برای من رسیدن به این مرحله در مطالعهٔ پانیوم فرایندی طولانی بوده است، و عنوان «یازده، یازده» به‌منظور تأکید بر این حقیقت است که شیرِ سبطِ یهودا هم کتاب دانیال و هم کتاب مکاشفه را هماهنگ ساخت تا خطوط درونی و بیرونیِ تاریخِ مُهر شدن قوم خدا را در باب یازدهم و آیهٔ یازدهم آشکار سازد. درست پیش از بسته شدنِ مهلتِ آزمایش، فرمانی صادر می‌شود برای گشودنِ مُهرِ آن نبوت در مکاشفه که تا زمانی مُهر شده بود که تاریخ‌های نبویِ درونی و بیرونی، که به‌وسیلهٔ دو خطِ یازده—یازده در کتاب‌های دانیال و مکاشفه نمایش داده شده‌اند، به حقیقتِ حاضر تبدیل شوند.

و به من گفت: «سخنان نبوّت این کتاب را مُهر مکن، زیرا زمان نزدیک است. آن که ظالم است، بگذار همچنان ظلم کند؛ و آن که پلید است، بگذار همچنان پلید بماند؛ و آن که عادل است، بگذار همچنان عدالت ورزد؛ و آن که مقدّس است، بگذار همچنان مقدّس بماند.» مکاشفه 22:10، 11

«زمان نزدیک است» درست پیش از بسته‌شدنِ مهلتِ آزمون، و «زمان نزدیک است» آنگاه که «مکاشفهٔ عیسی مسیح» گشوده می‌شود.

مکاشفهٔ عیسی مسیح، که خدا آن را به او عطا فرمود تا اموری را که می‌باید به‌زودی واقع شوند، به بندگان خود نشان دهد؛ و آن را به‌وسیلهٔ فرشتهٔ خود فرستاده، بر بندهٔ خویش یوحنا آشکار ساخت؛ همان که به کلام خدا و به شهادت عیسی مسیح، و به هر آنچه دیده بود، گواهی داد. خوشا به حال آن که می‌خواند، و آنان که سخنان این نبوت را می‌شنوند و آنچه را در آن نوشته شده است نگاه می‌دارند، زیرا وقت نزدیک است. مکاشفه ۱:‏۱–۳

جب یہوداہ کے قبیلے کا شیر، جیسا کہ وہ جولائی 2023 میں نصفُ اللیل کی پکار کے پیغام کی آمد کے بعد سے کرتا آ رہا ہے، “یسوع مسیح کے مکاشفہ” کی مہریں کھولتا ہے، تو اس مہرکُشائی میں یہ انکشاف بھی شامل ہوتا ہے کہ وہ “پلمونی” ہے، یعنی عجیب شمار کرنے والا، یا بھیدوں کا شمار کرنے والا۔ اس سچائی کو قبول نہ کرنا اُس آزمائشی عمل میں ناکام ہونا ہے جو ایک لاکھ چوالیس ہزار پر مہر کرتا ہے۔

من شما را به آب برای توبه تعمید می‌دهم؛ اما آن که پس از من می‌آید از من تواناتر است، و من شایسته نیستم کفش‌های او را بردارم؛ او شما را به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. او غربال خود را در دست دارد، و خرمنگاه خویش را به‌کلی پاک خواهد ساخت، و گندم خود را در انبار جمع خواهد کرد؛ اما کاه را با آتشی خاموشی‌ناپذیر خواهد سوزانید. متی 3:11، 12

«این فرایندِ تصفیه دقیقاً چه زود آغاز خواهد شد، نمی‌توانم بگویم، اما به‌درازا نخواهد کشید. او که غربالِ خود را در دست دارد، معبدِ خویش را از آلودگیِ اخلاقی آن پاک خواهد ساخت. او خرمنگاهِ خود را به‌کلی پاکیزه خواهد نمود.» Testimonies to Ministers, 372, 373.

خطوطِ نبوت جو مُہر لگائے جانے کے وقت کو ایک نبوی آزمائشی عمل کے طور پر شناخت کرتی ہیں، حد درجہ وافر ہیں۔ یہ بات واضح ہے کہ یہ آزمائشی عمل طالبِ علم کی استعداد اور اس کی اس قابلیت پر مبنی ہے کہ وہ خدا کے نبوی کلام کے مطالعہ کے لیے درست یا نادرست منہج کو کیسے بروئے کار لاتا ہے۔ یہ حقیقت بھی الہامی نوشتہ میں نہایت فراوانی کے ساتھ بیان کی گئی ہے۔

اور ان چاروں لڑکوں کو خدا نے ہر قسم کی تعلیم اور حکمت میں علم اور مہارت عطا کی؛ اور دانی ایل کو ہر طرح کی رؤیا اور خواب کی سمجھ بخشی۔ پھر اُن دنوں کے اختتام پر جن کے بارے میں بادشاہ نے حکم دیا تھا کہ انہیں اُس کے حضور پیش کیا جائے، خواجہ سراؤں کے سردار نے انہیں نبوکدنضر کے سامنے حاضر کیا۔ اور بادشاہ نے اُن سے گفتگو کی؛ اور اُن سب میں دانی ایل، حننیاہ، میسائیل، اور عزریاہ کے مانند کوئی نہ پایا گیا؛ سو وہ بادشاہ کے حضور کھڑے رہنے لگے۔ اور حکمت اور فہم کے ہر معاملہ میں جس کی بابت بادشاہ نے اُن سے دریافت کیا، اُس نے اُنہیں اپنے سارے مملکت کے سب جادوگروں اور نجومیوں سے دس گنا بہتر پایا۔ دانی ایل 1:17–20۔

یک اصل اساسی در تفسیر نبوت آن است که حقیقت بر گواهیِ دو شاهد استوار می‌گردد، و آنان که به این اصل اعتماد نمی‌ورزند، خود را در معرض شکست قرار می‌دهند. بخشی از فرایندِ آزمون در زمانِ مُهر نهادن، مستلزمِ شناختِ پیوندِ میان تاریخ‌های درونی و بیرونی است که در باب یازدهم و آیه یازدهم، به‌وسیلهٔ دانیال و یوحنا به تصویر کشیده شده‌اند.

