موضوع در آیات یازده و دوازده، عروج و سقوطِ پادشاهِ جنوب است؛ همان‌گونه که در آیهٔ دو، عروج و سقوط نهاییِ ایالات متحده که در رئیس‌جمهور نهایی نمایان شده است، و نیز آخرین نمایندهٔ زمینیِ قدرتِ اژدها مطرح است؛ و همچنین عروج و سقوط نهاییِ سازمان ملل که در آیات سه و چهار بازنموده شده است. آیات پنج تا نه، تاریخِ قدرتِ پاپی را از ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ بازنمایی می‌کنند. سال ۵۳۸ نشانگرِ به قدرت رسیدنِ اقتدارِ پاپی است، و سال ۱۷۹۸ نشانگرِ زخمِ مُهلکِ پاپیّت است؛ از این‌رو، آیات پنج تا نه، عروج و سقوط نهاییِ وحش را بازنمایی می‌کنند. آیهٔ ده، سال ۱۹۸۹ را به‌عنوان سقوطِ پادشاهِ جنوب، آن‌گونه که در اتحاد جماهیر شورویِ سابق نمایان شد، مشخص می‌سازد.

«هر قومی که به صحنهٔ عمل گام نهاده است، اجازت یافته است تا جایگاه خود را بر زمین اشغال کند، تا دیده شود آیا مقصودِ «نگهبان و قدّوس» را به‌جا خواهد آورد یا نه. نبوت، صعود و سقوطِ امپراتوری‌های بزرگ جهان—بابل، ماد و پارس، یونان، و روم—را ترسیم کرده است. در مورد هر یک از اینها، همانند ملت‌های کم‌قدرت‌تر، تاریخ تکرار شد. هر یک دورهٔ آزمونِ خود را داشت، هر یک ناکام ماند، جلالش پژمرد، قدرتش زایل شد، و جای آن را دیگری گرفت....»

«از طلوع و سقوط امت‌ها، چنان‌که در صفحات کلام مقدس به‌وضوح آشکار شده است، آنان باید بیاموزند که جلال صرفاً ظاهری و دنیوی تا چه اندازه بی‌ارزش است. بابل، با همه قدرت و شکوهش، که جهان ما از آن زمان تاکنون همانندش را هرگز ندیده است،—قدرت و شکوهی که برای مردم آن روزگار چنان استوار و پایدار می‌نمود،—تا چه حد به‌کلی از میان رفته است! همچون «گل علف» نابود شده است. بدین‌سان هر آنچه خدا را بنیاد خویش ندارد، نابود می‌گردد. تنها آنچه با مقصود او پیوند دارد و منش او را بیان می‌کند، می‌تواند پایدار بماند. اصول او تنها امور ثابتی هستند که جهان ما می‌شناسد.» Education, 177, 184.

آیات یازدهم و دوازدهم، اوج‌گیری و سقوط نهاییِ پادشاهِ جنوب را، آن‌گونه که به‌وسیلهٔ روسیه نمایانده شده است، مشخص می‌کنند. آیات سیزدهم تا پانزدهم، اوج‌گیری و سقوط نهاییِ ایالات متحده را مشخص می‌سازند. سراسر روایتِ نبویِ باب یازدهم بر ساختارِ عروج و سقوطِ پادشاهی‌ها بنا شده است. اگر طالبِ نبوت بخواهد کمترین امکانی برای تقسیمِ درستِ پیامِ نبویِ باب یازدهم داشته باشد، باید این واقعیت را در نظر بگیرد.

منظرِ بنیادیِ باب یازدهمِ دانیال این است که این باب از تمثیل‌های مکررِ صعود و سقوطِ پادشاهی‌ها تشکیل شده است. هنگامی که خواهر وایت اظهار داشت: «پس مملکتِ ماد و فارس و مملکت‌های یونان و روم هلاک شدند»، او «یونان» را به‌عنوان اژدها، «روم» را به‌عنوان وحش، و «ماد و فارس» را به‌عنوان نبیِ کاذب معرفی می‌کند. او صعود و سقوطِ نهاییِ آخرین پادشاهیِ زمینی را مشخص می‌سازد؛ پادشاهی‌ای که از اژدها و وحش و نبیِ کاذب تشکیل شده است، و اینان صعود خود را از قانونِ یکشنبه آغاز می‌کنند و جهان را در تحققِ مکاشفه 16:12–21 به آرماگدون رهنمون می‌شوند. او قومِ خدا را به «صعود و سقوطِ ملت‌ها، آن‌گونه که در صفحاتِ کلامِ مقدس به‌روشنی آشکار شده است» متوجه می‌سازد، تا این منظر را به‌کار گیرند و «بیاموزند که شکوهِ صرفاً ظاهری و دنیوی تا چه اندازه بی‌ارزش است.»

علّت اینکه نیاز داریم «بیاموزیم که جلال صرفاً ظاهری و دنیوی تا چه اندازه بی‌ارزش است»، این است که عمیق‌تر دریابیم هر آنچه «خدا را بنیاد خود ندارد» نابود می‌شود. بنابراین، اینکه خدا را به‌عنوان بنیاد خود داشته باشید یا نداشته باشید، مسئله‌ای مرگ و زندگی است. خواهر وایت سپس در آن مرحله از بسط این اندیشه، هنگامی که می‌گوید: «فقط آنچه با قصد او پیوند یافته و خصلت او را ابراز می‌دارد، می‌تواند پایدار بماند»، تعریف می‌کند که خدا را به‌عنوان بنیاد خود داشتن به چه معناست. او به‌تازگی توضیح داده است که هرچه بر بنیاد خدا نباشد نابود می‌شود، و اینکه ملاک دوگانه برای آنچه بر آن بنیاد بنا شده است این است که چیزی «با مقاصد او پیوند یافته» باشد، و «خصلت او را ابراز دارد». خصلت او بنیاد اوست.

