سلسلهٔ نبوتی که زمانِ تشکیلِ تصویری به وحش و از وحش را به‌وسیلهٔ ایالات متحده مشخص می‌سازد، در هنگامی واقع می‌شود که شاخِ پروتستانتیسم در حالِ شکل دادنِ تصویرِ مسیح است. این شکل‌گیری به‌طور مشخص در باب دهمِ دانیال معرفی می‌شود، آنگاه که دانیال رؤیای «مَرآه» را، که آینهٔ علّیِ نگریستن است، مشاهده می‌کند. دانیال نمایندهٔ کسانی است که مسیح را مشاهده می‌کنند، و بدین‌سان شخصیتِ مسیح را منعکس می‌سازند. آن یک‌صد و چهل و چهار هزار نفر، که در باب دهم به‌وسیلهٔ دانیال نمایانده شده‌اند، تنها از راهِ مشاهدهٔ شخصیتِ او، صورتِ مسیح را در درون خویش پدید می‌آورند. با نگریستن، دگرگون می‌شوند.

تصویرِ وحش، بازتابِ خودِ وحش است، و شکل‌گیریِ تصویرِ وحش، آزمونِ عظیم برای قومِ خداست که به‌وسیلهٔ آن سرنوشتِ ابدیِ ایشان تعیین خواهد شد. هنگامی که کلیساهای پروتستان زمامِ حکومتِ ایالاتِ متحده را به دست گیرند، تصویری از نظامِ کلیسا و دولت را پدید آورده خواهند بود که ساختارِ سلطه‌ای را مشخص می‌سازد که قدرتِ پاپی پیش از آن‌که پشتیبانیِ سیاسی از آن گرفته شود به کار می‌برد. در همان دورهٔ زمانی، تصویرِ مسیح نیز در قومِ آخرالزمانیِ او پدید خواهد آمد. بااین‌حال، کسانی بودند که با دانیال بودند، اما رؤیا را ندیدند، زیرا از برابرِ رؤیا گریختند. آنان با امتناع از آن‌که در زمانِ آزمون، تصویرِ مسیح در درونِ ایشان شکل گیرد، در آزمونِ شکل‌گیریِ تصویرِ وحش مردود شدند.

اصل روحانیِ بازتاب از راه نگریستن در آینه‌ای که نمایانگر مسیح است، تحقق می‌یابد؛ و چون رؤیای «marah» رؤیایی سببی است، تصویرِ مسیح در آینه، تصویرِ مسیح را در انسانیت پدید می‌آورد. آینهٔ تحت‌اللفظی تصویرِ مردی را که به آینه می‌نگرد بازمی‌تاباند، اما کاربرد روحانیِ این اصل با متغیرهایی مربوط به آینه همراه است. آنان که صرفاً «شنوندهٔ کلمه‌اند، نه به‌عمل‌آورندهٔ آن»، «خویشتن را می‌بیند و راه خود را پیش می‌گیرد و بی‌درنگ فراموش می‌کند که چگونه انسانی بود.» ایشان به آینه می‌نگرند و فقط انسانیت را می‌بینند.

طبقۂ دیگر، جو «نہ بھولنے والا سننے والا بلکہ کام کرنے والا» ہے، خدا کی شریعت کو دیکھتا ہے؛ وہ آئینے میں مسیح کو دیکھتا ہے۔ کام یہ ہے کہ سمجھا جائے کہ انعکاس کا اصول ایک «طبعی» حقیقت بھی رکھتا ہے اور ایک روحانی حقیقت بھی۔ دانی ایل اُن لوگوں کی مثال پیش کرتا ہے جنہوں نے یہ «کام» کیا، کیونکہ نویں اور دسویں ابواب میں وہ اُس کام کی تصویر دکھاتا ہے جو انعکاس کے روحانی اصول کو پیدا کرتا ہے۔

