پطرس بهگونهای نمادین، در ساعتِ سوم، در قیصریهٔ فیلپی بود، در راهِ خود بهسوی قیصریهٔ مَریتیمه و ساعتِ نهم. مطابقِ متی و مرقس، شش روز بعد، پطرس، یعقوب و یوحنا بر کوهِ تجلی بودند. لوقا میگوید هشت روز، میانِ پانیوم و کوه. از دروازههای جهنم، در قیصریهٔ فیلپی، تا مرگِ صلیب، با توقفی در میانِ راه بر کوهِ تجلی. سه گام از پانیوم تا قانونِ یکشنبه. قیصریه در آغاز، کوه در میانه، و قیصریه در پایان. جهنم در آغاز، مرگ در پایان، و جلالِ خدا در میانه. شورشی آلفا که بهوسیلهٔ دروازههای جهنم نمایانده شده است، و شورشی اُمگا که بهوسیلهٔ مرگِ پسرِ خدا نمایانده شده است.
قیصریہ فلپی ہی بنیاد ہے، کیونکہ وہیں مسیح نے اُس چٹان کی نشان دہی کی جس پر وہ اپنی کلیسیا تعمیر کرے گا۔ کوہِ تجلی دوسرا مرحلہ ہے، جہاں ہیکل مکمل ہوتی ہے اور سر کا پتھر نصب کیا جاتا ہے۔ اس کے بعد صلیب پر عدالت کا تیسرا مرحلہ واقع ہوا۔
اور اُس نے اُن سے کہا، میں تم سے سچ کہتا ہوں کہ یہاں بعض ایسے ہیں جو کھڑے ہیں، کہ جب تک وہ خدا کی بادشاہی کو قدرت کے ساتھ آتا ہوا نہ دیکھ لیں، موت کا مزہ ہرگز نہ چکھیں گے۔ اور چھ دن کے بعد یسوع، پطرس اور یعقوب اور یوحنا کو اپنے ساتھ لے کر اُنہیں الگ تنہائی میں ایک اونچے پہاڑ پر لے گیا؛ اور اُن کے سامنے اُس کی صورت بدل گئی۔ اور اُس کے کپڑے چمکنے لگے، نہایت سفید، برف کی مانند؛ ایسا کہ زمین پر کوئی دھوبی اُنہیں ایسا سفید نہیں کر سکتا۔ اور ایلیاہ موسیٰ کے ساتھ اُن پر ظاہر ہوا؛ اور وہ یسوع کے ساتھ باتیں کر رہے تھے۔
پس پطرس در پاسخ به عیسی گفت: ای استاد، بودن ما در اینجا نیکوست؛ پس بگذار سه خیمه بسازیم: یکی برای تو، یکی برای موسی، و یکی برای ایلیا.
زیرا نمیدانست چه بگوید، چون ایشان سخت ترسان شده بودند. و ابری پدید آمد و بر ایشان سایه افکند؛ و آوازی از ابر درآمد که میگفت: «این است پسر حبیب من؛ او را بشنوید.» و ناگاه، چون به اطراف خود نگریستند، دیگر هیچکس را با خود ندیدند، جز عیسی را تنها. و هنگامی که از کوه فرود میآمدند، ایشان را امر فرمود که آنچه دیده بودند، به هیچکس نگویند تا زمانی که پسر انسان از مردگان برخاسته باشد. و آنان این سخن را نزد خود نگاه داشتند و با یکدیگر گفتوگو میکردند که برخاستن از مردگان چه معنی دارد. مرقس ۹:۱–۱۰.
بر فراز کوه، پطرس پیشنهاد میکند که برای موسی، مسیح و ایلیا خیمهای برپا سازد.
«موسیٰ موت سے گزرے، لیکن اُن کے جسم کے سڑنے سے پہلے میکائیل نیچے اُتر آیا اور اُسے زندگی بخشی۔ شیطان نے اُس جسم کو اپنے قبضہ میں رکھنے کی کوشش کی اور اُس پر اپنا حق جتایا؛ لیکن میکائیل نے موسیٰ کو مُردوں میں سے زندہ کیا اور اُسے آسمان پر لے گیا۔ شیطان نے خدا کے خلاف نہایت تلخی سے زبان درازی کی اور اُسے اس بات میں بے اِنصاف ٹھہرایا کہ اُس نے اُس کا شکار اُس سے چھین لینے کی اجازت دی؛ لیکن مسیح نے اپنے مخالف کو ملامت نہ کی، حالانکہ خدا کا خادم اُسی کی آزمایش کے باعث گرا تھا۔ اُس نے فروتنی سے اُسے اپنے باپ کے سپرد کرتے ہوئے کہا، ’خداوند تجھے ملامت کرے۔‘»
«عیسی به شاگردان خود گفته بود که برخی از آنان که در کنار او ایستادهاند، پیش از آنکه موت را بچشند، ملکوت خدا را خواهند دید که با قدرت میآید. در تجلیِ صورت، این وعده تحقق یافت. سیمای عیسی در آنجا دگرگون شد و چون خورشید درخشید. جامهٔ او سفید و براق بود. موسی حضور داشت تا نمایندهٔ کسانی باشد که در ظهور دوم عیسی از مردگان برخیزانیده خواهند شد. و ایلیا، که بدون دیدن مرگ منتقل شد، نمایندهٔ کسانی بود که در آمدنِ دومِ مسیح به جاودانگی دگرگون خواهند شد و بدون دیدن مرگ به آسمان منتقل خواهند گردید. شاگردان با شگفتی و ترس، جلالِ عظیمِ عیسی و ابری را که بر ایشان سایه افکنده بود مشاهده کردند، و صدای خدا را در هیبتِ هراسانگیز شنیدند که میگفت: “این است پسرِ حبیبِ من؛ او را بشنوید.”» Early Writings, 164.
