مدتی است که توجه خود را بر تاریخ پنهانِ دانیال ۱۱:۴۰ متمرکز کردهایم، و در هفتههای اخیر، خداوند نظر ما را به آیهٔ ۲۷ معطوف ساخته است:
اور ان دونوں بادشاہوں کے دل بدی کرنے پر لگے ہوں گے، اور وہ ایک ہی میز پر جھوٹ بولیں گے؛ لیکن یہ کامیاب نہ ہوگا، کیونکہ انجام ابھی مقررہ وقت پر ہی ہوگا۔ دانی ایل 11:27۔
در آغاز، دربارهٔ جزئیات—اینکه چه زمانی، کجا، و چه کسانی بر آن سفره نشسته بودند و به یکدیگر دروغ میگفتند—اطمینان نداشتم؛ اما اکنون این پرسشها در دست بررسی است. در طی چند سَبَّت گذشته، هنگامی که بر روی این سطور کار میکردم، برخی لغزشها از من سر زد. با این حال، از رهگذر آنچه آن را هدایتِ عنایتمندانه میدانم، اتحادهای مذکور در آیات ۱۳–۱۵، که بهوسیلهٔ قیصریهٔ فیلپی نمادین شدهاند، آغاز به آشکار شدن کردند. هرچند برخی عناصر هنوز نیازمند تنقیحاند، بر این باورم که خداوند دست خویش را از روی این آیات برداشته است تا معنای آنها را مکشوف سازد.
یہ فہم گزشتہ سبت کے زُوم اجلاس کے فوراً بعد واضح اور مستحکم ہو گیا۔ اس سے ایک ہفتہ پہلے، آیات ۱۰–۱۵ میں تواریخ کے پیچیدہ باہمی تعامل نے مجھے گہرے طور پر متاثر کیا تھا۔ میں نے اپنے خیالات کا خاکہ پیش کرتے ہوئے چند لوگوں کو ایک متنی پیغام لکھ کر بھیجا اور درخواست کی کہ جمعہ کی شام انہیں بیان کرنے کا موقع دیا جائے۔ میں اُن آیات کے اندر موجود مسائل کو مرتب کرنے کی کوشش کر رہا تھا، اس یقین کے ساتھ کہ وہاں کوئی نہایت اہم بات موجود ہے۔ واقعی ہے، لیکن وہ وہ نہ تھی جو میں نے ابتدا میں پیش کی تھی۔ گزشتہ ڈیڑھ ہفتے کے دوران، جب میں اس عبارت سے نبرد آزما رہا اور بارہا لغزشیں کھاتا رہا، میں ایک مانوس عنایتِ الٰہی کو پہچانتا ہوں۔ خُداوند ایک خاص اور نہایت اہم سچائی کی مُہر کھول رہا تھا۔ جب انسانی عنصر پوری طرح ظاہر ہو جاتا ہے اور ایک طرف رکھ دیا جاتا ہے، تو وہ سچائی—جسے یہوداہ کے قبیلے کے شیر نے کھولا ہے—اس سے بھی زیادہ عمیق ثابت ہوتی ہے جتنا میں نے سمجھا تھا۔
آیات پنج تا نه
پوتین، بهعنوان پادشاه جنوب، بازتاب بطلمیوس است؛ همانگونه که او در جنگ اوکراین پیروز خواهد شد و آیهٔ ۱۱ را محقق میسازد. از نظر تاریخی، پیروزی بطلمیوس چهارم فیلوباتور در نبرد رافیا این آیه را محقق ساخت و از پیش، کامیابی قریبالوقوع پوتین را به تصویر کشید. آیات ۵ تا ۹ تاریخی را ترسیم میکنند که بهگونهای دقیق، پیشاپیش به حکومت ۱٬۲۶۰ سالهٔ پاپیّت (۵۳۸–۱۷۹۸) اشاره دارد. این جزئیات در گذشته بارها بررسی شدهاند؛ ازاینرو، در اینجا یک نشانهٔ نبوی را که در آیات ۵ تا ۹ تحقق یافته و در دورهٔ ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ نیز بازتاب یافته است، برجسته خواهم ساخت.
