در حالت ایدهآل، هفت کلیسا و هفت مُهر باید بهعنوان نمادهای موازی فهمیده شوند که خطوط درونی و بیرونیِ یک تاریخ واحد را نمایندگی میکنند. همچنین مهم است توجه شود که هنگام بررسی سه کلیسای آخر و سه مُهر آخر، خط تاریخیای که نمایانگر تاریخِ پیشرونده است، موضوع اصلیِ این نمادها نیست. هنگامی که کلیساها در بسترِ تاریخهای موازی بهکار برده میشوند، پیشرفتِ تاریخ عنصری اساسی از این نمادپردازی است؛ اما هنگامی که سه کلیسای آخر و سه مُهر بهعنوان نمادی مستقل مورد بررسی قرار میگیرند، چنین نیست.
سه کلیسای آخر، بهعنوان نماد، دربارهٔ رابطهٔ سه گروه و پویاییِ تعاملِ سه گروهِ پرستشکننده است که بهوسیلهٔ کلیساهای گوناگون نمایان شدهاند. سه مُهرِ آخر، قومِ خدا را چنانکه بهوسیلهٔ موسی و ایلیا نمایان شدهاند، شناسایی میکنند. ایلیا نمایانگرِ صد و چهل و چهار هزار است، و موسی نمایانگرِ مردگانِ عادل.
اور چون مُهر پنجم را گشود، در زیر مذبح، جانهای آنان را دیدم که به سبب کلام خدا و به سبب شهادتی که بدان متمسک بودند کشته شده بودند. و ایشان به آواز بلند فریاد برآوردند و گفتند: «ای خداوندِ قدوس و حق، تا به کی داوری نمیکنی و خون ما را از ساکنان زمین انتقام نمیگیری؟» و به هر یک از ایشان جامهای سفید داده شد؛ و بدیشان گفته شد که اندک زمانی دیگر بیاسایند، تا همخادمان ایشان نیز و برادرانشان که میبایست همچون ایشان کشته شوند، کامل گردند. و چون مُهر ششم را گشود، اینک زلزلهای عظیم پدید آمد؛ و خورشید چون پلاسِ مویین سیاه شد، و ماه چون خون گردید؛ و ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند، چنانکه درخت انجیر، چون از بادی سخت جنبیده شود، انجیرهای کال خود را فرو میافکند. و آسمان چون طوماری که درهم پیچیده شود، از میان رفت؛ و هر کوه و جزیرهای از جای خویش حرکت کرد. و پادشاهان زمین، و بزرگان، و دولتمندان، و سرهنگان، و زورآوران، و هر غلام و هر آزاد، خویشتن را در مغارهها و در صخرههای کوهها پنهان کردند؛ و به کوهها و صخرهها گفتند: «بر ما بیفتید و ما را از رویِ آن تختنشین و از غضب برّه پنهان سازید؛ زیرا روز عظیم غضب او فرا رسیده است؛ و کیست که بتواند بایستد؟» مکاشفه ۶:۹–۱۷.
خواهر وایت به ما اطلاع میدهد که مُهر پنجم به «دورهای از زمان در آینده» اشاره دارد. آیاتِ مُهر پنجم میپرسند که خدا چه زمانی پاپیّت را به سبب کشتار قوم خدا در دوران قرون تاریک داوری خواهد کرد. پاسخ داده شد که در «ایّام آخر» خدا پاپیّت را هم به سبب آن قتلها و هم به سبب گروه دیگری از شهیدانِ پاپی که آنان نیز در خلال بحرانِ قانونِ یکشنبه به دست پاپیّت کشته خواهند شد، داوری خواهد نمود.
«و چون مُهر پنجم را گشود... [مکاشفه ۶:۹–۱۱]. در اینجا صحنههایی به یوحنا عرضه شد که در واقعیت موجود نبود، بلکه آنچه بود که در دورهای از زمان در آینده واقع میشد.» Manuscript Releases، جلد ۲۰، ص. ۱۹۷.
الهام نیز تأیید میکند که جانهایی که زیر قربانگاهاند و مشتاقاند بدانند خدا چه هنگام پاپیّت را داوری خواهد کرد، با آن دو صدای فرشتهای که در باب هجدهمِ مکاشفه زمین را با جلال خود منوّر میسازد، مرتبط هستند.
«پانچویں مہر کے کھلنے پر، یوحنا مکاشفہ بین نے رؤیا میں مذبح کے نیچے اُس جماعت کو دیکھا جو خدا کے کلام اور یسوع مسیح کی گواہی کے سبب قتل کی گئی تھی۔ اِس کے بعد وہ مناظر آئے جن کا بیان مکاشفہ کے اٹھارہویں باب میں ہے، جب وہ لوگ جو وفادار اور سچے ہیں، بابل میں سے بلائے جاتے ہیں۔ مکاشفہ 18:1–5 نقل کیا گیا۔» Manuscript Releases، جلد 20، 14۔
در باب هجدهمِ مکاشفه، داوریِ کاتولیسیسم دوچندان است، زیرا در آنجا و در آن هنگام، او نه تنها به سبب کسانی که در «ایام آخر» به قتل خواهد رساند، بلکه همچنین به سبب قربانیانِ قتلی که در دورانِ تاریکِ حاکمیتِ پاپی رخ داد، مجازات میشود.