در آن روزها من، دانیال، سه هفتهٔ کامل ماتم گرفتم. نانِ لذیذ نخوردم، و گوشت و شراب به دهانم داخل نشد، و خویشتن را نیز اصلاً تدهین نکردم، تا آن‌که سه هفتهٔ تمام به انجام رسید. دانیال 10:1، 2

جبرائیل بابِ آٹھ کی رؤیا کی جزوی تعبیر دانی ایل کو دے چکا تھا، لیکن دانی ایل اسے پوری طرح نہ سمجھ سکا تھا۔

و من، دانیال، بیهوش شدم و چند روز بیمار بودم؛ سپس برخاستم و به کار پادشاه پرداختم؛ و از آن رؤیا در شگفت ماندم، اما هیچ‌کس آن را درنیافت. دانیال 8:27.

خواهر وایت به ما آگاه می‌سازد که دانیال در پی آن بود که تفسیرِ پیامی را که در باب هشتمِ کتاب دانیال آمده است و جبرئیل در باب نهم برای دانیال آورده بود، دریابد.

«Միլլերը, նոր և առավել խոր լրջությամբ, շարունակեց մարգարեությունների քննությունը, և ամբողջ գիշերներն ու օրերը նվիրում էր այժմ այն բաների ուսումնասիրությանը, որոնք նրան ներկայացան այսքան վիթխարի կարևորություն ունեցող և ամենակուլ հետաքրքրություն հարուցող։ Դանիելի ութերորդ գլխում նա չկարողացավ գտնել 2300 օրերի սկզբնակետի որևէ բանալի. Գաբրիել հրեշտակը, թեև հրաման էր ստացել Դանիելին հասկացնել տեսիլքը, նրան տվեց միայն մասնակի բացատրություն։ Երբ եկեղեցուն վիճակված սարսափելի հալածանքը բացվեց մարգարեի տեսիլքի առջև, նրա մարմնական զորությունը սպառվեց։ Նա այլևս չկարողացավ տանել, և հրեշտակը միառժամանակ թողեց նրան։ Դանիելը «ուշաթափ եղաւ, եւ հիւանդացաւ մի քանի օր»։ «Եւ ես զարմացած էի տեսիլքից,— ասում է նա,— բայց ոչ ոք չհասկացաւ այն»։»

«با این حال، خدا به پیام‌آور خود فرمان داده بود: “این مرد را از رؤیا آگاه ساز.” آن مأموریت می‌بایست به انجام می‌رسید. در اطاعت از آن، فرشته، اندک زمانی بعد، نزد دانیال بازگشت و گفت: “الآن بیرون آمده‌ام تا تو را حکمت و فهم ببخشم؛” “پس امر را دریاب و رؤیا را ملاحظه کن.” دانیال 8:27, 16؛ 9:22, 23, 25–27. در رؤیای باب 8 یک نکتهٔ مهم باقی مانده بود که توضیح داده نشده بود، یعنی آنچه به زمان مربوط می‌شد—دورهٔ 2300 روز؛ از این‌رو فرشته، در از سر گرفتن توضیح خود، عمدتاً بر موضوع زمان درنگ می‌کند.» نبرد عظیم، 325.

در فصل دهم به ما آگاهی داده می‌شود که دانیال از «رؤیا» و «امر» فهم داشت، اما دانیال نور بیشتری می‌خواست؛ از این‌رو دل خود را بر آن نهاد تا آن فهم را بیابد و به مدت بیست‌ویک روز روزه گرفت. او بدین‌سان نمایندهٔ کسانی است که در ایام آخر اصل روحانیِ انعکاس را که به‌وسیلهٔ اصل طبیعیِ انعکاس نمونه‌وار شده است، درک می‌کنند. این فهم به‌وسیلهٔ اعمال ایشان به تصویر کشیده می‌شود، و اعمال ایشان به‌وسیلهٔ دانیال به‌صورت طلبِ فهمی درست از کلام نبوتیِ خدا بازنمایی می‌گردد. تقابلِ آشکارِ کسانی که از رؤیا گریختند، این است که ایشان در پیِ فهمی درست از کلام نبوتیِ خدا نبودند.

