هنگامی که لاویان بیست‌وسه، در پیوند با خطِ مسیح که در آن اعیادِ بهاری با ضدمثالِ خود تلاقی کردند، به دو سطرِ مساویِ بیست‌ودو آیه‌ای تقسیم می‌شود، می‌توانیم خطی را نشان دهیم که با سه گامِ فصحِ شامگاهِ جمعه، نانِ فطیرِ سبت، و نوبرها در روزِ نخستِ هفته آغاز می‌شود. این یک Waymark است، چنان‌که با تعمیدِ مسیح نمود یافته است؛ اما آن یک Waymark سه گام دارد.

هرگاه از رستاخیز آغاز کنیم و چهل روز به آینده امتداد دهیم، به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز می‌رسیم، زیرا در همان هنگام بود که مسیح از تعلیمِ رو در رو بازایستاد و در ابرها صعود کرد. یکصد و چهل و چهار هزار تن نیز در ابرها صعود می‌کنند.

اور اُنہوں نے آسمان سے ایک بلند آواز سنی جو اُن سے کہہ رہی تھی، یہاں اوپر آ جاؤ۔ چنانچہ وہ بادل میں آسمان پر چڑھ گئے، اور اُن کے دشمن اُنہیں دیکھتے رہے۔ اور اُسی گھڑی ایک بڑا زلزلہ آیا، اور شہر کا دسواں حصہ گر پڑا، اور اُس زلزلہ میں سات ہزار آدمی مارے گئے؛ اور باقی لوگ خوف زدہ ہوئے، اور آسمان کے خدا کی تمجید کرنے لگے۔ دوسرا افسوس گزر گیا؛ اور دیکھو، تیسرا افسوس جلد آنے والا ہے۔ پھر ساتویں فرشتہ نے نرسنگا پھونکا؛ اور آسمان پر بڑی آوازیں ہوئیں، جو کہہ رہی تھیں، دنیا کی سلطنتیں ہمارے خداوند اور اُس کے مسیح کی ہو گئی ہیں؛ اور وہ ابدالآباد بادشاہی کرے گا۔ مکاشفہ 11:12–15۔

دومین و سومین وای، اسلام است، و فرشتهٔ هفتم همان وایِ سوم است که بار دیگر، اسلام می‌باشد. وایِ سوم در هنگام زلزله به‌سرعت فرا می‌رسد. این زلزله، قانون یکشنبه در ایالات متحده است؛ ایالات متحده همان وحشِ زمینِ مکاشفهٔ سیزده است، و قانون یکشنبه همان تکان است که لرزشی شدید می‌باشد. وحشِ زمین، برترین پادشاه از میان ده پادشاه است، و هنگامی که ایالات متحده در قانون یکشنبه سرنگون گردد، یک‌دهمِ شهر سقوط کرده خواهد بود. در همان ساعتِ قانون یکشنبه، آن دو شاهد که به‌وسیلهٔ ایلیا و موسی نمایانده شده‌اند، همان دو شاهدی که همراه با مسیح در برابر پطرس، یعقوب و یوحنا در تجلی ظاهر شدند، در ابری به آسمان برداشته می‌شوند، و همه می‌بینند، زیرا دشمنان ایشان آنان را نگریستند.

چهل روز پس از رستاخیز، عیسی به میان ابرها «صعود کرد» و آن ده روز در بالاخانه آغاز شد. صعود، آزمونی دیداری است، همان‌گونه که فرشتهٔ دوم از سه فرشته نیز چنین است. در هنگام صعود او، فرشتگان اعلام کردند که او با ابرها بازخواهد گشت، همان‌گونه که اکنون با ابرها صعود کرد.

و چون این سخنان را گفت، در حالی که ایشان می‌نگریستند، بالا برده شد؛ و ابری او را از برابر دیدگانشان برگرفت. و هنگامی که ایشان در وقتِ بالا رفتن او، چشم به آسمان دوخته بودند، اینک دو مرد با جامه‌های سفید در کنارشان ایستادند؛ که ایشان نیز گفتند: ای مردان جلیل، چرا ایستاده به آسمان می‌نگرید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، به همین گونه باز خواهد آمد، چنان‌که او را دیدید که به آسمان می‌رفت. اعمال ۱:‏۹–۱۱

بازگشت او در آمدنِ دوبارۀ او در «جلالِ» پادشاهیِ اوست.

