در رؤیای ویلیام میلر، «هیاهو» در آغاز، هنگامی که مردم شروع به دستدرازی به جواهرات کردند، مسبوق بود به اینکه میلر جواهرات را گرد آورد و ندا درداد: «بیایید و ببینید.» مسیح، در مقام مردِ جاروی گرد و غبار، از جاروب استفاده میکند تا زبالهها را بروبد، جواهرات را در صندوقچهای بسیار بزرگتر گرد آورد، و سپس میلر را فراخواند که «بیایید و ببینید.» هنگامی که مسیح کار جاروبِ خود را آغاز میکند، اتاق خالی است، زیرا میلر ثبت کرده است که «دری گشوده شد، و مردی به اتاق داخل شد، و چون مردم همه از آن بیرون رفتند، او که جاروی گرد و غبار در دست داشت، پنجرهها را گشود و آغاز کرد به روبیدنِ گرد و خاک و زباله از اتاق.»
مردِ جاروخاکی هنگامی به اتاق وارد میشود که همهٔ مردم آن را ترک کرده باشند. در سال ۲۰۲۳، مردِ جاروخاکی به آن اتاقِ خالی وارد شد، زیرا حرکتِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر درهم شکسته و پراکنده شده بود. حقایقی که بهوسیلهٔ الواحِ حبقوق در سال ۲۰۱۲ نمایانده شده بود، زیر زباله مدفون شده بود، و اتاق خالی بود. مردِ جاروخاکی اوست که پس از یحییِ تعمیددهنده آمد، همان که یحیی گفت دارای بادبیزنی است، و اینکه آن بادبیزن را بهکار خواهد برد تا خرمنگاهِ خود را بهکلی پاک سازد.
من در حقیقت شما را به آب برای توبه تعمید میدهم؛ اما آن که پس از من میآید، از من نیرومندتر است، و من شایسته آن نیستم که کفشهای او را برگیرم؛ او شما را به روحالقدس و آتش تعمید خواهد داد؛ که غربال او در دست اوست، و او خرمنگاه خویش را بهکمال پاک خواهد ساخت، و گندم خود را در انبار گرد خواهد آورد؛ اما کاه را به آتشی خاموشیناپذیر خواهد سوزانید. آنگاه عیسی از جلیل نزد یحیی به اردن آمد تا از او تعمید یابد. متی ۳:۱۱–۱۳.
جلیل نمادِ یک نقطۀ عطف است، و آن نقطه بر رود اردن که عیسی برای تعمید گرفتن به آنجا آمد، بیتعباره نام دارد، و معنای آن «گذرگاهِ کشتی» است، و آن مکان را نشانگذاری میکند که اسرائیلِ باستان از آنجا به سوی سرزمینِ موعود عبور کرد. هنگامی که عیسی تعمید یافت، آنگاه عیسی مسیح شد. جلیل، اردن، بیتعباره، و عیسی که مسیح شد، همگی بر تغییرِ یک تدبیر تأکید دارند؛ همان چیزی که در نیز آن را بازمینمایاند، بهویژه برای فیلادلفیاییان که کلیدِ درِ گشوده و بسته به ایشان داده شده است.
اور فِلدلفیہ کی کلیسیا کے فرشتہ کو لکھ: یہ باتیں وہ فرماتا ہے جو قدوس ہے، جو برحق ہے، جو داؤد کی کنجی رکھتا ہے، جو کھولتا ہے اور کوئی بند نہیں کر سکتا، اور بند کرتا ہے اور کوئی کھول نہیں سکتا؛ میں تیرے اعمال کو جانتا ہوں۔ دیکھ، میں نے تیرے سامنے ایک کھلا ہوا دروازہ رکھ دیا ہے، اور کوئی اسے بند نہیں کر سکتا؛ کیونکہ تجھ میں تھوڑی سی قوت ہے، اور تو نے میرے کلام کو محفوظ رکھا ہے، اور میرے نام کا انکار نہیں کیا۔ مکاشفہ 3:7، 8۔
هنگامی که مسیح «در» را «گشود» و «به اتاق وارد شد»، آن اتاق «اتاقِ او» بود، زیرا او «خرمنگاهِ خود» را بهکلی پاک میسازد. اگر آن خرمنگاه، خرمنگاهِ اوست، آن اتاق نیز اتاقِ اوست.
«در کَفْرَناحوم، عیسی در فاصلههای میان رفتوآمدهای خود اقامت میگزید، و آنجا به عنوان «شهر خود او» شناخته شد. آن شهر بر کرانههای دریای جلیل، و نزدیک به حدود دشت زیبای جِنّیسارت، اگر نه بر خودِ آن، قرار داشت.» آرزوی اعصار، ۲۵۲.
او به حجرهٔ خود داخل میشود تا گندم خویش را گرد آورد و کرکاسها را جمع کرده بسوزاند. تغییرِ دورهٔ تدبیر که بهوسیلهٔ جلیل، اُردن، بیتعباره، تعمید، و انتقال از یحیی به عیسی نمایش داده میشود، با انتقالِ کلیسای مجاهدِ لائودیکیه به کلیسای ظفرمندِ فیلادلفیه منطبق است. او در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ به حجرهٔ خود داخل شد. میلر در هیاهوی ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ چشمان خود را بسته بود، و چون چشمان خود را گشود، حجره از مردم خالی بود؛ حقیقت در زیرِ خطا مدفون شده بود، و سپس مردِ جاروبزنِ خاک، پنجرهها را گشود و آغاز کرد که زبالهها را بیرون بروبد.
