هنگامی که برای به انجام رساندنِ فهم خود از مسئلهٔ کنونی، بررسیِ منازعات گوناگونی را که در تاریخ ادونتیسم رخ داده است، سطر بر سطر در کنار هم قرار میدهیم، برخی ویژگیهای برگزیده از پنج خط نبوی را برگرفتهایم. خط نخست، همان خط آخر نیز هست، زیرا هر دو منازعه مستقیماً بر آیهٔ چهاردهمِ «دزدانِ قومِ تو» در Daniel یازده استوار بودند. ما منازعاتِ Uriah Smith و James White و نیز منازعهٔ مربوط به «قربانیِ دائمی» را در کتاب Daniel بررسی کردیم. همچنین منازعهای را که پس از گشوده شدنِ مُهرِ شش آیهٔ آخرِ Daniel یازده در سال 1989، دربارهٔ پادشاهِ شمال رخ داد، بررسی نمودیم. سپس چهار حشرهٔ کتاب Joel را مورد بررسی قرار دادیم. بسیار بیش از این میتوانست به هر یک از این خطوط افزوده شود، اما ما صرفاً برخی ویژگیها را جدا کردهایم که در شکلگیریِ مواضعی که حقایقِ مرتبط با موضوعِ روم را رد کردند، سهم داشتند.
پنج تاریخ، اما نخستین که در عین حال آخرین نیز هست، نمایانگر شش خط است. بستر نبویِ این خطوطِ مجادله، ایام آخر است؛ ازاینرو، این خطوط باید در زمانِ آزمونِ صورتِ وحش بهکار برده شوند.
«خداوند بهروشنی به من نشان داده است که صورتِ وحش پیش از بستهشدنِ زمانِ فیض شکل خواهد گرفت؛ زیرا این آزمونِ بزرگِ قومِ خدا خواهد بود که بهوسیلهٔ آن، سرنوشتِ ابدیِ ایشان تعیین خواهد شد....»
«این آزمونی است که قوم خدا باید پیش از آنکه مُهر شوند، از سر بگذرانند.» Manuscript Releases، جلد 15، ص. 15.
آزمونِ تشکیلِ صورتِ حیوان، همانند شش خطِّ دیگرِ مجادله، آزمونی است مربوط به موضوعِ نبویِ روم. آن آزمونِ عظیمی که پیش از آنکه قومِ خدا مُهر شوند رخ میدهد، دربارهٔ تشکیلِ صورتِ حیوانِ رومی است. حیوان، قدرتِ پاپی است، و ایالاتِ متحده، در حالی که به سوی قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع پیش میرود، صورتی از قدرتِ پاپی پدید میآورد.
«تا ایالات متحده بتواند تصویری از وحش بسازد، قدرت دینی باید چنان بر حکومت مدنی تسلط یابد که اقتدار دولت نیز از سوی کلیسا برای تحقق مقاصد خود به کار گرفته شود.» نبرد عظیم، 443.
آن قانونِ یکشنبه در ایالات متحده نشان میدهد که تصویرِ وحش در ایالات متحده بهطور کامل شکل گرفته است.
«امّا کلیساها دقیقاً در همان عملِ تحمیل یک وظیفهٔ دینی بهوسیلهٔ قدرتِ عرفی، خود تصویری برای وحش پدید میآورند؛ ازاینرو، تحمیلِ نگاهداشتِ یکشنبه در ایالات متحده، تحمیلِ پرستشِ وحش و تصویر او خواهد بود.» نبرد عظیم، 449.
در هنگام قانون یکشنبه، تصویر وحش در ایالات متحده بهطور کامل شکل گرفته است، و آنگاه ایالات متحده بهطور کامل از خدا جدا میشود و کار نبوی خود را برای واداشتن تمام جهان به تشکیل تصویر وحش آغاز میکند. در هنگام قانون یکشنبه در ایالات متحده، شیطان کار شگفتانگیز خود را در هدایت ملتهای جهان آغاز میکند تا فرایند تشکیل تصویر وحش را که همهٔ ملتهای جهان را در بر میگیرد، تکرار کنند.