پس هر که از من و از سخنان من در این نسل زناکار و گناه‌آلود عار داشته باشد، پسر انسان نیز چون در جلال پدر خویش با فرشتگان مقدس بیاید، از او عار خواهد داشت. مرقس 8:38.

همین «جلال» همان چیزی است که پطرس، یعقوب و یوحنا بر کوه تجلی مشاهده کردند. کوه تجلی نیز گام دومی بود که به‌ترتیب، پیش از آن قیصریهٔ فیلیپی و پس از آن قیصریهٔ مارتیما قرار داشت. آزمون دوم همچنین آزمونِ صورتِ وحش است، آزمونی که مستلزمِ شناختِ نبویِ این حقیقت است که صورتِ وحش در حال شکل‌گیری است. آزمون دوم همچنین همان بازرسیِ مِلصَر از دانیال و دوستانش است تا چهره‌های ایشان را با کسانی که بنشن نخوردند مقایسه کند. این آزمونی بصری است. گام دوم در سه گامِ عهدیِ تاریخِ عهدِ ابرام، «علامتِ» ختنه بود. گام دوم نمایانگرِ مُهر شدنِ قومِ خداست، آنگاه که ایشان چون عَلَمی برافراشته می‌شوند. گام دوم جایی است که «جلال» آشکار می‌گردد، زیرا سه گامِ فرشتهٔ اول عبارت‌اند از ترس، «جلال» و داوری. روزِ چهلمِ فصلِ پنتیکاست با کوه تجلی منطبق است. نعلینِ خود را از پای برکن، زیرا در زمینِ مقدس ایستاده‌ای.

معراج یک آزمون بصری است، و در ترتیب اعیاد، معراج در نشانۀ چهل‌روزه، پنج روز پیش‌تر با عید شیپورها مسبوق می‌شود. عید شیپورها هشدارِ شیپور هفتم را مشخص می‌سازد، که همان هشدارِ اسلام است.

صعود پس از کرناها به فاصلهٔ پنج روز رخ می‌دهد، و سپس پنج روز پس از صعود، روز کفّاره داوری را رقم می‌زند. کرنا همان راه‌های کهن است؛ همان پیام لائودیکیه است؛ همان اسلام است؛ و همان پیام بنیادین فرشتهٔ اول است. پنج روز بعد، هنگامی که تعلیمِ «روبرو» به پایان می‌رسد، آزمون دیداریِ دومِ فرشتهٔ دوم با صعود مشخص می‌شود. پنج روز پس از آن، داوری فرشتهٔ سوم را مشخص می‌سازد.

پانچ دن بعد، جب خدا کے گھر پر عدالت مکمل ہو چکی ہوگی، تو پینتیکوست کے دن کے نشان کے مطابق ریاستہائے متحدہ پر عدالت آئے گی۔

اور اُس نے ابرام سے کہا، یقین جان کہ تیری نسل ایک ایسی سرزمین میں، جو اُن کی نہ ہوگی، پردیسی ہوگی، اور وہ اُن کی خدمت کریں گے؛ اور وہ اُنہیں چار سو برس تک دُکھ دیں گے۔ اور اُس قوم کو بھی، جس کی وہ خدمت کریں گے، میں عدالت میں لاؤں گا؛ اور اُس کے بعد وہ بڑی دولت کے ساتھ نکل آئیں گے۔ پیدایش 15:13، 14۔

«جوهرِ عظیم»ی که صد و چهل و چهار هزار نفر در زمانِ قانونِ یکشنبه در اختیار دارند، آنگاه که «آن امّت»ِ ایالات متحدۀ آمریکا مورد داوری قرار می‌گیرد، همان جوهرِ باب ششمِ اشعیاست که نمایندۀ الوهیت است. نبوتِ عهدِ ابراهیم می‌گوید: «و نیز آن امّت»، و بدین‌سان آشکار می‌سازد که قومِ خدا پیش از قانونِ یکشنبه مُهر شده‌اند. سپس در هنگامِ قانونِ یکشنبه، در دوره‌ای که به‌وسیلۀ هفت روزِ عیدِ خیمه‌ها تمثیل شده است، بارانِ آخر بی‌پیمانه فرو ریخته می‌شود، در حالی که داوری بر آن جماعتِ عظیمِ بیرون از خانۀ خدا به انجام می‌رسد.