«“جس کے ہاتھ میں اپنا چھاج ہے، اور وہ اپنے کھلیان کو اچھی طرح پاک کرے گا، اور اپنے گیہوں کو کوٹھے میں جمع کرے گا۔” متی 3:12۔ یہ پاک کرنے کے اوقات میں سے ایک تھا۔ کلامِ حق کے ذریعے بھوسی کو گیہوں سے جدا کیا جا رہا تھا۔ چونکہ وہ ملامت قبول کرنے کے لیے حد سے زیادہ باطل فخر اور خودراستی میں مبتلا تھے، اور فروتنی کی زندگی اختیار کرنے کے لیے دنیا سے حد سے زیادہ محبت رکھتے تھے، اس لیے بہت سے لوگ یسوع سے پھر گئے۔ بہت سے آج بھی یہی کر رہے ہیں۔ آج بھی جانچ اسی طرح ہوتی ہے جیسے کفرنحوم کی عبادت گاہ میں اُن شاگردوں کی ہوئی تھی۔ جب سچائی دل پر مؤثر کی جاتی ہے تو وہ دیکھتے ہیں کہ اُن کی زندگیاں خدا کی مرضی کے مطابق نہیں ہیں۔ وہ اپنے اندر ایک کامل تبدیلی کی ضرورت کو دیکھتے ہیں؛ لیکن وہ اس خودانکاری کے کام کو اُٹھانے پر آمادہ نہیں ہوتے۔ اس لیے جب اُن کے گناہ ظاہر کیے جاتے ہیں تو وہ غضب ناک ہو جاتے ہیں۔ وہ رنجیدہ ہو کر چلے جاتے ہیں، بالکل اُسی طرح جیسے شاگرد یسوع کو چھوڑ کر یہ بڑبڑاتے ہوئے چلے گئے تھے، “یہ کلام سخت ہے؛ اسے کون سن سکتا ہے؟”” The Desire of Ages, 392۔
در آخرین روز سال ۲۰۲۳، که به نخستین روز سال ۲۰۲۴ متصل میشود، شیرِ سبطِ یهودا آغاز کرد که مکاشفهٔ خویش را بهتدریج مُهرگشایی کند. مطابق با فرایند آزمونِ سهمرحلهایِ مُهرگشاییِ باب دوازدهمِ دانیال، در آن هنگام سه آزمون نیز وجود میداشت که با این عبارات نمایان شدهاند: «تطهیر شوند، سفید گردند و آزموده شوند».
و او گفت: «ای دانیال، به راه خود برو؛ زیرا این سخنان تا زمانِ آخر بسته و مُهر شده است. بسیاری طاهر خواهند شد و سفید گردانیده خواهند شد و آزموده خواهند شد؛ اما شریران شرارت خواهند ورزید؛ و هیچیک از شریران نخواهند فهمید؛ لیکن حکیمان خواهند فهمید.» دانیال ۱۲:۹، ۱۰
نخستین فرشته نمایانگرِ تطهیر است، آنگاه که گناهکارِ ملزم گناهان خود را بر قربانی در صحن مینهد، جایی که بهواسطۀ خون عادل شمرده میشود.
پس خون به مکان مقدّس برده میشود، جایی که فرایندِ تقدیسِ قدوسیت بهصورتِ سفید گردیدن از طریق شستوشو بهوسیلهٔ خونِ برگرفته از صحن به نمایش گذاشته میشود. در آنجا پارسایی در کسانی ظاهر میگردد که بهوسیلهٔ خون و کلامِ شهادتِ خویش غالب میآیند.
سپس ایشان آزموده میشوند، و در ایام آخر معلوم میگردد که ده چندان از جمیع سایر حکیمان بابل بهترند. آزمون سوم آنجاست که ایشان در اقدسالاقداس جلال مییابند و از طبقهٔ دیگرِ حکیمانِ مدّعی ممتاز میگردند. آن آزمون سوم، قانونِ یکشنبه است، و آزمون نخست، دعوتِ فرشتهٔ اوّل به بازگشت به بنیادهاست، زیرا در گام بعدی، هیکل برپا میشود. آن گام بعدی، پیامِ جداییِ فرشتهٔ دوم است، که در پیِ آن آزمونِ محکِ فرشتهٔ سوم میآید.
در سال ۲۰۲۳، فرشتهٔ نخست آمد، همانگونه که در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ آمده بود، هنگامی که با پیامی دربارهٔ اسلامِ وایِ دوم فرود آمد. او همانگونه که در ۱۱ سپتامبر آمده بود، با پیامی دربارهٔ اسلامِ وایِ سوم و دعوت به بازگشت به طریقهای قدیم فرود آمد. بنیادهای تاریخ میلریتی پس از آنکه پیام وایِ دوم در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تحقق یافت، برپا گردید. سپس فرشتهٔ باب دهمِ مکاشفه فرود آمد، و بدینسان، نزول فرشتهٔ باب هجدهمِ مکاشفه و فرا رسیدن وایِ سوم را بهگونهای نمادین پیشنمون ساخت.
یوشیا لیچ آن شخصیت تاریخی است که با بنیانهایی که در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ نهاده شد، مرتبط میباشد. نام «یوشیا» به معنای «بنیادِ خدا» است، و پادشاه یوشیا در تاریخ مقدس، نمایانگر اصلاحات یوشیاست؛ اصلاحاتی که دربرگیرندهٔ کشف لعنتِ موسی بود، که در میان خاکروبههای حرم مدفون شده بود، همانگونه که جواهراتِ میلر در اتاق مدفون شده بود.
پادشاه یوشیا در مجدّو، که همان هارمَجِدّونِ مکاشفه فصل شانزدهم است، درگذشت. اصلاحات یوشیا تحقق نبوتی بود که آن نبیِ نافرمان بیان کرده بود، آنگاه که یربعام آن دو مذبح را در بیتئیل و دان برپا ساخت. آن نبیِ نافرمان در میان الاغ و شیر جان سپرد. نام پادشاه یوشیا از پیش در نبوت آمده بود، و اصلاحات او نیز بخشی از آن پیشگویی بود؛ پیشگوییای که دربرمیگرفت اینکه یوشیای پادشاه در آینده همان مذبحی را فرو خواهد کوبید که در آنجا نبیِ نافرمان با یربعامِ پادشاهِ شریر رویارو شده بود.
یوشیا بهمعنای «بنیادِ خدا» است، و پادشاه یوشیا پیشگوییای را که حدود ۳۴۰ سال پیش از سلطنتش داده شده بود، به انجام رساند. او پیشواییِ احیا و اصلاحی را بر عهده گرفت که سرانجام به همان مذبحی رسید که نبیِ یهودا در آنجا با پادشاه یربعام رویارو شده بود. چون بدانجا رسید، یوشیا مذبح را درهم شکست، چنانکه نبوت گفته بود چنین خواهد کرد. آن دو مذبحِ یربعام، بدلهایی عمدی از هیکلِ اورشلیم بودند، تا بدان حد که یربعام حتی عیدهای تقلبی نیز برقرار کرد. او در این کار، صرفاً همان کاری را انجام میداد که هارون با گوسالهٔ زرین انجام داده بود. عصیانِ هارون در بنیادِ تاریخِ مقدسِ اسرائیلِ باستان قرار داشت. این امر هنگامی رخ داد که موسی شریعت را دریافت میکرد، شریعتی که بنیادِ حکومتِ خداست.