حقیقتِ کلامِ نبویِ خدا، که دانیال در مقام کسی تصویر شده است که مشتاقانه در پیِ فهمِ آن است، نورِ ایامِ آخر است؛ زیرا دانیال نمونهٔ آن یکصد و چهل و چهار هزار تن است. از این‌رو، دانیال نمایندهٔ طبقه‌ای است که در طلبِ فهمِ نورِ کلامِ نبویِ خدا هستند؛ نوری که به‌مثابهٔ آخرین آزمون پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش تصویر شده است. از این حیث، آنچه درست پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش گشوده می‌شود، مکاشفهٔ عیسی مسیح است؛ اما همین امر همچنین آن آزمونی است که به‌صورتِ تشکیلِ تصویرِ وحش به نمایش درآمده است.

تَشکیلِ شبیهِ وحش، به‌طور مستقیم فرایندِ چگونگیِ پدید آمدنِ شبیهِ وحش را مشخص می‌سازد. این واقعیت را نمی‌توان به‌درستی تعیین کرد مگر آنکه نخست موضوعِ اصلیِ آزمون، یعنی وحش، شناسایی شود. این خودِ وحش است که تعیین می‌کند و مشخص می‌سازد شبیهِ آن چگونه شکل می‌گیرد.

«اما “تصویرِ وحش” چیست؟ و چگونه باید پدید آید؟ این تصویر به‌وسیلهٔ وحشِ دوشاخ ساخته می‌شود، و تصویری برای آن وحش است. همچنین آن را تصویرِ وحش نیز می‌نامند. پس، برای آنکه بدانیم این تصویر چگونه است و چگونه باید پدید آید، باید ویژگی‌های خودِ آن وحش—پاپیّت—را مطالعه کنیم.»

«وقتی کلیسای نخستین با دور شدن از سادگیِ انجیل و پذیرفتن آیین‌ها و رسومِ بت‌پرستانه فاسد شد، روح و قدرت خدا را از دست داد؛ و برای آنکه بر وجدان‌های مردم تسلط یابد، در پیِ پشتیبانیِ قدرتِ دنیوی برآمد. نتیجه، پاپیّت بود؛ کلیسایی که قدرتِ دولت را در اختیار گرفت و آن را برای پیشبرد مقاصدِ خویش به کار برد، به‌ویژه برای مجازاتِ «بدعت». برای آنکه ایالات متحده تصویری از وحش بسازد، قدرتِ دینی باید چنان بر حکومتِ مدنی مسلط شود که اقتدارِ دولت نیز به‌وسیلهٔ کلیسا برای تحققِ مقاصدِ خود به کار گرفته شود.» نزاع عظیم، 443.

برای آن‌که «دریابیم صورتِ آن چگونه است و چگونه باید ساخته شود، باید خصوصیاتِ خودِ وحش—یعنی پاپیّت—را مطالعه کنیم.» این همان وحش است که آن رؤیایی را برقرار می‌سازد که آزمونِ ایّامِ آخر است و اندکی پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش پدید می‌آید. دانیال رؤیا و آن امر را فهمید.

در سالِ سومِ کورش، پادشاهِ فارس، امری بر دانیال که به بلطشصر نامیده می‌شد مکشوف گردید؛ و آن امر راست بود، اما زمانِ معین دراز بود؛ و او آن امر را دریافت و رؤیا را فهم کرد. دانیال 10:1.

آن رؤیا، رؤیای «مَرئه» از دو هزار و سیصد سال است. «چیز» واژۀ عبری «دابار» است، به معنای «کلمه». همان واژه («دابار») که در آیۀ یک به «چیز» ترجمه شده است، در فصل نهم، آیۀ بیست و سه، به «امر» ترجمه شده است.

