند، سه آیهٔ نخستِ مکاشفهٔ هجده تحقق خواهند یافت.

مکاشفه ۱۸

آیۂ اوّل—اور اِن باتوں کے بعد مَیں نے ایک اَور فرشتہ آسمان سے اُترتے دیکھا، جس کے پاس بڑا اختیار تھا؛ اور زمین اُس کے جلال سے منوّر ہو گئی۔

آیهٔ دوّم — و او به آواز بلند و نیرومند فریاد برآورد و گفت: «بابلِ عظیم سقوط کرده است، سقوط کرده است، و مسکنِ دیوان، و مأمنِ هر روحِ پلید، و قفسِ هر پرندهٔ ناپاک و نفرت‌انگیز گردیده است.»

آیتِ سوم—اس لیے کہ سب قومیں اُس کی زناکاری کے غضب کی مے پی چکی ہیں، اور زمین کے بادشاہوں نے اُس کے ساتھ زناکاری کی ہے، اور زمین کے سوداگر اُس کی عیش و عشرت کی فراوانی سے دولتمند ہو گئے ہیں۔

نخستین فرشتهٔ نیرومند با پیامی در دست خود فرود آمد، و به یوحنا فرمان داده شد که پیش رفته، آن کتابچهٔ کوچک را بگیرد و بخورد. آن فرشتهٔ نخست همان کاری را انجام می‌دهد که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده انجام می‌دهد، همان که زمین را با جلال خویش منور می‌سازد. این از آن روست که فرشتهٔ نخست آلفا است و فرشتهٔ سوم امگا، و آغاز همواره پایان را به تصویر می‌کشد.

«عیسی فرشته‌ای نیرومند را مأمور ساخت تا فرود آید و ساکنان زمین را هشدار دهد که برای ظهور دوم او آماده شوند. هنگامی که آن فرشته حضور عیسی را در آسمان ترک می‌کرد، نوری بس درخشان و پرجلال پیشاپیش او می‌رفت. به من گفته شد که مأموریت او این بود که زمین را با جلال خویش روشن سازد و انسان را از غضبِ در شرفِ وقوعِ خدا آگاه کند.» Early Writings, 245.

فرشتهٔ اول، آیهٔ یکِ مکاشفهٔ هجده است.

اور ان چیزوں کے بعد میں نے ایک اور فرشتہ کو آسمان سے اترتے دیکھا، جس کے پاس بڑا اختیار تھا؛ اور زمین اس کے جلال سے منور ہو گئی۔

فرشتہِ دوم مکاشفہ اٹھارہ کی دوسری آیت ہے۔

और उसने बड़े सामर्थ्य के साथ ऊँचे शब्द से पुकारकर कहा, “गिर पड़ा, गिर पड़ा, महान बाबुल; और वह दुष्टात्माओं का निवास, और हर एक अशुद्ध आत्मा का अड्डा, और हर एक अशुद्ध और घृणित पक्षी का पिंजरा बन गया है।”

فرشتۂ سوم مکاشفہ اٹھارہ کی تیسری آیت ہے۔

زیرا همهٔ امت‌ها از شرابِ خشمِ زناکاریِ او نوشیده‌اند، و پادشاهانِ زمین با او زنا کرده‌اند، و بازرگانانِ زمین از فراوانیِ عیش و نوشِ او دولتمند شده‌اند.

همهٔ پادشاهان در قانون یکشنبه با آن فاحشه زنا می‌کنند، چنان‌که در آیهٔ سه به‌طور نمادین نشان داده شده است. پیام فرشتهٔ دوم این است که بابل سقوط کرده است، و آن همان آیهٔ دو است. مأموریت فرشتهٔ اول این بود که زمین را با جلال خود منوّر سازد، و آن همان آیهٔ یک است. آیهٔ یک ۱۱ سپتامبر است. آیهٔ دو فرایند جدایی است که از زمان ۱۱ سپتامبر در سراسر نوع بشر جریان داشته است، و آیهٔ سه قانون یکشنبه است. از این رو، ۱۱ سپتامبر پیام فرشتهٔ سوم است، و قانون یکشنبه نیز چنین است. ۱۱ سپتامبر هشدارِ نزدیک شدنِ قانون یکشنبه است، چنان‌که در سه آیهٔ نخست بازنمایی شده است، و آن صدای دیگرِ آیهٔ چهار، قانون یکشنبه است. نخستین صدا در مکاشفهٔ هجده، هشدارِ نزدیک شدنِ قانون یکشنبه است، و آن هشدار در هنگام قانون یکشنبه به واقعیتی زنده تبدیل می‌شود.