کوهِ تبدّلِ هیئت سه خیمه را مشخص میسازد: خیمهٔ موسی در آغاز اسرائیلِ باستان، خیمهٔ مسیح که در تجسّد او نمایان شده است، و خیمهای که همان یکصد و چهلوچهار هزار نفر است و بهوسیلهٔ ایلیا نمود یافته است. آن یکصد و چهلوچهار هزار نفر کسانی هستند که طعم مرگ را نمیچشند تا آمدنِ دومِ مسیح را ببینند. این کوه نقطهای را مشخص میسازد که در آن مُهر بر آن یکصد و چهلوچهار هزار نفر نهاده میشود.
خیمهٔ صد و چهل و چهار هزار در عیدِ سایهبانهای نمونهٔ مقابل برپا میگردد. کوه آنان را که مرگ را نمیچشند مشخص میسازد، و سه شاهد را پیش مینهد که چون جلال خدا را بر کوه ببینند، آن عیدِ سایهبانهای نمونهٔ مقابل است.
آنان بهمنزلهٔ خیمهٔ ایلیا برافراشته میشوند؛ همان خیمهای که برپایی آن در سال ۲۰۲۳ آغاز شد، هنگامی که هم موسی و هم ایلیا قیام کردند. نخست، بنیاد نهاده شد؛ یعنی یگانه بنیادی که میتوان نهاد، و آن بنیاد مسیح است، سنگ زاویه و سنگِ بنیاد. سپس سنگِ سرِ زاویه نهاده میشود که نمایانگر مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن است، چنانکه در کوه تبدیل تجلی یافته است. در آن کوه، پطرس، یعقوب و یوحنا نمایانگر کسانی هستند که در حقیقت مرگ را نمیچشند. پطرس بعدها نوشت که مملکتِ کاهنان کسانیاند که چشیدهاند که خداوند نیکوست و خانهای روحانی بودهاند. آنان حیات را چشیدهاند؛ ازاینرو مرگ را نخواهند چشید.
اگر حقیقتاً چشیدهاید که خداوند کریم است. و نزد او میآیید، چون نزد سنگی زنده که هرچند از سوی مردم مردود شد، اما نزد خدا برگزیده و گرانبهاست. شما نیز، همچون سنگهای زنده، بنایی روحانی ساخته میشوید، کهانتِ مقدس، تا قربانیهای روحانی را که بهواسطۀ عیسی مسیح نزد خدا مقبول است، تقدیم کنید. از اینرو در کتاب نیز آمده است: «اینک در صهیون سنگ زاویهای اصلی، برگزیده و گرانبها مینهم؛ و هر که به او ایمان آورد، هرگز سرافکنده نخواهد شد.» اول پطرس ۲:۳–۶.
لفظی که به «شرمنده» ترجمه شده است، به معنای «شرمسار شدن» است. باقیمانده بهوسیلهٔ پطرس نمایانده شده است، و شادی ایشان در تقابل با کسانی قرار دارد که پیام باران آخر را رد کردند. یکی از کلیدهای صد و چهل و چهار هزار، زیرا به پطرس «کلیدها»ی ملکوت داده شد، همان «سنگ زاویهٔ اصلی» است که در صهیون نهاده شد. آن سنگ در نظر پارسایان شگفتانگیز است، و برای میگسارانِ افرایم سنگ لغزش.
آن سنگی که معماران رد کردند، سرِ زاویه گردیده است. این کارِ خداوند است؛ و در نظر ما شگفتانگیز است. مزمور 118:22، 23
عیسی در پایان مَثَلِ تاکستان بر این آیات توضیح فرمود.
عیسیٰ نے اُن سے فرمایا، کیا تم نے کتابِ مُقدّس میں کبھی نہیں پڑھا کہ ’’جس پتھر کو معماروں نے ردّ کر دیا، وہی کونے کے سرے کا پتھر ٹھہرا۔ یہ خداوند کی طرف سے ہوا، اور ہماری نظروں میں عجیب ہے‘‘؟ اِس لیے میں تم سے کہتا ہوں کہ خدا کی بادشاہی تم سے لے لی جائے گی اور ایسی قوم کو دے دی جائے گی جو اُس کے پھل لائے۔ اور جو کوئی اِس پتھر پر گرے گا، ٹکڑے ٹکڑے ہو جائے گا؛ لیکن جس کسی پر یہ گرے گا، اُسے پیس کر غبار کر دے گا۔ اور جب سردار کاہنوں اور فریسیوں نے اُس کی تمثیلیں سنیں تو وہ سمجھ گئے کہ وہ اُنہی کے بارے میں کہتا ہے۔ لیکن جب انہوں نے اُسے پکڑنے کی کوشش کی تو ہجوم سے ڈرے، کیونکہ لوگ اُسے نبی مانتے تھے۔ متی 21:42–46۔
هر که پیامِ بنیادی را بپذیرد، درهم شکسته خواهد شد، زیرا آن صخره مسیح است، و کارِ انجیل آن است که انسان را تا به خاک فروتنی فرود آورد.