سپس او در جملهٔ پایانیِ آن بند اظهار می‌دارد که «اصول او تنها امورِ استوار و پابرجایی هستند که جهانِ ما می‌شناسد.» شخصیتِ خدا همان اصولِ اوست، و اصولِ او شخصیتِ او را بیان می‌کنند. این مسئله‌ای مرگ‌وزندگی است که انسان چگونه با خدا به‌عنوان بنیادِ همه‌چیز رابطه برقرار می‌کند. من بر این باورم که ساختارِ بنیادیِ باب یازدهمِ دانیال بر روایتِ عروج و سقوطِ پادشاهی‌ها بنا شده است. عبارتی وجود دارد که در آن الهام، نوعِ درستی از مطالعه را به ما معرفی می‌کند.

"ایسا تاریخ کا ایک مطالعہ ہے جس کی مذمت نہیں کی جانی چاہیے۔ مقدس تاریخ انبیاء کے مدارس میں زیرِ مطالعہ علوم میں سے ایک تھی۔ اقوام کے ساتھ اُس کے معاملات کے ریکارڈ میں یہوواہ کے قدموں کے نشانات نمایاں کیے گئے تھے۔ پس آج بھی ہمیں زمین کی اقوام کے ساتھ خدا کے معاملات پر غور کرنا چاہیے۔ ہمیں تاریخ میں نبوت کی تکمیل کو دیکھنا ہے، بڑے اصلاحی تحرکات میں عنایتِ الٰہی کی کارفرمائی کا مطالعہ کرنا ہے، اور عظیم نزاع کے آخری تصادم کے لیے اقوام کی صف آرائی میں واقعات کی پیش رفت کو سمجھنا ہے۔" The Ministry of Healing, 441.

مطالعهٔ تقدیس‌شدهٔ تاریخ عبارت است از بررسی نحوهٔ معاملهٔ خدا با امت‌های زمین، و نیز هدایت مشیّت‌آمیز خدا در جنبش‌های اصلاحیِ او؛ از این‌رو، تاریخِ تقدیس‌شده شامل دو خطِ مطالعه است: یکی بیرونی و دیگری درونی. مقصود از به‌کارگیری تاریخ در تأیید کلام نبویِ خدا آن است که از آن تاریخِ نبوی استفاده شود تا «پیشرفت رویدادها را در بسیج امت‌ها برای نبرد نهاییِ جدال عظیم» درک کنیم. بند پیشین از خواهر وایت از شرحی بسیار روشن‌گر دربارهٔ ضرورتِ بنا کردنِ الگویی نبوی از تاریخِ مقدس گرفته شده بود؛ الگویی که بر ساختارِ بنیادیِ نمودیافته در «صعود و سقوط» پادشاهی‌ها استوار است.

«بہت سے لوگ مسیحی خدمت کی تیاری کے لیے یہ ضروری سمجھتے ہیں کہ تاریخی اور الٰہیاتی تحریروں کا وسیع علم حاصل کیا جائے۔ وہ گمان کرتے ہیں کہ یہ علم ان کے لیے انجیل کی تعلیم دینے میں مددگار ہوگا۔ لیکن انسانوں کی آرا کے محنت طلب مطالعہ کا رجحان ان کی خدمت کو مضبوط کرنے کے بجائے کمزور کرنے کی طرف ہوتا ہے۔ جب میں کتب خانوں کو تاریخی اور الٰہیاتی علوم کی ضخیم جلدوں سے بھرا ہوا دیکھتی ہوں تو میں سوچتی ہوں: کیوں اُس چیز پر مال خرچ کیا جائے جو روٹی نہیں ہے؟ یوحنا کا چھٹا باب ہمیں اُس سے کہیں زیادہ بتاتا ہے جو ایسی تصانیف میں مل سکتا ہے۔ مسیح فرماتا ہے: ’میں زندگی کی روٹی ہوں: جو میرے پاس آتا ہے وہ ہرگز بھوکا نہ ہوگا؛ اور جو مجھ پر ایمان لاتا ہے وہ کبھی پیاسا نہ ہوگا۔‘ ’میں وہ زندہ روٹی ہوں جو آسمان سے اُتری ہے: اگر کوئی اس روٹی میں سے کھائے تو وہ ہمیشہ تک زندہ رہے گا۔‘ ’جو مجھ پر ایمان لاتا ہے اس کے لیے ہمیشہ کی زندگی ہے۔‘ ’جو باتیں میں نے تم سے کہی ہیں، وہ روح ہیں اور زندگی ہیں۔‘ یوحنا 6:35، 51، 47، 63۔»

"এমন এক প্রকার ইতিহাস-অধ্যয়ন আছে, যা নিন্দিত হওয়ার নয়। পবিত্র ইতিহাস ছিল নবীদের বিদ্যালয়সমূহের অধ্যয়নবিষয়গুলোর একটি। জাতিসমূহের সঙ্গে তাঁর ব্যবহারের বিবরণে যিহোবার পদচিহ্ন অন্বেষিত হতো। অতএব আজও আমাদের পৃথিবীর জাতিসমূহের সঙ্গে ঈশ্বরের কার্যধারা বিবেচনা করতে হবে। ইতিহাসে আমাদের ভবিষ্যদ্বাণীর পরিপূর্তি দেখতে হবে, মহান সংস্কারমূলক আন্দোলনসমূহে পরমেশ্বরীয় বিধানের কার্যপ্রণালী অধ্যয়ন করতে হবে, এবং মহাসংঘর্ষের চূড়ান্ত সংঘাতের জন্য জাতিসমূহের সমাবেশে ঘটনাপ্রবাহের অগ্রগতি অনুধাবন করতে হবে।"

«چنین مطالعه‌ای دیدگاه‌هایی وسیع و فراگیر نسبت به زندگی به ما خواهد بخشید. به ما کمک خواهد کرد تا چیزی از روابط و وابستگی‌های آن را دریابیم، این‌که به چه‌سان به‌طرزی شگفت‌انگیز در برادری عظیم جامعه و ملت‌ها به یکدیگر پیوسته‌ایم، و این‌که ستم و انحطاطِ یک عضو تا چه اندازه به معنای زیان برای همگان است.»

