مکروهِ ویرانی که دانیال نبی از آن سخن گفته است، نشانه‌ای برای مسیحیان در سه دوران متفاوت است تا بگریزند. مسیحیانِ اورشلیم هنگامی گریختند که در سال ۶۶ میلادی، درفش‌های سپاهیان روم را دیدند که اورشلیم را در محاصره گرفته بودند. مسیحیانِ اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم، هنگامی که مردِ گناه را در هیکلِ خدا دیدند که اعلام می‌کرد خداست، به بیابان گریختند. در سال ۱۸۸۸، مجموعه‌ای از قوانین یکشنبه به‌وسیلهٔ سناتور بلر به کنگرهٔ ایالات متحده ارائه شد. آن لوایح را لوایح بلر می‌نامیدند، و تلاشی بودند برای آنکه یکشنبه را به‌عنوان روز ملی عبادت معین سازند. عبادت در روز یکشنبه، نشانِ وحش است، نشانِ اقتدار پاپی؛ و قانون اساسی ایالات متحده مستقیماً با اجرای یک دین ملی به‌عنوان آزمونی برای شهروندان ایالات متحده مخالفت می‌کند.

این همان حقیقتی است که از کاربرد نادرستی که با شناسایی ایالات متحده به‌عنوان رومِ جدید مرتبط است، حذف شده است. کاربردِ سه‌گانهٔ نبوت دارای قواعد مشخصی است که بر تطبیق آن حاکم‌اند. این قواعد بیان می‌کنند که ویژگی‌های نبویِ تحققِ نخست باید با ویژگی‌های نبویِ تحققِ دوم ترکیب شوند تا ویژگی‌های نبویِ تحققِ سوم برقرار گردد.

هشدار به گریختن، هشداری است برای گریختن از جفایی که در راه است. در عصر مسیح، آن جفا همان ویرانی اورشلیم و هیکل در سال ۷۰ میلادی بود. نشانهٔ هشداردهندهٔ آن جفای نزدیک در سال ۶۶ میلادی داده شد. هشدار به گریختن در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم، از سوی پولس چنین شناسانده شد که عبارت بود از تشخیصِ ارتدادی در پرغامُسِ نبوی، که نمایانگر رومِ بت‌پرست بود. نخست می‌بایست ارتدادی رخ دهد تا آن مردِ گناه، که خود را خدا اعلام می‌کرد، آشکار شود. در تاریخِ منتهی به سال ۵۳۸، رومِ بت‌پرست که بازدارنده بود، یا چنان‌که پولس گفت «مانع می‌شود»، از میان برداشته شد؛ و چون پرغامُس سقوط کرد و نشانهٔ گریختن فرا رسید، به وفاداران رهنمود داده شد که خود را از مشارکتِ کلیساهای پاپی جدا سازند. سپس در سال ۵۳۸، در شورای اورلئان، قدرت پاپی قانونی دربارهٔ یکشنبه تصویب کرد، و هزار و دویست و شصت سال جفای پاپی آغاز شد.

دو شاهدِ نخست به‌روشنی نشان می‌دهند که سومین تحققِ هشدارِ گریختن که مسیح داده بود، پیش از آغازِ واقعیِ جفا روی داد. ویرانیِ اورشلیم دقیقاً سه سال و نیم پس از آغازِ محاصرهٔ کستیوس در سال 66 میلادی واقع شد؛ ازاین‌رو، به مسیحیان فرصت داده شد تا پیش از هول‌ و هراس‌های محاصرهٔ دوم، که به‌دستِ تیتوس آغاز گردید و با ویرانیِ معبد و شهر به پایان رسید، بگریزند. پیش از سال 538، مسیحیان خود را از کلیسای رومِ پاپی جدا کردند و، به‌گونه‌ای نبوتی، به بیابان گریختند؛ امری که نمایانگرِ ویرانیِ اورشلیمِ روحانی است.