«ایمان کے وسیلہ سے راستباز ٹھہرایا جانا کیا ہے؟ یہ خدا کا وہ کام ہے جس میں وہ انسان کے جلال کو خاک میں ملا دیتا ہے، اور انسان کے لیے وہ کچھ کرتا ہے جو وہ اپنے لیے خود کرنے کی قدرت نہیں رکھتا۔ جب انسان اپنی اپنی نیستی کو دیکھتے ہیں، تو وہ مسیح کی راستبازی سے ملبّس کیے جانے کے لیے تیار ہو جاتے ہیں۔ جب وہ دن بھر خدا کی ستائش اور تمجید کرنے لگتے ہیں، تب دیکھتے دیکھتے وہ اسی صورت میں تبدیل ہوتے جاتے ہیں۔ نئی پیدایش کیا ہے؟ یہ انسان پر اس کی اپنی حقیقی فطرت کو ظاہر کرنا ہے، کہ اپنے آپ میں وہ بے قدر ہے۔» Manuscript Releases, volume 20, 117.
هر که سنگِ بنیاد را رد کند، نابود میشود؛ چنانکه دربارهٔ اسرائیلِ باستان، در تحققِ بهکارگیریِ مَثَلِ تاکستان از سوی عیسی، چنین شد. یهودیان مسیح را رد کردند؛ موسی را نیز رد کردند، زیرا اگر به موسی ایمان میآوردند، به مسیح نیز ایمان میآوردند. آنان شریعتِ خدا را رد کردند و اوامرِ انسانها را بهجای تعلیمِ الهی بهعنوانِ آموزه تعلیم دادند. مسیح، موسی و شریعت، همگی نمادهای بنیاد هستند، و مسیح یگانه بنیادی است که میتوان نهاد؛ اما مسیح بهعنوانِ بنیاد با نمادهای بسیاری بازنمایی شده است. موسی و شریعت هر دو نمودارِ این حقیقتاند. مسیح یگانه بنیاد است، اما این تنها بدین معناست که دیگر بنیادها در کلامِ نبویِ او صرفاً نمادهایی از برخی جنبههای شخصیتِ او هستند.
زیرا هیچکس نمیتواند بنیادی جز آنچه نهاده شده است بگذارد، که آن عیسی مسیح است. اول قرنتیان ۳:۱۱
عیسی «کلمه» است، و از اینرو، احکامی که در کلام او قرار دارند، نمایانگر خودِ او هستند. به همین سبب، خواهر وایت ثبت میکند که ده فرمان رونوشتی از شخصیت مسیح است. او اوّل و آخر است، و هنگامی که بدینگونه به تصویر کشیده میشود، این امر نشان میدهد که مسیح همواره پایانِ یک چیز را همراه با آغازِ آن به نمایش میگذارد. او بهعنوان «کلمه»، همچنین «حق» نیز هست، و حق یک چارچوب نبوی است. او هنگامی که کلام خود را مُهر و گشوده میسازد، شیرِ سبطِ یهودا است. او همچنین سنگِ زاویهای است که به سنگِ سرپوش بدل میشود. سنگِ زاویه صرفاً تصویری از او بهعنوان بنیاد است، یا از نخستین حرفِ واژهٔ عبریِ «حق». سنگِ سرپوش، کارِ تاجگذارنده بر معبد است، و هنگامی که با چارچوبِ حق همراستا گردد، سنگِ سرپوش بیستودو برابر نیرومندتر از سنگِ زاویه است. آنچه در نظرِ کسانی که چشیدهاند که خداوند نیکو است شگفتانگیز است، این است که چگونه اصولِ چارچوبِ حق، همراستا با سنگِ زاویه و سنگِ سرپوش، یکی از کلیدهای نبوی را که به پطرس داده شد، آشکار میسازد.
نخستین حرف، آلفا، یک است؛ اما آخرین حرف، اُمگا، بیستودو. جواهرات میلر همچون خورشید میدرخشند، اما هنگامی که آن مردِ جاروکنندهٔ خاک جواهرات را گرد آورد، ده برابر درخشانتر شدند. درک این حقیقت که پایانِ یک خط نبوّتی همانند آغازِ خطوط نبوّتی است، امّا از آن نیرومندتر، «شگفتانگیز» است. این، عنصری از سیرت مسیح است؛ و یکی از کلیدهایی است که به پطرس داده شد تا یکصد و چهلوچهار هزار را ببندد.