در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، آن دو شاهد در کوچه‌های سدوم و مصر کشته شدند. آن دو شاهد، موسی و ایلیا بودند، و ویلیام میلر، ایلیای تاریخ خود بود. او در رؤیای خود، برای لحظه‌ای چشمانش را بست، و در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ به‌طور نبوی چشمانش را در مرگ بست. هنگامی که چشمانش را گشود، اتاق خالی بود، دری و پنجره‌ها گشوده بودند. سپس وقتی میلر کاری را که مردِ خاک‌روب انجام می‌داد دید، از او با التماس خواست که مواظب باشد، و مردِ خاک‌روب به او اطمینان داد که همه‌چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت.

وقتی میلر در بیابان، در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، بیدار شد، عیدِ فطیر فرا رسید، اندکی پیش از رستاخیز در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳. در آن نقطه—پیامِ نبویِ فریادِ حقیقیِ نیمه‌شب، همان «فریادی» که هر پیامِ نبویِ دیگری را که تا آن زمان مُهرگشایی شده بود، نمونه‌وار بازمی‌نمود—آغاز به مُهرگشایی کرد؛ زیرا پایانِ سه روز و نیم، یک «زمانِ آخر» را مشخص می‌سازد، و در «زمانِ آخر» همواره یک مُهرگشاییِ نبوی وجود دارد. این همواره چنین است، زیرا مسیح همان است که دیروز بود، امروز هست، و تا ابد خواهد بود. معاملات او با انسان‌ها پیوسته یکسان است، زیرا او اکنون نیز بر همان «خطوطی» عمل می‌کند که همیشه کرده است. در پایانِ سه روز و نیم، مکاشفهٔ عیسی مسیح مُهرگشایی شد.

جسدِ قیام‌یافته به‌وسیلهٔ آدم، که نخست صورت یافت و سپس نفسِ حیات بر او دمیده شد، نمونه‌سازی شده بود. استخوان‌های خشکِ مردهٔ حزقیال ۳۷ نیز نخست به‌وسیلهٔ یک نبوت شکل گرفتند، و پس از آن به‌وسیلهٔ نبوتی دوم که نفسِ حیات را با پیامی از چهار باد—که همان پیامِ مهر و موم است—به آن بدنِ بی‌جان آورد، زنده شدند. در هر دو تصویر، نبوتی که گشوده می‌شود دو بخش دارد که به شیوه‌های گوناگون عرضه می‌گردند. این دو، درونی و بیرونی‌اند؛ رؤیای نهرهای اولای و حدّقل‌اند؛ رؤیاهای chazon و mareh‌اند؛ دو شاهد و دو لولهٔ زرّین‌اند؛ و همچنین نمونه‌های دیگر.

در تاریخ میلری، فریاد نیمه‌شب همان نبوتی بود که با نبوت فرشتهٔ دوم پیوند یافت؛ نبوتی دو مرحله‌ای. هنگامی که استخوان‌های خشکِ مرده در سال ۲۰۲۳ زنده شدند، به ضرورت نبوی می‌بایست آزموده شوند، زیرا گشوده شدنِ مُهرِ یک نبوت همواره فرایند آزمونی سه‌مرحله‌ای را آغاز می‌کند. دو آزمون نخست، آزمونِ بنیانی و سپس آزمونِ هیکل بود.

پنج روز پس از قیامت، ندای نداکننده در بیابان ــ که به‌وسیلهٔ دورهٔ نانِ فطیر نمود یافته است ــ پایان می‌پذیرد؛ زیرا ایلیا، که به‌وسیلهٔ میلر و یحییِ تعمیددهنده نمایانده شده است، هر دو راه را برای آن کسی مهیا ساختند که شایسته نبودند کفش‌های او را برگیرند. در قیامت، عیسی دورهٔ تعلیمِ «رو‌در‌رو»ی خود را به‌مدت چهل روز آغاز می‌کند. آن تعلیمِ «رو‌در‌رو» برای دانیال در باب دهم، در روز بیست‌ودوم آغاز شد. در آنجا این امر به‌صورت سه گام و سه لمس، همراه با دوچندان شدنِ قوت، به تصویر کشیده شده است.

پنج روز پیش از آن‌که چهل روز به پایان برسد، هشدارِ شیپورِ اسلام نواخته می‌شود. هشدارِ اسلام به‌وسیلهٔ الاغی که مسیح در ورودِ ظفرمندانهٔ خود به اورشلیم بر آن سوار شد، نمادینه گردید. پیش از آن‌که او از سراشیبی‌های کوه زیتون به‌سوی اورشلیم فرود آید، نخست به شاگردان خود فرمان داد بروند و الاغ را باز کنند.