و صدای دیگری از آسمان شنیدم که میگفت: «ای قوم من، از او بیرون آیید، مبادا در گناهانش شریک شوید و مبادا از بلاهایش نصیبی ببرید. زیرا گناهان او تا به آسمان رسیده است، و خدا بیقانونیهای او را به یاد آورده است. او را همانگونه که او پاداش داده است، پاداش دهید، و مطابق اعمالش دو چندان به او جزا دهید؛ در جامی که او پر کرده است، برای او دو چندان پر کنید.» مکاشفه 18:4–6
مُهرِ ششم یکی از نمونههای کلاسیکِ کتابمقدّس از رویدادهایی را ارائه میدهد که در خلالِ هفت بلایِ آخر، بلافاصله پیش از ظهورِ ثانویِ مسیح رخ میدهند. این مُهر با مقدّمهای بر فصلِ هفتمِ مکاشفه به پایان میرسد؛ فصلی که پاسخِ پرسشی را فراهم میسازد که در آخرین آیهٔ مُهرِ ششم مطرح شده است: «چه کسی قادر خواهد بود که بایستد؟» دو گروه وجود دارند که در بحرانِ قانونِ یکشنبه، که با فرارسیدنِ هفت بلایِ آخر به اوج و پایان خود میرسد، همچون عَلَمِ خدا خواهند ایستاد. آن دو گروه عبارتاند از یکصد و چهل و چهار هزار نفر که بهوسیلهٔ ایلیا نمایش داده شدهاند، و «آن گروه عظیم» که بهوسیلهٔ موسی نمایش داده شده است. این دو نمادِ موسی و ایلیا پیشتر بهعنوان کسانی شناسایی شده بودند که در پایانِ جهان میایستند؛ زیرا هر دوی ایشان با مسیح بر کوهِ تجلّی ایستادند.
گروهِ نخستِ شهیدانِ پاپی از اعصارِ ظلمت، جامههای سفید به ایشان داده شد؛ و گروهِ دوم، که به آنان گفته شد تا هنگامی که آن گروه کامل شود انتظار بکشند، همان «جمعیتِ عظیم» هستند که ایشان نیز جامههای سفید در بر دارند. مُهرِ پنجم و ششم، تاریخِ موازیِ کلیسای پنجم و ششم را ارائه نمیکنند، بلکه دربارهٔ آن دو گروهی شهادت میدهند که در «ایامِ آخر» بهمنزلهٔ عَلَمی برای خداوند برمیخیزند. آن دو گروه همان کسانی هستند که پیامهای آن دو صدا را در مکاشفه باب هجده اعلام میکنند. پیامی که آنگاه اعلام میشود، با ریزشِ روحالقدس همراه است، چنانکه بهوسیلهٔ تاریخِ پنتیکاست و تاریخِ فریادِ نیمهشب در آغازِ ادونتیسم نمونهوار گردیده است.
«فرشتهای که در اعلام پیام فرشتهٔ سوم متحد میشود، باید تمامی زمین را با جلال خویش روشن سازد. در اینجا کاری با دامنهای جهانی و قدرتی بیسابقه پیشگویی شده است. جنبش ادونتیِ سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ جلوهای پرجلال از قدرت خدا بود؛ پیام فرشتهٔ اول به هر ایستگاه بشارتی در جهان رسانده شد، و در برخی کشورها عظیمترین علاقهٔ دینی پدید آمد که از زمان اصلاحات سدهٔ شانزدهم تاکنون در هیچ سرزمینی دیده نشده بود؛ اما اینها باید بهوسیلهٔ آن جنبش نیرومند تحت آخرین هشدارِ فرشتهٔ سوم پشت سر نهاده شوند.»
این عمل مشابه آنچه در روز پنتیکاست واقع شد، خواهد بود. همانگونه که «بارانِ نخستین» در ریزش روحالقدس در آغازِ بشارتِ انجیل عطا شد تا موجب رویشِ بذرِ گرانبها گردد، همچنین «بارانِ آخر» در پایانِ آن برای رسیدنِ محصول عطا خواهد شد. «پس اگر در پیِ معرفتِ خداوند باشیم، آنگاه خواهیم دانست؛ طلوعِ او چون صبح مهیا است، و او برای ما مانند باران خواهد آمد، مانند بارانِ آخر و بارانِ نخستین بر زمین.» هوشع ۶:۳. «پس ای فرزندانِ صهیون، شادی کنید و در یهوه خدای خود مسرور باشید؛ زیرا او بارانِ نخستین را به اندازه به شما داده است، و باران را برای شما فرو خواهد فرستاد، یعنی بارانِ نخستین و بارانِ آخر را.» یوئیل ۲:۲۳. «خدا میگوید: در روزهای آخر از روح خود بر تمامی بشر خواهم ریخت.» «و چنین خواهد شد که هر که نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت.» اعمال ۲:۱۷، ۲۱.
"کارِ عظیمِ انجیل نباید با ظهوری کمتر از قدرتِ خدا نسبت به آنچه آغازِ آن را مشخص ساخت، به پایان برسد. نبوتهایی که در ریزشِ بارانِ نخستین در آغازِ انجیل تحقق یافتند، بار دیگر در بارانِ آخر در پایانِ آن تحقق خواهند یافت. اینک همان «اوقاتِ تازگی» است که رسول پطرس بدان چشم دوخته بود، آنگاه که گفت: «پس توبه کنید و بازگشت نمایید تا گناهانِ شما محو گردد، چونکه اوقاتِ تازگی از حضورِ خداوند فرا رسد؛ و او عیسی را خواهد فرستاد.» اعمال 3:19، 20." The Great Controversy, 611.