شورشِ هارون شورشی بنیادین بود، و آن هنگام که یربعام ده قبیلهٔ شمالی را بهعنوان اسرائیل بنیان نهاد، همان شورش تکرار شد. موسی هارون را توبیخ کرد، و موسی در نسبت با مسیحِ اُمگا، آلفا یا بنیاد است. هارون و موسی در شورشِ بنیادین نمایندهٔ دو طبقهاند، و طبقهٔ سومی نیز قهرمانانی هستند که با موسی ایستادند—لاویان. ملک یربعام و نبیِ یهودا دو طبقه در شورشِ بنیادینِ پادشاهیِ شمالی هستند، و بار دیگر لاویان قهرماناناند.
در شورشِ بنیانیِ یَرُبعام، نبیای از یهودا او را توبیخ کرد و دربارهٔ پادشاهی نبوت نمود که «بنیادِ خدا» نامیده خواهد شد—یوشیا. تحققِ اصلاحِ پیشگوییشده بدینگونه بود که چون یوشیا احیا و اصلاحِ خود را آغاز کرد، لعنتِ موسی کشف شد، و قرائتِ کلماتِ مقدسِ موسی احیا و اصلاحی را که از پیش آغاز شده بود، توان بخشید. یوشیا، که آشکارا نمادی نبوی است، نمایانگرِ احیا و اصلاحی است که هنگامی نیرو میگیرد که نبوتی از نوشتههای موسی کشف شود.
بنیادی بغاوت، در سرگذشتِ پادشاه یربعام، هم بهوسیلهٔ پادشاه اسرائیل نمایانده میشود و هم بهوسیلهٔ نبیای از یهودا که با اعلامی الهی بر ضدّ بغاوتِ بنیادیِ یربعام فرستاده شد، همراه با دستورالعملهایی برای آن نبی که معیّن میکرد در بازگشت به یهودا از کدام راه باید اجتناب کند. نبیِ یهودا درخواستِ یربعام را برای ماندن رد میکند، اما پس از آن دعوتِ نبیِ دروغگویِ بیتئیل را میپذیرد و بدینسان سرنوشتِ خود را مُهر میزند. آن نبیِ نافرمان میان الاغ و شیر خواهد مرد، و سپس در مقبرهٔ نبیِ دروغگو دفن خواهد شد.
در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، نبوتِ وایِ دوم به تحقق پیوست و بنیانهای اَدونتیسم نهاده شد. جوزایا لیچ این نبوت را در سال ۱۸۳۸ ارائه کرد، و سپس ده روز پیش از ۱۱ اوت ۱۸۴۰، محاسبات خود را دقیقتر تنظیم نمود و ۱۱ اوت ۱۸۴۰ را بهعنوان روزی پیشگویی کرد که در آن برتریِ امپراتوری عثمانی پایان خواهد یافت، در تحققِ نبوتِ اسلام دربارهٔ وایِ دوم.
بادشاه یوشیا نماد احیا و اصلاح نهایی است، زیرا هر نبی بیش از هر ایام پیشین، بهگونهای مستقیمتر از ایام آخر سخن میگوید. بادشاه یوشیا نماد احیا و اصلاح نهایی است، و آن اصلاح در کتابمقدس بهواسطهٔ یک پیشگویی بیان شده است. کتاب یوئیل احیا و اصلاح نهایی را که در میان کسانی واقع میشود که آن یکصد و چهل و چهار هزار تن خواهند بود، مشخص میسازد. احیای یوشیا در دو گام بود؛ آغاز شد، سپس پیشگوییای گشوده گردید که به آن کار شتاب بیشتری بخشید. آن دو گام، باران اوّل و آخر است، چنانکه در کتاب یوئیل بیان شده و در کتاب اعمال تحقق یافت، و سپس بار دیگر در تاریخ میلری تحقق پیدا کرد.
در شورشهای بنیادینِ هارون، از پادشاه یَرُبعام و نبیِ برخاسته از یهودا تا پادشاه یوشیا، و سپس تا یوشیا لیچ، خطی از شهادت را در خصوصِ آزمونِ بنیادین شناسایی میکند. آزمونِ بنیادین، نخستین آزمون است که پس از آن، هنگامی که سنگِ سرگوشه نهاده میشود، آزمونِ هیکل فرا میرسد. پس از آن، سومین آزمون، یعنی آزمونِ محک، از راه میرسد.
از گوسالهٔ زرین، تا مذبحهای یربعام در بیتئیل و دان، تا پادشاه یوشیا، تا یوشیا لیچ، رشتهای از گامهای نبوی نمایان میشود که به آزمون بنیادیِ ۱۱ سپتامبر رهنمون میگردد. هنگامی که در ۱۱ سپتامبر بناهای عظیم نیویورک فرو ریخت، نبوتی از وایِ سوم آن آزمونی را معین ساخت که دعوت به بازگشت به راههای کهنِ بنیادین میکرد؛ زیرا موازاتِ ۱۱ اوت ۱۸۴۰ و ۱۱ سپتامبر را هر ادونتیستِ هفتمِ روزِ لائودیکیهای که میخواست ببیند، میتوانست ببیند. نقش القاعده در ۱۱ سپتامبر، در این روزهای نظریههای توطئه که عموماً درست هستند، غالباً مورد تردید قرار میگیرد؛ اما القاعده به معنای «بنیاد» است، و آنان بهعنوان یک سازمان، یک سال پیش از زمان آخر، یعنی در ۱۹۸۹، آغاز کردند؛ و در واقع در ۱۱ اوت ۱۹۸۸.