«با صدور فرمانی که بهاجبار نهاد پاپیّت را برخلاف شریعت خدا برقرار میسازد، ملت ما خود را بهطور کامل از عدالت جدا خواهد کرد. هنگامی که پروتستانتیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت روم را بگیرد، هنگامی که بر فراز این ورطه دست خود را دراز کند تا با روحگرایی دست بدهد، هنگامی که، تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را بهعنوان حکومتی پروتستان و جمهوریخواه مردود شمارد و برای گسترش دروغها و فریبهای پاپی تمهید فراهم آورد، آنگاه میتوانیم بدانیم که زمان عملکرد شگفتانگیز شیطان فرا رسیده است و پایان نزدیک است.» Testimonies, جلد 5، 451.
با اجرای قریبالوقوعِ قانون یکشنبه در ایالات متحده، شیطان، در همکاری با ایالات متحده، همهٔ ملتها را وادار خواهد کرد که از الگوی ایالات متحده در تشکیل نظامی از کلیسا و دولت، و در تحمیل عبادتِ یکشنبه، پیروی کنند.
«شیطان معجزات را بهعمل خواهد آورد تا ساکنان زمین را بفریبد. روحگرایی کار خود را با سبب شدنِ تشخّصِ مردگان به انجام خواهد رساند. آن هیئتهای دینی که از شنیدن پیامهای هشداردهندهٔ خدا سر باز میزنند، در معرض فریبی نیرومند قرار خواهند گرفت و با قدرت مدنی متحد خواهند شد تا مقدسان را آزار رسانند. کلیساهای پروتستان با قدرت پاپی در آزار دادنِ قومِ خدا که احکام را نگاه میدارند، متحد خواهند شد. این همان قدرتی است که نظام عظیم آزار و جفا را تشکیل میدهد؛ نظامی که استبدادی روحانی را بر وجدانهای آدمیان اعمال خواهد کرد.»
«اُو دو ښکرونه د وري په شان لرل، خو خبرې يې د اژدها په شان کولې.» که څه هم انسانان ادعا کوي چې د خدای د وري پيروان دي، خو د اژدها په روح اخته کېږي. دوی دعوه کوي چې حليم او متواضع دي، خو خبرې کوي او قانون جوړوي د شيطان په روح؛ او په خپلو اعمالو ښيي چې د هغه څه برعکس دي چې دعوه يې کوي. دا د وري په شان ځواک له اژدها سره يوځای کېږي، څو پر هغو کسانو جګړه وکړي چې د خدای حکمونه ساتي او د عيسی مسيح شهادت لري. او شيطان له پروتستانتانو او پاپيانو سره يوځای کېږي، او له هغوی سره په همغږۍ د دې نړۍ د خدای په توګه عمل کوي، انسانانو ته داسې امر کوي لکه دوی چې د هغه د پاچاهۍ تابعان وي، څو لکه څنګه چې يې خوښه وي، ورسره چلند وشي او اداره او کنټرول يې کړي.
«اگر انسانها نپذیرند که احکام خدا را زیر پا بگذارند، روح اژدها آشکار میشود. آنان زندانی میشوند، به حضور شوراها آورده میشوند، و جریمه میگردند. “و همه را، از خرد و کلان، دولتمند و فقیر، آزاد و غلام، بر آن میدارد که بر دست راست خود یا بر پیشانی خویش نشانی بپذیرند” [مکاشفه ۱۳:۱۶]. “و به او داده شد که به تصویر وحش حیات بخشد، تا تصویر وحش هم سخن بگوید و هم سبب شود هر که تصویر وحش را پرستش نکند، کشته شود” [آیه ۱۵]. بدینسان شیطان امتیازات ویژه یهوه را غصب میکند. آن مرد گناه بر مسند خدا مینشیند، خود را خدا اعلام میکند، و برتر از خدا عمل مینماید.» Manuscript Releases, جلد ۱۴، ۱۶۲.
قدرت پاپی همان وحش است، سازمان ملل متحد همان اژدهاست و ایالات متحده همان نبی کاذب است. کسانی که در معنای دجّال، که هم شیطان است و هم نمایندۀ زمینیِ شیطان، یعنی پاپِ روم، دچار سردرگمی شوند، سرانجام در جانب دجّال قرار خواهند گرفت.