پس از آنکه مُهر ششم آن پرسشی را مطرح میسازد که ایلیا و موسی، که در باب هفتمِ مکاشفه نمایانده شدهاند، به آن معرفی میشوند، مُهر هفتم گشوده میشود و ریزشِ روحالقدس بر آن دو گروه را توصیف میکند. باید توجه داشت که در این توصیف، سکوتی به مدت نیم ساعت وجود دارد. ریزشِ باران آخر، که با گشوده شدنِ مُهر هفتم نمایانده شده است، دورهای از سکوت را دربر میگیرد.
اور جب اُس نے ساتویں مُہر کھولی تو آسمان میں قریب آدھے گھنٹے تک خاموشی چھا گئی۔ اور میں نے اُن سات فرشتوں کو دیکھا جو خدا کے حضور کھڑے رہتے ہیں، اور اُنہیں سات نرسنگے دیے گئے۔ پھر ایک اَور فرشتہ آیا اور قربان گاہ پر کھڑا ہوا، اُس کے پاس سونے کا بخوردان تھا؛ اور اُسے بہت سا بخور دیا گیا تاکہ وہ اُسے تمام مقدسوں کی دُعاؤں کے ساتھ اُس سونے کی قربان گاہ پر چڑھائے جو تخت کے سامنے تھی۔ اور بخور کا دھواں، جو مقدسوں کی دُعاؤں کے ساتھ فرشتہ کے ہاتھ سے اُٹھا، خدا کے حضور پہنچ گیا۔ پھر فرشتہ نے بخوردان لیا اور اُسے قربان گاہ کی آگ سے بھر کر زمین پر پھینک دیا؛ اور آوازیں، اور گرجیں، اور بجلیاں، اور بھونچال پیدا ہوا۔ مکاشفہ 8:1–5۔
چنانکه همین اکنون در بخشی از کتاب «نبرد عظیم» اشاره شد، باران اخیر از هنگامی آغاز میشود که آن فرشتهٔ نیرومند فرود میآید و زمین را از جلال خویش منوّر میسازد. باران اخیر هنگامی آغاز شد که «ساختمانهای عظیم شهر نیویورک فرو افکنده شدند» در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱.
«اکنون این سخن از کجا آمده است که من اعلام کردهام نیویورک باید بهوسیلهٔ یک موج عظیم جزر و مدی روبیده شود؟ من هرگز چنین چیزی نگفتهام. آنچه گفتهام این است که، هنگامی که به ساختمانهای عظیمی که در آنجا طبقه بر طبقه سر برمیآوردند مینگریستم، گفتم: “چه صحنههای هولناکی رخ خواهد داد، آنگاه که خداوند برخیزد تا زمین را بهشدّت بلرزاند! آنگاه کلمات مکاشفه 18:1–3 به انجام خواهد رسید.” تمام باب هجدهم مکاشفه هشداری است دربارهٔ آنچه بر زمین خواهد آمد. اما من نور خاصی در خصوص آنچه بر نیویورک خواهد آمد ندارم، جز اینکه میدانم روزی ساختمانهای عظیم آنجا بهوسیلهٔ گردش و واژگونیِ قدرت خدا فرو افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده است، میدانم که هلاکت در جهان است. یک کلام از جانب خداوند، یک لمس از قدرت عظیم او، و این بناهای سترگ فرو خواهند ریخت. صحنههایی رخ خواهد داد که هراسانگیزیِ آنها را نمیتوانیم تصور کنیم.» Review and Herald, July 5, 1906.
در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، باران آخر شروع به باریدن کرد، و ریزش آن باران بر کسانی فرو میریزد که بهوسیلهٔ ایلیا و موسی نمایان شدهاند، و شامل زمانی از سکوت نیز هست. زمانی از سکوت برای موسی و ایلیا همچنین در فصل یازدهم مکاشفه به تصویر کشیده شده است، جایی که موسی و ایلیا، آن دو نبی که جهان را عذاب میدادند، در کوچهها «کشته شدند». اما پس از سه روز و نیم، از غار حوریب بیرون آمدند و به آسمان صعود کردند. در تاریخ باران آخر، پیامِ نمایانشده بهوسیلهٔ آن دو رسول کشته میشود و به کوچه افکنده میگردد، اما تا هنگامی که قیام نکنند دفن نمیشود. این یکی از حقایق اصلی است که شیرِ قبیلهٔ یهودا اکنون در حال گشودن مُهر آن است.
آخرین سه مُهر، حرکت نهایی قوم خدا را که بهوسیلهٔ ایلیا و موسی نمایانده شده است، مشخص میسازند. آن حرکت میمیرد و دوباره قیام میکند. این یک حرکت است، زیرا اَدوِنتیسم با حرکتی آغاز شد که تا سال 1863 ادامه یافت، زمانی که آنان نخستین حقیقتی را که ویلیام میلر به شناخت آن هدایت شده بود، کنار نهادند. در سال 1863 آن حرکت پایان یافت، زیرا در سال 1863 آنان از نظر قانونی به یک کلیسا تبدیل شدند. آلفا و اُمگا اصرار دارد که اگر او قومِ باقیماندهٔ خود را بهصورت یک حرکت آغاز کرده باشد، آن را نیز بهصورت یک حرکت به پایان خواهد رسانید.