«اما تاریخ، چنان‌که معمولاً مطالعه می‌شود، به دستاوردهای انسان، پیروزی‌های او در نبرد، و کامیابی او در دستیابی به قدرت و عظمت می‌پردازد. عاملیت خدا در امور انسان‌ها از نظر دور می‌ماند. اندک‌اند کسانی که تحقق یافتن مقصود او را در عروج و سقوط ملت‌ها مطالعه می‌کنند.»

«و، إلى حدٍّ كبير، إنَّ علم اللاهوت، كما يُدرَس ويُعلَّم، ليس إلا سجلًّا للتكهّنات البشرية، ولا يخدم إلا في أن «يُعتم المشورة بكلام بلا معرفة». وكثيرًا ما لا يكون الدافع إلى اقتناء هذه الكتب الكثيرة رغبةً في الحصول على غذاءٍ للعقل والنفس بقدر ما يكون طموحًا إلى التعرّف إلى الفلاسفة واللاهوتيين، ورغبةً في عرض المسيحية على الناس في عباراتٍ وقضايا علمية.»

«همهٔ کتاب‌های نوشته‌شده نمی‌توانند مقصودِ یک زندگی مقدّس را برآورده سازند. آموزگارِ عظیم فرمود: “از من بیاموزید”، “یوغِ مرا بر خود گیرید”، “فروتنی و تواضعِ مرا بیاموزید.” غرورِ فکریِ شما در برقراری ارتباط با جان‌هایی که از نداشتنِ نانِ حیات در حال هلاکت‌اند، هیچ یاری‌ای به شما نخواهد رساند. شما در مطالعهٔ این کتاب‌ها، اجازه می‌دهید که آن‌ها جایِ درس‌های عملی‌ای را بگیرند که باید از مسیح بیاموزید. مردم از نتایجِ این مطالعه تغذیه نمی‌شوند. بخشِ بسیار اندکی از آن پژوهشی که ذهن را چنین فرسوده می‌سازد، چیزی فراهم می‌آورد که به کسی کمک کند تا برای جان‌ها خادمی کامیاب باشد.»

نجات‌دهنده آمد «تا به فقیران بشارت دهد.» لوقا 4:18. او در تعلیم خود از ساده‌ترین تعبیرات و روشن‌ترین نمادها بهره گرفت. و گفته شده است که «مردم عادی با رغبت به او گوش می‌دادند.» مرقس 12:37. آنان که می‌کوشند کار او را برای این زمان انجام دهند، به درکی ژرف‌تر از درس‌هایی که او داده است نیاز دارند.

«کلام خدای زنده، برترینِ هرگونه تعلیم و تربیت است. آنان که به مردم خدمت می‌کنند، باید از نان حیات بخورند. این به ایشان قوت روحانی خواهد بخشید؛ آنگاه آماده خواهند بود تا به همهٔ طبقات مردم خدمت کنند.» The Ministry of Healing, 441–443.

خواهر وایت همچنین تصریح می‌کند که شناختِ تجلّیِ قدرت خدا در برپا داشتن پادشاهان و برکنار کردن پادشاهان بر اساس انتخاب‌های خودِ پادشاه، فلسفهٔ حقیقیِ مطالعهٔ تاریخ است.

"اقوام کی تاریخ میں خدا کے کلام کا طالبِ علم الٰہی نبوت کی لفظی تکمیل کو دیکھ سکتا ہے۔ بابل، جو آخرکار چکنا چور اور پاش پاش ہو گیا، اس لیے مٹ گیا کہ خوش حالی کے زمانے میں اس کے حکمران اپنے آپ کو خدا سے بے نیاز سمجھنے لگے تھے اور اپنی سلطنت کے جلال کو انسانی کارگزاری سے منسوب کرتے تھے۔ مادی-فارسی سلطنت پر آسمان کے غضب کا نزول اس لیے ہوا کہ اس میں خدا کی شریعت کو پاؤں تلے روند ڈالا گیا تھا۔ خداوند کا خوف لوگوں کی عظیم اکثریت کے دلوں میں کوئی جگہ نہ پا سکا تھا۔ شرارت، کفر، اور بدعنوانی غالب تھیں۔ جو سلطنتیں اس کے بعد آئیں، وہ اس سے بھی زیادہ پست اور فاسد تھیں؛ اور وہ اخلاقی قدر و قیمت کے پیمانے میں گرتی ہی چلی گئیں، یہاں تک کہ مزید سے مزید پستی میں جا پہنچیں۔"

«قدرتی که هر فرمانروا بر زمین اعمال می‌کند، از آسمان عطا شده است؛ و کامیابی او به چگونگی بهره‌گیری‌اش از این قدرتِ بخشیده‌شده وابسته است. برای هر یک، کلام آن ناظرِ الهی چنین است: “من کمر تو را بستم، هرچند مرا نشناختی.” اشعیا 45:5. و برای هر یک، سخنانی که در روزگار کهن به نبوکدنصر گفته شد، درس زندگی است: “گناهان خود را به عدالت ترک کن، و گناهکاری‌های خویش را به رحم نمودن بر فقیران؛ شاید آرامیِ تو امتداد یابد.” دانیال 4:27.»

«برای درک این امور—برای آنکه بفهمیم که “عدالت امّتی را سرافراز می‌سازد؛” که “تخت به عدالت استوار می‌گردد،” و “به رحمت نگه داشته می‌شود؛” و برای آنکه کارکرد این اصول را در تجلّی قدرت او که “پادشاهان را برمی‌دارد و پادشاهان را برپا می‌دارد” بازشناسیم—این است فهم فلسفهٔ تاریخ.» امثال 14:34؛ 16:12؛ 20:28؛ دانیال 2:21.