اگر این جزئیات مربوط به نمادپردازی نبویِ بنیادها مورد توجه قرار نگیرد، بسیاری چیزها از دست میرود. در ۹/۱۱، بنیادها در گام نخست نهاده شد. در گام دوم، معبد با قرار گرفتن سنگِ سرپوش به اتمام میرسد. گام سوم، درِ بستهٔ قانون یکشنبه است. از ۹/۱۱ تا قانون یکشنبه، این پیام اساساً خطاب به ادونتیستهای روز هفتمِ لائودیکیه است، زیرا داوری از خانهٔ خدا آغاز میشود، و برای خانهٔ خدا در قانون یکشنبه پایان مییابد. در آنجا و در آن هنگام، از ادونتیسمِ روز هفتمِ لائودیکیه عبور میشود؛ چنانکه در تاریخ میلری، از پروتستانها عبور شد، و در تاریخ مسیح، از یهودیان، و نیز چنانکه در تاریخ موسی، از کسانی که در طی چهل سال مردند، عبور شد.
سومین وایِ 11/9 بهواسطهٔ دومین وایِ 11 اوت 1840 نمونهسازی شده بود، و در آن سطح، هر دو نشانهٔ راه بهوسیلهٔ الاغ نمایانده میشوند؛ نخستین نماد اسلام در نبوتِ کتابمقدسی. قانون یکشنبه نشانِ وحش است، و آن وحش غالباً بهصورت شیری به تصویر کشیده میشود، و بدینسان شیرِ سبطِ یهودا را جعل و بدل میسازد. قانون یکشنبه همان شیر است، و نبیِ نافرمان از یهودا میان الاغ و شیر جان سپرد، و در همان قبرِ نبیِ دروغگویِ بیتئیل دفن شد. او در دورهٔ نبویِ از 11/9 تا قانون یکشنبه مرد، که همان دورهٔ نبویِ از الاغ تا شیر است. آن دورهٔ آزمون، قبرِ نبیِ دروغگویِ بیتئیل است، که نبیِ نافرمان از یهودا را در قبرِ خودِ خویش دفن کرد.
پادشاهی یَربُعام، که بهعنوان بدلیِ پادشاهی یهودا به تصویر کشیده شده است، جایی که اورشلیم و هیکل در آن قرار دارند، نمایانگر پروتستانهای تاریخ میلریتی بود که دیگر قوم خدا نبودند. آنان میان ۱۱ اوت ۱۸۴۰ و درِ بستهٔ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، عنوان عهدیِ خود را از دست دادند. آن تاریخ با ۱۱ سپتامبر تا قانون یکشنبه همراستا است، و به همین سبب، نبیِ نافرمانِ یهودا در همان مقبرهای دفن میشود که پروتستانهای مرتد، که بهوسیلهٔ نبیِ دروغینِ بیتئیل نمایانده شده بودند، در آن بودند.
بهطور کلی، پادشاه یوشیا پادشاهی نیکو بود، اما در مِجِدّو جان سپرد؛ امری که کاربردی آشکار و مستقیم بر آرماگدون دارد. او با نپذیرفتن پیام هشدارآمیز نِخو از راه راست منحرف شد. نِخو، پادشاه مصر، و بنابراین پادشاه جنوب، در راه بود تا با بابل، پادشاه شمال، بجنگد. یوشیا نمایانگر یهودیانی است که در آرماگدون میمیرند، زیرا پیام هشدارآمیزِ نبردِ پادشاه جنوب و پادشاه شمال را در دانیال ۱۱:۴۰–۴۵ رد کردند. آن پیام در ۱۱ سپتامبر به بنیان تبدیل شد.
پہلا امتحان پہلے فرشتے کی اس پکار پر مشتمل ہے کہ بنیادوں کی طرف واپس لوٹو۔
دومین آزمون، دعوتِ فرشتهٔ دوم است به جدایی و به اتمام رساندنِ هیکل.
تیسرا امتحان، مہر یا نشان کے بارے میں تیسرے فرشتے کی کسوٹی ہے۔
پہلا امتحان بنیادوں پر ایک امتحان ہے، اور 2024 میں سبت کی زوم مجالس سے وابستہ لوگوں میں سے تقریباً نصف صرف اُس واحد اصولی اختلاف کی بنا پر الگ ہو گئے جو 1843 کے چارٹ پر نمایاں ہے۔ یہ اختلاف اُس نشان کے بارے میں تھا جو آخری ایّام میں خدا کے لوگوں کی رؤیا کو قائم کرتا ہے۔ میلری تحریک کے زمانہ کا تنازع یہ تھا کہ پروٹسٹنٹ یہ دعویٰ کرتے تھے کہ انطیوخس ایپیفینس، یا اسلام، وہ قوت تھی جو اپنے آپ کو سرفراز کرتی ہے اور گرتی ہے، تاکہ دانی ایل 11 کی آیت چودہ میں رؤیا کو قائم کرے۔
و در آن زمانها بسیاری بر پادشاه جنوب خواهند شورید؛ و نیز عیارانِ قومِ تو سر بر خواهند افراشت تا رؤیا را استوار سازند؛ اما سقوط خواهند کرد. دانیال ۱۱:۱۴.
آیا اسلام یا آنتیوخوس اپیفانِس غارتگران قوم تو بودند، یا آنگونه که میلر شناسایی کرد، روم بود؟ میلر دریافته بود که نیروهای ویرانگرِ بتپرستی و پاپگرایی، هر دو همان قدرتی بودند که خویشتن را برمیافراشتند، سقوط کردند، و غارتگران قوم خدا بودند. این استدلال بر آن نموداری بازنمایی شده است که «به هدایت دست خدا ترسیم شد و نباید تغییر یابد»، و تنها بازنمایی بر هر یک از دو لوح حبقوق است که رویدادی را مشخص میکند که در کلام نبوی ارجاعی مستقیم به آن وجود نداشت. ارجاعِ موجود بر نمودار برای برجسته ساختن آن استدلالِ بنیادی بود، بهمنزلهٔ نمادی از قدرتِ جداکنندهٔ کلام نبویِ خدا.
در سال ۲۰۲۴، تقریباً نیمی از گروه زوم به سبب این برداشت نادرست جدا شدند که این ایالات متحده است که رؤیا را برقرار میسازد، نه روم؛ چنانکه میلریها بهدرستی از آن دفاع کردند.
تزکیهای که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد، هنگامی آغاز گردید که مسیح با بادبیزنِ خود به آن حجره درآمد، و بادبیزنْ کلماتِ حقیقتِ اوست. چون او به حجرهٔ خود درآمد، آن از مردم خالی بود؛ از اینرو آوازی را در بیابان برانگیخت تا راه خداوند را مهیا سازد. آن آواز برای این بود که راه را برای رسولِ عهد آماده کند تا ناگهان به هیکلِ خود، یعنی هیکلِ یکصد و چهل و چهار هزار، بیاید.