«مکاشفه کتابی مُهرشده است، اما در عین حال کتابی گشوده نیز هست. این کتاب رویدادهای شگفت‌انگیزی را که در روزهای آخر تاریخ این زمین به وقوع خواهد پیوست، ثبت می‌کند. تعلیمات این کتاب معین و روشن است، نه رازآلود و نامفهوم. در آن، همان خط نبوتی دنبال می‌شود که در دانیال آمده است. خدا برخی نبوت‌ها را تکرار کرده است و بدین‌سان نشان داده است که باید به آنها اهمیت داده شود. خداوند چیزهایی را که اهمیت چندانی ندارند، تکرار نمی‌کند.» Manuscript Releases, جلد 9، 8.

کتاب‌های دانیال و مکاشفه دو شاهد را نمایندگی می‌کنند، و یکصد و چهل و چهار هزار نیز در باب یازدهمِ مکاشفه به‌صورت دو شاهد معرفی شده‌اند. در آیه یازدهمِ آن باب، آن دو شاهد که به‌وسیلهٔ ایلیا و موسی نمایانده شده‌اند، قیام می‌کنند، چنان‌که یوحنا در روغنِ جوشان و دانیال در چاهِ شیران هر دو نمودِ تمثیلیِ این حقیقت‌اند. یکصد و چهل و چهار هزار به‌وسیلهٔ دانیال و یوحنا، و نیز به‌وسیلهٔ ایلیا و موسی نمایانده شده‌اند. برای کامیاب شدن در فرایندِ آزمونی که یکصد و چهل و چهار هزار را پدید می‌آورد، دانشجو باید درک کند که حقیقت بر گواهیِ دو شاهد استوار می‌شود، و اینکه کتاب‌های دانیال و مکاشفه دو شاهد را نمایندگی می‌کنند، و اینکه یکصد و چهل و چهار هزار به‌گونه‌ای تمثیلی هم به‌صورت ایلیا و موسی و هم به‌صورت دانیال و یوحنا مجسّم شده‌اند.

این حقایق تنها نمونه‌ای کوتاه از حقایق نبویِ مرتبط با تاریخ درونی و بیرونیِ نمایان‌شده به‌وسیلهٔ «یازده، یازده» در هر دو کتاب دانیال و مکاشفه است. مسیح، به‌عنوان پالمونی، در هم‌راستا ساختنِ آن دو آیه هدایت فرمود، و نیز اینکه یازده، به‌علاوهٔ یازده، برابر با بیست‌ودو است، که آن نیز یک عُشر یا ده‌یکِ دویست‌وبیست است؛ و این، نمادی از ترکیبِ الوهیت با انسانیت می‌باشد. پالمونی بر اساس بیش از دو شاهد مقرر ساخت که «دویست‌وبیست» نمایانگرِ ترکیبِ الوهیت و انسانیت است، که این نیز به‌نوبهٔ خود توصیفی از تجسّدِ مسیح است، آنگاه که او طبیعتِ جسمانیِ ساقط‌شده را بر خود گرفت. او با این کار، برای نوع بشر این نمونه را پیش نهاد که اگر آنان مایل باشند الزاماتِ انجیل را برآورده سازند، مسیح مایل است الوهیتِ خود را با انسانیتِ ما ترکیب کند. بنابراین، الوهیت و انسانیت دو شاهد هستند.

«مکاشفهٔ عیسی مسیح» که درست پیش از بسته شدنِ درِ فیض گشوده شد، این را نیز دربر می‌گیرد که عیسی «کلمه»ٔ خداست.

در ابتدا کلمه بود، و کلمه نزد خدا بود، و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همه‌چیز به‌واسطهٔ او آفریده شد؛ و به‌غیر از او چیزی از موجودات آفریده نشد. در او حیات بود؛ و حیات نور انسان‌ها بود. و نور در تاریکی می‌تابد؛ و تاریکی آن را درنیافت. یوحنا ۱:‏۱–۵

کتاب‌مقدس «کلام» خداست که همان‌گونه که مسیح تجسّمِ پیوندِ الوهیت با انسانیت است، کتاب‌مقدس نیز نمایانگرِ دو شاهدِ عهد عتیق و عهد جدید است، که در مکاشفه، فصل یازدهم، همان موسی و ایلیا نیز هستند.

«دربارۀ آن دو شاهد، نبی همچنین اعلام می‌دارد: “اینان‌اند آن دو درخت زیتون و آن دو شمعدان که در حضور خدای زمین ایستاده‌اند.”» «کلام تو،» مزمورنویس گفت، «برای پاهای من چراغ، و برای راه من نور است.» مکاشفه 11:4؛ مزمور 119:105. آن دو شاهد نمایندۀ کتب مقدسِ عهد عتیق و عهد جدید هستند. نبرد عظیم، 267.

دو شاهد، همان دو درخت زیتون، دو شمعدان، و عهد عتیق و عهد جدید هستند که در این بند با عنوان «کلام تو» نمود یافته‌اند. «مکاشفهٔ عیسی مسیح» که اندکی پیش از پایان مهلتِ آزمون، به‌وسیلهٔ شیرِ سبطِ یهودا گشوده می‌شود، «افزایش نهاییِ معرفت» است که کسانی را که نامزدِ آن‌اند تا یکی از صد و چهل و چهار هزار تن باشند، می‌آزماید. «افزایش نهاییِ معرفت» همچنین همان پیامِ فریادِ نیمه‌شب در مَثَلِ ده باکره است.

«پس در پاسخ گفتم: این دو درخت زیتون که در جانب راست چراغدان و در جانب چپ آن هستند، چیستند؟ و باز در پاسخ گفتم: این دو شاخهٔ زیتون چیستند که از طریق دو لولهٔ زرّین، روغن طلایی را از خود جاری می‌سازند؟ و او در پاسخ من گفت: آیا نمی‌دانی که اینها چیستند؟ و گفتم: نه، سرورم. آنگاه گفت: اینها آن دو مسح‌شده هستند که در حضور خداوندِ تمامی زمین ایستاده‌اند. زکریا ۴:‏۱۱–۱۴. اینها خود را در کاسه‌های زرّین فرو می‌ریزند، کاسه‌هایی که نمایانگر دل‌های پیام‌آوران زندهٔ خدا هستند، آنان که کلام خداوند را با هشدارها و التماس‌ها به مردم می‌رسانند. خودِ کلام باید چنان باشد که تصویر شده است: آن روغن طلایی که از دو درخت زیتون، که در حضور خداوندِ تمامی زمین ایستاده‌اند، جاری می‌شود. این همان تعمید روح‌القدس و آتش است. این، جانِ بی‌ایمانان را به روی اقناع خواهد گشود. نیازهای جان را تنها به‌وسیلهٔ عملِ روح‌القدسِ خدا می‌توان برآورده ساخت. انسان از خود هیچ نمی‌تواند بکند تا اشتیاق‌ها و آرمان‌های دل را برآورده سازد.» The Seventh-day Adventist Bible Commentary، جلد ۴، ۱۱۸۰.