«تنها در کلام خداست که این حقیقت به‌روشنی بیان شده است. در اینجا نشان داده می‌شود که قوت امت‌ها، همانند قوت افراد، در فرصت‌ها یا امکاناتی که ظاهراً ایشان را شکست‌ناپذیر می‌سازد، یافت نمی‌شود؛ در عظمتِ مورد فخرِ آنان نیز یافت نمی‌شود. این قوت با میزان وفاداری‌ای سنجیده می‌شود که به‌واسطهٔ آن مقصود خدا را به انجام می‌رسانند.» انبیا و پادشاهان، ۵۰۱، ۵۰۲.

موضوعِ آیاتِ یازده و دوازده، عروج و سقوطِ پادشاهِ جنوب است؛ اما مهم‌تر از آن، این آیات مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر، و دومینِ سه آزمونی را مشخص می‌سازند که در زمانِ آخر، در سال ۱۹۸۹، چنان‌که در آیهٔ ده نمود یافته است، آغاز شد.

آن مُهرگذاری با این نمونه‌ها به تصویر کشیده شده است: دانیال در چاه شیران؛ آن سه یارِ برگزیده در کورهٔ آتشین؛ دانیال و آن سه یارِ برگزیده که دعا می‌کردند تا خواب نبوکدنصر دربارهٔ تمثالِ وحوش را در باب دو دریابند؛ دانیال که در باب نه دعای لاویان بیست‌وشش را به‌جا می‌آورد؛ حکیمانی که افزایشِ معرفت را درمی‌یابند؛ یوشع که در زکریا باب سه گناهش از او برداشته می‌شود؛ زربابل در باب چهار؛ یوسف که در مصر به فرمانروای دوم بدل می‌شود؛ شاگردان که ده روز پیش از پنتیکاست در بالاخانه بودند؛ میلری‌ها در اجتماع اردوییِ اکستر؛ ایلعازر که در ورودِ ظفرمندانه پیشاپیشِ جمع حرکت می‌کرد؛ و آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر در مکاشفه باب هفت.

آیتِ گیارہ سن 2014 میں یوکرینی جنگ کے آغاز پر پوری ہوئی، اور جولائی 2023 میں وہ بصری امتحان شروع ہوا، جہاں خدا کے لوگ "سفید کیے جاتے ہیں"۔ باب گیارہ کی پانچویں سطر آیات تیرہ سے پندرہ تک ہے۔

پانچویں سطر کا اجمالی جائزہ

زیرا پادشاه شمال بازخواهد گشت، و انبوهی بزرگ‌تر از نخستین بسیج خواهد کرد، و بی‌گمان پس از چند سال با لشکری عظیم و ثروتی بسیار خواهد آمد. و در آن ایام، بسیاری بر ضدّ پادشاه جنوب برخواهند خاست؛ و نیز یاغیانِ قوم تو سر برخواهند آورد تا رؤیا را برقرار سازند، لیکن سقوط خواهند کرد. پس پادشاه شمال خواهد آمد و خاکریزی برپا خواهد کرد و شهرهای مستحکم را خواهد گرفت؛ و نیروهای جنوب تاب مقاومت نخواهند آورد، نه حتی قوم برگزیدهٔ او، و هیچ توانی برای ایستادگی نخواهد بود. دانیال ۱۱:۱۳–۱۵

این آیات در سال ۲۰۰ پیش از میلاد تحقق یافتند و نبرد پانیوم را مشخص می‌کنند، که پادشاهان متخاصم و اتحادهای ایشان را دربر می‌گیرد؛ و این آیات همچنین نقطه‌ای در تاریخ‌اند که در آن رومِ مشرک برای نخستین بار حضور خود را در تاریخ دانیال یازده آشکار ساخت. این آیات هم آخرین عروج و سقوطِ ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس را شامل می‌شوند، و هم تاریخِ کتاب‌مقدسیِ دیدارِ مسیح از قیصریهٔ فیلپی را، جایی که پطرس مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار را تعیین می‌کند. این تاریخ، با فرا رسیدنِ سومینِ سه آزمونِ باب دوازدهم که عبارت است از «پاک شدن، سفید گردیدن و آزموده شدن»، مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار را نمونه‌وار می‌سازد.

این سه آیه به آیهٔ شانزدهم منتهی می‌شوند، جایی که قانون یکشنبه در ایالات متحده به تصویر کشیده شده است. هنگامی که گردهمایی اردوگاهی اکزتر در ۱۷ اوت ۱۸۴۴ پایان یافت، باکره‌های حکیم در مدت شصت‌وشش روز، پیام فریاد نیمه‌شب را در سراسر کرانهٔ شرقی ایالات متحده حمل کردند. دوره‌ای وجود دارد که در آن همهٔ باکره‌ها بیدار می‌شوند و یک گروه روغن ندارند، و هر آنچه این امر آن را مشخص می‌سازد. هنگامی که نام شمعون باریونا به پطرس تغییر یافت، مهر شدنِ صد و چهل‌وچهار هزار تن مشخص می‌گردد. از آن نقطه به بعد، عیسی آغاز کرد که به شاگردان دربارهٔ وقایع مرتبط با صلیب تعلیم دهد.

صلیب نماد ختمِ مهلتِ آزمایش است، و ویلیام میلر که به‌وسیلهٔ یحییِ تعمیددهنده نمونه‌وار شده بود، و یحیی نیز به‌نوبهٔ خود به‌وسیلهٔ ایلیا نمونه‌وار شده بود، برانگیخته شد تا «وقایعی را که با ختمِ مهلتِ آزمایش مرتبط است» عرضه کند، همان‌گونه که هم یحییِ تعمیددهنده و هم ایلیا چنین کردند. یحیی آن را بدین‌گونه بیان کرد.