لیکن جو صحن ہیکل کے باہر ہے اسے چھوڑ دو، اور اسے ناپو نہیں؛ کیونکہ وہ غیرقوموں کو دے دیا گیا ہے؛ اور وہ مقدس شہر کو بیالیس مہینے تک پاؤں تلے روندتے رہیں گے۔ اور میں اپنے دو گواہوں کو قدرت دوں گا، اور وہ ٹاٹ اوڑھے ہوئے ایک ہزار دو سو ساٹھ دن تک نبوت کریں گے۔ مکاشفہ 11:2، 3۔

در هر دو نمونه از هشدار برای فرار، هشدار پیش از آزار و جفا می‌آید، و آزار و جفا به‌وسیلهٔ روم، خواه بت‌پرست و خواه پاپی، در حال پایمال کردن اورشلیم، خواه تحت‌اللفظی و خواه روحانی، به تصویر کشیده شده است. هشدار فرار برای ادونتیست‌های روز هفتم، لایحهٔ بلِیر در سال ۱۸۸۸ بود. در تحقق نخست، در تاریخ روم بت‌پرست، مسیحیان می‌بایست از اورشلیم بگریزند؛ و در تحقق مربوط به روم پاپی، مسیحیان به بیابان گریختند. برای ادونتیسم، هشدار این بود که به نواحی روستایی بگریزند.

«اکنون برای قوم خدا وقت آن نیست که دل‌بستگی‌های خود را متوجه جهان سازند یا گنج خویش را در آن بیندوزند. زمانی چندان دور نیست که ما نیز، همچون شاگردان نخستین، ناگزیر خواهیم شد در مکان‌های متروک و خلوت پناهگاهی بجوییم. همان‌گونه که محاصرهٔ اورشلیم به‌وسیلهٔ لشکرهای روم علامت فرار برای مسیحیان یهودیه بود، همچنین به‌دست گرفتن قدرت از سوی ملت ما در فرمانی که سبتِ پاپی را به اجرا درمی‌آورد، برای ما هشداری خواهد بود. آنگاه زمان آن خواهد بود که شهرهای بزرگ را ترک کنیم، تا در آمادگی برای ترک شهرهای کوچک‌تر نیز، به‌سوی خانه‌های دورافتاده در مکان‌های خلوت در میان کوه‌ها برویم.» Testimonies, volume 5, 464.

«به‌دست گرفتن قدرت از سوی ملت ما در فرمانی که سَبَّتِ پاپی را به اجرا درمی‌آورد، برای ما هشداری خواهد بود»، هنگامی تحقق یافت که مکروهِ ویرانی، مطابق با سخنان مرقس، «در جایی که نباید، ایستاده بود.» در سال ۱۸۸۸، کنگرهٔ ایالات متحده قانونی را مورد بررسی قرار می‌داد که در تضادِ مستقیم با یکی از عناصرِ اساسیِ قانون اساسی بود، و در آن هنگام، ادونتیست‌های روز هفتم می‌بایست شهرها را ترک کرده، به مناطق روستایی نقل مکان کنند.

«در ویرانی اورشلیم، حتی یک مسیحی نیز هلاک نشد. مسیح به شاگردان خود هشدار داده بود، و همهٔ کسانی که به سخنان او ایمان آوردند، در انتظار نشانهٔ موعود بیدار و مراقب بودند.... بی‌درنگ به مکانی امن گریختند—شهر پِلا، در سرزمین پیریه، آن‌سوی اردن.» نزاع عظیم، 30.

ویژگی‌های نبویِ نخستینِ نشانه‌های هشدار برای فرار، بیانگر تحققِ سوم و نهایی است. گاه این ویژگی‌های نبوی در همان تحققِ سوم، تحققِ مضاعف پدید می‌آورند. نمونه‌ای از این امر، سه ایلیا است. سیرِ ایلیا در رویارویی‌اش با ایزابل، اخاب و انبیای بعل، همراه با ویژگی‌های یحیای تعمیددهنده، ایلیای دوم، در رویارویی‌اش با هیرودیا، هیرودیس و سالومه، این حقیقت را برقرار می‌سازد که در ایام آخر، زیرا تحققِ سوم و نهاییِ یک کاربردِ سه‌گانه همواره در ایام آخر است، ایلیا و یحیا نمایندهٔ دو گروه از قوم خدا هستند. یک گروه که با ایلیا نمایانده شده‌اند، نمی‌میرند؛ و گروه دیگر که با یحیا نمایانده شده‌اند، می‌میرند. این دو گروه همچنین در مکاشفه فصل هفت نیز به‌صورتِ صدوچهل‌وچهار هزار تن، که نمی‌میرند، و جماعتِ عظیم، که می‌میرند، به تصویر کشیده شده‌اند.

در سه بابل، عنصری مشابه در پیام نبوی این است که بابلِ نخست به‌وسیلهٔ نمرود نمایانده می‌شود، اما بابلِ دوم به‌وسیلهٔ نخستین و آخرین پادشاهان، یعنی نبوکدنصر و بِلشَصَّر، نمایانده می‌شود. نبوکدنصر نمایندهٔ کسانی در بابل است که نجات خواهند یافت، و بِلشَصَّر نمایندهٔ کسانی است که در بابل هلاک خواهند شد.