«این رؤیا در سال ۱۸۴۷ عطا شد، در زمانی که از برادران ادونتیستِ نگاه‌دارندهٔ سبت جز شمار اندکی وجود نداشت، و از میان آنان نیز فقط معدودی بر این باور بودند که رعایت آن از چنان اهمیتی برخوردار است که میان قوم خدا و بی‌ایمانان خط تمایز بکشد. اکنون تحقق آن رؤیا در حال آشکار شدن است. «آغاز آن زمانِ تنگی»، که در اینجا ذکر شده، به زمانی اشاره ندارد که بلاها شروع به ریخته شدن کنند، بلکه به دوره‌ای کوتاه درست پیش از ریخته شدن آنها اشاره دارد، هنگامی که مسیح در قدس است. در آن زمان، در حالی که کار نجات به پایان خود نزدیک می‌شود، تنگی بر زمین روی خواهد آورد، و امت‌ها خشمگین خواهند شد، با این حال مهار خواهند شد تا مانع کار فرشتهٔ سوم نگردند. در آن زمان، «باران آخر»، یا تازگیِ حیات از حضور خداوند، خواهد آمد تا به صدای بلند فرشتهٔ سوم قدرت ببخشد، و مقدسان را مهیا سازد تا در دوره‌ای که هفت بلای آخر ریخته خواهد شد، پایدار بایستند.» Early Writings, 85.

در ۱۱/۹ او به فرشتگان خود فرمان داد تا الاغ را رها کنند، و سپس جرج بوشِ کوچک‌تر الاغ را مهار کرد. کورش نمودگار فرشتهٔ نخست است، زیرا فرمان نخستین را اعلام کرد. ازاین‌رو او هم ۱۱ اوت ۱۸۴۰ و هم ۱۱/۹ را نمایندگی می‌کند، و در ۱۱/۹ اسلام، چنان‌که با «به خشم آمدن امت‌ها» نمایان شده است، رها گردید و سپس در مهار نگاه داشته شد. در آن زمان بارانِ آخر آغاز به باریدن کرد. کورش هر دو نشانهٔ راهِ اسلام را در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ و ۱۱/۹ نمایندگی می‌کند.

«به‌مدت سه هفته، جبرائیل با قوای تاریکی پیکار کرد و می‌کوشید تأثیراتی را که بر ذهن کورش در کار بودند، خنثی سازد؛ و پیش از آنکه این نبرد به پایان رسد، خودِ مسیح به یاری جبرائیل آمد. جبرائیل اعلام می‌دارد: «رئیس مملکت فارس بیست و یک روز با من مقاومت کرد؛ لیکن اینک میکائیل، یکی از رؤسای بزرگ، به اعانت من آمد؛ و من در آنجا نزد پادشاهان فارس ماندم.» دانیال ۱۰:۱۳. هر آنچه آسمان می‌توانست برای قوم خدا انجام دهد، انجام شد. سرانجام پیروزی به‌دست آمد؛ نیروهای دشمن در تمام ایام کورش، و در تمام ایام پسرش کمبوجیه، که قریب هفت سال و نیم سلطنت کرد، مهار شدند.» انبیا و سلاطین، ۵۷۱.

کوروش، در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، هنگامی که، به تعبیر پیشگامان، برتری عثمانی به پایان رسید، اسلامِ وایِ دوم مهار شد. این مهار، پایان نبوت زمانیِ سیصد و نود و یک سال و پانزده روز را نشان می‌داد؛ نبوتی که از هنگامی آغاز شد که چهار فرشته، که نمایندهٔ چهار سلطان اسلامی بودند، به‌وسیلهٔ فرشتهٔ ششم، که نمایندهٔ وایِ دوم از سه وایِ اسلام بود، رها شدند. در ۹/۱۱ اسلام ضربه زد و سپس مهار شد، چنان‌که این مهار در تاریخ کوروش و در سال ۱۸۴۰ به تصویر کشیده شده است. هر سهِ آن شاهدان، مهار یا رها شدن اسلام را مشخص می‌کنند، و در آغاز ورود ظفرمندانهٔ مسیح، کره‌الاغ رها شد.