کلامِ خدا هم کتابِ مقدّس است و هم مسیح، و کتابِ مقدّس و مسیح نمایانگر دو شاهد هستند، همان‌گونه که صد و چهل و چهار هزار نیز چنین‌اند. این دو شاهد نیز به نوبۀ خود نمایانگر ترکیبِ الوهیت با انسانیت هستند. همچنین نمایانگر تاریخ‌های نبوّتیِ درونی و بیرونی‌اند. آنان به عنوان شاهدان، گواهی دادند که الوهیتی که با انسانیت متحد شده است، گناه نمی‌کند. همچنین نمایانگر پیوند میان الوهیت و انسانیت هستند. خواه نردبان باشد، خواه مجرا، خواه لوله‌ها، خواه فرشتگان، یا هر یک از دیگر نمادهای رابطۀ ارتباطی میان خدا و انسان، پیامی که به انسان رسانده می‌شود همواره یا حیات است یا موت.

«مسیح‌شدگانِ ایستاده در حضورِ خداوندِ تمامیِ زمین، همان مقامی را دارند که زمانی به شیطان به‌عنوان کروبیِ سایه‌گستر داده شده بود. خداوند به‌واسطهٔ موجوداتِ مقدسی که تخت او را احاطه کرده‌اند، ارتباطی پیوسته با ساکنانِ زمین برقرار می‌سازد. روغنِ طلایی نمایانگرِ آن فیضی است که خدا به‌وسیلهٔ آن چراغ‌های ایمانداران را فراهم نگاه می‌دارد تا سوسو نزنند و خاموش نگردند. اگر این روغنِ مقدس در پیام‌های روحِ خدا از آسمان فرو ریخته نمی‌شد، عواملِ شر بر انسان‌ها به‌طور کامل تسلط می‌یافتند.»

«خداوند آنگاه بی‌حرمتی می‌بیند که ما پیام‌هایی را که برای ما می‌فرستد دریافت نمی‌کنیم. بدین‌سان، آن روغنِ زرّینی را که او می‌خواهد در جان‌های ما بریزد تا به آنان که در تاریکی‌اند رسانیده شود، رد می‌کنیم. هنگامی که این ندا برخیزد: “اینک، داماد می‌آید؛ به استقبال او بیرون روید”، آنان که روغنِ مقدس را دریافت نکرده‌اند و فیض مسیح را در دل‌های خود گرامی نداشته‌اند، همچون باکره‌های نادان خواهند یافت که برای ملاقات با خداوندِ خویش آماده نیستند. آنان در خود توانی برای به دست آوردن آن روغن ندارند، و زندگی‌شان تباه می‌شود. اما اگر روح‌القدسِ خدا طلب شود، اگر التماس کنیم، چنان‌که موسی کرد: “جلال خود را به من بنما”، محبتِ خدا در دل‌های ما ریخته خواهد شد. از طریق لوله‌های زرّین، آن روغنِ زرّین به ما رسانیده خواهد شد. “نه به قدرت و نه به قوّت، بلکه به روح من، یهوه صبایوت می‌گوید.” فرزندان خدا با دریافتِ پرتوهای درخشانِ آفتابِ عدالت، چون چراغ‌هایی در جهان می‌درخشند.» Review and Herald, July 20, 1897.

رَیزشِ روح‌القدس در خلالِ تاریخ‌های درونی و بیرونی‌ای رخ می‌دهد که دانیال و مکاشفه ۱۱:۱۱ آن‌ها را نشان کرده‌اند. در آیات یازدهم و دوازدهمِ باب یازدهمِ دانیال، دست‌کم چهار شخصیتِ نبوی وجود دارند که باید شناسایی شوند. همچنین در آیات سیزدهم تا پانزدهم نیز چهار شخصیت هست که باید شناسایی گردند، و در آیه شانزدهم نیز چهار شخصیت وجود دارند. اکنون ما دقیقاً در همان تاریخ زندگی می‌کنیم؛ ازاین‌رو بر ما، به‌عنوان شاگردان نبوت، لازم است که روشن سازیم شخصیت‌های نمادینِ آیات یازدهم تا شانزدهم چه کسانی هستند، زیرا آنان نمایانگر خطی از نبوت‌اند که تاریخِ پنهانِ آیه چهلمِ همین باب را در بر می‌گیرد.

همچنین مناسب به نظر می‌رسد که شخصیت‌هایی را که در تاریخِ آیهٔ چهل، که از سال ۱۹۸۹ در حال گشوده‌شدن بوده است، نمایان شده‌اند، شناسایی کنیم.

او گفت: «ای دانیال، راه خود را بگیر، زیرا این سخنان تا زمان آخر بسته و مُهر شده است. بسیاری طاهر خواهند شد و سفید گردانیده خواهند شد و آزموده خواهند شد؛ اما شریران به شرارت رفتار خواهند کرد؛ و هیچ‌یک از شریران نخواهند فهمید؛ لیکن حکیمان خواهند فهمید.» دانیال ۱۲:۹، ۱۰

آیهٔ چهل از «زمانِ آخر» در سال ۱۷۹۸ آغاز می‌شود، هنگامی که ناپلئونِ فرانسه پاپ را به اسارت برد. توجیه ناپلئون بر پیمانِ تولنتینو که در سال ۱۷۹۷ نقض شده بود، استوار بود. نبرد ناپلئون و پاپ پیش‌تر در تاریخی که آیات شش و هفتِ باب یازدهمِ دانیال را تحقق بخشید، به‌صورت نمونه‌ای پیش‌نگاشته شده بود. پیمانِ ازدواجِ نقض‌شده و شکستِ پادشاهِ شمال از پادشاهِ جنوب در تحققِ آیات شش و هفت، در تاریخِ ۱۷۹۸ تکرار شد، و بدین‌سان هم پیشگوییِ کلامِ خدا را در آیات شش و هفت نمایندگی می‌کنند و هم تحققِ آن آیات را در آغازِ جنگ میان بطلمیوس فیلادلفوس، دومین و پادشاهِ مصر، و آنتیوخوس تئوس، سومین پادشاهِ سوریه. بطلمیوس نمایندهٔ پادشاهِ جنوب بود و آنتیوخوس نمایندهٔ پادشاهِ شمال.