ما اکنون بررسی اجمالی هفت کلیسا و هفت مُهر را به پایان رساندهایم. در سه مُهرِ آخر، دو طبقه از رستگاران را میبینیم که بهوسیلهٔ موسی و ایلیا نمایانده شدهاند. تمامی آن مُهرها دربارهٔ فرشتهٔ مقتدرِ مکاشفهٔ هجده شهادت میدهند. هنگامی که او در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرود آمد، دو طبقه از رستگاران وارد فرایند تطهیری شدند که برای آشکار ساختن و جدا کردنِ دو طبقه از پرستندگان در درون این جنبش، در پایان ادونتیسم، طراحی شده است؛ همانگونه که جنبش در آغاز ادونتیسم، پیشنمونِ آن بود. دانیال مشخص میسازد که یک طبقه، که او آنان را شریران مینامد، افزایشِ معرفت را درک نخواهند کرد، اما حکیمان درک میکنند. متّی به ما اطلاع میدهد که آنان که از فهمِ معرفتی که مُهرگشایی شده است بیبهرهاند، باکرهای را بهعنوان جاهل معرفی میکنند. باکرگانِ حکیم در بحرانِ نیمهشب نشان میدهند که افزایشِ معرفت را درک کرده و در اختیار دارند. حکیمان و جاهلان بهوسیلهٔ کلیسای فیلادلفیه یا کلیسای لائودیکیه نمایانده میشوند. باکرگانِ جاهلِ شریرِ لائودیکیه باید از دهان خداوند بیرون افکنده شوند، و حکیمان نامِ خدا، یا سیرتِ او را، بر پیشانیهای خود دریافت میکنند. اگر کلیسای ششم، یعنی فیلادلفیه، نمایندهٔ حکیمان است، پس چگونه است که کلیسای هفتم، یعنی لائودیکیه، نمایندهٔ شریران است؟ اگر چنین است، ترتیب بههم خورده است، مگر نه؟ پاسخ، البته، بهوسیلهٔ آلفا و اُمگا حل میشود.
در آغاز نخستین قومِ نامدارِ خدا، یعنی اسرائیلِ باستان، موسی مظهرِ مسیح در پایانِ آن قومِ نامدار بود.
زیرا موسی بهراستی به پدران گفت: «یهوه خدای شما از میان برادرانتان، نبیای مانند من برای شما برخواهد انگیخت؛ او را در هر آنچه به شما بگوید، خواهید شنید. و واقع خواهد شد که هر نفسی که آن نبی را نشنود، از میان قوم هلاک خواهد شد.» اعمال ۳:۲۲، ۲۳
در پایانِ نخستین قومِ نامدارِ خدا، یحیای تعمیددهنده آن پیامآورِ الیاس بود که راه را برای نخستین آمدنِ مسیح مهیا ساخت. سپس عیسی قربانیِ خویش را بر صلیب تقدیم کرد و پس از آن کارِ کهانتِ اعظمِ خود را در مکانِ مقدّسِ قدسِ آسمانی آغاز نمود. در آغازِ دومین قومِ نامدارِ خدا، اسرائیلِ جدید، ویلیام میلر آن پیامآورِ الیاس بود که راه را برای آمدنِ دومِ مسیح آماده ساخت. سپس عیسی ناگهان به قدسالاقداس درآمد و داوری را آغاز کرد. در پایانِ دومین قومِ نامدارِ خدا، یک پیامآورِ نهاییِ الیاس راه را برای مسیح آماده ساخت تا تدبیرِ داوریِ زندگان، فرجامِ کارِ او بهعنوانِ کاهنِ اعظمِ آسمانی، و آمدنِ دومِ او را آغاز کند.
ویلیام میلر نهتنها نمادِ پیامآور است، بلکه نمادِ جنبشی نیز هست که با آن مرتبط بود.
با لرزش، ویلیام میلر آغاز کرد تا اسرار پادشاهی خدا را برای مردم بگشاید و شنوندگان خود را از خلال نبوتها تا ظهور ثانوی مسیح پیش ببرد. با هر تلاشی، قوت بیشتری مییافت. همانگونه که یحیای تعمیددهنده ظهور نخستین عیسی را بشارت داد و راه را برای آمدن او آماده ساخت، ویلیام میلر نیز، و آنان که با او همراه شدند، ظهور ثانوی پسر خدا را اعلام کردند….
«هزاران تن به پذیرفتن حقیقتی که ویلیام میلر موعظه میکرد، هدایت شدند، و خادمان خدا در روح و قوتِ ایلیا برانگیخته شدند تا این پیام را اعلام کنند.» Early Writings, 229, 230, 233.