ہاں، جب میں دُعا میں مصروفِ کلام تھا، تو وہی شخص جبرائیل، جسے میں نے ابتدا کی رؤیا میں دیکھا تھا، نہایت سرعت سے اُڑتا ہوا آیا اور شام کی نذرِ سوختنی کے وقت کے قریب مجھے چھو گیا۔ اور اُس نے مجھے سمجھایا، اور مجھ سے بات کی، اور کہا، اے دانی ایل، اب میں تجھے دانائی اور فہم بخشنے کے لیے نکلا ہوں۔ تیری منتوں کی ابتدا ہی میں حکم صادر ہوا، اور میں تجھے بتانے آیا ہوں؛ کیونکہ تُو نہایت محبوب ہے۔ پس اس بات کو سمجھ، اور اس رؤیا پر غور کر۔ دانی ایل 9:21–23۔

جبرائیل، دانی ایل کی دعا کے جواب میں دانی ایل کے پاس آتا ہے، اور یہ دعا اُس روشن فہمی سے وابستہ ہے جو دانی ایل کو اُس وقت حاصل ہوئی جب اُس نے سمجھ لیا کہ وہ اُس اسیری میں ہے جس کی تمثیل احبار چھبیس میں مذکور پراگندگی سے کی گئی ہے۔

در سالِ اوّلِ سلطنتِ او، من، دانیال، از روی کتاب‌ها تعداد سال‌هایی را که کلامِ خداوند دربارهٔ آن‌ها به ارمیا نبی رسیده بود، درک کردم؛ اینکه او هفتاد سال را در ویرانی‌های اورشلیم به انجام خواهد رسانید. دانیال ۹:۲.

اسیری که ارمیا بدان اشاره کرد، دانیال را به اسیریِ «هفت زمان» که موسی آن را ثبت کرده بود رهنمون ساخت؛ اسیری‌ای که هم «سوگند» بود و هم «لعنت».

હા, સર્વ ઇઝરાયલે તારી વ્યવસ્થાનું ઉલ્લંઘન કર્યું છે, અને વિમુખ થઈ ગયા છે જેથી તેઓ તારા સ્વરને આધીન ન રહે; તેથી અમારા પર શાપ વરસાવવામાં આવ્યો છે, અને દેવના સેવક મોશીની વ્યવસ્થામાં લખાયેલ શપથ પણ, કારણ કે અમે તેના વિરુદ્ધ પાપ કર્યું છે. અને તેણે અમારા વિરુદ્ધ, તથા અમારો ન્યાય કરનાર અમારા ન્યાયાધીશો વિરુદ્ધ કહેલા પોતાના વચનોને એક મહાન અનર્થ અમારા પર લાવીને સ્થિર કર્યા છે; કારણ કે સમગ્ર આકાશની નીચે એવું થયું નથી જેવું યરુશાલેમ પર થયું છે. જેમ મોશીની વ્યવસ્થામાં લખાયેલ છે, તેમ આ સર્વ અનર્થ અમારા પર આવ્યો છે; છતાં અમે યહોવા અમારા દેવ સમક્ષ પ્રાર્થના કરી નથી, જેથી અમે અમારી અધીર્મતાઓથી ફરીએ અને તારા સત્યને સમજીએ. દાનિયેલ 9:11–13.

बरहमिया और मूसा की इन दो साक्षियों के आधार पर दानिय्येल ने समझ लिया कि यरूशलेम पर जो उजाड़पन आया था, वह प्राचीन इस्राएल पर “उंडेला गया” मूसा का “वही शाप” था। सिस्टर व्हाइट, यिर्मयाह की साक्षी को “कलीसिया के लिए गवाहियाँ” कहकर संबोधित करती हैं, और इस दृष्टि से यह यिर्मयाह को अंतिम दिनों की भविष्यद्वाणी की आत्मा के रूप में चिन्हित करता है; क्योंकि अंतिम दिनों में “कलीसिया के लिए गवाहियाँ” वास्तव में यही हैं। यिर्मयाह भविष्यद्वाणी की आत्मा का प्रतिनिधित्व करता है और मूसा बाइबल का प्रतिनिधित्व करता है।

دانیال نمایانگر کسانی است از ایام آخر که از آن دو شاهد درمی‌یابند که پراکنده شده‌اند، و از کتاب مقدس و روح نبوت درمی‌یابند که بیدار شده‌اند؛ چنان‌که دانیال نیز به این حقیقت بیدار شد که او (آنان) در اسارت بوده است، و اینکه آن اسارت در کلام نبویِ خدا نمایانده شده بود.