ایالات متحده، مرد گناه نیست. مرد گناه، دجّال است و او نمایندهٔ زمینیِ شیطان میباشد. خلط کردنِ قدرتی که پاپیّت را بر تختِ زمین مینشاند با خودِ پاپیّت، از سوی پولس بهمنزلهٔ دلیلی بر محبت نداشتن به حقیقت معرفی شده است. رد کردنِ رابطهٔ نبویِ رومِ مشرک، که قدرت پاپی را بازمیداشت تا زمانی که رومِ مشرک از میان برداشته شود تا قدرت پاپی آشکار گردد، چنانکه در باب دومِ دوم تسالونیکیان بیان شده است، بهمنزلهٔ رد کردنِ افاضهٔ روحالقدس و پذیرفتنِ افاضهٔ روحِ ناپاک است، که پولس آن را «ضلالتِ شدید» مینامد. با این همه، هر یک از انبیای باستان، دربارهٔ ایامِ آخر، مستقیمتر از روزگاری که خود در آن میزیستند، سخن گفتهاند.
«هر یک از انبیای باستانی کمتر برای زمان خود سخن گفتند تا برای زمان ما، از اینرو نبوت ایشان برای ما نافذ و جاری است. «و این همه بر ایشان واقع شد تا عبرت باشد؛ و برای تنبیه ما مکتوب گردید، که انتهای عالمها بر ما رسیده است.» اول قرنتیان 10:11. «نه برای خود، بلکه برای ما خدمت میکردند در اموری که اکنون به شما اعلام شده است بهوسیلهٔ آنان که به روحالقدسِ فرستادهشده از آسمان، انجیل را به شما بشارت دادند؛ اموری که فرشتگان آرزومندند در آنها بنگرند.» اول پطرس 1:12....»
«کتاب مقدّس گنجینههای خود را برای این نسل آخر اندوخته و به هم پیوسته نگاه داشته است. همهٔ رویدادهای عظیم و وقایع خطیر تاریخ عهد عتیق، در این ایام آخر در کلیسا تکرار شدهاند و در حال تکرار شدن هستند.» Selected Messages, book 3, 338, 339.
رومِ مشرک و مردِ گناه در ۲ تسالونیکیان، نمایانگر ایالات متحده و رومِ پاپیِ ایامِ آخر است. بدفهمیدنِ این حقیقت، از جمله نشان میدهد که حتی اگر کسی ادعا کند تفسیرِ شخصیِ خود را بر اصلِ «نمونه و ضدنمونه» بنا نهاده است، در واقع «نمونه و ضدنمونه» را درنمییابد. ایالات متحده در تاریخِ مقدس بهوسیلهٔ چندین قدرت پیشنموده شده است. هر قدرتِ دوشاخ، نمایانگرِ ایالات متحده در ایامِ آخر است، خواه پادشاهیهای شمالی و جنوبیِ اسرائیل باشد، خواه امپراتوریِ ماد و پارس، یا فرانسهٔ بیخدا که بهوسیلهٔ سدوم و مصر بازنمایی شده است.
دورهای که در آن ایالات متحده صورتی از وحش و برای وحش میسازد، بهواسطهٔ آهن و گلِ دانیال دو نمونهسازی شده است؛ و نیز بهواسطهٔ آن شاخ کوچک که در دانیال هشت بهصورت مذکر و مؤنث ظاهر میشود، همچنان که انبیای بعل و کاهنان بیشه در شهادتِ ایلیا بر کوه کرمل. سالومه در شهادتِ بزمِ تولدِ مستانهٔ هیرودیس، نمونهٔ ایالات متحده است. پرغامُس نمونهٔ ایالات متحده است و آن سازشی را مشخص میسازد که به طیاتیرا میانجامد؛ طیاتیرا نیز نمونهٔ قدرت پاپیِ ایام آخر است.
کلوویس، پادشاه فرانکها در سال 496، نماد ایالات متحده در دوران رونالد ریگان است. یوستینیان در سال 533، دونالد ترامپ را پیش از قانون یکشنبه نمایندگی میکند. در هر یک از این نمونههای نمادین، ایالات متحده نمایانگر قدرتی است که در برابر اقتدار پاپیِ ایام آخر به حالت تسلیم سر فرود میآورد. قدرتی که در تسلیم سر فرود میآورد، بهصورت ادای homage به روم به تصویر کشیده شده است. عملِ «homage» شامل تعظیم در برابر پادشاه است، که همان رأس میباشد.