در آغازِ اسرائیلِ باستان، خدا موسی را فراخواند؛ کسی که چهل سال آموزشِ فاسد در مصر را دریافت کرده بود و این امر مستلزم چهل سال زیستن در بیابان بود تا در تلاشی برای زدودنِ نفوذِ مصر از منش او، آن تأثیر از میان برداشته شود. چهل سال پس از تولدش، موسی با درک اینکه برای بیرون بردنِ قومِ خدا از مصر برگزیده شده است، نیروی بشری را به کار گرفت تا آن مصری را بکشد. چهل سال بعد، نزدِ بوتهٔ مشتعل، در برابرِ دعوتِ خدا سرکشی کرد. پس از آنکه سرانجام این دعوت را پذیرفت، فرمانِ ختنه کردنِ پسرش را نادیده گرفت تا آنکه با مرگ تهدید شد. بر مرزِ سرزمینِ موعود، او سرکشی کرد و صخره را برای بارِ دوم زد. در آغازِ اسرائیلِ باستان، موسی واجدِ ویژگیهای شخصیتیِ یک لاادیکیّهای بود. با وجودِ این، او همچنان دعوتِ والا و مقدسِ خود را به انجام رسانید، از جمله نمونهوار ساختنِ مسیح در پایانِ اسرائیلِ باستان. مسیح، که با یهودیانِ خردهگیر، یا آنان که میگفتند یهودیاند اما نبودند، در کشاکش بود، نمایانگرِ شخصیتِ یک فیلادلفیّهای بود. در آغازِ اسرائیلِ باستان، موسی نمایندهٔ یک لاادیکیّهای بود که به طلا، سرمهٔ چشم و جامهٔ سفید نیاز داشت. در پایان، مسیح یک فیلادلفیّهای است.
در آغاز ادونتیسم، ویلیام میلر، که بهوسیلهٔ آن اندک کسانی در ساردِس که جامههای خود را آلوده نساخته بودند نمایانده میشد، فیلادلفیایی را نمایندگی میکرد؛ و نیز جنبشی که با او مرتبط بود چنین بود. در پایان ادونتیسم، جنبشی که در سال 1989 زمانِ آخر را تشخیص داد، به همان اندازه لاودکیهای بود که موسی بود. جنبش میلری نمونهٔ جنبش Future for America است، با این قیدِ نبوی که جنبش نخست بهوسیلهٔ فیلادلفیاییان در زمانِ فیلادلفیا تحقق یافت، و جنبش آخر بهوسیلهٔ لاودکیهایان در زمانِ لاودکیه تحقق مییابد.
من بیش از هر شخص دیگری که با تاریخ Future for America مرتبط بوده است، شاهد بخش بیشتری از تاریخ نبوی این جنبش از سال 1989 بودهام، و شهادت میدهم که شخصاً از آغاز این تاریخ در 1989 و پس از آن، بهعنوان یک ادونتیستِ لاودیکیهایِ مُصدَّق، در آن سیر کردهام. در طول آن مسیر، جانهای بسیاری هستند که شهادت مرا تأیید خواهند کرد. همچنین میتوانم با یقین شهادت دهم که آنان که در پایان ادونتیسم با این جنبش مرتبط بودند نیز ادونتیستهای لاودیکیهایِ مُصدَّق بودند. نخستین قومِ دارای عنوان، با یک لاودیکیهای آغاز میشود که فیلادلفیایی میگردد و با یک فیلادلفیایی پایان مییابد. دومین قومِ دارای عنوان، با یک فیلادلفیایی آغاز میشود و با یک لاودیکیهای پایان مییابد که فراخوانده میشود تا فیلادلفیایی گردد. این امضای آلفا و امگا است.
با وجود کوری روحانیِ رقتبار و اسفانگیزِ رهبر و آنان که با او همراه شدند، خدا همچنان نشانههای راهِ نبوتی را که از ۱۹۸۹ تا کنون رخ داده است، هدایت و کنترل میکرد. با وجود برهنگی و فقر روحانیِ رهبر و آنان که با او همراه شدند، خدا همچنان گشودنِ مُهرِ حقایقی را که صلاح دید آشکار سازد، هدایت مینمود. او در رحمت خویش که هرگز از «حقیقت» او جدا نیست، فرایندی برای تطهیر مقرر ساخت که در آن یک لائودکیهای بمیرد و پس از آن بهعنوان یک فیلادلفیایی قیام کند. این مرگ و قیام بهواسطهٔ نویسندگانِ کتابهای دانیال و مکاشفه نمونهوار به تصویر کشیده شد، که هر دو بهطور نمادین کشته شدند و قیام کردند. یوحنا از مرگِ افکنده شدن در دیگی از روغنِ جوشان قیام کرد، و دانیال از غارِ شیرانِ گرسنه. از اینرو، آن دو کتاب، که در حقیقت یک کتاباند، بر نمادِ مرگ و قیام بهعنوان بخشی از پیامی که اکنون مُهر آن گشوده میشود، تأکید مینهند.
همانگونه که جنبشِ داوریِ تحقیقی در «ایام آخر»—که بهوسیلهٔ جنبشِ میلِری نمونهوار شده بود—به پایانِ زمان نزدیک میشد، خدا مقرر داشت که رهبر و آن جنبش کشته شوند و پس از آن قیام کنند. در چارچوبِ هفت کلیسا، لائودکیه در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ کشته شد و میبایست پیش از قانونِ یکشنبهٔ در شُرُفِ وقوع، بهصورتِ فیلادلفیه قیام کند. جنبشِ برخاسته از مردگان از هفت کلیسا میبود، اما هشتمین نیز میبود. آن جنبش هشتمین میبود، یعنی از آنِ هفت.