«خانۀ روحانی» پطرس همان صندوقچۀ رؤیای ویلیام میلر است و نیز همان مخزن عشرها و هدایا در ملاکی. هنگامی که پنجرههای آسمان گشوده میشوند، گروهی از اتاق بیرون افکنده میشوند، و گروه دیگر به درون صندوقچه افکنده شده، جامههای کتانی سفیدِ کلیسای ظفرمند خدا را دریافت میکنند.
«قومِ یہوداہ نے سنجیدگی اور علانیہ طور پر اپنے آپ کو خدا کی شریعت کی فرمانبرداری کے لیے پابند کیا تھا۔ لیکن جب کچھ عرصہ کے لیے عزرا اور نحمیاہ کا اثر اٹھ گیا، تو بہت سے لوگ خداوند سے پھر گئے۔ نحمیاہ فارس کو واپس چلا گیا تھا۔ یروشلیم سے اُس کی غیرحاضری میں ایسی برائیاں در آئیں جو قوم کو بگاڑ دینے کے درپے تھیں۔ بُت پرستوں نے نہ صرف شہر میں قدم جما لیا، بلکہ اپنی موجودگی سے ہیکل کے عین احاطوں تک کو آلودہ کر دیا۔ باہمی شادی کے ذریعے، سردار کاہن اِلیاشیب اور عمونی طوبیاہ، جو اسرائیل کا سخت دشمن تھا، کے درمیان ایک رفاقت قائم ہو گئی تھی۔ اس ناپاک اتحاد کے نتیجے میں، اِلیاشیب نے طوبیاہ کو ہیکل سے ملحق ایک حجرہ میں رہنے کی اجازت دے دی، جو اس سے پہلے لوگوں کے عشر اور نذرانوں کے ذخیرہ کے لیے استعمال ہوتا تھا۔»
«به سبب سنگدلی و خیانت عمونیان و موآبیان نسبت به اسرائیل، خدا بهواسطهٔ موسی اعلام کرده بود که آنان باید تا ابد از جماعت قوم او محروم باشند. تثنیه ۲۳:۳–۶ را ببینید. برخلاف این کلام، کاهن اعظم هدایای ذخیرهشده در حجرهٔ خانهٔ خدا را بیرون افکنده بود تا برای این نمایندهٔ قومی مطرود جا باز کند. هیچ اهانتی بزرگتر به خدا نمیتوانست روا داشته شود از اینکه چنین لطفی به این دشمنِ خدا و حقیقت او اعطا گردد.»
«پس از بازگشت از پارس، نحمیا از این هتک حرمت گستاخانه آگاه شد و بیدرنگ برای بیرون راندن آن متجاوز اقدام کرد. او اعلام میکند: “بسیار اندوهگین شدم؛ بنابراین تمامی اسباب و اثاث خانهٔ طوبیا را از آن حجره به بیرون افکندم. سپس فرمان دادم، و حجرهها را تطهیر کردند؛ و بار دیگر ظروف خانهٔ خدا را، همراه با هدیهٔ آردی و کندر، بدانجا بازآوردم.”»
نه تنها معبد بیحرمت شده بود، بلکه قربانیها نیز بهنادرستی بهکار گرفته شده بودند. این امر موجب شده بود که بخشندگیهای قوم دلسرد گردد. آنان غیرت و حرارت خود را از دست داده بودند و در پرداخت عشرهای خویش اکراه داشتند. خزانههای خانهٔ خداوند بهنیکی تأمین نمیشد؛ بسیاری از سرایندگان و دیگرانی که در خدمت معبد به کار گماشته شده بودند، چون پشتیبانی کافی دریافت نمیکردند، کار خدا را ترک گفته بودند تا در جایی دیگر به کار و زحمت پردازند.
«نحمیا برای اصلاح این سوءاستفادهها دست به کار شد. او کسانی را که خدمتِ خانهٔ خداوند را ترک کرده بودند گرد آورد، «و ایشان را در جای خودشان گماشت.» این امر در مردم اعتماد پدید آورد، و تمامی یهودا «دهیکِ غله و شیرهٔ انگورِ تازه و روغن را» آوردند. مردانی که «امین شمرده میشدند» «بر خزانهها خزانهدار» گماشته شدند، «و وظیفهٔ ایشان این بود که میان برادران خود توزیع کنند.»» انبیا و پادشاهان، 669، 670.
هنگامی که نحمیا «طوبیا را بیرون افکند»، در حقیقت پیشاپیش مسیح را مجسّم میساخت که صرّافان را از همان هیکل بیرون میراند. سخن تنها از خود هیکل نبود، بلکه از همان حجرهای در هیکل بود که دهیکها در آن ذخیره میشد. هنگامی که الیاقیمِ فیلادلفی جای شِبناِ لائودیکی را گرفت، شِبنا همان خزانهداری بود که به سرزمینی دور افکنده شد.