پیشگوییِ آیات، هنگامی که با تحققِ آن پیشگویی در تاریخِ بطلمیوس و انطیوخوس—که آن نیز به نوبۀ خود نمونه‌ای از تاریخِ ناپلئون و پاپ در سال ۱۷۹۸ بود—در کنار هم قرار گیرد، سه خط را فراهم می‌آورد که تاریخِ پوتین و زلنسکی را در آیات یازده و دوازده به‌صورت نمادین نشان می‌دهند. از این‌رو، این درک که زمانِ آخر در سال ۱۷۹۸ نمایانگرِ تاریخِ ناپلئون و پاپ است، اگر در همان‌جا پایان یابد، ناقص است. ما باید دریابیم که آیات شش و هفت دربارهٔ ناپلئون و پاپ چه پیشگویی می‌کنند، و نیز تاریخِ بطلمیوس و انطیوخوس دربارهٔ همان دوره چه می‌آموزاند. هنگامی که این خطوطِ حقیقت را درک کنیم، آنگاه می‌توانیم بفهمیم که آن تحقق‌های تاریخیِ پیشین، تاریخِ آغازینِ آیۀ چهل را مشخص می‌سازند، و بدین‌سان، پایانِ آیۀ چهل را نیز مشخص می‌کنند؛ آنگاه که پوتین، که به‌واسطۀ ناپلئون و بطلمیوس نمونه‌سازی شده است—پوتینی که در آیات شش و هفت پیشگویی شده است—آیات یازده و دوازده را به انجام می‌رساند.

نکته‌ای مهم دربارهٔ رابطهٔ نبوی میان اژدها و وحش، آن‌گونه که یوحنا ایشان را شناسایی می‌کند، یا آن‌گونه که دانیال ایشان را به صورت «قربانیِ دائمی و مکروهِ ویرانگر» بازنمایی می‌کند، این است که از نظر نبوی بسیار شبیه به یکدیگرند. یوحنا این‌گونه بیان می‌کند.

اور انہوں نے اژدہے کی پرستش کی جس نے حیوان کو اختیار دیا تھا؛ اور انہوں نے حیوان کی پرستش کرتے ہوئے کہا، ’’حیوان کی مانند کون ہے؟ اور کون ہے جو اُس کے ساتھ جنگ کر سکتا ہے؟‘‘ مکاشفہ 13:4

Adorar al dragón es adorar a la bestia, pues ambos representan la religión del paganismo. Al igual que Juan, Daniel usa “el cuerno pequeño” de Daniel capítulo ocho, versículos nueve al doce, para representar tanto a la Roma pagana como a la Roma papal, aunque distingue claramente entre ambas al identificar el cuerno pequeño de la Roma pagana en sentido masculino, y el cuerno pequeño de la Roma papal en sentido femenino. En el capítulo siete, Daniel identifica a la Roma pagana como “diferente” de los reinos que la precedieron, y además Daniel identifica que la Roma papal también era “diferente”. Roma, ya sea pagana o papal, es diferente. El símbolo masculino de Roma, que representa a la Roma pagana, es sostenido por Acab y Herodes. Ambos estaban casados con símbolos del papado. La mujer es el arte eclesiástico y el hombre es el arte estatal; por lo tanto, en el plano profético, cuando la Palabra de Dios habla de un hombre y una mujer que llegan a ser una sola carne, está confirmando la realidad de que la Roma pagana y la Roma papal son muy semejantes en el sentido profético, porque son una sola carne.

رابطۀ فرانسه با پاپیّت در سال ۱۷۹۸، نمونۀ رابطۀ ایالات متحدۀ امریکا با پاپیّت است، هنگامی که آن ده پادشاه، روم را به آتش می‌سوزانند و گوشت او را می‌خورند.

و آن ده شاخی که بر آن وحش دیدی، اینان از فاحشه نفرت خواهند داشت، و او را ویران و عریان خواهند ساخت، و گوشتش را خواهند خورد، و او را به آتش خواهند سوزانید. مکاشفه ۱۷:۱۶.

رابطۀ فرانسه با پاپیّت، آنگاه که در سال ۵۳۸ پاپیّت را به قدرت رسانید، نمونۀ کار ایالات متحدۀ امریکا در شفابخشیدن زخم مهلک پاپیّت در قانون یکشنبه‌ایِ به‌زودی واقع‌شونده است.

اور میں نے ایک اور حیوان کو زمین سے اوپر آتے دیکھا؛ اور اُس کے دو سینگ برّہ کے مانند تھے، مگر وہ اژدہا کی مانند بولتا تھا۔ اور وہ پہلے حیوان کا سارا اختیار اُس کے سامنے عمل میں لاتا ہے، اور زمین اور اُس کے باشندوں کو اُس پہلے حیوان کی پرستش کرنے پر مجبور کرتا ہے، جس کا جان لیوا زخم اچھا ہو گیا تھا۔ اور وہ بڑے بڑے عجائب دکھاتا ہے، یہاں تک کہ آدمیوں کے سامنے آسمان سے زمین پر آگ بھی نازل کر دیتا ہے۔ اور اُن معجزوں کے سبب سے، جنہیں حیوان کے سامنے دکھانے کا اُسے اختیار دیا گیا تھا، وہ زمین کے باشندوں کو فریب دیتا ہے، اور زمین کے باشندوں سے کہتا ہے کہ وہ اُس حیوان کے لیے ایک مورت بنائیں، جو تلوار کا زخم کھا کر بھی زندہ رہا تھا۔ مکاشفہ 13:11–14۔

«زمانِ پایان» در سال 1798، در تحقق آیهٔ چهل، نشان می‌دهد که پادشاه روحانی شمال به‌وسیلهٔ پادشاه روحانی جنوب برکنار می‌شود. این تاریخِ نبوتی، تاریخِ پایانِ هزار و دویست و شصت سالِ حاکمیت پاپی است؛ ازاین‌رو، ویژگی‌های نبوتیِ آغازِ آن تاریخِ نبوتی در پایانِ آن نیز بازنمایی می‌شود. در سال 538، چهارمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس جای خود را به پنجمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس داد، و در سال 1798، پنجمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس جای خود را به ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس داد.