رها شدنِ الاغ پیش از ورودِ ظفرمندانهٔ او، پیامِ شیپور را که پنج روز پیش از عروج فرا می‌رسد، مشخص می‌سازد. پیامِ اسلام که بار دیگر رها می‌شود، چنان‌که در ۱۱ سپتامبر رها شد، و چنان‌که پانزده روز بعد، در قانونِ یکشنبه، که پنطیکاست است، دوباره رها خواهد شد، همان پیامی است که آغازِ فریادِ نیمه‌شب را نشان می‌دهد. رها شدنِ الاغ، آغاز یا آلفای اعلامِ پیامِ فریادِ نیمه‌شب را نشان می‌دهد، و در قانونِ یکشنبه، جایی که فریادِ نیمه‌شب به فریادِ بلند دگرگون می‌شود، اسلام بار دیگر بر وحشِ زمین حمله می‌کند.

دورانِ فریادِ نیمه‌شب با حمله‌ای آلفا از سوی اسلام آغاز می‌شود و با حمله‌ای اُمگا از سوی اسلام پایان می‌پذیرد. حملات اسلام بر ایالات متحده در شهادتِ بلعام و الاغِ او بازنمایی شده است، که البته در باب بیست‌ودومِ کتاب اعداد بیان گردیده است. سرنوشتِ کلیسای لاودیکیه‌ایِ ادونتیستِ روزِ هفتم، به‌عنوان شاخِ پروتستانِ وحشِ زمین، در اشعیا 22:22 (داخلی) بازنمایی شده است، و سرنوشتِ شاخِ جمهوری‌خواه در اعداد 22:22 (خارجی) و آیات پس از آن بیان گردیده است.

و خشمِ خدا افروخته شد، زیرا او می‌رفت؛ و فرشتهٔ خداوند در راه ایستاد تا در برابر او خصم باشد. و او بر الاغ خود سوار بود، و دو خدمتکارش با او بودند.

اور گدھی نے خداوند کے فرشتے کو راستہ میں کھڑا دیکھا، اور اُس کی تلوار اُس کے ہاتھ میں ننگی تھی؛ سو گدھی راستہ چھوڑ کر کھیت میں مُڑ گئی؛ اور بلعام نے گدھی کو مارا تاکہ اُسے پھر راستہ پر لے آئے۔ گنتی 22:22، 23۔

در واقعهٔ ۹/۱۱، بلعامِ نبیِ کاذب، که نمایندهٔ ایالات متحده و جرج بوشِ پسر بود، در پی آن بود که کاری را که پدرش، جرج بوشِ پدر، در تلاش جهانی‌گرایان برای سرنگون ساختن ایالات متحده و اجرای آنچه او «نظم نوین جهانی» می‌نامید، آغاز کرده بود، به انجام رساند. انگیزهٔ کتاب‌مقدسیِ جهانی‌گرایان کشتنِ قومِ باقیماندهٔ خداست، و جرج بوشِ پسر نمایانگر پایانِ میراثِ نبویِ پدرش در به‌میان آوردنِ «نظم نوین جهانی» است، چنان‌که خود آن را می‌نامید. «نظم نوین جهانیِ» بوش در اتحادِ سه‌گانهٔ اژدها و وحش و نبیِ کاذب در قانونِ یک‌شنبه فرامی‌رسد، و جرج بوشِ پسر آغازِ دوره‌ای را مشخص می‌سازد که در قانونِ یک‌شنبه به اوج می‌رسد؛ همان زمانی که وقتِ مُهر نهادن، زمانِ آزمونِ صورتِ وحش، دورهٔ ممثَّل در ندای نخستِ مکاشفهٔ هجده، و بسیار امور دیگر است. الاغِ بلعام دستورکارِ جهانی‌گرایان را منحرف ساخت تا آن‌گاه که صد و چهل و چهار هزار تن بر پیشانی‌های خود مُهر شوند.

مزمورٌ أو تسبيحةٌ لآساف. يا الله، لا تصمتْ؛ لا تسكنْ ولا تهدأْ، يا الله. فهوذا أعداؤك يضجّون، ومبغضوك قد رفعوا الرأس. احتالوا بمكرٍ على شعبك، وتشاوروا على مستوريك. قالوا: هلمّ فنقرضهم من أن يكونوا أمةً، لكي لا يُذكَر اسم إسرائيل بعد. لأنهم تآمروا معًا بقلبٍ واحد؛ عليك تعاهدوا. مزامير 83:1–5