ثابت شده است که ایالات متحده همان قدرتی است که بهوسیلهٔ وحشِ دارای شاخهای برهمانند نمایانده شده است، و این نبوت هنگامی تحقق خواهد یافت که ایالات متحده رعایت یکشنبه را به اجرا درآورد؛ همان چیزی که روم آن را اعتراف ویژه به برتری خود میشمارد. اما در این ادای حرمت به پاپیّت، ایالات متحده تنها نخواهد بود. نفوذ روم در کشورهایی که زمانی سلطهٔ او را به رسمیت میشناختند، هنوز بههیچوجه از میان نرفته است. و نبوت از احیای قدرت او خبر میدهد. «دیدم یکی از سرهایش گویی تا به مرگ مجروح شده بود؛ و زخمِ مهلکِ او شفا یافت؛ و تمامی جهان در پی آن وحش به حیرت افتاد.» آیهٔ ۳. وارد آمدن آن زخمِ مهلک به سقوط پاپیّت در سال 1798 اشاره دارد.
«پس از این، نبی میگوید: “و زخمِ مهلکِ او شفا یافت: و تمامی جهان در پیِ آن وحش به شگفت آمدند.”» پولس بهروشنی بیان میدارد که «مردِ گناه» تا آمدنِ ثانوی ادامه خواهد یافت. 2 Thessalonians 2:3-8. او تا واپسین لحظاتِ زمان، کارِ فریب را پیش خواهد برد. و مکاشفهنگار نیز، با اشارهای به پاپیّت، اعلام میکند: «و همهٔ ساکنانِ زمین او را پرستش خواهند کرد، یعنی آنان که نامهایشان در دفترِ حیات نوشته نشده است.» Revelation 13:8. در هر دو جهانِ قدیم و جدید، پاپیّت در اکرامی که به نهادِ یکشنبه ادا میشود—نهادی که منحصراً بر اقتدارِ کلیسای روم استوار است—تکریم و تعظیم خواهد یافت.» The Great Controversy, 578.
آخری جملہ مزید ثبوت فراہم کرتا ہے کہ سسٹر وائٹ نے “پرانی دنیا” کے اظہار سے یورپ، اور “نئی دنیا” سے امریکہ جات کو مراد لیا۔ پس، جیسا کہ معاملہ ہے، ریاستہائے متحدہ پوپی اقتدار کو خراجِ اطاعت پیش کرتا ہے اور باقی دنیا کو بھی یہی کرنے پر مجبور کرتا ہے۔ یہ امر ریاستہائے متحدہ کو پوپی اقتدار کی ہدایات کے تابع ہونے کے طور پر متعین کرتا ہے۔ “سر” کو قائم ہونے کے لیے سمجھنے کے بارے میں یسعیاہ کی تعیین اور تاکید اپنا الٰہی مقصد اس میں پاتی ہے کہ “سر” کی علامت خارجی خطِ نبوت کو سمجھنے کے لیے بھی ایک کلید بن جاتی ہے، اور داخلی خطِ نبوت کو سمجھنے کے لیے بھی۔
زیرا سرِ سوریه دمشق است، و سرِ دمشق رَصین؛ و در مدت شصت و پنج سال، افرایم چنان درهم شکسته خواهد شد که دیگر قومی نخواهد بود. و سرِ افرایم سامره است، و سرِ سامره پسرِ رَمَلیاست. اگر ایمان نیاورید، یقیناً استوار نخواهید ماند. اشعیا ۷:۸، ۹
در ایام آخر، یعنی زمانی که شهادت هر نبی در قوت و اعتبار است، «غارتگرانِ قوم تو» رؤیا را برقرار میسازند. بر پایهٔ اقتدارِ روح نبوت، و در توافق با حقایق بنیادیِ ادونتیسم، چنانکه بر دو نمودار مقدسِ حبقوق به تصویر درآمده است، «غارتگران» نمادی از روماند. هنگامی که رومِ بتپرست برای نخستین بار در سال ۲۰۰ پیش از میلاد خود را در تاریخ وارد ساخت، نمونهای از رومِ جدیدِ ایام آخر بود. این حقیقتِ نبوی همان چیزی است که رؤیای نبویِ ایام آخر را استوار میسازد، و اگر از دیدن این امر سر باز زنید که «سر» رومِ جدید همان قدرتِ پاپی است، یقیناً استوار نخواهید شد.
«دنیا از طوفان و جنگ و نزاع آکنده است. با این حال، مردم زیر یک سر—قدرت پاپی—متحد خواهند شد تا در شخصِ شاهدانِ او با خدا مخالفت کنند.» شهادتها، جلد ۷، ۱۸۲.