این دوره با پیمانی میان پادشاهی بطلمیوسیِ جنوب و پادشاهی سلوکیِ شمال آغاز شد؛ پیمانی که هنگامی استوار گردید که پادشاه جنوب دختر خود را به همسریِ پادشاه شمال داد. این پیوند، دورهای هفتساله را آغاز کرد که با آن پایان یافت که پادشاه جنوب به شمال یورش برد، پادشاه شمال را اسیر کرده، به مصر برد، و آن پادشاهِ اسیر بعدتر پس از سقوط از اسب جان سپرد.
یک معاہدہ جو ٹوٹ گیا تھا
تهاجم از یک پیمان شکسته سرچشمه گرفت. پس از آغاز دورهٔ هفتساله، پادشاه شمال همسر نخست خود را کنار نهاد تا با شاهدختِ جنوب ازدواج کند و پیمان را استوار سازد. سپس همسر جنوبی را طرد کرد و ملکهٔ اصلی خود را دوباره به جایگاه پیشین بازگردانید. این امر ملکهٔ نخست را برانگیخت تا ملکهٔ جنوبی و همراهانش را به قتل رسانَد، و خاندانِ ملکهٔ جنوبی را در مصر به خشم آورد.
با بصیرتِ نبوی، هفت سال را میتوان بهصورت دو دورهٔ سهونیمساله دید، چنانکه در سهونیم سالِ پیش از صلیب و سهونیم سالِ پس از آن آشکار شده است؛ دو دورهای که با هم آن هفتهای را نمودار ساختند که مسیح در آن عهد را استوار گردانید. این سهونیم نیز در لعنتِ «هفت زمان» که از 723 BC تا 1798 بر مملکت شمالیِ اسرائیل اجرا شد، شناخته میشود. آن «هفت زمان» به دو دورهٔ هزار و دویست و شصتساله تقسیم میشود، که 538 نقطهٔ میانی آن است. این نمونههای تقسیم شدن هفت به دو دورهٔ سهونیم، تصادفی نیست؛ بلکه هدفمند است.
در تقسیمِ هفته، مسیح عهد را استوار ساخت؛ صلیب، مرکز را نمایندگی میکند، و بدینوسیله نشان میدهد که مسیح به مدت سه سال و نیم، شخصاً پیام را ارائه کرد، و پس از آن شاگردان او همان پیام را برای همان مدت ارائه نمودند. در «هفت زمان» بر ضد پادشاهی شمالی، سال ۵۳۸ تاریخ را به دورهای تقسیم میکند که در آن بتپرستی قدس و لشکر را پایمال ساخت، و پس از آن پاپگرایی برای همان مدت قدس و لشکر را پایمال کرد. در نمادپردازی نبوی، «هفت» با سه سال و نیم نمایانده میشود، و آن نیز به نوبهٔ خود با چهل و دو ماه، سه روز و نیم یا سه سال و نیم، هزار و دویست و شصت، بیست و پنج بیست، و زمان و اوقات و نصفِ زمان نمایانده میشود. در سیاق، همهٔ این ارقام قابلِ جایگزینی با یکدیگرند.
معاهدهای که میان پادشاهی بطلمیوسی، تحت فرمانروایی نوادگان بطلمیوس اوّل (یکی از سرداران اسکندر کبیر) که بر مصر تسلّط داشتند، و امپراتوری سلوکی، تحت فرمانروایی نوادگان سلوکوس اوّل (دیگرِ سرداران اسکندر) که بر بخش بزرگی از خاورمیانه، از جمله سوریه، تسلّط داشتند، منعقد شد، در سال ۲۵۳ پیش از میلاد به جنگ دوم سوریه پایان داد. آن جنگ هفت سال پیش از آن، در سال ۲۶۰ پیش از میلاد، آغاز شده بود. هفت سال پس از آنکه این معاهده به تصویب رسید، در سال ۲۴۶ پیش از میلاد، نقض شد. چهارده سال، تقسیمشده به دو دورهٔ هفتساله. نیمهٔ نخست جنگ است و نیمهٔ دوم صلح. این چهارده سال با جنگ دوم سوریه آغاز میشود و با جنگ سوم سوریه پایان مییابد. این نوع تقارن در تاریخ، هنگامی برجستهتر میشود که دریابید این تاریخ در آیات پنج تا نهِ فصل یازدهم به تصویر کشیده شده است. محور این آیات، و نیز تاریخی که آن آیات را محقّق ساخت، همان معاهده و نقض آن است.