۵۳۸ همچنین یک نشانهٔ میانیِ لعنتِ «هفت زمان»ِ لاویان بیست‌وشش بر ضد پادشاهی شمالیِ اسرائیل است که در سال ۷۲۳ پیش از میلاد آغاز شد، هنگامی که آشور افرایم را به اسارت برد. بنابراین، ۱۷۹۸ نه تنها ویژگی‌های نبویِ ۵۳۸ را در خود دارد، بلکه ویژگی‌های ۷۲۳ پیش از میلاد را نیز داراست. در سال ۷۲۳ پیش از میلاد، ده سبطِ اسرائیل به‌وسیلهٔ آشور سرنگون می‌شدند، و یک‌هزار و دویست و شصت سال بعد، در ۵۳۸، رومِ مشرک به‌وسیلهٔ رومِ پاپی سرنگون می‌شد، و آن نیز به‌نوبهٔ خود در سال ۱۷۹۸ به‌دست فرانسه در پایانِ «هفت زمان» سرنگون گردید.

در سال ۱۷۹۸، فرانسه، یعنی پادشاه جنوب، پاپیّت را از تخت فروکشید. در سال ۵۳۸، فرانسه، که نماد برجستهٔ تجزیهٔ رومِ بت‌پرست به ده پادشاهی بود، پاپیّت را بر تخت نشاند. در هنگام قانون یکشنبه، ایالات متحده نقش فرانسه را در سال ۵۳۸ تکرار می‌کند، و هنگامی که آن ده پادشاه پاپیّت را با آتش می‌سوزانند و گوشت او را می‌خورند، ایالات متحده نقش فرانسه را در سال ۱۷۹۸ تکرار می‌کند.

داوریِ «هفت زمان» بر ضد پادشاهی‌های شمالی و جنوبیِ اسرائیل به‌وسیلهٔ پادشاهی‌هایی که از شمال برآمدند، به وقوع پیوست.

اسرائیل ایک پراگندہ بھیڑ ہے؛ شیروں نے اسے بھگا دیا ہے: پہلے اسور کے بادشاہ نے اسے نگل لیا؛ اور آخر میں بابل کے بادشاہ نبوکدرضر نے اس کی ہڈیاں توڑ ڈالیں۔ یرمیاہ 50:17۔

آشور از شمال برخاست و در سال ۷۲۳ ق.م. ده سبط را مغلوب ساخت، و بابل در سال ۶۷۷ ق.م. یهودا را به اسارت برد. هرچند اسرائیل نسبت به یهودا پادشاهی شمالی بود، با این حال هر دو پادشاهی به‌دست دشمنانی از شمال مغلوب شدند؛ از این‌رو، هم اسرائیل و هم یهودا در نسبت با دشمنی که ایشان را به اسارت برد، پادشاهی‌های جنوبی محسوب می‌شدند. سال ۷۲۳ ق.م. نمایانگر آن است که پادشاه شمال بر یک پادشاهی جنوبیِ ده‌گانه غلبه می‌کند. سال ۵۳۸ نمایانگر انتقالی از بت‌پرستی به پاپ‌گرایی است و نیز پادشاهی شمالی را نشان می‌دهد که بر یک پادشاهی ده‌گانه چیره می‌شود. سال ۱۷۹۸ نمایانگر آن است که پادشاهی شمالی به‌دست پادشاهی جنوبی که نمایندهٔ یک پادشاهی ده‌گانه است، شکست می‌خورد.

اور اُسی گھڑی ایک بڑا زلزلہ آیا، اور شہر کا دسواں حصہ گر پڑا، اور اُس زلزلہ میں سات ہزار آدمی مارے گئے؛ اور باقی لوگ خوف زدہ ہوئے، اور آسمان کے خدا کی تمجید کی۔ مکاشفہ 11:13۔

دورۂ انتقال جو 538 سے متعلق ہے، جب روم بت‌پرست سے پاپائی بن گیا، دانی ایل باب آٹھ میں مذکر سے مؤنث کی تبدیلی بھی ہے، جو علامتی طور پر حکومت کاری سے کلیسائی اقتدار کی طرف تبدیلی ہے۔ “سات زمانوں” کی نبوت “سچائی” کی مہر رکھتی ہے، کیونکہ پہلا حرف (723 قبل مسیح) عبرانی حروفِ تہجی کے بائیسویں اور آخری حرف (1798) کی توضیح کرتا ہے، جبکہ تیرھواں اور درمیانی حرف بغاوت (538) کی نمائندگی کرتا ہے۔ دانی ایل یہ واضح کرتا ہے کہ “سرکشی” جسے “ویرانی کی سرکشی” کی تعبیر سے ممثل کیا گیا ہے، کلیسیا اور ریاست کے امتزاج کا نام تھا، جس میں کلیسیا اس تعلق پر غالب تھی۔ وہی “سرکشی” 538 کی نمائندگی کرتی ہے، جو اسرائیل کے دس شمالی قبائل کے خلاف سات زمانوں کے دور میں تین بنیادی نشانوں کے درمیان واقع درمیانی مقام، اور استعارۃً تیرھویں حرف، ہے۔

در سال 1798، در «زمان آخر» چنان‌که در آیهٔ چهلم از فصل یازدهم دانیال بیان شده است، فرانسهٔ بی‌خدا، یعنی پادشاه جنوب، زخمِ مهلک را بر پاپیّت، یعنی پادشاه شمال، وارد ساخت. در سال 1989، پاپیّت بر ضدّ پادشاه بی‌خدای جنوب، که در آن زمان به اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شده بود، تلافی کرد. این تلافی شامل اتحادی پنهانی میان ایالات متحده و واتیکان بود. برچیده شدن اتحاد جماهیر شوروی در سال 1989، پیام مکتوبِ نبویِ آیهٔ چهلم را به پایان می‌رساند، و آیهٔ بعد، یعنی آیهٔ چهل‌ویکم، نمایانگر قانون یک‌شنبه در ایالات متحده است. بنابراین، از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1989 تا قانون یک‌شنبه در آیهٔ بعد، ما در تاریخ پنهانِ آیهٔ چهلم زیسته‌ایم.