اینک یهوه، خدای لشکرها، چنین میفرماید: برو، نزد این خزینهدار، یعنی شِبنا که بر خانه گماشته شده است، برو و بگو: تو را در اینجا چه کار است؟ و در اینجا چه کسی را داری که برای خود در اینجا مقبرهای تراشیدهای، مانند کسی که مقبرهای برای خویش در بلندا میتراشد و مسکنی برای خود در صخره میکَنَد؟ اینک یهوه تو را به اسارتی سخت خواهد برد، و بیگمان تو را فرو خواهد پوشانید. او قطعاً تو را با شدّت خواهد پیچید و چون گویی به سرزمینی پهناور پرتاب خواهد کرد؛ در آنجا خواهی مرد، و در آنجا ارابههای جلالت مایهٔ ننگِ خاندانِ سرورت خواهد شد. و من تو را از منصبت خواهم راند، و او تو را از مقامت فرو خواهد کشید.
و در آن روز واقع خواهد شد که بندهٔ خود، اِلیاقیم پسرِ حِلقیّا را خواهم خواند؛ و او را به ردای تو ملبّس خواهم ساخت، و به کمربند تو استوارش خواهم نمود، و حکومت تو را به دست او خواهم سپرد؛ و او برای ساکنان اورشلیم و برای خاندان یهودا پدری خواهد بود. و کلیدِ خاندان داوود را بر شانهٔ او خواهم نهاد؛ پس او خواهد گشود و هیچکس نخواهد بست؛ و او خواهد بست و هیچکس نخواهد گشود.
وَأُثَبِّتُهُ كَوَتِدٍ فِي مَوْضِعٍ أَمِينٍ، فَيَكُونُ كُرْسِيَّ مَجْدٍ لِبَيْتِ أَبِيهِ. وَيُعَلِّقُونَ عَلَيْهِ كُلَّ مَجْدِ بَيْتِ أَبِيهِ، الذُّرِّيَّةَ وَالنَّسْلَ، كُلَّ آنِيَةٍ صَغِيرَةٍ، مِنْ آنِيَةِ الْكَأْسِ إِلَى جَمِيعِ آنِيَةِ الْأَبَارِيقِ. فِي ذلِكَ الْيَوْمِ، يَقُولُ رَبُّ الْجُنُودِ، يُنْزَعُ الْوَتِدُ الْمُثَبَّتُ فِي الْمَوْضِعِ الْأَمِينِ، وَيُقْطَعُ وَيَسْقُطُ؛ وَيُقْطَعُ الْحِمْلُ الَّذِي كَانَ عَلَيْهِ، لأَنَّ الرَّبَّ قَدْ تَكَلَّمَ بِهِ. إشعياء 22:15–22.
در آن روز که شبنا، لاادقیِ احمق، به بیرون افکنده میشود، حکومتِ کلیسای ظافر به الیاقیم سپرده میگردد. هنگامی که مسیح هیکلِ صد و چهل و چهار هزار را از خاشاکی که جواهراتِ گرانبها را پوشانیده است پاک میسازد، آشکار میکند که آنان را که بهوسیلهٔ شبنا نمایانده شدهاند «خواهد پوشانید». پیش از آنکه روزنههای آسمان گشوده شود، جواهرات با خاشاک پوشیده شده بودند، و چون خاشاک به بیرون افکنده میشود، آنگاه همان خاشاک با رسوایی پوشانیده میگردد. رؤیای ویلیام میلر مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار را مشخص میسازد.
تابوت، همان انبار ملاکی، خانهٔ روحانیِ پطرس و خیمهٔ ایلیاست که پطرس آرزو داشت آن را بنا کند. مردِ برسِ خاک، مُهر شدنِ آن یکصد و چهل و چهار هزار تن را تصویر میکند، آنگاه که او جواهرات را به درون صندوق میافکند. ملاکی آن آزمونی را مشخص میسازد که ثابت میکند قوم خدا بهراستی نزد او بازگشتهاند.
پھر اُن لوگوں نے جو خداوند سے ڈرتے تھے، آپس میں ایک دوسرے سے باتیں کیں؛ اور خداوند نے کان لگا کر سنا، اور اُس کے حضور اُن کے لیے ایک یادداشت کی کتاب لکھی گئی، جو خداوند سے ڈرتے تھے اور اُس کے نام پر غور کرتے تھے۔ اور ربُّ الافواج فرماتا ہے: جس دن مَیں اپنے جواہرات کو جمع کروں گا، وہ میرے ہوں گے؛ اور مَیں اُن پر ترس کھاؤں گا، جیسے کوئی شخص اپنے اُس بیٹے پر ترس کھاتا ہے جو اُس کی خدمت کرتا ہے۔ تب تم پھر رجوع لاؤ گے اور صادق اور شریر میں، اور اُس میں جو خدا کی خدمت کرتا ہے اور اُس میں جو اُس کی خدمت نہیں کرتا، امتیاز کرو گے۔ ملاکی 3:16–18۔
بازگشت واژهای کلیدی در این passage است، زیرا خدا قوم خود را فرا میخواند که به سوی او بازگردند؛ اما همچنین آنان را به آزمودن خود دعوت میکند، از راه بازگردانیدن ده یکها و هدایا؛ و نیز زمانی خواهد بود که پارسایان «بازخواهند گشت»، و با این کار، میان حکیمان و نادانان «تمییز خواهند داد». آنان که از خداوند ترسیدند و در نام او تفکر نمودند، همان کسانی هستند که باید نشانِ آن یکصد و چهل و چهار هزار باشند.
