اکنون ما در دورهٔ آزمونِ صورتِ وحش هستیم، و نخستین مناقشهٔ نبوی در تاریخِ ادونتیسم اکنون بار دیگر در حال تکرار است. در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، میکائیلِ رئیس‌فرشتگان فرود آمد تا استخوان‌های خشک و مردهٔ حزقیال را بیدار سازد؛ آنان که در کوچهٔ آن شهرِ عظیم، یعنی سدوم و مصر، مقتول افتاده بودند. در آنجا، در باب یازدهمِ مکاشفه، ایشان به‌واسطهٔ افاضهٔ روح از خوابِ مرگِ خویش بیرون آورده می‌شوند. در باب سی‌وهفتمِ حزقیال، پیامِ چهار باد به‌عنوان همان پیامی معرفی می‌شود که استخوان‌های خشکِ مرده را، که به‌عنوان تمامی خاندانِ اسرائیل شناخته می‌شوند، به لشکرِ خداوند مبدل می‌سازد. نبی دانیال نمایانگرِ دو شاهدِ مقتولِ یوحناست، و همچنین نمایانگرِ کسانی است که در وادیِ استخوان‌های خشکِ مرده‌اند، و نیز باکره‌گانِ دانا را در مَثَل نمایندگی می‌کند.

جب ملیریوں نے تمثیل کو پورا کیا، تو انہوں نے پہچان لیا کہ ان کا تجربہ اسی تمثیل میں ظاہر کیا گیا تھا۔ ایک لاکھ چوالیس ہزار کو بھی یہ پہچاننا ہوگا کہ وہ تأخیر کے وقت میں رہے ہیں۔ دانی ایل کی مانند، باب نو میں، انہیں یہ بھی پہچاننا ہوگا کہ وہ احبار چھبیس کے سات زمانوں کے مطابق دشمنوں کی سرزمین میں منتشر کیے گئے ہیں، اور نیز نبوکدنضر کی حیوانات والی مخفی تمثیل کو بھی سمجھنا ہوگا۔

در هر یک از این سطور، آزمونی نبوی از کلام خدا به تصویر کشیده شده است. آن دو شاهد که در کوچه مرده‌اند، آنگاه که زنده می‌شوند، از روح پر می‌گردند. استخوان‌های خشکِ حزقیال نیاز داشتند که پیامی نبوی را بشنوند. دانیال، هنگامی که به وضعیت پراکندگیِ خویش بیدار شد، در حال مطالعهٔ نوشته‌های موسی و ارمیا بود. در باب دوم، دانیال و آن سه یارِ برگزیده، به‌گونه‌ای استعاری، به این واقعیت بیدار شدند که تحت فرمان مرگ قرار گرفته‌اند؛ و سپس نور نبوی‌ای که پنهان شده بود و آنگاه مُهرگشایی شد، دانیال و سه دوستش را رهایی بخشید. باکره‌های مَثَل، در نیمه‌شب، با «آوازی» بیدار می‌شوند. میلری‌ها زمانی بیدار شدند که مسیح دست خود را از روی اَشکالِ نمودار برداشت. در هر شش شاهد، این یک پیام نبوی است که مردگان یا خفتگان را بیدار می‌سازد. سپس این امر آزمونی پدید می‌آورد که در پایانِ فرایندِ آزمون، دو طبقه در آن آشکار می‌شوند.

بر بنیادِ این سطور، مقرر می‌گردد که چون آن یکصد و چهل و چهار هزار در ایام آخر بیدار شوند، این همان پیامِ حزقیال دربارهٔ چهار باد، و نیز پراکندنِ هفت‌بارهٔ موسی در لاویان بیست‌وشش است. این پیامِ رستاخیز است که به‌وسیلهٔ میکائیلِ رئیسِ فرشتگان آورده می‌شود. این همان پیامِ رؤیای نهانیِ نبوکدنصر دربارهٔ تمثالِ وحوش است.