در ایام آخر، دو قانون یکشنبه وجود دارد که موضوع نبوت کتاب‌مقدس هستند. نخستین، قانون یکشنبه‌ای است که به‌زودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد؛ و دوم، قانون یکشنبه‌ای است که بر تمام جهان تحمیل می‌شود. این دو قانون یکشنبه، به‌وسیلهٔ قانون یکشنبهٔ رومِ بت‌پرست تمثیل شدند؛ هنگامی که در سال ۳۲۱، کنستانتین نخستین قانون یکشنبه را به اجرا گذاشت، و پس از آن، قانون یکشنبهٔ رومِ پاپی در سال ۵۳۸ آمد. رومِ بت‌پرست یکی از چندین نمونهٔ نبوی است که ایالات متحده را از پیش مجسم می‌سازد، و قانون یکشنبهٔ سال ۳۲۱، نمونهٔ قانون یکشنبه‌ای است که به‌زودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد. قانون یکشنبهٔ پاپیِ سال ۵۳۸، نمونهٔ قانون یکشنبه‌ای است که بر تمام جهان تحمیل می‌شود. دیدگاه نادرستی که ادعا می‌کند ایالات متحده به‌وسیلهٔ راهزنان در دانیال یازده نمونه‌سازی شده است، می‌کوشد از قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد به‌عنوان شاهدی استفاده کند تا مدعی شود که قانون یکشنبه در ایالات متحده ثابت می‌کند ایالات متحده رومِ جدید است؛ و نادیده می‌گیرد که قانون یکشنبهٔ دیگری نیز وجود دارد که به‌وسیلهٔ اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب، بر هر ملتِ جهان تحمیل می‌شود.

اگر قانون یک‌شنبه در ایالات متحده، ایالات متحده را به‌عنوان رومِ جدید معرفی می‌کند، پس قانون جهانیِ یک‌شنبه چه چیزی را معرفی می‌کند؟ سه روم نشان می‌دهند که رومِ جدید، که سه‌گانه است، دو قانون متمایزِ یک‌شنبه را به اجرا خواهد گذاشت. نخستین آن در ایالات متحده است و به‌واسطهٔ قانون یک‌شنبهٔ کنستانتین در سال ۳۲۱ نمونه‌وار گردید، و دومی سراسر جهان است، چنان‌که به‌واسطهٔ قانون پاپیِ یک‌شنبه در سال ۵۳۸ نمونه‌وار شد. به‌کارگیریِ قانون یک‌شنبه در ایالات متحده، در بسترِ یک کاربرد سه‌گانه از نبوت، برای ادعای این‌که قانون یک‌شنبه ثابت می‌کند رومِ جدید چه کسی است، به‌منزلهٔ نادیده گرفتنِ ویژگی‌های نبوی‌ای است که رومِ بت‌پرست و رومِ پاپی برقرار ساخته‌اند. در ایام آخر، دو قانون متمایزِ یک‌شنبه وجود دارد، و هیچ‌یک دلیلی برای شناسایی این نیست که غارتگرانِ قوم، ایالات متحده هستند. هنگامی که شهادتِ رومِ بت‌پرست و رومِ پاپی برای پشتیبانی از یک تفسیرِ شخصی، چنان‌که اکنون در حال انجام است، به‌نادرستی بازنمایی می‌شود، این امر نشان می‌دهد که کسانی که می‌کوشند تفسیرِ شخصیِ خود را برقرار سازند، تیپ و ضدتیپ را درک نمی‌کنند.

رومِ بت‌پرست نمونه‌ای از ایالات متحده است، و رومِ پاپی نمایانگرِ رومِ معاصر می‌باشد. همراه با این کاربردِ نادرستِ یک کاربردِ سه‌گانۀ نبوت، و این ادعا که آنچه تعلیم داده می‌شود در چارچوبِ «نمونه و ضدنمونه» قرار دارد، خطای دیگری نیز وجود دارد؛ و آن، تعریفِ «مکروهِ ویرانی» است، آن‌گونه که در چارچوبِ یک کاربردِ سه‌گانۀ نبوت بازنمایی می‌شود.