۹/۱۱ تا قانون یکشنبه به‌واسطۀ دورۀ «بیا و ببین» آلفا تا «بیا و ببین» اُمگا در رؤیای میلر نمونه‌سازی شده است. در فاصله میان ۹/۱۱ و قانون یکشنبه، جواهرات بر روی میز میلر در مرکز اتاق نهاده می‌شوند، پراکنده و مدفون می‌گردند، و سپس به‌وسیله مردِ برسِ خاک‌روب بازگردانده می‌شوند. فرشته‌ای که در سال ۱۸۴۰ با کتابچۀ کوچک نازل شد، نخستین و آلفاییِ آن فرشته‌ای بود که نمایانگر فرشته‌ای است که در ۹/۱۱ نازل شد. آن فرشته در فصل دهم شناسانده می‌شود، آن‌جا که به یوحنا گفته می‌شود که کتاب شیرین خواهد بود، اما تلخ خواهد شد.

جان نمایندۀ حرکتِ فرشتۀ اوّل بود که به‌وسیلۀ میلری‌ها نمایان شد، و نیز حرکتِ صد و چهل و چهار هزار را به تصویر می‌کشید. پیش از هر چیز، او نمایندۀ ایّام آخر بود، چنان‌که انبیا همواره چنین‌اند. از این رو، از پیش به او گفته شد که آن کتاب نخست شیرین و سپس تلخ خواهد بود. میلری‌ها این را از پیش نمی‌دانستند، امّا از صد و چهل و چهار هزار خواسته می‌شود که این را بدانند.

میلر، به‌عنوان پیام‌آورِ فرشتهٔ اول، برجسته‌ترین نمادِ کسی است که کتابچه را خورد. او، چونان آسیابان، می‌بایست گندم را از کاه جدا سازد، سپس دانه را به آرد تبدیل کند، و نانی را فراهم آورد که باید خورده می‌شد. او آن نان را با نهادن آن در میانِ اتاقش و فراخواندنِ هر که مایل بود تا «بیاید و ببیند» تقسیم کرد. اما میلر، به‌عنوان نمادِ کسی که کتاب را از دستِ فرشته گرفت، همانندِ یوحنا، بیش از آنکه متوجهِ روزهای آغازینِ فرشتهٔ اول باشد، روزهای واپسینِ فرشتهٔ سوم را مخاطب قرار می‌دهد. او در رؤیای خود با این خبر آغاز می‌کند که پیامش را به‌وسیلهٔ دستی نادیدنی دریافت کرده است. فرشتهٔ اول در مکاشفهٔ ده کتابچه‌ای در دست دارد، اما فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده، که امگای آلفای 1840 است، هیچ کتابی در دستش به تصویر کشیده نشده است، و آن همان کتابی است که میلر دریافت کرد—کتابی از دستی نادیدنی. «بیایید و ببینید» میلر همان 9/11 است، و «بیایید و ببینید» مردِ برسِ خاک، همان قانونِ یکشنبه است.

میان «بیا و ببین»ِ آلفا و اُمگا، پیام فرشتهٔ دوم قرار دارد؛ زیرا آلفا ۹/۱۱ است که آیهٔ یکِ باب هجدهم می‌باشد، و آیهٔ دو همان فرشتهٔ دوم است که در آیهٔ سه به پایان می‌رسد، که همان قانون یکشنبه و «بیا و ببین»ِ اُمگاست. در رؤیای میلر، فرشتهٔ دوم و سقوط بابل با هفت باری که واژهٔ «پراکنده» به کار رفته است، بازنمایی می‌شود، حال آنکه روایتِ کلی، مغلوب شدنِ حقیقت به دستِ خطا را مشخص می‌سازد.