یہ نبوی راز مکاشفہ کی کتاب میں کئی گواہوں کی بنا پر مؤیَّد ہے، اگرچہ اب تک پہچانا نہیں گیا۔ اس زمانی دور میں، جس میں ہم اب داخل ہو رہے ہیں، ہم حیوان کے بت کی آزمائش میں داخل ہو رہے ہیں، جس کے بارے میں سسٹر وائٹ ہمیں آگاہ کرتی ہیں کہ یہ وہ آزمائش ہے جو اتوار کے قانون سے پہلے آتی ہے۔ اتوار کے قانون ہی پر خدا کی مہر اس تاریخ کے فلاڈلفیائیوں پر ثبت کی جاتی ہے۔ لیکن اُنہیں حیوان کے بت کی اُس آزمائش سے گزرنا لازم ہے جو مہلتِ آزمائش کے بند ہونے سے پہلے آتی ہے۔
«خداوند بهروشنی به من نشان داده است که تصویرِ وحش پیش از بستهشدنِ درِ فیض تشکیل خواهد شد؛ زیرا این، آزمونِ بزرگِ قومِ خدا خواهد بود که بهواسطهٔ آن، سرنوشتِ ابدیِ ایشان تعیین خواهد شد. موضعِ شما چنان آشفته و آکنده از تناقضات است که جز اندکی فریب نخواهند خورد.»
«در مکاشفهٔ ۱۳ این موضوع بهروشنی مطرح شده است؛ [مکاشفهٔ ۱۳:۱۱–۱۷، نقل شده].»
«یہ وہ آزمائش ہے جس سے خدا کے لوگوں کو مُہر لگائے جانے سے پہلے ضرور گزرنا ہوگا۔ وہ سب جنہوں نے اُس کی شریعت پر عمل کر کے، اور ایک جعلی سبت کو قبول کرنے سے انکار کر کے، خدا کے لیے اپنی وفاداری ثابت کی، وہ خداوند خدا یہوواہ کے عَلَم تلے شمار کیے جائیں گے، اور زندہ خدا کی مُہر حاصل کریں گے۔ اور جو لوگ آسمانی ماخذ کی سچائی کو چھوڑ دیں گے اور اتوار کے سبت کو قبول کریں گے، وہ حیوان کا نشان حاصل کریں گے» Manuscript Releases, volume 15, 15.
در این برهه از تاریخ حاضر، آن دو شاخ که پیشتر جمهوریخواهی و پروتستانتیسم شناخته میشدند، اکنون بالفعل به دموکراسی و پروتستانتیسمِ مرتد تغییر یافتهاند. هنگامی که آن دو شاخ بهطور کامل به یکدیگر بپیوندند، آنگاه یک قدرت، یک شاخ، را تشکیل میدهند. در همان دوره، خداوند شاخِ حقیقیِ پروتستانتیسم را مشخص ساخته، برافراشته خواهد کرد تا در برابر صورتِ وحش هشدار دهد. آن دو شاخ تا زمانی که ایالات متحده از پادشاهی ششمِ نبوتِ کتابمقدس بودن بازنایستد، به موازات یکدیگر ادامه مییابند.
مکاشفہ سترہ یہ ظاہر کرتا ہے کہ اژدہا (اقوامِ متحدہ)، حیوان (پاپائی اقتدار)، اور جھوٹا نبی (ریاستہائے متحدہ) کا سہ گونہ اتحاد وہ قوت ہے جو آٹھواں سر ہے، اور سات سروں ہی میں سے ہے۔ یہ سات سر بائبل کی نبوت کی سلطنتیں ہیں، جن کا آغاز بابل سے ہوتا ہے، پھر مادی و فارس، یونان، اور پھر مشرکانہ روم۔ پھر پانچویں سلطنت پاپائی روم ہے جسے نبوتی طور پر 1798 میں ایک مہلک زخم لگا۔ تاریخ کے اُس مقام پر بائبل کی نبوت کی چھٹی سلطنت، ریاستہائے متحدہ، تخت پر متمکن ہوئی، یہاں تک کہ وہ عنقریب آنے والے اتوار کے قانون کے وقت معزول کر دی جائے گی۔
سازمان ملل متحد آنگاه بهوسیلهٔ آن قدرتی که سراسر جهان را وادار میسازد تا تمثالی برای وحش برپا کنند، ناگزیر خواهد شد. در آن هنگام، پادشاهی ششم نیز زخمی مهلک دریافت کرده است، اما ایالات متحده سپس سراسر جهان را مجبور خواهد ساخت که رهبری آن را بر سازمان ملل متحد بپذیرد و مطالبه خواهد کرد که آنان همچنین اقتدار اخلاقی پاپیّت را برای حکومت بر اتحاد سهگانه بپذیرند.
و ساکنان زمین را بهوسیلهٔ آن معجزاتی که قدرت داشت در حضور آن وحش بهعمل آورد، فریب میدهد؛ و به ساکنان زمین میگوید که برای آن وحش که زخم شمشیر داشت و زنده شد، تصویری بسازند. و او قدرت داشت که به تصویر وحش حیات بخشد، تا تصویر وحش هم سخن بگوید و هم سبب شود که هر که تصویر وحش را پرستش نکند، کشته شود. مکاشفه 13:13، 14.
تنها تعریفی که در الهام برای «صورتِ وحش» آمده است این است که آن نمایانگرِ اتحادِ کلیسا (قدرت پاپی) و دولت است (سازمان ملل متحد، با ایالات متحده که بر آن نه پادشاهِ دیگر تسلط دارد). ایزابل همان قدرت پاپی است؛ اَخاب ایالات متحده است که پادشاهِ ده سبطِ شمالی میباشد.