آیات ششم و پس از آن، «دشمنان» را به‌عنوان «ده» امت معرفی می‌کند که در مکاشفه هفدهم به‌صورت ده پادشاه نمایان شده‌اند. در آنجا، ده پادشاه هم‌رأی‌اند، اما آساف می‌گوید: «به یک‌دل با هم مشورت کرده‌اند؛ و بر ضد تو هم‌پیمان شده‌اند.» این ده پادشاه، همان کنفدراسیون شریر جهانی‌گرای ایام آخرند که مصمم شده‌اند «اسرائیل»، یعنی «مخفیان تو» را از «امت بودن» «منقطع سازند». کار این کنفدراسیون ده پادشاه که قدرت پاپی را به‌عنوان «سر» اتحاد سه‌گانه «برمی‌افرازند»، نابود ساختن «اسرائیل» روحانی است که در «سترگاهِ حضرتِ اعلی» پنهان شده‌اند.

در ۱۱ سپتامبر، الاغِ اسلام دستورکار اژدها را از مسیرش منحرف ساخت، زیرا فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ ۱۸ با شمشیری در دست خود فرود آمد. آزمون درونی در آن هنگام این بود که به راه‌های قدیمی بازگشت شود. در آن نقطه، تکرارِ تاریخ‌های میلریِ هر دو فرشتهٔ اول و دوم آغاز شد تا همان‌گونه که در تاریخِ سه آیهٔ نخستِ مکاشفهٔ هجده بیان شده است، بازتکرار شود؛ آن سه آیهٔ نخست، همان آیاتی هستند که خواهر وایت گفت هنگام فرو افتادنِ ساختمان‌های عظیمِ شهر نیویورک به انجام خواهند رسید.

در یازده سپتامبر، مکاشفهٔ ۱۸:۱–۳ به انجام رسید، و موازاتِ فرود آمدنِ فرشتهٔ اول برای روشن ساختنِ زمین با جلالِ خود در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، آنگاه با فرشتهٔ دوم که سقوط بابل را اعلام کرد، پیوست. بلعام نمادِ فرشتهٔ اول بود، و بلعام با دو خادمِ خود همراه بود که نمایانگرِ فرشتهٔ دوم بودند.

در تمثیل بلعام دربارهٔ شاخ جمهوری‌خواهِ نبیِ کاذب، بلعام می‌بایست دو رویارویی دیگر نیز با الاغِ اسلام داشته باشد. در سومین رویارویی، الاغ «سخن می‌گفت»، و سخن‌گفتنِ نبوتْ نشانِ قانونِ یکشنبه است. در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، الاغ بار دیگر ضربه زد، اما نه به سرزمینِ روحانیِ نوینِ جلال؛ بلکه به سرزمینِ تحت‌اللفظیِ کهنِ جلال ضربه زد، و اکنون بلعام و الاغش در دومین رویاروییِ خود بودند.

Pero el ángel del Señor se puso en una senda entre las viñas, con un muro de este lado y otro muro del otro. Y cuando la asna vio al ángel del Señor, se apretó contra el muro y aplastó contra el muro el pie de Balaam; y él volvió a golpearla. Números 22:24, 25.

باغِ انگورِ اسرائیلِ باستان، باغِ انگورِ ادونتیسمِ لائودیکیاییِ روزِ هفتم را به تصویر می‌کشد. هر دو قومِ عهد هستند که مسئولیت یافته بودند امینانِ شریعتِ خدا باشند؛ شریعتی که به صورت «دیوار» نمادپردازی شده است و یکی از عناصری است که باغِ انگور را تشکیل می‌دهد.

मेरे दाख की बारी के लिये और क्या किया जा सकता था, जो मैं ने उसके लिये न किया हो? फिर क्यों, जब मैं ने आशा की कि वह दाख उत्पन्न करे, उसने जंगली दाख उत्पन्न की? और अब आओ, मैं तुम्हें बताऊँ कि मैं अपनी दाख की बारी के साथ क्या करूँगा: मैं उसकी बाड़ हटा दूँगा, और वह चराई जाएगी; और उसकी दीवार ढा दूँगा, और वह रौंदी जाएगी। यशायाह 5:4, 5.