آیت چہل، سنہ 1798 میں جنوب کے ایک بادشاہ اور شمال کے ایک بادشاہ کی نشان دہی کرتے ہوئے آغاز کرتی ہے، اور پھر سنہ 1989 میں جنوب کے ایک بادشاہ اور شمال کے ایک بادشاہ کے ساتھ ساتھ ایک تیسری قوت کی بھی، جو رتھوں، جہازوں اور سواروں کے ذریعے ظاہر کی گئی ہے۔

اور آخر زمان میں جنوب کا بادشاہ اُس پر حملہ آور ہوگا، اور شمال کا بادشاہ رتھوں، سواروں، اور بہت سے جہازوں کے ساتھ بگولے کی مانند اُس پر چڑھ آئے گا؛ اور وہ ممالک میں داخل ہوگا، اور سیلاب کی طرح بہتا ہوا گزر جائے گا۔ دانی ایل 11:40۔

«زمانِ آخر» میں 1798ء کے دوران نپولین کا ایک حقیقی جنرل ویٹیکن میں داخل ہوا اور لفظی طور پر پوپ کو گرفتار کرکے قید کر گیا۔ 1989ء میں 1798ء کا انتقام واقع ہوا۔ 1798ء اور 1989ء کے درمیان تاریخ میں بعض نبوتی انتقالات واقع ہوئے تھے جن کا لحاظ کرنا اہم ہے۔ دہریہ فرانس، جو 1798ء کے دور میں جنوب کا بادشاہ تھا، جنوب کے پہلے روحانی بادشاہ کے طور پر ظاہر ہوا، اور پوتن کا روس اس کا آخری ہونے کے لیے مقدر ہے۔ فرانس کی نشان دہی مکاشفہ گیارہ میں کی گئی ہے، اور سسٹر وائٹ نے اسے براہِ راست دہریہ فرانس کے طور پر متعین کیا ہے۔ ان دو علامتوں میں سے ایک، جو باب گیارہ میں فرانس کی شناخت کراتی ہیں، مصر ہے، اور سسٹر وائٹ مصر کو دہریت کی علامت قرار دیتی ہیں۔ اس باب میں وہ حیوان جو اتھاہ گڑھے میں سے اوپر چڑھتا ہے، دہریت تھی، جو اسی زمانی عرصہ میں تاریخ میں وارد ہوئی۔

الحاد از دورهٔ زمانی 1798، با فرانسه، وارد تاریخ می‌شود و تا سال 1989، پادشاه روحانیِ الحاد به اتحاد جماهیر شوروی بدل شده است. برچیده شدن اتحاد جماهیر شوروی در سال 1989، در تحققِ ائتلافی پنهانی میان پاپ ژان پل دوم و رونالد ریگان، در آیهٔ دهم از باب یازدهم دانیال به‌صورت نمادین پیش‌نمایی شده بود؛ و شاهدی دوم بر آیهٔ دهم در بخشِ اشعیا دربارهٔ دو لعنتِ دو هزار و پانصد و بیست‌ساله بر ضد پادشاهی‌های شمالی و جنوبیِ اسرائیل یافت می‌شود، آن‌گونه که در باب‌های هفت تا یازده بیان شده است.

ازاین‌رو، ۱۹۸۹ به نقطهٔ مرجع برای حلّ معماهای نبوتیِ ایام آخر بدل می‌شود. در همان زمان بود که آیهٔ چهل مُهرگشایی شد. اکنون می‌توان دریافت که آیهٔ چهل در سال ۱۷۹۸ آغاز می‌شود و به قانون یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویکم پایان می‌یابد.

در قانون یکشنبه، ایالات متحده چون اژدها سخن خواهد گفت و حکومت خود را به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس به پایان خواهد رساند. این کشور دوران فرمانروایی خود را در سال 1798 آغاز کرد، هنگامی که پادشاهی پنجم زخمی مهلک دریافت نمود. در سال 1798، ایالات متحده «قوانین بیگانگان و فتنه» را به تصویب رساند و بدین‌سان، پایان پادشاهی ششم را در همان آغاز آن به‌گونه‌ای نمادین مجسم ساخت. ازاین‌رو، آیه چهل، تاریخ ایالات متحده را به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس بیان می‌کند.

۱۷۹۸ نخستین حرف از الفبای عبری است، قانون یکشنبه بیست‌ودومین و آخرین حرف از الفبای عبری است، و ۱۹۸۹ نشانۀ میانی است که نمایانگر آن عصیان است که به‌وسیلۀ عدد سیزده و سیزدهمین حرف از الفبای عبری نمادین شده است. ۱۹۸۹ نمایانگر عصیانِ اتحاد پنهانیِ ریگان با ضدّمسیحِ نبوتِ کتاب‌مقدسی است. ۱۹۸۹ نخستینِ هشت رئیس‌جمهورِ پایانی را معرفی می‌کند که در خلال دوره‌ای از عصیانِ فزاینده علیه قانون اساسی حکمرانی می‌کنند. ۱۹۸۹ فرایندی آزمایشی را در میان ادونتیست‌های روز هفتم آغاز کرد که برای پدید آوردن دو طبقه از پرستندگان طراحی شده است. امینان اندک‌اند؛ بی‌ایمانان بسیارند. ۱۹۸۹ نمایانگر نشانۀ میانیِ آیهٔ چهل است، و نمایانگر آن عصیانی است که به‌وسیلۀ سیزدهمین حرف نمادین شده است. آیهٔ چهل مُهرِ «حقیقت» را بر خود دارد.

آیهٔ چهل دارای پادشاهان شمال و جنوب است که در تاریخِ پایانِ آیه با یکدیگر متفاوت‌اند. همچنین ایالات متحده را نیز دربر دارد که بنا بر گفتهٔ یوحنا، همان نبیِ کذّاب است که با اژدها و وحش همکاری می‌کند تا جهان را به آرماگدون رهنمون شود. پادشاه جنوب در آیهٔ چهل، اژدهاست؛ پادشاه شمال، وحش است؛ و ارابه‌ها، کشتی‌ها و سواران، نبیِ کذّاب هستند. تحقق آیهٔ چهل در سال ۱۹۸۹ به ویژگی‌ای مهمِ نبوی برای فهم آیات یازده تا پانزده بدل می‌شود. اگر در مورد ۱۹۸۹ بر صواب نباشید، از لحاظ منطقی نمی‌توانید دربارهٔ تاریخی که امروز در آن به سر می‌بریم نیز بر صواب باشید.

از سال ۱۹۸۹ تا قانون یکشنبه، سه جنگ نیابتی برای پاپیّت در آیات ۱۰ تا ۱۵ به تصویر کشیده شده است. این آیات باید به‌عنوان یک تاریخ پیوسته واحد در نظر گرفته شوند، زیرا همان «آنتیوخوس مَگنوس» در هر سه نبردی که در تحقق تاریخی آیات ۱۰ تا ۱۵ به نمایش درآمده‌اند، یافت می‌شود.