कुँवारियों की परीक्षा इस आधार पर की जाती है कि क्या उनके पास तेल है, जिसकी पहचान “परमेश्वर की आत्मा के सन्देशों” के रूप में की गई है। मिलरवादी तब जागृत हुए जब उन्होंने यह समझा कि उनकी पहचान परमेश्वर के भविष्यद्वाणीमय वचन में की गई है, और तब भी जब उन्होंने वही प्रमाण देखा जिसने उन्हें पहले 1843 की भविष्यवाणी करने के लिए प्रेरित किया था, वास्तव में 22 अक्टूबर, 1844 की ओर संकेत करता था। इन तर्क-रेखाओं के आधार पर यह स्थापित होता है कि जब अंतिम दिनों में एक लाख चवालीस हज़ार जागृत किए जाएँगे, तब वे एक ऐसे भविष्यद्वाणीमय परीक्षात्मक सन्देश के प्रति जागृत किए जाएँगे जो उपासकों के दो वर्ग उत्पन्न करता है।

تمام این خطوط در دورهٔ آزمون نبوی‌ای که به‌وسیلهٔ تشکیل صورتِ وحش و برای وحش نمایانده شده است، کمال و تحقق نهایی خود را می‌یابند. آن آزمون هنگامی پایان می‌پذیرد که در قانون یکشنبه، زمانِ آزمایش برای باکره‌ها بسته شود. ازاین‌رو، فرایندِ آزمونِ صورتِ وحش که مکرراً به‌عنوان آزمونی نمایانده می‌شود که آشکار می‌سازد چه کسانی پیامِ گشوده‌شده را فهمیده‌اند، به‌وسیلهٔ همهٔ این خطوط نبوی بازنمایی شده است. در دانیال دوازده، حکیمانی که افزایشِ معرفت را درمی‌یابند، از فرایندِ آزمونی سه‌مرحله‌ای عبور می‌کنند که به‌صورت پاک ساخته شدن، سفید گردیدن و آزموده شدن نشان داده شده است. آن سه مرحله، مراحلِ اقناعی است که به‌وسیلهٔ روح‌القدس آورده می‌شود و بیانگرِ اقناع نسبت به گناه، عدالت و داوری است. آن سه مرحله، صحن، مکانِ مقدس و قدس‌الاقداس هستند. آن سه مرحله همچنین در سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده، و نیز در تجربهٔ دانیال و سه یارِ شایسته در بابِ یک بازنمایی شده‌اند. در آنجا ایشان نخست از آزمونِ خوراکی گذشتند، سپس از آزمونِ بصری، و سرانجام سومین آزمونی را که از سوی پادشاهِ شمال داده شد—که به‌وسیلهٔ نبوکدنصر نمایانده شده است—با موفقیت پشت سر گذاشتند.

اور ان چار بچوں کو خدا نے ہر قسم کی تعلیم اور حکمت میں علم اور فہم بخشا؛ اور دانی ایل کو ہر طرح کی رویاؤں اور خوابوں کی سمجھ عطا ہوئی۔ پھر اُن دنوں کے اختتام پر، جن کے بارے میں بادشاہ نے فرمایا تھا کہ اُنہیں پیش کیا جائے، خواجہ سراؤں کے سردار نے اُنہیں نبوکدنضر کے حضور پیش کیا۔ اور بادشاہ نے اُن سے گفتگو کی؛ اور اُن سب میں دانی ایل، حننیاہ، میسائیل، اور عزریاہ کے مانند کوئی نہ پایا گیا؛ اس لیے وہ بادشاہ کے حضور کھڑے رہنے لگے۔ اور حکمت اور فہم کے ہر معاملہ میں، جس کے بارے میں بادشاہ نے اُن سے دریافت کیا، اُس نے اُنہیں اپنے تمام مملکت کے سب جادوگروں اور نجومیوں سے دس گنا بہتر پایا۔ دانی ایل 1:17–20۔

دانیال و آن سه یارِ برجسته را آخرینِ سه آزمون، نبوکدنصر برپا کرد؛ ازاین‌رو، آزمون نهاییِ نبوی که دانیال و آن سه یارِ برجسته ممثّلِ آن‌اند، دربارهٔ بابل است، زیرا نبوکدنصر پادشاه بود؛ و این در اشعیا باب هفت، آیات هشت و نه، پادشاه، پایتختِ یک قوم، و «سر»ی را برقرار می‌سازد که نمادهایی قابلِ‌تبادل‌اند. «سر» نمایانگرِ سرِ بابلِ جدید در ایام آخر است. آن «سر» در ایام آخر، فاحشهٔ مکاشفهٔ هفده است که بر پیشانیِ او نوشته شده است: «سِرّ، بابِلِ عظیم، مادرِ فاحشه‌ها و رجاساتِ زمین.»