فرشتۂ اوّل اور فرشتۂ سوم اس پیغام کے ساتھ نازل ہوئے جسے بالترتیب 11 اگست 1840 اور 9/11 کو لیا اور کھایا جانا لازم ہے۔ یہ دونوں تاریخیں مکاشفہ اٹھارہ کی پہلی آیت سے مطابقت رکھتی ہیں۔

حقایقِ بنیادی در ماهِ مه ۱۸۴۲ منتشر شد، و نمودارِ پیشگامِ ۱۸۴۳ به‌منزلهٔ الفایِ دو لوحِ حبقوق بود. در سال ۲۰۱۲، لوح‌های حبقوق منتشر شد، در انطباق با ماهِ مه ۱۸۴۲.

میلری‌ها نخستین نومیدیِ خود را در ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ تجربه کردند که نمونه‌وار بر ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ دلالت دارد. در آن نقطه، فرشتهٔ دوم وارد شد، و ورود او با آیهٔ دوِ مکاشفهٔ هجده منطبق بود. آن نومیدی پایان فرشتهٔ اول را رقم زد. در آنجا فرشتهٔ دوم وارد شد و زمانِ تأخیر در مَثَلِ باکره‌ها آغاز گردید. تاریخِ فرشتهٔ اول باید به موازاتِ تاریخِ فرشتهٔ دوم جریان یابد، و هنگامی که به این صورت به‌کار برده شود، ورودِ فرشتهٔ دوم با ورودِ فرشتهٔ اول در ۱۸۴۰ و ۱۱ سپتامبر هم‌راستا می‌شود.

دورانِ تأخیر در 11/9 فرا رسید، که نمونهٔ آن 19 آوریل 1844 بود. در 11/9، چهار بادِ اسلام رها شدند، و سپس مهار گشتند. آن چهار بادِ یوحنا، همان بادهای تندِ اشعیا هستند، و نیز بادِ شرقیِ نبوت؛ و فرشتهٔ مُهرکننده از مشرق صعود می‌کند. هنگامی که او صعود می‌کند، بنا بر گفتهٔ خواهر وایت، چهار بار ندا می‌دهد: «نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید.» دورانِ تأخیری که با فرارسیدنِ فرشتهٔ دوم آغاز می‌شود، چنین به تصویر کشیده شده است که چهار باد مهار می‌شوند تا آن‌گاه که یکصد و چهل و چهار هزار تن مُهر شوند.

پس از نخستین نومیدی، سموئیل اسنو هدایت شد تا پیام «فریاد نیمه‌شب» را گرد آورد، و بدین‌سان در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ به‌گونه‌ای نمادین، مصداق آن صدای نداکننده در بیابان گردید.

در گردهمایی اردویی اکستر، جداسازیِ باکره‌ها بر اساس روغنِ آزمایش، در هماهنگی با کارِ رسولِ عهد، میلری‌ها را نیز پالود و تطهیر کرد. گردهمایی اردویی اکستر نمایانگرِ مهر و موم بود، زیرا کار از آن پس همچون موجی خروشان، یا لشکری عظیم، به پیش رفت تا آنکه فرشتهٔ سوم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ فرا رسید. کلیدِ این تاریخ، جداسازی است.

دومین فرشته، هنگامی که فرا می‌رسد، کارِ جداسازی را انجام می‌دهد، چنان‌که در نخستین نومیدی چنین کرد، و این کار با جداییِ ۲۲ اکتبر به پایان رسید. در میانهٔ این دو جدایی، پیامِ فرشتهٔ دوم اعلام شد. فرشتهٔ دوم، جدایی‌ای تدریجی است تا آزمونِ نهاییِ روغن. آزمونِ نهاییِ روغن به آزمونِ تعیین‌کنندهٔ فرشتهٔ سوم منتهی می‌شود. آن آزمونِ تعیین‌کننده برای عیسی صلیب بود، و باغِ جتسیمانی، به‌معنای «باغِ چرخُشتِ روغن»، پیش از آزمونِ تعیین‌کنندهٔ صلیب قرار داشت، و آزمونِ روغنِ باکره‌ها پیش از درِ بستهٔ ۱۸۴۴ واقع شد.