از سال ۶۶ تا سال ۷۰ میلادی، دو سردار رومی به اورشلیم حمله کردند. هر دو سردار، یعنی کستیوس و تیتوس، کار خود را با محاصره آغاز کردند؛ اما تنها یکی از آن دو برای مدتی کوتاه محاصره را ترک کرد، و این امر به‌گونه‌ای عنایتی الهی فرصت گریختن را برای مسیحیان فراهم ساخت. این نخستین محاصره، تحت فرمان کستیوس، بود که مسیحیان در آن هشدارِ فرار را تشخیص دادند. هنگامی که تیتوس در سال ۷۰ میلادی برای ادامهٔ جنگ علیه اورشلیم رسید، او نیز با محاصره آغاز کرد و تا زمانی که اورشلیم و هیکل ویران شدند، از آن دست نکشید. هشدار عیسی مشتمل بر دو مرحله است. نخست، نشانهٔ فرار است، و پس از آن، آزار و جفا. در تحقق این هشدار در قرون پنجم و ششم، مسیحیان پیش از سال ۵۳۸ از کلیسای فاسد رومی جدا شدند، و سپس آزار و جفا آغاز گردید.

پولس به‌روشنی بیان می‌کند که تمام تاریخ مکتوبِ اسرائیلِ باستان برای کسانی نوشته شده است که در ایام آخر زندگی می‌کنند، و اینکه همهٔ آن وقایع، تیپ‌ها بودند؛ هرچند واژهٔ یونانی «typos» که به‌معنای تیپ‌هاست، در بیان کلاسیک او از این حقیقت، به‌صورت «ensamples» ترجمه شده است.

اکنون همهٔ این امور بر ایشان واقع شد تا عبرت‌ها باشد؛ و برای تنبیه ما نوشته شده است، ما که پایان‌های عالم بر ما رسیده است. ۱ قرنتیان ۱۰:۱۱

تاریخ‌هایی که پولس در فصل دهم برای فراهم‌ساختن زمینهٔ این حقیقت به کار می‌برد، تاریخِ اسرائیلِ باستان در حالِ رفتارِ عادلانه نبود.

لیکن خدا از بسیاریِ ایشان خشنود نبود، زیرا در بیابان هلاک شدند. و این امور برای ما نمونه‌ها گردید، تا ما مشتاق چیزهای بد نباشیم، چنان‌که ایشان نیز مشتاق شدند. و بت‌پرست مباشید، چنان‌که بعضی از ایشان بودند؛ چنان‌که مکتوب است: «قوم نشستند تا بخورند و بنوشند و برخاستند تا بازی کنند.» و زنا مکنیم، چنان‌که بعضی از ایشان کردند و در یک روز بیست و سه هزار نفر فرو افتادند. و مسیح را میازماییم، چنان‌که بعضی از ایشان نیز آزمودند و به وسیلهٔ مارها هلاک شدند. اول قرنتیان ۱۰:۵–۹.

تاریخِ مقدّس هم ثبتِ پارساییِ قومِ خداست و هم ناپارساییِ آنان؛ امّا در هر دو ثبت، این تاریخ همچنان نمونه‌ای برای قومِ خداست که در ایّامِ آخر زندگی می‌کنند. تاریخِ شورش در مینیاپولیس در سال ۱۸۸۸، برخلاف آنچه مورّخانِ ادونتیست ادّعا می‌کنند، گزارشی از ناپارسایی است. آن شورش چنان عمیق بود که الن وایت تصمیم گرفت آن اجتماع را ترک کند، و تنها از آن‌رو ماند که فرشته‌ای به او گفت مسئولیت او این است که بماند و آن شورش را ثبت کند؛ شورشی که در تاریخِ موسی، همتایی با شورشِ قورح، داتان و ابیرام داشت. در آن اجتماع، آن فرشتهٔ مقتدرِ مکاشفه باب هجده نازل شد، امّا پیامی که آورد رد شد.