آخرین آزمونِ نبویِ یکصد و چهل و چهار هزار تن، با درکِ درست یا نادرستِ «سر»ِ بابلِ مدرن در ایامِ آخر ارتباط دارد. آخرین آزمونِ آنان همچنین شاملِ این فهم است که بابلِ مدرن و رومِ مدرن نمادهایی قابلِ‌تبادل‌اند، و ازاین‌رو «سر»ِ بابلِ مدرن در هر یک از این دو خط، همان «سر»ِ واحد است، زیرا اینها نمادهایی قابلِ‌تبادل‌اند.

«دنیا از طوفان و جنگ و نزاع آکنده است. با این حال، زیر یک سر—قدرت پاپی—مردم متحد خواهند شد تا در شخص شاهدان خدا با خدا مخالفت ورزند.» شهادت‌ها، جلد ۷، ص. ۱۸۲.

دانیال و سه یارِ شایسته نشان می‌دهند که آزمون نهاییِ نبوی، زیرا همواره آزمونی بر سر نبوت است، آزمونی است دربارهٔ موضوع روم؛ زیرا سرِ این نظام در ایام آخر، قدرت پاپی است که به‌وسیلهٔ نبوکدنصر، نخستین سرِ بابل، نمونه‌وار معرفی شده است؛ همان که شخصاً دانیال و آن سه یارِ شایسته را آزمود. مناقشه‌ای که دانیال و سه یارِ شایسته نمونهٔ آن هستند، همچنین به‌وسیلهٔ نخستین مناقشه در تاریخِ بنیانیِ ادونتیسم، آن‌گونه که در نمودار ۱۸۴۳ به تصویر درآمده است، از پیش ترسیم شده بود؛ نموداری که به هدایت دستِ خداوند تنظیم شد و نباید تغییر می‌یافت. مناقشه‌ای که در نمودار ۱۸۴۳ بازنمایی شده بود، بر این شناسایی استوار بود که آیا آنتیوخوس اپیفانس یا رومِ بت‌پرست آن قدرتی است که رؤیا را در آیهٔ چهاردهم از فصل یازدهمِ کتاب دانیال برقرار ساخت.

در تاریخِ ایامِ آخر، آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر در خصوصِ فهمِ نبویِ خویش آزموده خواهند شد. فهمِ نبوی به‌واسطهٔ خطوطِ گوناگونِ نبوت که آزمونِ نهایی را از حیثِ ماهیت، نبوی استوار می‌سازند، تثبیت می‌گردد. این آزمون تدریجی خواهد بود و با ظهورِ دو طبقه از پرستندگان به فرجامِ خود خواهد رسید.

ਜਿਵੇਂ ਦਾਨੀਏਲ ਅਧਿਆਇ ਬਾਰਾਂ ਵਿੱਚ ਦਰਸਾਇਆ ਗਿਆ ਹੈ, ਪਰਖ ਉਸ ਵੇਲੇ ਸ਼ੁਰੂ ਹੁੰਦੀ ਹੈ ਜਦੋਂ ਨਵੀਂ ਭਵਿੱਖਬਾਣੀਕ ਰੋਸ਼ਨੀ ਅਨਮੁਹਰ ਕੀਤੀ ਜਾਂਦੀ ਹੈ, ਅਤੇ ਪਹਿਲੀ ਪਰਖ ਫਿਰ ਇਹ ਹੁੰਦੀ ਹੈ ਕਿ ਸੰਦੇਸ਼ ਨੂੰ ਗ੍ਰਹਿਣ ਕੀਤਾ ਜਾਵੇ ਜਾਂ ਸੰਦੇਸ਼ ਨੂੰ ਅਸਵੀਕਾਰ ਕੀਤਾ ਜਾਵੇ। ਇਸ ਪਰਖ ਨੂੰ ਦਾਨੀਏਲ ਨੇ “ਸ਼ੁੱਧ ਕੀਤੇ ਜਾਣਾ” ਵਜੋਂ ਦਰਸਾਇਆ, ਅਤੇ ਅਗਲੀ ਪਰਖ ਨੂੰ ਦਾਨੀਏਲ ਨੇ “ਚਿੱਟੇ ਕੀਤੇ ਜਾਣਾ” ਕਿਹਾ, ਅਤੇ ਇਹ ਪ੍ਰਕਿਰਿਆ ਤੀਜੀ ਅਤੇ ਅੰਤਿਮ ਪਰਖ ‘ਤੇ ਸਮਾਪਤ ਹੋਈ, ਜਿਸ ਨੂੰ “ਅਜ਼ਮਾਏ ਜਾਣਾ” ਵਜੋਂ ਦਰਸਾਇਆ ਗਿਆ ਹੈ। ਤੀਜੀ ਅਤੇ ਅੰਤਿਮ ਪਰਖ ਉਹ ਹੈ ਜਿੱਥੇ ਦੋਵੇਂ ਵਰਗ “ਅਜ਼ਮਾਏ” ਜਾਂਦੇ ਹਨ, ਅਤੇ ਓਥੇ ਹੀ ਉਹ ਪ੍ਰਗਟ ਕਰਦੇ ਹਨ ਕਿ ਉਨ੍ਹਾਂ ਕੋਲ ਤੇਲ ਹੈ ਜਾਂ ਨਹੀਂ।