آزمون نهایی، که داوری در پی آن آمد، دهمین آزمون برای اسرائیل باستان بود. سپس به ایشان مقرر شد که در بیابان بمیرند. خواه قادِش باشد، خواه جتسیمانی یا اَکستر؛ آزمون نهایی پیش از داوری، جایی که آن دو طبقه از یکدیگر جدا می‌شوند، بر آزمون نهاییِ پس از 2023 دلالت می‌کند که پیش از داوریِ درِ بستهِ قانون یکشنبه واقع می‌شود. آن آزمون نهایی، مُهر شدن است. آزمون نهایی یا آخرین، مستلزمِ وجودِ آزمونی نخستین است.

در سال ۲۰۲۳، زمانِ تأخیر به پایان رسید، هنگامی که شیرِ سبطِ یهودا، با برداشتنِ دستِ خود، آن رؤیایی را که می‌بایست درنگ کند، از مُهر گشود. آنگاه کارِ ساموئل اسنو آغاز شد.

اگر دورهٔ فرشتهٔ اول و دوم را به‌صورت موازی با یکدیگر منطبق سازیم، آنان نزولِ فرشته‌ای را با پیامی مشخص می‌سازند که قومِ خدا را از طریق پاسخ ایشان به فرمانِ گرفتن و خوردنِ پیام می‌آزماید. سپس پیامِ بنیادی به عرصهٔ عمومی عرضه می‌گردد، تا آن‌گاه که پیامِ بنیادی ناکام شود. سپس فرشتهٔ سوم فرا می‌رسد. دورهٔ فرشتهٔ سوم همان نوزده سالی است که نوزده سالِ اومگای 742 ق.م. تا 723 ق.م. بود.

دورهٔ ۱۸۴۴ تا ۱۸۶۳، و نیز دورهٔ ۷۴۲ ق.م. تا ۷۲۳ ق.م. با یکدیگر به‌طور موازی جریان دارند، و همچنین با دوره‌های فرشتهٔ اول و فرشتهٔ دوم نیز موازی هستند. آن چهار خطِ تاریخِ نبوی با بازهٔ ۱۱ سپتامبر تا قانون یکشنبه هم‌راستا هستند. آن پنج خط، تاریخِ آلفای «بیا و ببین» میلر و اُمگای «بیا و ببین» مسیح را تشکیل می‌دهند.

چهار بار هفت

چنان‌که لاویان باب بیست‌وشش به‌درستی فهمیده شود، «هفت زمان» را مشخص می‌سازد؛ چهار بار، و «هفت زمان» نمادی از میلر و پیام اوست. در سال ۱۸۴۲، فهم میلر از «هفت زمان» بر روی نمودار ۱۸۴۳ ثبت و تثبیت شد؛ نموداری که خواهر وایت اظهار می‌دارد «به هدایت دست خداوند» بود و «نباید تغییر داده شود». هفت سال بعد، میلر در ۱۸۴۹ درگذشت، و هفت سال بعد پیامِ «هفت زمان» به‌وسیلهٔ هیرام ادسن در سجل ثبت می‌شود، و هفت سال بعد رد می‌گردد.

در سال ۱۸۴۲، نخستین جدولِ حبقوق منتشر شد.

در سال ۱۸۴۹، پیام‌آورِ آلفای «هفت زمان» بر روی نمودار ۱۸۴۳ می‌میرد.

در سال ۱۸۵۶، پیام‌آورِ اُمگایِ «هفت زمان» بر روی نمودار ۱۸۵۰ نادیده گرفته می‌شود.

در سال ۱۸۶۳، دو لوحِ حبقوق رد شد و نمودارِ ۱۸۶۳ منتشر گردید.