اسرائیلِ لفظیِ باستان و اسرائیلِ روحانیِ معاصر، هر دو عصیان ورزیدند و مسئولیت‌های مقدس خویش را رد کردند. از ۱۱ سپتامبر تا قانون یکشنبه، یک مسئلهٔ نبوی به‌وسیلهٔ «دیوار»ی به تصویر کشیده شده است. آن مسئلهٔ نبوی، ویران‌سازی «دیوار» جدایی میان کلیسا و دولت در درون قانون اساسی ایالات متحده است. در ۱۱ سپتامبر، بوش «قانون میهن‌پرستی» را به اجرا گذاشت که گامی بزرگ در جهت واژگون ساختن قانون اساسی بود؛ زیرا در همان‌جا فلسفه‌ای که قانون اساسی را هدایت می‌کرد، وارونه گردید، هنگامی که اصول حقوق روم، که مدعی است شخص تا زمانی که بی‌گناهی‌اش ثابت نشود گناهکار است، برتر از اصل حقوق انگلیسی پذیرفته شد که بر این امر پای می‌فشارد که شخص بی‌گناه است تا زمانی که گناهکاری‌اش ثابت شود.

دورانی که از ۱۱ سپتامبر تا قانون یکشنبه امتداد دارد، مشتمل بر اشارات نبوی به «دیوارها» است. اسلام که همچون الاغِ بلعام دیوارها را درهم می‌کوبد، نشان می‌دهد که این مسئلهٔ اسلام است که منطقِ گمراه‌کننده را برای واژگون ساختن اصولِ مندرج در قانون اساسی فراهم خواهد آورد. در این معنای نبوی، اسلام که نبیِ کاذبِ کتاب‌مقدسی است، همان چیزی است که ایالات متحده را در زمانِ آزمونِ تصویرِ وحش فریب می‌دهد؛ چنان‌که نبیِ کاذبِ ایالات متحده نیز تمام جهان را در زمانِ آزمونِ جهانیِ تصویرِ وحش فریب می‌دهد.

۷ اکتبر ۲۰۲۳، الاغِ اسلام به سرزمینِ باشکوهِ کهنِ تحت‌اللفظی حمله کرد، و هنگامی که الاغ پیش از اعلانِ فریادِ نیمه‌شب رها شود، اسلام بار دیگر ایالات متحده، یعنی سرزمینِ باشکوهِ روحانیِ مدرن را، همان‌گونه که در ۱۱ سپتامبر کرد، مورد حمله قرار خواهد داد. بار دوم که بلعام الاغ را می‌زند، آن فرشتهٔ دوم است، و فرشتهٔ دوم همواره دوچندان‌شدن را پدید می‌آورد، چنان‌که در «راهی از تاکستان‌ها» با دو دیوار به تصویر کشیده شده است.

اور خداوند کا فرشتہ آگے بڑھا اور ایک تنگ جگہ میں کھڑا ہوا، جہاں نہ دائیں طرف مڑنے کی راہ تھی نہ بائیں طرف۔ اور جب گدھی نے خداوند کے فرشتہ کو دیکھا تو وہ بلعام کے نیچے بیٹھ گئی؛ اور بلعام کا غضب بھڑکا، اور اُس نے گدھی کو لاٹھی سے مارا۔ تب خداوند نے گدھی کا منہ کھول دیا، اور اُس نے بلعام سے کہا، میں نے تیرا کیا بگاڑا ہے کہ تُو نے مجھے یہ تین بار مارا؟ گنتی 22:26–28۔

وقتی آیات بیست‌ودو و سه آیهٔ بعد از آن را با دقت بیشتری بررسی می‌کنیم، درمی‌یابیم که در واقع این آیهٔ بیست‌وسه است که در آن الاغ برای نخستین بار زده می‌شود.

و غضب خدا افروخته شد زیرا او می‌رفت؛ و فرشتهٔ خداوند در راه ایستاد تا مخالف او باشد. و او بر الاغ خود سوار بود، و دو خادمش با وی بودند.

اور گدھی نے خداوند کے فرشتہ کو راستہ میں کھڑا دیکھا، اور اُس کی تلوار اُس کے ہاتھ میں کھنچی ہوئی تھی؛ تب گدھی راستہ سے ہٹ گئی اور کھیت میں چلی گئی؛ اور بلعام نے گدھی کو مارا تاکہ اُسے پھر راستہ پر لے آئے۔ گنتی 22:22، 23۔

خشمِ خدا بر بلعام به سبب پذیرفتنِ درخواستِ آن‌که نبیِ کاذب باشد، موازىِ آن بود که مسیح در آخرین آیهٔ متی ۲۲ گفت‌وگوی خود را با یهودیانِ مجادله‌جو پایان داد. آیهٔ بیست‌وسومِ اعداد ۲۲ با متی باب ۲۳ منطبق است، و آیاتِ بیست‌وچهار و بیست‌وپنجِ اعداد با باب‌های ۲۴ و ۲۵ متی انطباق دارند. آیاتِ ۲۶، ۲۷ و ۲۸ نیز با باب‌های ۲۶، ۲۷ و ۲۸ متی منطبق‌اند.