دانیال بابِ اوّل براہِ راست آخری آزمائش کی نشان دہی کرتا ہے، اور یوں دانیال اُس آزمائش کی نشان دہی کر رہا ہے جو “حیوان کی مورت کی تشکیل” کے طور پر پیش کی گئی ہے، اور یہی وہ “آزمائش ہے جس میں خدا کے لوگوں کو کامیاب ہونا ہے،” دونوں صورتوں میں: “ان پر مُہر ہونے” سے پہلے بھی، اور “مہلتِ آزمائش کے ختم ہونے” سے پہلے بھی، جو عنقریب آنے والے اتوار کے قانون پر واقع ہوگا۔

آزمونِ چگونگیِ تشکیلِ صورتِ وحش، مستلزمِ آزمونِ نبویِ فهمِ ساختارِ نبویِ اتحادِ سه‌گانه است. اژدها، وحش، و نبیِ کاذب دارای ساختارِ نبویِ مشخصی هستند که بر کثرتی از گواهانِ نبوی استوار شده است. فهمِ این‌که اتحادِ سه‌گانه در ایامِ آخر چگونه به‌عنوان یک قدرتِ واحدِ نبوی به هم می‌پیوندد، همانا فهمِ چگونگیِ تشکیلِ صورتِ وحش است.

نمونه‌ای ساده، اما در عین حال پیچیده، از اهمیت درک این‌که تصویرِ وحش در ایام آخر چگونه شکل می‌گیرد، شهادتِ پولس دربارهٔ مردِ گناه در باب دومِ دوم تسالونیکیان است. پولس به رابطهٔ نبویِ رومِ بت‌پرست و رومِ پاپی می‌پردازد، و چون چنین می‌کند، مشخص می‌سازد که «رابطهٔ نبویِ رومِ بت‌پرست و رومِ پاپی» موضوعی است که دو طبقه از پرستندگان را آشکار می‌سازد.

ایک گروہ ہے جو “بت‌پرست روم اور پاپائی روم کے نبوتی تعلق” کی سچائی سے محبت کرتا ہے، اور دوسرا گروہ وہ ہے جو اس سچائی سے محبت نہیں کرتا اور اس لیے سخت گمراہی پاتا ہے۔ بت‌پرست روم اور پاپائی روم کا وہ نبوتی تعلق جسے پولُس نے بیان کیا، ان بہت سے نبوتی مقامات میں سے صرف ایک ہے جو ان دونوں قوتوں کے باہمی تعلق کو، اور نیز ریاستہائے متحدہ کے ساتھ ان دونوں قوتوں کے تعلق کو بھی ظاہر کرتے ہیں۔

رومِ بت‌پرست اژدها است، رومِ پاپی وحش است، و ایالات متحده نبیِ کاذب است. اَخاب آن پادشاهِ اژدها، بر ده پادشاه، است که با ایزابلِ فاحشه ازدواج کرده است؛ همان که بر مجموعه‌ای دوگانه از انبیای کاذب فرمان می‌راند. انبیای مذکر، انبیای بَعْل بودند، و کاهنانِ بیشه نمایانگر الههٔ مؤنث، عَشتاروت، بودند. اینان با هم نبیِ کاذبِ ایامِ آخر را نمونه‌وار مجسم می‌سازند؛ همان که صورتی از وحش را پدید می‌آورد، چنان‌که در کاهنانِ مؤنث و انبیای مذکر نمود یافته است.