الهی نقشہ ابتدا میں شائع ہوا اور انسانی نقشہ انتہا میں شائع ہوا۔ درمیان میں دو پیغام رساں نمایاں کیے گئے ہیں، کیونکہ دوسرا پیغام ہمیشہ دوہرا ہوتا ہے۔

فرشتۂ اوّل

در سال ۱۸۴۲ نخستین لوحِ حبقوق منتشر شد.

فرشتۂ دوم

در سال ۱۸۴۹، پیام‌آور سالخوردهٔ نمودار ۱۸۴۳ درگذشت.

در سال ۱۸۵۶، پیام‌آور جدیدِ نمودار ۱۸۵۰ نادیده گرفته می‌شود.

فرشتۂ سوم

در سال ۱۸۶۳، این پیام رد شد و نمودار ۱۸۶۳ منتشر گردید.

دورۀ بیست‌ویک‌ساله‌ای که نمایانگر چهار نماد از «هفت زمان» است، با فواصل مساویِ هفت‌ساله از یکدیگر. پیام آلفا منتشر می‌شود (1842)، قاصد آلفا می‌میرد (1849)، قاصد اُمگا نادیده گرفته می‌شود (1856) و پیام اُمگا رد می‌گردد (1863)، که به‌ترتیب نمونۀ 2012؛ 18 ژوئیهٔ 2020؛ 2023؛ و قانون یک‌شنبۀ به‌زودی‌آمدنی است. مرگ میلر در 1849 با 18 ژوئیهٔ 2020 انطباق دارد. قاصد، و پیام، در 2023 قیام داده شدند. پیام اُمگا اکنون در حال گشوده شدن است، و پس از آن قانون یک‌شنبۀ 1863 می‌آید.

در جنبش میلری، پیام برقرار شد و سپس پیام‌آور درگذشت. در جنبشِ موازی، پیام برقرار شد و سپس خودِ پیام مرد. این پیام در سال‌های 1856 و 2023 قیام کرد. ارتداد، عنوانِ 1863 است، و پیروزی، عنوانِ همتای آن در قانون یکشنبه. پیش از ارتداد و پیروزیِ قانون یکشنبه و 1863، گشوده‌شدنِ نورِ امگایِ سنگِ سرزاویه از «هفت زمان»ِ 1856 ارائه می‌شود، همان‌گونه که از 2023 نیز چنین بوده است.

ما در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

ویلیام میلر: ۱۷۸۲–۱۸۴۹

ویلیام: «اراده» و «کلاه‌خود» — «حامیِ استوار»، «نگهبانِ مصمّم»، یا «جنگاورِ نیرومنداراده».

ملر: وہ شخص جو چکی چلاتا ہے، خصوصاً ایسی چکی جو اناج کو پیس کر آٹا بناتی ہے۔

جنگجوی نیرواَراده

«کشاورزی راست‌کردار و پاک‌دل، که به شک در اقتدار الهیِ کتب مقدس کشانیده شده بود، اما صمیمانه آرزومندِ شناخت حقیقت بود، همان مردی بود که خدا او را به‌طور ویژه برگزید تا در اعلانِ آمدنِ دوبارۀ مسیح پیشگام شود. ویلیام میلر، همچون بسیاری دیگر از مصلحان، در سال‌های آغازین زندگی با فقر دست‌وپنجه نرم کرده بود و بدین‌سان درس‌های بزرگِ تلاش و ازخودگذشتگی را آموخته بود. اعضای خانواده‌ای که او از آن برخاسته بود، به روحیۀ استقلال‌طلب و آزادی‌دوست، به توانِ پایداری، و میهن‌دوستیِ پرشور شناخته می‌شدند—ویژگی‌هایی که در شخصیت او نیز برجسته بودند. پدر او در سپاهِ انقلاب درجه‌دارِ کاپیتان بود، و تنگناهای زندگیِ نخستینِ میلر را می‌توان به فداکاری‌هایی نسبت داد که او در کشاکش‌ها و رنج‌های آن دورۀ پرآشوب متحمل شد.»