لیکن جب اُس نے بہت سے فریسیوں اور صدوقیوں کو اپنے بپتسمہ کے لیے آتے دیکھا تو اُن سے کہا، اَے سانپوں کے بچے، تمہیں کس نے آگاہ کیا کہ آنے والے غضب سے بھاگو؟ متی 3:7۔

الیاس نے اسے یوں کہا۔

و اخاب بیشه‌ای ساخت؛ و اخاب بیش از همهٔ پادشاهان اسرائیل که پیش از او بودند، یهوه خدای اسرائیل را به خشم آورد. در ایام او، حیئیلِ بیت‌ایلی اَریحا را بنا کرد: پیِ آن را به بهای اَبیرام، نخست‌زاده‌اش، نهاد و دروازه‌هایش را به بهای سَجوب، پسر کوچک‌ترش، برپا ساخت، مطابق کلام یهوه که به‌واسطهٔ یوشَع بن نون گفته بود. و ایلیای تِشبی، که از ساکنان جِلعاد بود، به اخاب گفت: «به حیات یهوه، خدای اسرائیل، که به حضور او ایستاده‌ام، در این سال‌ها نه شبنمی خواهد بود و نه بارانی، مگر به فرمان من.» اول پادشاهان 16:33–17:1

وایت دربارهٔ کار ویلیام میلر به‌عنوان یک مصلحِ معاصر چنین بیان کرد:

«لازم بود که مردم نسبت به خطر خود بیدار شوند؛ که برانگیخته شوند تا برای رویدادهای خطیرِ مرتبط با پایانِ مهلتِ آزمایش آماده گردند.» نبرد عظیم، 310.

شش آیهٔ پایانیِ دانیال یازدهم، بیانگر «رویدادهای مرتبط با پایانِ زمانِ امتحان» هستند. این رویدادها در زمانِ آخر، در سال ۱۹۸۹، گشوده شدند و به‌روشنی آشکار گردیدند.

«Նրա խաչելությունից առաջ Փրկիչը Իր աշակերտներին բացատրեց, որ Ինքը պիտի մատնվի մահվան և հարություն առնի գերեզմանից, և հրեշտակներ ներկա էին, որպեսզի Նրա խոսքերը տպավորեն միտքերին ու սրտերին։ Բայց աշակերտները սպասում էին ժամանակավոր ազատագրման հռոմեական լծից, և նրանք չէին կարող տանել այն միտքը, որ Նա, Ում վրա կենտրոնացած էին իրենց բոլոր հույսերը, պիտի կրի անարգալից մահ։ Այն խոսքերը, որոնք նրանք պետք է հիշեին, վտարվեցին նրանց մտքերից, և երբ փորձության ժամը եկավ, այն նրանց գտավ անպատրաստ։ Հիսուսի մահը նույնքան ամբողջապես կործանեց նրանց հույսերը, ասես Նա նախապես նրանց զգուշացրած չլիներ։ Այսպես էլ մարգարեություններում ապագան բացվում է մեր առաջ նույնքան հստակ, որքան այն բացվեց աշակերտների առաջ Քրիստոսի խոսքերով։ Փակված շնորհի ժամկետի ավարտի հետ կապված իրադարձությունները և նեղության ժամանակի համար պատրաստության գործը հստակ ներկայացված են։ Բայց բազմությունները այս կարևոր ճշմարտությունների վերաբերյալ առավել հասկացողություն չունեն, քան եթե դրանք երբեք հայտնված չլինեին։ Սատանան հսկում է, որպեսզի խլի ամեն այն տպավորությունը, որը նրանց իմաստուն կդարձներ դեպի փրկություն, և նեղության ժամանակը նրանց կգտնի անպատրաստ»։ Մեծ պայքարը, 595։

در قیصریهٔ فیلپی، که همان پانیوم است، یعنی در آیات سیزده تا پانزده، مسیح آغاز کرد که دربارهٔ صلیب به شاگردان خود تعلیم دهد؛ و بدین‌سان تاریخ گردهم‌آیی اردوگاهی اکستر را تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به‌گونه‌ای نمادین مجسم ساخت. در آغاز جنبش اصلاحیِ یکصد و چهل و چهار هزار، «وقایعِ مرتبط با بسته‌شدنِ زمانِ آزمایش» از مُهر گشوده شد، و در پایان جنبشِ یکصد و چهل و چهار هزار، «وقایعِ مرتبط با بسته‌شدنِ زمانِ آزمایش» در تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل از مُهر گشوده می‌شود.

«آج، الیاس اور یوحنا بپتسمہ دینے والے کی روح اور قدرت میں، خدا کی طرف سے مقرر کردہ پیامبر ایک ایسی دنیا کی توجہ اُن پُرہیبت واقعات کی طرف مبذول کر رہے ہیں جو بہت جلد مہلتِ آزمائش کے اختتامی لمحات اور مسیح یسوع کے بادشاہوں کے بادشاہ اور خداوندوں کے خداوند کے طور پر ظہور کے سلسلے میں وقوع پذیر ہونے والے ہیں۔» Prophets and Kings, 715, 716.

Los “acontecimientos relacionados con el cierre del tiempo de gracia” son los acontecimientos que quedan revelados en la historia oculta del versículo cuarenta. En Zacarías capítulo tres se ilustran las escenas finales del juicio investigador. La Inspiración combina el testimonio de Zacarías con aquellos que son sellados en Ezequiel capítulo nueve.