پس در سال ۲۰۲۴، نخستین آزمون فرا میرسد: آزمونِ بنیادها، آزمونِ اینکه چه کسی رؤیا را برقرار میسازد—آن رؤیایی که باقیماندگان را مُهر میکند. رؤیای درونی که باقیماندگان را مُهر میکند، رؤیای مسیح در باب دهم است؛ و رؤیای بیرونی، رؤیایی است که بهوسیلهٔ ضدّمسیح برقرار میشود، و ضدّمسیح روم است. یک رؤیای درونی از مسیح و یک رؤیای بیرونی از ضدّمسیح. مُهر شدن، استقرار یافتن در حقیقت است، هم از لحاظ روحانی و هم از لحاظ فکری؛ و رؤیای درونیِ باب دهم بُعد روحانی است، و رؤیای بیرونیِ باب یازدهم بُعد فکری. فهم و تجربهٔ متناظرِ هر دو رؤیا، معیار لازم برای هر کسی است که بخواهد مُهر شود؛ چنانکه دانیال در آیهٔ نخستِ باب دهمِ کتاب دانیال نمایندگی میکند.
در سال سوم کورش، پادشاه فارس، امری بر دانیال که بلطشصر نامیده میشد، مکشوف گردید؛ و آن امر راست بود، لیکن زمانِ معینْ دراز بود؛ و او آن امر را فهمید و رؤیا را درک کرد. دانیال ۱۰:۱.
آزمایش آلفای مبانی بر سر آیهٔ چهاردهِ دانیال یازده بود، و این، موازیِ همان آزمایشِ بنیادیِ میلریها بود؛ و آن آزمایش، یگانه مجادلهای از تاریخ میلری بود که بر جدولی که به حَبَقّوقِ دیدهبان فرمان داده شد آن را بنویسد و روشن سازد، نمایان شده است. آزمایش بنیادیِ ۲۰۲۴، نزولِ فرشتهٔ اول بود، چنانکه بهوسیلهٔ ۱۱ اوت ۱۸۴۰، ۱۸۸۸ و ۱۱ سپتامبر بازنمایی شده است.
وہ فرشتہ میکائیل کے طور پر بھی نازل ہوا تھا، کیونکہ میکائیل ہی وہ ہے جس نے موسیٰ کو زندہ کیا، جو ایلیاہ کے ساتھ 2023 کے آخری دن زندہ کیا گیا۔ اس قیامت کی نمائندگی حزقی ایل یوں کرتا ہے کہ وہ چار ہواؤں کی ایک نبوت کے وسیلہ سے انجام پاتی ہے، جسے سسٹر وائٹ غضبناک مگر روکے گئے گھوڑے سے تعبیر کرتی ہیں، جو 11 اگست 1840 اور 9/11 کے اسلام کی علامت ہے۔ الفا آزمائش بنیاد رکھنے والی، بیرونی رویا تھی۔ اومیگا آزمائش ایک اندرونی، تکمیلی رویا ہوگی۔
چرا باید الفا و اُمگایی وجود داشته باشد که آزمونی سوم در پیِ آن بیاید؟ این دقیقاً همان مسئلهای است که من بدان اشاره میکنم. رؤیای آزمونِ بیرونیِ الفای ۲۰۲۴، نخستینِ سه آزمون است. آن آزمونِ بنیادین باید با موفقیت گذرانده شود تا شخص بتواند در آزمونِ نهاییِ اُمگا، یعنی آزمونِ سنگِ سرزاویه، مشارکت داشته باشد. آن دو آزمون، از حیثِ ماهیتِ نبوی، با آزمونِ سوم متفاوتاند. آزمونِ سوم، آزمونی محکزننده است که نشان میدهد آیا داوطلب حقیقتاً دو مرحلهٔ پیشین را با موفقیت پشت سر گذاشته است یا نه.
پہلا امتحان بنیاد ہے، اور دوسرا امتحان ہیکل کی تکمیل ہے۔ ہیکل کی بنیاد بابل سے نکلنے والی پہلی فرمان کی تاریخ میں ڈالی گئی تھی۔ دوسری فرمان کی تاریخ میں ہیکل مکمل کیا گیا۔ تیسرا فرمان مختلف تھا، کیونکہ اُس فرمان میں یہوداہ کی قومی حاکمیت بحال کی گئی، اور انہیں شہری اور مذہبی جرائم کی قانونی پیروی کا اختیار دیا گیا۔ تیسرے فرمان پر عدالت بحال ہوتی ہے۔ 2024 میں، بنیادی الفا امتحان نے ڈرٹ برش مین کے تقریباً خالی کمرے میں موجود لوگوں کو الگ کر دیا۔
آزمونِ اُمگا جایی است که هیکل به اتمام میرسد، چنانکه با نهاده شدنِ سنگِ سرزاویه نمادین شده است. تکمیلِ هیکل همان کلیسای ظافر است که هنگامی استقرار مییابد که کَرکَسان برداشته شوند. تکمیلِ هیکل در رؤیای میلر آنگاه بود که جواهرات به صندوقچۀ بزرگتر بازافکنده شدند «بیآنکه هیچگونه رنجِ آشکاری از جانبِ آن مردی که آنها را در آن میافکند دیده شود.» پس از آنکه میلر مردِ جاروببهدستِ خاک را در حال افکندنِ جواهرات به صندوقچۀ بزرگتر مشخص میکند، شهادتِ خود را با این کلمات به پایان میبرد: «از شدتِ شادی فریاد برآوردم، و همان فریاد مرا بیدار کرد.»
توجّهوا إلى أنَّ الصرخة العظيمة التي أطلقها ميلر، والتي تُوقِظ، قد مُنِحَت قوةً بواسطة «الفرح». والفرح هو رمز أولئك المذكورين في يوئيل الذين لديهم «الخمر الجديدة»، أمّا «الخزي» فعلى أولئك الشاربين الآخرين للخمر الذين انقطعوا عن الخمر الجديدة. إن صرخة منتصف الليل التي تُوقِظ ميلر تأتي بعد أن يُلقي رجلُ فرشاةِ التراب الجواهرَ في التابوت الأكبر. والتابوت الأكبر مملوء بالجواهر التي فُصِلَت عن القمامة وأُلقيت في التابوت، الذي هو معًا هيكل المئة والأربعة والأربعين ألفًا، ورسالة صرخة منتصف الليل. ويُكمَّل الهيكل في المرسوم الثاني، أو الملاك الثاني، أو الاختبار الثاني واختبار الأوميغا. وفي حلم ميلر، يتمثّل اختبار الأوميغا عندما تُفتَح كُوًى السماء.