اگر گوشهایی برای شنیدن دارید، آنگاه میتوانید درک کنید که یکی از خطاهای اصلی یهودیانِ عصر مسیح این بود که «سایه» را با «جوهر» یکی انگاشتند. یهودیانِ پیش از صلیب و پس از آن، به نمونههای نظام عبادتیِ خود اعتماد کردند و ضدّنمونه را رد نمودند. آنان استدلال میکردند که «سایه» همان «جوهر» است، و بدینسان در گزارشِ الهامشده، مردمی را در ایام آخر بهجا گذاشتند که آنان نیز سایه را جوهر خواهند پنداشت.
Kada Sjedinjene Američke Države načine sliku Zvijeri, one oblikuju sjenu Zvijeri. Oblikuju sjenu suštine, jer je slika tipifikacija. Prepoznati Sjedinjene Američke Države, kada načine sliku Zvijeri, kao simbol Modernog Rima, znači povući paralelu s odbacivanjem i raspećem Velikog Antitipa od strane drevnoga Izraela.
آنان که دیدگاه نادرستِ اینکه ایالات متحده «غارتگرانِ قومِ تو» است تعلیم میدهند، بسیار از کاربردِ «نمونه و ضدنمونه» سخن میگویند، و غالباً ایالات متحده را «تصویرِ وحش» معرفی میکنند و بهنوعی میپندارند که همین معرفیِ ایالات متحده بهعنوان تصویرِ وحش، بهخودیِ خود ثابت میکند که ایالات متحده «غارتگران» است. اگر آنان حقیقتاً اجازه میدادند که اصول بنیادینِ «نمونه و ضدنمونه» بر ایشان حاکم باشد، بهسرعت درمییافتند که نقشِ نبویِ ایالات متحده، که مکرراً در کلامِ خدا بهگونهای نمونهوار ترسیم شده است، ایالات متحده را بهعنوان قدرتی معرفی میکند که در انقیادِ اقتدارِ پاپی قرار دارد. آنان درمییافتند که بدونِ وحش بهعنوان نقطهٔ مرجع، اینکه تصویری برای وحش شناسایی شود که وجود نداشته است، امری absurd است. تنها چیزی که میتواند تصویرِ وحش را تعریف کند، خودِ وحش است، زیرا این قدرتِ پاپی است که در رؤیای آینهوار، آن تصویر را پدید میآورد.
خطّ النبوّة الموازي لتكوين الولايات المتحدة صورةً للوحش هو حين يُكوِّن قرنُ البروتستانتية الحقيقية صورةً للمسيح. ويُحدَّد هذا التكوين على وجه الخصوص في الإصحاح العاشر من دانيال، حين يعاين دانيال «المَرْأى»، الرؤيا، وهي رؤيا «المرآة». ويمثّل دانيال أولئك الذين يعاينون المسيح، وبذلك يعكسون شخصية المسيح. ولو لم تُعرَض على دانيال رؤيا المسيح، لما كان قادرًا على أن يعكس شخصية المسيح. ولكي يُكوِّن المئة والأربعة والأربعون ألفًا، الذين يمثّلهم دانيال في الإصحاح العاشر، صورةً للمسيح في الداخل، لا بدّ لهم أن يعاينوا شخصيته. فبالمعاينة يتغيّرون.
لیکن ہم سب، بےنقاب چہرے کے ساتھ خداوند کے جلال کو گویا آئینے میں دیکھتے ہوئے، اسی صورت میں جلال پر جلال ہوتے ہوئے تبدیل کیے جاتے ہیں، جیسا کہ خداوند کے روح کی طرف سے۔ 2 کرنتھیوں 3:18۔
تعریف عبریِ رؤیای «marah» که دانیال در باب دهم مشاهده کرد، چنین است: «رؤیا؛ همچنین (بهصورت سببی) آینه: — شیشهٔ ناظر، رؤیا.» واژهٔ یونانی که در آیهٔ پیشین به «شیشه» ترجمه شده است، به معنای نگریستن به خویشتن در آینه است، یعنی دیدنِ بازتابِ خود (بهصورت مجازی): — نگریستن چنانکه در آینه.
یعقوب نیز خطی از حقیقت را که با آینه مرتبط است، مطرح میسازد.