“Mardum-e Khudā barā-ye makrūhātī ke dar sarzamīn anjām mīshavad, āh mīkashand va girya mīkunand. Bā ashk, sharīrān rā az khatar-e pāymāl kardan-e sharī‘at-e ilāhī hoshdār mīdahand, va bā andūhī nāgofte-pazīr, be sabab-e ta‘addiyāt-e khod, dar huzūr-e Khāvand khod rā farotan mīsāzand. Sharīrān andūh-e ānān rā maskhara mīkunand, ested‘āhā-ye jadī-ye īshān rā be rīshkhand mīgīrand, va be ānche za‘f-e ānān mīkhānand, ta‘na mīzanand. Ammā ranj va khāksārī-ye qaum-e Khudā ghovāhī-ye āshkār va enkar-nāپazīr ast bar īnke ānān dar hāl-e bāzyāftan-e آن نیرو va sharāfat-e kheradmandāne-ye sefat-and ke dar payāmad-e gonāh az dast dāde būdand. In az ān rūst ke ānān be Masīh nazdīktar mīshavand va cheshmān-e īshān bar pāki-ye kāmel-e Ū dookhte shode ast, ke gonāh-būdgi-ye bī-andāze-ye gonāh rā bedīn hadd roshan mībīnند. Pashīmānī va khod-farotanī-ye ānān dar nazar-e Khudā be marāteb pasandīda-tar ast az rūh-e khod-kāfī va motakabberi-ye ānān ke hīch sababi barā-ye nūheh nadīده, فروتنی-ye Masīh rā tahqīr mīkunand, va dar hālī ke az sharī‘at-e مقدس-e Khudā tajāvuz mīkunand, da‘vā-ye kamāl dārand. Halāvat va فروتنی-ye del shart-hā-ye qudrat va pīrūzī‌اند. Tāj-e jalāl muntazer-e ānān ast ke dar pā-ye ṣalīb sar فرود mīāvarand. Khoshā be hāl-e īn matamdārān, zīrā tasallī khāhand yāft.”

«ایماندارانِ اهلِ دعا، به‌نوعی، با خدا در حصارند. خودِ ایشان نیز نمی‌دانند که تا چه اندازه استوار در پناه نگاه داشته شده‌اند. حاکمانِ این جهان، که از سوی شیطان برانگیخته می‌شوند، در پی آنند که ایشان را هلاک کنند؛ اما اگر چشمانشان گشوده می‌شد، چنان‌که چشمانِ خادمِ الیشع در دوتان گشوده شد، فرشتگانِ خدا را می‌دیدند که گرداگرد ایشان اردو زده‌اند و به‌واسطۀ درخشندگی و جلالِ خویش، لشکرهای تاریکی را مهار می‌کنند.»

“जब परमेश्वर की प्रजा उसके सामने अपने प्राणों को दीन करती हुई, हृदय की पवित्रता के लिए विनती करती है, तब यह आज्ञा दी जाती है, ‘इनके मैले वस्त्र उतार दो’; और ये उत्साहवर्धक वचन कहे जाते हैं, ‘देख, मैं ने तेरा अधर्म तुझ से दूर कर दिया है, और मैं तुझे बदलने के वस्त्र पहनाऊँगा।’ मसीह की धार्मिकता का निष्कलंक वस्त्र परमेश्वर की परखी हुई, परीक्षित, तौभी विश्वासयोग्य सन्तानों पर पहना दिया जाता है। तुच्छ जाना गया शेष जन महिमामय पोशाक से विभूषित किया जाता है, और फिर कभी संसार की भ्रष्टताओं से अशुद्ध नहीं होगा। उनके नाम मेम्ने की जीवन-पुस्तक में बने रहते हैं, सब युगों के विश्वासियों के बीच अंकित। उन्होंने बहकानेवाले की युक्तियों का सामना किया है; वे अजगर की गर्जना से अपनी निष्ठा से नहीं हटाए गए। अब वे सदैव के लिए परखनेवाले की चालों से सुरक्षित हैं। उनके पाप पाप के उद्गमकर्ता पर स्थानांतरित कर दिए जाते हैं। और वह शेष केवल क्षमा ही नहीं किया जाता और ग्रहण ही नहीं किया जाता, वरन् सम्मानित भी किया जाता है। ‘एक सुन्दर पगड़ी’ उनके सिरों पर रखी जाती है। वे परमेश्वर के लिए राजा और याजक ठहराए जाएँगे। जब शैतान अपने अभियोग लगा रहा था और इस मंडली का नाश करने का प्रयास कर रहा था, तब पवित्र स्वर्गदूत, अदृश्य रीति से, इधर-उधर आते-जाते हुए, उन पर जीवते परमेश्वर की मुहर लगा रहे थे। यही वे हैं जो मेम्ने के साथ सिय्योन पर्वत पर खड़े हैं, और जिनके माथों पर पिता का नाम लिखा हुआ है। वे सिंहासन के सामने वह नया गीत गाते हैं, वह गीत जिसे एक लाख चवालीस हज़ार के सिवा, जो पृथ्वी पर से मोल लिए गए थे, कोई मनुष्य नहीं सीख सकता। ‘ये वे हैं, जो मेम्ने के पीछे-पीछे चलते हैं जहाँ कहीं वह जाता है। ये मनुष्यों में से मोल लिए गए, कि परमेश्वर और मेम्ने के लिये पहिलौठे फल हों। और उनके मुँह में कोई कपट न पाया गया, क्योंकि वे परमेश्वर के सिंहासन के सामने निर्दोष हैं।’”

«اکنون تحقق کامل آن سخنانِ فرشته فرارسیده است: “پس الآن بشنو، ای یوشعِ کاهنِ اعظم، تو و یارانت که پیش روی تو نشسته‌اند؛ زیرا ایشان مردانی شگفت‌انگیزند؛ زیرا اینک من بندهٔ خود، آن شاخه را خواهم آورد.” مسیح به‌عنوان فدیه‌دهنده و رهایی‌بخشِ قوم خویش آشکار می‌شود. اکنون، به‌راستی، باقی‌ماندگان “مردانی شگفت‌انگیز” هستند، زیرا اشک‌ها و خواریِ ایام غربت ایشان جای خود را به شادی و اکرام در حضور خدا و برّه داده است. “در آن روز، شاخهٔ خداوند زیبا و جلیل خواهد بود، و میوهٔ زمین برای نجات‌یافتگانِ اسرائیل ممتاز و دلپسند خواهد شد. و واقع خواهد شد که هر که در صهیون باقی مانده باشد و هر که در اورشلیم برجا مانده باشد، مقدّس خوانده خواهد شد؛ یعنی هر که در میان زندگانِ اورشلیم مکتوب است.”» شهادت‌ها، جلد ۵، ۴۷۴–۴۷۶.