و شنیدم آوازی را، گویی آواز جمعیتی عظیم، و چون آواز آبهای بسیار، و چون آواز رعدهای سهمگین، که میگفتند: هللویاه، زیرا خداوندِ خدای قادرِ مطلق سلطنت میکند. شادی کنیم و وجد نماییم و او را جلال دهیم، زیرا عروسیِ برّه فرارسیده است، و همسر او خویشتن را مهیا ساخته است. و به او عطا شد که به کتانِ نازک، پاک و سفید، آراسته گردد؛ زیرا آن کتانِ نازک، عدالتهای مقدسان است. و به من گفت: بنویس، خوشا به حال آنان که به ضیافتِ عروسیِ برّه خوانده شدهاند. و به من گفت: اینها سخنانِ راستینِ خداست. مکاشفه ۱۹:۶–۹
در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، «چهار آمدنِ مسیح» به انجام رسید، و هر یک از آن چهار آمدن در قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، بهگونهای کاملتر تحقق مییابد. او بهعنوان رسولِ عهد آمد، در تحققِ پالایش و تطهیرِ لاویان در ملاکی باب ۳. او آمد تا پادشاهیای را دریافت کند، در تحققِ دانیال ۷:۱۳. او آمد تا قدس را تطهیر کند، در تحققِ دانیال ۸:۱۴، و نیز به عروسی آمد. عروسی هنگامی واقع میشود که عروس خود را آماده ساخته باشد.
«هرگاه میوه حاصل شود، بیدرنگ داس را به کار میبرد، زیرا وقتِ درو رسیده است.» مسیح با اشتیاقی سوزان در انتظار ظهور خویش در کلیسای خود است. هنگامی که سیرتِ مسیح بهطور کامل در قوم او بازتاب یابد، آنگاه خواهد آمد تا ایشان را بهعنوان آنِ خود مطالبه کند.» درسهای تمثیلی مسیح، ص. 69.
بهموجب الهام، «جهان تنها زمانی میتواند هشدار داده شود» که در خلال بحرانِ قانونِ یکشنبه، «مردان و زنان» را با مُهرِ خدا ببیند.
«کارِ روحالقدس این است که جهان را از گناه، و از عدالت، و از داوری ملزم سازد. جهان تنها هنگامی میتواند هشدار یابد که کسانی را ببیند که به حقیقت ایمان دارند و بهوسیلهٔ حقیقت تقدیس شدهاند، و بر اساس اصولی والا و مقدس عمل میکنند، و بهگونهای برتر و متعالی، خطِ تمایز میان آنان را که احکام خدا را نگاه میدارند و آنان را که آنها را زیر پا لگدمال میکنند، آشکار میسازند. تقدیسِ روح، تفاوت میان کسانی را که مُهر خدا را دارند و کسانی را که روزِ استراحتی جَعلی را نگاه میدارند، مشخص میسازد. هنگامی که آزمون فرا رسد، بهروشنی آشکار خواهد شد که نشانِ وحش چیست. آن، نگاهداشتنِ یکشنبه است. کسانی که پس از شنیدن حقیقت، همچنان این روز را مقدس میشمارند، امضای مردِ گناه را بر خود دارند؛ همان که پنداشت زمانها و شریعت را تغییر دهد.» Bible Training School, December 1, 1903.
जब दुल्हन अपने आप को तैयार कर लेती है, तब कटनी आ पहुँचती है। कटनी का आरम्भ पहिलौठे गेहूँ की भेंट को एक लहराई हुई अर्पण-ध्वजा के रूप में एकत्र करने से होता है। पहले पहिलौठे फल, अर्थात प्रकाशितवाक्य की पुस्तक के एक लाख चवालीस हजार, एकत्र किए जाते हैं, और उसके बाद दूसरा झुंड, अर्थात वह बड़ी भीड़। वह ध्वजा उसकी पराक्रमी सेना है, और उसकी पराक्रमी सेना उज्ज्वल श्वेत मलमल से विभूषित है। विवाह के समय, रविवार की व्यवस्था के न्याय से पूर्व, एक लाख चवालीस हजार का मंदिर पूर्ण कर दिया जाता है, और वह मंदिर केवल मिलर का बड़ा संदूक ही नहीं, बल्कि वह विजयी कलीसिया भी है, जिसके पास आत्मा की भविष्यवाणी सहित सब वरदान हैं।
پس من بر قدمهای او افتادم تا او را پرستش کنم. و او به من گفت: زنهار چنین مکن؛ من همغلام تو و برادران تو هستم که شهادتِ عیسی را دارند. خدا را پرستش کن، زیرا شهادتِ عیسی روحِ نبوت است. مکاشفه 19:10.
یکصد و چهل و چهار هزار نفر کسانی هستند که شهادت عیسی را دارند، و شهادت عیسی هم در کتابمقدس و هم در روح نبوت «حکم بر حکم» بیان شده است. هنگامی که جنبش لائودیکیهٔ یکصد و چهل و چهار هزار نفر به جنبش فیلادلفیهٔ یکصد و چهل و چهار هزار نفر تبدیل شود، آنان همگی برای ارائهٔ شهادت خود از روشِ حکم بر حکم استفاده خواهند کرد. آن شهادت، ترکیبی است از خونِ الهی و شهادتِ انسانی.
و ایشان بر او بهواسطهٔ خونِ برّه و بهسببِ کلامِ شهادتِ خویش غلبه یافتند؛ و جانهای خود را تا به مرگ عزیز نداشتند. مکاشفه 12:11.
شهادتِ انسانیت، آمیخته با خونِ الوهیت، همان شهادتِ موسی و برّه است. موسی انسانیت بود، آلفا در نسبت با خونِ الوهیتِ برّه، که اومگا است. همهٔ عطایا بازگردانده میشوند، بهمحض آنکه عروس خویشتن را مهیا سازد؛ و چون لشکری عظیم، ملبّس به کتانِ سفید، جایگاه خود را بهعنوان عَلَمِ لشکرِ پیشروندهٔ خداوند اختیار میکند. آن رژهٔ جنگی از هنگامی آغاز میشود که عروس مهیا گردیده و به سفید ملبّس شده باشد؛ و آن همان زمانی است که پنجرههای آسمان گشوده میشوند، چنانکه در رؤیای میلر بودند.