این با سلطهٔ پاپی از سال ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ مطابقت دارد. نزدیک به پایان آن دوره، ناپلئون بناپارت با واتیکان وارد پیمانی شد. ناپلئون با استناد به نقض «معاهدهٔ تولنتینو»ی ۱۷۹۷ از سوی واتیکان، در سال ۱۷۹۸ ژنرال برتیه را فرستاد تا پاپ را به اسارت گیرد. پاپ در سال ۱۷۹۹ در فرانسه درگذشت. این دورهٔ ۱٬۲۶۰ ساله در آیات ۳۱–۳۹ به تفصیل بیان شده است.
تاریخِ آیاتِ ۵–۹ با تاریخِ آیاتِ ۳۱–۳۹ بهموازات یکدیگر است و در درون دانیال ۱۱ دو شاهد را فراهم میآورد. هر دو خط، نشانههای نبویِ یکسانی را در بر دارند و پویاییِ میان پادشاهانِ جنوب و شمال را آشکار میسازند. هر دوره با سه سال و نیم نمادین شده است و با غالب آمدنِ پادشاهِ جنوب، اسیر کردنِ پادشاهِ شمال، و بردنِ او به سرزمینِ جنوب به پایان میرسد؛ جایی که هر دو پادشاهِ شمال میمیرند. در هر دو مورد، همانگونه که متن بیان میکند، پادشاهِ جنوب با غنیمت بازمیگردد:
او ایشان کے معبودوں کو بھی، ان کے امیروں سمیت، اور اُن کے چاندی اور سونے کے قیمتی برتنوں سمیت، اسیری میں مصر لے جائے گا؛ اور وہ شمال کے بادشاہ سے زیادہ سال تک قائم رہے گا۔ دانی ایل 11:8۔
برای بطلمیوس، این گنجی بود که پیشتر بهوسیلهٔ پادشاه شمال به یغما رفته بود؛ برای ناپلئون، این ثروتهای واتیکان بود که غارت شد و به فرانسه برده شد. این دو رشتهٔ شهادت نشان میدهد که مرگ پادشاه شمال با فرو افتادن از اسب نمادین شده است. در مکاشفهٔ 17، زنی که بر وحش سوار است، نمایانگر کلیسای کاتولیک است:
پس او مرا در روح به بیابان برد؛ و زنی را دیدم که بر وحشیِ سرخفام نشسته بود، و آن وحش از نامهای کفرآمیز آکنده بود و هفت سر و ده شاخ داشت. مکاشفه 17:3.
وحشی که او بر آن سوار است، سازمان ملل متحد است. مکاشفه ۱۷ احیای قدرت او را پس از زخم مهلک سال ۱۷۹۸ توصیف میکند. او بهعنوان پادشاهی هشتم، سلطنت خود را از سر میگیرد، که بهصورت نمادین با سوار شدن بر آن وحش نشان داده شده است:
و آن زن که دیدی، آن شهر عظیم است که بر پادشاهان زمین سلطنت میکند. مکاشفه 17:18.