هر سه نبرد یک خطّ نبوی هستند، زیرا آنتیوخوس مگنوس در هر یک از آن سه نبرد حضور داشت. آیهٔ ده و اشعیا ۸:۸ دو شاهد برای تحقق آیهٔ چهل در سال ۱۹۸۹ فراهم می‌آورند. آیهٔ چهل نقطهٔ ارجاع در آیهٔ ده و اشعیا ۸:۸ است. «ارابه‌ها، کشتی‌ها و سواران» نمایانگر دو شاخِ وحشِ زمین در باب سیزدهم مکاشفه هستند. در انتها، هنگامی که ایالات متحده «چون اژدها سخن می‌گوید»، آن دو شاخ دیگر جمهوری‌خواهی و پروتستانیسم نخواهند بود. در آن زمان، پروتستان‌های موسوم با کاتولیسیسم متحد خواهند شد، و جمهوری مشروطه به یک دیکتاتوری تبدیل خواهد گردید. در آن دورهٔ زمانی، دو شاخِ وحشِ زمین عبارت خواهند بود از قدرت اقتصادی و قدرت نظامی. در باب سیزدهم مکاشفه، ایالات متحده جهان را وادار می‌کند که برای خرید و فروش، و نیز تحت تهدید مرگ، نشانِ وحش را بپذیرد. آن دو شاخ همان «کشتی‌ها»ی دانیال‌اند که نمایانگر قدرت اقتصادی هستند، و «سواران و ارابه‌ها»ی او که نمایانگر قدرت نظامی‌اند.

۱۹۸۹ ثابت می‌سازد که هنگامی که تحقق تاریخیِ نبردهای رافیا و پانیوم را در آیات یازده تا پانزده به‌کار می‌بریم، باید همان روش‌شناسیِ نبوی‌ای را که برای فهم ۱۹۸۹ و فروپاشی اتحاد شوروی به کار گرفته شد، به کار ببریم، زیرا آنتیوخوس مگنوس در هر سه نبردی که در آیات ده تا پانزده بازنمایی شده‌اند، حضور داشت. آنتیوخوس نمایانگر قدرتِ ارابه‌ها، کشتی‌ها و سواران است، که در ۱۹۸۹ رونالد ریگان بود، نخستینِ هشت رئیس‌جمهور، که آخرینِ ایشان نیز ششمین بود و اکنون هشتمین است که از آنِ هفت است.

بر اساس اشعیا بیست‌وسه، قدرت پاپی، (آن فاحشه‌ای که با پادشاهان زمین زنا می‌کند) در دوران سلطنت ایالات متحده به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس پنهان می‌بود. در سال ۱۹۸۹، ایالات متحده، که به‌وسیلهٔ آنتیوخوس مگنوس به‌صورت نمادین نشان داده شده بود، قدرتِ نیابتیِ پاپی در جنگ آن با وحشِ الحاد بود؛ همان وحشی که در سال ۱۷۹۸ زخمی کشنده بر آن وارد کرده بود.

سه نبردِ آیات ده تا پانزده نمایانگر جنگی میان پادشاه شمال است که چون فاحشهٔ پنهانِ صور، در حالی که به سوی بازگردانیِ قدرت خویش و شکستِ پادشاهِ الحاد—یعنی پادشاه جنوب—پیش می‌رود، از قدرت‌های نیابتی بهره می‌گیرد. تحقق‌های تاریخیِ سه نبردِ آیات ده تا پانزده به ما می‌آموزند که در نبرد نخست و آخر، آنتیوخوس ماگنوس پیروز شد، اما در نبرد میانی شکست خورد. ویژگی‌های نبویِ سال‌های ۱۹۸۹ِ رونالد ریگان همراه با پاپ ژان پل دوم و فروپاشیِ اتحاد جماهیر شوروی، در آخرینِ این سه نبرد همتایی خواهند داشت، زیرا این آیات همان چیزی هستند که درست پیش از بسته‌شدنِ زمانِ آزمایش گشوده می‌شوند. چنان‌که آیهٔ چهل در سال ۱۷۹۸ و سپس بار دیگر در ۱۹۸۹ گشوده شد، این آیه نیز در پایان، از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شده، گشوده شد.

مکاشفهٔ عیسی مسیح درست پیش از بسته شدن زمانِ آزمایش گشوده می‌شود، و این حقیقتِ برترین را در بر دارد که عیسی اوّل و آخر است، و از این‌رو همواره پایان را به‌واسطهٔ آغاز به تصویر می‌کشد. زمانِ آزمایش برای اَدونتیسم در قانون یکشنبه بسته می‌شود، و درست پیش از بسته شدن زمانِ آزمایش، مکاشفهٔ عیسی مسیح گشوده می‌شود. پیامی که در درِ بستهٔ قانون یکشنبه به پایان می‌رسد، همان پیامِ فریادِ نیمه‌شب است، که در تاریخ میلری، به درِ بستهٔ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ انجامید. گشوده شدنِ ۱۷۹۸ در آغازِ آیهٔ چهل، که همچنین آغازِ ایالات متحده به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدّس است، نمونه‌ای بود از گشوده شدنِ ۱۹۸۹ در میانهٔ آیهٔ چهل و آغازِ پایانِ تدریجیِ ایالات متحده. آن گشوده شدن در ۱۷۹۸ که نمونهٔ ۱۹۸۹ بود، دو شاهد را برای گشوده شدنِ پیامِ فریادِ نیمه‌شب در ۲۰۲۳ نمایندگی می‌کند. این خط، با سه نشانِ راهِ خود یعنی ۱۷۹۸، ۱۹۸۹، و ۲۰۲۳، کارِ درونیِ تطهیرِ ده باکره و خطِ بیرونیِ ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدّس را معرّفی می‌کند.

La batalla presentada en el versículo once, que se cumplió en la Batalla de Rafia cuando Antíoco fue derrotado por Ptolomeo, representa una derrota del poder delegado papal, que en esta batalla actual es los nazis de Ucrania, aliados con las naciones globalistas de Europa Occidental que conforman la UE y la OTAN, y que marchan en total consonancia con los globalistas políticos y económicos de las Naciones Unidas. Si Antíoco Magno estuvo en las tres batallas y representa el poder delegado papal contra el rey del sur, ¿cómo puede ser los Estados Unidos en 1989, luego los ucranianos tal como son tipificados por la Batalla de Rafia, y después nuevamente los Estados Unidos en la Batalla de Panio? El versículo diez es la clave para los versículos once al quince, pues su cumplimiento en 1989 proporciona una ilustración de las características proféticas de la primera de las tres guerras subsidiarias. ¿Cuál es la justificación profética para identificar a Antíoco como el poder delegado papal, sin aplicar a los Estados Unidos a cada una de las tres batallas?