اور میں نے آسمان کو کھلا ہوا دیکھا، اور دیکھو ایک سفید گھوڑا تھا؛ اور جو اُس پر سوار تھا وہ امین اور برحق کہلاتا ہے، اور وہ راستبازی سے انصاف کرتا اور جنگ کرتا ہے۔ اُس کی آنکھیں آگ کے شعلہ کی مانند تھیں، اور اُس کے سر پر بہت سے تاج تھے؛ اور اُس پر ایک نام لکھا ہوا تھا جسے کوئی نہ جانتا تھا سوائے اُس کے۔ اور وہ خون میں ڈوبی ہوئی پوشاک پہنے ہوئے تھا: اور اُس کا نام خدا کا کلام کہلاتا ہے۔ اور جو لشکر آسمان میں تھے وہ سفید گھوڑوں پر سوار اُس کے پیچھے تھے، اور باریک کتانی لباس پہنے ہوئے تھے، سفید اور پاک۔ اور اُس کے منہ سے ایک تیز تلوار نکلتی ہے تاکہ وہ اُس سے قوموں کو مارے: اور وہ اُن پر لوہے کے عصا سے حکومت کرے گا: اور وہ قادرِ مطلق خدا کے سخت غضب اور قہر کی مے کے حوض کو روندتا ہے۔ اور اُس کی پوشاک اور اُس کی ران پر یہ نام لکھا ہوا ہے، بادشاہوں کا بادشاہ، اور خداوندوں کا خداوند۔ مکاشفہ 19:11–16۔
هنگامی که مردِ جاروکنندهٔ غبار وارد اتاقِ خالی میشود و پنجرهها را میگشاید، جواهرات را گرد میآورد و آنها را درون تابوتِ اُمگای بزرگتر میافکند. جیمز وایت آن جواهرات را قومِ خدا معرفی میکرد، اما ویلیام میلر به شما میگفت که نمادها بیش از یک معنا دارند، و جواهرات نه تنها نمایانگرِ حقایقِ بنیادینِ پراکندهاند، بلکه نیز آن جواهراتِ پراکندهای را مجسم میسازند که بر تاجی قرار دارند که برافراشته میشود و نمایانگرِ پادشاهیِ پرجلالِ مسیح است.
وَيُخَلِّصُهُمُ الرَّبُّ إِلَهُهُمْ فِي ذٰلِكَ الْيَوْمِ كَقَطِيعِ شَعْبِهِ، لِأَنَّهُمْ يَكُونُونَ كَحِجَارَةِ تَاجٍ مَرْفُوعَةً كَرَايَةٍ عَلَى أَرْضِهِ. زكريا 9:16.
اومگا اور روم کے بنیاد گزار الفا امتحان، جس نے رویاؔ کو قائم کیا، کے بعد دوسرا امتحان، اختتامی اومگا امتحان ہے۔ یہ ہیکل کے امتحان کی تکمیل ہے، جو عدالت کے تیسرے فیصلہ کن امتحان سے پہلے واقع ہوتی ہے۔ یہ امتحان عبادت گزاروں کے دو طبقوں کو ایک دوسرے سے پاک طور پر جدا کرتا ہے، اور تیل کی بنیاد پر داناؤں اور نادانوں میں تفریق کرتا ہے؛ اور تیل ہی پیغام ہے، یا جیسا کہ سسٹر وائٹ نے کفرنحوم کی عبادت گاہ پر اپنی تفسیر میں اسے متعین کیا—“سچائی کے کلمات۔”
کفرناحوم همان جایی است که در یوحنا ۶:۶۶، عیسی در یک زمان بیشترین شمار شاگردان را از دست داد، و آن شاگردان هرگز بازنگشتند. کفرناحوم، بهعنوان بزرگترین آزمون شاگردی در زمان مسیح، نمادی است از آزمون اُمگای شاگردی در زمان مسیح، که آن نیز بهنوبهٔ خود نمونهٔ نوعیِ آزمون اُمگای شاگردی در فرایند آزمونِ سهمرحلهای است که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد. در کفرناحوم، این آزمون با نانِ آسمان نمایان شد، و ناکامی یهودیان را در زمینهٔ ناتوانیشان از درک نبوت آشکار ساخت، و این به سبب عدم تمایل ایشان به پذیرفتن این حقیقت بود که هنگامی که عیسی از امور طبیعی سخن میگفت، مقصود آن بود که آن سخنان در کاربردی روحانی فهمیده شوند.
ما این مطالب را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«Սինագոգում Քրիստոսի խոսքը կյանքի հացի վերաբերյալ եղավ Հուդայի պատմության բեկումնային պահը։ Նա լսեց այս խոսքերը. «Եթե չուտեք Մարդու Որդու մարմինը և չխմեք Նրա արյունը, կյանք չեք ունենա ձեր մեջ»։ Հովհաննես 6:53։ Նա տեսավ, որ Քրիստոսն առաջարկում էր ոչ թե աշխարհիկ, այլ հոգևոր բարիք։ Նա իրեն հեռատես էր համարում և կարծում էր, թե տեսնում է, որ Հիսուսը պատիվ չի ունենալու, և որ Նա Իր հետևորդներին որևէ բարձր դիրք չի կարող շնորհել։ Նա որոշեց իրեն Քրիստոսի հետ այնքան սերտ չկապել, որ չկարողանա հեռանալ։ Նա պիտի հետևեր։ Եվ նա հետևեց»։
«از آن زمان به بعد او تردیدهایی ابراز میکرد که شاگردان را دچار سردرگمی میساخت. …» اشتیاق اعصار، 719.