متی ۲۳ فرشتهٔ اول است، ۲۴ و ۲۵ فرشتهٔ دوم‌اند و ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ فرشتهٔ سوم‌اند. در اعداد ۲۲، آیهٔ ۲۳ فرشتهٔ اول است، آیات ۲۴ و ۲۵ فرشتهٔ دوم‌اند و آیات ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ فرشتهٔ سوم‌اند. متی قوم عهد را، اعم از قدیم و جدید، مورد خطاب قرار می‌دهد: اعداد نقش اسلام را به‌عنوان ابزار تأدیب خدا بر ضد عبادت یک‌شنبه که در ایالات متحده آغاز می‌شود و سپس سراسر جهان را فرا می‌گیرد، مشخص می‌سازد. پس از ضربهٔ سوم، هنگامی که الاغ سخن می‌گوید، بلعام نسبت به آنچه به‌تازگی رخ داده بود، آگاه می‌شود.

سپس خداوند چشمان بلعام را گشود، و او فرشتهٔ خداوند را دید که در راه ایستاده بود و شمشیرش در دستش برهنه بود؛ پس سر خود را فرو افکند و به روی خود بر زمین افتاد. و فرشتهٔ خداوند به او گفت: «چرا این سه بار الاغ خود را زده‌ای؟ اینک من بیرون آمدم تا در برابر تو بایستم، زیرا راه تو در نظر من کج است. و الاغ مرا دید و این سه بار از پیش من روی گردانید؛ اگر از پیش من روی نگردانیده بود، یقیناً اکنون تو را نیز کشته بودم و او را زنده نگاه می‌داشتم.» و بلعام به فرشتهٔ خداوند گفت: «گناه کرده‌ام، زیرا ندانستم که تو در راه به مقابلهٔ من ایستاده‌ای؛ پس اکنون، اگر این در نظر تو ناپسند است، باز خواهم گشت.» اعداد 22:31–34.

بلعام نمایانگر نبیِ کاذب است، که همان ایالات متحده است که در هنگام قانون یکشنبه همچون اژدها سخن می‌گوید. در هنگام قانون یکشنبه، آنگاه که منوّر می‌گردد، او نمایانگر کسانی است که هنوز در بابل هستند، و سپس نسبت به مسئلۀ قانون یکشنبه بیدار می‌شوند و از بابل فراخوانده می‌شوند.

پانچ دن تک میلر کی طرف سے بےخمیری روٹی کا پیغام سکھایا جانا، پھر تیس دن تک مسیح کا اپنے کاہنوں کو تعلیم دینا، جس کی نمائندگی تیس سے ہوتی ہے، جو گدھے کے کھولے جانے کے نرسنگے کی تنبیہی پیام تک لے جاتا ہے، جو عَلَم کے بلند کیے جانے سے پانچ دن پہلے واقع ہوتا ہے، اور وہ عَلَم بلند کیا جانا دس کنواریوں کی تمثیل میں دروازہ بند ہونے سے پانچ دن پہلے ہے، اور وہ دروازہ بند ہونا پنتیکست کی اتوار کے قانون سے پانچ دن پہلے ہے، جو خیموں کے سات روزہ دور کا آغاز کرتا ہے، اور یہی اتوار کے قانون کے بحران کے دوران پچھلی بارش کے کامل انڈیلے جانے کا زمانہ ہے، کیونکہ اس مدت کی آزمائش ساتویں دن کے بارے میں ہے۔

عدد پنج نمادِ باکره‌هاست، خواه دانا باشند خواه نادان. عدد سی نمادِ کاهنان است، و این همان چیزی است که نامِ لاویان بر آن دلالت می‌کند. عدد هفت نمادِ سبت است. لاویان بیست‌وسه تاریخِ کاهنان، لاویانِ ملاکی سه، باکره‌های دانا، و یکصد و چهل‌وچهار هزار را در خلالِ زمانِ آزمونِ سبت به تصویر می‌کشد.

در مقالهٔ بعدی این مطالب را ادامه خواهیم داد.