مکاشفہ کی کتاب میں مذکور ایک لاکھ چوالیس ہزار حزقی ایل ہی کا وہ گروہ ہیں جو ملک میں ہونے والی مکروہات پر "آہیں بھرتے اور فریاد کرتے" ہوئے "مہر کیے" جاتے ہیں۔ ان پر اُس وقت مہر کی جاتی ہے جب اُنہیں مسیح کی راستبازی کا لباس اور وہ خوبصورت عمامہ عطا کیا جاتا ہے جو پطرس کے "بادشاہوں اور کاہنوں" کی نمائندگی کرتا ہے؛ جو پہلے خدا کے لوگ نہ تھے، مگر اب خدا کے لوگ بن گئے ہیں۔

لیکن تم ایک برگزیدہ نسل، شاہی کہانت، مقدس قوم، اور خدا کی خاص ملکیت والی اُمّت ہو، تاکہ تم اُس کی فضیلتوں کا اعلان کرو جس نے تمہیں تاریکی میں سے اپنی عجیب روشنی میں بلایا ہے؛ تم جو پہلے اُمّت نہ تھے، مگر اب خدا کی اُمّت ہو؛ اور جن پر رحم نہ کیا گیا تھا، مگر اب تم پر رحم کیا گیا ہے۔ اے عزیزو، میں تم سے، پردیسیوں اور مسافروں کے طور پر، التماس کرتا ہوں کہ جسمانی خواہشوں سے باز رہو، جو جان کے خلاف جنگ کرتی ہیں؛ اور غیروں کے درمیان اپنا چال چلن نیک رکھو، تاکہ جہاں وہ تمہیں بدکار کہہ کر بدگوئی کرتے ہیں، وہاں وہ تمہارے نیک کاموں کو دیکھ کر، روزِ بازپُرس میں، خدا کی تمجید کریں۔ 1 Peter 2:9–12.

پس اکنون اگر واقعاً آواز مرا اطاعت کنید و عهد مرا نگاه دارید، آنگاه برای من از میان جمیع قوم‌ها گنجینه‌ای خاص خواهید بود؛ زیرا تمامی زمین از آنِ من است. و شما برای من مملکتی از کاهنان و امتی مقدس خواهید بود. این است سخنانی که باید به بنی‌اسرائیل بگویی. خروج ۱۹:‏۵، ۶

در واپسین ایامِ تاریخِ این زمین، عهدِ خدا با قومِ نگاهدارندۀ احکامِ او تجدید خواهد شد. «و در آن روز، برای ایشان با وحوشِ صحرا و با مرغانِ آسمان و با خزندگانِ زمین عهدی خواهم بست؛ و کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شکست، و ایشان را در امان خواهم خوابانید. و تو را تا ابد برای خود نامزد خواهم کرد؛ آری، تو را در عدالت و در داوری و در محبتِ ثابت و در رحمت‌ها برای خود نامزد خواهم کرد. و تو را در وفاداری برای خود نامزد خواهم کرد؛ و خداوند را خواهی شناخت.»

«و در آن روز واقع خواهد شد که من اجابت خواهم فرمود، خداوند می‌گوید؛ آسمان‌ها را اجابت خواهم کرد، و آنها زمین را اجابت خواهند کرد؛ و زمین غلّه و شراب و روغن را اجابت خواهد کرد؛ و آنها یزرعیل را اجابت خواهند کرد. و او را برای خویشتن در زمین خواهم کاشت؛ و بر آن که رحمت نیافته بود رحمت خواهم کرد؛ و به آنان که قوم من نبودند خواهم گفت: تو قوم من هستی؛ و ایشان خواهند گفت: تو خدای من هستی.» هوشع ۲:۱۴–۲۳

«در آن روز... باقی‌ماندگان اسرائیل و آنان که از خاندان یعقوب رهایی یافته‌اند... بر خداوند، قدوس اسرائیل، به راستی توکل خواهند کرد.» اشعیا 10:20. از «هر امت و قبیله و زبان و قوم» کسانی خواهند بود که با شادی به این پیام پاسخ خواهند داد: «از خدا بترسید و او را جلال دهید، زیرا که ساعت داوری او فرا رسیده است.» آنان از هر بتی که ایشان را به این زمین بسته است، روی خواهند گردانید و «او را که آسمان و زمین و دریا و چشمه‌های آب را آفرید، پرستش خواهند کرد.» ایشان خود را از هر قید و گرفتاری آزاد خواهند ساخت و در برابر جهان چون یادگارهای رحمت خدا خواهند ایستاد. در اطاعت از هر الزام الهی، نزد فرشتگان و آدمیان به‌عنوان کسانی شناخته خواهند شد که «احکام خدا و ایمان عیسی را حفظ می‌کنند.» مکاشفه 14:6–7، 12.

«“اینک ایّامی می‌آید، می‌گوید خداوند، که شخم‌زن به دروگر خواهد رسید، و فشرندهٔ انگور به آن‌که بذر می‌افشاند؛ و کوه‌ها شراب شیرین خواهند چکاند، و تمامی تپّه‌ها گداخته خواهند شد. و اسیری قوم خود، اسرائیل، را باز خواهم گردانید، و آنان شهرهای ویران را بنا خواهند کرد و در آن‌ها ساکن خواهند شد؛ و تاکستان‌ها غرس خواهند نمود و شراب آن‌ها را خواهند نوشید؛ و نیز باغ‌ها خواهند ساخت و از میوهٔ آن‌ها خواهند خورد. و ایشان را بر زمین ایشان خواهم کاشت، و دیگر از زمینی که به ایشان داده‌ام برکنده نخواهند شد، می‌گوید یهوه خدای تو. عاموس ۹:۱۳–۱۵.” Review and Herald، 26 فوریهٔ 1914.»

آشکار است که از زمانی که آخرین نسلِ برگزیده از یکصد و چهل و چهار هزار نفر مُهر می‌شوند، هنوز امّت‌هایی هستند که در روزِ تفقدِ امّت‌ها می‌توانند از شیوهٔ زندگیِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر (سلوک) تأثیر پذیرند.