اژدها اَخاب است، که نمادی از ده پادشاهِ مکاشفه هفده است، و هفتمین پادشاهی از هشت پادشاهی می‌باشد. پادشاهی ششم، ایالات متحده است، انبیای کذبهٔ ایزابل؛ پادشاهی هفتم، ده پادشاه، یعنی سازمان ملل متحد، قدرت اژدهاست؛ و پادشاهی هشتم، که از آن هفت است، همان پادشاهی پنجم است که زخمِ مهلک برداشت، و به‌عنوان پادشاهی هشتم و نهایی، یعنی وحش، زنده می‌شود، که ایالات متحده و سپس تمام جهان برای آن و از آن صورتی می‌سازند.

دانیال باب اول یک آزمون نهاییِ نبوی را مشخص می‌کند که مستلزم درکِ روم است، آن‌گونه که در کلام خدا بازنمایی شده است. دوم تسالونیکیان مشخص می‌سازد که آزمون نهاییِ نبوی شامل نوری دربارهٔ ساختارِ رومِ مدرن است، آن‌گونه که به‌واسطهٔ رابطهٔ نبوی و سیاسی میان رومِ بت‌پرست و رومِ پاپی بازنمایی شده است.

دانیال کے باب دو سے واضح ہوتا ہے کہ آخری ایام میں ایک بھید کھولا جاتا ہے جو ایک لاکھ چوالیس ہزار کو آزماتا ہے، کیونکہ باب دو میں دانیال اور اُس کے تین رفیق خدا کے آخری زمانہ کے لوگوں کی نمائندگی کرتے ہیں۔ وہ نبوی بھید جو کھولا جاتا ہے، اور یوں اُنہیں آزماتا ہے، نبوکدنضر کا اُس مورت سے متعلق مخفی خواب ہے جو درندوں کی علامت ہے؛ پس یہ ایک لاکھ چوالیس ہزار کے لیے آخری آزمائش کی نمائندگی کرتا ہے، جو، جیسا کہ سسٹر وائٹ نے قلم بند کیا، “حیوان کی مورت کی تشکیل” ہے۔

آزمایشی که باب دوم دانیال آن را نمایندگی می‌کند، تحت تهدید مرگ قرار داده شده است. این امر، به‌منزلهٔ تصویری از ایام آخر، آنچه را تأیید می‌کند که پولس تعلیم داد هنگامی که آن فریبِ عظیم را که بر کسانی عارض می‌شود که حقیقت را محبت نمی‌ورزند، مشخص ساخت. در تاریخ دانیال، فهم او مردان حکیمِ بابل را نجات داد، اما پس از آزمون نهاییِ ایام آخر، دیگر مهلت توبه‌ای وجود ندارد.

هر خط از مجادله دربارهٔ روم به‌عنوان نمادی که ما شناسایی کرده‌ایم، شهادتی مستقیم بر مجادله‌ای فراهم می‌آورد که اکنون در جریان است. همان‌گونه که جنبشِ قانون‌گذاری یکشنبه اکنون در تاریکی راه خود را می‌گشاید، کلام نبوی خداوند، نزدیک شدن آن را مشخص می‌سازد، هرچند نفوسِ بسیار اندکی فرزندان روز هستند، و آنان که فرزندان روز نیستند، از این‌رو آگاه نیستند که ریگ‌های زمانِ آزمایش به‌شتاب در حال فروریختن است. این امر در چارچوبی رخ می‌دهد که خواهر وایت آن را مشخص کرده است، جایی که حرکات نهایی، حرکاتی سریع خواهند بود. در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، میکائیل فرود آمد تا لشکر عظیم خود را برپا دارد، اما برای آنکه کسی جزئی از آن لشکر باشد، نخست باید کاری نبوی به انجام برسد، و آن کار در محیط سیاسی‌ای به انجام می‌رسد که در آن، تصویرِ وحش در حال شکل‌گیری است.