ترسِ خداوند نخستین آزمون است؛ پس هنگامی که آیهٔ شانزدهم میگوید: «آنگاه» آنان که از خداوند ترسیدند، به روایتِ نبویِ پیشین اشاره میکند.
تمہارے کلام میرے خلاف سخت رہے ہیں، خداوند فرماتا ہے۔ لیکن تم کہتے ہو، ہم نے تیرے خلاف ایسی کون سی بڑی بات کہی ہے؟ تم نے کہا ہے، خدا کی خدمت کرنا عبث ہے؛ اور کیا فائدہ کہ ہم نے اس کے حکم کی پابندی کی، اور ربُّ الافواج کے حضور ماتم کرتے ہوئے چلے؟ اور اب ہم متکبروں کو مبارک کہتے ہیں؛ ہاں، بدی کرنے والے سربلند کیے جاتے ہیں؛ ہاں، خدا کو آزمائش میں ڈالنے والے بھی بچ نکلتے ہیں۔ ملاکی 3:13–15۔
ملاکی میگوید: «و اکنون متکبران را خوشبخت میخوانیم.» میگسارانِ افرایم «تاجِ تکبّر» نامیده میشوند، و هنگامی که میپندارند موسی و ایلیا، آن دو پیامبری که ایشان را عذاب میدادند، مردهاند، شادمان میشوند. آنان چنان شاد بودند که برای یکدیگر هدیه میفرستادند.
و اجساد مردهٔ ایشان در کویِ آن شهرِ عظیم خواهد افتاد، شهری که از حیثِ روحانی سدوم و مصر خوانده میشود، و همانجاست که خداوندِ ما نیز مصلوب گردید. و مردمانی از قومها و قبیلهها و زبانها و امتها، اجساد مردهٔ ایشان را سه روز و نیم خواهند دید، و نخواهند گذاشت که اجساد مردهٔ ایشان در قبرها نهاده شود. و ساکنانِ زمین بر ایشان شادی خواهند کرد و طرب خواهند نمود، و به یکدیگر هدایا خواهند فرستاد؛ زیرا که این دو نبی آنان را که بر زمین ساکناند، عذاب میدادند. مکاشفه ۱۱:۸–۱۰
مغروران از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ تا سراسرِ ۲۰۲۳ شادماناند. در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، پیام بر ضد «خداوند» «سخت و جسورانه» بود. در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ ما تشخیص ندادیم که تا چه اندازه هولناک بر ضد خدا و کلام او سخن گفته بودیم. سرخورده، به زمانِ درنگ داخل شدیم؛ چنانکه در نوحهٔ «عبادتِ خدا باطل است؛ و چه سود که فرمان او را نگاه داشتهایم و به حضور یهوهٔ صبایوت ماتمکنان سلوک نمودهایم؟» به تصویر کشیده شده است. این، با نوحهٔ ارمیا، آنگاه که نخستین سرخوردگی را به تصویر میکشد، متوازی است.
در مجلس مسخرهکنندگان ننشستم و شادی ننمودم؛ به سبب دست تو تنها نشستم، زیرا مرا از خشم آکنده ساختهای. چرا درد من همیشگی است، و زخم من علاجناپذیر، که از شفا یافتن سر باز میزند؟ آیا تو برای من بهکلی همچون دروغگو خواهی بود، و مانند آبهایی که فرو میخشکند؟ ارمیا ۱۵:۱۷، ۱۸
ہماری باتیں 18 جولائی 2020 کی پیشین گوئی کے سبب سخت تھیں، اور اُس وقت ہمیں یہ معلوم نہ تھا کہ ہم نے کس قدر بغاوت کی تھی۔ مایوسی کے وقت توقف کا زمانہ جاری تھا، جبکہ ایک گروہ ماتم کر رہا تھا اور دوسرا گروہ خوشی منا رہا تھا۔ اِسی پس منظر میں ملاکی بیان کرتا ہے:
تب آنان که از خداوند میترسیدند، با یکدیگر بسیار سخن گفتند؛ و خداوند گوش فرا داد و شنید، و کتابی برای یادبود در حضور او نوشته شد برای آنان که از خداوند میترسیدند و نام او را عزیز میداشتند. و خداوندِ لشکرها میگوید: ایشان در آن روزی که جواهرات خاص خود را فراهم میآورم، از آنِ من خواهند بود؛ و بر ایشان شفقت خواهم کرد، چنانکه کسی بر پسر خویش که او را خدمت میکند، شفقت مینماید.
آنگاه بازخواهید گشت و میان پارسا و شریر، میان آنکه خدا را خدمت میکند و آنکه او را خدمت نمیکند، تمییز خواهید داد. ملاکی ۳:۱۶–۱۸.