تجربهٔ قوم خدا در روزهای آخر، تجربهٔ ده باکره است.

«تمثیلِ ده باکره در متی ۲۵ همچنین تجربهٔ قوم ادونتیست را به تصویر می‌کشد.» نبرد عظیم، ۳۹۳.

زمانِ تأخیر در مَثَلِ ده باکره، نمایانگر همان بیداریِ دانیال در باب نهم است. دانیال بر پایهٔ آن دو شاهدِ تقدیس‌شده دریافت که تمام زندگی‌اش تحققِ نبوتی معین در کلامِ خدا بوده است. آن نبوت، دانیال را به راه‌چاره‌ای رهنمون شد که اگر می‌خواست برای آنچه در همان بابِ بعدی بر او واقع می‌شد آماده باشد، بدان نیاز داشت. همچنین، هنگامی که میلری‌ها مَثَلِ ده باکره را تحقق بخشیدند، ایشان نیز می‌بایست به این واقعیت بیدار می‌شدند که نومیدیِ نخستین و تأخیر، آنان را به خواب فرو برده بود. همهٔ انبیا نمایانگر ایامِ آخر هستند.

بیداریِ دانیال و میلیری‌ها دو شاهدِ بیداریِ آن یکصد و چهل و چهار هزار در ایام آخر هستند.

یسوع اور تمام لشکرِ آسمانی نے اُن لوگوں پر ہمدردی اور محبت کی نگاہ ڈالی جنہوں نے شیریں توقع کے ساتھ اُس کے دیدار کی آرزو کی تھی جسے اُن کی جانیں محبت کرتی تھیں۔ فرشتے اُن کے گرد منڈلا رہے تھے تاکہ اُن کی آزمایش کی گھڑی میں اُنہیں سنبھالیں۔ جنہوں نے آسمانی پیغام کو قبول کرنے میں غفلت برتی تھی وہ تاریکی میں چھوڑ دیے گئے، اور خدا کا غضب اُن پر بھڑک اٹھا، کیونکہ وہ اُس نور کو قبول نہ کرنا چاہتے تھے جو اُس نے آسمان سے اُن کے لیے بھیجا تھا۔ وہ وفادار مگر مایوس لوگ، جو یہ نہ سمجھ سکتے تھے کہ اُن کا خداوند کیوں نہ آیا، تاریکی میں نہ چھوڑے گئے۔ پھر اُنہیں اپنی بائبلوں کی طرف رہنمائی دی گئی تاکہ وہ نبوتی ادوار کی جستجو کریں۔ خداوند کا ہاتھ اعداد و شمار سے ہٹا لیا گیا، اور غلطی کی وضاحت کر دی گئی۔ اُنہوں نے دیکھا کہ نبوتی ادوار 1844 تک پہنچتے ہیں، اور وہی ثبوت جو اُنہوں نے یہ ظاہر کرنے کے لیے پیش کیا تھا کہ نبوتی ادوار 1843 میں ختم ہوتے ہیں، ثابت کرتا تھا کہ وہ 1844 میں اختتام پذیر ہوں گے۔ کلامِ خدا سے نور اُن کی حالت پر چمکا، اور اُنہوں نے ایک توقف کا وقت دریافت کیا—’اگرچہ وہ [رویا] تاخیر کرے، تو بھی اُس کا انتظار کر۔‘ مسیح کی فوری آمد سے اپنی محبت میں، وہ رویا کی اُس تاخیر کو نظرانداز کر بیٹھے تھے جو سچے منتظرین کو ظاہر کرنے کے لیے مقرر کی گئی تھی۔ پھر اُن کے سامنے ایک وقت کا نکتہ تھا۔ تاہم میں نے دیکھا کہ اُن میں سے بہت سے اپنے شدید مایوسی کے احساس سے اوپر نہ اٹھ سکے تاکہ اُس درجے کے جوش اور توانائی کے مالک ہوں جس نے 1843 میں اُن کے ایمان کو نمایاں کیا تھا۔“ Early Writings, 236.