نخستین آزمون
نظرهای که عیسی بر یهودای خودخواه افکند، او را متقاعد ساخت که استاد، به ریاکاری او پی برده و سرشت پست و حقیرش را خوانده است. این توبیخی مستقیمتر از هر آن چیزی بود که یهودا پیش از آن دریافت کرده بود. از این رو، او برانگیخته شد، و بدینسان دری گشوده شد که شیطان از آن درآمد تا افکار او را تحت سلطهٔ خود گیرد. به جای آنکه توبه کند، در اندیشهٔ انتقام افتاد. از آگاهی به گناه خویش گزیده، و از آن رو که تقصیرش آشکار شده بود تا سرحد جنون برانگیخته، از سفره برخاست و به قصر رئیس کهنه رفت، جایی که شورا را گردآمده یافت. او آکنده از روح شیطان شده بود و چون کسی رفتار میکرد که از عقل بیبهره گشته باشد. مزدی که برای تسلیم کردن استادش وعده داده شده بود، سی پاره نقره بود؛ و او نجاتدهنده را به بهایی بسیار کمتر از هزینهٔ آن صندوقچهٔ عطر فروخت.
«در روح و عمل، بسیاری به یهودا شباهت دارند. تا زمانی که دربارهٔ لکهٔ آفتگونِ موجود در منش آنان سکوت برقرار است، هیچ دشمنیِ آشکاری دیده نمیشود؛ اما هنگامی که توبیخ میشوند، تلخی دلهایشان را پر میسازد.» Youth Instructor, July 12, 1900.
دومرا امتحان
«પસ્કા પહેલાં યહૂદાએ યાજકો અને શાસ્ત્રીઓ સાથે બીજી વાર મુલાકાત કરી હતી અને ઈસુને તેમના હાથમાં સોંપી દેવાનો કરાર પૂર્ણ કર્યો હતો.... શિષ્યોના પગ ધોઈ આપવાના ખ્રિસ્તના કાર્યથી યહૂદા હવે અપમાનિત અને રોષિત થયો. તેણે વિચાર્યું કે જો ઈસુ પોતાને આટલા નમ્ર બનાવી શકે, તો તે ઇઝરાયેલનો રાજા હોઈ જ નહીં શકે. સમયિક રાજ્યમાં સાંસારિક સન્માનની તેની બધી આશા નષ્ટ થઈ ગઈ. યહૂદાને ખાતરી થઈ ગઈ કે ખ્રિસ્તનું અનુસરણ કરીને કંઈ મેળવવાનું નથી. પોતાના વિચારે તેને પોતાને આટલા નીચા ઉતારતાં જોયા પછી, તેને તેને અસ્વીકાર કરવાની અને પોતે છેતરાયો હોવાનો સ્વીકાર કરવાની પોતાની મનશા વધુ દૃઢ થઈ. તે એક દુષ્ટાત્માના વશમાં આવી ગયો, અને પોતાના પ્રભુને દ્રોહ કરીને સોંપી દેવા માટે જે કાર્ય કરવા તે સંમત થયો હતો, તેને પૂર્ણ કરવાનો તેણે નિશ્ચય કર્યો.» The Desire of Ages, 645.
فیصلۂ آخر
«با شگفتی و سردرگمی از افشا شدن مقصودش، یهودا با شتاب برخاست تا اتاق را ترک کند. “آنگاه عیسی بدو گفت: آنچه میکنی، زود بکن.... او پس از آنکه لقمه را گرفت، بیدرنگ بیرون رفت؛ و شب بود.” برای آن خائن، آنگاه که از مسیح روی برتافت و به ظلمتِ بیرونی قدم نهاد، شب بود.»
«تا هنگامی که این گام برداشته نشده بود، یهودا از امکان توبه هنوز فراتر نرفته بود. اما هنگامی که حضور سرور خود و همشاگردان خویش را ترک گفت، تصمیم نهایی گرفته شده بود. او از خط مرزی گذشته بود.»
شکیباییِ عیسی در رفتار با این نفسِ در معرضِ وسوسه، شگفتانگیز بود. هیچ آنچه برای نجاتِ یهودا میشد انجام داد، فروگذار نشده بود. پس از آنکه او دو بار پیمان بست تا خداوندِ خود را تسلیم کند، عیسی باز هم به او فرصتِ توبه داد. مسیح با خواندنِ قصدِ پنهانِ دلِ خائن، به یهودا آخرین و قانعکنندهترین برهانِ الوهیتِ خویش را عطا کرد. این برای آن شاگردِ دروغین، آخرین دعوت به توبه بود. هیچ استغاثهای که دلِ الهی-انسانیِ مسیح میتوانست به عمل آورد، دریغ نشده بود. امواجِ رحمت که از سویِ غرورِ لجوج واپس رانده شده بودند، در مدّی نیرومندتر از محبتِ رامکننده بازگشتند. اما یهودا، هرچند از آشکار شدنِ گناهِ خویش شگفتزده و هراسان شده بود، تنها مصممتر گردید. او از شامِ آیینی بیرون رفت تا کارِ خیانت را به انجام رساند.
“یحیٰوَدَا پر افسوس کا اعلان کرتے ہوئے مسیح کا اپنے شاگردوں کی طرف بھی رحمت کا ایک مقصد تھا۔ اس طرح اُس نے انہیں اپنی مسیحائیّت کا فیصلہ کن ثبوت دیا۔ اُس نے فرمایا، ‘میں تم سے اس کے وقوع میں آنے سے پہلے کہتا ہوں، تاکہ جب یہ واقع ہو جائے تو تم ایمان لاؤ کہ میں ہوں۔’ اگر یسوع خاموش رہتا، اور بظاہر اُس پر آنے والی باتوں سے بے خبر دکھائی دیتا، تو شاگرد یہ سمجھ سکتے تھے کہ اُن کے استاد کو الٰہی پیش بینی حاصل نہ تھی، اور یہ کہ وہ قاتل ہجوم کے ہاتھوں اچانک گرفتار اور دھوکے سے سپرد کر دیا گیا۔ ایک سال پہلے یسوع نے شاگردوں سے کہا تھا کہ اُس نے بارہ کو چُنا ہے، اور اُن میں سے ایک ابلیس ہے۔ اب یہوداہ سے اُس کے یہ کلام، جو ظاہر کرتے تھے کہ اُس کی غدّاری اُس کے استاد پر پوری طرح منکشف تھی، مسیح کے سچے پیروکاروں کے ایمان کو اُس کی ذلّت کے دوران مضبوط کریں گے۔ اور جب یہوداہ اپنے ہولناک انجام کو پہنچ چکا ہوگا، تو وہ اُس افسوس کو یاد کریں گے جو یسوع نے غدار پر نازل کیا تھا۔” The Desire of Ages, 653–655.