هنگامی که ایالات متحده در قانون یکشنبه سقوط کند، صور (پاپیّت) که از سال ۱۷۹۸ به فراموشی سپرده شده بود، «به یاد آورده میشود» و او سرودهای اغواگرانهٔ خود را آغاز میکند. به سبب فروپاشی مالیای که در نوشتههای الن وایت بهصورت «ویرانی ملی» بازنمایی شده است، ایالات متحده ناگزیر میشود تمام جهان را گرد هم آورد تا با آن قدرت کتابمقدسی که دست هر انسانی را بر ضد او برمیانگیزد، مقابله کند. آن قدرت، اسلام است، چنانکه در اسماعیل، نیای اسلام، به تصویر کشیده شده است.
و فرشتهٔ خداوند به او گفت: «اینک تو آبستن هستی و پسری خواهی زایید و نام او را اسماعیل خواهی نهاد، زیرا خداوند تنگیِ تو را شنیده است. و او مردی وحشی خواهد بود؛ دست او بر ضدّ هر کس، و دست هر کس بر ضدّ او خواهد بود؛ و او در حضور همهٔ برادران خویش ساکن خواهد شد.» پیدایش 16:11، 12
ایالات متحده با آن نُه پادشاه دیگر اتحادی تشکیل میدهد و جایگاه رهبری را بر عهده میگیرد. این کار را تنها برای زمانی کوتاه انجام میدهد، و سپس اصرار خواهد ورزید که قدرت پاپی بر تمام آن حاکم گردد، همانگونه که ایزابل اخاب را تحت سلطه داشت.
پس، اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش، و نبیِ کاذب با هم به سوی هارمَجِدّون روانه میشوند. عدد هشت نمایانگر رستاخیز است، و آن مملکتی که نبوت آن را به عنوان دریافتکنندهٔ زخمیِ مهلک یاد میکند، مملکت پنجم، یعنی قدرت پاپی، بود. هنگامی که پاپیّت رستاخیز مییابد، به مملکت هشتم بدل میشود و زمام اتحاد سهگانه به آن سپرده میشود، و آن مملکت هشتم همان یک سر از هفت مملکت است که به عنوان دریافتکنندهٔ زخمیِ مهلک شناخته شده است؛ اما الهام همچنین شفا یافتن آن زخمِ مهلک را نیز معرّفی میکند.
«چنانکه به بحران نهایی نزدیک میشویم، بسیار حیاتی است که در میان ابزارهای خداوند هماهنگی و یگانگی برقرار باشد. جهان از طوفان و جنگ و نزاع آکنده است. با این حال، مردم زیر یک سر—قدرت پاپی—متحد خواهند شد تا در شخص شاهدان او با خدا مخالفت کنند. این اتحاد بهوسیلهٔ آن مرتد عظیم استوار میگردد. در حالی که او میکوشد عوامل خود را برای جنگیدن علیه حقیقت متحد سازد، خواهد کوشید مدافعان آن را تقسیم و پراکنده کند. حسادت، گمان بد، بدگویی، بهوسیلهٔ او برانگیخته میشود تا نفاق و تفرقه پدید آید.» شهادتها، جلد ۷، ۱۸۲.
پانچویں بادشاہی، چھٹی بادشاہی اور ساتویں بادشاہی اُس مقام پر اپنی اپنی انفرادی بادشاہتیں کھو چکی ہوں گی، لہٰذا اُن کی متعلقہ تمام بادشاہتیں ایک ہی بادشاہی کے طور پر، جو تین حصوں پر مشتمل ہوگی، یکجا طور پر دوبارہ زندہ کی جائیں گی، اور یوں الوہیتِ ثلاثہ کی سہ گانہ ساخت کی جعل سازی کی جائے گی۔
ششمین پادشاهی که با دو شاخِ همچون برّه آغاز میشود و به صورت یک شاخ که همچون اژدها سخن میگوید پایان مییابد، واجدِ ویژگیِ نبویِ قدرتِ پاپی است، زیرا به صورتِ تصویرِ وحش درمیآید. این وحش، یعنی قدرتِ پاپی، است که در درجهٔ نخست به عنوانِ پادشاهیِ هشتمِ برخاسته از مرگ، که از آن هفت بود، بازنمایی شده است. اما هرچند این قدرتِ پاپی است که بهطور مستقیمتر معمای نبویِ «هشتم بودن و از آن هفت بودن» را به انجام میرساند، ایالات متحده تصویری از پاپیّت پدید میآورد و ازاینرو از نظر نبوی همان ویژگیها را که قدرتِ پاپی دارد، تولید میکند.
ایالات متحده در سال 1798 آغاز شد، هنگامی که مطابق اشعیا بیستوسه، صور، یعنی قدرت پاپی، میبایست تا پایان پادشاهی ششم به فراموشی سپرده شود. سال 1798 برای میلریها در آغاز ادونتیسم، زمانِ آخر بود. تا بهار 1844، ادونتیسمِ میلری ردای پروتستانتیسم را پذیرفته بود؛ همان ردایی که بهموازات شاخِ جمهوریخواهی قرار دارد و نمایانگر حکومت ایالات متحده است. آن دو شاخ بر یک حیوان هستند، ازاینرو در طول تاریخ با هم پیش میروند. آغاز و پایان ادونتیسم بهموازات شاخ جمهوریخواه قرار دارد. تاریخ 1798 تا زمانی که پروتستانها پیام فرشته اول را رد کردند، دورهای بود که خدا در آن شاخ پروتستان را برقرار ساخت. او این کار را از طریق فرایند آزمون انجام داد، همانگونه که با شاخ جمهوریخواه نیز چنین کرد. درباره شاخهای موازی سخن بسیار است، اما اکنون نه.