در تحقق این مَثَل، میلری‌ها «درنگِ رؤیا را نادیده گرفته بودند»، اما «بار دیگر» «به کتاب‌مقدّس‌های خود هدایت شدند تا ادوار نبوی را جست‌وجو کنند. دستِ خداوند از روی اعداد برداشته شد، و اشتباه توضیح داده شد.» دانیال به سوی کتاب‌مقدّس هدایت شد و «دستِ خداوند» از «ادوار نبوی» برداشته شد؛ و هنگامی که دانیال، به‌عنوان عامل به کلام، نه صرفاً شنونده، با ایمانِ فعّال ثابت کرد که پیام ارمیا و موسی را فهمیده است، از راه به‌جاآوردن رهنمودهای داده‌شده در لاویان بیست‌وشش، و نیز علاج و راه‌حلِ وضعِ پراکندۀ قومِ خدا، آنگاه «توضیح» به دانیال داده شد.

هنگامی که آن صد و چهل و چهار هزار نفر، در روزهای آخر، زمانِ درنگِ مَثَل را در تحقق نهایی و کامل‌ترینِ آن به انجام رسانند، این کار را در دوره‌ای از زمان انجام خواهند داد که در آن «تشکیلِ صورتِ وحش» آزمون بزرگِ ایشان است.

ما این اندیشه‌ها را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

«“اما چون محصول برسد، فوراً داس را به کار می‌برد، زیرا موسم درو فرارسیده است.” مسیح با اشتیاقی آکنده از انتظار، در انتظار تجلی خویش در کلیسای خود است. هنگامی که سیرتِ مسیح به‌گونه‌ای کامل در قوم او بازتاب یابد، آنگاه خواهد آمد تا ایشان را به‌عنوان آنِ خود مطالبه کند.» پندهای مسیح 69.

«آنچه جهان را در پرده فرو برده، تاریکیِ بدفهمیِ خداست. آدمیان شناختِ خود از شخصیتِ او را از دست می‌دهند. شخصیت او بد فهمیده شده و به‌نادرست تفسیر گردیده است. در این زمان، پیامی از جانب خدا باید اعلام شود؛ پیامی که در تأثیر خود روشنی‌بخش و در قدرت خود نجات‌دهنده است. شخصیت او باید شناسانده شود. در تاریکیِ جهان باید نورِ جلالِ او تابانیده شود؛ نورِ نیکویی، رحمت، و حقیقتِ او.»

«این همان کاری است که نبی اشعیا در این سخنان ترسیم کرده است: “ای اورشلیم که بشارت نیکو می‌آوری، آواز خود را با قوت بلند کن؛ آن را بلند کن، مترس؛ به شهرهای یهودا بگو: اینک خدای شما! اینک خداوند یهوه با دستِ قوی خواهد آمد، و بازوی او برای وی سلطنت خواهد کرد؛ اینک اجر او با اوست، و عمل او پیش روی او.”» اشعیا ۴۰:‏۹، ۱۰.

«کسانی که در انتظار آمدن داماد هستند، باید به مردم بگویند: “اینک خدای شما.” آخرین پرتوهای نورِ رحمت، آخرین پیامِ رحمت که باید به جهان داده شود، مکاشفه‌ای از منشِر محبت‌آمیز اوست. فرزندان خدا باید جلال او را آشکار سازند. ایشان در زندگی و منشِر خود باید آنچه را که فیض خدا برای ایشان به انجام رسانیده است، نمایان کنند.» Christ’s Object Lessons, 415.