آن تاریخ، یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ را نمونه‌وار پیش‌تصویر می‌کرد؛ آنگاه که ساختمان‌های عظیم شهر نیویورک فرو ریخته شدند. آن تاریخ همچنین دربرگیرندهٔ نخستین لایحهٔ قانون یکشنبه بود که قرار بود به‌وسیلهٔ سناتور Blair ارائه شود. تلاش‌های او برای تحمیل یکشنبه به‌عنوان روز ملی عبادت ناکام ماند، اما این بخشی از یک تاریخ مقدس بود که ایام آخر را نمونه‌وار پیش‌تصویر می‌کرد. لایحهٔ سناتور Blair هشداری بود برای گریز از شهرها. پیش از ۱۸۸۸، هنگامی که Sister White از ضرورتِ سکونت در خارج از شهرها سخن می‌گفت، در زمان آینده سخن می‌گفت. او به زمانی در آیندهٔ نزدیک اشاره می‌کرد که در آن قوم خدا باید به نواحی روستایی نقل مکان کنند. پس از ۱۸۸۸، همهٔ ارجاعات Sister White به ضرورتِ زندگی در نواحی روستایی، مشورت او را در این چارچوب قرار می‌داد که زمانِ بودن در نواحی روستایی از پیش فرارسیده بود. لایحهٔ Blair در ۱۸۸۸، نشانهٔ اجرای اجباری یکشنبه بود؛ چنان‌که لوقا بیان کرد، در جایی که نمی‌بایست باشد. اجرای اجباری یکشنبه نمی‌بایست به کنگرهٔ ایالات متحده وارد می‌شد، زیرا انکارِ یکی از اصول بنیادین قانون اساسی بود.

تاریخِ 1888 اس لیے قلم بند کیا گیا تھا تاکہ اُس نبوی تاریخ کی تمثیل بنے جس کا آغاز 11 ستمبر 2001 کو ہوا۔ 1888 کا بلیئر بل، 2001 کے پیٹریاٹ ایکٹ کی تمثیل تھا۔ یہ وہ تنبیہ تھی جو وحش کے نشان کے حقیقی نفاذ سے پہلے آئی۔ جو کوئی مسیح کی پیروی کر رہا ہے، اسے 11 ستمبر 2001 کے بعد کسی شہر میں نہیں رہنا چاہیے۔ یہ وہ نبوی محاصرہ تھا جس نے خدا کے لوگوں کو فرار ہونے کی ہدایت دی۔ اور جس طرح آخری ایام کے نبوی نمونے کا موضوع دو اتوار کے قوانین ہیں، جیسا کہ بت‌پرست اور پاپائی روم کے اتوار کے قوانین سے ظاہر کیا گیا ہے، اُسی طرح دونوں اتوار کے قوانین سے پہلے فرار ہونے کی تنبیہ آتی ہے۔

برای کسانی که اقرار می‌کنند ادونتیستِ روز هفتم هستند، لازم بود که از نظر نبوی «قانون پاتریوت» را به‌عنوان نشانه‌ای برای ترک شهرها و رفتن به نواحی روستایی، پیش از قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، تشخیص دهند. همان قانون یکشنبه‌ای، برای گلهٔ دیگرِ خدا که هنوز در بابل هستند، نشانه‌ای بود تا پیش از اجرای اجباریِ یکشنبه که قرار است بر هر امتی تحمیل شود، از بابل بیرون آیند.

«چون آمریکا، سرزمین آزادی مذهبی، با پاپیّت در واداشتن وجدان و مجبور ساختن مردم به تکریم سَبَّتِ کاذب متحد گردد، مردمانِ هر کشورِ روی زمین هدایت خواهند شد که از نمونهٔ او پیروی کنند.» شهادت‌ها، جلد ۶، ص. ۱۸.

همان‌گونه که کاربرد سه‌گانهٔ سه ایلیا ثابت می‌کند که در ایام آخر دو طبقه از قوم خدا وجود دارد، کاربرد سه‌گانهٔ روم نیز مشخص می‌سازد که دو قانون یکشنبهٔ متمایز وجود دارد. کسانی که می‌خواهند ادعا کنند که ایالات متحده «دزدانِ قومِ تو» است، و از این‌رو نقش نبوی ایالات متحده رؤیا را تثبیت می‌کند، چنین القا می‌کنند که قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده خواهد آمد همان مکروهِ ویرانگر است که مسیح آن را به‌عنوان هشداری برای قوم خود معرفی کرد تا از جفای در شُرُف وقوع بگریزند. آنان از تشخیص تمایز میان محاصره، که علامت هشدار برای گریختن است، و محاصرهٔ دوم، که نمایانگر زمانی است که اجرای واقعی یک قانون یکشنبه جفای ایام آخر را آغاز می‌کند، بازمی‌مانند. آنان همچنین از پرداختن به تمایزی که بر اساس دو شاهد برقرار شده است غفلت می‌ورزند؛ یعنی اینکه در ایام آخر باید دو قانون یکشنبهٔ متمایز وجود داشته باشد که نبوت را به انجام رساند. بدین‌سان استدلال می‌کنند که قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده خواهد آمد همان هشدارِ ممثَّل در «مکروهِ ویرانگر، که دانیال نبی از آن سخن گفته است» می‌باشد؛ و چنین نیز هست، اما نه آن‌گونه که آنان تعریف می‌کنند.