شاخِ جمهوریخواه با پروتستانتیسمِ مرتد زنا میکند، نه با شاخِ حقیقیِ پروتستان؛ زیرا شاخِ حقیقی عروسِ برّه است و او باکره میباشد. از زمانِ پایان در سال ۱۹۸۹ تاکنون، هفت رئیسجمهور بودهاند. ششمینِ آن رؤسایجمهور، در همان سالی که جنبشِ واقع در پایانِ ادونتیسم نیز زخمِ مهلک دریافت کرد، زخمِ مهلکی دریافت نمود. هشتمین رئیسجمهور از زمانِ پایان در ۱۹۸۹، همان کسی خواهد بود که زخمِ مهلکی دریافت کرد و آن زخم شفا یافته است. او باید رئیسجمهوری باشد که از آن هفت است. همزمان، در سال ۲۰۲۰، هنگامی که ششمین رئیسجمهور زخمِ مهلک خود را دریافت کرد، آن شاخ نیز که اکنون حاملِ ردای پروتستانی بود، کشته شد. همانگونه که دربارهٔ وحشِ کاتولیسیسم صادق است، و همانگونه که دربارهٔ صورتِ وحشِ پروتستانتیسمِ مرتد صادق است، دربارهٔ شاخِ اصیلِ پروتستان نیز چنین است. شاخِ پروتستان بهصورتِ کلیسای ششم به تصویر کشیده شده است؛ کلیسایی که هشتم میشود، اما از آن هفت است.
هنگامی که این ادعاها را میآزمایید، به یاد داشته باشید که پیامی که اندکی پیش از بسته شدن مهلتِ آزمون گشوده میشود، بیتردید در چارچوبِ این اصل ارائه خواهد شد که آغاز، پایان را به تصویر میکشد. آن پیام با روششناسیِ «تاریخگرایی» عرضه خواهد شد؛ روشی که تاریخِ کتابمقدسی را در تطبیق با تاریخِ جهان به کار میگیرد تا پایانِ جهان را شناسایی کند. آن پیام از زمین برمیخیزد.
راستی از زمین خواهد رویید، و عدالت از آسمان خواهد نگریست. آری، خداوند آنچه نیکوست عطا خواهد فرمود، و زمین ما محصول خود را خواهد داد. عدالت پیشاپیش او خواهد رفت، و ما را در طریق قدمهای او قرار خواهد داد. مزمور ۸۵:۱۱–۱۳
این تنها بدین معنا نیست که در آن بخش، «زمین» بهعنوان یک «سرزمین» شناخته میشود. آن بخش در مزامیر نهتنها «سرزمین» را همان وحشِ «زمین» در مکاشفه سیزده معرفی میکند، بلکه همچنین اشاره میدارد که «راستی» از زمین «میروید».
“کدام ملتِ جهانِ جدید در سال 1798 در حالِ برخاستن به قدرت بود، نویدِ قوت و عظمت میداد، و توجهِ جهان را به خود جلب میکرد؟ انطباقِ این نماد هیچ جای پرسشی باقی نمیگذارد. یک ملت، و تنها یک ملت، با ویژگیهای این نبوت مطابق است؛ این نبوت بیهیچ ابهامی به ایالات متحدهٔ آمریکا اشاره میکند. بارها و بارها، اندیشهٔ نویسندهٔ مقدس، و تقریباً عینِ الفاظِ او، ناآگاهانه بهوسیلهٔ خطیب و مورخ در توصیفِ ظهور و رشدِ این ملت به کار رفته است. آن وحش دیده شد که «از زمین برمیآید»؛ و بنا بر گفتهٔ مترجمان، واژهای که در اینجا «برمیآید» ترجمه شده، در معنای تحتاللفظیِ خود دلالت دارد بر «رشد کردن یا سر برآوردن همچون گیاهی.»” جدال عظیم، 440.
ایالات متحده همان وحشِ زمین است که «برمیخیزد». پس هنگامی که ادعاهای مطرحشده در این مقالات را میآزمایید، وحی تصریح میکند که این پیام بر این اساس خواهد بود که پایان بهوسیلهٔ آغاز به تصویر کشیده میشود؛ در چارچوبِ خطّ تاریخی بر خطّ تاریخی قرار داده خواهد شد؛ و باید از صدایی در ایالات متحده برخیزد. البته در درون ایالات متحده صداهای کاذب نیز وجود دارند، اما بر طبق و بر بنیادِ اقتدارِ کلامِ خدا، هر پیامآور یا خدمتی که در خارج از ایالات متحده قرار داشته باشد یا منشأ آن خارج از ایالات متحده باشد، نوری کاذب است. ادونتیسم در ایالات متحده، با صدای یک مرد و جنبشی که در ایالات متحده استقرار یافت، آغاز شد. عیسی پایانِ یک امر را با آغازِ آن امر به تصویر میکشد.
هر که گوش دارد، بشنود که روح به کلیساها چه میگوید.