در تاریخِ جنگ اوکراین، که با نبرد رافیا ممثَّل شده است، ایالات متحده از نازی‌های اوکراین به‌عنوان قدرتِ نیابتیِ خود بهره برد؛ آن هم در همان تاریخی که در آن، تصویرِ پاپیّت را می‌سازند، یعنی آن قدرتی که همواره و تنها از قدرت‌های نیابتی برای انجام کارهای پلیدِ خویش استفاده می‌کند.

برای پاسخ به پرسشِ قدرت‌های نیابتی در آیات ده تا پانزده، لازم است ویژگی‌های انطیوخس به‌مثابه نمادی نبوی مورد مطالعه قرار گیرد. جنگ‌های دیادوخوی نبردهایی پیاپی از ۳۲۳ تا ۲۸۱ پیش از میلاد بودند میان دیادوخویان (واژه‌ای یونانی به‌معنای «جانشینان»)، یعنی سرداران و جانشینان اسکندر کبیر، که پس از مرگ او در ۳۲۳ پیش از میلاد برای به‌دست گرفتن کنترل امپراتوری پهناور او جنگیدند. نخستین انطیوخس، انطیوخسِ یکم سوتر بود، پسر سلوکوسِ یکم نیکاتور، یکی از دیادوخویانِ اسکندر (جانشینان او)، که امپراتوری سلوکی را بنیان نهاد.

نامِ انطیوخُس را می‌توان به معنای کسی دانست که به جای دیگری می‌ایستد تا او را پشتیبانی کند. انطیوخُس نمادی از روم است، و رومِ پاپی همان ضدّمسیح است که نمادپردازی‌ای همانند انطیوخُس دارد. انطیوخُس، به‌عنوان یک نام، نمایانگر پسرِ بنیان‌گذارِ امپراتوری سلوکی بود، و از این جهت انطیوخُس در جای پدر خود می‌ایستاد؛ او قائم‌مقام او بود. خواهر وایت هم شیطان و هم پاپ را ضدّمسیح معرفی می‌کند، و بیان می‌دارد که پاپ نمایندهٔ شیطان بر زمین است. این نام در امپراتوری سلوکی به نامی برجسته در دودمان سلطنتی بدل شد، تا حدی به سبب پیوندش با انطیوخُس اوّلِ سوتر و شهر انطاکیه، که به نام پدر یا پسرِ سلوکوسِ اوّل نام‌گذاری شده بود. پاپ قائم‌مقامِ شیطان است، و از لحاظ نمادین نامِ انطیوخُس نمایانگر قائم‌مقامی برای پدرِ او، یعنی بنیان‌گذارِ پادشاهی شمال، است که پایتخت آن را در بابل قرار داد.

پس از مرگ اسکندرِ کبیر در ۳۲۳ ق.م.، امپراتوری او در میان دیادوخوی (جانشینان) او تجزیه شد. در تقسیم بابل (۳۲۳ ق.م.)، سلوکوس در آغاز از سوی پردیکاس، نایب‌السلطنهٔ امپراتوری اسکندر، به فرماندهی سواره‌نظامِ هتایروی (منصبی عالی‌رتبه و ممتازِ نظامی) منصوب شد. تا سال ۳۲۱ ق.م.، سلوکوس در تقسیم تریپارادیسوس، پس از مرگ پردیکاس و در پیِ مذاکرات بیشتر میان دیادوخوی، به ساتراپیِ (فرمانداریِ) بابل منصوب گردید. در ۳۱۶ ق.م.، آنتیگونوسِ یکم مونوفتالموس، یکی دیگر از دیادوخوی، به سبب فزونیِ قدرتِ خود، سلوکوس را وادار کرد که از بابل بگریزد. سلوکوس به بطلمیوسِ یکم سوتر در مصر پناه برد. در ۳۱۲ ق.م.، سلوکوس با نیرویی اندک که بطلمیوس در اختیار او نهاده بود، به بابل بازگشت. او نیروهای آنتیگونوس را شکست داد و بابل را بازپس گرفت، و بدین‌سان بنیادِ پایگاه قدرتِ خویش را استوار ساخت. این رویداد غالباً آغازِ امپراتوریِ سلوکی تلقی می‌شود، و در محاسبات تاریخی، ۳۱۲ ق.م. به‌عنوان آغازِ عصرِ سلوکی به‌شمار می‌آید.

نامِ سیلوکَس از زبانِ یونانی مشتق شده و از ریشهٔ selas (σέλας) می‌آید که به معنای «نور»، «درخشندگی» یا «شعله» است. این نام دلالت بر فروغ یا تابندگی دارد و برای شخصیتی برجسته چون سلوکوسِ یکم نیکاتور، بنیان‌گذارِ امپراتوریِ سلوکی، و کسی که ممثلِ آن پدری است که در آسمان حاملِ نور بوده است، برازنده است.

«برای به‌دست آوردن منافع و افتخارات دنیوی، کلیسا به جست‌وجوی التفات و پشتیبانی بزرگان زمین سوق داده شد؛ و بدین‌سان، چون مسیح را رد کرده بود، به اطاعت واداشته شد از نمایندهٔ شیطان—اسقف روم.» نبرد عظیم، 50.

آنتیوخوسِ کبیر نمایندۀ نیابتیِ قدرت پاپی است، همان‌گونه که پاپ نمایندۀ نیابتیِ شیطان است. نمادگراییِ آنتیوخوس امکانِ وجودِ قدرت‌های نیابتیِ گوناگون را فراهم می‌سازد، چنان‌که پاپ‌های بسیاری نیز وجود داشته‌اند. ریگان نمایندۀ نیابتیِ سال ۱۹۸۹ بود، اوکراین در سال ۲۰۱۴ به نمایندۀ نیابتیِ ایالات متحده بدل شد، و ترامپ در نبردِ پانیوم نمایندۀ نیابتی است. ریگان نخستین بود، ترامپ آخرین است، و زلنسکی شورشِ میانه است.