کاری نبوتی که باید به انجام برسد، دربرگیرندهٔ تشخیصِ شکل‌گیریِ صورتِ وحش است. دانشجوی نبوت باید از رهگذرِ رویدادهایی که در تاریخِ جاری در حال وقوع است، تشخیص دهد که عواملِ مذهبی و سیاسی‌ای که صورتِ وحش را در ایالات متحده پدید می‌آورند، در جریان‌اند. دانشجو همچنین باید تشخیص دهد که صورتِ وحش از لحاظِ نبوتی چگونه، آن‌گونه که در کلامِ خدا بیان شده است، شکل می‌گیرد. او نیز باید تشخیص دهد که هم‌زمان با شکل‌گیریِ صورتِ وحش در ایالات متحده، صورتِ خدا در آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر در حال شکل گرفتن است. او باید موازاتِ تاریخِ ایامِ آخر را با میلری‌ها در طیِ شکل‌گیریِ پیامِ فریادِ نیمه‌شب در تاریخِ ایشان درک کند، آنگاه که به این واقعیت بیدار شدند که در زمانِ درنگِ مَثَل قرار دارند، و بنابراین خودِ ایشان همان باکره‌ها هستند. هر سه عنصر بخشی از آزمونِ نبوتی‌اند که از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز به آشکار شدن کرد.

«حکم بر حکم» هر مجادله‌ای دربارهٔ روم که در تاریخ ادونتیستی پدید آمده است، تاریخ مقدّسی بوده است که در ایّام آخر تکرار می‌شود. مجادلهٔ نهایی بر سرِ روم، پیامدی مستقیم از امتناع قوم خدا از بیدار شدن در برابر پیامی است که در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ رسید.

«خدا قوم خویش را بیدار خواهد کرد؛ اگر وسایل دیگر کارگر نیفتد، بدعت‌ها در میان ایشان راه خواهد یافت که آنان را غربال کند و کاه را از گندم جدا سازد. خداوند همهٔ کسانی را که به کلام او ایمان دارند فرامی‌خواند که از خواب برخیزند. نور گران‌بهایی آمده است که مناسب این زمان است. این نور، حقیقت کتاب‌مقدسی است که خطرهایی را که درست در برابر ما قرار دارند آشکار می‌سازد. این نور باید ما را به مطالعه‌ای مجدّانه در کتب مقدّس و به دقیق‌ترین بررسیِ مواضعی که بر آن ایستاده‌ایم رهنمون شود. خواست خدا این است که همهٔ جنبه‌ها و مواضعِ حقیقت، با دعا و روزه، به‌طور کامل و پیگیرانه مورد جست‌وجو قرار گیرد. ایمانداران نباید در فرضیات و تصوّرات مبهم از آنچه حقیقت را تشکیل می‌دهد آرام گیرند. ایمان آنان باید استوارانه بر کلام خدا بنا شود، تا چون زمان آزمایش فرا رسد و ایشان برای پاسخ‌گویی دربارهٔ ایمان خود در برابر شوراها حاضر شوند، بتوانند با حلم و ترس، علّت امیدی را که در ایشان است بیان کنند.

«هَلان دهید، هَلان دهید، هَلان دهید. موضوعاتی که ما به جهان عرضه می‌کنیم، باید برای ما واقعیتی زنده باشند. مهم است که در دفاع از تعالیمی که آنها را اصول بنیادین ایمان می‌شماریم، هرگز به خود اجازه ندهیم استدلال‌هایی به کار بریم که از هر جهت استوار نباشند. این‌گونه استدلال‌ها ممکن است برای خاموش ساختن یک مخالف سودمند باشند، اما حقیقت را حرمت نمی‌نهند. ما باید استدلال‌های استوار ارائه کنیم؛ استدلال‌هایی که نه فقط مخالفان ما را خاموش سازند، بلکه نزدیک‌ترین و موشکافانه‌ترین وارسی را نیز تاب آورند. در میان کسانی که خود را برای مناظره‌گری تربیت کرده‌اند، این خطر بزرگ وجود دارد که کلام خدا را با انصاف به کار نبرند. در رویارویی با یک مخالف، باید کوشش صمیمانهٔ ما این باشد که موضوعات را چنان عرضه کنیم که در ذهن او اعتقاد پدید آورند، نه اینکه صرفاً در مؤمن اطمینان ایجاد کنیم.»