زخمِ مہلکِ 1798 کی پیشنمائی آیات 5–9 میں اُس وقت کی گئی تھی جب شمال کا بادشاہ گھوڑے سے گرا اور مر گیا۔ دانیال 11 کی یہ دو سطریں آیات 41–45 کے ساتھ متوازی چلتی ہیں۔ ریاستہائے متحدہ میں اتوار کے قانون کا نفاذ، جس کی نشان دہی آیت 41 میں کی گئی ہے، وحشی درندے پر پاپائیت کی آخری سواری کا آغاز کرتا ہے—ایک ایسا دور جو ان دو سطروں میں منعکس ہوا ہے۔ جب ایلن وائٹ یہ بیان کرتی ہیں کہ دانیال 11 میں پوری ہونے والی “تاریخ کا بڑا حصہ” “دہرایا جائے گا،” تو آیات 5–9 اور 31–39 آیات 41–45 کے ساتھ ہم آہنگ ہو جاتی ہیں۔
শুধু চল্লিশ নম্বর পদ
از آیهٔ ۳۱ تا ۴۵، تنها آیهٔ ۴۰ بیرون از دورهٔ نبویِ سه روز و نیم قرار دارد. این آیه نمایانگر تاریخی یگانه در درون یکسوم پایانیِ چهلوپنج آیهٔ دانیال است. در آیهٔ ۱۶، تاریخِ رومِ امپراتوریِ بتپرست از خلال چهار فرمانروا آشکار میشود—پومپه، ژولیوس سزار، آگوستوس سزار، و تیبریوس سزار. پیروزیِ آگوستوس در نبردِ آکتیوم در سال ۳۱ پیش از میلاد، آغازگرِ فرمانرواییِ ۳۶۰ سالهٔ رومِ امپراتوری بود و «زمان» را در آیهٔ ۲۴ تحقق بخشید:
او بهآرامی حتی بر حاصلخیزترین نواحیِ ولایت داخل خواهد شد؛ و آنچه را که پدرانش نکردهاند، و نه پدرانِ پدرانش، او انجام خواهد داد؛ و غنیمت و تاراج و اموال را در میان ایشان پراکنده خواهد ساخت؛ آری، او تدابیر خویش را بر ضد دژهای استوار تا مدتی طرح خواهد کرد. دانیال 11:24.
پس از آکتیوم، روم در سال ۳۰ پیش از میلاد مصر را به یکی از ایالات خود تبدیل کرد. سیصد و شصت سال بعد، در سال ۳۳۰، کنستانتین پایتخت امپراتوری را از روم به قسطنطنیه منتقل کرد. این «زمان» از نظر نبوی با ۱٬۲۶۰ سال حاکمیت پاپی و ۷ سالِ آیات ۵–۹ منطبق است.
از آیت ۱۶، رومِ امپراتوریِ بتپرست تا آیت ۳۰ سلطه دارد و همپیمانیِ مکابیان با روم و نیز سلسلهٔ مسیح را در بر میگیرد. با این حال، آیات ۱۶–۳۰ با آیات ۳۱–۳۹ و ۴۱–۴۵ همراستا هستند. بنابراین، در سی آیهٔ پایانیِ دانیال ۱۱، یک خط نبوتیِ پیوسته پدیدار میشود—جز در آیت ۴۰، که در آن «زمانِ آخر» در سالهای ۱۷۹۸ و ۱۹۸۹ مشخص شده است.
با استثناهای جزئی در آیات ۲ و ۳—که در آن هشتمین و آخرینِ رؤسا به سلطه بر ده پادشاهِ سازمان ملل متحد منتقل میشود—دو آیهٔ نخست با آیهٔ ۴۰ همسو هستند و قانون یکشنبه و انتقال از پادشاهی ششم به هفتم و هشتم را نمایندگی میکنند. آیات ۳ و ۴ با آیهٔ ۴۵ و دانیال ۱۲:۱ همسو هستند و برآمدن و سقوط پادشاهی یونان را به تصویر میکشند، که با برپایی و زوال پاپیّت در آیات ۴۱ تا دانیال ۱۲:۱ به موازات قرار دارد. هم زن و هم وحشی که او بر آن سوار است، بییاوری به پایان میرسند، و بدینسان آغاز و پایان دانیال ۱۱ را بیرون از تاریخِ آیهٔ ۴۰ چارچوببندی میکنند. اسکندر کبیر نمادِ سازمان ملل متحد است که با فاحشهٔ صور (پادشاه شمال از آیهٔ ۴۱ به بعد) زنا میکند؛ آن دو، هر دو، هم وحشاند و هم اژدها.