«او از بنیۀ جسمانی نیرومندی برخوردار بود، و حتی در دوران کودکی نشانه‌هایی از نیروی عقلانیِ فراتر از حد معمول از خود بروز می‌داد. هرچه بزرگ‌تر می‌شد، این امر آشکارتر می‌گردید. ذهن او فعال و خوب پرورش‌یافته بود، و تشنگی تیزی برای معرفت داشت. هرچند از مزایای تحصیلات دانشگاهی بهره‌مند نبود، محبت او به مطالعه و عادت به تفکر سنجیده و نقد دقیق، او را مردی با داوری استوار و دیدگاه‌هایی جامع ساخته بود. او از شخصیتی اخلاقی و بی‌عیب برخوردار بود و شهرتی رشک‌برانگیز داشت، و عموماً به سبب راستی، صرفه‌جویی، و نیکوکاری مورد احترام بود. به یمن نیرو و پشتکار، در همان اوان زندگی به تمکن مالی دست یافت، هرچند عادات مطالعه‌اش همچنان حفظ شده بود. او مناصب گوناگون کشوری و نظامی را با سربلندی عهده‌دار شد، و راه‌های رسیدن به ثروت و افتخار در نظرش کاملاً گشوده می‌نمود.» The Great Controversy, 317.

«معرفتِ خداوند، بدون تلاشِ ذهنی و بدون دعا برای حکمت به‌دست نمی‌آید، تا بتوانید کاه را که انسان‌ها و شیطان به‌وسیلهٔ آن تعالیمِ حقیقت را تحریف کرده‌اند، از دانهٔ خالصِ حقیقت جدا سازید. شیطان و همدستانِ او از میانِ عاملانِ انسانی کوشیده‌اند کاهِ خطا را با گندمِ حقیقت درآمیزند. ما باید با جدیت گنجِ نهفته را بجوییم و از آسمان حکمت بطلبیم تا اختراعاتِ بشری را از اوامرِ الهی جدا کنیم. روح‌القدس جوینده را در یافتنِ حقایقِ عظیم و گرانبهایی که به نقشهٔ نجات مربوط می‌شود یاری خواهد داد. مایلم این واقعیت را بر همگان تأکید کنم که قرائتِ گذرای کتاب‌مقدس کافی نیست. ما باید جست‌وجو کنیم، و این به‌معنای انجام دادنِ هر آن چیزی است که این کلمه در بر دارد. همان‌گونه که معدن‌کار با اشتیاق زمین را می‌کاود تا رگه‌های طلا را کشف کند، شما نیز باید کلامِ خدا را برای یافتنِ گنجِ نهفته‌ای که شیطان چنین دیرزمانی در پیِ پنهان ساختنِ آن از انسان بوده است، بکاوید. خداوند می‌فرماید: “اگر کسی بخواهد ارادهٔ او را به‌جا آورد، دربارهٔ این تعلیم خواهد دانست.” یوحنا ۷:۱۷، ترجمهٔ بازنگری‌شده.»