در سال ۲۰۲۴، آزمونِ بنیانی که بهصورتِ ترسِ خداوند نمود یافته بود، فرا رسید. در آن آزمون، دو طبقه آشکار شدند، و گروهی که این دو طبقه را تشکیل میدادند، در سراسر آن سه روز و نیم، بارها در نشستهای منظم زوم با یکدیگر سخن میگفتند. خداوند به گفتوگوهای ایشان گوش فرا داد. طبقهای که از خداوند میترسید، در نام او تفکر میکرد؛ پَلمونی، شیرِ سبطِ یهودا، الفا و اُمگا، حق، کلمه، زباندانِ شگفت، سنگِ زاویه و سنگِ کمال، بره، کاهنِ اعظمِ آسمانی، هیکل، صخره. آنان که نامشان در آن کتاب راه یافت، جواهراتی خواهند بود بر تاجی که عَلَمِ پادشاهیِ جلال را نمایندگی میکند. چون او آن جواهرات را فراهم آورد، آنگاه ایشان بازمیگردند و میان پارسا و شریر تمیز خواهند داد. چون او جواهرات را در صندوقچه افکند، آنگاه آشکار میگردد که چه کسی نادان است و چه کسی دانا.
ملاکی ثبت میکند:
به سوی من بازگردید، و من به سوی شما بازخواهم گشت،
لیکن تم نے کہا، ’’ہم کس بات میں رجوع کریں؟‘‘
تمامی دَهیکها را به خزانهخانه بیاورید، تا در خانهٔ من خوراک باشد؛ و اکنون مرا در این امر بیازمایید، خداوندِ لشکرها میفرماید، که آیا روزنههای آسمان را برای شما نخواهم گشود و برکتی بر شما فرو نخواهم ریخت، بهگونهای که گنجایش پذیرفتن آن نباشد.
ذخیرهگاه، صندوقچه است و دهیکها همان باکرههای دانا هستند. ذخیرهگاه، کلام خداست که در چارچوبی نوین از حقیقت قرار داده شده است. جواهراتی که در آن صندوقچه افکنده میشوند، حقایقی هستند که با پیام فریاد نیمهشب مرتبطاند. دهیکها در اتاقی معین در هیکل نگاه داشته میشدند، چنانکه در تطهیر نحمیا مشخص شده است. صندوقچه و ذخیرهگاه، یا خانهٔ روحانیِ پطرس، نمایانگر هیکل خدا هستند و جواهرات نمایانگر هیکلهای انسانیاند که در نهانگاه حضرتِ اعلی با الوهیت متحد شدهاند. رسولان انسانی را نمیتوان از پیام الهی جدا ساخت. جواهرات هم رسولان خدا هستند و هم همان پیامی که اعلام میکنند. الهام، اغلب پیام و پیامآور را در پیوند با یکدیگر معرفی میکند.
”خدا کلیسای خود را در این روزگار، همانگونه که اسرائیلِ قدیم را فراخواند، خوانده است تا همچون نوری در زمین بایستد. او بهوسیلهٔ ساطورِ نیرومندِ حقیقت، و بهوسیلهٔ پیامهای فرشتهٔ اول و دوم و سوم، آنان را از کلیساها و از جهان جدا ساخته است تا ایشان را به قربی مقدس نسبت به خویش درآورد. آنان را امینانِ شریعتِ خود گردانیده و حقایق عظیمِ نبوت را برای این زمان به ایشان سپرده است. همانند وحیهای مقدسی که به اسرائیلِ قدیم سپرده شده بود، اینها نیز امانتی مقدساند که باید به جهان ابلاغ شوند. سه فرشتهٔ مکاشفه ۱۴ نمایانگر مردمی هستند که نورِ پیامهای خدا را میپذیرند و همچون عاملانِ او به پیش میروند تا این هشدار را در سراسرِ طول و عرضِ زمین به صدا درآورند. مسیح به پیروان خود اعلام میدارد: «شما نورِ جهان هستید.» صلیبِ جلجتا به هر جانی که عیسی را میپذیرد چنین میگوید: «ارزشِ جان را بنگر: “به تمام جهان بروید و انجیل را به هر مخلوق موعظه کنید.”» هیچ چیز نباید اجازه یابد که مانعِ این کار گردد. این، مهمترین کار برای این زمان است؛ باید دامنهای به گستردگیِ ابدیت داشته باشد. محبتی که عیسی در قربانیای که برای رستگاریِ انسانها تقدیم کرد نسبت به جانهای ایشان ظاهر ساخت، همهٔ پیروان او را به حرکت وامیدارد.» Testimonies, volume 5, 455.
در مقالهٔ بعدی، این مفاهیم را کنار یکدیگر خواهیم نهاد.
«در طی پنجاه سالِ واپسینِ زندگیام، فرصتهای گرانبهایی داشتهام تا تجربهای به دست آورم. من در پیامهای فرشتۀ اول، دوم، و سوم تجربه داشتهام. فرشتگان چنین تصویر شدهاند که در میان آسمان پرواز میکنند و پیامی هشداردهنده را به جهان اعلام میدارند، و این پیام ارتباطی مستقیم با مردمی دارد که در ایام آخرِ تاریخ این زمین زندگی میکنند. هیچکس صدای این فرشتگان را نمیشنود، زیرا آنان نمادی هستند برای نمایاندن قوم خدا که در هماهنگی با عالمِ آسمان مشغول کارند. مردان و زنانی که بهوسیلهٔ روح خدا منوّر شده و بهواسطۀ حقیقت تقدیس یافتهاند، این سه پیام را به ترتیبِ خود اعلام میکنند.»