آیات نه و ده
آیات ۵ تا ۹ در زمان پایان، یعنی در سال ۱۷۹۸، به انجام میرسند، در حالی که آیهٔ ۱۰ سال ۱۹۸۹ را نشان میدهد. ازاینرو، فاصلهٔ میان آیات ۹ و ۱۰—از ۱۷۹۸ تا ۱۹۸۹—بخشِ مکشوفِ آیهٔ ۴۰ را نمایندگی میکند و تاریخِ پنهانِ آن را آغاز میسازد. برای روشن شدن مطلب: تقریباً هر آیه در دانیال ۱۱ بازتابِ حاکمیتِ پاپی از ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ است. آیهٔ ۴۰ دورهٔ ۱۷۹۸ تا قانونِ یکشنبه در ایالات متحدهٔ آمریکا را در بر میگیرد. آیات ۶ تا ۹ نمونهوارِ عصرِ پاپیاند، در حالی که آیهٔ ۱۰ فروپاشیِ اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ را پیشنگری میکند. بنابراین، آیات ۱۱ تا ۱۵ بازهٔ زمانیِ ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبه را در بر میگیرند، چنانکه در آیات ۱۶، ۳۱ و ۴۱ نشان داده شده است.
آیهٔ ۴۰ به دو بخش تقسیم میشود. بخش نخست، از ۱۷۹۸ تا ۱۹۸۹، با «زمانِ آخر» آغاز میشود و با همان «زمانِ آخر» به پایان میرسد. نیمهٔ دوم در سال ۱۹۸۹ آغاز میشود، جایی که نیمهٔ نخست خاتمه مییابد. آیات ۱ و ۲ توالیای از رؤسای جمهور را که از ۱۹۸۹ آغاز میشود مشخص میسازند و با بخش دومِ آیهٔ ۴۰ انطباق دارند. آیهٔ ۱۱ آغاز جنگ اوکراین را در سال ۲۰۱۴ نشان میدهد، در حالی که آیهٔ ۱۲ پیامدهایی را برجسته میسازد که پادشاهِ جنوبِ پیروز بر خود وارد میآورد. آیهٔ ۱۳ به تحقق نزدیک میشود، اما در اینجا خاطرنشان میکنیم که آیهٔ ۱۱ در بخش دومِ آیهٔ ۴۰ قرار میگیرد—پس از ۱۹۸۹، اما پیش از قانونِ یکشنبه (آیهٔ ۴۱).
آیات ۱۳ تا ۱۵ به نبرد پانیوم در سال ۲۰۰ پیش از میلاد اشاره دارند؛ همان سالی که رومِ مشرک، در پیوند با آن نبرد، نفوذ خود را بر امور بشری آغاز کرد. این رویداد، که بسیار پیش از ورود پومپه به اورشلیم در آیهٔ ۱۶ رخ داد، شواهد تاریخیای فراهم میآورد که آیهٔ ۴۱ را بهعنوان قانون یکشنبه در ایالات متحدهٔ آمریکا شناسایی میکند.
هر خط نبوی و تحقق تاریخی آن در دانیال ۱۱، یا در محدودهٔ تاریخ آیهٔ ۴۰ قرار میگیرد (از ۱۷۹۸ تا قانون یکشنبه)، یا از آیهٔ ۴۱ تا دانیال ۱۲:۱. از میان ۴۵ آیه، آیات ۱، ۲، ۷–۱۵ و ۴۰ — که در مجموع دوازده آیه میشوند — هنگامی که «سطر بر سطر» بر هم نهاده شوند، بر خط زمانی آیهٔ ۴۰ منطبق میگردند. آیهٔ ۴۰ در سال ۱۹۸۹ به دو بخش تقسیم میشود. آیات ۱، ۲ و ۱۰–۱۵ با نیمهٔ دوم آن همراستا هستند. آیات ۱ و ۲ خط پادشاهان را در تاریخ وحشِ زمین ترسیم میکنند، در حالی که آیات ۱۰–۱۵ سه جنگ نیابتی را به تصویر میکشند که از سال ۱۹۸۹ تا قانون یکشنبه بهوسیلهٔ پادشاه شمال (قدرت پاپی) هدایت شدهاند. این سه جنگ نیابتی با ایالات متحده آغاز میشوند که در آیهٔ ۴۰ با عنوان «ارابهها، کشتیها و سواران» شناسایی شده است.
در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.