«هر اندازه که پیشرفت فکری انسان باشد، مبادا حتی برای لحظه‌ای بیندیشد که نیازی به کاوشی ژرف و پیوسته در کتب مقدس برای نور بیشتر نیست. ما به‌عنوان قومی، فرداً فراخوانده شده‌ایم که شاگردان نبوت باشیم. باید با جدیت مراقب باشیم تا هر پرتوی از نوری را که خدا به ما عرضه خواهد کرد، تشخیص دهیم. ما باید نخستین درخشش‌های حقیقت را دریابیم؛ و از طریق مطالعه‌ای آمیخته با دعا، می‌توان نور روشن‌تری به دست آورد که بتوان آن را در برابر دیگران قرار داد.» Testimonies, Volume 5, 708.

پروتستان‌های روزگار میلر نپذیرفتند که تابع قواعد دستور زبان باشند، و بر آن شدند که واژهٔ «نیز» را در آیهٔ چهاردهم نادیده بگیرند؛ واژه‌ای که از حیث دستوری نشان می‌دهد «غارتگرانِ قوم تو» نمایانگر قدرتی تازه بودند که به جریان رویدادهایی که در آیاتی ــ که آیهٔ چهاردهم در میان آن‌ها قرار دارد ــ بازنمایی شده‌اند، وارد می‌شد. اوریا اسمیت نیز دقیقاً همین کار را کرد، آنگاه که شواهد دستوری‌ای را نادیده گرفت که ثابت می‌کند پادشاهِ شمال در آیهٔ سی‌وششم و سپس در آیهٔ چهلم، همان پادشاهِ شمالی می‌بایست باشد که از آیهٔ سی‌ویکم بدین‌سو موضوع سخن بوده است.

امروز کسانی که تعلیم می‌دهند ایالات متحده همان «دزدان» است، از عبارتی از خواهر وایت استفاده می‌کنند که در آن قدرت پاپی و ایالات متحده به‌عنوان دو قدرت اصلیِ آزاردهنده در روزهای آخر معرفی شده‌اند، و با تحریف دستور زبان استدلال می‌کنند که مرادِ عبارتِ «دنیای قدیم» که خواهر وایت برای تعریف اروپا به‌کار می‌برد، در واقع تاریخ گذشته است. دستور زبانِ این عبارت ثابت می‌کند که این فرض نادرست است، و شیوه‌ای که خواهر وایت در این عبارت از «دنیای قدیم» استفاده می‌کند، با نحوه‌ای که او در دیگر بخش‌های نوشته‌هایش این اصطلاح را به‌کار می‌برد، هماهنگ است. او در این کاربرد، همچنین با مورخانی هم‌نظر است که تعبیرِ «دنیای قدیم» را در نسبت با «دنیای جدید» برای تمایز گذاشتن میان اروپا و قاره‌های آمریکا به‌کار می‌برند.

«رومنیت در جهان کهن و پروتستانتیسم مرتد در جهان نو، در قبال کسانی که همهٔ فرامین الهی را حرمت می‌نهند، همان مسیری مشابه را در پیش خواهند گرفت.» نبرد عظیم، ۶۱۵.

از نظر دستوری، عبارت «تعقیب خواهد کرد» نشان می‌دهد که هر دو قدرتی که به‌وسیلهٔ «جهان قدیم» و «جهان جدید» نمایان شده‌اند، هر دو در ایام آخر، آزار قوم خدا را «تعقیب می‌کنند»؛ و از نظر دستوری نادرست است که ادعا شود این جمله به «جهان قدیم» به‌عنوان تاریخ گذشته، و به «جدید» به‌عنوان ایام آخر اشاره دارد. «حکم بر حکم» همهٔ منازعات کهنِ روم، دانشجوی نبوتِ ایام آخر را آگاه می‌سازد که هنگامی که به آزمونِ صورتِ حیوان بیدار شوند، آن آزمون محیطی را نیز دربر خواهد داشت که در آن، شناسایی درستِ «غارتگرانِ قومِ تو» آشکار می‌گردد. فهم درستِ «غارتگران» بر نمودار پیشگامانِ 1843 بیان شده است، و ازاین‌رو حقیقتی بنیادین است که به‌واسطهٔ اقتدارِ روح نبوت تأیید گردیده است. این امر نشان می‌دهد که هنگامی که دانشجویان نبوت به آزمون نهایی خود بیدار می‌شوند، موضوعِ «غارتگران» همچنین نمایانگر حملهٔ نهایی بر حقایق بنیادین و روح نبوت خواهد بود.

ما این افکار را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.