«من در این کارِ solemn نقشی ایفا کردهام. تقریباً تمامی تجربهٔ مسیحیِ من با آن درهمتنیده است. اکنون کسانی زندهاند که تجربهای همانند تجربهٔ من دارند. آنان حقیقتی را که برای این زمان آشکار میشود، شناختهاند؛ و همگام با آن رهبرِ بزرگ، سردارِ سپاهِ خداوند، گام برداشتهاند.»
«در اعلام این پیامها، هر جزء و تفصیل نبوت به انجام رسیده است. آنان که این امتیاز را داشتند که در اعلام این پیامها سهمی ایفا کنند، تجربهای به دست آوردهاند که برای ایشان بس گرانبهاست؛ و اکنون که در میان مخاطرات این ایام آخر هستیم، آنگاه که از هر سو صداهایی شنیده خواهد شد که میگویند: “اینک مسیح اینجاست”، “اینک حقیقت اینجاست”؛ در حالی که مقصود بسیاری آن است که بنیاد ایمان ما را، که ما را از کلیساها و از جهان بیرون آورده است تا همچون قومی خاص در جهان بایستیم، متزلزل سازند، شهادت ما نیز همچون یوحنا چنین ادا خواهد شد:
«آنچه از ابتدا بود، آنچه شنیدهایم، آنچه با چشمان خود دیدهایم، آنچه بدان نگریستهایم و دستهای ما آن را لمس کرده است، دربارهٔ کلامِ حیات؛ ... آنچه دیده و شنیدهایم به شما اعلام میکنیم، تا شما نیز با ما مشارکت داشته باشید.»
«من به چیزهایی که دیدهام، چیزهایی که شنیدهام، و آنچه دستهایم از کلامِ حیات لمس کردهاند، شهادت میدهم. و این شهادت را میدانم که از پدر و پسر است. ما دیدهایم و نیز شهادت میدهیم که قدرتِ روحالقدس همراهِ عرضهٔ حقیقت بوده است، بهوسیلهٔ قلم و صدا هشدار داده، و پیامها را به ترتیبِ خود ارائه کرده است. انکارِ این عمل، انکارِ روحالقدس خواهد بود، و ما را در زمرهٔ کسانی قرار خواهد داد که از ایمان منحرف شدهاند و به ارواحِ مُضِلّ گوش فرا دادهاند.»
«دشمن همهچیز را به کار خواهد بست تا اعتماد ایمانداران را به ستونهای ایمان ما در پیامهای گذشته، که ما را بر سکوی رفیعِ حقیقت جاودانی قرار دادهاند و کار را استوار ساخته و به آن هویت بخشیدهاند، از ریشه برکَنَد. یهوه، خدای اسرائیل، قوم خویش را هدایت کرده است و حقیقتی با منشأ آسمانی را بر آنان مکشوف ساخته است. آواز او شنیده شده است و هنوز نیز شنیده میشود که میگوید: از قوت به قوت، از فیض به فیض، و از جلال به جلال پیش بروید. این کار در حال قوت گرفتن و گسترش یافتن است، زیرا یهوه، خدای اسرائیل، مدافع قوم خویش است.»
آنان که حقیقت را تنها بهگونهای نظری، گویی با نوک انگشتان خود، در دست دارند، و اصول آن را به محراب درونی جان راه ندادهاند، بلکه حقیقتِ حیاتی را در صحن بیرونی نگاه داشتهاند، در تاریخ گذشتهٔ این قوم—تاریخی که آنان را بدانچه هستند ساخته و ایشان را بهعنوان کارگرانِ مبلّغِ جدی، استوار و مصمّم در جهان برقرار کرده است—هیچ امر مقدّسی نخواهند دید.
«La verdad para este tiempo es preciosa, pero aquellos cuyos corazones no han sido quebrantados al caer sobre la Roca, Cristo Jesús, no verán ni comprenderán lo que es la verdad. Aceptarán aquello que complazca sus propias ideas, y comenzarán a fabricar otro fundamento distinto del que está puesto. Halagarán su propia vanidad y estimación de sí mismos, pensando que son capaces de quitar los pilares de nuestra fe y reemplazarlos con pilares ideados por ellos mismos. »
«این امر تا زمانی که زمان باقی است ادامه خواهد یافت. هر کس که دانشجوی دقیق و نزدیکِ کتابمقدس بوده باشد، جایگاه خطیر کسانی را که در صحنههای پایانی تاریخ این زمین زندگی میکنند خواهد دید و درک خواهد کرد. آنان ناتوانی و ضعف خویش را احساس خواهند کرد، و نخستین کار خود خواهند دانست که نه صرفاً صورتی از دینداری، بلکه پیوندی حیاتی با خدا داشته باشند. آنان هرگز جرأت نخواهند کرد آرام گیرند تا زمانی که مسیح در درونشان شکل گیرد، امیدِ جلال. نفس خواهد مرد؛ غرور از جان بیرون رانده خواهد شد، و آنان حلم و ملایمتِ مسیح را خواهند داشت.» Notebook Leaflets, 60, 61.