قانون یکشنبه در ایالات متحده، برای گلهٔ دیگر خدا که هنوز در بابل است، هشداری است تا از مشارکت او بگریزد. بنابراین، این هشداری است دربارهٔ قانون یکشنبهٔ در پیشِ رو که بر همهٔ ملت‌ها تحمیل خواهد شد.

«اقوامِ غیرملکی ریاستہائے متحدہ کی مثال کی پیروی کریں گی۔ اگرچہ وہ پیش قدمی کرتی ہے، تاہم یہی بحران دنیا کے ہر حصے میں ہمارے لوگوں پر بھی آ پڑے گا۔» Testimonies, volume 6, 395.

سخن ایشان این است که قانون یکشنبه در ایالات متحده، ایالات متحده را به‌عنوان آن نمادی معرفی می‌کند که رؤیای نبوی را استقرار می‌بخشد؛ اما در چارچوب آن هشدارِ گریختن که مسیح داده است، آن قانون یکشنبه نمایانگر هشداری جهانی به کارگران ساعت یازدهم است تا از بابل بگریزند.

जब सिस्टर व्हाइट भाग जाने की चेतावनी का उल्लेख करती हैं, तो वह उस रविवार-विधि के प्रश्न को संबोधित करती हैं जो सारे संसार को अपनी चपेट में ले लेता है। वह आंदोलन संयुक्त राज्य अमेरिका में रविवार-विधि से आरम्भ होता है। वह यह स्पष्ट करती हैं कि संयुक्त राज्य अमेरिका में रविवार-विधि आने वाले उत्पीड़न की चेतावनी है।

«با صدور فرمانی که استقرار پاپیّت را برخلاف شریعت خدا الزام‌آور سازد، ملت ما خود را به‌طور کامل از عدالت جدا خواهد ساخت. هنگامی که پروتستانتیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت رومی را بگیرد، هنگامی که از فراز این مغاک دست دراز کند تا با روح‌گرایی دست دهد، هنگامی که، تحت تأثیر این اتحاد سه‌جانبه، کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را به‌عنوان حکومتی پروتستان و جمهوری‌خواه مردود شمارد، و برای اشاعه اکاذیب و فریب‌های پاپی تمهیداتی فراهم سازد، آنگاه خواهیم دانست که زمانِ کارکرد شگفت‌انگیز شیطان فرا رسیده است و پایان نزدیک است.»

«چنان‌که نزدیک شدنِ لشکرهای روم برای شاگردان نشانه‌ای از ویرانی قریب‌الوقوع اورشلیم بود، این ارتداد نیز می‌تواند برای ما نشانه‌ای باشد از این‌که حدِّ بردباریِ خدا به پایان رسیده است، پیمانهٔ گناهِ ملتِ ما لبریز شده است، و فرشتهٔ رحمت در شُرُفِ پرواز خویش است، تا دیگر هرگز بازنگردد. آنگاه قومِ خدا در آن صحنه‌های مصیبت و تنگی فرو خواهند رفت که انبیا آن را زمانِ تنگیِ یعقوب وصف کرده‌اند. فریادهای مؤمنانِ وفادار و آزار‌دیده به آسمان صعود می‌کند. و همان‌گونه که خونِ هابیل از زمین فریاد برمی‌آورد، صداهایی نیز از قبرهای شهیدان، از گورهای دریا، از غارهای کوهستان، از سرداب‌های صومعه‌ها، به سوی خدا فریاد برمی‌آورند: “ای خداوند، قدوس و حق، تا به کی داوری نمی‌کنی و خونِ ما را از ساکنانِ زمین انتقام نمی‌گیری؟”» شهادت‌ها، جلد ۵، ۴۵۱.

خواهر وایت قانون یکشنبه در ایالات متحده را مشخص می‌کند و آن را به‌عنوان «نشانه‌ای» معرفی می‌نماید که زمانِ مهلتِ آزمایشی برای ایالات متحده به پایان رسیده است. اما قوم خدا در سایر ملت‌های جهان نیز باید با همین آزمون روبه‌رو شوند. از زمانِ قانون یکشنبه در ایالات متحده تا هنگامی که میکائیل برخیزد و مهلتِ آزمایشیِ بشر بسته شود، دوره‌ای از زمان وجود دارد. هنگامی که آن بسته شود، «فرشتهٔ رحمت پرواز خود را آغاز می‌کند.»