„خدا کا کلام حق اور نور ہے، اور تمہارے پاؤں کے لیے چراغ ہونا چاہیے تاکہ خدا کے شہر کے پھاٹکوں تک جانے والی راہ میں ہر قدم پر تمہاری رہنمائی کرے۔ اسی سبب سے شیطان نے ایسی بےتاب کوششیں کی ہیں کہ اُس راہ کو روک دے جو خداوند کے مخلصی یافتگان کے چلنے کے لیے بلند کی گئی ہے۔ تمہیں اپنے خیالات بائبل پر نہیں تھوپنے، اور اپنی آرا کو ایسا مرکز نہیں بنانا جس کے گرد حق گردش کرے۔ تمہیں تحقیق کے دروازے پر اپنے خیالات کو ایک طرف رکھ دینا چاہیے، اور فروتن، نرم دلوں کے ساتھ، اپنی ذات کو مسیح میں پوشیدہ کرکے، اور earnest prayer کے ساتھ، خدا سے حکمت طلب کرنی چاہیے۔ تمہیں یہ احساس ہونا چاہیے کہ تم پر لازم ہے کہ خدا کی ظاہر کی ہوئی مرضی کو جانو، کیونکہ اس کا تعلق تمہاری شخصی اور ابدی بھلائی سے ہے۔ بائبل ایک رہنما نامہ ہے جس کے ذریعے تم ابدی زندگی کی راہ جان سکتے ہو۔ سب چیزوں سے بڑھ کر تمہاری خواہش یہ ہونی چاہیے کہ تم خداوند کی مرضی اور اُس کی راہوں کو جانو۔ تمہیں اس غرض سے تلاش نہیں کرنا چاہیے کہ کلامِ مقدس میں ایسی آیات مل جائیں جنہیں تم اپنی تھیوریوں کے ثبوت میں ڈھال سکو؛ کیونکہ خدا کا کلام اعلان کرتا ہے کہ ایسا کرنا صحائف کو اپنی ہی ہلاکت کے لیے توڑ مروڑنا ہے۔ تم پر لازم ہے کہ اپنے آپ کو ہر تعصب سے خالی کرو، اور دعا کی روح کے ساتھ خدا کے کلام کی تحقیق کے لیے آؤ۔“ Review and Herald، 11 ستمبر 1894۔

«ویلیام میلر در پیتسفیلدِ ماساچوست زاده شد. تحصیلات رسمی او تنها ۱۸ ماه بود، اما به سبب عادت نیرومندش به مطالعه، خودآموخته گردید. او همچنین از همان اوان به نوشتن آغاز کرد، شعر می‌سرود و یادداشت‌های روزانه نگه می‌داشت. مطالعه‌اش او را با نویسندگانِ بی‌دین آشنا ساخت که بر او در جهت دئیسم تأثیر گذاشتند. او در اواخر دهۀ سوم زندگی خود به مقام قاضی صلح رسید و در جنگ ۱۸۱۲ شرکت کرد. چندین تجربه در خلال این نبرد، ذهن او را به سوی خدای شخصی معطوف ساخت. تا سال ۱۸۱۶ ایمان آورده بود و به‌جد به مطالعۀ کتاب‌مقدس پرداخت. او نوشت: «کتاب‌مقدس... مایۀ سرور من شد، و در عیسی دوستی یافتم.»»

«او تا سال ۱۸۱۸، در مطالعهٔ نبوت‌ها، به این نتیجه رسید که عیسی «در حدود سال ۱۸۴۳» بازخواهد گشت. در سال ۱۸۳۱، پس از احساس الزام شدید و هدایت عنایتمندانه برای انجام این کار، در محافل کوچک به‌طور علنی به اشتراک‌گذاری مطالعات خود آغاز کرد. پس از ملاقات با J. V. Himes، یک ویراستار برجسته، در سال ۱۸۳۹، راه برای موعظه به گروه‌های بزرگ در شهرهای عمده گشوده شد. هرچند بسیاری با او مخالفت می‌کردند، موعظهٔ او و نیز موعظهٔ دیگرانی که پیام آمدن را پذیرفته بودند، تأثیر قابل‌توجهی بر جای گذاشت، به‌گونه‌ای که تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر ایمان به آمدن قریب‌الوقوع مسیح را پذیرفتند. الن هارمون در مارس ۱۸۴۰، هنگامی که ۱۲ ساله بود، او را در پورتلندِ ایالت مین شنید. او چنین بازگو کرد: «آقای میلر نبوت‌ها را با دقتی دنبال می‌کرد که در دل‌های شنوندگانش یقین پدید می‌آورد. او بر ادوار نبوی تأمل می‌کرد و شواهد بسیاری برای تقویت دیدگاه خود ارائه می‌داد. سپس استغاثه‌ها و هشدارهای جدی و پرقدرت او خطاب به کسانی که آماده نبودند، جمعیت‌ها را چنان در بند خود نگاه می‌داشت که گویی افسون شده بودند.» Life Sketches, 20.»