زیرا اگر کسی شنوندهٔ کلام باشد و نه عملکننده، او مانند مردی است که چهرهٔ طبیعی خود را در آینه مینگرد؛ زیرا خود را مینگرد و راه خود را پیش میگیرد، و بیدرنگ فراموش میکند که چگونه مردی بود. اما هر که در شریعت کاملِ آزادی نظر افکند و در آن پایدار بماند، و نه شنوندهای فراموشکار، بلکه بهجاآورندهٔ عمل باشد، این مرد در کردار خود مبارک خواهد بود. یعقوب ۱:۲۳–۲۵
اگر ما حقیقت را دوست بداریم، و ازاینرو به کلام عملکننده باشیم، آنگاه آینهای که در آن مینگریم، شریعت کامل آزادی است؛ اما اگر حقیقت را دوست نداشته باشیم و سپس راه خود را در پیش گیریم، چنانکه آنان که با دانیال بودند هنگامی که گریختند چنین کردند، آنگاه آن آینه صرفاً بازتابی از خودِ ماست.
«شریعتِ خدا آیینهای است که بازتابی کامل از انسان آنگونه که هست ارائه میکند و صورتِ درست را در برابر او مینهد. برخی از این تصویر روی برمیگردانند و آن را فراموش میکنند، در حالی که برخی دیگر بر ضد شریعت الفاظِ اهانتآمیز به کار میبرند، گویی این کار عیوبِ منشِ ایشان را درمان خواهد کرد. گروهی دیگر که بهوسیلهٔ شریعت محکوم میشوند، از تعدیاتِ خود توبه خواهند کرد و از طریقِ ایمان به استحقاقاتِ مسیح، منشِ مسیحی را به کمال خواهند رسانید.» Faith and Works, 31.
دانیال در رؤیای آینهگون، خود را ندید؛ او مسیح را دید، که تجسّم کاملِ شریعت کاملِ آزادیِ یعقوب است.
«زندگی مسیح بر زمین، بازتابی کامل از شریعت الهی است. در او حیات و امید و نور است. او را بنگرید، و به همان شباهت، از سیرت به سیرت، دگرگون خواهید شد.» Signs of the Times, May 10, 1910.
تصویرِ وحش، بازتابِ خودِ وحش است، و تشکیلِ تصویرِ وحش آزمونِ عظیم برای قومِ خداست که بهوسیلهٔ آن سرنوشتِ ابدیِ ایشان تعیین خواهد شد. هنگامی که کلیساهای پروتستان زمامِ حکومتِ ایالات متحده را به دست گیرند، تصویری از نظامِ کلیسا و دولت را پدید خواهند آورد که قدرتِ پاپی همواره از آن بهره برده است. در همان دورهٔ زمانی، تصویرِ مسیح در قومِ آخرالزمانیِ او پدید آورده خواهد شد. با این همه، آنان که با دانیال بودند، رؤیا را ندیدند، زیرا از برابرِ رؤیا گریختند.
تشکیلِ صورتِ مسیح، پرستندگان کے دو طبقوں کے ظہور کا سبب بنتا ہے۔ ایک طبقہ انعکاس کے اصول کو رد کرتا ہے۔ انعکاس کا اصول ایک آئینے کے ذریعے ظاہر کیا گیا ہے، کیونکہ مسیح روحانی آسمانی حقائق کی نمائندگی کے لیے لفظی زمینی اشیا کو استعمال کرتا ہے۔
„در تعلیم مَثَلیِ مسیح همان اصلی دیده میشود که در خودِ مأموریت او به جهان نیز آشکار بود. تا ما بتوانیم با سیرت و حیات الهیِ او آشنا شویم، مسیح طبیعت ما را بر خود گرفت و در میان ما ساکن شد. الوهیت در انسانیت مکشوف گردید؛ جلالِ نادیدنی در صورتِ مرئیِ انسانی. مردم میتوانستند ناشناخته را از طریق شناختهشده بیاموزند؛ امور آسمانی از راه امور زمینی مکشوف میشد؛ خدا در شباهت انسانها ظاهر گردید. در تعلیم مسیح نیز چنین بود: ناشناخته بهوسیلهٔ شناختهشده تصویر میشد؛ حقایق الهی بهوسیلهٔ امور زمینیای که مردم با آنها بیش از همه آشنا بودند.“
کتابِ مقدس کہتا ہے، "یہ سب باتیں یسوع نے بھیڑ سے تمثیلوں میں کہیں؛ … تاکہ وہ بات پوری ہو جو نبی کی معرفت کہی گئی تھی کہ میں تمثیلوں میں اپنا منہ کھولوں گا؛ میں وہ باتیں ظاہر کروں گا جو دنیا کی بنیاد سے پوشیدہ رکھی گئی ہیں۔" متی 13:34، 35۔ فطری چیزیں روحانی حقائق کے اظہار کا وسیلہ تھیں؛ فطرت کی اشیا اور اُس کے سننے والوں کے زندگی کے تجربات کو کلامِ مکتوب کی صداقتوں کے ساتھ مربوط کیا گیا تھا۔ اس طرح فطری سے روحانی بادشاہی کی طرف رہنمائی کرتے ہوئے، مسیح کی تمثیلیں اُس سلسلۂ حق کی کڑیاں ہیں جو انسان کو خدا سے، اور زمین کو آسمان سے ملاتا ہے۔" مسیح کی تمثیلی تعلیمات، 17۔
اصلِ روحانیِ بازتاب از راهِ نگریستن در آینهای که نمایانگرِ مسیح است، تحقق مییابد؛ و چون رؤیای «ماراه» رؤیایی علّی است، تصویرِ مسیح در آینه، تصویرِ مسیح را در انسان پدید میآورد.