„Ľudská moc ani ľudská sila nezaložili Božiu cirkev, a rovnako ju ani nemôžu zničiť. Cirkev nebola založená na skale ľudskej sily, ale na Kristovi Ježišovi, Skale vekov, „a pekelné brány ju nepremôžu.“ Matúš 16,18. Božia prítomnosť dáva Jeho dielu pevnosť. „Nedúfajte v kniežatá ani v syna človeka,“ je slovo, ktoré k nám prichádza. Žalm 146,3. „V tichosti a v dôvere bude vaša sila.“ Izaiáš 30,15. Božie slávne dielo, založené na večných zásadách práva, nikdy nevyjde navnivoč. Bude postupovať od sily k sile, „nie mocou ani silou, ale mojím Duchom, hovorí Hospodin zástupov.“ Zachariáš 4,6.

یہ وعدہ کہ “زربابل کے ہاتھوں نے اس گھر کی بنیاد ڈالی ہے؛ اور اسی کے ہاتھ اسے تمام بھی کریں گے،” لفظی طور پر پورا ہوا۔ آیت 9۔ “اور یہودیوں کے بزرگ تعمیر کرتے رہے، اور حجی نبی اور زکریاہ بن عدو کی نبوت کے وسیلہ سے ترقی کرتے رہے۔ اور اُنہوں نے اِسے اسرائیل کے خدا کے حکم کے مطابق، اور خورس، اور داریوس، اور ارتحششتا، فارس کے بادشاہ، کے فرمان کے مطابق تعمیر کیا اور مکمل کیا۔ اور یہ گھر ماہِ آدار [بارہواں مہینہ] کی تیسری تاریخ کو، جو داریوس بادشاہ کی سلطنت کے چھٹے سال میں تھی، مکمل ہوا۔” عزرا 6:14، 15۔ انبیا اور سلاطین، 595، 596۔

آیات سیزده تا پانزده نمایانگر رویدادهای نبوی‌ای هستند که در قانون یکشنبه به پایان زمانِ امتحان برای نگاه‌دارانِ سبت می‌انجامند. همچنین این آیات، سومینِ سه گامِ مذکور در آیهٔ دهِ دانیال دوازده را نشان می‌دهند. آیهٔ ده «تطهیر» است؛ آیات یازده و دوازده بیانگر «سفید ساخته شدن» هستند؛ و آیات سیزده تا پانزده نمایانگر آزمون تعیین‌کننده‌ای هستند که در آن باکرگانِ نگاه‌دارِ سبت «آزموده» می‌شوند.

پیام درونی در کتاب دانیال به‌وسیلهٔ رؤیای نهر اولای در باب‌های هفت تا نه نمایانده شده است، و پیام بیرونی به‌وسیلهٔ رؤیای نهر حدّاقل در باب‌های ده تا دوازده نمایانده می‌شود. باب دوازده اوج هر دو رؤیای درونی و بیرونی است، و روشی را ارائه می‌کند که مسیح به‌واسطهٔ آن صد و چهل و چهار هزار را برمی‌خیزاند و تطهیر می‌نماید. آیات ده تا شانزده تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل را از 1989 تا قانون یکشنبهٔ آیهٔ چهل و یک و شانزده بازنمایی می‌کنند. آیاتی که در این تاریخ پنهان جای می‌گیرند، تحقق کاملِ آیهٔ دهِ باب دوازده را نشان می‌دهند.

بسیاری طاهر خواهند شد و سفید گشته، آزموده خواهند شد؛ اما شریران شرارت خواهند ورزید، و هیچ‌یک از شریران نخواهند فهمید؛ لیکن حکیمان خواهند فهمید. و از زمانی که قربانی دائمی برداشته شود و مکروهِ ویرانگر برپا گردد، هزار و دویست و نود روز خواهد بود. خوشا به حال آن‌که انتظار کشد و به هزار و سیصد و سی و پنج روز برسد. دانیال ۱۲:۱۰–۱۲.

«حکیمان»ی که آیات ده تا شانزده را درمی‌یابند و هم از لحاظ «فکری» و هم از لحاظ «روحانی» مُهر شده‌اند، همان کسانی هستند که پیام نبویِ بیرونیِ بازنمایی‌شده در تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل را درک می‌کنند، و پیش از قانونِ یکشنبه از لحاظ «فکری» در آن فهم استوار شده‌اند. «حکیمان» کسانی هستند که به‌واسطهٔ پیامِ درونیِ بازنمایی‌شده در مکاشفه، فصل یازدهم و آیهٔ یازدهم، دگرگون شده‌اند و پیش از قانونِ یکشنبه در آن تجربه استقرار یافته‌اند.

«حکیمان» کسانی‌اند که «برکتِ» مرتبط با «انتظار کشیدن» را دریافت کرده‌اند، و بدین‌سان، یکصد و چهل و چهار هزار تن را به‌عنوان کسانی مشخص می‌سازد که تحقق کامل و نهاییِ مَثَلِ ده باکره را به انجام می‌رسانند. مکاشفه، باب یازدهم، آیه یازدهم، در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ فرارسید، و از این‌رو «زمانِ آخر» را رقم زد؛ زمانی که دانیال و مکاشفه با دو شاهد نشان می‌دهند که افزایش معرفتی که در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ گشوده شد، فرایند مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن را مشخص می‌سازد. یازده به‌علاوهٔ یازده برابر است با بیست و دو، که نمادی از پیوند الوهیت با انسانیت است، و آنان که از فرایند تطهیرِ سه‌مرحله‌ای که یکصد و چهل و چهار هزار تن را پدید می‌آورد عبور می‌کنند، در دانیال ۱۲:۱۲ معرفی شده‌اند، و این امری است که نشانه‌ای دیگر از پالمونی فراهم می‌آورد، زیرا دوازده ضرب در دوازده برابر است با یکصد و چهل و چهار هزار.

ما این بررسی را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.