یہ دعویٰ کرنا کہ ریاستہائے متحدہ ہی رؤیا کو قائم کرتا ہے، ایسا ہی ہے جیسے یہ دعویٰ کرنا کہ دانی ایل کا مجسمہ ہی مسیح کو قائم کرتا ہے۔ مسیح ہی اپنے کردار اور اپنے کام کی رؤیا کو قائم کرتا ہے، اور مخالفِ مسیح ہی اپنے کردار اور اپنے کام کی رؤیا کو قائم کرتا ہے۔ رؤیا وہ ہے جو آئینہ میں منعکس ہوتی ہے، اور رؤیا لٹیروں کے ذریعہ قائم کی جاتی ہے۔ کسی درندہ کی شبیہ کو غلط سمجھنا، اس شبیہ کو خود اصل درندہ قرار دے کر، متوازی خطوط پیدا کرتا ہے۔
مردِ ناتبدیلیافته، خویشتن را در آینه میبیند؛ یا اگر شریعتِ خدا را نیز ببیند، برای آنکه از الزامات آن بگریزد، بر آن شریعت اهانت میورزد. مردِ تبدیلیافته، مسیح و شریعتِ او را در آینه مشاهده میکند. ایالات متحده با نگریستن به قدرتِ پاپی و همانند ساختنِ خود با آن، صورتی از آن قدرت پدید میآورد. ضدِ مسیح بهوسیلهٔ ایالات متحده بازتولید میشود.
لوسیفر میخواست بر تختهای سیاسی و مذهبیِ خدا بنشیند.
تو چگونه از آسمان فرو افتادی، ای لوسیفر، ای پسر صبح! چگونه بر زمین افکنده شدی، ای که امتها را ناتوان میساختی! زیرا در دل خود گفتی: «به آسمان صعود خواهم کرد، و تخت خویش را بر فراز ستارگان خدا برپا خواهم داشت؛ و نیز بر کوه جماعت، در کرانههای شمال، خواهم نشست؛ از بلندیهای ابرها فراتر خواهم رفت؛ و مانند حضرتِ اعلی خواهم بود.» حزقیال 14:12–14.
شیطان ضدّمسیح است، و قدرت پاپی نیز چنین است. قدرت پاپی در کلیسا بر تخت نشست و بر تختهای سیاسی اروپا سلطنت کرد. آینۀ علّیِ باب دهم دانیال، هنگامی که در کاربرد روحانیِ آن دیده شود، آنان را که به آن مینگرند به صورت مسیح متحوّل میسازد. این حقیقت بر خطّ ضدّمسیح حاکم است. هنگامی که ملّتی یا فردی در رؤیای آینهگون مینگرد، اثری علّی پدید میآید، زیرا آن رؤیا صورت خود را در فرد یا ملّتی که آن را میبیند بازتولید میکند، و بدینسان یا صورت مسیح را پدید میآورد یا صورت وحش را. این امر با همان اثری که دانیال به تصویر میکشد، موازی است. این مسیح بود که رؤیا را برای دانیال برقرار ساخت، و ضدّمسیح است که رؤیا را برای ایالات متحده برقرار میسازد، آنگاه که آن، صورتی از وحش تشکیل میدهد.
ما این افکار را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.